شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 میثم مومنی نژاد

زبانحال امیرالمومنین علی علیه السلام -(ای شکسته پر ، شکستن زود بود) * میثم مومنی نژاد

1593

زبانحال امیرالمومنین علی علیه السلام -(ای شکسته پر ، شکستن زود بود) 3 _ زبانحال امیرالمومنین علی علیه السلام

چند بیت از یک مثنوی.....

ای شکسته پر ، شکستن زود بود
پر زدن از خانه ی من زود بود

نور تو نشناختند این سایه ها
ای قنوتت برکت همسایه ها

ای گلم ، میگریم از عمر کمت
از تو کمتر بود عمر شبنمت

ای شده روح القدس را همسخن
جان مولا، با علی حرفی بزن

کوثرم ، با رفتنت طوفان مکن
خانه را از داغ خود ویران مکن

ای کبودی ، زائر روبند تو
ای صفای خانه از لبخند تو

ای سلام تو تسلای علی
ای شکسته پشت در جای علی

با سر و دست و تنت ، جوشن شدی
تو بلا گردان جان من شدی

در شرر ای طائر من سوختی
تو برای خاطر من سوختی

  • شنبه
  • 5
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 16:22
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 میثم مومنی نژاد

نوحه و واحد شهادت حضرت زهرا -(آخرین غسل و پیراهن او) * میثم مومنی نژاد

928
1

نوحه و واحد شهادت حضرت زهرا -(آخرین غسل و پیراهن او) آخرین غسل و پیراهن او
گوید از خون زخم تن او
کنج این خانه تابوت مادر
خبر آورده از رفتن او
آه گل ما پر پر شد
آه لحظه ی آخر شد
آه رفتنی مادر شد

آه الواع یا زهرا

گریه های غریبانه سخت است
ماتم مرگ پروانه سخت است
درو دیوار خانه گواه است
بی تو ماندن در این خانه سخت است
آه دل ما بی قرار
آه خانه ات سوگوار
آه دخترت خانه دار

آه الوداع یا زهرا

  • یکشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 16:53
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

زبانحال حضرت علی(ع) ـ ذکر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) + سبک -(وقتی چشمات و رو هم می زاری) *

757

زبانحال حضرت علی(ع) ـ ذکر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) + سبک -(وقتی چشمات و رو هم می زاری) وقتی چشمات و رو هم می زاری
انگار تو با حیدر حرفی داری
شاید بین سینه دردی داری ـ دردی داری
وقتی می گی از غربت های من
می میرم تا می گی آقای من
خانمم، زهرایم، ای وای من ـ ای وای من
دلم می گیره اگه زهرایم بری از خونه
علی می میره اگه زهرایم بری از خونه
خونه بی تو یه ویرونه
واسه حیدر یه زندونه
حامی ام بودی خانمم
پشت در همین خونه
ای یارم ای یارم زهرا(۲(
ای یار بیمارم زهرا(۲(
وقتی می بینمت بی قراری
از گوشه ی چشمات غم می باری
می فهمم احوال سختی داری ـ سختی داری
وقتی بین این بستر بی حالی
مثل پرستو شکسته بالی
معلومه از درد و غم می نالی ـ تو می نالی
دلم داغونه همین یک جمله ست نگو چیزی نیست
علی گریونه همین

  • پنج شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 15:31
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 24 ـ ذکر / زمینه سنگین ـ قبر -(وقتی که قبر مادر نهان شد) * حسن ثابت جو

818

سبک 24 ـ ذکر / زمینه سنگین ـ قبر  -(وقتی که قبر مادر نهان شد) سبک ۲۴ ـ ذکر / زمینه سنگین ـ قبر
وقتی که قبر مادر نهان شد
فصل بهار شیعه خزان شد
داغِ ـ شیعه ـ کوچه ـ دفن شبانه(۲)
بازو ـ صورت ـ پهلو ـ دارد نشانه(۲)
مادر مادر مظلومه مادر(۳)
بر قلبِ شیعه زخمی گران است
چون مادرش بی قبر و نشان است
از این ـ ماتم ـ بر دلِ ـ دردی وسیع است(۲)
تنها ـ مرهم ـ قدری ـ خاکِ بقیع است(۲)
مادر مادر مظلومه مادر(۳)
پای مزارش دل خون ببارد
مادر ضریح و صحنی ندارد
روزی ـ مهدی ـ آید ـ بر او بنازیم
روی ـ قبرِ ـ مادر ـ گنبد بسازیم
مادر مادر مظلومه مادر(۳)

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 17:08
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 23 ـ ذکر / واحد سنگین ـ بستر -(کنار بسترت چه افسردم) * حسن ثابت جو

859

سبک 23 ـ ذکر / واحد سنگین ـ بستر -(کنار بسترت چه افسردم) سبک ۲۳ ـ ذکر / واحد سنگین ـ بستر
کنار بسترت چه افسردم
شکستم و ز ناله پژمردم
شنیده ام که تو زمین خوردی
منم به پای تو زمین خوردم(۲)
مادر ـ مرو كه زينبت پريشونه
چشای دخترت چه گریونه
هوای دل هوای بارونه
مادر ـ به جان زینب بمان مادر(۳)
ببین تو حال و روز زینب را
ببین رسیده جان بر لب را
زدی به ناله ات مرا آتش
ببین تو ناله های امشب را(۲)
مادر ـ بدون تو دلم پر از خونه
كه خونه بي‌تو مي‌شه غمخونه
كه بي‌تو زينبت نمی مونه
مادر ـ به جان زینب بمان مادر(۳)
نگاه بی رمق به چشمانت
فضای حجره شرح زندانت
برای شادی دل زینب
مکن تو خنده ای به قربانت(۲)
مادر ـ چرا تو خسته و پريشوني
چرا تو اشهدت رو مي‌خوني
چرا تو پيش من

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 17:05
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 38 ـ ذکر / شور واحد ـ نیاز -(نیازِ من همینه مادر یه بار برم مدینه) * حسن ثابت جو

732

سبک 38 ـ ذکر / شور واحد ـ نیاز -(نیازِ من همینه مادر یه بار برم مدینه) سبک ۳۸ ـ ذکر / شور واحد ـ نیاز
السلام علیکِ یا فاطمه الزهرا(۳)
***
نیازِ من همینه مادر
یه بار برم مدینه
كبوتر دلِ من مادر
پای بقیع بشینه
پنجره فولاد تو رو بغل بگیرم
گریه کنم مادر من برات بمیرم
***
سلام به بانوی دل خسته
سلام به نور جلی
سلام به پهلوی بشکسته
سلام به یار علی
پای سلام زائرا گریه عجینه
تا کِی باید قبر تو شیعه نبینه
***
نگاه محترمت مادر
همیشه شاملِ ماست
اگر که مخفیه قبرِ تو
مزار تو دلِ ماست
ما به دعای فرج و راز و نیازیم
تا پسرت مهدی بیاد حرم بسازیم

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 17:43
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 37 ـ ذکر / شور ـ بین الحرمین -(با نوای تو یا زهرا می‌رویم بین الحرمین) * حسن ثابت جو

916

سبک 37 ـ ذکر / شور ـ بین الحرمین -(با نوای تو یا زهرا می‌رویم بین الحرمین) سبک ۳۷ ـ ذکر / شور ـ بین الحرمین
با نوای تو یا زهرا ـ می‌رویم بین الحرمین
السلامُ علی العباس ـ السلامُ علی الحسین
***
راهی کربلا هستیم
با تو یاس مدینه‌ای
با تو که خسته از دردی
زخمِ غربت به سینه‌ای
تا رسیدیم به شش گوشه
ناله از ظلم و کینه کن
با حسینت بگو مادر
کربلا را مدینه کن
***
ما همه تحت فرمانت
عاشقان و فدایی‌ات
انتظار سفر دارند
لشکر نینوایی‌ات
لحظه‌ی دیدن عباس
سوی علقم اشاره کن
یک ابالفضل بگو مادر
مستی اش را نظاره کن

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 17:46
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 29 ـ ذکر / شور ـ نیمه جان -(بعد عمری جان سپردی نیمه جان مادر) * حسن ثابت جو

887

سبک 29 ـ ذکر / شور ـ نیمه جان -(بعد عمری جان سپردی نیمه جان مادر) سبک ۲۹ ـ ذکر / شور ـ نیمه جان
بعد عمری جان سپردی نیمه جان مادر
کودکت با خود نبردی خسته جان مادر
مهربان مادر
ای جوان مادر
ای شهید ضرب پهلو ناتوان مادر
قد كمان مادر
غم کشان مادر
ای که داری روی جسمت صد نشان مادر
مادر غربت کشیده مادرم زهرا(۲)
مادر قامت خمیده مادرم زهرا(۲)
آن که هر جا بی قرارم گشته مادر بود
نیمه شب ها شمع زارم گشته مادر بود
آمدی خوابم
ای تو مهتابم
دادی از دست شکسته لحظه‌ای آبم
لرزشِ دستت
كرده ویرانم
خون به چشمانم ببین چون بی تو بی‌تابم
مادر غربت کشیده مادرم زهرا(۲)
مادر قامت خمیده مادرم زهرا(۲)
نیمه شب ها خواب تو گردیده غوغایم
می رسد بر گوش خواهر سوز نجوایم
گفته‌‌ای هر شب
بین تاب و

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 17:51
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 32 ـ ذکر / شور ـ هجران -(هرگز یادم نرفته شبِ تارِ كوچه) * حسن ثابت جو

756

سبک 32 ـ ذکر / شور ـ هجران -(هرگز یادم نرفته شبِ تارِ كوچه) سبک ۳۲ ـ ذکر / شور ـ هجران
کجایی ای مادر(۲)
چه سازم از این هجران و جدایی ای مادر(۲)
***
هرگز یادم نرفته شبِ تارِ كوچه
بی تو سر می‌گذارم به دیوارِ كوچه
این قلبِ خسته سامان ندارد
فکر حسن کن که جان ندارد
بی مادری اش درمان ندارد
***
دیدم که غم گرفته تمام وجودت
قاتلِ مجتبی شد نگاه کبودت
خورشید آسمونم چرا رفت؟
آن ماه مهربونم چرا رفت؟
مادر قد کمونم چرا رفت؟
***
امشب قلبم ز داغت به ماتم نشسته
بابا جسمت بشوید ولی چشمِ بسته
زینب سر می گذارد به دوشم
وای مادرِ حسینت به گوشم
امّا مادر نگاه کن خموشم
***
دیدی آخر جدایی سرانجامِ ما شد
باید كه بی صدا از تو مادر جدا شد
می سوزد آشیانه شبانه
با اشک کودکانه شبانه

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 17:55
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 33 ـ ذکر / شور واحد ـ خواب -(نیمه شب خواب مي‌ديدم خونه صفا گرفته) * حسن ثابت جو

1110

سبک 33 ـ ذکر / شور واحد ـ خواب -(نیمه شب خواب مي‌ديدم خونه صفا گرفته) سبک ۳۳ ـ ذکر / شور واحد ـ خواب
نیمه شب خواب مي‌ديدم خونه صفا گرفته
فضه فریاد می زنه مادر شفا گرفته
تا که بیدار شدم از شوق زیاد
دیدم انگار آرزوم رفته به باد
شنیدم ناله ی مادرم می آد
مادر ـ چه حزینه غم این صدایت
مادر ـ فدای نوای بی نوایت
مادر ـ قربونِ غربتِ ناله هایت
وا اماه وا اماه یا زهرا(۴)
بینِ این خونه خدا مادرِ زاری دارم
نمی تونم سرم و رو شونه هاش بذارم
بازوی مادرِ من درد می کنه
یادِ ضربه های نامرد می کنه
نیمه شب ها یه تبِ سرد می کنه
مادر ـ خواب دیدم خواب شبونه کردی
مادر ـ صبح شد پاشدی جارو به خونه کردی
مادر ـ خواب دیدم موهام و شونه کردی
وا اماه وا اماه یا زهرا(۴)

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 17:58
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 35 ـ ذکر / واحد ـ بقیع -(آرزومه قسمتم عرضِ ارادت باشه) * حسن ثابت جو

802
1

سبک 35 ـ ذکر / واحد ـ بقیع -(آرزومه قسمتم عرضِ ارادت باشه) سبک ۳۵ ـ ذکر / واحد ـ بقیع
آرزومه قسمتم عرضِ ارادت باشه
تو بقیعِ فاطمه ذکر و زیارت باشه
پای اون قبر و مزار بی رواق و حرمش
پشت اون پنجره ها کارم عبادت باشه
با ناله و با گریه ها
مادرم و یاری کنم
از دشمنای مادرم
ابرازِ بیزاری کنم
مادر مظلومه ی من فاطمه(۳)
شاید اونجا آقام و با چشمای تر دیدم
میون صحنِ بقیع زائرِ مادر دیدم
شاید اونجا شنیدم روضه های مولا رو
مهدی فاطمه رو با قلبِ مضطر دیدم
آقام بگه با زائرا
وارثِ صبرِ مادرم
همه بیایید ببینید
همینه قبرِ مادرم
مادر مظلومه ی من فاطمه(۳)

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 18:02
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک 31 ـ ذکر / شور ـ روضه -(می‌گه دو تا چشم ترت مادر) * حسن ثابت جو

975

سبک 31 ـ ذکر / شور ـ روضه -(می‌گه دو تا چشم ترت مادر) سبک ۳۱ ـ ذکر / شور ـ روضه
می‌گه دو تا چشم ترت مادر
سرخی آهِ جگرت مادر
بذار آقا تو روضه‌ی زهرا
منم بگم به مادرت مادر
مادر مظلومه(۲) یا حضرت زهرا(۲)
این شبا ناله‌ها می‌گن مادر
هق هق گریه‌ها می‌گن مادر
این شبا شعر و بیت می‌گن مادر
تموم اهل بیت می‌گن مادر
این شبا سیدا می‌گن مادر
بغضای بی‌صدا می‌گن مادر
مادر مظلومه(۲) یا حضرت زهرا(۲)
این شبا عقده‌ها می‌گن مادر
دیوارِ كوچه‌ها می‌گن مادر
این شبا عاشقا می‌گن مادر
تو حجره بچه‌ها می‌گن مادر
این شبا خسته‌ها می‌گن مادر
پهلو شكسته‌ها می‌گن مادر
مادر مظلومه(۲) یا حضرت زهرا(۲)
غریب و آشنا می‌گه مادر
پرچم هیئتا می‌گه مادر
حلقه‌ی اشك و غم می‌گه مادر
چادر خاكی

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 18:04
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

سبک34ـ ذکر / شور ـ وای مادر -(مهدی كه روز و شب می‌گه وای مادر) * حسن ثابت جو

944

سبک34ـ ذکر / شور ـ وای مادر -(مهدی كه روز و شب می‌گه وای مادر) سبک۳۴ـ ذکر / شور ـ وای مادر
ای وای مادر ـ ای وای مادر(۲)
***
مهدی كه روز و شب می‌گه وای مادر
شیعه به تاب و تب می‌گه وای مادر
بقیع که خون به لب می گه وای مادر
حسین می‌گه زینب می‌گه وای مادر
***
لاله و یاسمن می گه وای مادر
هر دل پر محن می گه وای مادر
وقتی که خوردی بین کوچه سیلی
كوچه كه با حسن می‌گه وای مادر
***
زمین می‌گه سما می‌گه وای مادر
مدینه با نوا می‌گه وای مادر
ام ابیهای نبی هستی و
حضرت مصطفی می گه وای مادر
***
هر دل آشنا می گه وای مادر
غریب سامرا می‌گه وای مادر
همیشه نینوا می‌گه وای‌مادر
حسین به كربلا می‌گه وای مادر

  • شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 18:06
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 علی اصغر یزدی

روضه ی حضرت زهرا -(با درد و غصه سوره ی کوثر شروع شد) * علی اصغر یزدی

733

روضه ی حضرت زهرا -(با درد و غصه سوره ی کوثر شروع شد) با درد و غصه سوره ی کوثر شروع شد
با گریه اش مصائب حیدر شروع شد

بعد از نبی غدیر فراموش خلق شد
اینگونه شد که آتش بر دَر شروع شد

اول شهید چون گلی از خانه پَر کشید
وقتی که ضربه ی در و مادر شروع شد

با این حساب پهلوی مادر شکسته بود
این گونه شد مصائب بستر شروع شد

جایی که حکم غصب فدک را گذاشتند
حکم به نیزه ها زدن سر شروع شد

دیدند معجر تو مسلمان گرفته است
در کربلا هم آتش معجر شروع شد

آسایش از تمامی عالم گرفته شد
آن لحظه ای که ظلم ستمگر شروع شد

در اوج روضه شعر تو پایان گرفته است
جایی که تازه داغ پیمبر شروع شد

علی اصغر یزدی

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 16:13
  • نوشته شده توسط
  • علی اصغر یزدی
ادامه مطلب
 علی اصغر یزدی

حضرت زهرا -(شانه ی ضرب دیده اش نگذاشت موی اورا دوباره شانه کند) * علی اصغر یزدی

1871
0

حضرت زهرا -(شانه ی ضرب دیده اش نگذاشت موی اورا دوباره شانه کند) یا فاطمه الزهرا _سلام الله علیها

شانه ی ضرب دیده اش نگذاشت
موی او را دوباره شانه کند
باید انگار جای بازوی خود
مادرش شانه را بهانه کند

زینب از دست های لرزانش
خوب فهمید هُرم آتش را
مادرش زیر لب چنین می گفت
با تو هم اینچنین زمانه کند

اشک ها شان برای هم زیباست
کربلا و مدینه ای بر پاست
زینب افتاده است یاد غلاف
مادرش یاد تازیانه کند

آن زمانی که دید آتش را
آستین در دهان گذاشت ولی
خوب فهمید روز عاشورا
خیمه ها را عدو نشانه کند

درب آتش گرفته سویی بود
روی دیوار جای خون مانده
با وجود هجوم خاکستر
خانه را او چگونه خانه کند

حرف های علی و زهرا هم
خود چنان روضه ایست مکشوفه
آن زمانی که فاطمه می گفت
تشیعش

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 18:35
  • نوشته شده توسط
  • علی اصغر یزدی
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)مدح و شهادت -(درس کرامت پیش او حاتم ببیند) * مرضیه نعیم امینی

1462
2

حضرت زهرا(س)مدح و شهادت -(درس کرامت پیش او حاتم ببیند) درس کرامت پیش او حاتم ببیند
درس حیا و مادری مریم ببیند

إنسیة الحوراست و قطعا محال است
کُنه کمالش را بنی آدم ببیند

تا پای جان پای امامش ماند زهرا
حیدر سپر دارد همه عالم ببیند

آن در که پیغمبر از آن بی اذن نگذشت
حالا هجوم چند نامحرم ببیند

با میخ و آتش داده شد اجر رسالت
باید بیاید حضرت خاتم ببیند

در کوچه طفلی را تصور کن که ناگه
از ضرب سیلی مادرش مبهم ببیند

دیگر حسن در خواب مادر را همیشه
با صورتی نیلی و قدی خم ببیند

از غربت کوچه غم گودال پیداست
جایی که زینب پیکری دَرهم ببیند

بین حرامی ها سر عمامه دعواست
حالا تصور کن که مادر هم ببیند

ای ساربان بس کن... چه میخواهی ز جانش؟
زهرا چگونه غارت خات

  • جمعه
  • 18
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 23:44
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)هجوم به بیت ولایت -(خودت را در میان صحنه محشر تصور کن) * محمود یوسفی

788
1

حضرت زهرا(س)هجوم به بیت ولایت -(خودت را در میان صحنه محشر تصور کن) خودت را در میان صحنه محشر تصور کن
خودت را بی کس و بی یارو بی یاور تصور کن

خودت را در میان شعله ها در موجی از آتش
خودت را در میان دود و خاکستر تصور کن

تصور کن خودت را در میان کوچه ی تنگی
و در آن کودکی را پیش یک مادر تصور کن

و بعدش مادری را که گرفته دست کودک را
و آنها را میان خیل یک لشکر تصور کن

و در ذهنت تجسم کن 40 نامرد جنگی را
که صف بستند پشت خانه حیدر، تصور کن-

40 نامرد جنگی و رخ ناموس پیغمبر
خودت تا انتهای قصه را دیگر تصور کن

بیا و بعد از این مثل علی فردای زینب را
تو از امروز با ساقی بی کوثر تصور کن

و این یعنی به یاد آور دوباره بیت اول را
خودت را در میان صحنه محشر تصور کن

بیا یک بار

  • جمعه
  • 18
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 23:48
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(گر پهلویم شکست فدای سرت علی) * حسین رضایی

2531
4

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(گر پهلویم شکست فدای سرت علی) گر پهلویم شکست فدای سرت علی
محسن به خون نشست فدای سرت علی

یک تار موی تو به دو عالم نمی دهم
هستی هر آنچه هست فدای سرت علی

ماهِ رخم که سایه ی خورشید را ندید
حالا که نیلی است فدای سرت علی

غصه مخور اگر پی احقاق حق، عدو...
... راهم به کوچه بست فدای سرت علی

از چه نشسته ای به برم" شملةالجنین"
این جای ضرب شصت فدای سرت علی

  • جمعه
  • 18
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 23:50
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)شهادت -(چرا اين خطوط، اين حروف الفبا شکسته؟) * مهدی زارعی

901

حضرت زهرا(س)شهادت -(چرا اين خطوط، اين حروف الفبا شکسته؟) چرا اين خطوط، اين حروف الفبا شکسته؟
چرا «ز»، چرا «ه»، چرا «ر»، چرا «آ»، شکسته؟

چرا حرف در حرف هر واژه مي پيچيد از درد؟
مگر ضربه اي سخت پهلويشان را شکسته؟

در اين شعر، آيينه اي بوده قبل از سرودن
که افتاده و زير پاهاي دنيا شکسته

بگو ناخدايان بر اين موج کشتي نرانند
که صد کشتي نوح هر شب در اين جا شکسته

به ليلاي عاشق کش قصه ها هم بگوييد
که در راه مجنون، در اين کوچه ليلا شکسته

نماز مسافر شکسته ست و در خانه ي خود
کسي بسته قامت به محراب، اما شکسته

در آيينه ي خانه، مادر مهياي پرواز
در آيينه، آيينه ي عمر بابا شکسته

نه تنها در اين سوگ محراب مسجد خميده
ستون هاي معبد، کنيسه، کليسا شکسته

تو را دست شو

  • جمعه
  • 18
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 23:56
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)شهادت -(چو آفتاب رخت را غبار ابر گرفت) * سید مهدی حسینی

794

حضرت زهرا(س)شهادت -(چو آفتاب رخت را غبار ابر گرفت) چو آفتاب رخت را غبار ابر گرفت
شکوه نام علی غربتی ستبر گرفت

جهان و کن فیکونش در اختیار تو بود
عدو چگونه فدک را ز تو به جبر گرفت؟

خمید قامت او زیر بار اندوهت
اگر چه دست علی را عصای صبر گرفت

پدر به دیدن تو تا بهشت صبر نکرد
تو را ز دست علی در میان قبر گرفت

تمام غربت خود را گریست در دل چاه
که تا همیشه دل چاه مثل ابر گرفت

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:00
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(ای تا همیشه مطلع الانوار لبخندت) * سید محمد جواد شرافت

810

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(ای تا همیشه مطلع الانوار لبخندت) ای تا همیشه مطلع الانوار لبخندت
آیینه در آیینه شد تکرار لبخندت

جان پدر را تا بهشتی غرق گل می برد
در لحظه های روشن دیدار لبخندت

لبریز بود از مادری لبریز چشمانت
سرشار بود از عاطفه سرشار لبخندت

نه سال در دنیای حیدر صبح و ظهر و شب
تکرار شد تکرار شد تکرار لبخندت

با گردش دستاس خیر و نور می پاشید
بر هرچه صحرا هرچه گندمزار لبخندت

از روزه ی بی نان و بی خرما چه شیرین تر
وقتی که باشد لحظه ی افطار لبخندت

..
اما چرا این روزها دیگر نمی خندی
اما چرا این روزهای تار لبخندت.‌..

مثل گلی توفان زده پژمرد، پرپر شد
بعد از پدر بعد از در و دیوار لبخندت

این روز های آخری یک بار خندیدی
اما چه تلخ است آه تلخ این ب

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:02
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(سحر دمیده و سجاده ماهتاب ندارد) * محمد رضا طالبی

784
1

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(سحر دمیده و سجاده ماهتاب ندارد) سحر دمیده و سجاده ماهتاب ندارد
بساط شاعر شبگرد شعر ناب ندارد

چگونه اشک بریزد زمان درد دو پهلو؟!
گلی که می شکند ساقه اش، گلاب ندارد!

چه فایده که به رویش هزار پنجره وا شد؟!
گلی که سوخت نیازی به آفتاب ندارد!

فقط به مرگ خود امید بسته بعد پیمبر
چه زندگی ست که هر لحظه جز عذاب ندارد

به پیش غیض, نگاه چهل حرامی بد مست
نجیب زاده زنی را زدن ، ثواب ندارد!!

قسم به پینه ی دستش، شبیه او خود, گندم
هزار خاطره با سنگ آسیاب ندارد

تمام غصه ی تنها نگین خانه همین است:
اگر بمیرم علی یار پارکاب ندارد

چه جمله ای شده کابوس او که می پرد از خواب!!! :
‘'برای بستن حیدر کسی طناب ندارد؟’'

چگونه مقبره سازد برای او که

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:05
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

حضرت زهرا(س)شب شهادت -(همینکه درد زِ چشمِ تو خواب می‌گیرد) * حسن لطفی

2975
1

حضرت زهرا(س)شب شهادت -(همینکه درد زِ چشمِ تو خواب می‌گیرد) همینکه درد زِ چشمِ تو خواب می‌گیرد
تمامِ جانِ مرا اضطراب می‌گیرد

بیا به همسرِ خود لحظه‌ای تبسم کُن
دلم از اینهمه حالِ خراب می‌گیرد

گشوده دخترِ تو آیه‌هایِ قرآن را
نشسته رویِ سرِ خود کتاب می‌گیرد

عوض شده است در این خانه کارها امشب
حسین پیشِ لبت ظرفِ آب می‌گیرد

مواظب نَفَسَت باش ای تَرک خورده
یواشتر که تنت را عذاب می‌گیرد

خدا کند که نبینند پهلوانی را
که آستین رویِ ردِ طناب می‌گیرد

سلام می‌کند اما علی از این مردم
فقط زِ خنده‌یِ قنفذ جواب می‌گیرد

ببین به خاکِ سیاهم نشاند آن نامرد
که خانومم به رُخِ خود نقاب می‌گیرد

کسی به سینه‌ی دیوار و در فشارت داد
شبیه آنکه زِ گلها گلاب می‌گیرد

**** ****

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)شهادت -(میخواست با یک شعر دفتر را بسوزاند) * حسن اسحاقی

1043

حضرت زهرا(س)شهادت -(میخواست با یک شعر دفتر را بسوزاند) میخواست با یک شعر دفتر را بسوزاند
مستی که نیت داشت ساغر را بسوزاند

رقصاند روی کاغذش خودکار را،شاعر
میخواست با هر بیت جوهر را بسوزاند

خودکار پای داغ او ماند و غزل این شد:
اخم علی کافیست خیبر را بسوزاند

حرف بعیدی نیست: حیدر بی سپر باشد-
هرم تنش شمشیر و خنجر را بسوزاند

پایش به میدان وا شود با برق شمشیرش
یکباره سرتا پای لشکر را بسوزاند

حیدر چنان سوزاند شیطان را به ایمانش-
شیطان به فکر افتاد حیدر را بسوزاند

در بین گمراهان عالم گشت و می دانست
باید کسی پیدا شود در را بسوزاند

در را بسوزاند که عالم شعله ور باشد
در را بسوزاند که مادر را بسوزاند
...
تب کرده مادر، چشم من با اشک خود نگذار
این زخمهای

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:10
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

فاطمیه -(گیرم غم و مصیبت مان کم نمی شود) * محمد جواد شیرازی

1302

فاطمیه -(گیرم غم و مصیبت مان کم نمی شود) گیرم غم و مصیبت مان کم نمی شود
یک ذره از محبت مان کم نمی شود

ما سائلان اهل کسای پیمبریم
بر پنج تن ارادت مان کم نمی شود

با اقتدا به سیره ی زهرای مرضیه
از لذت عبادت مان کم نمی شود

با روی سرخ، رو به اجانب نمی زنیم
حداقل شرافت مان کم نمی شود

باور کنیم روزی مان دست فاطمه است
باور کنیم برکت مان کم نمی شود

عزت برای فاطمه و اهل فاطمه است
با فاطمیه عزت مان کم نمی شود

دشمن خیال حمله به ایران نمی کند
تا از ولی اطاعت مان کم نمی شود

ما پیرو سیاست زهرای اطهریم
یعنی غم ولایت مان کم نمی شود

در فتنه سبکِ ماست همان سبک فاطمه
در فتنه از بصیرت مان کم نمی شود

کوری چشم لشگر طاغوت لحظه ای
از سوریه حمایت مان

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:14
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

حضرت زهرا(س)شهادت -(خیبر شکن و خانه نشستن هیهات) *استاد محمد جواد غفورزاده

970

حضرت زهرا(س)شهادت -(خیبر شکن و خانه نشستن هیهات) خیبر شکن و خانه نشستن هیهات
در برزخ آفتاب بستن،هیهات

( لا اسئلکم علیه اجرا) یعنی
سیلی زدن و سینه شکستن هیهات

پاییز دلان به یکدگر پیوستند
دیدند که در باده ی غفلت مستند

تا ترجمه موده فی القربی
کامل بشود دست علی را بستند

ای جان جهان لحظه پرواز شده است
درهای بهشت جاودان باز شده است

تا دفتر زندگانی ات پایان یافت
غمهای بنی فاطمه آغاز شده است

در چشم علی، جهان شب است از امروز
از غصه دلش لبالب است از امروز

با حسرت و اندوه به خود می گوید:
کدبانوی خانه زینب است از امروز

مرهم به روی جراحتم بگذارید
حرمت به همین صراحتم بگذارید

من خونجگر از خاطره ی زهرایم
مردم بروید راحتم بگذارید

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:16
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)مدح و شهادت -(دل فاطمه است دلبر و دلدار ، فاطمه است) * مهدی مقیمی

2515
1

حضرت زهرا(س)مدح و شهادت -(دل فاطمه است دلبر و دلدار ،  فاطمه است) دل فاطمه است دلبر و دلدار ، فاطمه است
مشکل گشای هر چه گرفتار ، فاطمه است

مرهون لطف حضرت زهراست کائنات
کانونِ مهربانیِ بسیار ، فاطمه است

تنها نه بوتراب که کل وجود را
خورشیدِ روز و ماه شب تار ، فاطمه است

باید که پای درس مقاماتِ او نشست
بخشش ، وفا ، نجابت و ایثار ، فاطمه است

گوهر شناس تر ز علی باز هم علیست
مولا شناخت دُرِّ گهربار ، فاطمه است

در مشکلات ، آنکه گرفته است دست ما
یک بار نه ، دو بار نه ، صد بار ، فاطمه است

یک روح در دو تن ، .... تو بگو فاطمه علیست
یا نه ، بگو که حیدر کرار ، فاطمه است

تحکیم ساختار امامت ازین دو تاست
بانی ابالحسن شد و معمار، فاطمه است

اینکه بهشت یا که جهنم نصیب ک

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:20
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(چقدر گرم دعایی برای همسایه) *

741

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(چقدر گرم دعایی برای همسایه) چقدر گرم دعایی برای همسایه
چه رازی است نهان در دعای همسایه؟

چقدر مردم این کوچه بی وفا بودند
که بود پاسخ مهرت ، جفای همسایه

چگونه گم شده راه خدا که جا مانده ست
به روی چادر تو ، ردپای همسایه

برای کندن یک شاخه یاس از ریشه
به صف شدند تمام قوای همسایه

به حول و قوه ی بازوی زخمی زهرا
به دور ماند علی از بلای همسایه

نداشت حاصل دیگر به غیر عاشورا
بزرگتر شدن بچه های همسایه
علی حقیقی

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:27
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)هجوم به بیت ولایت -(یک درِ چوبی که میسوزد میان شعله ها) * مهدی مقیمی

979

حضرت زهرا(س)هجوم به بیت ولایت -(یک درِ چوبی که میسوزد میان شعله ها) یک درِ چوبی که میسوزد میان شعله ها
میخ های داغِ آن در از خودش سوزان تر است

پشتِ آن در فرض کن حالا که باشد مادری
از تمام دردها این درد بی درمان تر است

فکر کن با ضربه ای حالا همین در وا شود
کشتنِ بانوی خانه بعد از آن آسان تر است

از نوکِ مسمار خون میریخت بر روی زمین
دیدهء مسمار انگار از همه گریان تر است

فضه دستم را بگیر اما خودت تنها بیا
تو بیایی دردم از چشم علی پنهان تر است

کربلا وقتی اضافه بر مدینه می شود
روضه ها سوزان تر و دلهای ما ویران تر است

چشم تارش بین میدان کرد ثابت بر همه
از همه اهل حرم ارباب من عطشان تر است

شمر ، برخیز این گلو را خواهرش بوسیده است
پس بَرَش گردان که تیغ از پشت سر

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:33
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)شهادت -(اینگونه خورشیدی که پشت ابر می ماند) * نجمه پور ملکی

864

حضرت زهرا(س)شهادت -(اینگونه خورشیدی که پشت ابر می ماند) اینگونه خورشیدی که پشت ابر می ماند
ته می کشد تا انتهای صبر می ماند

خاری میان چشم حیدر می شود آخر
این اختیاری که شبیه جبر می ماند

حتی اگر زخمی شود یا دست و پا بسته
یک ببر تا پایان عمرش ببر می ماند

در کوچه ها یک عابری را می شناسم که
اصلا مسلمان نیست مثل گبر می ماند

هرگز نخواهد گفت زهرا از کبودیها
اینگونه رازش تا ابد در قبر می ماند

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:38
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد