نوحه همراه با سبک
یک اربعین گذشته و داغ توروی دلمه
هر روز سال برای من روز دهه محرمه
این چل روزه برام گذشت مثل چهل سال آزگار
بلند شو از جا و روی زخم دلم مرهم بذار
سکینه باچشای خیس خیلی سوال شده براش
قبر عموعباس چرا انقدرکوچیک شده داداش؟
پاشو ببین کبودیا مونده هنوز روی تنم
هرجاکه بردم اسمتو با تازیونه زدنم
ببین که زینب اومده با یه دلی زغصه چاک
باور نداشتم که باشی توزیرخاک ومن روخاک
این مردم خدا نترس به والله که خیلی بدن
وقتی منو بی تو دیدن را به را هی سیلی زدن
تافهمیدن مرد نداریم جسور شدن حرامیا
رفتن باسوت و هلهله به سمت خیمه ی زنا
هول وولا افتاده بود توی دلای بچه هات
وقتی که برگشت دشمنت بادست
- چهارشنبه
- 6
- دی
- 1391
- ساعت
- 05:41
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار






باز اربعین دعوت نکردی این گدا را
"السَّلامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ"



