وقتی که به دل عشق تو کامل بنشیند
واجب برود، شور نوافل بنشیند
تو رو به رویم باش که ثابت شود این نقل:
آیینه به آیینه مقابل بنشیند
پیش آی و تجلی کن و بردار و بسوزان
تا دغدغه ی طی مراحل بنشیند
هر ذره به اندازه ی خود نور بگیرد
دیوانه به رقص آید و عاقل بنشیند
کی صورت ماه تو شود روزی دریا؟
در چشم که این ماهی نازل بنشیند؟
بیهوده چه بندند به امید کجاوه
چون ناقه ی بی عشق تو در گل بنشیند!
ای کاش نمیریم و ببینیم پس از ظلم
بر تخت چو آن خسرو عادل بنشیند
فتوا بدهد: بر همگان عشق فریضه است
بر مسند توضیح مسائل بنشیند
هر باغچه صد باغ بهاری بشکوفد
هر خاک پر از تاک به حاصل بنشیند
لب تر کند و از رشحاتش بچشاند
مایوس
- چهارشنبه
- 30
- مرداد
- 1392
- ساعت
- 15:24
- نوشته شده توسط
- یحیی







