شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 میثم مومنی نژاد

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها -(سلمان بگرید اسما بگرید) * میثم مومنی نژاد

1085

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها -(سلمان بگرید    اسما بگرید) نوحه شب غسل

سلمان بگرید اسما بگرید
عالم برای زهرا بگرید

آب روان بر داغ کوثر گریه میکرد
با زخم بازو چشم حیدر گریه میکرد

واویلا زهرا یا زهرا

خون گشته جاری از چشم مهتاب
آهسته ریزند بر پیکری آب

در نیمه شب غسل گل پرپر چه سخت است
در پیش طفلان شستن مادر چه سخت است

واویلا زهرا یا زهرا

  • یکشنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 10:57
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 محمد زوار

متن شعر حضرت زهرا(س) -(کسی که مِهر نبی پُر نموده جامش را) * محمد زوار

3176
1

متن شعر حضرت زهرا(س) -(کسی که مِهر نبی پُر نموده جامش را) کسی که مِهر نبی پُر نموده جامش را
ز خاطرش نبرَد لحظه‌ای غلامش را

سلام میدهد و دلخوشم ز مرحمتش
که مرتضی برساند به ما سلامش را (۱)

طبیب خانه‌ی عشق است و بارها دیدیم:
شفا گرفته مریضی که برده نامش را

بهشت، هدیه‌ی زهرا به عاشقان علی‌ست
خدا به فاطمه داد اختیار تامش را

شُکوه منزلتش همچو لیلة‌القدر است
بجز علی نشناسد کسی مقامش را

سلاح گریه‌ی او تا ابد مجسم کرد
نمای محکمی از جلوه‌ی قیامش را

کسی که روز جزا هم به زیر منت اوست
شبانه آمده یاری کند امامش را

اگرچه نیمی از عمرش کنار مولا بود
گذاشت پای ولای علی تمامش را

زمانه ای که به دل بغض مرتضی را داشت
گرفت پشت در خانه انتقامش را

صبا به شعله‌ی آتش

  • سه شنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 12:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

متن شعر حضرت زهرا(ع) -(مادرم نیمه شب غرق در مناجات) * محسن حنیفی

908
0

متن شعر حضرت زهرا(ع) -(مادرم نیمه شب غرق در مناجات) مادرم نیمه شب غرق در مناجات
حق تعالی توو عرش، می‌کنه مباهات
توو قنوت بال زخمی میشه مکافات
می‌شه باز علت گریه‌های سادات
● از روز دوشنبه شد نماز اون شکسته
باز نافله‌ی شب می‌خونه ولی نشسته
با قامت خم زمزمه می‌کرد آیه‌‌ها رو
باز بین قنوت دعا می‌کرد همسایه‌ها رو ۲
ذکر لب‌هاشه / الجار ثم الدار
صورت مادر / خورده به دیوار
مادر ای مادر ۴

مادرم عزت و شوکت و شرف بود
مادرم گوهر و دُر توو صدف بود
حامی مرتضی بود و جان به کف بود
چادر او ضریح شه نجف بود
● خاکه روی چادر و دیدم چشام میباره
توو کوچه دیدم شکست حریم گوشواره
چشمای حسن شاهده بی حیا چه بد زد
به چادر مادر،نه!! به بخت ما لگد زد ۲
بین یک کوچه / افتاد آ

  • سه شنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 15:15
  • نوشته شده توسط
  • سید محمد حسینی
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا س -(این آرزو دارم فقط تا زنده هستم) * هستی محرابی

1796
0

شهادت حضرت زهرا س -(این آرزو دارم فقط تا زنده هستم) #نذر_شهادت_حضرت_زهرا_س

امشب پرستوی دلم پَر می کشد پَر
آنسو که در خاکش غریب افتاده مادر

آنجا که اصلاً بویی از زائر ندارد
جز یک نگاهِ خسته و بغضِ کبوتر

دل می رود حتی اگر در بسته باشد
اصلاً که شاید او گشاید بابِ دیگر

هرگز شنیدی یا که دیدی مادری را
بر روی فرزندش ببندد یک زمان در؟

جانم فدای آن غریبِ مضطری که
یک دیدنِ رویش به صد عالم برابر

یادش همیشه التیامِ جانِ من باد
با اشکِ روضه می کند چشمم منوّر

این آرزو دارم فقط تا زنده هستم
پیدا شود آن تربتِ یاسِ معطّر

یک گنبد افراشته تا قامتِ عرش
با بقعه ای نقشینه از آیاتِ کوثر

از آن تجلّی خیره گردد چشمِ عالم
هفت آسمان تعظیمِ او، الله و اکبر

صحن و

  • سه شنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 18:17
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

متن شعر حضرت زهرا(س) -(هوا دلگیره - هوا تاریکه) * عباس قانعی

1270

متن شعر حضرت زهرا(س) -(هوا دلگیره - هوا تاریکه) هوا دلگیره - هوا تاریکه
زمونِ غسل - فاطمم نزدیکه
حالا باید خودم / کفن پوشش کنم
از این زخمای تن / باید خواهش کنم
مدارا کنید * با یاس خزونم
مدارا کنید * با ماه مدینه
مدارا کن ای * زخمِ روی پهلو
مدارا کن ای * زخمِ روی سینه

چقد جانسوزه - چقد غمناکه
ببینی یارت - توو کفن توو خاکه
می کُشه ای خدا / منو این غربتش
سفارش می کنم / به خاک تربتش
مدارا کنید * صورت لطمه دیده
مدارا کنید * که توو شعله بوده
مدارا کنید * که دستش شکسته
مدارا کنید * که جسمش کبوده

تو رفتی زهرا - منم آشفته
به هم اما باز - چشمامون می افته
می بینم روزیو / که با هم دیگه ما
میون قتلگا(ه) / میخونیم یک صدا
مدارا کنید * با لب تشنه ما
چرا

  • سه شنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 15:47
  • نوشته شده توسط
  • سید محمد حسینی
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

متن شعر حضرت زهرا(س) -( دم میدم موقع سینه زنیه) * علیرضا خاکساری

7065
4

متن شعر حضرت زهرا(س) -( دم میدم موقع سینه زنیه) دم میدم موقع سینه زنیه
روضه ی فاطمه ناگفتنیه
بچه ها بلند بلند گریه کنید
به خدا مادرمون رفتنیه
مرد میدونیم ولی گریه کنیم
همه بی معطلی گریه کنیم
بیشتر از فاطمه این روزا باید
به حال و روز علی گریه کنیم
مردم مدینه اکثرا بدن
دست رد به سینه ی علی زدن
بسکه بُردن علی دیدنی بود
خیلیا برا تماشا اومدن
من خودم فدای اشک چشماتون
خدا پشت و پناه مادراتون
بچه سیدا منو حلال کنین
روضه ناموسی میخونم براتون
اومدن به هر دلیلی بزنن
گل یاسو رنگ نیلی بزنن
فکرشو بکن چهل تا بی حیا
توو کوچه زنت رو سیلی بزنن
تو برو بیا میزد فاطمه رو
خیلی بی هوا میزد فاطمه رو
علی حق داره بمیره به خدا
یه غلام سیاه میزد فاطمه رو
خیلی بی عاطف

  • سه شنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 17:41
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر واحد فاطمیه با نوای سید مجید بنی فاطمه -(ای که شجاعت آورد ) *

820
1

متن شعر واحد فاطمیه با نوای سید مجید بنی فاطمه -(ای که شجاعت آورد ) ای که شجاعت آورد
چهره به خاک پای تو

حیدر حیدر حیدر

بسته به خانه تا به کی
دست گره گشای تو

حیدر حیدر حیدر

همچو جنین گرفته ای
زانوی غصه در بغل

بی تو ببین چه میکشد
همسر با وفای تو

حیدر حیدر حیدر

منکه ملول گشتمی
از نفس فرشتگان

قال و مقال عالمی
میخرم از برای تو

حیدر حیدر حیدر

لحظه به لحظه میبرم
بار غمت به دوش دل

کوچه به کوچه میکنم
جان شما بلای تو

حیدر حیدر حیدر

  • چهارشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 17:27
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

پیش_زمینه شب دوم‌ فاطمیه ۱۳۹۸ سید مجید بنی فاطمه -(ای همدم خورشید ) *

684
1

پیش_زمینه  شب دوم‌ فاطمیه ۱۳۹۸ سید مجید بنی فاطمه -(ای همدم خورشید  ) ای همدم خورشید
ای مونس باران
ای مادر دریا

ای جلوه توحید
آیینه قرآن
یا ام ابیها

و سلام علی یاسین
و سلام علی طاها
وسلام علی الحورا
و سلام الله علیها

نرسد به تو گرچه لیاقت ما
وبه تو میرسد عرض ارادت ما
و به دست تو اذن شهادت ما

ریحانه ی دل ما
نور آخرتی

ذکر لب شهدا
لبیک سیدتی

لبیک سیدتی.لبیک سیدتی.لبیک سیدنی...

بند دوم

ای راه تو روشن
ای قدر تو پنهان
این نور تو مهتاب

ای جان پیمبر
ای حامی حیدر
ای مادر ارباب

و سلام علی احمد
و سلام علی حیدر
و سلام علی زهرا
و سلام الله علیها

به تو باشد امید قیامت ما
و به سوی تو راه سعادت ما
و به دست تو اذن شهادت ما

لبیک یا سیدتی.....

  • سه شنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 10:43
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمزمه پس از شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س) -(تو رفتى و حالم خرابه ) * رضا تاجیک

951

زمزمه پس از شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س) -(تو رفتى و حالم خرابه ) تو رفتى و حالم خرابه
نفس زدن برام عذابه
به كى بگم غريب نوازى
تو دين پيغمبر ثوابه
هيچ كس به خونه ى ما سر نمى زنه
گريه ى زينب دلو از جا مى كنه
خنده ى همسايه ها قاتل منه
—————————————
بى تو چه سوت و كوره خونه
خاطره هات دل مى سوزونه
يادم نميره كفن و دفنت
كه نيمه شب بود مخفيونه
ديدى مثه ابرى كه مى باره شدم
تو اين مدينه بى تو آواره شدم
راحت بگم كه بى تو بيچاره شدم

زمزمه شب جمعه

شباى جمعه چشم به راشم
دلتنگ اون صحن و سراشم
يه سالو منتطر مى مونم
تا اربعين كربلا باشم
دست منو مى گيرى اينو مى دونم
نميذارى از قافله جا بمونم
ميگم سلام دوباره روبروتونم

((سلام آقا دوباره روبروتونم
من ايستادم زيارتنامه مى خ

  • سه شنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 11:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شب پنجم فاطمیه شرمندم ولی میخام برگردم با مداحی سید مجید بنی فاطمه -(فکر و ذهنم مدتی درگیره ) *

2258
4

شب پنجم فاطمیه شرمندم ولی میخام برگردم با مداحی سید مجید بنی فاطمه -(فکر و ذهنم مدتی درگیره ) فکر و ذهنم مدتی درگیره
به حساب کتاب این چندسالم

حب زهرا وقتی قیمت داره
که یکی شه حرفم و اعمالم

روز رفتن عالیه مخصوصا
که نمازا اول وقت باشه

هیئتی مراقب چشم هاشه
چون میدونه آبروش اشکاشه

بد کردم بیا و آبرو بخر آقا
اشکامو بگیری ازم بیچارم

بد کردم باهمه بدی هام اما
یه عالمه تو رو دوست دارم

شرمندم اگه دلت خون‌کردم
شرمندم ولی میخوام برگردم

صاحب روضه یقین اون بهتر
میخره گریه و اشکامونو

ببینه وقتی نگه میداریم
حرمت مادر پدر هامونو

هیئتی بودن باید دیده بشه
تو حلال وحروم کسب و کارت

غیبت و دروغ و تهمت نباشه
توی حرفا و توی رفتارت

بد کردم ولی تو به روم نیار آقا
با گریه بیا و گناهمو کم کن

میدونی ک

  • پنج شنبه
  • 8
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 12:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)خواستم تا نرود صبر و قرارم که نشد * محمود اسدی

997

(غزل)خواستم تا نرود صبر و قرارم که نشد خواستم تا نرود صبر و قرارم که نشد
سعی کردم که بمانی به کنارم که نشد

یاد آن روز که گفتم به همه مردم شهر
من بجز فاطمه غمخوار ندارم که نشد

سعی کردم که به اطفال دهم دلگرمی
لحظه ای خنده به لبهام بیارم که نشد

گفتم از بعد زمین خوردن تو در کوچه
که نیفتد دگر از کوچه گذارم که نشد

پیش چشمم به تو آنقدر کتک زد قنفذ
خواستم پیش تو من جان بسپارم که نشد

غسل می دادم و خون بود روان از پهلو
خواستم زخم تنت را بشمارم که نشد

آستین بر دهن و اشک به چشم طفلان
سعی کردم که در آن لحظه نبارم که نشد
******
شائق
اللهم عجل لولیک الفرج

  • سه شنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 01:08
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

زمزمه غم حضرت زهرا(س) _علی بیا وببین، فتاده ام به زمین * اسماعیل تقوایی

681
1

زمزمه غم حضرت زهرا(س) _علی بیا وببین، فتاده ام به زمین علی بیا وببین، فتاده ام به زمین
به حال زارم، علی.. بیا کنارم
زخمی میخ درم، فدا شده پسرم
به پشت این در، صدا... زدم پیمبر

در سوزد وقلب فاطمه بیشتر از در
زینب بکند، گریه براین، حالت مادر
ای وای خدا، وای خدا، وای خدایا2
______________________________
فاطمه جان علی، روح وروان علی
علی بمیرد، تورا.. چنین نبیند
بود ونبود علی، یاس کبودعلی
من خجل هستم، عدو... بسته دو دستم

این حالت تو، زده شرر، بر دل وجانم
بگذر ز تقصیر علی، یار جوانم
ای وای خدا.....

شعر:اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 17
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 20:39
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

شور فاطمیه -(مادر قسم به مهر مادریت) * صادق اویسی

676

شور فاطمیه  -(مادر قسم به مهر مادریت) مادر قسم به مهر مادریت
مادر قسم به عشق حیدریت
مادر قسم به ذکر یاحسین
مارو قبول کن واسه نوکریت

قبول کن دوباره با پیرهن سیاه به مجلست بیام
دلم میخواد بازم تورو صدا کنم مث بچگیام

مادر دوست دارم
هستی کس و کارم
من به تو و حیدر بدهکارم بدهکارم
"همیشه در قلب منی مادر"

مادر جوونیم به فدای تو
نذر تمومه بچه های تو
مادر خودت خوب میدونی که من
هستم فقیر یک دعای تو

دعا کن که بشم مث مدافعان فدای زینبت
دعاکن برا من برا فاطمیون برای زینبت

مادر دعامون کن فکری برامون کن
خالیه دستامون ببین مادر نگامون کن
همیشه در قلب منی مادر

  • پنج شنبه
  • 20
  • آذر
  • 1399
  • ساعت
  • 10:15
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

زبانحال حضرت زهرا(س) با حضرت زینب(س) -(دختر شیرین زبانم محرم اسرار من) * محسن راحت حق

8639
7

زبانحال حضرت زهرا(س) با حضرت زینب(س) -(دختر شیرین زبانم محرم اسرار من) دخترِ شیرین زبانم..محرمِ اسرارِ من
خسته ام دلواپسم..بنشین کنارم یارِ من

گریه را کم کن که وقتِ رفتنم نزدیک شد
خوب دقت کن عزیزِ دل تو بر گفتارِ من

این کفن ها را بگیر ای قابِ عکسِ مرتضا
پیشِ تو باید بماند ای امانتدارِ من...

یک کفن مالِ من است و یک کفن مالِ علی
یک کفن مالِ حسن ای جلوه ی رفتارِ من

بی کفن باشد حسین ..دارم فقط پیراهنی
حفظ کن آن را که باشد جامه ی دلدارِ من

روز عاشورا بجای من بپوشان این لباس
تا کفن باشد برای بهترین غمخوارِ من

دخترم بوسه بزن بر حنجرش روزِ دهم
فکر و ذکرِ این پسر شد مایه ی آزارِ من

می روم امّا قرارِ من.. وَ تو در قتلگاه
روضه می گیریم باهم از غمِ غمخوارِ من

  • سه شنبه
  • 2
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 13:07
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

زمینه ویژه ایام فاطمیه با نوای کربلایی حسین سیب سرخی -(راهمونو بست فکرشم نمیکردم) *

2794
4

زمینه ویژه ایام فاطمیه با نوای کربلایی حسین سیب سرخی -(راهمونو بست فکرشم نمیکردم) راهمونو بست فکرشم نمیکردم
مادرم نشست فکرشم نمی کردم
گوشواره شکست فکرشم نمی کردم

یکی نبود بگه نامرد بس کن یه زنه
فکرشم نمی کردم اینجور بزنه

قدّم نرسید آخر حالا منم و حسرت
من موندمُ یه کوچه من موندمُ خجالت

آهِ مادرُ ؛ نه نمیره از یادم
من دوشنبه رو ؛ نه نمیره از یادم
دیوار و سرُ ؛ نه نمیره از یادم

سند غربت بابا امضا شده بود
نه نمیره از یادم اون رویِ کبود

لبخندِ رو لبای بابامونُ گرفتن
بی دینای مدینه دنیامونُ گرفتن

قدّم نرسید آخر حالا منم و حسرت
من موندمُ یه کوچه من موندمُ خجالت

روزگارِ من ؛ با غم دلم سر شد
حالِ مادرم ؛ هر دقیقه بدتر شد
درد پدرم دیگه چند برابر شد

نمی دونم چرا دستاش بالا نیومد
هِی نفس نفس می زد حرفی نمی زد

سنی ندارم اما موهام همه سپید شد
دیدی سر جوونی ناموس ما شهید شد

قدّم نرسید آخر حالا منم و حسرت
من موندمُ یه کوچه من موندمُ خجالت

  • چهارشنبه
  • 3
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 12:14
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محمد حسن بیات لو

حضرت زهرا(س) مصیبت بستر -(ای بال و پر شکسته مکش پر ز لانه ام...) * محمد حسن بیات لو

907
-1

حضرت زهرا(س) مصیبت بستر -(ای بال و پر شکسته مکش پر ز لانه ام...) ای بال و پرشکسته مکش پر ز لانه ام
با رفتنت مکن تو عزاخانه - خانه ام

دیدم به موی زینب مان شانه میزنی
با لرزش دو دست تو لرزید شانه ام

چون خنده میکنی به رخم خنده میکنم
ورنه برای گریه پیِ یک بهانه ام

در سیل اشک بیکسی ام غرق میشوم
شرمنده از وقوع غمی بی کرانه ام

دستت شکسته اشک مرا پاک میکنی
من روضه خوان ضربت آن تازیانه ام

  • چهارشنبه
  • 3
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 12:48
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
حاج علی انسانی

شهادت حضرت زهرا -(کشته شدمحسن وآنان که تماشاکردند) *حاج علی انسانی

1031
-1

شهادت حضرت زهرا  -(کشته شدمحسن وآنان که تماشاکردند) کشته شدمحسن وآنان که تماشاکردند
سندتیر به اصغر زدن امضا کردند!

آن قدَرکرد ستم بعدنبی امت او
که دوتاقامت محبوبه‏ء یکتاکردند!

آب غسلش نشده خشک، که تردامن ها
کینه ورزی به عزیزشه بطحاکردند

درگرفت آتش وزهرا وپسر در پسِ در
کوزبانی که بگویم چه به زهراکردند؟!

زده بودندبه لبهاهمه چون قفل سکوت
چاکران،خیره شده حمله به مولاکردند

باغبان بند به گردن،گل وغنچه‏ پرپر!
باغ سرسبزنبی را همه یغما کردند

کودکان گه به پدرگاه به مادرگریان
دست خودسوی سمابرده،خدایاکردند!

  • پنج شنبه
  • 4
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 15:56
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

سبک زمینه شهادت حضرت زهرا(س) -(45روزه که از خونه رفته شادی) * عبدالله باقری

636

سبک زمینه شهادت حضرت زهرا(س) -(45روزه که از خونه رفته شادی) چهل و پنج روزه که
از خونه رفته شادی - توو بسترت اُفتادی
با دستت خیلی وقته - به ما لقمه ندادی
چهل و پنج روزه که
اُفتاده دستت از کار - ای اُف به این روزگار
زدن تو رو توو کوچه - چهل تا مردم آزار
ای مادر جوونم ، مادر مهربونم ۲

چهل و پنج روزِ پیش
جلو چش مجتبی - تو رو زدن بی‌هوا
همسایه‌ها اومدن - ولی برا تماشا
چهل و پنج روزِ پیش
تو رو با در سوزوندن - محسن‌مونو کُشتن
بابامونو می‌بُردن - طناب به دست و گردن
ای مادر جوونم ، مادر مهربونم ۲

  • شنبه
  • 6
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 12:54
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سینه زنی ویژه ایام فاطمیه با نوای کربلایی نریمان پناهی -(بود و نبود من، ای همه تاروپود من...) *

1680

سینه زنی ویژه ایام فاطمیه با نوای کربلایی نریمان پناهی -(بود و نبود من، ای همه تاروپود من...) بود و نبودِ من ای همه تار و پودِ من
هستیِ من نرو ، تو ای یاسِ کبود من

ای یاورِ علی تو ای دلاور علی
یه لحظه کن نظر به چشمایِ تر علی

نرو جون علی ، ببین زِ دنیا خسته ام
نرو جون علی ، تو ای بازو شکسته ام

بمون اگه میشه همسرتُ تنها نذار
نرو جونِ علی تو ای پهلو شکسته ام

«مرو یافاطمه ، مرو مرو یافاطمه..»

وقتی که در میسوخت با آتیشِ نمرودیان
فضایِ خونه پر شده بود از دودِ سیاه

وقتی لگد میزد از پشت در اون بی حیا
میخِ گداخته شد با سینۀ تو آشنا

محسن فدایی شد ناله زدی فضه بیا
ریختن تو خونمون نامردا و حرومیا

منو می بردنم یه عده نامرد و لعین
من دست بسته و تو هم با یه قلبی حزین

با بدنی کبود دیدم شدی نقش زمین

«مرو یافاطمه ، مرو مرو یافاطمه..»

  • شنبه
  • 6
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 13:41
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

نوحه وزمزمه، زبانحال حضرت زینب در فراق مادر_منم زینب دخت حیدر * اسماعیل تقوایی

3937
2

نوحه وزمزمه، زبانحال حضرت زینب در فراق مادر_منم زینب دخت حیدر نوحه وزمزمه شهادت حضرت فاطمه (س)

منم زینب دخت حیدر
عزادارم بهر مادر

دهم من دلداری بابا، گشته او تنها، بی معین است
به زانوی غم گرفته سر، در فراق یارش، غمین است
کجایی ای مادر خوبم، مادر خوبم، فاطمه جان2
_______________________________
نمی باشد باور من، که جان داده مادر من

خودم دیدم پشت در افتاد، ناله کرد و، محسن فداشد
صدا زدبابای خود را و، ناله اش تا عرش خدا شد
کجایی ای مادر....
________________________________
کجایی مادر کجایی، ندارد خانه صفایی

کنار این، بستر خالی، ما یتیمان ماتم گرفتیم
عزایت را، همره بابا، در سرای پر غم گرفتیم
کجای ای.....
________________________________
مصیبت ای وامصیبت،کنار ما گشته خلوت

دلم سوزد بهر بابایم،گریه هایش باشد، نهانی
ندیدم من، شیر حق را که، باشد اینسان در، ناتوانی
کجایی ای...

شعر:اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 7
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 15:38
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

زمینه زیبای فاطمیه، حاج محمودکریمی -(مادر مگه چندسالته آرزوی مردن نکن!) *

804

زمینه زیبای فاطمیه، حاج محمودکریمی -(مادر مگه چندسالته آرزوی مردن نکن!) دعام اینه که خوبِ خوب بشی
دوباره خونمون و شاد کنی
باید بمونی تا یه روز بیاد
داداش حسنم و دوماد کنی

خونه بی تو/ بی روحه
بی تو شب ها/ تاریکه
از نگاهت/ معلومه
وقت رفتن نزدیکه

مادر، مگه چند سالته آرزوی مردن نکن
زخم در، رو پر و بالته، فکر پر کشیدن نکن

پیچیده تو تموم شهرمون
حکایتِ تو و شهامتت
ولی حالا که توی بستری
کسی نیومدی عیادتت

تا چشات و/ میبندی
بابا انگار/ میمیره
انتقامِ/ اشکات و
مهدی یه روز میگیره

مادر، مگه چی دیدی که، اینجوری زمین گیر شدی
صورتت، چه پریشون شده، یک شبه چقدر پیر شدی

داداش حسنم و ببین تو خواب
که حرفای عجیبی میزنه
مگه چی دیده توی کوچه ها
با ما داره غریبی میکنه

نیمه بازِ/ چشم تو
نیمه شب ها/ بیداری
سرد خونه/ اما تو
مثله آتیش تب داری

مادر، چرا مونده هنوز خاک کوچه رو چادرت
خونمون تو سکوته ولی، گریه میکنه دخترت

  • چهارشنبه
  • 10
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شعر مصیبت حضرت زهرا(س) -(بدنت سوخت تنت را وسط در دیدم) * آرمین غلامی

834
2

شعر مصیبت حضرت زهرا(س) -(بدنت سوخت تنت را وسط در دیدم) بدنت سوخت تنت راوسط در دیدم
جای ضرب لگدومشت به پیکر دیدم

چه کنم نیست کسی تاکه کنم درد دلی
رفتی وبی تو غم و غصه مکرر دیدم

شده بیتاب دگرازغم گلهابلبل
یاس گلخانه تورا خسته و پرپر دیدم

ماجرای تو و این کوچه ی مرا آزرده
تنگی کوچه وشلاق به همسر دیدم

دیدگانم وسط کوچه تورا می نگریست
کی رود زخاطرم، آنچه که آخر دیدم

دیده ام دیده هرآنچه که نبایدمی دید
وسط کوچه خودم رابین لشکر دیدم

دیده ام فاطمه را دروسط کوچه زدند
من خودم رفتن او میان لشکر دیدم

وای من سختی کوچه، همین بس باشد
قتل صبر همسر و محسن پرپر دیدم

فاطمه بودغمم را همه بر عهده گرفت
لیک حالاپی اوغرق نواگردیدم

آنقد زد وسط کوچه که زهرا افتاد
تنِ بیهوش درآن کوچه ی مضطر دیدم

کاش می مردم ازاین غم که نبینم زهر
چادر سوخته وپاره ی همسردیدم

بین دربود که ناموس خدا خورد زمین
خنده و هلهله در دیار کافر دیدم

سخت تر از همه چشمم به مغیره افتاد
زینبم را همه در حالت مضطر دیدم

سخن از برده حیدر به طناب است ولی
درپی یاری خود به کوچه همسر دیدم

  • چهارشنبه
  • 10
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 20:55
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 عادل لاله چینی

سبک نوحه و سینه زنی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها (مرو ای بود و نبودم) * عادل لاله چینی

1561

سبک نوحه و سینه زنی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها (مرو ای بود و نبودم) مرو ای بود و نبودم
ای گل یاس کبودم(۳)
من پس از تو غم دل با که بگویم زهرا
مرو از پیش علی تا که نیفتم از پا(۲)
مرو ای صبرو قرارم - همسر تازه جوانم(۲)
فاطمه جان فاطمه جان(۲)
*
مرو ای پشت و پناهم
ز ازل دل به تودادم(۳)
من ندانم که در آن کوچه چه آمد به سرت
که عصای تو پس از آن شده دوش پسرت(۲)
از غمت فاطمه جانم - گره افتاده به کارم(۲)
فاطمه جان فاطمه جان(۲)
*
مرو ای محنت کشیده
مادر قامت خمیده(۳)
گریه های حسن آتش زده بر جان ودلم
هی بگوید که من از صورت مادر خجلم(۲)
در من در تب و تابه - مادرم زهرا جوانه(۲)
فاطمه جان فاطمه جان(۲)
*
پشت آن در ناله کردی
عالمی بیچاره کردی(۳)
تا تنت نقش زمین زینب تو دید آنجا
ناله ای زد که خدا مادرم افتاد از پا(۲)
مادرم جوونه پیره - نکنه که اون بمیره(۲)
فاطمه جان فاطمه جان(۲)
*
موقع غسل و کفن شد
شستن نیلی بدن شد(۳)
چشم حیدر چو بر آن صدمه پهلو افتاد
یاد مسمار و در سینه و پهلو افتاد(۲)
بر کفن من آب گیرم - تا از آن خوناب گیرم(۲)
فاطمه جان فاطمه جان(۲)

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 10:20
  • نوشته شده توسط
  • عادل لاله چینی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت زهرا(س) مدح و مرثیه -(ای ز نبی ربوده دل، روی خدانمای تو..) *استاد حاج غلامرضا سازگار

793

حضرت زهرا(س) مدح و مرثیه -(ای ز نبی ربوده دل، روی خدانمای تو..) گریهء امام زمان، تربت بی چراغ، سپر امام

ای ز نبی ربوده دل، روی خدا نمای تو

وی ز علی گره گشا، دست گره گشای تو

روح دهی به قدسیان با نفست به هر زمان

دل برد از فرشتگان ذکر خدا خدای تو

درد نگفتهء دلت، اشک شبانه ی علی

حرف دل علی شده، گریۀ بی صدای تو

ناله و آه ما کجا حق تو را ادا کند

مگر هماره مهدی ات گریه کند برای تو

تا که به پاست عالمی قطع نمی شود دمی

نالۀ وای وای ما، گریهء های های تو

تربت بی چراغ تو، سینهء داغدار ما

به هر کجاست قبر تو، در دل ماست جای تو

تو سپر علی شدی پیش هجوم دشمنان

محسن بی گناه تو، شد سپر بلای تو

###

زبان حال بی‌بی با مولا:

مثل جنین گرفته ای، زانوی غصه در بغل

خیز و ببین چه می کشد همسر با وفای تو

"من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان

قال و مقال عالمی می خرم از برای تو"۱

گر چه قدم دوتا شده، تیغ نبرد ما شده

گریۀ های های من، نالۀ بی صدای تو

تا نشود به موج غم یک سر مویی از تو کم

گام به گام و دم به دم محسن و من فدای تو

###

زبان حال مولا در فراق بی بی:

رفتی و مانده در دلم ناله ی بی‌صدای تو

چه زود مستجاب شد فاطمه جان دعای تو

تو تا حیات داشتی برای من گریستی

علی به طول عمر خود گریه کند برای تو

روز ز پا نشسته‌ای روز دو دیده بسته‌ای

شب ز چه رفت زیر گل روی خدا نمای تو!؟

بعد شهادت تو چون وارد خانه می‌شوم

می‌نگرم به هر طرف، می‌شنوم صدای تو

استادسازگار، گلچین سه غزل

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 12:45
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

فاطمیه، نجوا با امام زمان(عج) -(این روزها نگاه تو از خون دل تَر است) * محمد بیابانی

809

فاطمیه، نجوا با امام زمان(عج) -(این روزها نگاه تو از خون دل تَر است) فاطمیه، امام زمان

اين روزها نگاه تو از خون دل ترست

گويا دلت حسينيهء اشك مادرست

شال عزا دوباره نشسته به دوش تو

شالی كه حيف، سوخته از آتش دَرست

گلبرگ های گونهء شبنم گرفته ات

زخمی، شكسته، نيلی، چون ياس پرپرست

اي وارث تمامی غم های اهل بيت

اين روزها غريبی تو مثل حيدرست...

...چون ديده ام تورا و سلامت نداده ام

يا تو سلام كرده ای و گوش من كرست

مُردن ميان روضه اگرچه سعادت ست

در روضه های فاطميه باز بهترست

زيرا كه اشك يك شبِ اين فاطميه ها

با گريهء تمام محرم برابرست

حالا بيا و روضه بخوان آتشم بزن

چشمم به نالهء تو و يك وای مادرست

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 14:34
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 سعید پاشازاده

اشعار فاطمیه -(مانند شمع قصه ات از سر شروع شد..) * سعید پاشازاده

1054

اشعار فاطمیه -(مانند شمع قصه ات از سر شروع شد..) شهادت، مدینه، کربلا

مانند شمع قصه ات از سر تمام شد

کوتاه مثل سوره ی کوثر تمام شد

سیلی وزید در وسط کوچه باد شد

تا هیجده ورق زد و دفتر تمام شد

از سوختن نه، در اثر ضربه شمع من

در پشت چارچوب همین در تمام شد

گفتم یکی نبود و چهِل مرد آمدند

قصه نگفته قصه ی مادر تمام شد

بابا کشید پارچه را روی مادرم

آهی کشید و گفت که دیگر تمام شد

پلکی زد و رسید سرِ ظهرِ واقعه

این بار قصه واقعاً از سر تمام شد

زینب به فکر روز دهم بود بیشتر

وقتی وداع مادر و دختر تمام شد

وقتی که "یا بنی" به گوش حرم رسید

آرام گفت کار برادر تمام شد

تازه شروع شد غم زینب به کربلا

آن لحظه که بریدن حنجر تمام شد

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 16:23
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت زهرا(س) مدح و مرثیه -(خدا حقیقت نور است و مظهرش زهراست) *استاد حاج غلامرضا سازگار

979
1

حضرت زهرا(س) مدح و مرثیه -(خدا حقیقت نور است و مظهرش زهراست) تربیت، دفاع از اسلام و ولایت، مادر شیعه

خدا حقیقت نور است و مظهرش زهراست

نبی عصارهء قرآن و کوثرش زهراست

مـن از کتـاب ولایـت جـز این نمی‌دانم

که این کتاب هم اول هم آخرش زهراست

خـدا بـه خلقت پیغمبـر افتخار کنـد

نبی است مفتخر از اینکه دختـرش زهراست

نبی تمامی تـوحید را در او دیـده

علی جمال خداوندْمنظرش زهراست

حسین گفـت: بـه نزد ستمگران هرگز

ذلیل نیست عزیزی که مادرش زهراست

به هـر فلک که گذر کرد خواجه لولاک

به چشم فاطمه بین دید محورش زهراست

خوش آن بهشت که با بوی او معطر شد

خوش آن فرشته که ذکر مکررش زهراست

اگـــر ز آیـۀ تطهیــر پیکری سازند

خـدا گواست که روح مطهّرش زهراست

وجـود خواجۀ لولاک نخل توحیدی است

کـه ریشه و تنه و شاخه و برش زهراست

ز فضه گر سخنی نشنوید غیر از وحی

بعید نیست به قرآن، که رهبرش زهراست

علی ندیده عبادت نمی کند حق را

شناخته‌ است خدا را که مظهرش زهراست

چگونه نور نگیرد بشر ز اسلامش؟

نبـی که دختر اسلام پرورش زهراست

پیمبری کـه مکرر بـه حضرتش صلوات

یقیـن کنید که ذکر مکرّرش زهراست

چنانکه احمد و حیدر به شیعه دو پدرند

مسلم است دگر، شیعه مادرش زهراست

مقام و عزت و قدر و جلال را نگرید

که بوسه گاهِ نبی دست دخترش زهراست

سفر کنید به یاسین که شهر فاطمه است

نظر کنید به قرآن که کوثرش زهراست

علی بــه خانـۀ دربسته نیز تنها نیست

سپاه جان به کف وکلِّ لشکرش زهراست

بــه تیغ نطق و شرار خطابه اش سوگند

که ذوالفقار علی نطق همسرش زهراست

استادسازگار، گلچین و تلفیق دو قصیده

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 17:30
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

اشعار فاطمیه -(زهرا که بود بار مصیبت به شانه اش) *استاد محمد جواد غفورزاده

610

اشعار فاطمیه -(زهرا که بود بار مصیبت به شانه اش) کلبهء احزان، فراق پدر، شهادت پسر، غربت

زهرا كه بود بار مصيبت به شانه‌اش

مهمان قلب ماست غم جاودانه‌اش

درياى رحمت است حريمش، از آن سبب

فُلك نجات تكيه زده بر كرانه‌اش

شب‌هاى او به ذكر مناجات شد سحر

عالم فداى راز و نياز شبانه‌اش

والله با شهادت تاريخ، كس نديد

آن حق‌كُشى كه فاطمه ديد از زمانه‌اش

مى‌خواست تا كناره بگيرد ز ديگران

دلگير بود و كلبه‌ء احزان، بهانه‌اش

تا شِكوه‌ها ز امّت بى‌مهر سر كند

ديدند سوى قبر پيمبر، روانه‌اش

آن خانه‌اى كه روح‌الامين بود مَحرمش

يادآور هزار غم‌است آستانه‌اش

افروختند آتش بيداد آن چنان

كآمد برون ز سينه‌ء زهرا زبانه‌اش

گلچين روزگار از آن گلبن عفاف

بشكست شاخه‌اى كه جدا شد جوانه‌اش!

شرم آيدم ز گفتنش، اى كاش مى‌شكست

دستى كه ماند بر رخ زهرا نشانه‌اش!

تنها نشد شكسته‌دل از ماتمش، على

درهم شكست چرخ وجود استوانه‌اش

طى شد هزار سال و گذشتِ زمان نبرد

گَردِ ملال از در و ديوار خانه‌اش

استاد محمدجواد غفورزاده (شفق)

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 18:10
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

اشعار فاطمیه -(یاری ز که جوید؟ دل من یار ندارد) *استاد محمد جواد غفورزاده

1266
1

اشعار فاطمیه -(یاری ز که جوید؟ دل من یار ندارد) بیماری، غربت مولا

یاری ز که جوید؟ دلِ من یار ندارد

یک مَحرم و یک رازنگهدار ندارد!

با دیدن سوزِ دلِ من در چمن و باغ

با داغ دل لاله، کسی کار ندارد

باید سر و کارش طرف چاه بیفتد

یوسف که در این شهر، خریدار ندارد

از گریۀ پنهان علی در دل شب‌ها

پیداست که دل دارد و، دلدار ندارد

در گلشن آتش‌زدۀ عصمت و ایثار

پرپرشدن غنچه که انکار ندارد

با فضه بگویید بیاید، که در این باغ

نیلوفر بیمار، پرستار ندارد

بر حاشیۀ برگ شقایق بنویسید:

گل، تاب فشار در و دیوار ندارد

استادشفق

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 20:14
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت زهرا(س) مدح و مرثیه -(ذکر حق سرمیکشد بر عرش از دیوار تو) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1699

حضرت زهرا(س) مدح و مرثیه -(ذکر حق سرمیکشد بر عرش از دیوار تو) خانهء وحی، لیلة القدر

ذکر حق سر می کشد بر عرش از دیوار تو

روح می گیرد رسول اللّه از گفتار تو

وحی منزل از سما آید تو را بی جبرئيل

وحى صاعد بارد از لب های گوهر بار تو

از تو می پرسم! حدودت را کجا پیدا کنم؟

ای تمام آفرینش نقطه ی پرگار تو

تیرگی هرگز ندارد ره در اطراف شما

ای تمام نورها از مطلع الانوار تو

ای «و ما ادراک» در شأنت به ختم المرسلین

لیلة القدرى! کجا داند کسی مقدار تو؟

چون به محشر رو نهی بهر شفاعت، می شود

شخص حیدر با لوای حمد پرچمدار تو

خانه ی خشت و گلت بیت الحرام انبیاست

ای محمّد پنج نوبت روز و شب زوّار تو

بسکه آمد از فلک سنگ مصیبت بر سرت

روزهای روشن تو گشت شام تار تو

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 20:56
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد