شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

وقتی کشیده میشود آهِ تو بر زمین * مرضیه عاطفی

851

وقتی کشیده میشود آهِ تو بر زمین وقتی کشیده میشود آهِ تو بر زمین
خورشیدِ آسمان نگران میشود حزین

از من دلت گرفته! به این علت است که
با غربت است عصرِ همه جمعه ها عجیین

شد حُسن نیّتم به تو هر روز بیشتر
دلتنگ میشوم به هوای تو با یقین

معنای ناب عدل و امامت ظهور کن
برگرد ای نهایت عشق و اصول دین

انگشترم گرفت جلا، تا که «ألعجل»-
با گریه نقش بست به سرتاسرِ نگین

گفتم بیا که خیر ندیدم از این و آن
گفتم شکست خورده ام آقا مرا ببین

ذکر لبم کنارِ سحرگاه جمکران
«إیاکَ نعبُدُ» شد و «إیاکَ نستعین»

مانده ست بر دلم غم ِ یک آرزو فقط
تا زنده ام ببینمت آقا؛ فقط همین!

  • جمعه
  • 6
  • اسفند
  • 1400
  • ساعت
  • 15:08
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 اسماعیل تقوایی

یا صاحب الزمان(عج) _غایبی و دائما از عاشقان دل می بری * اسماعیل تقوایی

979

یا صاحب الزمان(عج) _غایبی و دائما از عاشقان دل می بری یا صاحب الزمان(ع)

غایبی و دائما از عاشقان دل می بری
ازتمام دلبران کل عالم بهتری

ماهی ودر پشت ابر غیبتت پنهان شدی
کشتی دین خدا را ناخدای آخری

وای زانروزی که جانا رو گشایی برهمه
می زنی آتش به جان‌ها با رخی پیغمبری

یوسف کنعان بود مشهور بر حسن جمال
یوسف کنعان کجا وحُسن یابن العسکری

غایت آمال حق از خلقت دنیا تویی
آخرین مولای ما از دودمان حیدری

با ظهور تو جهان،دنیای خوبیها شود
مصلح عالم تویی، شاه عدالت گستری

جمعه ها چشم همه برراه مانده مهدیا
تا قدم بر راه بگذاری وزینجا بگذری

ای بهار آدمیت، ای صفای زندگی
با ظهور خودنما جیش خدا را رهبری

شعر:اسماعیل تقوایی

  • جمعه
  • 6
  • اسفند
  • 1400
  • ساعت
  • 20:06
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

غزل فراق -(بیاندازم  سر و  جان را به   پیش پایت    ارزانی) * طائر اورنگی

957
1

غزل فراق -(بیاندازم  سر و  جان را به   پیش پایت    ارزانی) بیاندازم سر و جان را به پیش پایت ارزانی
گران جانم اگر آیی دهم جان را به آسانی
همه رفتند و برگشتند ندارم از تو احوالی
دگر خود هم شدم خسته ازاین هجرو گرانجانی
بیا ای شمس نورافکن دمی برتاب بر ظلمت
زحق اذنی طلب دیگر نمان اینگونه پنهانی
نگارا صحن دلها را مسخر با نگاهی کن
نشین بر تخت دلها و به سر نه تاج سلطانی
الا ای خسرو خوبان اگر مسند نشین گردی
شود دربان درگاهت همیشه ماه کنعانی
برایت نذر کردم چون که آیی خیل عشاقت
مرا پیش قدمهایت کنند این جمع قربانی
بیا ای ناجی طائر دگر جانم به لب آمد
توخود راضی مشو گردد که فصل هجرطولانی

  • چهارشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1401
  • ساعت
  • 00:31
  • نوشته شده توسط
  • طائر اورنگی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا صاحب الزمان_ای کاش پیش از آنکه عاشق پیر گردد * اسماعیل تقوایی

1102

یا صاحب الزمان_ای کاش پیش از آنکه عاشق پیر گردد ای کاش پیش از آنکه عاشق پیر گردد
معشوق را دیدار او ، تقدیر گردد

ما عاشقان مهدی صاحب زمانیم
کی روی او در چشم ما تصویر گردد

رویای هر چشم انتظاری سیر رویش
کی می‌شود رویای ما تعبیر گردد

او آیه ی آخر ز رب العالمین است
یک جمعه در بیت خدا تفسیر گردد

فرمانده کل قوای حق شود او
با او عدالت در جهان تکثیر گردد

با ذوالفقار حیدری وقدرت او
دژهای سخت ظالمان تسخیر گردد

با او جهان رنگ سعادت باز بیند
اصلاح وضع مردمان تدبیر گردد

آید همه عالم به زیر پرچم او
دیو ستم در محبسش زنجیر گردد

یابن الحسن، یابن الحسن، عجل ظهورک
دیگر نشاید بیش از این تاخیرگردد

شعر:اسماعیل تقوایی

  • جمعه
  • 19
  • فروردین
  • 1401
  • ساعت
  • 05:02
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

امام زمان عج -( صبحِ جمعه بی خبر می آید و من نیستم) * هستی محرابی

755

امام زمان عج -( صبحِ جمعه بی خبر می آید و من نیستم) #مدح_میلاد_امام_زمان_عج

صبحِ جمعه بی خبر می آید و من نیستم
سر زده در پشتِ در می آید و من نیستم

بوی عشقِ تازه می پیچد میانِ کوچه ها
آن مسافر از سفر می آید و من نیستم

آنچنان مستِ جمالش میشوند آیینه ها
با نسیمِ یک سحر می آید و من نیستم

من حسادت میکنم از مردمِ آن روزگار
چون امامِ منتظر می آید و من نیستم

او که عمری بوده با عشق و جنونم با خبر
بعدِ من او آنقَدر می آید و من نیستم

قلبِ من آنروز احیا می شود در خاکِ گور
در هوای یک نفر می آید و من نیستم

شک ندارم مطمئنم یوسفِ کنعانِ ما_
فجرِ یک صبحِ ظفر می آید و من نیستم

من نسیمِ مقدمش را بارها حس کرده ام
عاشقان را هر نظر می آید و من نیستم

دیگر اصلاً واژه های درد بی معنا شوند
غصه ی عالم به سر می آید و من نیستم

وعده ی قرآنِ حق است آن امامِ مهربان
بهرِ خونخواهِ پدر می آید و من نیستم

لحظه ها را می شمارم از فراق و آه حیف
انتظارِ ما ثمر می آید و من نیستم

این غزل را می نویسم تا بماند یادگار
اینکه آن قرصِ قمر می آید و من نیستم

هستی ام را بی ریا نذرِ ظهورش کرده ام
جای من پُر او اگر می آید و من نیستم

سینه ی سنگِ مزارم حک کنید این جمله را
آن امامم از سفر می آید و من نیستم!

#چهارشنبه_۲۵_اسفند_۱۴۰۰
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • سه شنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1401
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

فال من ، دلگویه با امام عصر ارواحنا فداه * وحید ولوی

935

فال من ، دلگویه با امام عصر ارواحنا فداه گذشت بوی زلف او ، نیمه شب از خیال من

نشست در نگاه دل ، دلبر خوش جمال من

گندم روی یار را دانه به دانه چیده ام

کیست چنین به خوبی، مه رخ بی مثال من

صبح و شبم به ذکر او، لحظه به لحظه فکر او

می گذرد به یاد او، هفته و ماه و سال من

عقل سماع می کند تا برسد به درک او

فهم خصال او کجا؟ کودک خردسال من!

گرچه صحیحه یا حسن، از حسناتش آورم

خصم جدال می کند در سند و رجال من

نیست قبال خنده و نیست وزان لعل او

هستم و هست آل من، عِرضم و جان و مال من

چون که به می سرا روم شیخ نهیب می زند.

من مِی میمنه خورم، تا شود اعتدال من

وعده ی شهد وصل را داد یکی سحرگهی

لیک به محنت عاقبت، خورد گره وصال من

-

محنت وصل را نگو، خون چکد از بیان، ولی

شکّر درد را کنون بشنو ز شرح حال من

من که هوای صلح با چشم سیاه داشتم

لیک به تیغ ابروان، آمده او قتال من

صید کند مرا و پس خوب نظاره می کند

خنده کند به حالت خسته و انفعال من

پای دویدنم نشد در طی جاده تا به او

گریز می کند زمن ، شاهد چون غزال من

بر در خانقاه او ، مست دمی که می رسم

ساقی می به دست من، می شکند سفال من

بار فراق را نگو، بار وصال هم مگو

یک نظر اعتنا نما،قامت مثل دال من

بی ثمرم که باغ جان، حاصل با بها نشد

کیست خَرد ز من کمی، میوه سبزِ کال من

حافظ اگر ببیندم ، دست برد به یک غزل

قافیه «آه» می کشد، بهر بیان فال من

فهم نمی کند کسی ، لذت عاشقانه را

بی خبر از کمال او، طعنه زند به حال من

25 خرداد 1401

  • چهارشنبه
  • 29
  • تیر
  • 1401
  • ساعت
  • 11:49
  • نوشته شده توسط
  • وحید ولوی
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -(ای آسمانی نام تو، افتاده دل در دام تو) * ناشناس ؟؟؟

911

مناجات امام زمان(عج) -(ای آسمانی نام تو، افتاده دل در دام تو) ای آسمانی نام تو، افتاده دل در دام تو

دل گشته در راهت ، رخ ماهت ، نهان از دیده ام

با اشک چشمانم ، دل و جانم ، زِ غم باریده ام

‍ (https://attach.fahares.com/Ja7GcACEvchLnmOG2goAPg==) گشته سیه روی من ، ای دلجوی من ، ببین شرمنده ام

منت گذاری سرم ، بر چشم ترم ، تو را من بنده ام

یابن الحسن آقا بیا ، یابن الحسن آقا بیا ...

ای یوسف زهرا سلام

عشقم تویی و والسلام

شامم سحر بنما ، سفر بنما ، به کوی این حقیر

ما تشنه ی باران ، همه یاران ، گدائیم و فقیر

جانها چون در بند تو ، یک لبخد تو ، گشته آرزوی ما

ما را مران دلبرم ، ببین چشم تَر ، هستی آبروی ما

یابن الحسن آقا بیا ، یابن الحسن آقا بیا ...

ای مصلح کل جهان

ای مهدی صاحب زمان

بیتاب روی تو ، به کوی تو ، ببین آواره ام

گشته گرفتارت ، شده زارت ، دل بیچاره ام

دادم زِ کف چاره ام ، چون بیچاره ام ، فارغ از بلایم کن

جان زهرا مادرت ، یاس دلبرت ، سوی کربلایم کن

یابن الحسن آقا بیا ، یابن الحسن آقا بیا

شاعر:جواد مقدم

  • شنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1401
  • ساعت
  • 09:12
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

امام زمان(عج) -( اگرچه غرق گناهیم، بیقرار تو ایم) * ناشناس ؟؟؟

949

امام زمان(عج) -( اگرچه غرق گناهیم، بیقرار تو ایم) اگرچه غرق گناهیم، بیقرار تو ایم
هنوز هم که هنوز است در کنار تو ایم

همیشه باورمان بوده یارتان هستیم
بجای یار ببخشای اگر که بار تو ایم

جهان ما چو خزان است در نبود امام
در انتظار بهاریم و غمگسار تو ایم

حریص جرعه ی آبیم و ندبه خوان شده ایم
و در قنوت سحرها در انتظار تو ایم

میان روز و شب و هفته گم شدیم آقا
خزان شده دل و در حسرت بهار تو ایم

تویی همان گل خوشبوی عالم خلقت
ز سرفرازیمان بس همین که خار تو ایم

گرفته ظلم و سیاهی تمام عالم را
بیا که منتظر رقص ذوالفقار تو ایم

همیشه دست نهان تو هست بر سر ما
و ما دلیل غریبیِ آشکار تو ایم

بیا و تازه کن آقا هوای دلها را
بیا که منتظر لطف بی شمار تو ایم

همیشه جمعه غروبی به رنگ خون دارد
کدام جمعه میایی؟ که بی قرار تو ایم

همیشه در غم دوری چو شمع سوخته ایم
بیا که لحظه به لحظه در انتظار تو ایم ...

  • سه شنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1401
  • ساعت
  • 13:27
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

در زمینه مناجات با امام زمان (عج) -(گرچه فقط بی آبرویی کرده ام باز) * محمد جواد شیرازی

750

در زمینه مناجات با امام زمان (عج) -(گرچه فقط بی آبرویی کرده ام باز) گرچه فقط بی آبرویی کرده ام باز
مولای من لطفی کن و دورم نینداز

عمر مرا وقف اباصالح نوشتند
در به درت بودم گل نرگس از آغاز

سائل رسیده، تشنه ی احسان و جود است
دریای لطفت را نما ای یار ابراز

ظرف دلم محبوس دنیا شد ولی باز
با یک دعایت می شود قفل دلم باز

خالی است دستانم، چه سازم در قیامت
بی توشه ی اعمال صالح، بی پس انداز

دارایی ام اشک است، شاید این عنایت
سازد مرا در دیده ی زهرا سرافراز

روضه بخوان از ماجرای داغ مادر
از قتل محسن، پشت در، ای محرم راز

در وصف در، در وصف میخ در، چه گویم؟!
در سنگدل، در بی حیا، مسمار لجباز

آخر چه آمد بر سرِ زهرا که دیگر
با بال زخمی بود تنها فکر پرواز

  • پنج شنبه
  • 14
  • مهر
  • 1401
  • ساعت
  • 13:02
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

درزمینه عید بیعت با امام زمان (عج) -(نهم ماه ربیع و همه دلها شاد شاد است ) * رضا یعقوبیان

523

درزمینه عید بیعت با امام زمان (عج) -(نهم ماه ربیع و همه دلها شاد شاد است ) نهم ماه ربیع و همه دلها شاد شاد است
از دل هرشیعه امشب غم وغصه روبه باداست
شامل مالطف خاص
خالق یکتاشدامشب
برهمه مهدی زهرا
رهبرو مولاشد امشب
یابن زهرا یابن زهرا(۲)

مهدی زهرا رسیده با ولایت با امامت
آخرین نورهدایت بر جهان دارد زعامت
شادمانند آل طاها
بزم شادی گشته برپا
از کرامات خدا شد
روشن از او کل دنیا
یابن زهرا یابن زهرا(۲)

لطف حی سرمدامشب برهمه دنیاعطا شد
بعد بابا مهدیِ زهرا در عالم مقتدا شد
گرچه در عالم غریب است
شیعه را یار و حبیب است
دردمندان را بگویید
درد ما رااو طبیب است
یابن زهرا یابن زهرا

اوصفا بخش جهان ویاورمستضعفان است
مهرو حبش در دل شیعه ی حیدر ارمغان است
اوبودمنجی خاتم
روشن ازجلوه اش عالم
درشب امامت او
گشته شیعه شادوخرم
یابن زهرا یابن زهرا

تو امید عاشقانی حضرت صاحب زمانی
همه هست شیعیانی بسکه خوب و مهربانی
ای سراپا جود و رحمت
آخرین رهبر امت
باشد ای نور دو عالم
شیعه را مهر تونعمت
یابن زهرا یابن زهرا

شکرلله درهمه عمر برتو یا مهدی پناهیم
مستمند لطف و جودو رحمت و نیم نگاهیم
ما همه پروانه ی تو
سائلان خانه تو
همگی ریزه خوریم از
سفره ی شاهانه تو
یابن زهرایابن زهرا

  • سه شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1401
  • ساعت
  • 11:13
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

درزمینه سرود عید بیعت -(آمده یاران روز بیعت ) * رضا یعقوبیان

421

درزمینه سرود عید بیعت  -(آمده یاران روز بیعت ) آمده یاران روز بیعت
عالم گرفته جاه و عزت
مهدی شده امام امت
یابن الحسن مهدی زهرا(۳)

عالم پر از شور و نوا شد
روشن‌ زمین سامرا شد
مهدی ما امام ما شد
یابن الحسن مهدی زهرا

ماه دل آرا گل زهراست
گوهر یکتا گل زهراست
کعبه ی دلها گل زهراست
یابن الحسن مهدی زهرا

نور امامت مهدی ماست
جان شهامت مهدی ماست
روح کرامت مهدی ماست
یابن الحسن مهدی زهرا

اوآخرین منجی دنیاست
در این جهان یوسف زهراست
گلی ز نسل آل طاهاست
یابن الحسن مهدی زهرا

چون مصطفی مهدی بشیر است
همچون علی بر ما امیر است
وجود او خیر کثیر است
یابن الحسن مهدی زهرا

مهدی امید عالمین است
منتقم خون حسین است
ولایتش برهمه دین است
یابن الحسن مهدی زهرا

مهدی گل باغ ولایت
لطفش بوداو بی‌نهایت
دارد بر این عالم عنایت
یابن الحسن مهدی زهرا

  • سه شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1401
  • ساعت
  • 11:49
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

زمزمه با امام زمان (عج) -(بیقرار و خسته ام! صلح و صفا گم کرده ام) * مرضیه عاطفی

645
1

زمزمه با امام زمان (عج) -(بیقرار و خسته ام! صلح و صفا گم کرده ام) بیقرار و خسته ام! صلح و صفا گم کرده ام
یارِ دیرین و رفیقِ با وفا گم کرده ام

بی تو نابینایم و دارم هراس ِ چاه را
بر زمین می افتم انگاری عصا گم کرده ام

حاجتِ روزانه ام در حسرت آدینه ماند
برنگشتی! باز هم مشکل گشا گم کرده ام

میگرفتی کاش گاهی یک سراغی از من و
کاش میگفتی خداوندا گدا گم کرده ام

دوست دارم که نمازم را بخوانم رو به تو
کعبه یک سنگ است! من قبله نما گم کرده ام

یک نفر ایکاش می فهمید از بی‌تابی ام
دردمندم! خیمهٔ دارالشفا گم کرده ام

حالِ خوبِ سابقم را در کدامین معصیت؟!
عهد و پیمان با تو را آیا کجا گم کرده ام؟!...

چشم ها را بستم و در محضرت زانو زدم
در خیالاتم دوباره دست و پا گم کرده ام

دستهایم را بگیر و باز پیدا کن مرا
در شلوغی های این دنیا تو را گم کرده ام!

  • شنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 10:28
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 وحید محمدی

امام زمان(عج) مناجات -(چقدر منتظر و بی قرارمانی تو) * وحید محمدی

805

امام زمان(عج)  مناجات -(چقدر منتظر و بی قرارمانی تو) چقدر منتظر و بی قرارمانی تو
شبیه ابر بهاری ز مهربانی تو

حضور گرم تو احساس می شود دائم
همیشه و همه جا در کنارمانی تو

بگیر دست مرا تا به آسمان برسم
منم که اهل زمینم‌، وَ آسمانی تو

کریمی و همه جا حرف این کرامت هاست
خدا کند که مرا هم زِ در نرانی تو

سه شنبه های توسل، میان زائرها
گمان کنم که در این صحن جمکرانی تو

دعای پشت سر ما دعای وتر شماست
شبیه فاطمه در فکر نوکرانی تو

چه حاجتم به دو دنیا، که من تو را دارم
خوشم چو بنده، نوازی، به تکه نانی تو

به یاد نوکری و نوکرت به یادت نیست
به جان فاطمه امّا عزیزمانی تو

خدا کند که بیایی شبی به این روضه
خدا کند که شبی روضه را بخوانی تو

بخوان به یاد غم عمه ای که می فرمود:
عزیز فاطمه، مضروب خیزرانی تو

عزیز فاطمه‌، خواهر نداشتی تو مگر
که جای دامن من، دست این و آنی تو

  • چهارشنبه
  • 5
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا صاحب الزمان(عج) _ماییم از برای دیدن تو بیقرارها * اسماعیل تقوایی

919

یا صاحب الزمان(عج) _ماییم از برای دیدن تو بیقرارها یا صاحب الزمان(عج)

ماییم از برای دیدن تو بیقرارها
رحمی به حال اینهمه چشم انتظارها

هر جمعه آید و رود وهجر باقی است
پس کی دهی به دیده ی ما افتخارها

افراد بی عقیده به ما طعنه می زنند
بازآ بده به نوکران خودت اعتبارها

شاید هنوز لایق وصل تو نیستیم
از ما پذیر یوسف ما، اعتذارها

خورشید آخرین ولایت، ظهور کن
گردیم دور تو چو قمر، در مدارها

سردار آخرین خدا، زودتر بیا
تا که شویم به لشگر تو، جان نثارها

بازآ که ظلم رو به فزونیست در جهان
گیرد ضعیف از قِبَلَت اقتدارها

کی میزنی تو تکیه به دیوار بیت حق
کی میکنی خزان بشر را بهارها

مپسند ندیده ترا،جان دهیم ما
ای بهترین نگار، میان نگارها

شعر:اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1401
  • ساعت
  • 18:01
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا صاحب الزمان-دریاب عاشقان را ای صبح روشنایی * اسماعیل تقوایی

882
1

یا صاحب الزمان-دریاب عاشقان را ای صبح روشنایی یا صاحب الزمان

دریاب عاشقان را ای صبح روشنایی
از ظلمت ستمها مارا بده رهایی

خورشید وماه وانجم از شرم رو بگیرند
در آنزمان که جانا برما تو رو نمایی

در کوی انتظارت هرجمعه دیده بر ره
داریم تا که شاید ازغیبتت در آیی

ای مژده ی بهاران، سبزی روزگاران
بازآ که بی تو دنیاست، دنیای بی صفایی

هرجمعه گوشهامان رو سوی مکه دارد
شاید رسد به آنها از سوی تو نوایی

مشتاق دیدن آن روی خدانماییم
عجل علی ظهورک ای حجت خدایی

بسیار جان عاشق بی تو زتن بر آمد
دیگر روا نباشد ما را چنین جدایی

تو آخرین قمر از اقمار هشت وچاری
دلها اسیر عشقت، از بسکه دلربایی

شافی درد هجران باشد ظهورت آقا
تو صاحب الزمانی،مارا تو مقتدایی

بازآ امید عالم ای منجی بشرها
مارا نما بسوی اصلاح رهنمایی

ای عامل تحقق بر وعده ی الهی
موعود اولیا و مقصود انبیایی

گر توبیایی آقا، دور ستم سر آید
از حق بسوی مظلوم،تو هدیه وعطایی

درد فراق مولا،بس جان خراش باشد
ذکر لبان ما شد، یابن الحسن کجایی

شعر:اسماعیل تقوایی

  • جمعه
  • 22
  • اردیبهشت
  • 1402
  • ساعت
  • 03:27
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

امام زمان(عج) -(جمعه ای دلگیر باز آمد بیا صاحب زمان) * رسول چهارمحالی

606
1

امام زمان(عج) -(جمعه ای دلگیر باز آمد بیا صاحب زمان) جمعه ای دلگیر باز آمد بیا صاحب زمان
عقده ای اندر گلوی ماست یا صاحب زمان
سالها این جمعه آن جمعه نمودی دلبرا
عمر من پایان رسید بنما نظر صاحب زمان
شیعه تنها و غریب است ای امام مهربان
بهر احیای شریعت کن ظهور صاحب زمان
دین قرآن با تو می گردد تمام آقایمان
جان زهرا مادرت دیگر بیا صاحب زمان
دست ما سوی خدا گردد دراز بهر شما
کن دعا بهر فرج ای مه لقا صاحب زمان
با دعای عهد و ندبه چشم در راه توأیم
یا شب چهارشنبه توی جمکران صاحب زمان
ساقی از هجر شما اندر غروب جمعه ها
آل یاسین می سراید پس بیا صاحب زمان

  • دوشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:48
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه امام زمان(عج) -(شب و روزم در فراق شما،ندبه گر هستم یا ابا صالح) * رسول چهارمحالی

454

زمزمه امام زمان(عج) -(شب و روزم در فراق شما،ندبه گر هستم یا ابا صالح) سبک:شبانگاهان

امام زمان -العجل مولا(2)

شب و روزم در فراق شما،ندبه گر هستم یا ابا صالح
ز دوریت زار و محزونم،از رخت مستم یا ابا صالح
شود آ یا یک شب جمعه،کربلا باشم ،در کنار تو
تو باشی ذاکر برای حسین،گریه کن باشم ،یا که یار تو

منم مجنون و تویی لیلا،یوسف زهرا یا ابا صالح
بیا بنگر حال محزونم،مانده ام تنها یا ابا صالح
خداوندا حق زهرا و ،سید الابرار،ساقی کوثر
بده اذن دیدن روی،مهدی زهرا،شاه بی لشگر

به جای عشق و صفا پر گشته، جهان ز جفا یا ابا صالح
تفنگ و تیر نیزه و شمشیر،می کند غوغا یا ابا صالح
قسم بر عصمت زهرا ،بیا از غیبت کبری،گل طاها
ببین شیعه چه مظلوم است،در این دنیای ،وا نفسا

شب و روز و ماه و سال ما،می رود با هم یا ابا صالح
دل و دیده چشم غمدیده،گشته شد پر غم یا ابا صالح
بیا آ قا ای گل نرگس ،کن نظر بر ما ،مهد خوبی ها
شفاعت کن مردم و امت،ای گل طاها،مهدی زهرا

امام زمان -العجل مولا(2)

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 11:32
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

انتظار امام زمان(عج) -(مه پاره ی حجازی عجل علی ظهورک) * رسول چهارمحالی

1212

انتظار امام زمان(عج) -(مه پاره ی حجازی عجل علی ظهورک) سبک مجنون نبودم مجنونم کردی

مه پاره ی حجازی،عجل علی ظهورک
درسوز و درگدازی،عجل علی ظهورک

ای روح هر عبادت ،ای آشنا به امت
تو روح هر نمازی ، عجل علی ظهورک

ای وارث شهیدان ، ای منجی غریبان
عمری به احتزازی ،عجل علی ظهورک

ازجاده های این شهر، یکروز تو میایی
بر عشق ما تَرازی ، عجل علی ظهورک

ای راز مخفی عشق در خیمه گاه عالم
تو راز هر نیازی ، عجل علی ظهورک

آدینه ها به نامت ، خلقی به انتظارت
با صوت دلنوازی ، عجل علی ظهورک

در انتقام خون ، شاهنشه شهیدان
آری تو یکه تازی ، عجل علی ظهورک

عطر تو باز پیچید در کوچه باغ دلها
چه عطرروح نوازی،عجل علی ظهورک

عمریست چشم بر راه، در انتظار یاریم
بر اوج و در فرازی ،عجل علی ظهورک

با پرچم لثارات یک روز خواهی آمد
ای یوسف حجازی ،عجل علی ظهورک

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 19:32
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

انتظار فرج -(می خوانمت دمادم ، یا غُرة الحمیده) * رسول چهارمحالی

446

انتظار فرج -(می خوانمت  دمادم ، یا  غُرة  الحمیده) عجل علی ظهورک(2)

می خوانمت دمادم ، یا غُرة الحمیده
ای منجی دو عالم ، یا طلعت الرشیده
یاسین به لب برایت،عجل فرج بخوانم
ای کاش تا ظهورت ، من منتظر بمانم
عجل علی ظهورک (2)

آدینه ها برایم ، پر گشته آه و افسوس
هستی نگاه دارم،محسوس ونامحسوس
در جمکران برایت ، خواندم نماز حاجت
شاید که رخ نمایی ، یا حضرت حجت
عجل علی ظهورک(2)

در سهله در پی تو ، ذکر فرج گرفتم
در ندبه های جمعه ، باران شدم شکفتم
ای نور چشم حیدر ، ای عشق پاک زهرا
از کوچه های غیبت ، بگذر بیا تو مولا
عجل علی ظهورک(2)

پیچیده بوی نرگس ،در کوچه های غربت
بنما ظهور مهدی ، بر شیعیان تو عِزت
بحرین ،یمن درخون ،شام وعراق محزون
هر شیعه ازغم تو ،محزون و زارو دلخون
عجل علی ظهورک(2)

کی می شود بیایی ، بر فرش قرمز دل
بر انبیا ، امامان ، هستی تمام حاصل
با پرچم لثارات ، یک روز خواهی آ مد
از مکه با عنایات ، یک روز خواهی آ مد
عجل علی ظهورک(2)

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:25
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

امام زمان(عج) -(الا ای یار تنهایان نگه کن بر گدای خود) * مرتضی سراوانی گرگانی

510

امام زمان(عج) -(الا ای یار تنهایان نگه کن بر گدای خود) الا ای یار تنهایان نگه کن بر گدای خود
ز بهره توتیا بر من بده از خاک پای خود
اگرچه نیستم لایق ولی ابن الکریمی تو
محبت کن کرم کن لطف کن بر مبتلای خود
اگرلطفت نباشد من گرفتاره بلا گردم
ولیکن میبری اسم مرا هم در دعای خود
کمی آقا خودت را هم دعا کن یوسف زهرا
کمی اسم خودت را هم ببر در ربنای خود
نمی گویم بیا ترسم شود کرببلا برپا
شوی تنها تو هم مانند جد سر جدای خود
اگر بانام جدت روضه خوانی تو ،تمنایی
مرا هم جا بده مولابه آن ماتم سرای خود
*اگر تا کربلا رفتی تو با جد غریب خود
بگو با او که من را هم بَرد تا کربلای خود
به آن نقطه که زینب مات بودوبی کس و تنها
شرر میزد به صحرا با نوای یا اخای خود...
به آن جا که به بزم می حرامی را به چشمش دید
که میریزد شرابش را به آن تشت طلای خود...

  • یکشنبه
  • 23
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 11:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

امام زمان(عج) -(منم که تحبسُ الدعا شدم ز خیلِ معصیت) * یونس وصالی خوراسگانی

879
1

امام زمان(عج) -(منم که تحبسُ الدعا شدم ز خیلِ معصیت) منم که تحبسُ الدعا شدم ز خیلِ معصیت
منم که میکنم طلب، حلالیت، حلالیت ...

چنان اسیرِ شهوتم، چنان اسیرِ غفلتم
که هیچ حس نمیکنم، غمِ فراق و دوریت

برای این جهان ببین، تباه شد جوانی ام
نداده ام فقط کمی، به آخرت اهمیت

ولی بدان که با همه، سیاهی و تباهی ام
اسیرِ روضه حسین، هستم از طفولیت

به حشر کن شفاعتم، که ترس دارم از عذاب
فقط به زیر سایه‌ی، تو دارم عِزّ و امنیت

  • پنج شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 13:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 امیررضا فرجوند

دوبیتی امام زمان -(دیریست ز دوری تو نجوا داریم) * امیررضا فرجوند

717
2

دوبیتی امام زمان -(دیریست ز دوری تو نجوا داریم) یـــا صاحب الزمان

دیری ست ز دوری تو نـجـوا داریم
ما از تو فقـط تو را تــمــنّا داریم

ای «صبح اذا تَنفّس» ای یار ببین
عمری ست که بی تو شام یلدا داریم

امیررضا فرجوند

  • یکشنبه
  • 17
  • دی
  • 1402
  • ساعت
  • 15:27
  • نوشته شده توسط
  • امیررضا فرجوند
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

غزل مناجات السلام علیک یا صاحب الزمان -(کل دقایق را به یادت می‌شماریم) * روح اله گائینی

565

غزل مناجات السلام علیک یا صاحب الزمان -(کل دقایق را به یادت می‌شماریم) السلام علیک یا صاحب الزمان

کل دقایق را به یادت می‌شماریم
لحظه به لحظه در هوایت بی قراریم

ظلم از سراپای جهان می‌جوشد انگار
بی طاقت از این زخم‌های بی‌شماریم

هر جمعه با ندبه، به یادت گریه کردیم
در ناحیه، با روضه‌هایت اشک‌باریم

با صحنه هایی که حسن در کوچه دیده
ما چاره‌ای جز خون دل خوردن نداریم

کی تکیه می سازی برای روضه هایش؟
کی در حسینیه کنار تو بباریم؟

ما سینه زن‌های غریب هیأت عشق
ما تا قیامت از مصیبت داغداریم

یک روز می آیی و ما هم در کنارت
سنگ بنای مضجعش را می گذاریم

روح‌الله_گائینی
➖➖➖

منبع جواز نوکری

1️⃣ لینک کانال تلگرام
? t.me/javazenokari

  • سه شنبه
  • 3
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 09:20
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر مناجات با امام زمان (عج) -(جمعه ای در لابه لای ندبه و هق هق بیا) *

655

متن شعر مناجات با امام زمان (عج) -(جمعه ای در لابه لای ندبه و هق هق بیا) جمعه ای در لابه لای ندبه و هق هق بیا
اولین صبح امید و طالع صادق بیا

در قمار این جهان برگ برنده با خداست
اخرین برگ برنده در یَدِ خالق بیا

هر سحر مُردی هزاران بار از داغ حسین
ای که هر صبحی ز داغ عشق کردی دق بیا

عشق تو از پیر کنعان بیشتر باشد به ما
ای که هستی آشنای این دل عاشق بیا

این دل پوسیده ی ما را به جامی زنده کن
کاسه ها را پر بکن با ذکر یا رازق بیا

راز پنهان دل خون شقایق ها تویی
جمعه ای در لابه لای ندبه و هق هق بیا

سجاد احمدیان

  • دوشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 13:43
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

سبک زمزمه فراق آقا امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و روضه حضرت زهرا سلام الله علیها -(بیا مسافر غریب سیدی مهدی العجل) * امیرحسین سلطانی

735

سبک زمزمه فراق آقا امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و روضه حضرت زهرا سلام الله علیها -(بیا مسافر غریب سیدی مهدی العجل) بند1

بیا مسافر غریب سیدی مهدی العجل
ندارم از دوریت شکیب سیدی مهدی العجل
بیا امیر بی رقیب سیدی مهدی العجل
منتقم شیب الخضیب سیدی مهدی العجل

بیا امانت خدا
بیا گل خیرالنسا
یابن الحسن روحی فدا ۲

بیا امید عالمین
بیا امیر نشاتین
اَین الحسن اَین الحسین ۲

یابن الحسن یابن الحسن

بند2

ای شاه بادیه نشین سیدی مهدی العجل
ای مصلح روی زمین سیدی مهدی العجل
ای بی قرینِ مه جبین سیدی مهدی العجل
ای ناجیِ مستضعفین سیدی مهدی العجل

بیا قرار بی قرار
بیا تموم شه انتظار
با سیصد و سیزده تا یار ۲

بیا امام منتَظَر
ای غایب دور از نظر
این شام غم را کن سحر ۲

یابن الحسن یابن الحسن

بند3

به حق زهرا مادرت سیدی مهدی العجل
آن مادر غم پرورت سیدی مهدی العجل
هستم غلام و نوکرت سیدی مهدی العجل
مرا مرانی از درت سیدی مهدی العجل

بیا دعای فاطمه
بیا ندای فاطمه
به این روزای فاطمه ۲

یا درد پهلو میکِشه
یا درد بازو میکِشه
دعا کن حالش خوب بشه ۲

وای مادرم وای مادرم

۱۴۰۳/۰۷/۳۰

  • سه شنبه
  • 1
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 20:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

متن شعر رباعی امام_زمان_مناجات -(ای کاش که منجی بشر برگردد) * اسماعیل شبرنگ

420

متن شعر رباعی امام_زمان_مناجات  -(ای کاش که منجی بشر برگردد) ای کاش که منجی بشر برگردد
اینبار ستاره ی سحر برگردد

ای کاش که این جمعه عزیز زهرا
با سیصد و سیزده نفر برگردد

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 19:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

به امید نابودیِ یهودِ ظالم؛ -(به یادت ای گلِ نرگس شبی ناگاه میمیرم ) * مرضیه عاطفی

367

به امید نابودیِ یهودِ ظالم؛ -(به یادت ای گلِ نرگس شبی ناگاه میمیرم ) به یادت ای گلِ نرگس شبی ناگاه میمیرم
از این دلدادگی، در زیرِ نورِ ماه میمیرم

بیا و حالِ نامیزانِ عالم را مداوا کن
که آخر از خبرهای بد و ناگاه...میمیرم

بساطِ ظلم پهن و آهِ مظلوم است دامنگیر
نیایی دیر یا زود از تبِ این آه...میمیرم

بیا گردن بزن با ذوالفقارت نسلِ صهیون را
که از داغِ فلسطین با غمی جانکاه میمیرم

میانِ ندبه ها کم گریه کن! چونکه منِ دلتنگ
از اینکه نیستم از حالِ تو آگاه میمیرم

می‌آیی و به شوق دیدنت تا کعبه می آیم
"بِنفسي أنت" میخوانم اگر در راه میمیرم

أناالمهدی(عج) بگو تا در رکابت جان دهم آقا
در اینصورت فقط با حالتی دلخواه میمیرم

من از مرگ جهالت* سخت بیزارم! همان مرگی
که در آغوش ظلمت عاقبت در چاه میمیرم

چراغِ معرفت را در دلم روشن کن ای خورشید
خبر داری که نشناسم تو را گمراه میمیرم

همین که باشم و گاهی تماشایت کنم کافیست
مرا از خیمه ات بیرون کنی والله میمیرم!

* دعای عصر غیبت: اللّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَک فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَک لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَک. اللّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَک فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَک لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَک. اللّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَک فَاِنَّک اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی. اللّهُمَّ لَاتُمِتْنِی مِیتَهً جاهِلِیهً، وَلَا تُزِغْ قَلْبِی بَعْدَ اِذْ هَدَیتَنِی.
خدایا خود را به من بشناسان، اگر خود را به من نشناسانی، پیامبرت را نشناسم، خدایا پیامبرت را به من بشناسان، اگر پیامبرت را به من نشناسانی، حجّتت را نشناسم، خدایا حجّتت را به من بشناسان، اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه شوم. خدایا مرا به مرگ جاهلیت نمیران و دلم را پس از اینکه هدایت نمودی، منحرف مکن.

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 17:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر_مناجات_امام_زمان_عج -(شاخه‌‌ی طبع خزان‌دیده‌ی من بار نداشت) * بردیا محمدی

956

شعر_مناجات_امام_زمان_عج -(شاخه‌‌ی طبع خزان‌دیده‌ی من بار نداشت) شاخه‌‌ی طبع خزان‌دیده‌ی من بار نداشت
چشم آلوده ی من فرصت دیدار نداشت

رو به مهتاب نشد روزنه ای باز کنم
قفسِ ظلمت من رخنه ی دیوار نداشت

چَنگ انداخته ام دامنِ تنهایی را
منِ بی‌کَس‌شده از بس که کس و کار نداشت

آه ! آدینه ی بی تو شده آئینه ی دِق
کاشکی جمعه تواناییِ تکرار نداشت

در بساطم چه کنم کهنه‌کلافی هم نیست...
یوسف گمشده‌ام گرمیِ بازار نداشت

آبروریزیِ من شُهره‌ی آفاق شده
مثل من هیچکسی وضعِ اسفبار نداشت

از سَرِ بی خِرَدی قلب تو را می شکنم
وَرنه این عاشقِ بی فکر که آزار نداشت

گریه کردم که مگر بار مرا هم بخری...
دلم _این ظرف ترک‌خورده_ خریدار نداشت!

امـــر کن! یک نفری پای غمت می میرم
تا نگویند که فرمانده ی من یار نداشت

مثل سیّد حسنت ، گَرم بغل کن من را...
یا کریمی که عروجش غمِ آوار نداشت

لحظه‌ی آخرم ای کاش کنارم باشی...
چه کند گر که مریض تو پرستار نداشت

شیوه‌ی مَرگ مرا شاهِ نجف می داند
سَر تمّار به جز نخل علی ، دار نداشت

این دلِ دربه‌درم تنگِ حسین است فقط
کربلا رفتن من این‌ همه اصرار نداشت!

جان آن مادرِ افتاده دمِ در ، برگرد
آنکه با قامت خم طاقت پیکار نداشت

شیشهٔ عُمر علی با لگدی سخت شکست
لااقل کاش درِ سوخته ، مسمار نداشت

  • پنج شنبه
  • 17
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 روح الله پیدایی

یا صاحب الزمان(عج) -(سرگرم دنیا ماندم و ، از یاد تو غافل شدم ) * روح الله پیدایی

756

یا صاحب الزمان(عج) -(سرگرم دنیا ماندم و ، از یاد تو غافل شدم ) سرگرم دنیا ماندم و ، از یاد تو غافل شدم

کارم شده معصیت و ، در بندگی کاهل شدم

در حق تو بد کرده ام ، بد عهدی من را ببخش

جای رفاقت با شما ، با هر کسی همدل شدم

چشمان من خشکیده است از بس به هرجا رفته است

با بی حیایی باعث ، تاریکی این دل شدم

حال دلم طوفانی و ، تنهای تنها مانده ام

بی تو شبیه ماهیِ افتاده در ساحل شدم

پشت درم در میزنم ، در خانه ات راهم بده

با سر به زیری آمدم ،بار دگر سائل شدم

وقتی که زیر پرچمت ، در بین خوبان جا شدم

دیدم که با لطفت رها ، از هر غم و مشکل شدم

در بین روضه هرکسی ، ذکری نشسته بر لبش

من گوشه ای مشغول بر ، ذکر ابوفاضل شدم

روضه به روضه رفتم و ، با اذن ماه علقمه

من هم برای رفتنِ ، تا کربلا قابل شدم

یادش بخیر آن شب که با، چشمان گریان آمدم

اذن دخولی خواندم از ، بابُ الرَّجاء داخل شدم

روح الله پیدایی

  • یکشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

امام زمان عج -(ای نابترین بیتِ غزلخوانیِ من) * هستی محرابی

681
1

امام زمان عج -(ای نابترین بیتِ غزلخوانیِ من) #سلام_علی_آل_یاسین_ص

?رباعی

پاییز و دلم هاله ای از خون دارد
از عشقِ تو سر به کوه و هامون دارد

جان پُر شده از شعرِ غریبی ای یار
لیلی به سرش هوای مجنون دارد!

➖➖➖➖➖➖➖

تو جنجره ی زخمیِ فریادِ منی
یادم نکنی باز تو در یادِ منی

بر گرد به برگشتنِ تو محتاجم
من قصه ی شیرین و تو فرهادِ منی!

➖➖➖➖➖➖➖

چون برگِ گلی به شاخه ها حیرانم
پائیزترین بهارِ سرگردانم

هر شانه به سر تو را به یادم آرد
تکرارِ هزارمین شبِ هجرانم!

➖➖➖➖➖➖➖

ای نابترین بیتِ غزلخوانیِ من
ای نامِ تو در طالعِ پیشانیِ من

ای عشق فقط به کلبه ی من برگرد
ای سایه ی روزهای بارانیِ من!

➖➖➖➖➖➖➖

آنکس که لبِ تشنه به دریا نرسد
هرگز به دلش به عمقِ معنا نرسد

باور کنم آن جلوه ی یوسف به کنار
در عشق کسی پای زلیخا نرسد!

➖➖➖➖➖➖➖

تو ساکنِ سرزمینِ چشمانِ منی
یک پنجره رو به سمتِ مژگانِ منی

همسایه ی خانه ی تو باشم ای کاش
تو روحِ بهارِ تازه در جانِ منی!

➖➖➖➖➖➖➖

ای از گلِ یاس و نسترن خوشبوتر
ای تکه ای از وجودِ من آنسوتر

جانم ز تو و مِهرِ تو لبریز شده
از دوریِ تو دلم چو پاییز شده!

➖➖➖➖➖➖➖

ای عشقِ ندیده ی من، ای یار سلام
ای ماهِ بلند در شبِ تار سلام

از من به تو ای عزیز در هر شب و روز
یک بار نه، صد بار نه، بسیار سلام!

➖➖➖➖➖➖➖

پائیز و دلم سبزِ بهاری شده است
بر روی لبم شعرِ تو جاری شده است

از بس که دلم به انتظارِ تو نشست
در بغضِ قفس مثلِ قناری شده است!

➖➖➖➖➖➖➖

رخساره ی تو شهرِ تماشاست مرا
حسِ تو همان عطرِ دل آراست مرا

گر وسعتِ تنهاییِ من تنگ شود
یک پلکِ نگاهِ تو مداراست مرا !

#هستی_محرابی
@Asharemehrabi

  • چهارشنبه
  • 5
  • دی
  • 1403
  • ساعت
  • 23:45
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد