شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس
 علیرضا خاکساری

در فراق امام عصر (عج) -( به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه ) * علیرضا خاکساری

2604
4

در فراق امام عصر (عج) -( به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه ) "به تمنای طلوع تو جهان چشم به راه
به امید قدمت کون و مکان چشم به راه" *
سالها میرود و حرف دل من این است
تا به کی صبر کنم؟ تا چه زمان چشم به راه؟
شهر یکپارچه از دوری تو میگرید
همه از مرد و زن و پیر و جوان چشم به راه
در نبودت همه چیز از جریان افتاده ست
کوه و دشت و چمن و رود روان چشم به راه
غصه های دلش از موی سپیدش پیداست
پدرم با دل خون، قد کمان، چشم به راه
مهدیه آمدنم فلسفه دارد، آری
غیر از این است همه منتظران چشم به راه؟!!!
تا به هنگام گذر بذل محبت بکنی
این گدا را سر راهت بنشان چشم به راه
آل یاسین و سمات و فرج و ندبه و عهد
شیخ عباس و مفاتیح جنان، چشم به راه
حکم احداث حریم حسنی دست شماست
سالیانی

  • سه شنبه
  • 12
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 محسن حنیفی

شعر در فراق امام زمان (عج) -( جمعه شد تا باز جای خالی تو حس شود ) * محسن حنیفی

3851
16

شعر در فراق امام زمان (عج) -( جمعه شد تا باز جای خالی تو حس شود ) جمعه شد تا باز جای خالی تو حس شود
تا شقایق باز دلتنگ گل نرگس شود

آفتاب پشت ابرم!نام تو دارم به لب
خواستم نور تو گرمی بخش این مجلس شود

لحظه ای ما را به خود گر واگذاری...وای ما
بی نگاه کیمیاگرها طلاهم مس شود

درد معمولا عیار عشق را بالا برد
هجر باعث میشود تا عاشقی خالص شود

راه اصحاب تو با اصحاب عاشورا یکی است
ندبه ها باید که عاشورا شود وارث شود

با نگاهت مست می باید، گریبان چاک کرد
تا که آخر قصه ی ما نیز چون عابس شود

شاعر : محسن حنیفی

  • سه شنبه
  • 12
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 14:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

می سوزم و می سازم -( در آتش مهجوری می سوزم و می سازم ) * حمیدرضا گلرخی

2837
12

می سوزم و می سازم -( در آتش مهجوری می سوزم و می سازم ) در آتشِ مهجوری،می سوزم و می سازم
با درد وغمِ دوری، می سوزم و می سازم

شمعِ شبِ تنهایم،از عشقِ تو رسوایم
چون عاشقِ رنجوری، می سوزم و می سازم

با دیده ی پر شبنم،در شهـرِ سیاهِ غـم
از غُصّه ی بی نوری، می سوزم و می سازم

مانندِ جوان مُرده،چون لاله ی پژمرده
بِنشسته لبِ گوری، می سوزم و می سازم

شرمنده ام از کارم،از چشمِ گـنهکارم
پنهانی و مستوری، می سوزم و می سازم

والایی و من پستم،بر دامن تو دستم
چون وصله ی ناجوری، می سوزم و می سازم

شاعر : حمیدرضا گلرخی

  • دوشنبه
  • 18
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 11:07
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات با مهدی فاطمه (س) -( من از زبان شاه و گدا طعنه میخورم ) * جعفر ابوالفتحی

2983
9

مناجات با مهدی فاطمه (س) -( من از زبان شاه و گدا طعنه میخورم ) من از زبان شاه و گدا طعنه میخورم
دارم به جای آب و غذا طعنه می خورم

هر کس رسید یک لگدی زد فتاده را
از دوست ، آشنا، بخدا طعنه می خورم

شبگرد کوچه های غمم ، اشک جاریم
از راه و ماه و آه و هوا طعنه می خورم

چون یک دعام بهر ظهورت اثر نکرد
از دست های رو به دعا طعنه می خورم

دیگر شمال و غرب و جنوبم همه اش یکی است
فرقی ندارد از همه جا طعنه می خورم

آقا قرار بود به پایت شوم شهید
حس می کنم که از شهدا طعنه می خورم

پس کو کجاست یار، به ما هم نشان بده ؟؟؟
با این دو جمله از رفقا طعنه می خورم

بیماریم بخاطر یک ترک عادت است
یک مدتی است بهر شفا طعنه می خورم

آقا تو دیر کرده ای و من مقصرم
در خجلتم... نگو که چرا

  • چهارشنبه
  • 20
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 07:39
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سیروس بداغی

جمعه ی دلگیر -( عاقبت چشم گدا لایق دیدار نشد ) * سیروس بداغی

3803
18

جمعه ی دلگیر -( عاقبت چشم گدا لایق دیدار نشد ) عاقبت چشم گدا لایقِ دیدار نشد
جز غم دوریِ تان حاصلِ بیمار نشد

سحری از طرفِ کوچه ی ما بگذشتی
حیف این دیده ی ماتم زده بیدار نشد

باز هم بغض من و جمعه ی دلگیر شما
باز هم جمعه و قلبی که خریدار نشد

سالها منتظر سیصد و اندی مردی
من بمیرم که دگر بار کسی یار نشد

بی سبب نیست که تنها شده ای آقا جان
چون بشر در رهتان بنده ی دادار نشد

من نخواهم دگر این چشمِ گنه کارم را
به چه کارم که دمی لایقِ رخسار نشد

همه دم خونِ دل از این دل غمدیده خورم
بشکند دل که دمی محرم اسرار نشد

نیست تقصیر تو گر این دل من را نخری
بر سر کوی تو چون زار و گرفتار نشد

خواب دیدم که به گوشم همه دم میگفتی
هر چه گشتیم... یکی یارِ وفادا

  • جمعه
  • 22
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 11:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات با امام عصر (عج) -( باز هم از عمل خویش به دل غم دارم ) * مجتبی قاسمی

3417
23

مناجات با امام عصر (عج) -( باز هم از عمل خویش به دل غم دارم ) باز هم از عمل خویش به دل غم دارم
خسته از این همه آلودگی و تکرارم

دل من تنگ برای همه شد الا تو
وای از تیرگی این دل بی مقدارم

معصیت کرده مرا دور ز تو ، می دانم
پر شده نامه ی من از گنه بسیارم

نامه ام اشک تو را باز درآورده...ببخش
وای بر من که همیشه سر تو سربارم

مهربان تر ز خودت در همه ی عالم نیست
با همه تیرگی ام سوی شما رو آرم

یک نظر کن که من از دست خودم خسته شدم
بی نگاه تو اثر نیست بر استغفارم

من اسیر غم دنیا شده ام کاری کن
تا رها گردم از این زندگی غم بارم

هر که دور از سر کوی تو شده خوار شده
نده غیر از خودت آقا به کسی افسارم

با همه پستی من دست مرا می گیری
ای فدای تو و بخشیدن تو دلدارم

سم

  • شنبه
  • 23
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 16:13
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

ای کاش -( ای کاش که یـارِ شهِ بــی یـار شوم ) * حمیدرضا گلرخی

2658
9

ای کاش -( ای کاش که یـارِ شهِ بــی یـار شوم ) ای کاش که یـارِ شهِ بــی یـار شوم
سر مستِ شمیمِ خوشِ دیـدار شوم
ای کاش که در یک شب ماهِ رمضان
با مهـدی فاطمه هــم افطــار شوم

شاعر : حمیدرضا گلرخی

  • شنبه
  • 30
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 11:15
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

یا صاحبَ الزمان -( یا صاحبَ الزمان به خدا دوست دارَمت ) *

2654
11

یا صاحبَ الزمان -( یا صاحبَ الزمان به خدا دوست دارَمت ) یا صاحب الزمان به خدا دوست دارمت
هر جا به هر مکان به خدا دوست دارمت

مانند مادرت شده ای بی نشان چرا
آقای بی نشان به خدا دوست دارمت

طاووس جنتی گل زیبای خلقتی
ای زینتِ جنان به خدا دوست دارمت

ای گل همیشه غرقِ بهاری برای ما
فارغْ ز هر خزان ، به خدا دوست دارمت

از غصه و محن شده ای همچو مرتضی
تنهایِ در جهان به خدا دوست دارمت

هر شب برای عمه ی خود بغض میکنی
ای غرقِ در فغان به خدا دوست دارمت

کی میرسی ز ره ، گلِ خوشبوی فاطمه
الغوث و الامان به خدا دوست دارمت

روحم فدایتان و روانم نثارتان
پیدا و در نهان به خدا دوست دارمت

حتما تو میروی سحری سمتِ شهرِ قم
آقای جمکران به خدا دوست دارمت

شیعه دهد تمام وجو

  • جمعه
  • 12
  • تیر
  • 1394
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر برای مناجات با امام زمان (عج) با عنوان باز آی -( از حال و گذشته تا حقیقت ) * رضا بزرگ نژاد بایی

2526
10

شعر برای مناجات با امام زمان (عج) با عنوان باز آی -( از حال و گذشته تا حقیقت ) از حال و گذشته تا حقیقت
عالم همه در پی طریقت

ای جان جهان و مرد میدان
شرمنده اگر شکسته پیمان

پیمان شکنی مرام ما شد
گنجینه ی پول رام ما شد

سود است برای ما زمانه
دوریم ز تو چه بی بهانه

عدل است بهانه ی حضورت
روشن کند این جهان ظهورت

ما بی خبران حال زارت
دل خون شده گشته بی قرارت

گنجینه ی حق بیا که رویش
خارج شود از خیال و گویش

ای گوهر و کیمیای عالم
اکسیر حقیقتی ز خاتم

باز آی که باغ گشته تاریک
نزدیک شده فساد،نزدیک

بر کن دگر این بساط تزویر
عمریست،چه زود می شود دیر

آقا تو بیا و جان ما باش
ای یار نهان،عیان ما باش

شاعر : رضا بزرگ نژاد بایی

  • شنبه
  • 13
  • تیر
  • 1394
  • ساعت
  • 11:04
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن مداحی در فراق یار با سبک با نوای محمد رضا طاهری -( شبيه چشم شـمـا چـشم هاي تـر دارد ) * حسن لطفی

2615
6

متن مداحی در فراق یار با سبک با نوای محمد رضا طاهری -(  شبيه چشم شـمـا چـشم هاي تـر دارد ) شبيه چشم شـمـا چـشم هاي تـر دارد
كسي كه خـاكِ حسينيه را به سـر دارد
تو گريه كردي و شد سرخ چهره فهميدم
كه وقتِ روضه­ي تـو اشك هم جگر دارد
خدا به رويِ من و تـو حساب وا كـرده
كه گريـه اي بكنيم و حـساب بـردارد
هـواي امشبمان فـرق مي كند انـگار
نشسته مـادري و دست بـر كمـر دارد
حسين(ع) روز و شبـم را گرفته مي دانم
بـرايِ عاشقي­ام عـقل درد سـر دارد
فقط به تـربتِ اربـاب سجده مي چسبد
هميشه سجـده­ي مـا مـزّه­ي دگر دارد
مـرا حوالـه نمودند خـاكِ پـا ببـرم
هـزار شكر كه ايـن خيمه رُفته گر دارد
ميـانِ روضه نشستيم و عـاشقي مي گفت
بـخوان دعـاي فـرج را دعـا اثر دارد
كسي كه داغِ بـرادر كشيـده مي دانـد
كــه رويِ قـ

  • دوشنبه
  • 22
  • تیر
  • 1394
  • ساعت
  • 07:07
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

اشعار در فراق یار -( بـايد بميرم مـن براي تـو، چرا نه؟ ) * حسن لطفی

2608
4

اشعار در فراق یار -( بـايد بميرم مـن براي تـو، چرا نه؟ ) بـايد بميرم مـن براي تـو، چرا نه؟
آقـا غريبي كـن، ولـي با آشنا نه
ما روز و شب حاجت نگفتيم و گرفتيم
جـايي نديده چشم­هامان كه گدا نه
پشتِ درِ اين خانه­ايم و چَشم بـر راه
مـا را بكُش امّـا نـگوئي كه شما نه
جـز مـاجرايِ عشق در مقتل نديدم
تـو ياد دادي تـا بگويم جـز خدا نه
من بـالهـايم را به دستِ تـو سپُردم
من را بـبر امّـا به غيـر از كـربلا نه
بر سينه­ي خود نامِ زينب(س) را نوشتيم
گفتـيـم آري بـر بلا، بـرادعّـا نه
زهرا(س) حسيني گفت و ما آتش گرفتيم
بنـويسمـان جز در صفِ ديوانه ها، نه
يحيايِ مـا را تشنه لـب گودال بردند
آقـا كفن اي كاش بـود و بـوريـا نه
در كربلا ديـدم هنوز اشكِ رباب است
ديدم عروسِ فاطمه

  • دوشنبه
  • 22
  • تیر
  • 1394
  • ساعت
  • 08:49
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 سیروس بداغی

نمی آید به ما -( خوش درخشیدن در این ویران نمی آید به ما ) * سیروس بداغی

2332
11

نمی آید به ما -( خوش درخشیدن در این ویران نمی آید به ما ) خوش درخشیدن در این ویران نمی آید به ما
عشقِ ناشی گشته از ایمان نمی آید به ما

او گُــنه بخشید و ما همواره شیطانی شدیم
گفته بودم جانِ من غُفران نمی آید به ما

درد را وقتی مداوا میکنی غافل تریم
درد روزی کن خدا ... درمان نمی اید به ما

خواستیم عارف شویم اما چو بی دینان شدیم
پُشتِ خود بر قبله کُن عرفان نمی آید به ما

پاک بودیم و به ناپاکان بسی تهمت زدیم
پاک بودن در چنین دوران نمی آید به ما

خنده هامان تیرِ مسمومند و خلقُ اللّه هدف
خنده بس کن صورتی خندان نمی آید به ما

زیر باران سهمِ ما آشفتگی باشد مدام
عاشقی در زیرِ این باران نمی آید به ما

گر دهد ما را کسی تعریف، غافل میشویم
لطفی از سویِ هواداران

  • جمعه
  • 6
  • شهریور
  • 1394
  • ساعت
  • 09:46
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

در فراق یار -(هر کجا هست عزیزم به سلامت باشد) * هستی محرابی

832

در فراق یار -(هر کجا هست عزیزم به سلامت باشد) ‍#السّلام_عَلَیکَ_یا_اَباصاِلحَ_المَهدی_عج

هر کجا هست عزیزم، به سلامت باشد
که امیرِ همه از روی کرامت باشد

نازنین مصلحت این بود چه جای گله است؟
گر چه قلبت هدف تیرِ ملامت باشد

یوسف مصر عزیز است، ولی خواسته بود
از خداوند که یک روز غلامت باشد

هر پگاهی که در آن ذکرِ اباصالح بوَد
سکه ی بخت در آن روز به نامت باشد

مهدی فاطمه (ع) سر فصلِ خبرها شده است
خبرِ آمدنش کاش پیامت باشد!

اَلّلهمَ عَجِِّل لِوَلِیکَ الفَرَج

#هستی_محرابی

  • جمعه
  • 17
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 15:10
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

اشعار امام عصر (عج)به همراه دانلود سبک-زمینه -( یابن الحسن یابن الزهرا کجایی ) *

5772
7

اشعار امام عصر (عج)به همراه دانلود سبک-زمینه -( یابن الحسن یابن الزهرا کجایی ) یابن الحسن یابن الزهرا کجایی

در کاظمینی و یا سامرایی

آقا بگو در نجف یا مدینه ، یا نزد شش گوشه ی کرب و بلایی

آه ، سلامم به حال دعایت

آه ، به قربان شال عزایت

العجل العجل یابن الزهرا

******

عمرم هدر شد نگارم نیامد

شبها سحر شد نگارم نیامد

در حسرت دیدن روی مهدی ، چشمم به در شد نگارم نیامد

آه ، گل فاطمه کِی می آیی

یابن الزهرا امان از جدایی

العجل العجل یابن الزهرا

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 13
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 12:16
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 سیروس بداغی

غزلی به ترتیب حروف الفبا -( (ا) الا مولایِ مه رویان کجایی ) * سیروس بداغی

4179
28

غزلی به ترتیب حروف الفبا -( (ا) الا مولایِ  مه رویان کجایی ) (ا) الا مولایِ مه رویان کجایی
(ب) بگو مولا نجف یا کربلایی

(پ) پریشانم ، به داغت مبتلایم
(ت) تو بر انسان و ایمان رهنمایی

(ث) ثنایت باشد آقا افتخارم
(ج) جوانم زانکه اربابم شمایی

(چ) چرا من دل ببندم بر دو دنیا
(ح) حریصم تا به بالینم بیایی

(خ) خدامحور ،خدا باور ، خدا رو
(د) دعا کن بهرتان باشم فدایی

(ذ) ذلیلم غم نصیبم بی قرارم
(ر) رئوفی مهربانی با خدایی

(ز) زبان در وصفتان باشد ثنا گو
(ژ) ژغاره میکشم از دل کجایی؟

(س) سر و جانم فدایت باد مولا
(ش) شما بر دردِ بیماران دوایی

(ص) صفا اندر صفا بردم ز نامت
(ض) ضِیاءُالدینِ ما خود با صفایی

(ط) طراوت میدهد نامت به دلها
(ظ) ظَهیرُالدین والدنیای مایی

  • چهارشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 06:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجاتی امام زمان (عج) -( چقدر خسته ام ارباب... خسته سر تا پا ) * جعفر ابوالفتحی

2169
2

مناجاتی امام زمان (عج) -( چقدر خسته ام ارباب... خسته سر تا پا ) چقدر خسته ام ارباب... خسته سر تا پا
گذاشتم ز غم تو میان صحرا پا

به روی یک گسلم من ، شدم کمک لازم
برای لغ زدنم شد تمام دنیا پا

شبیه فصل زمستان چو کوچه ای خلوت
تمام ، برفم و دارم فقط تقاضا پا

برای غیر ره تو هزار پا دارم
برای راه تو چیزی ندارم، حتی پا

دوباره فرش قدومت شدم نگاهی کن
قدم گذار به روی دو دیده ام با پا

شبیه طفل یتیمی شدم بیا بابا
برس به داد دل من تو را خدا بابا

برای کار تو آقا شدم "دریغا دست"
به قلب من تو بکش دست ای "مسیحا دست"

قسم به ذکر "یدالله فوق ایدیهم"
که هست از تو یدالله تا ثریا دست

فقط به خاک قدوم تو دست خواهم زد
که عاشق تو نخواهد گذاشت هر جا دست

قسم به آیه ی پنجاه سور

  • پنج شنبه
  • 16
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 09:13
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

دانلودمتن وسبک شورامام زمان باصدای جواد -( من شروع یک ترانه توی راه جمکرانم ) *

3969
4

دانلودمتن وسبک شورامام زمان باصدای جواد -( من شروع یک ترانه توی راه جمکرانم ) من شروع یک ترانه توی راه جمکرانم

یه سه شنبه شب دوباره اومد و پر از ترانه ام

سر میذارم روی شیشه چشامو به جاده میدم

بسه این همه ندیدن من فقط ازت شنیدم

پا میذارم توی مسجد میزنم دلو به دریا

دو رکعت نماز میخونم به سلامتی آقا

ای بهونه واسه موندن نمیدونم که کجایی

دو رکعت نماز حاجت میخونم تا که بیایی

ترس من از اینه آقا توی انتظار بمیرم

بعد این همه جدایی آخرش آروم نگیرم

یه نظر به نوکرت کن از ته دل تو رو میخوام

لااقل یه شب تو خوابم پا بذار تو صحن چشمام

پا میذارم توی مسجد میزنم دلو به دریا

دو رکعت نماز میخونم به سلامتی آقا

اشک من یار حسینه دل خریدار حسینه

اگه دارم اعتباری به خدا کار حسینه

  • یکشنبه
  • 19
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 14:59
  • نوشته شده توسط
  • مجید قنبری
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

شرح هجران -( ای غایب ازدیده که بینی همه ما را ) * اسماعیل تقوایی

2188
4

شرح هجران -( ای غایب ازدیده که بینی همه ما را ) ای غایب از دیده که بینی همه ما را
لطفی، زپس پرده برون آی خدا را
دیریست که هجر ان تو آتش به دل ماست
بازا وخنک کن دل تفتیده ی ما را
هرچند که ما لایق دیدار نباشیم
برما کرمی کن تو ببخشای خطا را
سلطانی وماجمله گدایان توباشیم
حاشا که برانی تو زدرگاه گدا را
در راه تو ما منتظری بی سر وپاییم
پایان بده هجرانی این بی وسر وپا را
جان همه قربان تو ای عدل خدایی
بنگر زضعیفان جهان دست دعا را
بازا که جهانی بشود عاری ازظلم
بردرد ضعیفان جهان آر شفا را

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • چهارشنبه
  • 22
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 14:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

دانلودمتن وسبک شورامام زمان باصدای جوادمقدم -( یامهدی جز به تو من به کی آقا بنازم ) *

5894
22

دانلودمتن وسبک شورامام زمان باصدای جوادمقدم -( یامهدی جز به تو من به کی آقا بنازم ) یامهدی

جز به تو من به کی آقا بنازم

تو خرابم کن و از نو بسازم

تو راه عشق تو هستیمو میبازم

منو ببخش اگر تو رو آزردم

اگه آقاجون آبروتو بردم

کاشکی یه روز جمعه من میمردم

الهی من آقا بلاگردونت

چی میشد این شبا بودم مهمونت

تا عمر دارم هستم آقا مدیونت

آقا آقا آقای غریبم

--------

یازهرا

دستای بسته ی مهدی رو واکن

واسه ی نوکرا بی بی دعا کن

چشمای گریون ما رو دریا کن

تو آبرو بهم دادی ممنونم

به حق روضه هایی که میخونم

اگر نیومدی بگیر این جونم

بمیره نوکرت اگه تنهایی

تو خونه ی دلم هنوز آقایی

تو عشق خوب و پاک و بی همتایی

آقا آقا آقای غریبم

-------

آقاجان

دل من عمریه پیش تو گیره

حرفاشو ب

  • پنج شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 15:44
  • نوشته شده توسط
  • مجید قنبری
ادامه مطلب

دانلودمتن وسبک (واحد - امام زمان عجل الله تعالی فرجه) جوادمقدم -( چون کبوتر توی دام تو اسیرم ) *

5361
13

دانلودمتن وسبک (واحد - امام زمان عجل الله تعالی فرجه) جوادمقدم  -( چون کبوتر توی دام تو اسیرم ) چون کبوتر توی دام تو اسیرم

میزنم پر تو قفس تا که بمیرم

غصه دارم بی قرارم

بیا شمع شب تارم

یه روزی از فراق تو آخر می میرم به خدا

بی تو یه ساله واسه من تک تک این ثانیه ها

یوسف زهرا العجل

--------

منو بشناس ای که قلبت مثل دریاس

بخرم باز تو رو به حضرت عباس

من فقیرم سر به زیرم

نه رهام نکن می میرم

محبتم رو به شما باز دارم ابراز میکنم

سفره ی درد و دلمو پیش خودت باز میکنم

یوسف زهرا العجل

---------

پر شکسته ام آقا از زمونه خسته ام

ورشکسته ام اگر رها کنی تو دستم

ندارم حس بی تو هرگز

جون فداتم گل نرگس

بس که نمیایی پیشم مرگمو آخر می بینی

شبای جمعه به روی سنگ مزارم میشینی

یوسف زهرا العج

  • پنج شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 16:42
  • نوشته شده توسط
  • مجید قنبری
ادامه مطلب

دانلودمتن وسبک واحدامام زمان باصدای جوادمقدم -( کاشکی یه شب از این طرفا بگذره ) *

3692
9

دانلودمتن وسبک واحدامام زمان باصدای جوادمقدم -( کاشکی یه شب از این طرفا بگذره ) کاشکی یه شب از این طرفا بگذره

اون که واسه من از همه زیباتره

اون که با نگاش دلامونو میبره

هنوز یکی هست که شبا برای من بیداره

یکی که پاهاشو جای پای خدا میذاره

یکی که اصل مطلبه یکی که اصل کاره

الهی که یه روز منو آقا چشات بگیره

تو که نباشی به خدا دنیا برام حقیره

هیچ وقت آقاجون خوبیات از خاطرم نمیره

الامان الامان الامان الامان

العجل العجل العجل العجل

-----

دیگه آقاجون نایی برام نمونده

کارمو ببین دنیا کجا کشونده

دل همه رو دوری تو شکونده

کاشکی که قسمتم بشه دوباره نازنینم

مسجد سهله بیام و این بار تو رو ببینم

توی مقام تو آقا گریه کنون بشینم

کی میدونه شاید آقا میون ما نشسته

هر کی که د

  • جمعه
  • 24
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 12:41
  • نوشته شده توسط
  • مجید قنبری
ادامه مطلب

مناجات با حضرت صاحب(عج) -( سرمایه می خواهم ولی سر را نمیخواهم ) * جعفر ابوالفتحی

2736
5

مناجات با حضرت صاحب(عج) -( سرمایه می خواهم ولی سر را نمیخواهم ) سرمایه می خواهم ولی سر را نمیخواهم
وقتیکه ساقی هست ساغر را نمی خواهم
تا تو محبت می کنی من خاطرم جمع است
حتی محبت های مادر را نمی خواهم
نازم نکردی رفتی و چون موی آشفتم
منکه نگفتم ناز دلبر را نمی خواهم
آن لحظه که دستان پاکت شانه ام باشد
آشفتگی خوب است، معجر را نمی خواهم
در حفظ سر باید ز هر عضوی بپوشم چشم
سر که تو باشی ، لطف پیکر را نمی خواهم
این نوکری در خانه ات خود زینت روح است
مال و منال و در و زیور را نمی خواهم
دزدانه وارد می شوم در خانه ی معشوق
من مرد دیوارم دگر در را نمی خواهم

شاعر : جعفر ابوالفتحی

  • چهارشنبه
  • 29
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 20:57
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

اشعار امام زمان(عج)-مناجات -( ای کاش تب حوصله را کم می کرد ) * میثم مومنی نژاد

1605
1

اشعار امام زمان(عج)-مناجات -( ای کاش تب حوصله را کم می کرد ) ای کاش تب حوصله را کم می کرد

یا پیچ و خم قافله را کم می کرد

خورشید من ای کاش خدا یک ذره

بین من و تو فاصله را کم می کرد

  • شنبه
  • 30
  • آبان
  • 1394
  • ساعت
  • 13:16
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

اشعار امام زمان(عج)-مناجات -( از بس یقین کنم که مرا دوست داری ام ) * محمود ژولیده

2509
2

اشعار امام زمان(عج)-مناجات -( از بس یقین کنم که مرا دوست داری ام ) از بس یقین کنم که مرا دوست داری ام

باور نمی کنم که به خود واگذاری ام

هرکس رسید حال دلم را گرفت و رفت

آیا تو هم بدست بلا می سپاری ام

تکذیب می کنند غلامِ تو را ولی

تأیید می کنی و ز غم باز داری ام

هرگز مباد من ز ولایت جدا شوم

تدبیر توست سِیرِ ولایت مداری ام

من مانده ام چگونه تشکر کنم ز تو

کردی قبولِ مرحمتت دستِ یاری ام

شاید مرا بخاطر جدّت خریده ای

مرثیه خوانِ داغ تو با اشک جاری ام

من زیر بار منّت دونان نمی روم

عمری غلام حلقه بگوش ، افتخاری ام

رو می زنم بدست کریمت شبانه روز

تا دم به دم ز اَبرِ کرامت بباری ام

یک لحظه از نگاه تو غافل نمی شوم

تا با دو چشم خویش کنی سر شماری ام

من وام

  • شنبه
  • 30
  • آبان
  • 1394
  • ساعت
  • 13:22
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن اشعار امام زمان(عج)-مناجات محرمی -( دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تو ) * حسن لطفی

2571
4

متن اشعار امام زمان(عج)-مناجات محرمی -( دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تو ) دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تو

مُژه ای از من و خاکِ کفِ پایش با تو

زحمت روضه مان هم که فقط با زهراست

قندش از مادر تو مزه ی چایش با تو

کاش می شد که در این یک دهه جان می دادیم

ضجه از ما زدن و مرثیه هایش با تو

وا غریبا ز تو و جامه دریدن با من

وا حسینا زِ من و سوز صدایش با تو

بین این روضه که پاگیر شدم فهمیدم

گریه اَش از تو دم اَش از تو و جایش با تو

مادرم گفت دَمِ پنجره فولادِ رضا

گوشه ای در حرمِ کرببلایش با تو

یک سفر پای پیاده به زیارت با ما

یک سحر گریه در ایوانِ طلایش با تو

کاش می شد حرم عمه تان میرفتیم

آرزو از من و یک بار دعایش با تو

شاعر : حسن لطفی

  • یکشنبه
  • 1
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 06:56
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

اشعار امام زمان عجل الله تعالی فرجه -( حسرتم بود یه محرم سر رو خاک پات بذارم ) *

2215
3

اشعار امام زمان عجل الله تعالی فرجه -( حسرتم بود یه محرم سر رو خاک پات بذارم ) حسرتم بود یه محرم سر رو خاک پات بذارم

جمعه هم رفت و هنوزم من ازت خبر ندارم

همه دلتنگیام الان مال این جمعه غروبه

برای روضه ی امشب دل بی حوصله خوبه

امشبم مثل دل تو حال این دلا خرابه

شب بی قراری ما شب روضه ی ربابه

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 2
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 15:39
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج)-مناجات -( حسرت روز و شبم روی شما را دیدن ) * محمد جواد شیرازی

2790
6

اشعار امام زمان(عج)-مناجات -( حسرت روز و شبم روی شما را دیدن ) حسرت روز و شبم روی شما را دیدن

چند دوری به مدارِ سرتان چرخیدن

وسط گریه ی این وصل کمی خندیدن

پوزه را بر سر خاک قدمت مالیدن

چه شود اینکه گدا هم به نوایی برسد؟!

به روی صورت ما زلف رهایی برسد

اینکه یک عمر نبینم رخ یارم سخت است

بی خبر بودنِ از حال نگارم سخت است

سر روی زانوی غربت بگذارم سخت است

جز تو مردم بنشینند کنارم سخت است

یا که می میرم و جسم و کفنم میپوسد

یا که روزی لب من پای تو را میبوسد

آشنای دل ویرانه ی من تنها تو

پس مصفی شدن کلبه ی این دل با تو

دل نبستم به کسی جان خودم الا تو

سائلم...بی سرو پایم به خدا اما تو

شهریاری و فقط "عادتکم احسان" است

شرح این جمله خودش چند سری دیوان

  • جمعه
  • 20
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 13:04
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

فرمان بده -( در جاده های نور ) * اکرم بهرامچی

3351
3

فرمان بده -( در جاده های نور ) در جاده ها ی نور رَد ِ گام هایت هست
در پرده یِ شب ، عطر گیسوی رهایت هست

آدینه با حسرت برایت ندبه می خوانیم
اما میان هفته هم شوق ِ دعایت هست

وقتی که دلتنگیم و باران خورده و گریان
دلخوش به این هستیم لطف ِ شانه هایت هست

در انتظارت ، شوق پروازیست ، دل ها را
بال ِ پرستو را بهار ِ سبز پایت هست

وقتی میان ِ جمع ، غربت ، سهم ِ سنگینیست
آرامش ِ طرز ِ نگاه ِ آشنایت هست

غربت نشین ِ کوخ ها ، درماندگان هستند
اما ظهور ِعدل ِ موعود ِ خدایت هست

گلهای نرگس چشم در راهند باز آیی
برگرد ، نرگس قرن ها در جای جایت هست

فرمانروای مطلقی بی هیچ ابهامی
زیبا ترین مهد ِ زمین ام القرایت هست

دستی بکش در برکه ی اندیشه

  • جمعه
  • 4
  • دی
  • 1394
  • ساعت
  • 18:38
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سیروس بداغی

کوی دلدار«بی نقطه» -( دل کرده هوای کـویِ دلـدار ) * سیروس بداغی

1766
5

کوی دلدار«بی نقطه» -( دل  کرده  هوای  کـویِ  دلـدار ) دل کرده هوای کـویِ دلـدار
هر سلسله مـحـوِ رویِ دلـدار

هـمــواره مـرا مـعـطـرم کـرد
هـر عـطــرِ وراءِ مــوی دلــدار

کـی واله ی هـر وصـال گـردد
آواره یِ هـــای و هــویِ دلــدار

وِل کــرده گـدا هــمـاره لؤ لؤ
صـد ها دهـد ار عـدویِ دلدار

او رهــروِ طــورِ حـیِّ آگــاه
دلــداده هــمـاره سویِ دلدار

آوا و صـــدای وصـــل دارد
مــا را هـمــه دم گلـویِ دلدار

مــســرور دو عــالـمــم الـهـی
مــِی داده مـرا عــمـوی دلدار

شاعر : سیروس بداغی

  • یکشنبه
  • 15
  • فروردین
  • 1395
  • ساعت
  • 18:19
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سیروس بداغی

بغض می کنم -( امشب دوباره از غمتان بغض میکنم ) * سیروس بداغی

2214
3

بغض می کنم -( امشب دوباره از غمتان بغض میکنم ) امشب دوباره از غمتان بغض میکنم
آقا به زیر پرچمتان بغض می کنم

این جمعه ها که در برِ ماها نیامدی
من جایِ خیرِ مقدمتان بغض می کنم

وقتی برای فاطمه ها گریه می کنی
همپای اشک نم نمتان بغض می کنم

هر شب میان روضه ی سالار کربلا
با آهِ بس دمادمتان بغض می کنم

دوری ز آستان شما داغِ اعظم است
دارم زِ داغ اعظمتان بغض می کنم

کی میرسی بگو به من ای نورِ کردگار
من از طلوعِ مُبهمتان بغض می کنم

شاعر : سیروس بداغی

  • یکشنبه
  • 15
  • فروردین
  • 1395
  • ساعت
  • 22:18
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد