ما را بنویسید گرفتار نگاهت
لب تشنه ی بارانی انوار نگاهت
احسنت براین دولت بختی که نصیب است
افتاده به ما نیز سر و کار نگاهت
بخشنده تر از او نشنیدیم ، ندیدیم
خوب است پذیرایی رفتار نگاهت
آن ذره که ناید به حسابیم ولیکن
خورشید شدیم از تب بسیار نگاهت
تو یوسفی و در طلبت ریخته خون
آن قدر زلیخای سر بازار نگاهت
نادیده گرفتی و ندیده نگرفتی
قربان کرم خانه ی ستار نگاهت
بیچاره دلم ، آه پرم ، آه نگاهم
کرده همه را یکسره آواره نگاهت
ما دیده به راهیم در این نیمه ی شعبان
دنبال نگاهیم در این نیمه ی شعبان
در کوچه ی ما آیینه بندانی اگر هست
خیر قدم توست چراغانی اگر هست
حتما خبر از آمدن مرد بزرگی ست
در کوچه ی ما صحبت
- یکشنبه
- 16
- مهر
- 1396
- ساعت
- 06:27
- نوشته شده توسط
- علی کفشگر فرزقی





