اشعار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

مرتب سازی براساس

دانلودمتن وسبک حضرت ابوالفضل شب دوازدهم باصدای جوادمقدم -( من تشنه ام و تو ساقی ) *

7934
31

دانلودمتن وسبک حضرت ابوالفضل شب دوازدهم باصدای جوادمقدم -( من تشنه ام و تو ساقی ) من تشنه ام و تو ساقی

من فانی ام و تو باقی

مجنون تو هستم آقا

تو لیلی ما عشاقی

تو قمر هفت آسمونم

غلام توام تا جوونم

قمر بنی هاشم عباس

---------

دریایی و با اخلاصی

با غیرت و با احساسی

در یک کلمه می گویم

سلطان وفا عباسی

از وقتی که دستات قلم شد

لقب تو صاحب علم شد

قمر بنی هاشم عباس

------------

تو شمعی و من پروانه

مجنون توام جانانه

تا جام می ات نوشیدم

دیوانه شدم دیوانه

پهلوون و حبل المتینی

بچه شیر ام البنینی

قمر بنی هاشم عباس

---------

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 26
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 15:45
  • نوشته شده توسط
  • مجید قنبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 اسماعیل تقوایی

ساقی -( شادمان زعلقمه بیرون بشد آن ساقی مست ) * اسماعیل تقوایی

1825

ساقی  -( شادمان زعلقمه بیرون بشد آن ساقی مست  ) شادمان زعلقمه بیرون بشد آن ساقی مست
تشنه لب بود ولی مشک پر آبی در دست
قصدش این بود که آبی برساند به حرم
یورش لشگر غدار بر او راه ببست
سعیش این بود حفاظت بکند از مشکش
بهراینکار زعباس بیفتاد دو دست
مشک دندان بگرفت او،ولی تیر عدو
آمد وزوزه کشان بر دل مشکش بنشست
وای از ضرب عمودی که به فرقش بزدند
خورد با سر به زمین، بند زبندش بگسست
روی زانو بنشست وبه حرم کرد نگاه
ناگهان تیر عدو دیده او را بر بست
گفت دریاب برادر تو علمدارت را
زمی عشق تو ساقی تو باشد سرمست
چون برادر به برش آمدودیدش بی جان
گفت عباس ز هجران تو پشتم بشکست

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

تاسوعا حضرت عباس (س) -( ضریح تازه مبارک،عزیز ام بنین ) *

1133

 تاسوعا حضرت عباس (س) -( ضریح تازه مبارک،عزیز ام بنین ) ضریح تازه مبارک،عزیز ام بنین

ببین حریم تو آقا چقدر محترم است

ضریح پشت ضریح و حرم میان حرم

فدای گل پسری که هنوز بی حرم است

پوریا باقری

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 16:00
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دانلودمتن وسبک زمینه نوحه حضرت عباس -( أَلا ای علمدار و میرِ سپاهم تو هستی یار و تیکه گاهم ) * امیر عباسی

4197
9

دانلودمتن وسبک زمینه نوحه حضرت عباس -( أَلا ای علمدار و میرِ سپاهم   تو هستی یار و تیکه گاهم ) أَلا ای علمدار و میرِ سپاهم تو هستی یار و تکیه گاهم

امیر لشکر عزیز حیدر ابا الفضل ای پشت و پناهم

از داغت سوزد هر دل ای حلّالِ هر مشکل

جانم یا ابوفاضل

*******

أَلا ای، شمیمِ تو صفای گلشن، به امّ البنین پارۀ تن

پر از غم دِلَت که شد قاتلت لبِ خشکِ شش ماهۀ من

بی دستِ کرببلا آب آورِ خمیه ها

یا ساقیَ العطاشا

جانم یا ابوفاضل

حسین و تو همچون دو شمس هدایت فضائلتان بی نهایت

دل و دلداده تویی استادِ حمایت از راهِ ولایت

دشمنِ خصمِ کافر، تا پای جان با رهبر، سیدی یابن الحیدر

جانم یا ابوفاضل

شاعر : حاج امیر عباسی

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 29
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 06:08
  • نوشته شده توسط
  • مجید قنبری
ادامه مطلب

تاسوعا حضرت عباس (س) -( روبروی گنبدت هر قامتی تا میشود ) *

7968
16

تاسوعا حضرت عباس (س) -( روبروی گنبدت هر قامتی تا میشود ) روبروی گنبدت هر قامتی تا میشود
ای که با آوردن نامت گره وا میشود

هرچه حاجت بر درت آورده هر کس تا کنون
مطئمناً یا برآورده شده یا میشود

عالم الغیبی و بی شک مصلحت دانسته ای
حاجتی گاهی اگر امروز و فردا میشود

درب های عرش هم بسته است تا آن لحظه که
روی زائر هایتان باب الحرم وا میشود

هرکسی دکتر جوابش کرده اینجا بی گمان
در حرم با یا ابالفضلی مداوا میشود

مشکلت را هر کجا بردی نشد , اینجا بیا
با کریمان کار مشکل نیست ، اینجا میشود

از همه دنیا دلت سیر است ؟ پس با من بگو
“یا ابوفاضل مدد” قطعا دلت وا میشود

مشهدم را داده و ماندست تنها کربلا
کربلا هم شاید اصلا مشهد امضا میشود .

حمیدرضا محسنات

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 16:02
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار شب نهم به همراه سبک/سنگین -( ناله های واعطشا میون خیمه ها گرفته ) *

2504
4

اشعار شب نهم به همراه سبک/سنگین -( ناله های واعطشا میون خیمه ها گرفته ) ناله های واعطشا میون خیمه ها گرفته

لبای خشک بچه ها امونِ سقا رو بریده

اشکای رقیه شیشه صبرشو شکونده

آخه توی مشکش حتی یه قطره آب نمونده

دنیا پیش چشماش تیره تر از دل قفس شد

غریبیِ داداش جونِ اونو به لب رسونده

زد میونِ میدون/ تا که آب بیاره

از چشای ابریش / اشک غم میباره

ساقی العطاشا

رسید کنار علقمه با چشم تر با یه دل خون

میگفت که ای آب فرات این قدر دل منو نسوزون

رباب توی خیمه دستش به سمت آسمونه

دعا میکنه تا مشک آبم سالم بمونه

ای مشک لااقل تو یه رحمی کن به حال زارم

اخه حرف قول و خجالت من در میونه

تیر ناامیدی / تا نشست به مشکم

از چشام میباره / قطره های اشکم

ساقی العطاشا

سقای دشت کر

  • یکشنبه
  • 3
  • آبان
  • 1394
  • ساعت
  • 15:37
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

شهادت قمر بنی هاشم -( حرف ايثارت بر لب علقمه شد ) * رضا تاجیک

1415

شهادت  قمر بنی هاشم  -( حرف ايثارت بر لب علقمه شد  ) "دسته اول"
حرف ايثارت بر لب علقمه شد ۲
نام تو تا محشر ابن فاطمه شد
مولانا یا اباالفضل ۲

"دسته دوم"
حضرت ساقی این ديده ی تر من ۲
مقتدای سيد علی، رهبر من
مولانا یا اباالفضل

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 19:20
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار شب تاسوعا به همراه سبک/زمینه -( سایه­ی غم ، به خیمه نشسته ) * احسان پیریابی

2181
1

اشعار شب تاسوعا به همراه سبک/زمینه -( سایه­ی غم ، به خیمه نشسته ) سایه­ی غم ، به خیمه نشسته

خیز و بنگر ، که پشتم شکسته

آمدم با ، نفس­های خسته

اباالفضل(ع) ، ببینی کودکان را

اباالفضل(ع) ، ببینی دشمنان را

اباالفضل(ع) (۳)

بسته شد چشم تو، واشده چشم غم

خود بگو من چه سان ، رو کنم بر حرم

اباالفضل(ع) (۲)

رفته تا بیکران ، آهِ خیمه

دستت افتاده ، در راه خیمه

در مِحاقی(هاله­ی) ، تو ای ماه خیمه

اباالفضل(ع) ، تویی تکیه گاهم

اباالفضل(ع) ، تو پشت و پناهم

اباالفضل(ع) (۳)

خواهرم نوحه گر ، بر دو دست قلم

روضه خوانت شده ، مشک و دست و عَلَم

اباالفضل(ع) (۲)

شاعر : احسان پیریابی

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 4
  • آبان
  • 1394
  • ساعت
  • 07:15
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

شهادت قمر بنی هاشم -( ناصر دين الله مقتدای وفا ) * رضا تاجیک

1352

شهادت قمر بنی هاشم -( ناصر دين الله مقتدای وفا  ) "دسته اول"
ناصر دين الله مقتدای وفا ۲
عبد صالح هستی ماه كرببلا
مولانا یا اباالفضل ۲

"دسته دوم"
با تمام غيرت مست و نعره زنان ۲
تا شهادت ماندی با ولی زمان
مولانا یا اباالفضل

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 19:25
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار شب تاسوعا به همراه سبک/زمینه -( ای قمرم پاشو امید خواهر من ) * محسن مقدم

3617
5

اشعار شب تاسوعا به همراه سبک/زمینه -( ای قمرم پاشو امید خواهر من ) ای قمرم پاشو امید خواهر من

ای قمرم پاشو سالار لشگر من

ای قمرم بالای سرته مادر من

تویی برادر من تویی آب آور من

دشمن داره می خنده چی اومده سر من

از وقتی که علمدار علم روی زمین خورد

سکینه توی خیمه گوشوارشو در آورد

واای چرا اینجور نقش زمینی

واای ثمر ویل ام البنینی

بیا بریم سمت حرم که بچه ها منتظرن

اگه نیای خیمه هارو به باد غارت می برن

ای علمدار من

ساقی من می بینی که تشنه ی آبم

ساقی من نگرونه حال ربابم

ساقی من خون چشمات می ده عذابم

مشکت کجاست برادر می سوزم از غم تو

پشت منو شکسته به خدا ماتم تو

بالا سرت رسیدم امید و تکیه گاهم

توون برام نمونده تویی پشت وپناهم

واای علقمه غوغایی به پ

  • دوشنبه
  • 18
  • آبان
  • 1394
  • ساعت
  • 15:30
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 رضا رسولی

شهادت قمر بنی هاشم/کارت خداییه -( عشقت آقا شیعه و ارمنی نمیشناسه ) * رضا رسولی

1775
0

شهادت قمر بنی هاشم/کارت خداییه -( عشقت آقا شیعه و ارمنی نمیشناسه ) عشقت آقا شیعه و ارمنی نمیشناسه
هر کی بیاد در خونت سراپا احساسه
کارت خداییه - فرمانرواییه
محتاج یک نیمه نگات حاتم طاییه
از عشق تو مستم - دخیل تو هستم
بی دست کربلا بیا بگیر آقا دستم
(قمربنی هاشم عباس اباالفضل) 2

بین زمین و آسمون شهره ی آفاقی
صل علی سیدنا یا حضرت ساقی
یا حضرت سقا - پهلوون یکتا
قصدمه که فدات بشم توو شب تاسوعا
سخاوت رایج - یا باب الحوائج
دستات شفیع و منجی عرصه ی نتایج
(قمربنی هاشم عباس اباالفضل) 2

میون جنگ و معرکه، پهلوون فاتح
وقت عبادتت میشی تو بنده صالح
ای حضرت دریا - امیر بی همتا
خورده رو سربنده سرت فاطمة الزهرا
پهلوون و مردی - فاتح نبردی
شبیه به حضرت حیدر تو بی هماوردی
(قمربن

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 20:01
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

شهادت قمر بنی هاشم -( خیمه در اضطراب، لشگر به هلهله ) * احسان پیریابی

4451
8

شهادت قمر بنی هاشم  -( خیمه در اضطراب، لشگر به هلهله ) خیمه در اضطراب، لشگر به هلهله

بین تو و علم، افتاده فاصله ۲

مشک تو رو زمین جسم تو نیمه جون

دیده به راهی از چشمای پر ز خون ۲

پاشو/ خیمه درانتظاره

پاشو/ لشگر علم نداره ۲

پاشو نذار که من، بی کس بشم داداش

مشتاق دست توست، مشک و علم داداش ۲

دست قلم شده افتاده رو زمین

چشماتو واکن و تنهاییمو ببین ۲

پاشو/ حرفی بزن دوباره

پاشو/ لشگر علم نداره ۲

بعد از تو غارته، روزی خیمه ها

بعد از تو در همه، اوضاع کربلا ۲

بعد از تو وای من وای از غم حرم

گریونه بعد تو چشمای خواهرم ۲

چطور/ خیمه برم دوباره

پاشو/ لشگر علم نداره

شاعر : احسان پیریابی

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 20:08
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار حضرت ابالفضل العباس سلام الله علیه -( من کنار تو هستم و دشمن ) *

2724
2

اشعار حضرت ابالفضل العباس سلام الله علیه -( من کنار تو هستم و دشمن ) شب تاسوعا

(حضرت ابالفضل العباس سلام الله علیه)

من کنار تو هستم و دشمن

گرد جسم تو جشن می گیرند

فکر خیمه بدون تو هرگز

تو نباشی رقیه می میرد

تو نباشی خدا به خیر کند

لشکر شام شیر می شود و

تو نباشی خدا به داد رسد

حرم آماج تیر می شود و

تو نباشی رباب می میرد

اصغر از تیر سیر می شود و

تو نباشی و من نباشم وای

عصمت الله اسیر می شود و

یک دم از بوی یاس فهمیدم

مادرم بوده در کنار تنت

من بمیرم چه ها کشیدی تو

پیش چشمان مادرم زدنت

دیدم از دور ای علمدارم

پاره پاره شدی ز سرنیزه

هر که یک قسمت از تنت را برد

بدنت را زدند بر نیزه

تا علمدار بر زمین افتاد

عزت و احترام را بردند

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 3
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 13:20
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

شهادت قمر بنی هاشم -( ای علمدار، ز جا خیز ای امید زینب ) *

2467

شهادت قمر بنی هاشم -( ای علمدار، ز جا خیز ای امید زینب ) یابن الحسن، سرت بادا سلامت آقا
چشمت گریان، شده از داغ جدت آقا
کن قبولم / شریک این عزا باشم
نوحه خوان / سرِ بر نیزه ها باشم 2
بیا ای یوسف زهرا 3 مهدی

ای علمدار، ز جا خیز ای امید زینب
بی دستی و، فتادی از فراز مرکب
تیر دشمن/ شکسته گر سبوی تو
آب اگر ریخت/ نریزد آبروی تو 2
اباالفضل ای علمدارم 3 اخا

ام البنین، بیا در علقمه غوغا شد
جایت خالیست، گمانم نوبت زهرا شد
بعد از عباس/ عدو چون عزم غارت کرد
بیرق افتاد/ حرم فکر اسارت کرد 2
اباالفضل ای علمدارم 3 اخا

حسین خدایاری

دانلود سبک

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 20:15
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار شب تاسوعا -( رندان سلامت می کنند خود را غلامت می کنند ) *

2798

اشعار شب تاسوعا -( رندان سلامت می کنند خود را غلامت می کنند ) شب تاسوعا

(زمینه)

رندان سلامت می کنند خود را غلامت می کنند

مستی ز جامت می کنند مستان سلامت می کنند

در عشق گشتم فاش تر وز همگنان قلاشتر

وز دلبران خوش باش تر مستان سلامت می کنند

غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر

خورشید ربانی نگر مستان سلامت می کنند

افسون مرا گوید کسی توبه ز من جوید کسی

بی پا چو من پوید کسی مستان سلامت می کنند

ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار زو

من کس نمی دانم جز او مستان سلامت می کنند

ای ابر خوش باران بیا وی مستی باران بیا

وی شاه طراران بیا مستان سلامت می کنند

حیران کن و بی رنج کن ویران کن و بی گنج کن

نقد ابد را سنج کن مستان سلامت می کنند

شهری ز تو زیر و زبر هم بی

  • سه شنبه
  • 3
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

برادر -( برخیز عزیزمن که بیامد برادرت ) * اسماعیل تقوایی

2045
1

برادر  -( برخیز عزیزمن که بیامد برادرت  ) برخیز عزیزمن که بیامد برادرت
بوسم دو دست تو که فتاده زپیکرت
ساقی بلند شو و بیا سوی خیمه ها
پرکن برای اهل حرم باز ساغرت
رفتی به آب ولب نزده آمدی برون
بادا حلال تو یل من شیر مادرت
اصغرنخواهد آب شده ساکت وخموش
خواهد که خیمه آیی وگیریش در برت
برخیز وباز گیرعلم را به روی دوش
بی صاحب است بی تو، سپهدار،لشگرت
بشکسته شدکمر زحسینت به هجرتو
دلداریم بیامده غمدیده خواهرت
راحت خیال گشته عدو از نبود تو
باشد به فکر حمله وقتل برادرت
من در کنار پیکر تو گریه می کنم
کف می زند به خنده مرا خصم کافرت
قوت به زانوان حسین نیست تا برد
سوی حرم قامت سرو وصنوبرت

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 18
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 07:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن اشعار غروب تاسوعا -( پر خیمه کنار رفت و یکی ) *

2291
4

متن اشعار غروب تاسوعا -( پر خیمه کنار رفت و یکی ) غروب تاسوعا

(شب عاشورا)

پر خیمه کنار رفت و یکی

رنگ از رخ پریده داخل شد

گفت با لکنت زبان ای وای

چه نشستید کار مشکل شد

من که نزدیک خیمه ها بودم

دستگیرم شدند همه حرکات

گفت عباس با حسینش چشم

مطمئنم که می زند به فرات

قطره ای آب اگر رسد به حسین

جان گرفتند ما چه کار کنیم

با سپاهی که دور خود دارد

همه باید فقط فرار کنیم

یک قدم مانده تا به پیروزی

زحمت خویش را هدر مدهید

کودک شیرخوار هم تشنه است

جان تازه به محتضر ندهید

گفت فرمانده حرمله فردا

رزمتان را نگاه خواهم کرد

گر ابالفضل تا فرات رسد

روزتان را سیاه خواهم کرد

او نباید به علقمه برسد

حلقه ای باش بر نگین فرات

دو برابر کن از همین ا

  • سه شنبه
  • 3
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 13:27
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

اشعار حضرت ابالفضل العباس سلام الله علیه -( علقمه عین محشر کبراست ) *

2301
4

اشعار حضرت ابالفضل العباس سلام الله علیه -( علقمه عین محشر کبراست ) غروب تاسوعا

(حضرت ابالفضل العباس سلام الله علیه)

علقمه عین محشر کبراست

مشک بر دوش شیر کرار است

نخل ها هر کدام یک سنگر

پشت هر نخل یک کمان دار است

فکر گهواره است در میدان

مشک را برگرفته چون جانش

آنچنان فکر طفل شش ماهه است

اشک بسته است راه چشمانش

آنکه در عرصه ی جدال علی ست

هست هشیار و پای تا سر چشم

بس که چشمان او بصیرت داشت

چشم زیباش خورد آخر چشم

اشک تا بست راه دیدن را

حرکت تیر گم شد اندر چشم

دست افتاد و مشک سالم ماند

داشت امید بهر اصغر چشم

مشک شد پاره و امیدش ریخت

شد خراب آرزوی او در چشم

تیرها از کمان رها که شدند

باز شد در تمام پیکر چشم

حرمله تیر را به چله گذاشت

غنچه ی پر

  • سه شنبه
  • 3
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 13:29
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

نوحه شهادت حضرت عباس (س) -( غيرت افتاده روي پايت کربلا شاهد بر وفايت ) * رضا تاجیک

3074
2

نوحه شهادت حضرت عباس (س) -( غيرت افتاده روي پايت  کربلا شاهد بر وفايت ) غيرت افتاده روي پايت کربلا شاهد بر وفايت
تو مرا برادر صدا نکردي آفرين ترک وفا نکردي
دستت از پرچم جدا نکردي
يا اباالفضل عباس اباالفضل
هيبت چشمت کرده طوفان لرزه افتاده بين ميدان
در وجود تو نيروي حيدر مرجعت بوده زهراي اطهر
جان خود کردي قربان حيدر
يا اباالفضل عباس اباالفضل
اي علمدار دل شکسته اي سپهدار ديده بسته
رفتي از دستم اي نور ديده بر سر راهم دست بريده
ساقي تشنه چشمي نديده
يا اباالفضل عباس اباالفضل
غصه بر راهم ره ببندد کوفه ديگر بر من بخندد
مشک پاره زدست تو رها شد بي بي ام البنين صاحب عزا شد
ابروي دَرهَمَت ديگر دوتا شد
يا اباالفضل عباس اباالفضل

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 19
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 12:40
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اشعار غروب تاسوعا -( حسینم ای بی سر حسین عریان پیکر ) *

4374
2

اشعار غروب تاسوعا  -( حسینم ای بی سر حسین عریان پیکر ) غروب تاسوعا

(واحد – حاج ابراهیم رحیمی)

حسینم ای بی سر حسین عریان پیکر

تو را تشنه کشتند بمیرم ای مادر

دوید و دویدم برید و بریدم

سرت را سر نیزه دیدم

قتلوک بنی ذبحوک بنی

منعوک بنی

----

خودم دیدم بگذاشت به روی سینه پا

خودم دیدم قاتل گرفته مویت را

تو افتادی بر خاک من افتادم از پا

مرا تنها مگذار میان این صحرا

امیدم تو هستی که در خون نشستی

چرا پشت من را شکستی

ای پناهم ابالفضل تکیه گاهم ابالفضل

سوز و آهم ابالفضل

----

دو تا شد ابرویت جدا شد بازویت

شکسته پهلو هم نشسته پهلویت

شدم بی برادر تو سردار و لشکر

نشسته کنار تو مادر

ای یل لشکر من حامی خواهر من

همدم و یاور من

یااخا یاابالفضل

  • سه شنبه
  • 3
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

اشعار غروب تاسوعا -( آقام ابالفضل شمع جمع هاشمیون ) *

4311
6

اشعار غروب تاسوعا -( آقام ابالفضل شمع جمع هاشمیون ) غروب تاسوعا

(تک)

آقام ابالفضل شمع جمع هاشمیون

آقام ابالفضل ماه بین فاطمیون

آقام ابالفضل کربلا را میر لشکر

آقام ابالفضل حیدری دیگر به پیکار

آقام ابالفضل میر و سقا و علمدار

آقام ابالفضل نور مصباح هدایت

آقام ابالفضل کشته ی راه ولایت

آقام ابالفضل شیرمرد از خردسالی

آقام ابالفضل زاده ی مولی الموالی

آقام ابالفضل ماه شب های مدینه

آقام ابالفضل آرزوهای سکینه

آقام ابالفضصل دست دست حی داور

آقام ابالفضل خون ثارالله اکبر

آقام ابالفضل مظهر کل حقایق

آقام ابالفضل باب حاجات خلایق

آقام ابالفضل هاله ای در چشم صحرا

آقام ابالفضل شعله ای در قلب دریا

آقام ابالفضل لنگر فلک ولایت

آقام ابالفضل جلوه ا

  • سه شنبه
  • 3
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 13:33
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

اشعار غروب تاسوعا -( مجنونم مجنونم ) *

2245
3

اشعار غروب تاسوعا -( مجنونم مجنونم ) غروب تاسوعا

مجنونم مجنونم

مجنونم و پریشونم

درمون همه دردا تویی آقاجونم

مهمونم مهمونم

تشنه ام مثل بیابونم

من تشنه ی تو نم نم یه بارونم

بی تابم بی تابم

بی خوابم بی خوابم

در حسرت می نابم

من رعیت غلام توام ای اربابم

آقام وای آقام وای

----

عشق تو تو خونم

من مرد توی میدونم

من واسه ی خیام تو بلاگردونم

آقام وای آقام وای

----

در مسیر عشق من ولایی ام

تو شهید و من هم فدایی ام

در هوای تو من هوایی ام

با اشاره ات کربلایی ام

بی تاب از زیارتم

اگر چه بی لیاقتم

در آرزوی دیدنت

من عاشق زیارتم

  • سه شنبه
  • 3
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 13:35
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

روضه حضرت ابالفضل العباس(ع) -( هرکس که دلش خواست ببیند عظمت را ) *

2140
3

روضه حضرت ابالفضل العباس(ع) -( هرکس که دلش خواست ببیند عظمت را  ) هرکس که دلش خواست ببیند عظمت را
باید برود تا که ببیند حرمت را

الحق که خدای ادبت، ام بنین است
حق خیر دهد والده محترمت را

گفتم: قسمی یاد بده، گفت: ابالفضل
از آذریان یاد گرفتم قسمت را

من بار گناهان خودم را نکشیدم
اما به روی شانه کشیدم علمت را

فردا قلم عفو شود در صف محشر
وقتی ببرد فاطمه دست قلمت را

این نیز مقامی است که غمخوار تو هستم
ممنون خدایم که به من داد غمت را

بگذار که در عشق تو این سینه بسوزد
دم کن نفسم را که بخوانم دو دمت را .
.
"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید

  • سه شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 08:28
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

سبک واحد حضرت عباس * میلاد صلاحی

5973
5

سبک واحد حضرت عباس سبک واحد شلاقی
قمر منیر بنی هاشم (ع)
—------------------
یاعباس
جانم سقا
ذکر لب ها
اکشف کربنا به حق آقا
یاعباس
ماه منیر
هستم فقیر
بیا دست مو تو امشب بگیر
آقام آقام تو دوای هر دردی
آقام آقام با دلم چه ها کردی
می خونم از تو از تو که خیلی مردی
مثل داداشات پی سائل می گردی
یاعباس یاعباس جانم یاابالفضل

یاعباس
مرد میدون
ای پهلوون
وای اگه بگیره چشماتو خون
یاعباس
آروم جون
ای مهربون
چه قد بت میاد اسم عمو جون
آقام آقام تو نیگات یه انعکاس
آقام آقام از موج رو دریاهاس
هم و غم تو فقط حسین زهراس
کی گفته با تو پسرعلی تنهاس
یاعباس یاعباس جانم یاابالفضل

یاعباس
ای مبارز
ای محافظ
برات زینبیه س خط قرمز
یاعباس
می

  • پنج شنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1395
  • ساعت
  • 04:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن لطفی

روضه حضرت ابالفضل العباس(ع) -( پیشِ چشمِ سرخ گونت صبح و شامی نیست نیست ) * حسن لطفی

1605
2

روضه حضرت ابالفضل العباس(ع) -( پیشِ چشمِ سرخ گونت صبح و شامی نیست نیست  ) پیشِ چشمِ سرخ گونت صبح و شامی نیست نیست
بر لبت جُز واحسینایت کلامی نیست نیست

می‌رسی بر روضه اما ما نمی‌فهمیم حیف
ای دریغا که نصیبِ ما سلامی نیست نیست

داستانِ کوفه از بی معرفتها پا گرفت
بی بصیرت،بر سلام ما دوامی نیست نیست

دیده ام در پایِ ما عمریست غیرت داشتی
تا تو آقایی کنی چون ما غلامی نیست نیست

ما که شرمنده شدیم از لطفهای مادرت
منصب پروانگی ات کم مقامی نیست نیست

آه تاسوعا ، نَفَسهایِ تو ما را آب کرد
گفت بی تو غیرِ کوفی غیرِ شامی نیست نیست

بعدِ تو اهلِ حرم را آه با هم می‌زنند
بعدِ تو عباس اینجا احترامی نیست نیست

شاعر : حسن لطفی

  • سه شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 08:33
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

روضه حضرت ابالفضل العباس(ع) -( هر قدر می‌خواهد این دل، این دلِ تنها تو را ) * محمد بیابانی

1777
1

روضه حضرت ابالفضل العباس(ع) -( هر قدر می‌خواهد این دل، این دلِ تنها تو را ) هر قدر می‌خواهد این دل، این دلِ تنها تو را
در عوض هرگز نمی‌خواهد دمی دنیا تو را

خاكِ عالم بر سرِ دنیا، كه چشمِ دوستان
جست و جو باید كند در سینه‌ی صحرا تو را

تو خودت مشتاق هستی میهمانِ ما شوی
لیک می‌راند گناه از خانه‌های ما تو را

ناله‌ی آقا بیایِ ما كجا، آن ناله‌ای
كه زده در بینِ آن دیوار و در، زهرا تو را

روز، روزِ توست، چون روزِ عمویِ توست، آه
كم نخواهد داشت هرگز روزِ تاسوعا تو را

گرچه می‌گویند هستی در تمامِ روضه‌ها
بیشتر حس می‌كنم در روضه‌ی سقّا تو را

دست‌هایم را دخیلِ دستِ آقایی كنم
كه خبر داده است از حاجاتِ نوكرها تو را

با دَمِ "ای ساقی لب‌تشنگان" خواهیم خواند
در عزایِ ساقیِ لب‌تشنگا

  • سه شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 08:35
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

روضه حضرت عباس(ع) -( به تیغی حیف گیسویت گسستند ) * حسن لطفی

7834
31

روضه حضرت عباس(ع) -( به تیغی حیف گیسویت گسستند ) به تیغی حیف گیسویت گسستند

دو بازویت دو بازویت گسستند

از آنجایی که من بوسیده بودم

بمیرم هر دو اَبرویت گسستند

***

انیس گریه هایم را گرفتند

توانِ دست و پایم را گرفتند

کمانی تر شدم از زینب افسوس

سرِ پیری عصایم را گرفتند

***

بهارم را چه سان پاییز و کردند

دلم را از غمت لبریز و کردند

سرت ای کاش رویِ نیزه می ماند

تو را از مرکبی آویز و کردند

***

غمت راهِ نفس بر سینه بسته

ترک بر چهره ی آیینه بسته

زِ بسکه خاک و بر سر ریختم من

ببین عباس دستم پینه بسته

***

از آن سرو علی بنیاد و صد حیف

از آن قامت از آن شمشاد و صد حیف

دو دستی که عصای پیریم بود

خداوندا ز تن افتاد و صد حیف

شاعر : حسن لط

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:05
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 سعید پاشازاده

روضه حضرت ابالفضل العباس(ع) -( چنان كه وقت عطش جرعه اي گوارا را ) * سعید پاشازاده

2060
0

روضه حضرت ابالفضل العباس(ع)  -( چنان كه وقت عطش جرعه اي گوارا را ) چنان كه وقت عطش جرعه اي گوارا را
طلب كنيد فقط ساقي العطاشا را

هنوز جاي علامت به شانه پدر است
سپرده زير علم دست صاحبش ما را

دوباره خانه ما سفره ابالفضل است
گمان كنم گره اي هست كار بابا را

به يك نگاه ابالفضل هم نخواهم داد
اگر دهند به دستم تمام دنيا را

به چشم دل بنگر ظهر روز تاسوعا
ميان دسته ميانداري مسيحا را

غروب مي كند از فرط خجلتش خورشيد
نقاب اگر كه بگيرند ماه زيبا را

فقط به علقمه آنهم درست ظهر عطش
خدا به ماه رسانده ست دست دريا را

خدا كند برساند به خيمه مشكش را
خدا كند نبرند آبروي سقا را

خبر رسيد كه از روي زين زمين افتاد
خدا كند برسانند زود زهرا را

شاعر : سعید پاشازاده

  • سه شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 08:36
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع) -( تا بین میدان ساقی میخانه افتاد ) * محمد جواد شیرازی

1431

حضرت عباس(ع) -( تا بین میدان ساقی میخانه افتاد ) تا بین میدان ساقی میخانه افتاد

یادِ سه ساله دختر، آن حنانه افتاد

چشمان خود را نذر مشک آب خود کرد

سقا به فکر دادنِ بیعانه افتاد

لاحول...های خواهرش هم بی اثر شد

صد چشمِ بد بر قامت شاهانه افتاد

بال یمینش را زدند و درپی آن

دست چپش هم بعد، بی صبرانه افتاد

بر مشک تیری آمد و آهی کشید و...

یاد رباب و اصغرِ دردانه افتاد

تیری به سینه خورد و داغِ او دوتا شد

انگار یاد میخ درب خانه افتاد

ترسویِ رذلی با عمود خود رسیده

حالا که دست حضرتش از شانه افتاد

ابِن طفیل پست تنها گیرش آورد

بر جان او با نیزه بی رحمانه افتاد

آخر چگونه از روی زین بر زمین خورد؟!

وقتی بدون بال و پر پروانه افتاد

شاید همینکه

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:11
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار شب عاشورا -( لشگری آمده تا سهم غنیمت ببرد ) *

4062
5

اشعار شب عاشورا  -( لشگری آمده تا سهم غنیمت ببرد ) لشگری آمده تا سهم غنیمت ببرد
از تنی غرق به خون جامه به غارت ببرد

از سراشیبی گودال سرازیر شدند
با هم از بخت بد قافله درگیر شدند

بابت جنگ جمل کسب غرامت کردند
سر عمامه ی آقا قیامت کردند

دست از این پیرهن ارثیه بردار ، سنان
مادرش دوخته با زحمت بسیار ، سنان

خولی خیر ندیده چه خیالی داری ؟
کوفی چشم دریده چه خیالی داری ؟

خورجین دست گرفتی سر گودال چرا؟
مانده ای خیره بر این زخمی بد حال چرا ؟

حرمله زیر سر توست به ولله ببین
پشت خیمه چقدر نیزه فرو رفته زمین

ساربان منتظر رفتن لشگر مانده
گوشه ای منتظر فرصت بهتر مانده

هر کسی سهم نبرده ست بهم می ریزد
بی نصیب از تن عریان به حرم می ریزد

اگر شاعر این شعر

  • سه شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 08:56
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد