ای خدا من از مدینه می روم
من ز دردِ میخِ سینه می روم
می روم تا شِکوه بر بابا کنم
سوی ماهِ بی قرینه می روم
شِکوه دارم از جفای روزگار
دل چو کوهِ آتشینه می روم
بس که دلتنگم ز هجرانِ پدر
قصه هایم دل غمینه می روم
زخمِ بازو زخمِ پهلو زخمِ رو
چون که سیرم از مدینه می روم
سوخت از دستِ عدو کاشانه ام
همسرم غربت نشینه می روم
گر چه دردم بر همه نا آشناست
مصلحت گویا در اینه می روم
ای مدینه ای گواهِ دردِ من
حال و روزم اینچنینه می روم
هر کجا باشم به دنبالم چنان
تیغِ دشمن در کمینه می روم
پشتِ در ماندم به جرمِ یا علی
قامتم نقشِ زمینه می روم
می روم تا از علی پنهان کنم
زخمِ پهلویم نبینه می روم
الوداع ای کوچ
- یکشنبه
- 22
- بهمن
- 1396
- ساعت
- 16:56
- نوشته شده توسط
- ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹





#وفات_رسول_اکرم_ص





