اشعار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

مرتب سازی براساس
 سید پوریا هاشمی

حضرت عباس(ع) -( در بین این شب ها شب تو فرق دارد ) * سید پوریا هاشمی

3275
2

حضرت عباس(ع) -( در بین این شب ها شب تو فرق دارد ) در بین این شب ها شب تو فرق دارد

چون بین ما اصلا تب تو فرق دارد

از پرچمی که روی دوشت فخر میکرد

معلوم شد که منصب تو فرق دارد

مثل علی مرد خدا مرد دعایی

در سجده یارب یارب تو فرق دارد

عباسیون را به بصیرت می شناسند

آقا اصول مکتب تو فرق دارد

تو پیر عشقی میر عشاق الحسینی

با کل عالم مذهب تو فرق دارد

با دست دادن عشق را اثبات کردی

طرز بیان مطلب تو فرق دارد

وقتی که زانو میزنی در پای محمل

یعنی رکاب زینب تو فرق دارد

در دست هایت آب بود اما نخوردی

از تشنگی زخم لب تو فرق دارد

وقتی به تو آقا به نفسی انت را گفت

در آسمان جبرئیل فورا مرحبا گفت

شاعر : سید پوریا هاشمی

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:12
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

امام زمان(عج) مناجات شب تاسوعا -( در خواب مگر بینم... بیدار شدن را ) * مجتبی روشن روان

1793
0

امام زمان(عج) مناجات شب تاسوعا -( در خواب مگر بینم... بیدار شدن را ) در خواب مگر بینم... بیدار شدن را

دل خواهِ نظر بودنِ دلدار شدن را

باید به دل گور برم حسرتِ فیضِ

اذنِ نفسی لایق دیدار شدن را

تا دل ندهی، سر نسپاری به ره دوست

هیهات ببینی، شب سردار شدن را

ای بی خبر از لذّت درماندگیِ عشق

یک بار بیا تجربه کن زار شدن را

بیچاره دلی که نچشیده ست صفایِ...

در روضه ی دلدار گرفتار شدن را

حاشا که دهم بر همه ی عالم هستی

یک لحظه پریشانِ علمدار شدن را

شاعر : مجتبی روشن روان

  • سه شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 09:31
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع) -( لب تشنه رفته آب به اینجا بیاورد ) * شبنم فرضی

1622

حضرت عباس(ع) -( لب تشنه رفته آب به اینجا بیاورد ) لب تشنه رفته آب به اینجا بیاورد

یک مشک از فرات تماشا بیاورد

ای نخلهای حوصله طاقت بیاورید

عباس رفته است که دریا بیاورد

با آب از لبان عطشناک غنچه گفت

شاید فرات را به تقلا بیاورد

عمه چقدر دیر…چه شد پس عمویمان؟

عمه چقدر صبر کنم تا بیاورد؟

ترسم که هیچوقت نیاید امیر عشق

خورشید سر به دامن صحرا بیاورد

ای باغبان مرثیه وقتی تو نیستی

داغ عطش چه بر سر گلها بیاورد

پاشیده ام نگاه به آنسوی نخلها

تا نکهتی از آن گل زیبا بیاورد

عباس دیر کرده مبادا که رفته است

اشک فرشتگان خدا را بیاورد

دیگر عطش نه…آب نمیخواهم عمه جان

عمه بگو …بگو کسی اورا بیاورد

اصغر صبور باش ومسوزان دل مرا

رفته عمو برای تو در

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:14
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع) مدح -( نوای سینه به هر دم فقط اباالفضل است ) * مجتبی روشن روان

3333

حضرت عباس(ع) مدح -( نوای سینه به هر دم فقط اباالفضل است ) نوای سینه به هر دم فقط اباالفضل است

یگانه صاحب پرچم فقط اباالفضل است

رعیت اند همه خلق و پادشاه است او

بدان که مالک ما هم فقط اباالفضل است

کسی که زینب کبری به او قسم می خورد

یقین بدان که در عالم فقط اباالفضل است

کسی که برد غم او... نگاه زینب را

میان هاله ای از غم فقط اباالفضل است

در آن مکان که دودست بریده افتاده

نوشته صاحب زمزم فقط اباالفضل است

ز چشم پاره ی او می توان چنین فهمید

به چشم فاطمه محرم فقط اباالفضل است

میان آن همه عاشق که جان فدا کردند

شهید خط مقدم فقط اباالفضل است

شاعر : مجتبی روشن روان

  • سه شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 09:35
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع)-شهادت -( پرچمت افتاد و این قصه توانم را گرفت ) * مهدی مقیمی

2584
5

حضرت عباس(ع)-شهادت -( پرچمت افتاد و این قصه توانم را گرفت ) پرچمت افتاد و این قصه توانم را گرفت

چشم پر خون تو نور دیدگانم را گرفت

دست بی رحمی میانِ ابروانت را شکافت

با عمودت بر زمین زد آسمانم را گرفت

کاسه ها از دست ها افتاد یک یک بر زمین

مشک افتاد و امید کودکانم را گرفت

اربا اربا دیدن اکبر امانم را برید

قطعه قطعه دیدن عباس جانم را گرفت

ای الهی بشکند دست حکیم ابن طفیل

کاین چنین از من علمدار جوانم را گرفت

تا که خواباندم عمود خیمه ات را بر زمین

ترس از سیلی وجود دخترانم را گرفت

قبل از این سمت حرم دشمن نگاه چپ نکرد

وای بر زینب که دشمن پاسبانم را گرفت

**

ای برادر دشمن تو با گرفتن از منت

اذن مرکب تاختن بر استخوانم را گرفت

بی برادر ماندن آخر ح

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:17
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 مجتبی خرسندی

حضرت عباس(ع) مناجات شب تاسوعا -( همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است ) * مجتبی خرسندی

1816

حضرت عباس(ع) مناجات شب تاسوعا -( همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است ) همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است

چراکه حضرت مشکل گشا اباالفضل است

دودست داده به راه خدا وپس چه عجب

اگر که معنی دست خدا اباالفضل است

به جمله جمله ی یا کاشف الکروب قسم

که استجابت صدها دعا اباالفضل است

نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین

کسی که شدهمه چیزش فدا اباالفضل است

از ابتدا به من آموخت مادرم تنها

دوای درد گرفتارها اباالفضل است

چه ترس دارد از آتش ،چه ترس از دوزخ

اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است

خود امام زمان گفته است می آید

به مجلسی که در آن ذکر یااباالفضل است

بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان

ببین که بر لب صاحب عزا اباالفضل است

شاعر : مجتبی خرسندی

  • سه شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 09:38
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع)-شهادت -( ساقیا رنگ عطش نقش خیام است بیا ) * مهدی مقیمی

2578
0

حضرت عباس(ع)-شهادت -( ساقیا رنگ عطش نقش خیام است بیا ) ساقیا رنگ عطش نقش خیام است بیا

نقطه نقطه سخن از خشکی کام است

برق چشم تو و خشم تو برای دشمن

یا اخا تیغ کشیده زنیام است بیا

دیر شد کرده ام از آمدنت قطع امید

بی تو در چشم علی خواب حرام است بیا

خیز از جا و علم را تو برافراشته ساز

نام تو زمزمه و رمز قیام است بیا

همۀ اهل حرم تشنۀ دیدار تواند

تشنگی چیست لب خشک کدام است بیا

تو نرو تا نرود بی تو اسارت زینب

کوفیان را زدن طفل ، مرام است بیا

تا تو باشی به حسین تو هجومی نبرند

خنجر سنگدلِ شمر به نام است بیا

تا علم خورد زمین گفت حسین با حسرت

بعد از این زینب من راهی شام است بیا

همه گفتند بیا در حرم و گفتی تو

یا اخا کار ابالفضل تمام است بیا

ا

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:19
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت عباس علیه السلام -( تو از قبیله ی آبی و برتر از دریا ) * ابراهیم لالی

2190

حضرت عباس علیه السلام -( تو از قبیله ی آبی و برتر از دریا ) تو از قبیله ی آبی و برتر از دریا
شبیه و مثل تو هرگز نیامده دنیا

دعا بدون توسل به نام زیبایت
قسم به هستی حیدر نمی رود بالا

و در شجاعت و ایثار و بندگی ات هم
نمی رسند به پای تو انبیا حتی

به جای بازو و دستی که گشته اند قلم
دو بال داده خداوند بر تو ای آقا

از آن زمان که برای تو نوکری کردم
دعا نموده برایم مکرراً زهرا

تمام زندگی ام وقف روضه ات گشته
چرا که تشنه ی عشق تو هستم ای سقا

شنیده ام که سرت را به نیزه ای کردند
شنیده ام که تو گشتی مقطع الاعضا

کنار علقمه با دیده ای پر از حسرت
صدا زدی که به دادم برس گل طاها

تمام سعی خودت را نمودی اما حیف
نشد که آب رسانی به خیمه ی زن ها

دلش شکست خدا آن زمان

  • سه شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:09
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

حضرت عباس(ع)-شهادت -( وقتی که بغض کوفه بنای جفا گذاشت ) * محمود ژولیده

1608

حضرت عباس(ع)-شهادت -( وقتی که بغض کوفه بنای جفا گذاشت ) وقتی که بغض کوفه بنای جفا گذاشت

آمد عمود و سر به سرت بی هوا گذاشت

چون ابرویت شکافت دگر چاره ای نماند

امّا دوباره تیر به چشمت چرا گذاشت

بی دست آمدی به زمین صورتت شکست

پس درد عشق بر لب تو اخا گذاشت

چندین هزار تیر تنت را نشانه رفت

تیری نبود که هدفش را خطا گذاشت

شرم تو و ارادۀ حق پیش پای یار

مشکت جدا دو دست تو را هم جدا گذاشت

آن جلوۀ عبوسیِ رویت بهم که ریخت

دشمن تو را بحال خود آیا رها گذاشت

قبل از حسین پیکر تو شقّه شقّه شد

اول عدو به جسم علمدار پا گذاشت

دستی که بود بوسه گه پنج مصطفی

یک نانجیب خنده کنان زیر پا گذاشت

وقتی که خصم حکم تهاجم به خیمه داد

این کار را به عهدۀ یک بی حیا گذا

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:24
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت عباس -( روشنی بخش شب تار مرا بر گردان ) *

1918
2

حضرت عباس -( روشنی بخش شب تار مرا بر گردان  ) روشنی بخش شب تار مرا بر گردان
بیش از این سخت نکن کار مرا ، برگردان

رفت آن مشک به دوشی که امید حرم است
بی سپاهیم ، سپهدار مرا برگردان...

دل یک خیمه به آن قول ابالفضل خوش است
به حرم یار وفادار مرا برگردان....

مادری گفت به طفلش که عمو می آید
آبرو دارترین یار مرا برگردان

کاشف الکرب من است اینکه، زمین افتاده
کمرم خم شده، غمخوار مرا برگردان

جنگ با قد خمیده ، به نظر دشوار است
به تن ،انگیزه ی پیکار مرا برگردان

لشگری آمده تا دست به غارت بزند
حرف معجر شد، علمدار مرا برگردان

قبل ازآنکه به حرم، پای حرامی برسد
علقمه ، حیدر کرار مرا برگردان

ناصر دودانگه

  • سه شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:24
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت عباس -( اى علمدار رشيدم چه بهم ريخته اى ) *

3451
9

حضرت عباس -( اى علمدار رشيدم چه بهم ريخته اى ) اى علمدار رشيدم چه بهم ريخته اى
مثل اكبر چقدر دورو برم ريخته اى

سرو رعناى برادر چِقَدَر كم شده اى
دست و پا مى زنى و غم به دلم ريخته اى

چشم هاى تو شده آينه ى مادر من
با اخا ادرك اخا بال و پرم ريخته اى

خودت افتاده و افتاده زمين پيكر تو
متلاشى شده اى و اثرم ريخته اى

حرمله پيش نگاه تو به من مى خندد
مى زند داد به خنده..چه بهم ريخته اى

آرمان صائمی

  • سه شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:27
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع)-شهادت -( سلام میکنم به تو به ساحتی که داشتی ) * توحید شالچیان ناظر

2768
4

حضرت عباس(ع)-شهادت -(  سلام میکنم به تو به ساحتی که داشتی ) سلام میکنم به تو به ساحتی که داشتی

به مشک تو به منصب سقایتی که داشتی

اگرچه میرسد تبار ماه زادگان به ماه

به آفتاب میرسد اصالتی که داشتی

شفیع نشأتین چیست ؟ و ذُخر للحسین چیست ؟

دو دست تو، دو دست با کفایتی که داشتی

به زیر محشر جبین یسار داری و یمین

عقب نشانده کفر را قیامتی که داشتی

حدیثی از سبو بخوان و " إن قطعتموا " بخوان

گواه داده کعبه بر فصاحتی که داشتی

دلت اگر کباب شد به خاطر رباب شد

برای مشک آب شد خجالتی که داشتی

به سر رسید اگرچه تلخ قصه ی عطش ولی

به سر رسید تلخ تر حکایتی که داشتی

چه سروها که بعد ازین به هر بلد به هر زمین

شکسته میشوند پای قامتی که داشتی

شاعر : توحید شالچیان ن

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:27
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شب تاسوعا حضرت عباس -( آب آور را زدند ناله ای پیچید در خیمه که لشگر را زدند ) * حسن لطفی

4702
19

شب تاسوعا  حضرت عباس -( آب آور را زدند ناله ای پیچید در خیمه که لشگر را زدند ) آب آور را زدند
ناله ای پیچید در خیمه که لشگر را زدند

در میان نخل ها
دستها تا شد قلم گفتند حیدر را زدند

باز هم از پشت نخل
حرمله یک چشم،خولی یک چشم دیگر را زدند

خورد تا روی زمین
دید بر دیوار کوچه روی مادر را زدند

تا که کوتاهش کنند
تیغ ها از سمت پا بدجور پیکر را زدند

یک نفر مو را گرفت
یک تبر محکم به پایین آمد و سر را زدند

آستین شد موی سر
دزدهای قافله این بار معجر را زدند

روی تیغِ نیزه ها
ابتدا عباس را و بعد اصغر را زدند

چند باری او فتاد
باز محکمتر به روی نیزه حنجر را زدند

بار دیگر سر نماند
وای از پهلو نوکِ نیزه برادر را زدند

خواهرش با پارچه
بست سر را تا نیافتد حیف خواهر را زدند

شاعر :

  • چهارشنبه
  • 21
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:18
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع)-شهادت -( ساقی بریز باده که فصل شراب شد ) *

1187

حضرت عباس(ع)-شهادت -( ساقی بریز باده که فصل شراب شد ) ساقی بریز باده که فصل شراب شد

بر ما مدال نوکریت انتساب شد

سلمان پس از نگاه کریمانه ی تو بود

در خانه ی علی به گدایی حساب شد

دستت جدا شده که بگیری تو از کرم

دست کسی که در به درِ بوتراب شد

وقتی شنید امّ بنین قصه ی تو را

از ماجرای دست تو قلبش کباب شد

رفتی کنار آب ولی تشنه آمدی

از غصه قلب آب برای تو آب شد

یابن علی ، شبیه پدر این محاسنت

با ضربه ای به خون سرتو خضاب شد

تیر سه شعبه ای که به چشم تو زد عدو

بعد از تو سهم حنجر طفل رباب شد

وقتی ز روی اسب فتادی تو بر زمین

دشمن به فکر غارت و کشف حجاب شد

بی تو درون شام بلا لفظ «خارجی»

بر خاندان پاک پیمبر خطاب شد

ای تکیه گاه زینب کبری بیا ببین

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:29
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

زمزمه شب تاسوعا حضرت عباس (ع) -( ببین سکینه با چشم گریون ) * یونس سبزی

5202
6

زمزمه شب تاسوعا حضرت عباس (ع) -( ببین سکینه با چشم گریون ) ببین سکینه با چشم گریون

می‌پرسه از من کجاست عموجون

من چی بگم که خیمه ، آروم بگیره بی‌تو

پاشو ببین که یاسم ، داره می‌میره بی‌تو

******

خدا می‌دونه که چی کشیدم

وقتی رو خاکا دستاتو دیدم

هم علم و هم مشکِ آب آورم افتاده

با صورت از رو مرکب ، برادرم افتاده

******

چه کرده داغِ تو با دل من

تیر سه‌شعبه ، عمود آهن

تا افتادی از مرکب ، انگار پیچید بوی یاس

انگار که داره زهرا ،‌ می‌گه: بُنَیَّ عباس

شاعر : یونس سبزی

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 15:35
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

حضرت عباس(ع) مناجات -( خروش رود و دریا: یا اباالفضل ) * یوسف رحیمی

3907
3

حضرت عباس(ع) مناجات -( خروش رود و دریا: یا اباالفضل ) خروش رود و دریا: یا اباالفضل

پناه اهل دنیا: یا اباالفضل

به حق دست‌هایی که قلم شد

بگیر این دست‌ها را یا اباالفضل

شاعر : یوسف رحیمی

  • جمعه
  • 23
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:39
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع)-شهادت -( دیدم خودم بال و پرت می ریخت عباس ) *

3145
2

حضرت عباس(ع)-شهادت -( دیدم خودم بال و پرت می ریخت عباس ) دیدم خودم بال و پرت می ریخت عباس

دشمن چگونه برسرت می ریخت عباس

می خواستم‌جمعت کنم‌ تا خیمه آرم

دیدم دوباره پیکرت می ریخت عباس

دیدم کنارت دست بر پهلو گرفته

دیدم‌ که اشگ‌ مادرت می ریخت عباس

دیدم که مشگت تیر خورد و قطره قطره

سرمایه های آخرت می ریخت عباس

دیدم به یاد غربت من گریه کردی

خون ‌از دوچشمان ترت می‌ریخت عباس

دیدم ‌که از پهلو سرت بر نیزه خورده

هرلحظه راس اطهرت می ریخت عباس

زهیر سازگار

  • جمعه
  • 23
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:41
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

حضرت عباس(ع) -( حرف چشمان تو باشد حال شعرم دیگر است ) * سید پوریا هاشمی

2031

حضرت عباس(ع) -( حرف چشمان تو باشد حال شعرم دیگر است ) حرف چشمان تو باشد حال شعرم دیگر است

صبحت از محشر شده پس حال من هم محشر است

چشم و ابروی تو ما را تا خود" توحید" برد

خالق زیبایی تو مطمئنا "اکبرست"

هرکسی روزی خور دست تو شد پرواز کرد

دست هایت در کرامت همطراز شهپر است

من خودم دیدم که اسم ارمنی عباس بود

گفت هرچه دارم از لطف و عطای این در است

این بنفسی أنت از سوی امامت شاهدست

حضرت عباس ما از انبیا هم برتر است

خطبه ات بر بام کعبه اعتبار شیعه هاست

هرکه بر یک جملۀ آن گوش نسپارد کر است

هم مسیحی هم کلیمی نذر نامش میکنند

واقعا آقای ما آرامش هر مضطر است

خوش قد و بالایی و در نوجوانی خودت

جامه تو کاملا قالب به جسم حیدر است

روز محشر برتمام خل

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:17
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع) -( به یك طرف تَب و تابِ خیام دیدنی است ) * علیرضا شریف

2035
2

حضرت عباس(ع) -( به یك طرف تَب و تابِ خیام دیدنی است ) به یك طرف تَب و تابِ خیام دیدنی است

به یك طرف، سر و روی امام دیدنی است

دو دست روی زمین و دو دست بر كمرش

مُدام خنده به بیت الحرام دیدنی است

شكسته كِتفِ یكی و شكسته پشتِ یكی

در این وسط نفسی نا تمام دیدنی است

در آن طرف درِ خیمه رُباب افتاده

در این طرف من و این گریه هام دیدنی است

چه آمده به سرت؟ سر به زیرِ اهلِ حرم

هنوز شرمِ تو وقتِ سلام دیدنی است

نظر شدی و دو چشمِ تو كار دستم داد

كه تیرِ حرمله و این دو جام دیدنی است

ز پشتِ سر زده بیرون سه شعبه، سجده مكن

امیرِ خوش قـد و بالا قیام دیدنی است

یكی كشـیده زِره را، یكی سِپـر برده

به رویِ پیكرت این ازدحام دیدنی است

تنت به كوفه رسید و سرِ

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:19
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع) مدح -( آن‌جا که حرف قامت بالابلندهاست ) * امیر اکبرزاده

2110
2

حضرت عباس(ع) مدح -( آن‌جا که حرف قامت بالابلندهاست ) آن‌جا که حرف قامت بالابلندهاست

گر بگذری قیامت بالابلندهاست

جایی که قامتت شده معیار، وصف سرو

در نوع خود ملامت بالابلندهاست

با تو بلند پرچم زیبا رُخان مدام

بالا سرِ سلامت بالابلندهاست

با آسمان معاشرتی هست بینشان

گرچه به خاک اقامت بالابلندهاست

خَم می‌کنند سر، اگر از در گذر کنند

افتاده‌گی علامت بالابلندهاست

دیدند نارساست بر آن‌ها قدِ زمین

تا اوج نی فخامت بالابلندهاست

افتاد دست تو که شود دست‌گیر ما

این، هیچ از کرامت بالابلندهاست

تنها نه دست، پا هم از آن‌ها حسد گرفت

این کم‌ترین غرامت بالابلندهاست

شاعر : امیر اکبرزاده

  • جمعه
  • 23
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:45
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع) -( نوای عاشقی از کیست اینچنین اینجا ) *

1192
3

حضرت عباس(ع) -( نوای عاشقی از کیست اینچنین اینجا ) نوای عاشقی از کیست اینچنین اینجا

نشسته قطره ی آبی روی جبین،اینجا

بروبه سمت خیام ای امیرلشگر عشق

نشسته اند دو نامرد در کمـیـن اینجا

پر است تیر میان تنت خــدا نکند...

بیاُفتی از سر مرکب روی زمین اینجا

به مشک بوسه مزن با لبان پر ترکت

ترک ترک شده ازشرم مه جبین،اینجا

چه سرزمین عجیبیست آه و واویلا

شده ست ام بنین،ام بی بنین اینجا

چه گونه می شود این سر بروی نی برود؟

که خورده بر سر او گُرز آهنین اینجا

هراس عشق از این بود اینچنین نشود

که نیزه باد رکاب و سرت نگین اینجا

دلیر مرد ز فرط خجالت آب مشو!!!

که خیمه رفته به تاراج آن واین اینجا

رباب قبر تورا در بغل گرفت وگریست

به جای قبر علی روز ا

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:25
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محسن ناصحی

حضرت عباس(ع) شهادت -( افتادی و هرکس که در دور و برت بود ) * محسن ناصحی

2118
2

حضرت عباس(ع) شهادت -( افتادی و هرکس که در دور و برت بود ) افتادی و هرکس که در دور و برت بود

با نیزه یا شمشیر بالای سرت بود

دست تو سویی مشک سویی دشمنت باز

راضی نشد ، در فکر دست دیگرت بود

افتادی و از بغض دیدم می فشارد

آن نیزه ای را که میان پیکرت بود

می زد تو را و با زبان طعنه می گفت ؛

ایکاش ای عباس ! اینجا مادرت بود

افتادی ای سقا و از آن لحظه دشمن

با چشم دنبال حجاب خواهرت بود

شاعر : محسن ناصحی

  • جمعه
  • 23
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:57
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت عباس(ع) -( ای ساقـی لب تشنگان، ای جـان جانانم سقای طفلانم ) *

8430
25

حضرت عباس(ع) -( ای ساقـی لب تشنگان، ای جـان جانانم سقای طفلانم ) ای ساقـی لب تشنگان، ای جـان جانانم سقای طفلانم

داغت شکسته پشت من، ای راحت جانم سقای طفلانم

من بـی‌برادر چـون کنم، بـا این سپـاه دون، در دامـن هامـون

بینـم تـو را در ابــر خـون، ای مـاه تابـانم، سقای طفلانم

خواهـم بـرم در خیمه‌گه، ای گل تن پاکت، پیکـر صدچـاکت

ممکـن نبـاشد «یا اخا» محـزون و نـالانم سقای طفلانم

برخیـز و ای جــان بـرادر کـن علمـداری بنما مـرا یـاری

بی تـو غـریب و بی‌معیـن در این بیابـانم سقای طفـلانم

بی تـو یقیـن دارم کـه فـردا زینب نـالان بـر ناقـه عریان

گردد سوار از راه کینـه بــا یتیمانم سقای طفلانم

شد روز روشن پیش چشمم تیره‌تر از شب چون معجر زینب

بینم تو را در موج خ

  • یکشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:28
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار شب تاسوعا –روضه حضرت ابالفضل العباس(ع) -( قامت زهرا کمان شد یا اخا ادرک اخاک ) * نادر حسینی

5174
3

اشعار شب تاسوعا –روضه حضرت ابالفضل العباس(ع) -( قامت زهرا کمان شد یا اخا ادرک اخاک ) قامت زهرا کمان شد یا اخا ادرک اخاک

مشک مال این و آن شد یا اخا ادرک اخاک

کاشکی هرگز نمی رفتم به سمت علقمه

آب اینجا داستان شد یا اخا ادرک اخاک

از حرم تا علقمه زینب صدا میزد مرا

زینب اینجا روضه خوان شد یا اخا ادرک اخاک

روضه ی من فرق دارد با تمام روضه ها

مشک محتاج دهان شد یا اخا ادرک اخاک

تا که فهمیدند بی دستم سپاه کوفیان

حرمله هم پهلوان شد یا اخا ادرک اخاک

بیشتر از نیزه و شمشیر و تیر حرمله

قاتلم خط امان شد یا اخا ادرک اخاک

سیدی،مولای،از قولم بگو به بچه ها

آب سهم کوفیان شد یا اخا ادرک اخاک

شاعر : نادر حسینی

  • جمعه
  • 23
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 11:04
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

از دستت -( هزار بوسه گرفته ست حیدر از دستت ) * احسان نرگسی رضاپور

2165
1

از دستت -( هزار بوسه گرفته ست حیدر از دستت ) هزار بوسه گرفته ست حیدر از دستت
چه خوردنی ست می ناب کوثر از دستت

همیشه پشت و پناه حسین بودی تو
همین شده ست که راضی ست مادر از دستت

تویی همان یل ام البنین که بی تردید
گرفته است توان ،دست لشکر از دستت

میان دشت به پا گشت ولوله،وقتی
خبر رسید که افتاد ساغر از دستت

رباب با خودش انگار آرزو می کرد
چه می شود بخورد آب اصغر از دستت

بغل گرفته ای ،ای نیزه!رأس سقا را
خدا نکرده نیفتد فقط سر از دستت

شاعر: احسان نرگسی رضاپور

  • یکشنبه
  • 25
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 10:07
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

تاسوعا حضرت عباس (س) -( چون عطش را مدار ابالفضل است ) * محمد قاسمی

1835
1

تاسوعا حضرت عباس (س) -( چون عطش را مدار ابالفضل است ) چون عطش را مدار ابالفضل است
روضه ی روزه دار اباالفضل است
با همان مَشک خـالی و پاره
ســاقی روزگار اباالفضل است

ذکر ما تا به صبح ، یا علی و
بــینِ لیل و نهار اباالفضل است
سوره ی فجر ما شده ست حسین
سوره ی إنفِـطار اباالفضل است
در مواسات و در وفا و ادب
اوّلْ آمـوزگار اباالفضل است
نه فقط ما که ماه معترف است
ماه شبهای تار اباالفضل است
از ازل بوده است پا بر جا
تا ابد برقرار ، اباالفضل است
پـیشِ زهـرا برای أمّ بــنین
مایه ی افتخار اباالفضل است
همه بعد از ظهور می بینند
که علمدارِ یار اباالفضل است
عَضُدِالحَیْدر است یعنی کـه
دست پروردگار اباالفضل است
قـوس ابرویِ او به ما فهمــاند
الگــوی ذوالفقار اباال

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 15:58
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک نوحه شب پنجم محرم با صدای محمد صمیمی -( خوبه خوبه روزگارم ) *

2573
2

دانلود متن و سبک نوحه شب پنجم محرم با صدای محمد صمیمی -( خوبه خوبه روزگارم ) خوبه خوبه روزگارم تا براتو بی قرارم

دیگه چی از خدا میخوام حالاکه من تورو دارم

من ازت بین این عالم یه دل مبتلا میخوام

هر کسی حاجتی داره من ازت کربلا میخوام

میون این همه دردا من ازت کربلا میخوام

تا که بالا میاد دستام من ازت کربلا میخوام

من ازت کربلا میخوام

***

کس و کارم تا حسینه سر و کارم با حسینه

دم اول یا اباالفضل دم آخر یاحسینه

همه عشقم اباالفضله آره پایبند این آقا

آقا جان یا ابو فاضل من ازت کربلا میخوام+

من ازت میخوام...

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 13:13
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

تاسوعا حضرت عباس (س) -( آه از آن دم خیمه ها در اضطراب افتاده بود ) * بهنام فرشی

2001
3

 تاسوعا حضرت عباس (س) -( آه از آن دم خیمه ها در اضطراب افتاده بود ) آه از آن دم خیمه ها در اضطراب افتاده بود
حضرت سقا کنار نهر آب افتاده بود

هم امید تشنگان هم قوّتِ قلب حسین
هم تمامِ آرزوهای رباب افتاده بود

تا زمین خورد آن شغالانِ فراری آمدند
شیر بی پنجه ولی روی تراب افتاده بود

امتزاج خاک و خون در صورتش معلوم کرد
پای سقا گوییا بند رکاب افتاده بود

سرور خوبان عالم تا شنید ادرک اخاک
آمد آنجایی که پور بوتراب افتاده بود

اتفاقی نادر و بیگانه با علم نجوم
ماه روی زانوان آفتاب افتاده بود

در تمام مدت سی سال و اندی نوکری
بار دوم بود پیش او به خواب افتاده بود

دست ها تک تک تیمّم کرد صورت هم جدا
از شکوه سجده،در سجده ثواب افتاده بود

قدِّ رعنا،روی اسب و یک تنِ بی تکیه

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 16:03
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شهادت قمر بنی هاشم -( کمرم شکسته شد، ماه در خون طپیده ) * مسعود اصلاني

1458

شهادت  قمر بنی هاشم  -( کمرم شکسته شد، ماه در خون طپیده ) کمرم شکسته شد، ماه در خون طپیده
میدونم که بی عمو، علی اصغر میمیره
مگه بعد رفتنت میشه بی کس نباشیم
مگه بعد رفتنت کسی آروم میگیره
مگه میشه تو نباشی و حرم دلش نسوزه
مگه میشه تو نباشی خواهرم دلش نسوزه
سپهدارم علمدارم
علم افتاد و افتادم / من کنار تو جون دادم / می رسیدی ایکاش، به فریادم

اینجوری غرق به خونت ندیدم تا حالا
فدای سرت اگه، آب نداری عزیزم
توی خیمه چشم به راهت نشسته رقیه
قوت دلم چرا بیقراری عزیزم
پاشو از جا نکنه دستی بره سراغ معجر
روی حرمله به روی خیمه ها واشه برادر
سپهدارم علمدارم
بی علمدارم میدونم / من کیو دارم دلخونم / من توی این صحرا، پریشونم

پاشو تا نبردنش، خواهرت رو اسیری
بوی مادر م

  • شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 19:10
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

دانلود متن و سبک نوحه شب نهم – تاسوعا - حضرت عباس (ع) -( ساقی لب تشنگان ) * علی بهرامی نیا

7459
5

دانلود متن و سبک نوحه شب نهم – تاسوعا - حضرت عباس (ع) -( ساقی لب تشنگان ) بنداول
ساقی لب تشنگان
امید خیمه ها تویی
آه ای علمدار جوان
پناه بچه ها تویی
می بینمت تنها شدی
کنار نهر علقمه
دستای تو قلم شده
میری به پیش فاطمه
از هر طرف میباره، به سمت تو تیر کین
زدن به فرقت آخر ، با عمود آهنین
واویلتا واویلا........واویلتا واویلا
بنددوم
ای یل ام البنین
ای ساقی اهل حرم
تنهام نزار جان اخا
بعد تو من بی یاورم
خیز و ای عباس من
ای نازنین با وفا
پاشو که دشمن بعد تو
وا میشه پاش به خیمه ها
رفتی که آب بیاری،ای پاسبان خیمه
رقیه وعده داده، بر کودکان خیمه
واویلتا واویلا........واویلتا واویلا

و فرزاد جعفریشاعر : علی بهرامی نیا

منبع : گروه شاعران جواز نوکری

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 05:40
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد