افتتاحی شده و میکده رونق دارد
دل طمع کار شد اما به خدا حق دارد
طی شده از مه قرآن و دعا یک هفته
لیک از دست خودم حوصله ام سررفته
آسمانی نشدم تا که پرم باز شود
سوز دل با غم عشق تو هم آواز شود
هاتفی در دل شب بانگ برآورد، بیا
تا نگشته ست سفیدی رخت زرد، بیا
دست جنبان که تو را مرگ به بر میگیرد
قبر تو دم همه دم از تو خبر میگیرد
رمضان ماه خطاپوشی یار است بیا
پایتخت همه ایام نگار است بیا
سربه زیر آمده ام تا که مرا راه دهی
رخصت عرض ارادت دم درگاه دهی
یارب این عبد گنهکار بیا برگشته
بر درت بندۀ فرّار بیا برگشته
منکه مردودی عشق تو به ماه رجبم
پس چگونه رمضان آمده ام؟در عجبم
(یامن ارجوه لکل) مفت ز دس
- دوشنبه
- 21
- خرداد
- 1397
- ساعت
- 16:20
- نوشته شده توسط
- جواد