شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 وحید محمدی

سبک زمینه فاطمیه -(خیلی سرم درد میکنه...) * وحید محمدی

1162
1

سبک زمینه فاطمیه -(خیلی سرم درد میکنه...) خیلی سرم درد می کنه
بال و پرم درد می کنه
یه جوری زد تو صورتم
پلک ترم درد می کنه

خون لخته می ریزه
از زخمای سینه
چند روزه که دیگه
چشمام نمی بینه

دارم میرم
زهرا رو حلال کنید
من میمیرم
زهرا رو حلال کنید

......................

کل تنم خونی شده
زخم منم خونی شده
شبا می چرخم می بینم
پیرهنم خونی شده

دلگیرم از دنیا
از زندگی سیرم
حیدر حلالم کن
که من دارم میرم

بغضم واشد
حیدرجان فدا سرت
قدم تا شد
حیدرجان فدا سرت

دارم میرم
زهرا رو حلال کنید
من می میرم
زهرا رو حلال کنید

..................

قرار بعدی کربلا
ساعت سه تو قتلگا
برو بیا به پا میشه
برا سر حسین ما

زینب رو تل میره
زینب میره از حال
تا که می بینه شمر
رفته توی گودال

حتی جا نیس
واسه دست و پا زدن
زیر خنجر
جون میده حسین من

دارم میرم....

  • جمعه
  • 5
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 17:29
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

زمینه بستر، فاطمیه99 -(ای یاس قد کمونم...) * داود قاضی

1386

زمینه بستر، فاطمیه99 -(ای یاس قد کمونم...) ای یاس قد کمونم / تویی آروم جونم
بمیرم من برا تو / خانوم خونم
سنی نداری زهرا / خیلی جوونی زهرا
میمیرم من بعد تو / میدونی زهرا
میدونم که چقدر دردات زیاده
مدارا میکنی با زخم پهلوت
نگاهت رو نگیر از من عزیزم
خودم دیدم زدن بد جور به بازوت
من و ببخش عزیزم - دستای من رو بستن
جلو چشام گله من - حرمتتو شکستن

گریه نکن عزیزم / نمیتونم ببینم
میخوام امشب تا صبح پیش تو بشینم
بعد سه (دو) ماه میبینم / تو کار خونه کردی
به سختی موی زینب / رو شونه کردی
شب و روز پیش تو اشکام میباره
برا دردات که درمونی نداره
رو شونت کم بخوابون زینبت رو
آخه دستات دیگه جونی نداره
دیدم میون بستر - افتاده بودی زهرا
کفن ها رو به زینب - تو داده بودی زهرا

  • شنبه
  • 6
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 حمید رمی

شور بسیار زیبای فاطمیه با نوای کربلایی حسن عطایی -(تو این روزگار تنهایی...) * حمید رمی

7016
43

شور بسیار زیبای فاطمیه با نوای کربلایی حسن عطایی -(تو این روزگار تنهایی...) تُو این روزگار تنهایی
تنها دلخوشیِ دنیایی
کی گفته قبر تو پنهونه
دنیا گم‌ شده تو پیدایی

پیداتری از همه، نور تو فوق تصور عالمه
پیداتری از همه، روزی که دنیا میخونه یافاطمه

دنبال مزار تو نه، دنبال خودم می‌گردم
عمریه تُو روضه‌ت من خودمو پیدا کردم

یافاطمه‌الزهرا
.............................‌‌‌‌.............
تو از زائرای زهرایی
ای باد! ای نسیم صحرایی!
اصلاً مادر ما تنها نیست
دنیا مونده توی تنهایی

ای باد صبا بگو، از حرم، تا که آروم بشه قلب من
ای باد صبا بگو، هر سحر، عرشیا زائر فاطمه‌ن

جای دل ما زائر باش، جای دل ما زاری کن
از داغِ زهرا نه برا ما عزاداری کن

یافاطمه‌الزهرا
.............................‌‌‌‌.............
این داغ قلبمو می‌سوزونه
این غم بالاتر از هجرونه
تو اصل شب قدری اما
دنیا قدرتو نمی‌دونه

یا سیدهَ‌النساء، سرورِ ساره و هاجر و مریمی
یا سیدهَ‌النساء، مادرِ دینِ پیمبرِ خاتمی

شیعه واسه‌ی پیروزی، تنها به تو می‌اندیشه
دنیا با تو بانو دنیای قشنگی میشه

یافاطمه‌الزهرا

  • شنبه
  • 6
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

ایام فاطمیه -(اَلسَّلامُ عَلی بَضعةِ المُصطفی) *

1539
1

ایام فاطمیه  -(اَلسَّلامُ عَلی بَضعةِ المُصطفی) اَلسَّلامُ عَلی بَضعةِ المُصطفی
اَلسَّلامُ عَلی زَوجَةِ المُرتضی
اَلسَّلامُ عَلی بنتِ خَیرِ الوَری
اَلسَّلامُ عَلی سَیّدةِ النِّساء

اُمُّ الاَئِمَّةِ الهُدى، یا بِنتَ خَیرِ الاَنبیاء
اَلصِّدِّیقَةُ الشَّهیدَه
اَلمَجهُولَةِ قَدرُها، اَلمَخفِيَّةِ قَبرُها
اَلصِّدِّیقَةُ الشَّهیدَه

سلام بانوی عالمین، یا زهرا
سلام یا اُمَّ الزّینبین، یا زهرا
سلام نور چشم حسن، یا زهرا
سلام ای هستی حسین، یا زهرا

اَلسَّلامُ عَلَی الحَورَاءِ الإِنسِيَّة
یا بِنتَ أفضلِ الاَنبیاء، فاطمه
اَلسَّلامُ عَلَی مَحبوبَةِ السَّماء
وَ مُبَشِّرَةِ الأَولِيَاء، فاطمه

بِنتَ خَيرِ البَرِيَّةِ، بِنتَ نَبِیِ الاُمَّةِ
اَلصِّدّیقَةُ الشَّهیدَه
عَلِيمَةُ المُحَدَّثَة، طاهِرَةُ المُطَهَّرَة
اَلصِّدِّیقَةُ الشَّهیدَه

سلام ای خورشید دنیا، یا زهرا
سلام ای کوثر طاها، یا زهرا
سلام ای جان پیمبر، یا زهرا
سلام ای اُمّ اَبیها، یا زهرا

اَلسَّلامُ عَلَی حَلِيفَةِ السُّجُود
صَلَّی اللهُ علیک اَیَّتُها البَتُول
اَلسَّلامُ عَلَی حَبیبَةِ النَّبی
مَن آذَاکِ فَقَد آذَى قَلبَ الرَّسُول

اَلمَغصُوبَةِ حَقُّهَا، اَلمَمنُوعَةِ إِرثُهَا
اَلصِّدِّیقَةُ الشَّهیدَه
اَلمَكسُورَةِ ضِلعُهَا، اَلمَقتُولِ وَلَدُهَا
اَلصِّدِّیقَةُ الشَّهیدَه

سلام دختر نبوت، یا زهرا
سلام مادر امامت، یا زهرا
سلام فدایی حیدر، یا زهرا
سلام شهید ولایت، یا زهرا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اَلسَّلامُ عَلَی مُهجَةِ المُصطَفی
اَلسَّلامُ عَلَی بَهجَةِ المُرتَضی
اَلسَّلامُ عَلَی بَضعَةِ الفاطِمَه
اَلسَّلامُ عَلَی مَن بَکَتهُ السَّماء

عَبَدتَ اَللَّهَ مُخلِصا، وَ صَبَرتَ عَلَى الأَذَى‏
ثاراللهِ و ابن ثاره
عَظُمَتِ المُصِیبَةُ وَ جَلَّتِ الرَّزِیَّةُ
ثاراللهِ و ابن ثاره

سلام یا حَبِيبَ الرَّحمَان، ثارالله
سلام یا شَرِيكَ القُرآن، ثارالله
سلام یا صَاحِبَ الأَحزَان، ثارالله
سلام یا ذبِيحَ العَطشَان، ثارالله

شاعران :محمدرضارضایی ، یوسف رحیمی

  • یکشنبه
  • 7
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 09:58
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 وحید محمدی

فاطمیه -(پشت در افتادی مادر) * وحید محمدی

1040
3

فاطمیه  -(پشت در افتادی مادر) پشت در افتادی مادر
میزنن تورو۳
جلوی چشمای حیدر
میزنن تورو۳
تک و تنهایی،یک لشگر
میزنن تورو ۳

این که اینجوری میزنید
زهرا ناموس حیدره
این که اینجوری میزنید
زهرا دخت پیغمبره

ای وای چه بلایی اومده سر ما
ای وای خونی شده رنگ در ما
ای وای اتیش و لگد و ضرب غلاف
ای وای چی اومده سر مادر ما

تو هیاهو قلب حیدر
داره می سوزه۳
از حرارت روی مادر
داره می سوزه۳
معجر مادر پشت در
داره می سوزه۳

گر می گیره گیسوی تو
اتیش میگیره موی تو
زخمی میشه پهلوی تو
زخمی میشه ابروی تو

ای وای همه‌ی تنت خون می چکه
ای وای داره بدنت خون می چکه
ای وای همه بدنت زخمی شده
ای وای داره دهنت خون می چکه

در که افتاد مادر افتاد
مادر ای مادر۳
دود و اتیش، داد و فریاد
مادر ای مادر۳
تا که افتاد ناله سر داد
مادر ای مادر۳

غرق خون زیر دست و پا
زخمی پیش چشم بابا
افتادی مادر رو زمین
افتادی زخمی بی صدا

ای وای چه بلایی اومده سر تو
ای وای با لگد اومده رو پر تو
ای وای همه‌ی تنت خونی شده
ای وای جلوی چشای همسرتو

  • یکشنبه
  • 7
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 10:16
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب

زمینه فاطمیه_سیدمجید بنی فاطمه -(لاله زار عقیقه چادرخاکی..) *

2170

زمینه فاطمیه_سیدمجید بنی فاطمه -(لاله زار عقیقه چادرخاکی..) لاله زار عقیقه چادر خاکی

گل نیلوفریه روی کبودت

یه جوری آتیش گرفتی از یه سیلی

که پیچیده توی کوچه بوی عودت

صدات می لرزه و چشات نم نم بارونه

یکم طاقت بیار الان می رسیم خونه

چرا آینه ی بخت من پر غباری

می خوای پاشی از جا ولی نا نداری

آه آه آه وا اُمّاه

از زمین بلند شو مادر جوونم

تکیه تو بده به دیوار و به شونم

تو که رو گرفتی از حالا بگو من

با چه رویی تو رو خونه برسونم

رو خاک دست می کشی پی گوشواره می گردی

امون از ناله هات چیکار با دلم کردی

من امروزو حتی به فردا نمی گم

من از کوچه هیچی به بابا نمی گم

آه آه آه وا امّاه

هاله افتاده چرا به روی ماهت

یکی پیدا شه بگه چی بود گناهت

زندگی چی سرت آورده بمیرم

خستگی می باره از طرز نگاهت

منو محکم بگیر آروم آروم قدم بردار

به این دنیا بگو برو دست از سرم بردار

می خوام باز نگاهت کنم روم نمیشه

دلم بعد از این غصه آروم نمیشه

آه آه آه وا امّاه

  • یکشنبه
  • 7
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 15:15
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شورفاطمیه -( ای مادر ) *

794

شورفاطمیه  -( ای مادر ) ای مادر
دوباره صدامون کردی
وسط نمازت مادر
همیشه دعامون کردی

ازدنیا بخدا جدامون کردی
اگه ما الان اینجاییم
یعنی که نگامون کردی

مادرساداتی و خیر کثیر
در خونت اومده شاه و فقیر
باهمون دست شکسته ت خانوم
دستای خالی مارو هم بگیر

مادرتموم عالم
به نوکری تون میبالم
میرسه با نگاه تو
برکت ماه و سالم

مادر تموم عالم)

این روزا
حالمو خدا میدونه
روضه در و دیوارت
دل منو میسوزونه

زانوی
علی چقدر لرزونه
آخه روی مسمار در
میبینه یه رد خونه

مگه پشت در تو رو چطور زدن
لگدت زده یه مرد بد دهن
این غم و کجا بگم ، به کی بگم
که تو رو زدن جلو چش حسن

چه ورمی کرده بازوت
سیا شده زیر ابروت
چند روزی گذشته بازم
پر خونه زخم پهلوت

(مادر تموم عالم)

من هستم
نوکر حسینت مادر
شهید غریب بی سر
میمیرم از عشقش آخر

《《این عشقی که به سر من افتاده
واسه همین حالا نیست ازلیه مادرزاده
هرکی شده خراب حسین آباده
برکت اشک مارو خود بی بی زهرا داده

دنیا ارزشی نداره سینه زن
خودتو برا کسی خراب نکن
بهترین رفیقتم یروز میره
رو کسی به جز حسین حساب نکن
یار دل تنهام حسین
خیلی تو رو میخام حسین
همیشه بدهکارتم
آقام آقام آقام حسین》》》

شاعر:علی حاجیان فر

  • دوشنبه
  • 8
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 10:05
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب

واحد فاطمیه، کربلایی نریمان پناهی -(همینکه بهتری الحمدلله) * حسین رستمی

2447
0

واحد فاطمیه، کربلایی نریمان پناهی -(همینکه بهتری الحمدلله) همین که بهتری الحمد لله

جدا از بستری الحمدلله

فاطمه فاطمه فاطمه جانم

همین که در زدم دیدم دوباره

تو در پشت دری الحمدلله

فاطمه فاطمه فاطمه جانم

شنیدم بسترت را جمع کردی

و با سختی پرت را جمع کردی

فاطمه فاطمه فاطمه جانم

شنیدم آب دادی به حسینت

حواس دخترت را جمع کردی

فاطمه فاطمه فاطمه جانم

تو دیگر با حجابت خو گرفتی

به چندین علت از من رو گرفتی

فاطمه فاطمه فاطمه جانم

گمان کردی ندیدم زیر چادر

چطوری دست بر پهلو گرفتی

فاطمه فاطمه فاطمه جانم

جواب حرف هایم شد همین نه

غریبه بودم اما این چنین نه

فاطمه فاطمه فاطمه جانم

ببینم قصد رفتن که نداری

نرو جان امیرالمومنین نه

فاطمه فاطمه فاطمه جانم

  • سه شنبه
  • 9
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 13:52
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

نوحه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) _بر روی زانو سر می گذارم * اسماعیل تقوایی

1331
1

نوحه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) _بر روی زانو سر می گذارم نوحه شهادت حضرت زهرا(س)

بر روی زانو، سر می گذارم2
یارب چسازم، زهرا(س) ندارم، زهرا(س) ندارم

وای... رفته زدستم، روح وروانم، یار جوانم2
ای... فاطمه جانم، فاطمه جانم، فاطمه جانم2
___________________________
دیدم فتاده، روی زمین است
نالان وآهش، بس آتشین است، بس آتشین است

گل... درباغ حیدر، همراه غنچه، گردیده پرپر
ای فاطمه جانم....
______________________________
با اینکه زینب، حالی ندارد
زخم دلم را، مرهم گذارد، مرهم گذارد

از... جور زمانه، شد دخت کوچک، بانوی خانه
ای.... فاطمه جانم....
_______________________________
بعد تو زهرا، اینجا غریبم
رفته زدستم، صبر وشکیبم، صبر وشکیبم

ای.... بانوی خانه..لطفی نما و، بازآ به خانه
ای فاطمه...

شعر :اسماعیل تقوایی

  • پنج شنبه
  • 11
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 18:40
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

سبک واحد، سید مجید بنی فاطمه -(کسی در سن هجده سالگی پهلو نمیگیرد) * محمد حسین ملکیان

6800
10

سبک واحد، سید مجید بنی فاطمه -(کسی در سن هجده سالگی پهلو نمیگیرد) کسی در سن هجده سالگی پهلو نمیگیرد
کسی در خانه اش از مَحرَم خود رو نمیگیرد

جوان وقت نشستن از کسی یاری نمیخواهد
و تا برخواست از جا دست بر زانو نمیگیرد

ولی زهرای من این روز ها یک دست بر پهلو
و دست دیگرش را هم به روی گونه میگیرد

نمیبینم که بنشاند به زانو کودکانش را
بغل میگیرد اما یاری از بازو نمیگیرد

به دستی میکِشد بر گیسوی طفلان خود شانه
به دست دیگر اما موج را از مو نمیگیرد

مادر دگر بهانه به دستت نمی دهم
یک لحظه کار خانه به دستت نمی دهم

دستت شکسته و به سرم شانه می کشی
از این به بعد شانه به دستت نمی دهم

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 11:19
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

اشعار فاطمیه -(هرشب ستاره ریزم و شب را سحر کنم) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1396

اشعار فاطمیه -(هرشب ستاره ریزم و شب را سحر کنم) بعد از شهادت، یتیمان فاطمه، غربت مولا

هر شب ستاره ریزم و شب را سحر کنم

بر آفتاب گریم و بی ماه سر کنم

زهرای کوچک علی ام کز امام خویش

در موج غم چو فاطمه دفع خطر کنم

شب ها به موج غصّه زنم خویش را به خواب

تا گریه مخفیانه برای پدر کنم

بابا برو ز خانه برون روزها که من

بنشینم و نگاه به دیوار و در کنم

فضّه تو ساعتی پدرم را به حرف گیر

تا من به جای خالی مادر نظر کنم

هر چند کودکم، بگذارید نیمه شب

وقت نماز چادر او را به سر کنم

دیدم که ریخت خصم ستمکار بر سرت

قدّم نمی رسید که خود را سپر کنم

همرنگ صورت تو شده رخت ماتمم

این جامۀ من است که باید به بر کنم

وزن: علی جانم علی جانم علی جانم علی جانم

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 18:14
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت زهرا(س) مدح و مرثیه -(ریسمان محکم حبل المتینی فاطمه) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1190

حضرت زهرا(س) مدح و مرثیه -(ریسمان محکم حبل المتینی فاطمه) قرآن، دست خدا، محدثه

ریسمان محکم حبل المتینی فاطمه

آسمان آسمان ها در زمینی فاطمه

نِی عجب گر بند بگشایی ز بازوی علی

تو همان دست خدا در آستینی فاطمه

تو سراپا کل قرآنی و قرآن است تو

تو محمد تو امیرالمومنینی فاطمه

بعد پیغمبر اگر چه وحی گشته منقطع

هم کلام حضرت روح الامینی فاطمه

خواجه ی عالم شنیده از دَمَت بوی بهشت

تو بهشت رحمة للعالمینی فاطمه

آسمان در دست تو چون حلقه ی انگشتری ست

بلکه بر انگشتر خاتم نگینی فاطمه

بیشتر حس می کند روح دو پهلویش تویی

چون به پهلوی محمّد می نشینی فاطمه

تو نبوت را همان جانی درون جسم پاک

تو ولایت را همان حصن حصینی فاطمه

هم امیرالمومنین را چشمه ی عین الحیات

هم رسول الله را حق الیقینی فاطمه

فوق وصف انبیایی، کس نداند کیستی

لیلة القدر خدایی، کس نداند کیستی

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 20:59
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

اشعار فاطمیه -(دیده شد دریای اشک و عقده از دل وا نشد) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1100
1

اشعار فاطمیه -(دیده شد دریای اشک و عقده از دل وا نشد) احتضار، دفاع از امام

دیده شد دریای اشک و، عقده از دل وا نشد

ماه گم گردید و امشب هم اجل پیدا نشد

تاسحر، شب را به سر بردم به حال احتضار

هیچ‌کس حتی اجل حال مرا جویا نشد

در جوانی، اینچنین که سرو قد من خمید

روز پیری هیچ کس اینگونه قدش تا نشد

روزِ روشن خانه‌ام را از جفا آتش زدند

این چنین بی‌حرمتی با خانۀ اعدا نشد

با ذویِ القربی مودت خواست قرآنت، ولی

جز به قتل من ادا، حقِّ «ذویِ‌القربی» نشد

کشته گشتم بارها از خانه تا مسجد، ولی

سرفرازم که سرِ مویی کم از مولا نشد

بر فراز منبر تو حق ما پامال شد

هرچه نالیدم، لبی هم در جوابم وا نشد

بر رخ پوشیده‌ام آثار سیلی نقش بست

من که رویم باز پیش چشم نابینا نشد

ای قلم بنویس، ای تاریخ در خود ثبت کن!

یک نفر در موج دشمن، حامی زهرا نشد

  • یکشنبه
  • 14
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 21:21
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 حمید رمی

پیش زمینه فاطمیه با ملودی -(همه درا بسته بشه....) * حمید رمی

1361

پیش زمینه فاطمیه با ملودی -(همه درا بسته بشه....) همه‌ی‌درابسته‌بشه،درِ یه‌خونه‌س،که‌به‌روم‌بازه
حتی اگه دلمُرده بشم، یه نیم‌نگاهت، یه سرآغازه

من با ولای تو، از هر بدی دورم
تو نور محض دنیایی من طالب نورم

هرچی میخوام و از تو میخوام
حاجت می‌گیرم با این اشکام

مادر مادر یافاطمه
سایه‌ی سر یافاطمه
می‌خونم، تا آخر یافاطمه

مادر مادر یافاطمه، ای مادر یافاطمه
........................................
اگه من الان خادمتم، خودم می‌خواستم، یا تو می‌خواستی
تو همونی‌که رزق منو، بِهِم رسوندی، بی‌کم‌وکاستی

هستم غلام تو، چه خوبه تقدیرم
این افتخارو هیچوقت دست کم نمی‌گیرم

دنیا بی‌عشق تو ویرونه
این بیرق تا آخر می‌مونه

جان عالم یافاطمه
دم همه‌دم یافاطمه
صاحبِ این پرچم یافاطمه

مادر مادر یافاطمه، ای مادر یافاطمه
........................................
کتاب خدا وصف توئه، سوره به سوره، آیه به آیه
تو همونی‌که وقت نماز، دعا می‌کردی، برا همسایه

چادرنماز تو، دلها رو حیرون کرد
هشتاد یهودی رو چادر تو مسلمون کرد

واسه حاجت کی از تو بهتر
خیر دنیا رو میخوای مادر

ذکر لبها یافاطمه
نور خدا یافاطمه
آیه‌ی اعطینا یافاطمه

مادر مادر یافاطمه، ای مادر یافاطمه

  • دوشنبه
  • 15
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 13:08
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 وحید محمدی

سبک زمینه شام شهادت حضرت زهرا(س) -(چرا حالا باید بفهمم...) * وحید محمدی

999

سبک زمینه شام شهادت حضرت زهرا(س) -(چرا حالا باید بفهمم...) چرا حالا باید بفهمم
زخمیه سینت
چرا حالا باید بفهمم
کبوده دیدت
چرا حالا باید بفهمم
کبوده بازوت
چرا حالا باید بفهمم
شکسته ابروت

تو به من نگفتی تو کوچه چیا شد
تو به من نگفتی زهرا پسرت فدا شد

اشک چشام بند نمیاد
خاطره هات یادم میاد
اب میریزم روی تنت
تا خون سینه بند بیاد

....................

چرا حالا باید بفهمم
قدت خمیده
چرا حالا باید بفهمم
حسن چی دیده
چرا حالا باید بفهمم
که پرِ دردی
چرا حالا باید بفهمم
برام چه کردی

توی خونه از من چرا رو گرفتی
چرا فاطمه حیدرِ تو جاگذاشتی رفتی

اسما بریز اب روون
به روی گلبرگ تنش
اسما ببین هنوز گلم
کبوده کل بدنش

...............

چرا حالا باید بفهمم
حال شباتو
چرا حالا باید بفهمم
ذکر دعاتو
چرا حالا باید بفهمم
چجوری سوختی
چرا حالا باید بفهمم
کفن می دوختی

شنیدم که آروم چی می گفتی دیشب
کفنا رو یک یک دادی آخرش به زینب

میری و از سوز دلم
پشت سرت می کشم آه
قرار بعدیمون باشه
عصر دهم تو قتلگاه

  • سه شنبه
  • 16
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 11:10
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 حمید رمی

واحد تک (فارسی_ترکی) حضرت زهرا(س) بانوای حاج مهدی رسولی -(دور هم جمع شدیم محور فاطمه ست...) * حمید رمی

6650
15

واحد تک (فارسی_ترکی) حضرت زهرا(س) بانوای حاج مهدی رسولی -(دور هم جمع شدیم محور فاطمه ست...) دور هم جمع شدیم محور فاطمه ست
ما همه امت و رهبر فاطمه ست

ذکر روی لب زهرا حیدرو
ذکر روی لب حیدر فاطمه ست

تو به کل جهان سروری میکنی
تو فقط تو حسین پروری میکنی

از ازل بوده ای باب حاجات ما
مادری کرده ای مادری میکنی

(ذکر تسبیح_شیعه مولا_اَشهدُ اَنَ اُمَنا زهرا)

تو به دل های ما ایمان داده ای
تو به ما جرات طوفان داده ای

تو به جانبازی عاشوراییان
کربلایی ترین میدان داده ای

کوثری و برای تو وانحر تریم
انقلابی ترین لاله پرپریم

انقلاب تو امروز به دستان ماست
ما شبیه شما لشکر رهبریم

(ذکر تسبیح_شیعه مولا_اَشهدُ اَنَ اُمَنا زهرا)

خیر سرشاریسن کوثر سن خانم
انقلابیلره مادرسن خانم

شیعه ی حیدره عزت وئرموشن
سن بیزیم رهبره رهبر سن خانم

شورش نشاتینی سنوندور خانم
شور و شین حسینی سنوندور خانم

آند اولا قان آلان اوغلوون جانینه
انقلاب حسینی سنوندور خانم

(ذکر تسبیح_شیعه مولا_اَشهدُ اَنَ اُمَنا زهرا)

شاعران:
بند اول: حمید رمی
بند دوم و سوم: علی حنیفه

  • چهارشنبه
  • 17
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 11:04
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 حمید رمی

شور مرثیه حضرت زهرا(س) با اجرای حسن عطایی -(میخوام با این اشکا مدینه بیام...) * حمید رمی

1517
0

شور مرثیه حضرت زهرا(س) با اجرای حسن عطایی -(میخوام با این اشکا مدینه بیام...) میخوام با این اشکا مدینه بیام
میخوام که زیاد شه آتیش غمم
همه روضه‌هایی که خوندن برام
میخوام از زبون خودت بشنوَم

بگو چرا صورتت زخمه، چرا کبوده تنت مادر
کیا تو رو اذیت کردن، بگو چجور زدنت مادر

پهلوت زخمی، بازوت زخمی
پلکات خونی، ابروت زخمی

ای وای مادر
........................................
میخوام بیشتر از این بسوزم برات
میخوام که بمیرم پای این عَلَم
برای یه بار روضه‌ی کوچه رو
میخوام از زبون خودت بشنوَم

چی شده تُو کوچه‌ها مادر، چرا ردِ خونه رو دیوار
نکنه‌تارمی‌بینه‌چشمات، دورشده‌راه‌خونه‌انگار

ای داد ای داد، فریاد فریاد
گوشواره‌ت کو، رو خاک افتاد

ای وای مادر
........................................
دلم تنگه میخوام ببارم برات
میخوام تا دمِ خونه‌ی تو برم
همه ماجرای دیوار و درو
میخوام از زبون خودت بشنوَم

مگه گناه تو چی بوده؟ بگو چرا هیزم آوُردن
توپشت‌درزمین‌افتادی، علی‌رو‌تُوکوچه‌هابُردن

تا در افتاد، مادر افتاد
مثل مادر، حیدر افتاد

ای وای مادر

  • جمعه
  • 19
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 18:20
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سینه زنی بسیار زیبا تقدیم به ساحت مقدس حضرت صدیقه طاهره(س) -(نرو از پیشم از خوشی روزگارم...) * سید مهدی حسینی

2107
3

سینه زنی بسیار زیبا تقدیم به ساحت مقدس حضرت صدیقه طاهره(س) -(نرو از پیشم از خوشی روزگارم...) چشم و چراغِ زندگیم
که داری سو سو میزنی
ولی برایِ دلخوشیم
خونه رو جارو میزنی

نرو از پیشم ای ..
خوشیِ روزگارم ، من ..
فقط آرزو دارم ، تو ..
بمونی به کنارم ، زهرا

نگات می اُفته به منُ
چه آهی سردی میکشی
خدا میدونه فاطمه
شبا چه دردی میکشی

جونِ بچه هات ..
رسیده دیگه بر لب ، وای ..
داری میسوزی تو تب ، وای ..
امان از دلِ زینب ، زهرا

نرو از پیشم ای ..
خوشیِ روزگارم ، من ..
فقط آرزو دارم ، تو ..
بمونی به کنارم ، زهرا

شبونه زینب اومدُ
نشست کنارِ مادرش
فقط میگفتی کربلا
حسینُ و رأسُ و حنجرش

میگی عاشورا من ..
میشنم تویِ گودال ، تو ..
رویِ تل میری از حال ، وای ..
پسرم میشه پامال ، حسین

بیا برگردیم ای ..
همه دار و ندارم ای ..
همۀ کس و کارم ، من
کیو غیرِ تو دارم ،من

  • شنبه
  • 20
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 13:26
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا -(زخم بستر؛ میفهمی چیه؟) *

1269
2

روضه حضرت زهرا  -(زخم بستر؛ میفهمی چیه؟) زخم بستر؛ میفهمی چیه؟
آه مادر؛ میفهمی چیه؟
جلو چشماش میخوره زمین
داغ حیدر؛ میفهمی چیه؟

دلیل خلقته این زمین و آسمونه
علی خیلی دوسش داره
چرا پهلوش شکسته چرا قدش کمونه
چرا دستش به دیواره

این شبا مادر افتاده تو خونه
اشک چشای حسنین روونه
با حال مضطر همگی نشستن
زینب براشون روضه ای میخونه

(الهی بشکنه دست مغیره
میان کوچه ها بی مادرم کرد)

آتیش و نار ، روضه ست بخدا
در و دیوار ، روضه ست بخدا
از همه سخت تر اینه فقط
زخم مسمار ، روضه ست بخدا

پشت دربِ شکسته سر و روی یه مادر
توی شعله ها میسوزه
به غلاف مغیره ، به میخ روی اون در
علی داره چشم میدوزه

غصه ها انگار میزنه جوونه
این شبا غرق غمه آشیونه
مادر خونه افتاده پشت در
بابا برامون روضه ای میخونه

(وای من وای من وای من
میخ درو پهلوی زهرای من)

تازیانه به پرش میزد
او شرر به پیکرش میزد
تا که دست مولا بسته شد
دومی با نوکرش میزد

بشکنه دست اونکه دست بابامو بسته
مدینه باز میشه غوغا
با لگد هاش پهلوی مادرم رو شکسته
جلوی چشم بچه ها

بهار عمر فاطمه خزونه
خیلی بَده این ضرب تازیونه
تو کوچه ها پشت سر علی بود
علی با گریه روضه ای میخونه

(در وسط کوچه تو را میزدن
کاش به جای تو مرا میزدن

شاعر:علی حاجیان فر

  • دوشنبه
  • 22
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 11:20
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب

زمینه زیبای فاطمیه حاج محمود کریمی -(ببین داغ تو با حیدر چه کرده...) *

1279
1

زمینه زیبای فاطمیه حاج محمود کریمی -(ببین داغ تو با حیدر چه کرده...) شراره سینه ها از آه سرده
نفس تو سینه ام درگیر درده
خدا زیر بغل هامو گرفته
ببین داغ تو با حیدر چه کرده

حیدر حیرونت عالم گریونت
تنها شدم زهرا جونم قربونت

بساط گریه هامون جور جوره
از امشب خونه بی تو سوت و کوره
خودت جای علی پیش یتیمات
چجوری این همه خونو بشوره

چشمام می سوزه دستام میلرزه
پیش تو و تابوت پاهام میلرزه

ببار بارون که بی زهرا ببارم
عصام میشه از امشب دوالفقارم
برا مهر نماز زینبمون
یه مشت از خاک قبرت رو بیارم

چشمامون خونه روضه میخونه
رو شونه سلمان میام تا خونه

حسینت چشم بی تاب و آورده
سر خاک تو سیلاب آورده
به امیدی که پاشی آب بیاری
یه ظرف خالیِ آب و آورده

بدجور بیحاله تا صبح می ناله
خاک مزار توست یا که گوداله

تو رفتی حال قلب من خرابه
خوشی بعد ازتو واسه من سرابه
حسین دیگ رمق تو پاش نداره
دلم واسه حسینِ تو کبابه

رفتی از پیشم دارم آب میشم
چادر نماز تو زده آتیشم

روزا گریون شبا هم بی قراره
بیتو زینب دیگ آروم نداره
حسین آروم نمی شه بعد غسلت
نمیدونی چه حال و روزی داره

یک روز تو گودال وقتی رفت از حال
جسمش رو می بینی داره میشه پامال

  • دوشنبه
  • 22
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 14:49
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 امیر حسین الفت

نماهنگ حضرت زهرا(س) محمدحسین پویانفر -(تو مادر ساداتی..) * امیر حسین الفت

2527
5

نماهنگ حضرت زهرا(س) محمدحسین پویانفر -(تو مادر ساداتی..) تو مادر ساداتی، اُم ابیهایی و اُم النجبایی
تو مادر ساداتی، برکتِ خونۀ علی مرتضایی
تو مادر ساداتی، تو مادرِ تموم بچه شیعه هایی

پناه آخرم ، امید محشرم
همیشه یاورم ، مادر مادر
برای من بسی ، به دادم میرسی
میون بی کسی ، مادر مادر

منم غلام تو ، اسیر دام تو
فدایِ نام تو ، مادر مادر
پناهِ عالمین ، امیدِ زینبین
یا اُم الحسنین ، مادر مادر

وقتی که مادر باشه به برکتش تموم خونه غرق نورِ
وقتی که مادر باشه بساط عشقُ زندگی همیشه جورِ
وقتی که مادر باشه برا تموم بچه ها سنگ صبورِ

تو اسم اعظمی ، پناه عالمی
دوای دردمی ، مادر مادر
تویی آب حیات ، سفینۀ نجات
دو عالم به فدات ، مادر مادر

تو قبله گاهمی ، تو سر پناهمی
چراغ راهمی ، مادر مادر
تو دادی عزتم ، تموم ثروتم
تو هستی حاجتم ، مادر مادر

وقتی که مادر میره با رفتنش هوایِ خونه دیگه سردِ
وقتی که مادر میره دیگه صفا به خونه ای برنمی گردِ
وقتی که مادر میره همدم بچه ها دیگه غصه و دردِ

یه خصم بی حیا ، میون کوچه ها
با سیلی بی هوا ، ای وای ای وای
صدا می زد حسن ، دیگه بسه نزن
پاشو مادر من ، ای وای ای وای

رسیده روضه ها ، میون شعله ها
به پیش بچه ها ، ای وای ای وای
توی اوج خطر ، میگن چهل نفر
لگد زدن به در ، ای وای ای وای

  • شنبه
  • 27
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 15:56
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

زمزمه وشور شهادت حضرت فاطمه (س) _یاس کبودم زهرا، نبود تو نبودم زهرا * اسماعیل تقوایی

1395

زمزمه وشور شهادت حضرت فاطمه (س) _یاس کبودم زهرا، نبود تو نبودم زهرا زمزمه وشور شهادت حضرت زهرا(س)
یاس کبودم.. زهرا، نبود تو نبودم زهرا
به سوگت ای گل خوشبویم، سرود غم سرودم زهرا

مرگ تو ای همراهم، نگشته باورم ای زهرا
دمی گشا دو چشم خود را، شکسته حیدرم ای زهرا
حبیبه دوعالم زهرا، حبیبه دوعالم زهرا، حبیبه دوعالم زهرا، حبیبه دوعالم زهرا2
_____________________________________
بمانده مرتضایت تنها، شده اسیر سیل غمها
بدون تو عزیز حیدر، صفا نمانده در این دنیا

گشته پریشان حیدر، تو بوده ای مرا همسنگر
همیشه حامی ام بودی و، امید من پس از پیغمبر
حبیبه دو عالم زهرا....
____________________________________
یار جوانمرگ من، بسوزم از جوانی تو
نمی رود زیادم جانا، همیشه مهربانی تو

شمع شبستان من،گل همیشه خندان من
به رفتنت زدنیا زهرا، زدی بهم تو بنیان من
حبیبه دو عالم زهرا....
_____________________________________

زینب تو ای مادر، نموده چادر تو برسر
به دست کوچکش می گیرد، غبار غم زروی حیدر

جای تو خالی باشد، کنار سفره ما زهرا
امان ما بریده گریه، به یادت ای عزیزدلها
حبیبه دوعالم...

شعر:اسماعیل تقوایی

  • شنبه
  • 27
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 20:14
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

زمینه، تک(حماسی) ایام فاطمیه -(سلام بانوی جهان...) * علی حاجیان فر

1979
1

زمینه، تک(حماسی) ایام فاطمیه -(سلام بانوی جهان...) سلام بانوی جهان
سلام الگوی زنان
سلام ای مادر عشق
سلام عشق بیکران
نام تو میبخشد قدرت به صاحب الزمان
ای باعث خلقت
ای شافع امت
اهل تبرایم
بر دشمنت لعنت
در دفاع ، از مکتب شیعه میمیرم
انتقامِ سیلیِ زهرا را میگیرم

*(یازهرا یازهرا یازهرا یازهرا)*
................................

سلام ای نور دوعین
سلام جان عالمین
سلام مادر حسن
سلام مادر حسین
نامت بازوبند حیدر شد در بدر و حنین
ای نیروی حیدر
آن مرد جنگاور**
نام تو را برد و
افتاد در خیبر
الله اکبر از این نام زیبایت
ریشه کن خواهند شد در دنیا اعدایت
*(یازهرا یازهرا یازهرا)*
................................

سلام بر خون خدا
سلام بر سعی و صفا
سلام بر علقمه و
سلام بر کرببلا
سلطان قلبم ای خامس آل عبا
شاه شهیدانی
بستم چه پیمانی؟
_ باید شوم مثل
قاسم سلیمانی
از برکت خون حاج قاسم انشالله
پیروز این دنیا خواهد شد حزب الله
*(یاحیدر یاحیدر یاحیدر یاحیدر)*

  • یکشنبه
  • 28
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 16:14
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س) -(مادر افتاد طوری با لگد زدن پشت در افتاد) * عباس قلعه

7330
69

روضه حضرت زهرا(س) -(مادر افتاد طوری با لگد زدن پشت در افتاد) مادر افتاد
طوری با لگد زدن پشت در افتاد
نفسش به لب رسید و با سر افتاد
همه ی دار و ندار حیدر افتاد

درده سر شد
بانوی خونه ی مولا خونجگر شد
یه نفر کمک نیومد و سپر شد
پهلو و سینه با خون تازه تَر شد

اون چل نفر رو : اون میخ در رو
اون مرد پست که : شد حمله ور رو
نمی بخشم۲

اون ضرب پا رو : اون بی حیا رو
اون ازدهام و : اون خنده هارو
نمی بخشم۲

__________

چادرش سوخت
توی هرم شعله ها بال و پرش سوخت
زیر دست و پا تموم پیکرش سوخت
بین اون برو بیا با پسرش سوخت

عقده وا کرد
دوّمی لعنتی نگم چیا کرد
قصد بر هم زدن خونه ی ما کرد
خدا نگذره ازش خیلی جفا کرد

اون روز تلخ و : اون لحظه هارو
مسمار تیز و : اون ماجرا رو
نمی بخشم۲

اون مردمی که : با ظلم و کینه
حرمت شکستن : توی مدینه
نمی بخشم۲

___________

ناله پیچید
از زمین و آسمون بلا می بارید
قنفذ هم به حال و روز ما می خندید
چشمای مادرم هیچ جارو نمی دید

شر به پا شد
لحظه های احتضار مرتضی شد
دستای مادرم از بابا جدا شد
همه عقده های اون مغیره وا شد

اون ریسِمان و : اون ضربه هارو
اون دومی و : با اون دوتا رو
نمی بخشم۲

اون عُقده های : خیره سرا رو
اونا که دیدن : اشکای مارو
نمی بخشم۲

  • جمعه
  • 10
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 16:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور فاطمیه -(فاطمه مادره عالمه) * الیاس محمدشاهی

1018

شور فاطمیه -(فاطمه  مادره  عالمه) بنداول

فاطمه مادره عالمه
بر غم و غصه هام مرهمه
هر چی گریه کنم از غمش
باز کمه باز کمه باز کمه

مادرمه
تاجه سرمه
همیشه و هر جایی یاورمه
امیده اوله من و آخرمه
روزه قیامت شفیعه محشرمه

امروز و فردایم،ذکره رو لبهایم
علته مستیم و ، نغمه ی آوایم

یازهرا(2)امنا یازهرا

بنددوم

افتاده رو دوشت زحمتم
کردی تو روضه هادعوتم
افتخارم بود در جهان
عمریه خادم هیئتم

پناهه من
نوره راهه من
مهتابه شب های سیاهه من
غمت علته اشک و آهه من
ببخش امشب باره گناهه من

دسته من رو بگیر،گرچه هستم حقیر
آ بر و داری کن ، ا ز گدایه فقیر

یازهرا(2)امنا یازهرا

بندسوم

سینه زن شدم با یک نگات
میسوزم با غم و غصه هات
از ته دل میگم ای بی بی
جانه ناقابلم به فدات

بهارمی
تو قرارمی
سنگه صبوره این قلبه زارمی
دنیا و عقبی اعتبارمی
هر دو جهان دار و ندارمی

از عشقت مجنونم،پای تو میمونم
همراهه نوکرهات،براتون میخونم

یازهرا(2)امنا یازهرا

  • جمعه
  • 8
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 18:08
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

زمینه فاطمیه -(پیچید تو گوشم،صدای سیلی) * الیاس محمدشاهی

752

زمینه فاطمیه -(پیچید تو گوشم،صدای سیلی) بند اول

پیچید تو گوشم،صدای سیلی
خورد به دیوار،مادره من با،صورته نیلی
یهودیه پست،راهمونو بست
نشست به روی،چهره ی مادر،جای کفه دست

خیلی نامرده،داره میخنده
چطور بگم که دومی با ما چه کرده
حالم خرابه،دلم کبابه
گوشواره ی شکسته رو دیدن عذابه

روضه ی من روضه ی طشت نبود
جون دادم تا که دیدم روی کبود
پیشه چشمام ناموسم رو بد زدن
مادرم رو ضربه ی لگد زدن

واویلا،مادرم،واویلا

بند دوم

میزد تو پهلوش قنفذه ملعون
از زیره چادر،دیدم که میریخت،قطره های خون
وای از مغیره، چه وحشیانه
مادر رو میزد،جلوی حیدر، با تازیانه

پلیده بی دین،با دسته سنگین
شکست سره مادره من رو از روی کین
محسن رو کشتن،موقعه رفتن
چهل تا بی حیا از رو زهرا گذشتن

رَمَقی نمونده توی پیکرش
رَدِّه شَلاقه رویِ بال و پرش
نداره یه جای سالم رو کمر
سینه اش زخمی شده از میخ در

واویلا،مادرم،واویلا

  • سه شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

شهادت حضرت زهرا (س) -(چه کرده اند که مادر به فضه رو زده است) * محسن راحت حق

2233

شهادت حضرت زهرا (س) -(چه کرده اند که مادر به فضه رو زده است) چه کرده اند که مادر به فضه رو زده است
نوشته اند دم در به فضه رو زده است

حیای فاطمه نگذاشت یاعلی گوید
بخاطر دل حیدر به فضه رو زده است

چه کرده اند که این باغبان با احساس
کنار غنچه‌ی پرپر به فضه رو زده است

شکست شیشه‌ی عطری که بوی محسن داشت
در این فضای معطر به فضه رو زده است

چقدر خواست خودش پا شود ولی افسوس
توان نداشت و آخر به فضه رو زده است

نفس نفس زد و آیینه اش غبار گرفت
و این زلالِ مکدر به فضه رو زده است

یکی به فاطمه خورد و نبی دوتا حس کرد
پیامبر دو برابر به فضه رو زده است

چگونه شرح دهم روضه های محسن را
همین بس است که مادر به فضه رو زده است

  • یکشنبه
  • 2
  • آبان
  • 1400
  • ساعت
  • 12:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه سینه زنی فاطمیه به روایت ۹۵روز * مرتضی محمودپور

1236
1

نوحه سینه زنی فاطمیه به روایت ۹۵روز ◾نوحه زمزمه فاطمیه

◾بنداول
در کوچه در کوچه
یکی زده لگد به پهلوی گل یاس
بیان کمک کنید کمک یا‌ایهاالناس
واویلا واویلا واویلا واویلا

◾بنددوم
صدا زد صدا زد
علی بیا ببین که محسنت فدا شد
غنچه یاس تو ز شاخه‌اش جدا شد
واویلا واویلا واویلا واویلا

◾بندسوم
نفسش بند آمد
گوشواره‌ در گوشش شکست و غرق خون شد
چادر خاکیش ببین چو لاله گون شد
واویلا واویلا واویلا واویلا

◾بندچهارم
با سیلی با سیلی
مادر من ز کین ببین نقش زمین شد
دیدم ز ضرب دست او خونین جبین شد
واویلا واویلا واویلا واویلا

  • چهارشنبه
  • 1
  • دی
  • 1400
  • ساعت
  • 20:58
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه زمزمه فاطمیه(سبک بسطامی) * مرتضی محمودپور

2420
3

نوحه زمزمه فاطمیه(سبک بسطامی) ◾نوحه زمزمه فاطمیه

◾بنداول
مرآت حق نما را با سنگ کین شکستند
دست یداللهی را در بین کوچه بستند
من بودم و حسن بود
چون غنچه در چمن بود
من بودم و امامم
افسوس در رسن بود
واویلتا واویلا واویلتا واویلا
واویلتا واویلا واویلتا واویلا

◾بنددوم
چادر نماز من را در خاک و خون کشیدن
از دامن امامم دست مرا بریدن
گم شد نفس به سینه
از ظلم و جور و کینه
در پیش چشم فضه
میزد نفس حزینه
واویلتا واویلا واویلتا واویلا
واویلتا واویلا واویلتا واویلا

  • یکشنبه
  • 5
  • دی
  • 1400
  • ساعت
  • 18:51
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

روضه حضرت زهرا با گریز به ششماهه کربلا * مرتضی محمودپور

3759
5

روضه حضرت زهرا با گریز به ششماهه کربلا ◾روضه‌فاطمیه‌وگریز
◾به روضه شیرخواره

چه شد که هر چه بلا بوده بیخبر آمد
صدای ناله‌ی زهرا ز پشت در آمد

بگوش میرسد آهی ز خانه‌ی حیدر
صدای ناله‌ی مرغی شکسته پر آمد

صدای‌هیزم وآتش‌ صدای همهمه بود
صدای فاطمه از خانه زآن شرر آمد

صدای فضه خذینی بگوش میشنوم
تو گوئیا که صدا از غم پسر آمد

برای حفظ ولایت زجای خود برخاست
میان شعله‌ی آتش به چشم تر آمد

تمام هستی خود را نثار حیدر کرد
برای حفظ علی بوده با جگر آمد

خدا برای علی خلق کرده زهرا را
چوحیدرست به‌میدان که بی سپر آمد

در این نبرد سپر طفل نورسش بوده
شکست ناله‌ی توحید و بی ثمر آمد

پسر فدای پدر شد میان آتش و دود
به کربلا پسری همره پدر آمد

تمام قائله‌ها ختم شد همه دیدن
بروی دست پدر (کودکی به سر) آمد

چو تیر بوسه زده بر گلوی نازک او
زعرش‌خیل ملائک به پای سر آمد

  • یکشنبه
  • 12
  • دی
  • 1400
  • ساعت
  • 20:59
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد