دستی بکش به روی سرم یابن فاطمه
بشکسته گشته بال و پرم یابن فاطمه
کوچه به کوچه بسکه دویدم ، بریده ام
حالا ببین که خون جگرم یابن فاطمه
بی تو هوای خانه ما سرد و مبهم است
رویم سیاه و درد سرم یابن فاطمه
آقا بیا و اشک مرا آبرو بده
دلخسته ای به پشت درم یابن فاطمه
دیوانه گشته ام ، و دربه درم یابن فاطمه
عصیان مرا احاطه کرده و نزدیک آتشم
یعنی ببین که بی سپرم ابن فاطمه
آقا اگر که زحمتتان نیست ، لحظه ای
دستی بکش به روی سرم یابن فاطمه
شاعر : رضا باقریان
شاعر : رضا باقریان
- دوشنبه
- 13
- بهمن
- 1393
- ساعت
- 07:45
- نوشته شده توسط
- محمد



