شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

شبهای جمعه فاطمه(س) در کربلا است -(امشب شب مهمونیه، هوای دل بارونیه) * هستی محرابی

858
1

شبهای جمعه فاطمه(س) در کربلا است -(امشب شب مهمونیه، هوای دل بارونیه) #شبهای_جمعه_فاطمه_در_کربلا_است

امشب شبِ مهمونیه، هوای دل بارونیه
واسه ی مادر این سفر، مگه به این آسونیه؟

از مدینه تا کربلا، راهش چقد طولانیه
آخه این دفعه مادرم، از سر تا پایش خونیه

زینب داره باهاش میره، با تاولِ پاهاش میره
دَس به کمر یواش میره، این رسمِ هم زبونیه

آخه قدَش خمیده شد، گلِ بهارش چیده شد
گرفته دسِ مادرش، مادر رنگش پریده شد

خون میباره ابرِ چشاش،میگه مامان میشد اِ کاش
حالا میریم پیش داداش، کمی آب ببریم براش

مامان تو رو خدا یواش، تا عدو در نیاد صداش
خودت که بهتر میدونی، حسینم تشنهء لباش

مادر دلِ شب چی میگه، جوابِ زینب چی میگه
این که میگی خیلی خوبه، ولی دلم چه آشوبه

آخه مامانت

  • پنج شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 22:44
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

زهرا سلام الله علیها در فراقِ پدر -(تشنه ی اذانم و رو به مناره میکنم) * هستی محرابی

1164

زهرا سلام الله علیها در فراقِ پدر -(تشنه ی اذانم و رو به مناره میکنم) ‍ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِالْعَالَمِينَ

تشنه ی اذانم و رو به مناره می کنم
گنبد و گلدسته رو امشب نظاره میکنم

بابا جون چیزی دیگه تا موقعِ اذان نموند
نگاهی به صورتِ ماه و ستاره می کنم

میگم اے ستاره ها امشب و با من بمونید
گر مؤذن نیومد یه فکرِ چاره می کنم

از سحر گذشته وُ توی دلم چه آشوبه
گر اذان و نشنوم شب و دوباره می کنم

غمِ عالم انگاری همه نشسته رو دلم
جلو چِشمِ بچه ها ز غم کناره می کنم

چرا گوشم نیومد بانگِ خوشِ بلالِ تو
چه کنم ز مصحفِ تو استخاره می کنم

از شماتتِ زمان تو بیت الاحزان میمونم
غم خود رو اینجوری بهت اشاره می کنم!

غریبم امشب، غریبم امشب
بگو کجایی، طبیبم امشب

  • پنج شنبه
  • 26
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 23:30
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا با گریز به کربلا *

10702
16

متن روضه حضرت زهرا با گریز به کربلا دوتا پيراهن تو تاريخ اهل بيت عليهم السلام خبر ساز شد
يكي پيراهن رسول اكرم صلوات الله عليه ،
هنگامي كه امير مؤمنان علي (ع) جنازه ي پيامبر (ص) را از همان زير پيراهنش غسل مي‌داد، فاطمه (س) چنين مي‌گفت:
پيراهن پيامبر (ص) را به من بده ، وقتي آن پيراهن را بوئيد بيهوش شد وقتي كه علي (ع) فاطمه (س) را چنين يافت، پيراهن را از او پنهان كرد.(١)
اين يه پيراهن بود ، كه تاريخ ساز شد يه پيراهنى هم تو كربلا تاريخ ساز شد ، همان پيراهن كهنه اى كه ، اباعبدالله اول پاره پاره كرد بعد پوشيد ، راوى مي گويد به اين دليل چنين كرد كه آن پيراهن را بيرون نياورند. ولي به همان پيراهن كهنه را هم غارت كردند راوى مي گويد : اسحا

  • جمعه
  • 27
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 00:59
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

متن شعر شهادت حضرت زهرا -(صحنه ای برهم زده عرش خدا را ) * اسماعیل تقوایی

1094

متن شعر شهادت حضرت زهرا  -(صحنه ای برهم زده عرش خدا را ) صحنه ای برهم زده عرش خدا را

ناله آورده به جنت مصطفی را

مادری بهر نوازش بر یتیمان

از کفن آورده بیرون دستها را

ایستاده همسرش گریان ونالان

برده سوی عرش دستان دعا را

ای خدا بی فاطمه حیدر چه سازد

خود بده صبر وتحمل مرتضارا

حلقه ماتم به دور نعش زهراست

پر نموده اشک آن ماتمسرا را

گریه ها اما بود آرام،آرام

وه چه مظلومانه کرده این عزا را

غمزده مولا علی آماده گردد

تا کند برپای دفن در خفا را

  • جمعه
  • 27
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 11:53
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها -(وصیتم بهت اینه که وقت غسل و کفنم) * هستی محرابی

996
0

شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها -(وصیتم بهت اینه که وقت غسل و کفنم) ‍ ‍ ‍ ‍السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِيقَةُ الشَّهِيدَة

وصیتم بهت اینه، که وقتِ غسل و کفنم

فقط کمی آهسته تر، اونم زیرِ پیراهَنم

بهت دلیلش و میگم ، بس که تو رو دوسَت دارم

نکنه آقا ببینی، کبودیِ روی تنم

اگه نشونت ندادم، جای غلاف و نیزه رو

اسما میدونه علّتِ،ِ این راز و این نگفتنم

بشور ولی آهسته تر، داره تنم تب میکنه

ردََِّ غلاف و نیزه ها، مونده هنو رو بدنم

خدا نکنه که چِشت، بیوفته رو پهلویِ من

مبادا آزرده بشی، تو گیر و دارِ شستنم

اگه تو آزرده نشی، دردِ منم دوا میشه

دارم بهت قسم میدم، جونِ حسین و حسنم

میخ و دیگه دسَش نزن ، اصلاً بزارش بمونه

خودم یه جوری با بابا، آهسته اونو می

  • جمعه
  • 27
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها -(صبحگاهان لاله ای مسرور و شاد) * هستی محرابی

964

شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها -(صبحگاهان لاله ای مسرور و شاد) ‍ #السَّلَامُ_عَلَيْكِ_أَيَّتُهَا_الصِّدِيقهًُ_الشَّهِيدَة

صبحگاهان لاله ای مسرور و شاد
مقدمش بر پهنه ی گیتی نهاد

لاله ای گو از چمن زارانِ پاک
نورِ او رخشنده بود و تابناک

از قدومش قدسیان در هلهله
روی لب دارند نامِ فاطمه

فاطمه مشتقِِّ نامِ فاطر است
چون خدا این میزبانی حاضر است

عرش و فرش بینی جمله بی قرار
سر به تعظیم اند از این افتخار

باغبانی از تبارِ انبیاء
باغبانی می کند این لاله را

آری آن باغِ شقایق بوده است
در طراوت پاک و صادق بوده است

در صلابت، در کرامت، در صفا
جلوه ی رویِ حقایق بوده است

با دو صد بستان بهارِ معرفت
سوره ی کوثر چو لایق بوده است

چند روزی باغبان رفته سفر
رنگِ لاله می

  • جمعه
  • 27
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 14:39
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه فاطمیه(سبک ایران) -(زهرا.... مرو مرو زخانه یارم) * مرتضی محمودپور

2230
3

زمزمه فاطمیه(سبک ایران) -(زهرا.... مرو مرو زخانه یارم) زمزمه فاطمیه(سبک ایران)

زهرا....
مرو مرو زخانه یارم
تویی همه باغ و بهارم
خانه بدون تو خزونه
بنما نظر به حال زارم

آقا.....
بخاطرت قدم خمیده
چشم فلک چون من ندیده
در کوچه تا زمین فتادم
دیدم مغیره هم رسیده

زهرا.....
با اینکه من مرد نبردم
گریانم از بهر تو هر دم
دست مرا بستند از پشت
شرمنده‌ام کاری نکردم

آقا.....
در خانه شد شکسته بالم
بنما نظر یکدم به حالم
جان تو و جان حسینم
من میروم بنما حلالم

زهرا.....
در راه من شدی فدایی
مگو مگو تو از جدایی
بعد تو من چه چاره سازم
بااین غریب کربلایی

آقا....
از سوی من بنما سلامش
شبها رسان آبی به کامش
گر تشنه لب جان میسپرد
دین جاودان ماند ز نامش

زهرا....
قرار

  • جمعه
  • 27
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 15:08
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

روی صحبت حضرت زهرا با سقیفه برای اثبات حقانیت مولا علی -(چارده قرن است و نام من غم است) * هستی محرابی

888

روی صحبت حضرت زهرا با سقیفه برای اثبات حقانیت مولا علی -(چارده قرن است و نام من غم است) #روی_صحبت_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#با_سقیفه_برای_اثبات_حقانیت_ولایت_مولا #امیرالمومنین_علی_علیه_السلام

چارده قرن است و کارِ من غم است
زیرِ این آوارِ غم پشتم خم است

چارده قرن است و میسوزد درَم
نه فقط در، بلکه این بال و پرم

چارده قرن است و نامم درد است
حال و روزم از سقیفه زرد است

چارده قرن است و میسوزم ولی
《بر لبم دارم فقط ذکرِ علی》

چارده قرن است و چشمانِ ترم
عالمی دارد به زیرِ معجرم

چارده قرن است و پهلویم شکست
بغضِ سنگینی سر و رویم نشست

چارده قرن است و هجران میکشم
روی زخمم دستِ پنهان میکشم

چارده قرن است و من در بسترم
در میانِ شعله وُ خاکسترم

..........................................

  • جمعه
  • 27
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 19:23
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 احمد ایرانی نسب

متن شعر شهادت حضرت زهرا -(بنده ای که فراتر از بنده است) * احمد ایرانی نسب

2115
5

متن شعر شهادت حضرت زهرا -(بنده ای که فراتر از بنده است) .
بنده ای که فراتر از بنده است
دختری که چو ماهِ تابنده است
همسری مثل او نبوده و نیست
مادری که پناه فرزند است
ما همه ریزه خوار فاطمه ایم
شاهد حرف من خداوند است
فاطمه ، فاطمه ست پیش خدا
او شفیعه ست ، آبرومند است
هر که با فاطمه ست پیروز است
هر که بی فاطمه ست بازنده ست

فاطمه دختر پیمبر ماست
فاطمه مادر پیمبر ماست

غزل عاشقانه ی حیدر
شعر ناب ترانه ی حیدر
آفتاب نگاه پر مهرش
روشنی بخش خانه ی حیدر
ماهِ تکیه به آسمان زده ، چیست؟
سر زهرا و شانه ی حیدر
نام زهراست دُرِّ بین صدف
در قنوت شبانه ی حیدر
یا الهی به حق زهرا بود
قسم عارفانه ی حیدر

فاطمه در بلا سپر دارد
تا به سر سایه ی پدر دارد

شهر در سیل رفت و

  • شنبه
  • 28
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 18:39
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

مقام حضرت زهرا(س)گریز روضه کوچه -(زنده‌است شیعه از غرور فاطمیه) * مرتضی محمودپور

1390
1

مقام حضرت زهرا(س)گریز روضه کوچه -(زنده‌است شیعه از غرور فاطمیه) مقام حضرت زهرا(س)

گریز روضه کوچه

بنددوم

زنده‌است شیعه از غرور فاطمیه

بالاترین شور است شور فاطمیه

در اعتکاف اینجا کلیم الله آید

بالاتر از طور است طور فاطمیه

جبریل آید بهر دلجویی زهرا

کل ملائک در حضور فاطمیه

هرسال چشمم در مسیر راه باشد

تا که ببینم من عبور فاطمیه

از برکت زهرا دوعالم غرق نور است

نور"علی نور است نور فاطمیه

هر روز و شب دست دعا بالا بگیرم

روزی هر ساله من از زهرا بگیرم

بنددوم

در کوچه‌ی باریک گیر افتاده مادر

درپیش چشمان حسن جان داده مادر

دستش،سرش پیشانی و پهلو شکسته

مردانه در راه علی استاده مادر

قنفذ زیک سو میزد و یکسو مغیره

بهر حمایت از علی آماده مادر

با پوشیه رف

  • شنبه
  • 28
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 06:16
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها -(زهرا نرو بی تو علی بیچاره میشه) * هستی محرابی

842
-1

شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها -(زهرا نرو بی تو علی بیچاره میشه) #مرثیه_شهادت_جانسوز_حضرت_زهرا_س
#زبانحال_ حضرت_ علی_ ع_با_سبک_در
#کودکی_شد_قسمت_من_خانه_داری

زهرا نرو بی تو علی بیچاره میشه
در سوگِ نخلستانِ غم آواره میشه

داری وداعی آهسته بر لب
جانِ تو سوزد در آتشِ تب

زهرا برایم نخل و چَه محرم نمیشه
غیرِ تو بر زخمم کسی مرهم نمیشه

بینی غریبم ای مهربانم
بر کی سپارم این کودکانم؟

زهرا تو که از حال و روزِ من گواهی
اینجا مرا بی تو نه یار و نه پناهی

زینب ندارد تابِ فراقت
هر شب بگیرد از من سراغت

آخر علی بی تو چگونه جان بگیرد
گو در کجا پهلو از این طوفان بگیرد؟

داغِ غمِ تو بر من گرانه
دلگیر و خستم از این زمانه

این کوهِ غم از شانه هایم کم نمیشه
این دربِ سوخته ک

  • یکشنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 14:15
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

فراق زهرا (س) -(از لحظه ای که از در ،آتش زده زبانه ) * اسماعیل تقوایی

969

فراق زهرا (س) -(از لحظه ای که از در ،آتش زده زبانه ) از لحظه ای که از در ،آتش زده زبانه

بگرفته تیر ماتم ،قلب مرا نشانه

باضربه ای که در خورد، افتاد روی زهرا(س)

وای از تماس پهلو ،با میخ درب خانه

زد ناله همسر من، بابای من ببین که

با دختر عزیزت، چون کرده این زمانه

زد ناله فضه دریاب، نو غنچه ام فدا شد

فضه بسوی بانو،با اشک شد روانه

آندم نگاه خود را،دزدیدم از نگاهش

شرمنده، دست بسته،بودم در آن میانه

اندر هجوم کینه، طفلان خردسالم

در حال گریه بودند،با ترس کودکانه

باشد دعای حیدر،مردی نبیند هرگز

یارش فتاده بر خاک،با ضرب وحشیانه

ای وای از زمانی، چون یار خود نمودم

با گریه های آرام،غسل وکفن شبانه

آن شب شب غریبی،بر کودکان ومن بود

شد قسمت گل من،

  • یکشنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 15:00
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

متن شعر فاطمیه زبانحال حضرت فضه -(بروی خاک فتادی خدا مرا بکشد) * مرتضی محمودپور

3289
0

متن شعر فاطمیه زبانحال حضرت فضه -(بروی خاک فتادی خدا مرا بکشد) زبانحال حضرت فضه

بروی خاک فتادی خدا مرا بکشد

سرت به خاک نهادی خدا مرا بکشد

جوان خانه حیدر چقدر پیر شدی

تو از مدینه زیادی خدا مرا بکشد

میان کوچه زدی بال و پر چرا بانو

وطفل رابه که دادی خدا مرا بکشد

شب زفاف، لباست، فقر را پوشاند

کنم ز لطف تو یادی خدا مرا بکشد

شده‌ست ذکر لبت یاعلی‌علی جانم

علیست زنده، تو شادی خدا مرا بکشد

منم کنیز شما، فضه، دورتان گردم

نفس نفس زدی و پاک، خونتان کردم

بند دوم

بیا بیا به کنارم تو فضه جان بنشین

به‌پیش‌بانوی‌خودیکدم‌این‌زمان‌بنشین

تو محرم همه راز نهان من شده‌ای

زچشم زینب و طفلان من نهان بنشین

وصیتی به تو گویم بگو توباحیدر

کنارقبر من آقا بمان بمان بن

  • یکشنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 15:48
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

دو بیتی های فاطمیه - لگد زدن به در و ورود به خانه حضرت زهرا س * وحید ولوی

1620

دو بیتی های فاطمیه - لگد زدن به در و ورود به خانه حضرت زهرا س در کام من از اسم تو غم ریخته شد
در شأن تو واژه ها چه کم ریخته شد
جبریل بدون اذن وارد نشده
آن خانه که با لگد به هم ریخته شد

آن خانه که انبیاء به آن مفتخر است
جبریل نشسته، منتظر پشت در است
در بین هیاهوی چهل تن امروز
از آتش کینه ی علی، شعله ور است

میان شعله ها غوغا به پا شد
شکسته حرمت خیرالنساء شد
دری که جبرئیلش پاسبان بود
به ضرب یک لگد بی اذن وا شد

  • یکشنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 17:36
  • نوشته شده توسط
  • وحید ولوی
ادامه مطلب

غزل شهادت حضرت زهرا س - پوست بر استخوان شدی بانو ... * وحید ولوی

878

غزل شهادت حضرت زهرا س - پوست بر استخوان شدی بانو ... پوست بر استخوان شدی بانو
چقدر مهربان شدی بانو
شمس خانه به اشک های علی
مثل رنگین کمان شدی بانو
من برای تو روضه خواندم و تو
بر علی روضه خوان شدی بانو
بین کوچه ندیده فهمیدم
سرخی آسمان شدی بانو
عمر کوتاه تو پر از درس است
برترینِ زنان شدی بانو
فضه گشته کنیز خانه تو ...
تو چرا فکر نان شدی بانو؟
با علی درد دل نمی گویی؟
نکند کم توان شدی بانو؟
دم آخر به فکر بی کفنی
چقدر مهربان شدی بانو ...

  • یکشنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 17:40
  • نوشته شده توسط
  • وحید ولوی
ادامه مطلب

شعر مصیبت حضرت زهرا - زهرا شبیه آینه ای «ها» گرفته ای * وحید ولوی

785

شعر مصیبت حضرت زهرا - زهرا شبیه آینه ای «ها» گرفته ای زهرا ، شبیه آینه ای (ها) گرفته ای
عین زلال و پاکی و اما گرفته ای
از خطبه بلیغ تو حیدر عزیز شد
راه بروز فتنه گری را گرفته ای
تاریخ شاهد است که زهرا شهید شد
تاریخ عالمی به تماشا گرفته ای
اینجا میان کوچه و آنجا به پشت در
مزد نبوت پدرت را گرفته ای
با اشک های نیمه شبت ای گل علی
صبر و قرار از دل دنیا گرفته ای
کردی دو انقلاب به مسجد، به کوچه ها
اجر دو انقلاب خودت را گرفته ای
این راه فاطمه است که اهل ولایتیم
این بیرق خدا است که بالا گرفته ای
تو نوری و تمام جهان مستمند تو
عین زلال و پاکی و اما گرفته ای
زیرا که در صراط علی جانفدا شدی
تنها خودت فشار دری را گرفته ای
مسمار در کمی به گلم احترام کن
در گوشه ا

  • یکشنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 17:42
  • نوشته شده توسط
  • وحید ولوی
ادامه مطلب

شعر سوزناک شهادت حضرت زهرا س - فضه بیا ببین که تنم تیر می کشد * وحید ولوی

1977
2

شعر سوزناک شهادت حضرت زهرا س - فضه بیا ببین که تنم تیر می کشد فضه بیا ببین که تنم تیر می کشد
احساس می کنم بدنم تیر می کشد
از روز شوم واقعه ی سرد کوچه ها
هفتاد و چند شب بدنم تیر می کشد
یادت که هست ضربه در بر تنم نشست
حالا گمان کنم کمرم تیر می کشد
بیش از دو ماه هست که نیلی شدم ولی
هر شب تنم ، سرم ، جگرم تیر می کشد
احساس می کنم ز غلاف مغیره هست
اینکه چنین تمام سرم تیر می کشد
اصلاً دلیل این همه دردم مشخص است
با یاد کربلاست دلم تیر می کشد
---
گودال قتلگاه شلوغ است و یک نفر
بر روی حنجر پسرم تیر می کشد

  • یکشنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 17:45
  • نوشته شده توسط
  • وحید ولوی
ادامه مطلب
 حسین نجفی

زبان حال حضرت زهرا در غربت امیرالمومنین -(حالا که بی یاری خودم میشم یارت) * حسین نجفی

1540

زبان حال حضرت زهرا در غربت امیرالمومنین -(حالا که بی یاری خودم میشم یارت) حالا که بی یاری خودم میشم یارت
تو بی هوا داری میشم هوا دارت
نمرده زهرا که گوشه نشین باشی
تو ای یل خیبر خـونه نشین باشـی
دستم شده مثل اشک چشات لرزون
دلم شـد از داغ غربت تو پر خـون
تو شهـر پیغمبر غریب و بی یاری
غصــه نخور آقا تا فاطمــه داری
غمی ندارم من که بـی پسر باشم
قرارمون بــود تا برات سپر باشم
فدا سرت آقا زخمــی شده زهرا
امام مـن هستی نبیــــنمت تنـها
علـی ولی الله ذکــر رو لبـهامه
میـگم فقط حـیدر وصــی بابامـه

  • یکشنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 20:21
  • نوشته شده توسط
  • حسین نجفی
ادامه مطلب
 حسین نجفی

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها -سبک سلام آقا -(نرو زهرا ،دل من بی تو می لرزه ) * حسین نجفی

3230
8

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها -سبک سلام آقا -(نرو زهرا ،دل من بی تو می لرزه ) نرو زهرا ،دل من بی تو می لرزه
دیـگه دنیا ، بــدون تو نمــی ارزه
بزار سایه ات ، بمونه رو سر زینب
آخـه زوده، کـه بی مادر بشه زینب
پناهـم باش ، مـرا بی تـو پناهی نیست
به غیر از تو ، برا من تکیه گاهی نیست
ببـین چشمــام شبیــه ابـر بارونـه
بمون بامن بمون با من تو این خونه
حلالم که دشمن حرف بد می زد
حلالم کن که در رو با لگد می زد
حلالم کن که در روی تنت افتاد
حلالم کن که محسن پشت در جون داد

  • یکشنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 20:27
  • نوشته شده توسط
  • حسین نجفی
ادامه مطلب

شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها -(به غیر تو زهرا ندارم کسی) * هستی محرابی

887

شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها -(به غیر تو زهرا ندارم کسی) ‍ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ

(سبک نوشته)

به غیرِ تو زهرا ندارم کسی

مرا کشته این آهِ دلواپسی

منو این همه حسرتِ بی شمار

چه کرده گلم با تو این روزگار

بگریَم برایت من از سوزِ دل

چگونه سپارم گلم را به گِل

اگر امشب سخن داری

تو با این قلبِ بریانم

برایم گو در آن وقتی

نباشند این یتیمانم

از آن زخمِ کبودِ تو

غم و رنجِ نبود تو

به زیرِ معجرِ خونی

در این ساعاتِ پایانی

شدم مبتلا من ز هجرانِ تو

گرفت ابرِ خون چشمِ گریانِ تو

دریغا! که فصلِ گلم شد خزان

شده روزگارم چه محنت از آن

مپوشان تو امشب ز من روی خود

دلم را مکن زخمِ آهوی خود

چه گویم جوابِ یتیمانِ تو

ه

  • یکشنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 22:30
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شهادت جانسوز حضرت زهرا س -(هر چه گریم بر علی باز هم کم است) * هستی محرابی

812
2

شهادت جانسوز حضرت زهرا س -(هر چه گریم بر علی باز هم کم است) السّلام عليکِ ايتهَا الْمظْلومةُ الْمغْصُوبة

چارده قرن است و نامِ من غم است

زیرِ این آوارِ غم پشتم خم است

چارده قرن است و دردِ من علیست

هر چه گریَم بر علی باز هم کم است!

#هستی_محرابی

  • دوشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 01:42
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

شعر حضرت زهرا شهادت -(عرش فرشی زیر پای فاطمه است) * امیر عظیمی

1781

شعر حضرت زهرا شهادت -(عرش فرشی زیر پای فاطمه است) عرش فرشی زیر پای فاطمه است
در حریم قدس جای فاطمه است
خلقت عالم برای فاطمه است
عقل مست جلوه ی زهرایی اش
پرتو انسیة الحورایی اش

دین از این بانو دوامی یافته
مذهب از او احترامی یافته
با جهاد او قوامی یافته
ذکر زهرا جذب ایمان می کند
چادرش کافر مسلمان می کند

گرچه نورش جلوه کرد از هر طرف
فاطمه دُرّ است و حیدر چون صدف
قبر مخفی اش، دل شاه نجف
سینه ی حیدر که حق مرآت بود
جای دفن مادر سادات بود

ناله ای تا عالم لاهوت رفت
فاطمه چون سایه ای مبهوت رفت
روی دوش مرتضی تابوت رفت
آخر این رسم مسلمانی نبود
حق زهرا دفن پنهانی نبود

می رود تابوتی امشب بی صدا
ناله ها جاری است بر لب بی صدا
ای حسین آرام، زینب بی صدا
ز

  • دوشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 16:39
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها -( یار بیمار من ای همه دارو ندارم) * میثم مومنی نژاد

1229

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها -( یار بیمار من ای همه دارو ندارم) شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

سبک: باغبانم من و باغ من آتش گرفته

یار بیمار من ای همه دارو ندارم
چه کنم ای گلم میزنی پرپر کنارم

چون روی تو سیه شد روزگارم
بی تو من طاقت ماندن ندارم

فاطمه فاطمه فاطمه جانم

گریه ها میکنم روز و شب بادیدن تو
شد سه ماهی که خانه ندید خندیدن تو

راز لبخند تو شد ماتم ما
کنج این خانه و تابوت زهرا

فاطمه....

تو مرا آینه ، من تو را آیینه هستم
بین دیوار و در پا به پای تو شکستم

تو زمین خوردی و حیدر زمین خورد
کوثر و ساقی کوثر زمین خورد

فاطمه....

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 15:52
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

زمینه شهادت حضرت زهرا -(سلام ما به قبر بی نشانت) * میثم مومنی نژاد

1960
2

زمینه شهادت حضرت زهرا -(سلام ما به قبر بی نشانت) سلام ما به قبر بی نشانت
سلام ما به اشک کودکانت
سلام ما به قامت کمانت

چشمان نبی چشمان علی بر بانوی عا لم گریه کند
بر آه دل و عمر کم او گل گریه کند غم گریه کند

مادر مادر

در خانه ای که بر فلک پناه است
کار یتیمان تو اشک و آه است
چون روی تو روز علی سیاه است

بی جرم و گناه ای یاس حرم چون لاله بخون آغشته شدی
در پیش علی تو ناله زدی در راه علی تو کشته شدی

مادر مادر

با ناله ات مدینه شد عزادار
گلبرگ گل کجا و زخم مسمار
ره میروی دستت بود به دیوار

نشنیده کسی بانوی جوان خواهد به دعا مرگش زخدا
نا دیده کسی مردی چو علی خون گریه کند از فرط عزا

مادر مادر

  • دوشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 19:46
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

نوحه ی حضرت زهرا سلام الله علیها -(مادر مصطفی محور هل اتی) * میثم مومنی نژاد

947

نوحه ی حضرت زهرا سلام الله علیها -(مادر مصطفی      محور هل اتی) نوحه به سبک: همه جا کربلا

مادر مصطفی محور هل اتی
السلام علی سیده النسا

فاطمه فاطمه

لاله های چمن در غمت سینه زن
ای که با جبرئیل بوده ای همسخن

فاطمه فاطمه

اشک غیب و شهود در عزای تو بود
داغ قد خم و داغ روی کبود

فاطمه فاطمه

آه تو ، آذر است داغ تو ، محشر است
دیده گریان تو فاتح خیبر است

  • پنج شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 15:57
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

نوحه شهادت حضرت زهرا -(دود آتش بلند خانه خاکستری) * میثم مومنی نژاد

1264
-1

نوحه شهادت  حضرت زهرا  -(دود آتش بلند    خانه  خاکستری) نوحه به سبک:همه جا کربلا

دود آتش بلند خانه خاکستری

یاس حیدر شده رنگ نیلوفری

یا حجه الله
آجرک الله

مرتضی کعبه و فاطمه در طواف

حج او را شکست ضربه های غلاف

صورت آفتاب چون شفق شعله ور

لاله روییده است بین دیوار و در

لرزه بر پیکر لاله و یاسمن

دختری ناله زد مادرم را مزن

آینه می شکست بسته دست علی

بال و پر میزند همه هست علی

یا حجه الله
آجرک الله

  • پنج شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 16:00
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

نوحه و زمزمه و واحد حضرت زهرا -(آب کوثر بیاور ای اسما) * میثم مومنی نژاد

893

نوحه و زمزمه و واحد حضرت زهرا -(آب کوثر بیاور ای اسما) 14 _یا زهرا س

نوحه و زمزمه و واحد

آب کوثر بیاور ای اسما

تا بشویم تن پاک زهرا

خون کند گریه پیراهن او

کن تو آهسته پهلو به پهلو

الوداع الوداع فاطمه جان
.......

بغض غم در گلوی حسن بود

روی دست حسینش کفن بود

زخم مادر شده چشم خونبار

سر نهاده علی روی دیوار

الوداع............

پر شده خانه از عطر کافور

میدهد غسل، علی سوره ی نور

گریه های غریبانه سخت است

نیمه شب غسل پروانه سخت است

الوداع.........

  • پنج شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 16:04
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

دوبیتی شهادت حضرت زهرا -(غم آمد روی غم ، فریاد فریاد) * میثم مومنی نژاد

928

دوبیتی شهادت حضرت زهرا -(غم آمد روی غم ، فریاد فریاد) غم آمد روی غم ، فریاد فریاد

مدینه ارث خود بر کربلا داد

چهل نامرد ، سد راه کردند

چهل تا نعل تازه راه افتاد

  • پنج شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 16:15
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 وحید محمدی

شعر روضه بعد از شهادت حضرت زهرا(س) برای ایام بی مادری -( حالا میان خانه اش کوثر ندارد) * وحید محمدی

9316
21

شعر روضه بعد از شهادت حضرت زهرا(س)  برای ایام بی مادری  -( حالا میان خانه اش کوثر ندارد) حالا میان خانه اش کوثر ندارد
تنهاست مولایم علی، یاور ندارد

بی بال و پر مانده است حیدر، پر ندارد
زهرا که رفته، زینبش مادر ندارد

مولاست با طفلان بی حال و پریشان
مولاست با یک قبر مخفی، چشم گریان

دائم کنار بستر خالی نشسته
چشمان بارانی خود را باز بسته

هی روضه می خواند به یاد دست بسته
با خاطرات کوچه پهلویش شکسته

با چادر خاکی که بر روی سرش داشت
زینب دوباره رنگ و بوی مادرش داشت

حق علی را هیچ کس باور ندارد
مولای عالم مانده و لشکر ندارد

این خانه دیگر دست نان آور ندارد
«دیگر حسین بن علی مادر ندارد»

پروانه ای که پهلویش را در گرفته
حالا از این خانه شبانه پر گرفته

شب ها کنار قبر زهرای جوانش
می سوخت

  • پنج شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 19:28
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 وحید محمدی

شعر روضه بعد از شهادت حضرت زهرا(س) برای ایام بی مادری -(آهسته اسباب سفر را جمع کردی) * وحید محمدی

2595
6

شعر روضه بعد از شهادت حضرت زهرا(س)  برای ایام بی مادری  -(آهسته اسباب سفر را جمع کردی) آهسته اسباب سفر را جمع کردی
آثار آن بی بال و پر را جمع کردی

آن دستمالی که به سر می بست بی بی
تصویرِ زردِ دردِ سر را جمع کردی

تا که یتیمان یاد مادر کم بیفتند
جز چادرِ او، بیشتر را جمع کردی

بردی به ایوان و تکاندی چادرش را
جا پایِ آن چندین نفر را جمع کردی

دیوار را شستی به تنهایی علی جان
خاکستر مانده زِ در را جمع کردی

با تکه های چوبِ مانده از همان در
نان پختی و اسبابِ شر را جمع کردی

کج کرده ای یک یک سرِ مسمارها را
از خانه اسباب خطر را جمع کردی

وحید محمدی

  • پنج شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 19:31
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد