شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 رضا باقریان

دستی بکش به روی سرم یابن فاطمه -( دستی بکش به روی سرم یابن فاطمه ) * رضا باقریان

8

دستی بکش به روی سرم یابن فاطمه -( دستی بکش به روی سرم یابن فاطمه ) دستی بکش به روی سرم یابن فاطمه
بشکسته گشته بال و پرم یابن فاطمه
کوچه به کوچه بسکه دویدم ، بریده ام
حالا ببین که خون جگرم یابن فاطمه
بی تو هوای خانه ما سرد و مبهم است
رویم سیاه و درد سرم یابن فاطمه
آقا بیا و اشک مرا آبرو بده
دلخسته ای به پشت درم یابن فاطمه
دیوانه گشته ام ، و دربه درم یابن فاطمه
عصیان مرا احاطه کرده و نزدیک آتشم
یعنی ببین که بی سپرم ابن فاطمه
آقا اگر که زحمتتان نیست ، لحظه ای
دستی بکش به روی سرم یابن فاطمه

شاعر : رضا باقریان

شاعر : رضا باقریان

  • دوشنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 07:45
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعرهاي زيبا براي شهادت حضرت زهرا(س) - (امـام خانـه‌نشیـن مـدینـه! شوهـر مـن!) *

2628
1

شعرهاي زيبا براي شهادت حضرت زهرا(س) - (امـام خانـه‌نشیـن مـدینـه! شوهـر مـن!) امـام خانـه‌نشیـن مـدینـه! شوهـر مـن!
حلال کن کـه رسیده است روز آخـر من
خـدا گـواست کـه از فـاطمه بـه خانۀ تو
خـلاف سـرنـزده ای یگانـه همسـر من!
مـرا بــه طــور نهانـی شبانه غسـل بده
اگـرچـه آب شـده مثـل شمع، پیکر من
سیــاهی بــدن و صــورت کبـود مــرا
خـدا کنـد کـه نبیند خدیجـه، مادر من
ازایـن بـه‌بعـد شـود خانـه‌دار خانـۀ تـو
بـه جـای مـادر خود چارساله دختر من
هنـوز حامی تو چشـم خود نبسته علی!
چـرا غـریب نشستی کنـار بستــر مـن؟
سکوت و صبر تو آتش زده است بر جگرم
چقدر صبر؟ کمی گریه کن به خاطر من
بــرای یـاری تـو بیـن آن در و دیـوار
کسی نبـود به جز محسن تو یـاور من
هـزار بـار شـدم کشتـه بـاز هـم

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 11:13
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار ایام فاطمیه -( وقتی بساط گریه ام را باز کردم ) * رضا باقریان

3

اشعار ایام فاطمیه -( وقتی بساط گریه ام را باز کردم ) وقتی بساط گریه ام را باز کردم
اول سخن با نام تو آغاز کردم
قدر سخن گفتم دلم آماده تر شد
تا خیمه گاه سبز تو پرواز کردم
با دل نشستم در میان خیمه گاهت
با اشک ، چشمان ترم را باز کردم
گفتم کجایی ای همه دار و ندارم
عمری است با غم ، خویش را دمساز کردم
گرچه نبودم با تو ، اما ای عزیزم
این عاشقی را پیش تو ابراز کردم
حالا منم محتاج روی همچو ماهت
با دل نشستم در میان خیمه گاهت

شاعر : رضا باقریان

  • دوشنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 08:57
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

شعر روضه براي حضرت زهرا(س) - (مـن از شـام زفـاف خـود فـدایی علـی بـودم) *

2728

شعر روضه براي حضرت زهرا(س) - (مـن از شـام زفـاف خـود فـدایی علـی بـودم) مـن از شـام زفـاف خـود فـدایی علـی بـودم
از اینکه می‌کنم جان را فدای دوست خوشنودم
علـی گـر شوهر من هم نبودی بین دشمن‌ها
به عنـوان حمـایت از امـامم حـامی‌اش بـودم
بـرای یـاری تنهـا امـامـم گــرچــه تنهـایم
گرفتم جان خود بر کف چه باک از آتش و دودم
بـرای خـاطـر او حـبس کـردم ناله‌هــایم را
اگـرچـه از هجـوم درد، یک لحظـه نیـاسودم
نگفتم با علی با من چه در آن کوچه شـد امّا
نشد از او نهـان گــردد لبــاس خــاک‌آلودم
به جسم خسته و سقط‌جنین و دست بشکسته
خـدا داند چگونـه سـوی مسجـد راه پیمودم
چنـان سنگ مصیبت بـر سرم بارید از هرسو
کـه در سـن جوانی بیشتـر از پیر، فـرسودم
خـدا صبرت دهـد ای رهبـر تنهـای تنها

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 11:15
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

نوحه با سبک سنتی برای شهادت حضرت زهرا(س) - (سوی خدا دست دعا گرفتی) *

4297
7

نوحه با سبک سنتی برای شهادت حضرت زهرا(س) - (سوی خدا دست دعا گرفتی) سوی خدا دست دعا گرفتی
ای یار بیمارم شفا گرفتی
جان دادی و جان مرا گرفتی
ای همه هست من رفتی از دست من
ای مانده بین در و دیوار
فاطمه جان خدانگهدار
یافاطمه یافاطمه جان
******
یار جوان من کجا می‌روی
ای قد کمان من کجا می‌روی
از آشیان من کجا میروی
تو بودی پناهم یک تنه سپاهم
ای مانده بین در و دیوار
فاطمه جان خدانگهدار
یافاطمه یافاطمه جان
******
مرو مرو تنها طرفدار من
سوسو مزن شمع شب تار من
صدها گره افتاده بر کار من
خیز و کن تماشا علی مانده تنها
ای مانده بین در و دیوار
فاطمه جان خدانگهدار
یافاطمه یافاطمه جان
شاعر : سید محسن حسینی
منبع : حسینیه نوحه

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 14
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:09
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

نوحه شهادت حضرت زهرا(س) - (محمّد یا محمّـد عجب حقت ادا شد) *

4746
4

نوحه  شهادت حضرت زهرا(س) - (محمّد یا محمّـد عجب حقت ادا شد) محمّد یا محمّـد عجب حقت ادا شد
سرت بادا سلامت که زهرایت فدا شد
مدینه شور و غوغاست علی تنهای تنهاست
****
ز گلـزار ولایـت کشـد آتـش زبانه
امان از ضرب سیلی امان از تازیانه
مدینه شور و غوغاست علی تنهای تنهاست
****

به باب خانۀ وحی نوشته این روایت
که شـد زهـرای اطهر فدایی ولایت
مدینه شور و غوغاست علی تنهای تنهاست
****
دل شیعه شود خـون جگرها پاره‌پاره
به گوش عصمت‌الله شکسته گوشواره
مدینه شور و غوغاست علی تنهای تنهاست
غلاف تیغ قنفذ در آن غوغا چه‌ها کرد
که زهـرا را جـدا از علـی مرتضـی کرد
مدینه شور و غوغاست علی تنهای تنهاست
****
علی با اشک دیـده حسـن رنگ پریده
حسین دنبال مادر سوی مسجد دویده
مدینه شور

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:00
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) - (هر چند پر شکسته شدی و نمی پری) *

3630
4

شعر شهادت حضرت زهرا(س) - (هر چند پر شکسته شدی و نمی پری) هر چند پر شکسته شدی و نمی پری
اما هنوز، مثل همیشه کبوتری
شکر خدا که پا شدی و راه می روی
انگار خانومم کمی امروز بهتری
حتی برای دلخوشیِ ما... چه خوب شد
مشغول کارِ خانه شدی روز آخری
شانه زدی به موی پریشان دخترم
می خواستی نشان بدهی باز مادری
"با این دو دست نا متعادل" چه می کنی
داری دعا به خانه ی همسایه می بری!؟
هر چند خنده می کنی از دیدنم، ولی
با طرز راه رفتن خود گریه آوری
بانو! تو را قسم به دلم احتیاط کن
وقتی که دست جانب دستاس می بری
کم کم بساط زندگیم جمع می شود
خر نگاه می کنی ام جور دیگری ...
شاعر : علي اكبر لطيفيان

  • چهارشنبه
  • 14
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 18:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

نوحه با سبك سنتي براي شهادت حضرت زهرا(س) - (هـزار بـار اگـر شـوم فدای مرتضی‌علی) *

3491
2

نوحه با سبك سنتي براي شهادت حضرت زهرا(س) - (هـزار بـار اگـر شـوم فدای مرتضی‌علی) هـزار بـار اگـر شـوم فدای مرتضی‌علی
دوباره جان فدا کنم به پای مرتضی‌علی
من دختر پیغمبرم حامی حق حیدرم
****
اگر ز تازیانه‌هـا سیـه شود پیکر من
علی بود امام من علی بود رهبر من

من دختر پیغمبرم حامی حق حیدرم
****
قرار من چنین بود که یاور علی شوم
آمده‌ام به پشت در تـا سپر علی شوم
من دختر پیغمبرم حامی حق حیدرم
****
به زیر تازیانه‌ها فقط به آوای جلی
بود صدای محسنم علی علی علی
من دختر پیغمبرم حامی حق حیدرم
مـدافع و شهیـدۀ ولایـت علـی منم
فدایی ره علی من و حسین و حسنم
من دختر پیغمبرم حامی حق حیدرم
****
بس‌که رسیده بر تنم ضربه ز دشمن علی
دست شکسته‌ام شده جدا ز دامن علی
من دختر پیغمبرم حامی حق حیدرم
***

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:18
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر مناجات فاطميه - (در عزای فاطمیّه، دل پریشان می شود) *

2928
6

شعر مناجات فاطميه - (در عزای فاطمیّه، دل پریشان می شود) در عزای فاطمیّه، دل پریشان می شود
از غم زهرای اطهر دیده گریان می شود
شکر حق می گویم از این که دل سرگشته ام
بر سر خوان کرامت باز مهمان می شود
مجلس روضه بهشت عاشقان فاطمه است
هر که می آید به جنّت، غرق احسان می شود
قطره ی اشکی اگر ریزم برای فاطمه
نامه ی اعمال من خالی ز عصیان می شود
تسلیت می گویم ای صاحب عزای فاطمه
از غمت عالم دوباره بیت الاحزان می شود
از شرار آتش چادر نماز مادرت
سینه ی محزون تو نالان و سوزان می شود
روز و شب از پلک چشمان ترت خون می چکد
زخم های پلک چشمانت نمایان می شود
چهره ی نیلی مادر، غصّه دارت کرده است
ناله ات با دیدن رویش فراوان می شود
انتقام سیلی زهرا به دستان شماست
منتقم! پس

  • چهارشنبه
  • 14
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 18:41
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر زبانحال اميرالمونين در زمان بستري شدن حضرت زهرا(س) - (قبل از آنی که شرر بر جگر من باشی) *

6316
8

شعر زبانحال اميرالمونين در زمان بستري شدن حضرت زهرا(س) - (قبل از آنی که شرر بر جگر من باشی) قبل از آنی که شرر بر جگر من باشی
تو بنا بود بمانی سپر من باشی
از من غم زده بعد از پدرت رکنی رفت
تو بنا بود که رکن دگر من باشی
حرف از رفتن خود می زنی و می میرم
تو چرا زخم دل شعله ور من باشی
آه خوش بود دلم فارغ از این شهر غریب
فاطمه! تا به ابد دور و بر من باشی
حال همراه شدی دست به دست اجلت
کاش می شد که فقط همسفر من باشی
تو دعای سفرت خواندی و من در عوضش
از خدا خواستم ای محتضر من – باشی
پر و بال تو شکستست ولی ممنونم
با همین حال اگر بال و پر من باشی
همه دیدند تو با سینۀ زخمت ماندی
تا در آن موج بلا پشت سر من باشی
کاش می شد که بمانی به برم تا این که
رد جا ماندۀ دیوار و در من باشی
شاعر : محمد بياباني

  • چهارشنبه
  • 14
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 18:43
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س) - (پوشیده است روت چرا پیش همسرت) *

3239
3

شعر شهادت حضرت زهرا(س) - (پوشیده است روت چرا پیش همسرت) پوشیده است روت چرا پیش همسرت
شاید کبودتر شده روی منورت
دارم فدای شرم و حیای تو می شوم
دیگر شکسته هیبت مرد تناورت
هی آه می کشی نکند درد می کشی
این دستمال چیست چرا بسته ای سرت؟
فکر دلم نباش کمی درد و دل بکن
این نیمه ی تو است نشسته برابرت
انگار زخم هات دهن باز کرده اند
چون سرخ تر شدند دو سه جای پیکرت
غم خانه کرده اند پسرهات خانه را
اما نپرس از دل و از حال دخترت
دستان او به دسته ی دستاس کوچک است
رحمی بکن به کوچکی اش جان مادرت
حالا برات هر چه توان مانده جمع کن
یک دفعه پا شو، پر بکش از کنج بسترت
بگذار عطر و بوت بپیچد به خانه مان
نگذار چاه باشد و نجوای حیدرت
شاعر :علي اصغر ذاكري
منبع : حسينيه

  • چهارشنبه
  • 14
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 18:57
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

نوحه شهادت حضرت زهرا(س) با سبك سنتي - (حـق پیغمبـر خـدا ادا شد) *

4111
4

نوحه شهادت حضرت زهرا(س) با سبك سنتي - (حـق پیغمبـر خـدا ادا شد) حـق پیغمبـر خـدا ادا شد
کوثر قرآن از علی جدا شد
حامـی تنهای علی فدا شد
امّ‌ابیها رفته ز دنیا
****
از بیت وحی آمده این روایت
فاطمـه شــد فـدایی ولایت
در حق او شد ظلم بی‌نهایت
امّ‌ابیها رفته ز دنیا
****
فاطمـه عصـمت‌الله یگـانه
جان داده درکنـار آشیـانه
حقش نبود این همه تازیانه
امّ‌ابیها رفته ز دنیا
فاطمـه آیینـۀ غیـب و شهـود
چرا رخش گشته زسیلی کبود؟
آخـر مگـر گنـاه زهرا چه بود؟
امّ‌ابیها رفته ز دنیا
****
فاطمه جان داده برای علی
محسن او گشته فدای علی
مدینه گریه کـن برای علی
امّ‌ابیها رفته ز دنیا
****
دیوار و در گردیـد تکیه‌گاهش
نبود جز محسن کسی پناهش
شد سپـر او طفـل بی‌گناهش
ام ابیها رفته ز دنیا

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

بحر طویل حضرت زهرا(س) از سازگار- (صحنۀ محشر کبراست خلایق همه در محکمۀ عدل خداوند حکیم و همه در وحشت و اندوه عظیمند،) *

3489
3

بحر طویل حضرت زهرا(س) از سازگار- (صحنۀ محشر کبراست خلایق همه در محکمۀ عدل خداوند حکیم و همه در وحشت و اندوه عظیمند،) صحنۀ محشر کبراست خلایق همه در محکمۀ عدل خداوند حکیم و همه در وحشت و اندوه عظیمند، هراسان همه از خشم جحیمند، گریزد پسر از مادر و مادر ز پسر، خلق همه منتظر اجر و صوابند و عقابند و حسابند و کتابند و عتابند و خطابند، نه راهی که گریزند ز تعقیب گناهی، نه امیدی نه پناهی، همه در محکمۀ عدل الهی همه جا رفته فرو یکسره در کام سیاهی، امم و خیل نبیّین، همه در جوش و خروشند و ستادند و به گوشند که شاید شنوند از طرف ذات خدا، حکم خدا را.
اُممِ گشته پناهنده به نوح و به خلیل‌الله و موسی و مسیح و به سلیمان و به داوود نبیّین همه گویند که ماراست نگه جانبِ پیغمبر اسلام، محمّد که بوَد احمد و محمود، به جز او و وصیش علی

  • جمعه
  • 16
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:48
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر فاطمه زهرا(س) - (خنده هایت شده چرا کمتر؟) *

2865
2

شعر فاطمه زهرا(س) - (خنده هایت شده چرا کمتر؟) خنده هایت شده چرا کمتر؟
از زمین می شوی جدا کمتر
گره ام با تبسمت وا شد
خنده ات نیست از دعا کمتر
کار خانه بس است، فضه که هست
فکر خود باش، فکر ما کمتر
گر چه وقت قنوت می لرزی
نشده ذکر ربنا کمتر
بگذر از این قنوت طولانی
گریه کم کن، تو را خدا کمتر
روزی اشک و آه مان کم نیست
با غم تو شده صفا کمتر
بازی بچه ها که یادت هست
شده حالا سر و صدا کمتر
هر کسی در مدینه حق دارد
از همه حق هل أتی کمتر
جای این که عیادتی بکنند
شده این جا برو بیا کمتر
بعد بابا تو هم اگر بروی
شده از پنج تن دو تا کمتر
دیدن درد تو مرا کشته
درد من نیست از شما کمتر
********
شاعر: حسين ايزدي
منبع : حسينيه

  • یکشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:10
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

نوحه واحد حضرت زهرا با امیر المومنین علی (ع) - (تمام شب تا صبح خداخدا کردم) *

9189
23

نوحه واحد حضرت زهرا با امیر المومنین علی (ع) - (تمام شب تا صبح خداخدا کردم) تمام شب تا صبح خداخدا کردم
بـرای مرگ خود فقط دعا کردم
علی! حلالم کن گریه به حالم کن
****
همای وحی‌ام لیک شکسته بال من
کسی نمی‌گرید جز تو به حال من
علی! حلالم کن گریه به حالم کن
****
بـه گریـه تـرویج ولایتـت کردم
به دست بشکسته حمایتت کردم
علی! حلالم کن گریه به حالم کن
****
تو شمع و من بودم دور تو پروانه
فـدایی‌ات گشتــم ولـی غریبـانه
علی! حلالم کن گریه به حالم کن
****
این رخ نیلی این صورت و این دستم
فـدایی‌ات بـودم فـدایی‌ات هستـم
علی! حلالم کن گریه به حالم کن
****
حق ولایت را عجب ادا کردند
مرا غریبانه از تـو جـدا کردند
علی! حلالم کن گریه به حالم کن
****
ای به رخت جاری اشک عزای من
در دل شب قـرآ

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مهدی نظری

شعر مصيبت و روضه براي ايام فاطميه - (چقدر بر تن تو پیرهن بزرگ شده؟!) * مهدی نظری

2371
4

شعر مصيبت و روضه براي ايام فاطميه - (چقدر بر تن تو پیرهن بزرگ شده؟!) چقدر بر تن تو پیرهن بزرگ شده؟!

تن تو آب شده یا کفن بزرگ شده؟!

چو شمع چشم تو را دیده با خودم گفتم!

چگونه شمع پس از سوختن بزرگ شده؟!

چگونه یک شبه موی حسن سفید شده؟

چگونه یک شبه زهرا، حسن بزرگ شده؟!

شنیده ام که کنارت به سینه اش زده است

فدای او بشوم سینه زن بزرگ شده

چقدر لاغر و کوچک شده تنت اما

به حیرتم که کبودی تن بزرگ شده

بگو چکار کنم شانه بر سرش نزنی

بس است یاس علی یاسمن بزرگ شده

درست بعد همان روز امتحان زهرا

قضیۀ تو و دست بزن بزرگ شده

میان کوچه نبوده تو را کمک بکند

ببین حسین تو با این محن بزرگ شده

به کوچکی تن محسنت قسم زهرا

تو می روی و ببین داغ من بزرگ شده

********

شاعر: مهد

  • یکشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:11
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن شعر مدح حضرت زهرا از میثم - (خیـر کثیر، احمـد و زهــراست کوثرش) *

2947
5

متن شعر مدح حضرت زهرا از میثم - (خیـر کثیر، احمـد و زهــراست کوثرش) خیـر کثیر، احمـد و زهــراست کوثرش
این است کوثـری که عطا کـرده داورش
از خلق و از رسول خـدا و خـدا و خلـق
دائــم ســلام بــاد بــه روح مطهـرش
حیدر که رکـن بر همه ارکان عالم است
ایـن است بانـویی که بود رکن دیگـرش
در عالـم وجـود، علـی همسـری نداشت
زهـرا اگـر نبـود و نمـی‌گشت همسرش
این است مادری که حسینش بود پسـر
این است دختری که پدر خوانده مادرش
وصف تمـام عالـم خلقت شکست اوست
وقتی که هست ذات خـدا مدح‌گسترش
بـر دختـری درود کــه زهـراش پرورید
بر مـادری سـلام که این است دخترش
احمـد کـه هسـت سیــد و سـالار انبیا
تعظیـم می‌کنــد بــه ادب در بـرابـرش
این است بانویی که خـدا در کتـاب خود
فرمــوده آیــه‌آی

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:51
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعری در مدح حضرت زهرا (س)- (سلام ای روح قرآن سلام ای جان احمد) *

3087
1

شعری در مدح حضرت زهرا (س)- (سلام ای روح قرآن سلام ای جان احمد) سلام ای روح قرآن سلام ای جان احمد
سلام ای پای تا سر تمام قرآن احمد
سلام ای سینۀ تو بهشت رضوان احمد
حقیقت قدر و کوثر کمال فرقان احمد
خدا مدیحت‌سرایت زبان قرآن ثنایت
هزار فردوس سائل هزار رضوان گدایت
محبتت فوق طاعت ولایتت فوق ایمان
خدای را مظهری تو کتاب را داوری تو
وجود را محوری تو رسول را دختری تو
بهشت پیغمبری تو حقیقت حیدری تو
ائمه را مادری تو فراتر از باوری تو
تو عصمت کبریایی تو هستی مصطفایی
تو رکن رکن هدایت تو دست دست خدایی
تو جان جان رسولی فدای خاک رهت جان
چراغ ملک الهی جمال نورآفرینت
جبین نهند آسمان‌ها به روی خاک زمینت
هزار جبریل ریزد به یک دم از آستینت
شرار شمشیر حیدر خطابۀ آتشینت
جلال محو

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:24
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعری زیبا از میثم در باره مدح و شهادت حضرت فاطمه شهیده (س) - (ای در اوج آسمان‌ها از زمین مشهورتر) *

3087
3

شعری زیبا از میثم در باره مدح و شهادت حضرت فاطمه شهیده (س) - (ای در اوج آسمان‌ها از زمین مشهورتر) ای در اوج آسمان‌ها از زمین مشهورتر
در فلک حتی ز جبریل امین مشهورتر
بر فراز عرش از عرش برین مشهورتر
از اب و ابن و امیرالمؤمنین مشهورتر
با ندای ذات پاک خالق لوح و قلم
در میان پنج تن شد نام نیکویت علم
دختر احمد چه احمد دخت احمد‌پروری
همسر حیدر نه بلکه بهر حیدر حیدری
جز محمد از تمام انبیا بالاتری
هر که هستی انبیا و اولیا را مادری
ای یگانه مادر هر چاربانوی بهشت
با نفس‌هایت محمد پر شد از بوی بهشت
عرشیانت عبد عبد و عرش، خاک پای تو
هر کجا هستی بود قلب محمد جای تو
فخر سادات دو عالم زینب کبرای تو
عیسی مریم اسیر یازده عیسای تو
آسمانی‌ها زمین‌بوس کنیزان تواند
هر چه ساداتند در عالم عزیزان تواند
فضه‌ات وقت

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:28
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر برای شهادت حضرت زهرا (س) به همراه مصیبت حضرت - (از ما چه قابل از احد داورت سلام) *

2749
1

شعر برای شهادت حضرت زهرا (س) به همراه مصیبت حضرت - (از ما چه قابل از احد داورت سلام) از ما چه قابل از احد داورت سلام
از انبیا و از پدر و شوهرت سلام
از حضرت مسیح بر آن یازده مسیح
وز مریم مقدس بر دخترت سلام
تا صبح روز حشر ز آباء و امهات
پیوسته بر تو و پدر و مادرت سلام
تو کیستی که حضرت جبریل بر پدر
با وحی آرد از طرف داورت سلام
شک نیست اینکه روح تمام پیمبران
آرند روز و شب همه در محضرت سلام
گردد زمام چرخ چو دستاس در کفت
دست خدا! به دست فلک‌گسترت سلام
از روح حوریان همه بر فضه‌ات درود
وز قلب قدسیان همه بر قنبرت سلام
بر زینبین و مکتب ایثار و صبرشان
بر دامن حسین و حسن‌پرورت سلام
تو کیستی که خواجۀ لولاک روز و شب
آرد به امر ذات خدا بر درت سلام
زن می‌کند سلام به شوهر عجیب نیست
گر آورد به

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:29
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر برای شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) و مدح بی بی دو عالم - (ای خاک تو چشم آسمان‌ها) *

3457
1

شعر برای شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)  و مدح بی بی دو عالم - (ای خاک تو چشم آسمان‌ها) ای خاک تو چشم آسمان‌ها
بانوی همیشۀ جهان‌ها
اوج تو بلندتر ز امکان
عمر تو فزون‌تر از زمان‌ها
جایی که پدر شود فدایت
زیبد که شود فدات جان‌ها
با آنکه هماره از تو گویند
لالند به مدحتت زبان‌ها
حقا که تویی فخر خداوند
برخلق زمین و آسمانها
سر تا به قدم همه خدایی
ای بندۀ برتر از گمان‌ها

عطر نفست سرشت احمد
سر تا قدمی بهشت احمد
هر نبض تو یک پیام قرآن
بر هر نفست سلام قرآن
خوی تو بود تمام توحید
روی تو بود تمام قرآن
فضه که کنیز توست عمری
بوده سخنش کلام قران
حرمت ز تو می‌گرفت احمد
آنگونه که احترام قرآن
سوگند به عمر کوته تو
از توست بلند، نام قرآن
از تربت مخفی تو خیزد
انوار علی‌الدوام قرآن

ای وسعت ملک حق مزارت

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:32
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت زهرا مناسب برای سینه زنی سنگین - (عرشیان لالۀ خندان گلستان تواند) *

3192
3

شعر مدح حضرت زهرا مناسب برای سینه زنی سنگین - (عرشیان لالۀ خندان گلستان تواند) عرشیان لالۀ خندان گلستان تواند
فرشیان عبد غلامان غلامان تواند
اولیا نغمۀ یا فاطمه دارند به لب
انبیا روز جزا دست به دامان تواند
حوریان یکسره دلباختۀ فضۀ تو
نوریان خاک ره قنبر و سلمان تواند
نه فقط اهل زمین دور تو آرند طواف
آسمانی‌ها پیوسته مسلمان تواند
اگر ای مریم احمد همه گردند مسیح
در دو عالم همه محتاج به درمان تواند
چار استاد ملایک که بزرگند بسی
بندۀ کوچک تو، طفل دبستان تواند
وسعت ملک خدا سفرۀ مهمانی توست
ملک و جن و بشر یکسره مهمان تواند
به قیامت قسم ای بانوی روز محشر
خلد و نار، عفو و غضب گوش به فرمان تواند
اهل محشر همه دنبال تو افتند به راه
همه گریان تواند و همه خندان تواند
همه انگشت تحیر به

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:37
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعری در مدح و شهادت مادر سادات فاطمه زهرا (س) - (ای پاک‌تر ز روح مطهر) *

3512
1

شعری در مدح و شهادت مادر سادات فاطمه زهرا (س) - (ای پاک‌تر ز روح مطهر) ای پاک‌تر ز روح مطهر
وی فوق وهم و دانش و باور
محبوبۀ خدای تعالی
ممدوحۀ وجود پیمبر
آیینۀ محمدی‌آیین
علامۀ معلمه‌پرور
هم سینه‌ات بهشت محمد
هم قامتت قیامت حیدر
قرآن کتاب مدح تو بانو
احمد مدیحه‌خوان تو دختر
هم دختر گرامی احمد
هم مادر شبیری و شبر
بر یازده مسیح تو مریم
بر سیزده سپهر تو محور
آباء و امهات الهی
نازند بر وجود تو مادر
نازد به سجده و به قیامت
وقت نماز خالق اکبر
نازد به تو خدای تعالی
خیزد به پیش پات پیمبر
قدر تو با رسول مساوی
اوج تو با علی است برابر
یک ذره از فروغ تو سلمان
یک قطره در یم تو ابوذر
یک دفتر از ثنای تو قرآن
یک جمله در مدیح تو کوثر
فرزانگی به خاک جبین سا
مردانگی به پات نهد سر
فر

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر بستر شهادت حضرت زهرا(س) - (جان ها خموش بود، نفس ها گرفته بود) *

2200
1

شعر بستر شهادت حضرت زهرا(س) - (جان ها خموش بود، نفس ها گرفته بود) جان ها خموش بود، نفس ها گرفته بود
دل ها برای حضرت زهرا گرفته بود
چندین صباح بود که آن حور چادری
جایی میان خلوت شب ها گرفته بود
در امتداد نالۀ شب زنده داری اش
مهتاب ذکر ام ابیها گرفته بود
اشکی که می فشاند، ز اندوه و درد بود
یا برکه ای بهانۀ دریا گرفته بود؟
می کرد یاد روز پر از ظلمتی که کفر
حق را ز دست حضرت مولا گرفته بود
او آمد از حقوق ولایت دفاع کرد
حیدر نرفت، تا کمرش را گرفته بود
می خواست تا مهار کند شعله را، ولی
هیزم زیاد بود، شرر پا گرفته بود
آمد که در بیاید از آتش، ولی چو خار
مسمار در به سینۀ او جا گرفته بود
از یاس هم گلاب گرفتند عاقبت
لای دری که تاب تقلَّا گرفته بود
********
شاعر: حسين قر

  • یکشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:19
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعری در مدح و شهادت برای ایام دهه فاطمیه - (ای جهان در مزار تو شده گم) *

2913
1

شعری در مدح و شهادت برای ایام دهه فاطمیه - (ای جهان در مزار تو شده گم) ای جهان در مزار تو شده گم
حرم مخفی‌ات دل مردم
بهترین مام برترین ابناء
برترین دخت بهترین اب و ام
هم ز نورت سما پر از انوار
هم ز نسلت زمین پر از انجم
وصف مدح تو در کتاب خدا
کوثر است و لیذهب عنکم

هفـت اب را تو اولین مادر
پنج تن را چو روح در پیکر
ای همه جان عالمت به فدا
مادر یازده امام هدی
دامن پاک‌تر ز تطهیرت
پرورشگاه سیدالشهدا
به تو داده است تکیه جان نبی
از تو نوشیده شیر خون خدا
بر در خانۀ تو هر شب و روز
می‌دهد احمد این خجسته‌ندا

کای شما را چه صبح و ظهر چه شام
از رسـول خـدا سـلام سـلام

کیستی تو تمام طاهایی
دخت احمد ام ابیهایی
هر چه گویم کم است فاطمه‌ای
و آنچه خوانم خطاست زهرایی
ما همه ذره و ت

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:45
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر روضه سینه زنی حضرت زهرا(فاطمه یا فاطمه یا فاطمه) *

4927
4

شعر روضه سینه زنی حضرت زهرا(فاطمه یا فاطمه یا فاطمه) فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
نـور آدم، سـرّ خاتم: فاطمه
مصطفی را اسم اعظم: فاطمه
مرتضی را کاشف‌الهم: فاطمه
نام پاکش را ملک در زمزمه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
***
ای حضورت شادی قلب رسول
طاهـره! مـرضیّه! راضیّه! بتول!
توبۀ آدم به نامت شد قبول
آفرینش را شروع و خاتمه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
***
جـان عالـم غـرق در نـور از تو شد
اهل دوزخ هر که شد، دور از تو شد
دیــدۀ فـردوس مسـرور از تو شد
ای فکنده در ملائک همهمه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
***
در جهان انسیةالحورا تویی
آسمـان را زهرۀ زهرا تویی
آفرینش ساحل و، دریا تویی
فاطمه یعنی تو یعنی «فاطمه»
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
***
فاطمه یعنی دعا

  • یکشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر برای مصیبت حضرت زهرا در روزهای سخت اواخر عمر شریفشان - (چو بسمل می‌زنی در هر نفس بال و پری مادر) *

2928
0

شعر برای مصیبت حضرت زهرا در روزهای سخت اواخر عمر شریفشان - (چو بسمل می‌زنی در هر نفس بال و پری مادر) چو بسمل می‌زنی در هر نفس بال و پری مادر
مرو از دست ما آخر تو دست حیدری مادر
مدینه مرده، ما بی‌کس، علی تنها، همه دشمن
میان دشمنان تنها تو او را یاوری مادر
گل روی تو ای قرآن روی سینۀ احمد
چرا نیلی شده آخر تو از گل بهتری مادر
غم بی‌مادری سخت است بر ما هم نگاهی کن
مرو مادر مرو آخر تو ما را مادری مادر
هنوز انگار می‌آید به گوشم ناله‌ات از دل
هنوز انگار می‌بینم که تو پشت دری مادر
به من گفتند مادر رفتنی گردیده فکری کن
به خود گفتم تو ما را همره خود می‌بری مادر
تو بر حفظ ولایت محسن خود را سپر کردی
تو بر بابا همان همسنگر بی‌سنگری مادر
چرا در آستان وحی افتادی ز پا آخر
تو قرآن امیرالمؤمنین را کوثری مادر
مغ

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر روضه سینه زنی حضرت زهرا(در كنار قبرت، ببین در اعتكافم) *

2303
-1

شعر روضه سینه زنی حضرت زهرا(در كنار قبرت، ببین در اعتكافم) در كنار قبرت، ببین در اعتكافم
كعبه هستی و من، گرد تو در طوافم
از غمت برآید، زسینه آه سردم
بی تو من كه دیگر، علی ِ كوچه گردم
كی رود زیادم ،غم تو ،ای مانده بین كوچه ها
كس خبر ندارد، زداغت، با من چه كرده كوچه ها
كی رود زیادم، كه دشمن، هست تو را گرفته بود
كی رود زیادم ،كه زینب ،دست تو را گرفته بود
یاس نیلوفری،كی مرا می بری،وای از این غم جدایی
ای گل جوانم،آتش زدی به جانم
ای پرستوی من،رفتی زآشیانم
ای همه وجودم، مرو زلانه ی من
می شود مزارم، میان خانه ی من
در غمت خمیدم،امیدم،رفیق خفته زیر گل
ای فرشته رویم،چه گویم،چه كرده غمهایت به دل
مرتضی و دوری،صبوری،ندارم و بریده ام
یاد روی ماهت،ستاره، بریزد از دو

  • یکشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت و بستری شدن حضرت زهرای بتول (س) - (دیده بستی پا سوی قبله کشیدی وای من) *

2700
4

شعر شهادت و بستری شدن حضرت زهرای بتول (س) - (دیده بستی پا سوی قبله کشیدی وای من) دیده بستی پا سوی قبله کشیدی وای من
تا نمردم چشم خود را باز کن زهرای من
من به احزاب و احد یکدم نلرزیدم ولی
تا تو افتادی ز پا لرزید دست و پای من
کاش جانم با نفس از سینه می‌آمد برون
کاش می‌مردم مدینه نیست دیگر جای من
روزها لب بسته از فریاد و می‌سوزم خموش
حبس در دل گشته حتی نالۀ شب‌های من
قنفذ بیدادگر جان مرا از من گرفت
تو زمین خوردی و از هم شد جدا اعضای من
آفتاب طلعتت از ابر سیلی شد سیاه
زین مصیبت تیره شد در چشم من دنیای من
در عزای تو تمامی عمر من شد احتضار
با فراق تو شده هر شب، شب احیای من
تو به خود از درد پیچیدی و نگشودی لبی
تا نیاید از جگر یک لحظه واویلای من
حیف باغ آرزوهای مرا آتش زدند
رفت از

  • جمعه
  • 9
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:26
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر روضه سینه زنی حضرت زهرا(غم دوری و اشک دیده و سوز جگرها ) *

2720
8

شعر روضه سینه زنی حضرت زهرا(غم دوری و اشک دیده و سوز جگرها ) غم دوری و اشک دیده و سوز جگرها
سرای بی سر و فراق هم نفس وقامت خم ما
بازم صبوری ، بازم صبوری
خنده غم و داغ دلبرو این فصل غربت
کنج عزلت و حال ماتم و خانه در تب وتا
بازم صبوری ، بازم صبوری
درگه درو میخ بر درو خون روی دیوار
یاس پرپرو روی نیلی و ضرب دست اعدا
بازم صبوری ، بازم صبوری
ضربه در و پهلوی مادر و طفل بی پناهم
منو شورغیرت و دست بسته و تنهای تنها
بازم صبوری ، بازم صبوری
رفتی و حبیبم میر چون اسیرم منو درد دوری
منو خار در چشم منو چاه غربت منو داغ زهرا
بازم صبوری ، بازم صبوری
شاعر:محمد دستان

  • یکشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد