ماه مبارک رمضان

مرتب سازی براساس
 امیر عباسی

زمزمه مناجات با خدا در ماه رمضان -( بهار دل شده خزون،دردام و از چشام بخون ) * امیر عباسی

4498
12

زمزمه مناجات با خدا در ماه رمضان -( بهار دل شده خزون،دردام و از چشام بخون ) بهار دل شده خزون،دردام و از چشام بخون
نشسته ام یه بار دیگه،پا سفره ی ماه رمضون
خدا خدا خدا خدا...
تو گیر و دار زندگی،عادی شده برام خطا
با این همه رو سیاهی،بازم به من گفتی بیا

خدا خدا خدا خدا...

ای خالق بنده نواز،میخوام که از تو دور نشم
خیلی داره دیر میشه ها،یه کاری کن عوض بشم
ببین دارم داد میزنم،گناه من و بیچاره کرد
تو صحرای هوای نفس،دل من و آواره کرد
ای که تویی به هر زمان،قرار قلب بی قرار
گناهای این بنده ات و،رو حساب جهلش بذار
به زیر بار معصیت،قد کمون اومدم خدا
به محضرت یه بار دیگه،پشیمون اومدم خدا
ببین پاسفره ی دعا،اشکای این سینه زن و
میگه میون گریه هاش،ببخش من و،ببخش من و
ای خالق آلاله ها

  • یکشنبه
  • 24
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 15:57
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 امیر عباسی

اشعار زمزمه ی مناجات و روضه در ماه مبارک رمضان با سبک و نوای حاج امیر عباسی -( الهنا،اِغفر لنا ذُنوبنا،این رمضان در گذر از گناه ما ) * امیر عباسی

5647
9

اشعار زمزمه ی مناجات و روضه در ماه مبارک رمضان با سبک و نوای حاج امیر عباسی -( الهنا،اِغفر لنا ذُنوبنا،این رمضان در گذر از گناه ما ) الهنا،اِغفر لنا ذُنوبنا،این رمضان در گذر از گناه ما
ما که شدیم مهمان سفره ی شما،ناله زنیم یا ربّنا یا ربّنا
جرم و خطا همسایه ام شده،بار گناه سرمایه ام شده
شرمنده ام ای خالق ِ همه،از تو و اولاد ِ فاطمه
یا الله،بگذر ز جُرم ِ بنده ات،بنده ی بیچاره و شرمنده ات
یا الله اِغفر لنا ذُنوبنا...
اِن شاءالله،در ماه قرآن و دعا،خدا ببخشد جرم و عصیان مرا
به حقّ آن غریب دشت کربلا،آنکه شده با لب ِ تشنه سرجدا
به ناله ی محزون مادرش،دمی که شد به نیزه ها سرش
کعب ِ نی و دشمن ِ بی حیا،اشک سرخ چشم ِ دخترش
این باشد ذکر تمام ِ عالمین،واویلا غریب کربلا حسین
واویلا غریب کربلا حسین...

شاعر : حاج امیر عباسی

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 28
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 05:29
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

اشعار مناجات با خدا در ماه رمضان با سبک -( سلام ماه خدا ماه مناجات و نوا ) * حسین رحمانی

5276
4

اشعار مناجات با خدا در ماه رمضان با سبک -( سلام ماه خدا   ماه مناجات و نوا ) سلام ماه خدا ماه مناجات و نوا
ماه دلای مبتلا شب و سحرای دعا
سلام با اشک و آه ابوحمزه و افتتاح
بازم اومدم رو سیاه با کوله باری ازگناه
من اومدم من اومدم تو مهمونی
خدای من تو که حالم رو میدونی
صدام زدی، بازم خجالتم دادی
تا که منو کنار خوبا بشونی
دلم بی تو بها نداره غریبه آشنا نداره
مناجات بدون حسین بی روضه که صفا نداره
حسین جانم وای
*******
سلام ماه عسل ماه خوبه خیرالعمل
خدا به منم داد محل منو گرفته تو بغل
سلام ماه علی ای محرم آه علی
ذکر شبانگاه علی درد و غم و چاه علی
علی میگم علی دوای دردمه
علی بگو که با فقیرا همدمه
دلم شده بازم هوایی نجف
علی علی گرمی آه سردمه
شکستم از بار گناهم زمین خوردم میون

  • جمعه
  • 29
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 05:33
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار مناجات با خدا در ماه رمضان -( سحر ماه خدا سوز صدا می خواهد ) * رضا باقریان

2827
2

اشعار مناجات با خدا در ماه رمضان -( سحر ماه خدا سوز صدا می خواهد ) سحر ماه خدا سوز صدا می خواهد
بشتابید که این سفره گدا می خواهد
بشتابید که این ماه به پایان نرسد
که در این ماه، خدا اهل بکا می خواهد
به خدایی که کریم است و رحیم است و غفور
بخشش اهل گنه دست دعا می خواهد
دل آلوده مریض است، ز عصیان و خطا
صاحبِ خانه، مریضِ تو شفا می خواهد
بنده ای که نفَسَش بی اثر و آلوده است
به خدا هم نفسی چون شهدا می خواهد
************
بدنی که تنِ عریان به زمین افتاده
کفنی، تکه حصیری به خدا می خواهد

شاعر : رضا باقریان

  • جمعه
  • 29
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 05:39
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار مناجات با خدا در ماه رمضان -( ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﺩﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺁﺷﻨﺎ ﻧﯿﺴﺖ ) *

2556
2

اشعار مناجات با خدا در ماه رمضان -( ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﺩﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺁﺷﻨﺎ ﻧﯿﺴﺖ ) ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﺩﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺁﺷﻨﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﮐﺴﯽ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮔــــﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ
ﻧﮕﺸﺘﻢ ﺑﺎﻋﺚ ﺧﺸﻨﻮﺩﯼ ﺗـﻮ
ﮐﺴﯽ ﭼﻮﻥ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻏﻔﻠﺖ ﻣﺒﺘﻼ‌ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺻﻔــــﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﭘــــﺮﺍﺯ ﺟﺮﻡ ﻭ ﺧﻄﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺧــﻮﺩﻡ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﺪﺍﯾﻢ
ﺩﻝ ﻣــﻦ ﺑﺎ ﺩﻝ ﺗﻮ ﺁﺷـﻨــــﺎ ﻧﯿــﺴﺖ
ﻣﮕﺮﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺷﺪﺗﻨﻬﺎ ﻭﻏﺎﻓﻞ
ﺗـــــﺮﺣـــــﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ ﺯﺍﺭﺵ ﺭﻭﺍ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻪ ﺍﻣـﯿﺪ ﺁﻣﺪﻡ ﺣﺎﺟــﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ
ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑـــﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺁﯾـــﺪ ﺻﺪﺍﯾﯽ
ﮐﻪ ﻏﯿـــﺮ ﺍﺯ ﻧﺎﻟﻪ ﺧﯿـﺮ ﺍﻟﻨﺴﺎﺀ ﻧﯿﺴﺖ

  • جمعه
  • 29
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

متن اشعار روضه در ماه رمضان با نوای حاج منصور ارضی -( بدِ مرا تو به خوبِ خودت بدل کردی ) *

8290
17

متن اشعار روضه در ماه رمضان با نوای حاج منصور ارضی -( بدِ مرا تو به خوبِ خودت بدل کردی ) بدِ مرا تو به خوبِ خودت بدل کردی
به وعده های خودت بارها عمل کردی
حقیر بودم اما تو زود نام مرا
بزرگ کردی و آوازه ی محل کردی
به هر که رو زده بودم مرا معطل کرد
ولی تو مشکل من را چه زود حل کردی
فرار کردم و با اضطراب برگشتم
به محض اینکه رسیدم مرا بغل کردی
گناهِ تلخِ مرا با حسین بخشیدی
حسین گفتم و این زهر را عسل کردی
بیا و قول بده زود کربلا ببرم
تو که همیشه به قول خودت عمل کردی
محبت علی ازسینه ام نخواهد رفت
چرا که حب علی را تو لم یزل کردی
به زیر دِین کسی نیستم خدا را شکر
مرا گدای حسین از همان ازل کردی

دانلود سبک

  • جمعه
  • 29
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 06:10
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 موسی  علیمرادی

اشعار مناجات با خدا در ماه رمضان -( به امید آمده ام خانه خرابم نکنی ) * موسی علیمرادی

8152
25

اشعار مناجات با خدا در ماه رمضان -( به امید آمده ام خانه خرابم نکنی ) به امید آمده ام خانه خرابم نکنی
همه کردند جوابم تو جوابم نکنی
بار ها آمدم و باز مرا بخشیدی
با کلام برو این بار خطابم نکنی
همه هستی من این قطرۀ اشک است خدا
وای اگر رحم بر این چشم پرآبم نکنی
به ثوابی که ندارم چه امید ی بندم
آب چون نیست طلبکار سرابم نکنی
به گمان همه من بندۀ خوبی هستم
پیش چشم همه عاری ز نقابم نکنی
آبرویم همه این است شدم عبد حسین
وای اگر نوکر این خانه حسابم نکنی
من که یک عمر شدم نوکر شش ماهۀ او
جلوی حرمله ای کاش عتابم نکنی
گر قرارست بسوزم بزن آتش اما
جلوی قاتل ارباب عذابم نکنی

شاعر : موسی علیمرادی

  • جمعه
  • 29
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 06:29
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

مناجات وداع با ماه رمضان + روضه وداع حضرت زهرا و روضه وداع کربلا * وحید ولوی

5140
10

مناجات وداع با ماه رمضان + روضه وداع حضرت زهرا و روضه وداع کربلا التماس دعا

---

{میان سفره ات آیا کمی نان و رطب مانده؟}

دوباره گریه می بارد، دو چشم خیس و شرمنده

رسیده آخر ماه خدا و آمده بنده

اگرچه دیر می آیم ولی تو زود می بخشی

به چشمان پریشانم دوباره رود می بخشی

نمی دانم که آیا از گناهانم گذر کردی؟

نمی دانم که از جرمم شما صرف نظر کردی؟

اگر این سفره ی برکت ز دست من جدا گردد

اگر بر دوش من بار گناهانم رها گردد

چگونه سوی تو آیم، به پای من توانی نیست

چگونه من دعا خوانم؟ به حلق من زبانی نیست

خداحافظ خداحافظ دلم با تو قراری داشت

در این اوضاع طوفانی، دلم پیشت بهاری داشت

خداحافظ مه رحمت ، بدون تو چه دلسردم

چه شبهایی که می گفتم غلط کردم غلط کردم

خداحافظ ابوحمزه که حال خوب ما بودی

خداحافظ سحرهایی که ذکر ربّنا بودی

خداحافظ خداحافظ خدا پشت و پناه تو

برو اما دلم را می سپارم دست ماه تو

دوباره بر لبم دارم نوای الوداع امشب

ز جان خسته می آید صدای الوداع امشب

بیا امشب برای حال من هم یک دعایی کن

نوازش کن گدا را آخر ماه و عطایی کن

هنوزم ناله ی یا ربّنایم روی لب مانده

میان سفره ات آیا کمی نان و رطب مانده؟

---

ببخش امشب به حق آن وداع آخرینی که

وداع آخرین بچه های نازنینی که

تن مجروح مادر را میان یک کفن دیدند

بر روی سنگ غسلش لکه خون بدن دیدند

ببخش امشب به اشک آن یتیمان عزا دیده

که افتادند روی پیکر بانوی رنجیده

همان بانو که دستانش ز ظلم ضربه ها افتاد

میان کوچه ها ناگه به روی خاک ها افتاد

همان بانو که مثل او کسی هرگز مجاهد نیست

میان بستر افتاده دگر حالش مساعد نیست

---

ببخش امشب مرا یارب به آه حضرت زهرا

خداحافظ ز من بگذر به اشک زینب کبری

ببخش امشب به حق آن وداع آخرینی که

وداع آخرین بچه های نازنینی که

میان لشکر دشمن پدر را بی سپر دیدند

پدر را عازم میدان ولی خونین جگر دیدند

به حق لحظه ای که زینب آمد با دلی غوغا

حسینا وا حسینا سیدا مهلاً بمان مهلا

برادر می روی بنگر که زینب را زمین مانده

برادر می روی اما وصیت ها زمین مانده

ببین این پیرهن را مادرم زهرا برایت دوخت

به من گفته ببوسم حنجرت، خیلی دلم را سوخت

  • پنج شنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 11:48
  • نوشته شده توسط
  • وحید ولوی
ادامه مطلب

وداع با ماه مبارک رمضان -( کلافه هستم از این عیدهای بی موعود ) *

699

وداع با ماه مبارک رمضان -( کلافه هستم از این عیدهای بی موعود ) همیشه وقت خداحافظی دلم تنگ است
و پای بندگی ما هنوز هم لنگ است

دعای از سر عادت و گریه از سر ترس
اثر نداشت به قلبی که سخت ، چون سنگ است

تمام عمر به قلبم رجوع کردم و باز
میان منطق و احساس ، عقل و دل ، جنگ است

گذشت ماه خدا و هنوز هم باقیست
وجود من که برای تو مایه ی ننگ است

تمام آرزویم بود ... ، با شما بودن
ولی میان من و تو هزار فرسنگ است

کلافه هستم از این عیدهای بی موعود
و تا نیامدنت آسمان همین رنگ است...

محمدصادق ابراهیمی

  • چهارشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:42
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

وداع با ماه مبارک رمضان -( جوشن به تن دارم! خیالِ وحشتی نیست ) * مرضیه عاطفی

891

وداع با ماه مبارک رمضان  -( جوشن به تن دارم! خیالِ وحشتی نیست  ) پایانِ مهمانی و دیگر فرصتی نیست

دل کندن از این سفره کار راحتی نیست

از خوب هایِ خوب تا بدهایِ بد را

قلبا پذیرفتی و گفتی: دعوتی نیست!

در سجده هایِ شکر چشمانم پر از اشک

دل بردن از چشم تو هم بد-عادتی نیست

وقتِ اذان افتاد سمت من نگاهت

داری هوایم را و جایِ حسرتی نیست

ذکرِ «لکَ صمتُ» دم افطار یعنی؛

«أنت إلهی» پس به شیطان رغبتی نیست

از استجابت های تو بعد از شبِ قدر؛

می گردم و در دست هایم حاجتی نیست

«ألغوث» هایم نذرِ «خلصنا من ٱلنار»

جوشن به تن دارم! خیالِ وحشتی نیست

آوردم و بخشیدی و شرمنده کردی

در اینکه «غفّار ٱلذنوبی» صحبتی نیست

شرمنده ام پس خط بزن با دست رحمت

هر گونه عصیان را اگر که

  • شنبه
  • 25
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 04:20
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر ورودیه ماه مبارک رمضان -( السلام ای ماه غفران و دعا ) *

2181

شعر ورودیه ماه مبارک رمضان -( السلام ای ماه غفران و دعا ) بند اول
السلام ای ماه غفران و دعا
ماه رحمت ماه تسلیم و رضا
السلام ای ماه قرآن کریم
ماه بیداری دل ماه خدا
السلام ای ماه ستار العیوب
ماه بخشش، ماه ایثار و وفا
السلام ای ماه توبه از گناه
ماه افطارِ غروبِ ربنا
السلام ای ماه گریه ماه سوز
ماه با حق کرده ما را آشنا
آمدم تا از گنه پاکم کنی
بعد از آن در کربلا خاکم کنی

بند دوم
باز ممنونم که راهم داده ای
بین ظلمت بوده ماهم داده ای
من سراپا غرقه در آلوده‌گی
بهر جبران سوز و آهم داده‌ای
روی من از شام تیره، تیره تر
عفو بر بار گناهم داده ای
من کجا و بارعام تو کجا
در کنار سفره جاهم داده ای
چشمهایم از گنه شد بسته لیک
باز هم اذن نگاهم داده ای
آمدم تا از گنه پاک

  • سه شنبه
  • 25
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:24
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

زمزمه استقبال از ماه مبارک رمضان -(سلام ما به تو ای ماه نزول قرآن) * امیرحسین سلطانی

778
2

زمزمه استقبال از ماه مبارک رمضان -(سلام ما به تو ای ماه نزول قرآن) سبک زمزمه استقبال از ماه مبارک رمضان

بند اول

سلام ما به تو ای،ماهه نزول قرآن
ای ماهه بندگی و،بهار نور و ایمان
سلام ما به تو ای،دریای رحمت حق
ای ماهه خوب توبه،از کوله بار عصیان

بر تو سلام ای بهترین ماهه خدا
عید بزرگ اولیا(ای رحمتت بی انتها)۲

ای لحظه هایت بی نظیر
شیرین تر از طعم عسل
در تو شکوفا میشود
حی علی خیر العمل

(ماهه خدایی السلام)

بند دوم

سلام ما به تو ای،افضل ترینه هر شهر
پنهان شده به قلبت،اسرار لیلت القدر
ای چشمه سار جاری،بر تشنه ی حقیقت
پنهان شده به قلبت،آثار جلوه ی صبر

ای با حضورت میشود دل با صفا
با ذکر و قرآن و دعا(میگیرد این دلها جلا)۲

ای لحظه هایت بی نظیر
شیرین تر از طعم عس

  • چهارشنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 00:58
  • نوشته شده توسط
  • امیرحسین سلطانی
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

منظومه دعای روز اول ماه رمضان -(قرارم ده خدا از روزه‌داران) * مرتضی محمودپور

577

منظومه دعای روز اول ماه رمضان -(قرارم ده خدا از روزه‌داران) منظومه‌ی

دعای روز اول ماه رمضان

قرارم ده خدا از روزه داران

به حق ناله‌ی شب‌زنده‌داران

مرا بیدار کن از خواب غفلت

ببخشا بنده ات را بر شهیدان

منم آن بنده طاغی و سرکش

تویی بخشنده و یار ضعیفان

  • پنج شنبه
  • 27
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 11:07
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

مناجات با قاضی‌الحاجات -(آلوده دامانم خدا پاکم کن و خاکم نما) * مرتضی محمودپور

731
0

مناجات با قاضی‌الحاجات -(آلوده دامانم خدا پاکم کن و خاکم نما) مناجات

در ماه رمضان الکریم

آلوده دامانم خدا پاکم کن و خاکم نما

من‌را زطغیان‌کن‌جدا پاکم کن و خاکم نما

بر درگه‌ات باز آمدم با سوز و با ساز آمدم

شوری شده در دل به پا پاکم کن و خاکم نما

من مستجیر تو مستجار من بیقرارم تو قرار

من آمدم گفتی بیا پاکم کن و خاکم نما

ستار تو غفار تو عاصی منم دلدار تو

من را توبی‌چون‌وچرا پاکم کن و خاکم نما

هستی‌من‌دردست‌توست درسینه‌دل پابست‌توست

بر بنده‌ی خود رونما پاکم کن و خاکم نما

گفتا ستاره تا سحر چشمک زنان با هرقمر

من را ببر در کربلا پاکم کن و خاکم نما

یاربنا اغفرلنا یارب به حق مصطفی

بنما عنایت از وفا پاکم کن و خاکم نما

من دست خالی آمدم بین با چه حال

  • شنبه
  • 29
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 03:17
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

مناجات با خدا -(خدایا منم مستِ میخانه ات!) * هستی محرابی

857

مناجات با خدا -(خدایا منم مستِ میخانه ات!) ‍ ‌خدایا منم مستِ میخانه ات

شبی آمدم بر درِ خانه ات

دلم را چنان پُر کن از یادِ خویش

شود مست و مدهوش و دیوانه ات

دلِ من نگیرد به هر جا قرار

بگردد فقط گردِ کاشانه ات

چراغی بیفروز در جانِ من

شود تا دلِ من چو پروانه ات

مرا مقصدی جز وصالِ تو نیست

خوشا گر بنوشم ز پیمانه ات!

#هستی_محرابی

  • سه شنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 12:37
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 رضا باقریان

مناجات با خدا -(ُه شب گذشت و بنده ز رویِ تو رو گرفت) * رضا باقریان

610

مناجات با خدا -(ُه شب گذشت و بنده ز رویِ تو رو گرفت) نُه شب گذشت و بنده ز رویِ تو رو گرفت
بیراهه رفت و جایِ تو، با غیر خو گرفت

این نفسِ تیره بخت، که شد صاحبِ دلم
تقوا هر آنچه بود ز من، مو به مو گرفت

شیطان نشست در دلم هنگامه‌ی سحر
از من دوباره فرصت هر گفتگو گرفت

عصیان، امید و آرزویم را به باد داد
پیشِ تو هر چه داشته‌ام آبرو، گرفت

عمری است تر نگشته دو چشمانِ تارِ من
سنگینیِ گناه ز من آبِ رو گرفت

صحبت ز تشنگیِ قیامت شد و دلم
در گوشه‌ای ز اشک، وجودم وضو گرفت

العفو گفتم و نفسم تازه شد دمی
دیدم تمامِ پیکر من شستشو گرفت

بینِ دعا و ذکرِ مناجاتِ هر شبم
گفتم حسین و زندگیَم رنگ و بو گرفت

آتش گرفتم از نَفَسِ دختری که گفت
(( یک مشک از قبیله‌ی ما یک ع

  • پنج شنبه
  • 17
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 16:52
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

مناجات رمضان -(چه زود میگذرد این زمان شیدایی) *

639
0

مناجات رمضان -(چه زود میگذرد این زمان شیدایی) چه زود میگذرد این زمان شیدایی

سحر، سحر شده هفتم شبِ مسیحایی

رسید وقت مناجات، میرسد از عرش

به یاد طفل خیالی، صدای لالایی

  • جمعه
  • 18
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 15:51
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 قاسم صرافان

مناجات با خدا -(بگو که نیستی فقط، خدای جانمازها) * قاسم صرافان

2880
11

مناجات با خدا -(بگو که نیستی فقط، خدای جانمازها) بگو که نیستی فقط، خدای جانمازها
بگو که چاره‌سازی و خدای چاره‌سازها

بگو که نیستی فقط، خدای در سجودها
تو در قیام‌ سروها، تو در خروش رودها

تو در هوای باغ‌ها، میان شاه‌توت‌ها
تو بر لب قنات‌ها، تو در دل قنوت‌ها

تو خوبی و نمی‌رسی به داد خوب‌ها، فقط
تو هر دمی کنارمی، نه در غروب‌ها فقط

تو را میان گریه و میان خنده دیده‌ام
تو را میان هجرت و پر پرنده دیده‌ام

تویی، تو رازِ آخرین تبسم شهیدها
تو در سرود بادها، تو در جنون بیدها

شنیده‌ام بهشت تو، بهار مهر کوثر است
همان بهشت محشری که زیر پای مادر است

خدای من! چه بی خبر، قدم زدم کنار تو
رفیق من! چه دیر آمدم سرِ قرار تو

قرار من! قرار لحظه‌های بی‌قرار من!

  • جمعه
  • 18
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 15:54
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

مناجات با خدا -(در مقام بندگی اقرارها تکرار نیست) * رضا باقریان

514

مناجات با خدا -(در مقام بندگی اقرارها تکرار نیست) در مقام بندگی اقرارها تکرار نیست
اصلا از این توبه‌ها مقصود ما انکار نیست

من خود از اعمال خود این روزها آگه ترم
این گدایت آنقَدَر هم پست و بدکردار نیست

حرف‌هایم را فقط با مالک خود می‌زنم
غیر این معبود کس، بر کرده‌ام ستار نیست

من به آغوشِ پر از مِهرت پناه آورده‌ام
گفته‌ای ( لاتَقْنُطوا ) جز من کسی غفار نیست

من خودم با پای خود در پیشگاهت آمدم
غیر خجلت در نگاه بنده فَراّر نیست

جهل و نادانی مرا اینگونه دور از خانه کرد
ورنه با نام حسین این راه که دشوار نیست

بین سوز و اشک و آهم، روضه می‌خواهد دلم
روضه‌ای جانسوز تر، از کودک تبدار نیست

منکه از دیروز، چشمانم کمی کم سو شده
مادرم، زینب، ببین بین در

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 10:19
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

مناجات با خدا -(منم غریبه ی تو و، توهستی آشنای من) *استاد سید هاشم وفایی

510

مناجات با خدا -(منم غریبه ی تو و، توهستی آشنای من) منم غریبه ی تو و، توهستی آشنای من
خدای من، خدای من، خدای من، خدای من

من ازگنه خوارتوأم ، بنده ی بیمارتوأم
تویی طبیب دردمن،تویی تویی دوای من

نه چون گلی فسرده ام،که گناه مُرده ام
دل غریب وبی کسم، نشسته درعزای من

عبدسر افکنده منم، بنده ی شرمنده منم
شرم چكدزديده ام، میان گریه های من

نیست امیدم به کسی،تویی که فریادرسی
نام گره گشای تو، پُرشده درصدای من

همیشه باوفای خود، هماره باعطای خود
جواب می دهی تو بر،جفاو برخطای من

اگر رهاکنی مرا، اگررها کنم تورا
اسیرمی کند مرا، نفس من وهوای من

ندارم آبرو خدا، کنم به درگهت دعا
ولی حسین توشده ،واسطه ی دعای من

گفت«وفایی» ازوفا،رسيده لحظه ی عطا
چه می شودکرم

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 11:22
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

مناجات با خدا -(یارب زکرامات تو شرمنده شدم من) *استاد سید هاشم وفایی

691
1

مناجات با خدا -(یارب زکرامات تو شرمنده شدم من) یارب زکرامات تو شرمنده شدم من
درمحضر تو باز سرافکنده شدم من

هرچند که شرم از گنه خویش نکردم
با اشک ندامت زتو شرمنده شدم من

طوفان گمه ریخت همه بال وپرم را
چون باغ خزان دیده پراکنده شدم من

دردم همه اینست که غافل شدم ازتو
وزاین همه غفلت زتو، درمانده شدم من

ای آنکه بغیر از تو مرا نیست پناهی
بردرگه تو باز پناهنده شدم من

هرگاه که دلمرده به تو رو نمودم
با نکهتی از رحمت تو زنده شدم من

تا عفو تو باران محبت بسرم ریخت
آسوده دل از آتش سوزنده شدم من

کوآن دل پاکی که سحرگاه «وفایی»
فریاد برآرد که خدا بنده شدم من

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 11:25
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

مناجات -(ماهی به روشنایی رحمت دميده است) *استاد سید هاشم وفایی

535

مناجات -(ماهی به روشنایی رحمت  دميده است) ماهی به روشنایی رحمت دميده است
مهمانی خدای تعالی رسيده است

بربندگان سائل خود بانی وجود
خوانی به وسعت كرم وجود چيده است

چون گُل شكفته اند تمامی مؤمنان
زيرا نسيم رحمت يزدان وزيده است

درحيرتم چگونه بيايم، كه ميزبان
زين ميهمان غمزده خيری نديده است

ازبس كه شعله ورشدم ازآتش گناه
اشكم به روی چهره، زخجلت چكيده است

رسوا نكرده است مرابين خاص و عام
پرده به روی معصيت من كشيده است

عمری اسير پنجه ی نفس و گنه شدم
رنگي به رُخ ندارم و رنگم پريده است

روكرده ام به رأفت پروردگار خويش
آوای ربنای مرا او شنيده است

باورنمي كنم! كه شدم تَحبس الدّعا
زيراخدا مرا به سوی خودكشيده است

سیراب میشودز کوثر رحمت هرآن ك

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 11:26
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

مناجات با خدا -(عمری است که درچاه گناه افتادم) *استاد سید هاشم وفایی

589

مناجات با خدا -(عمری است که درچاه گناه افتادم) عمری است که درچاه گناه افتادم
غافل شدم از تو و به چاه افتادم

گویی شده تحبس الدعا بندۀ تو
یارب نکند که از نگاه افتادم

احساس من این است زتو دور شدم
زین غصه و غم به آه آه افتادم

من توبۀ خویش را شکستم به گناه
از راه رسیدم و به چاه افتادم

ازپرتو رحمتت مرا فیض ببخش
هرگاه که برشام سیاه افتادمدرآمده

دست من افتاده زپا را تو بگیر
هرجای که من دراشتباه افتادم

با پای ز ره مانده و دستی کوتاه
من در پی عفو تو به راه افتادم

مانند «وفایی» سرسجادۀ اشک
با زمزمه های یا اله افتادم

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 11:28
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

مناجات با خدا-رمضان -(برحال من ای خالق یکتا نظری کن) *استاد سید هاشم وفایی

614

مناجات با خدا-رمضان -(برحال من ای خالق یکتا نظری کن) برحال من ای خالق یکتا نظری کن
از فرط غم افتاده ام ازپا نظری کن

چون مرغ گرفتار، گرفتار هوایم
دارم به سویت چشم تمنانظری کن

هرجا که زدم در نگشودند برویم
روکرده ام ای دوست به این جا نظری کن

جزدرگه لطف تو مرا نیست پناهی
ای از تو کلید همه درها نظری کن

من گرچه نیم لایق احسان وکرامت
ای قادر وغفار توانا نظری کن

درخلوت وجلوت به خطا روی نمودم
ای درهمه جا ناظر وپیدا نظری کن

تا زاد ره من نگه لطف تو باشد
دراین سفر سخت خدایا نظری کن

برمن که به جز مهر علی هیچ ندارم
سوگند به مظلومی زهرا نظری کن

امروز «وفایی» است ملول از غم فردا
بربنده ی خود حیّ تعالی نظری کن

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 11:30
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

رمضان -(حیف است که راه اشتباهی برویم ) *استاد سید هاشم وفایی

568

رمضان -(حیف است که راه اشتباهی  برویم ) حیف است که راه اشتباهی برویم
درجاده ی تیره و تباهی برویم

برگرد ازاین مسیر و رو کن به خدا
باید به ضیافت.الهی برویم

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 11:32
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

مناجات -(برخيز كه ازخطاي خود توبه كنيـم) *استاد سید هاشم وفایی

550

مناجات -(برخيز كه ازخطاي خود توبه كنيـم) برخيز كه ازخطاي خود توبه كنيـم
ازسركشي وجفـاي خودتوبه كنيم

ما توبه شكن شـديم اي دوست بيا
اين بار زتوبـه های خودتوبه كنيم

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 11:34
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شعر رمضان -(زعرش نسیم مرحمت می آید) *استاد سید هاشم وفایی

549

شعر رمضان -(زعرش نسیم مرحمت می آید) زعرش نسیم مرحمت می آید
پیوستـه شمیم موهبت می آید

برخلق گنه کـار دمـادم زخـدا
عطرخوش عفو ومغفرت می آید

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 11:37
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

زمزمه مناجات وداع با ماه مبارک رمضان -(میروی ای ماه خدا) * امیرحسین سلطانی

1920
-1

زمزمه مناجات وداع با ماه مبارک رمضان -(میروی ای ماه خدا) زمزمه مناجات وداع با ماه مبارک رمضان

می روی ای ماه خدا
ای مونس و غمخوار ما
دیدی شبانه ناله ام
ای محرم اسرار ما

بی تو چگونه سر کنم
با اینهمه تکرار ها
وقتی تو بودی هر شبم
پُر بود از استغفار ها

ای ماه غفـــــران_کریم و رحمـــــان_خدانگهدار تو باد
شهر رمضـــــان_نزول قـــــرآن_خدانگهدار تو باد

(خدانگهدار خدانگهدار خدانگهدار تو باد)

اشک سحرها الوداع
توشهٔ عقبا الوداع
ای لحظهٔ ناب دعا
شبهای احیا الوداع

ای ماه غفار الوداع
سوز شب تار الوداع
ای روزه داری از سحر
تا دم افطار الوداع

شد رزق مـــــا؛در_قَدرت مقـــــدر_خدانگهدار تو باد
شبهای حیـــــدر_قرآنه بر ســـــر_خدانگهدار تو باد

(خدانگهدار خدان

  • دوشنبه
  • 21
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 04:35
  • نوشته شده توسط
  • امیرحسین سلطانی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

رمضان می رود -(رمضان میرود واز من وتو دور شود ) * اسماعیل تقوایی

563

رمضان می رود -(رمضان میرود واز من وتو دور شود ) رمضان میرود واز من وتو دور شود

باز تا سال دگر از همه مستور شود

بر همه سخت بود روز وداع رمضان

اشک بر دیده ی هر مومن مهجور شود

نیست معلوم که تا سال دگر ما باشیم

شاید این پیکر ما رهسپر گور شود

توشه بردار از این ماه خدایی به وفور

خانه ی قبر ازین توشه پر از نور شود

رمضان می رود وچشم همه دنبالش

کاش یکبار دگر برهمه محضور شود

می رود ماه خدا، روز،و،روزی ازنو

بنده در بند گنه رفته ورنجور شود

ای خوشا آنکه زبعد رمضان بی تغییر

ماند وپیش خدا بنده ی مبرور شود

شاعر :اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 21
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 14:09
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 حسن کردی

مناجات با خدا -(عیب این است دگر بال و پری نیست که نیست) * حسن کردی

589

مناجات با خدا -(عیب این است دگر بال و پری نیست که نیست) عیب این است دگر بال و پری نیست که نیست
سحر و نافله و چشم تری نیست که نیست

در من خسته پس از این همه سال آزادی
حال جز توبه شکستن هنری نیست که نیست

چشم ها هرز شد از بس که تنزل کردند
اه،در چشم،حیا و حذری نیست که نیست

من به هر در که زدم رو به دلم باز نشد
جز در مرحمتت حال دری نیست که نیست

جز همین روضه،همین اشک،همین لحظه ناب
در جهان هیچ کجایش خبری نیست که نیست

روزه بودم،اثر روضه مرا پاک نمود
که بجز اشک دوای دگری نیست که نیست

بعد یک گریه بارانی عاشورایی
از سیاهی گناهم اثری نیست که نیست

خواهرش جانب گودال دوید و میدید
بر تن زخمی ارباب سری نیست که نیست

  • دوشنبه
  • 21
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 16:09
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد