شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

حضرت زهرا(س)طلیعه فاطمیه -(از هر خیابان رد شدم دیدم نوشته) * مهدی مقیمی

748
1

حضرت زهرا(س)طلیعه فاطمیه -(از هر خیابان رد شدم دیدم نوشته) در روزهای غم ، ... بفرمایید روضه
در خیمۀ ماتم ، ... بفرمایید روضه

از هر خیابان رد شدم دیدم نوشته
بر روی یک پرچم ، ... بفرمایید روضه

وقتی نبی تا حضرت مهدی می آیند
مردم شماها هم ، ... بفرمایید روضه

از این جوانی خیر می بینید مردم
من خیرِ آن دیدم ، ... بفرمایید روضه

وقت شروعِ مجلس است آماده باشید
بعد از وضو نم نم ، ... بفرمایید روضه

مداح دارد شعر میخواند چه پُر سوز
از نخلۀ میثم ، ... بفرمایید روضه

تا روضه های مادر سادات برپاست
گرچه زیاد و کم ، ... بفرمایید روضه

فرقی ندارد روضه ها ، چه هیأت ما
چه مسجد اعظم ، ... بفرمایید روضه

دیر است مجلس واردِ سینه زنی شد
مداح داده دم ، ... بفرمایید روضه

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

-(این سوز گریه های غریبانه ی علیست -) * داود رحیمی

1081

-(این سوز گریه های غریبانه ی علیست -) "باز این چه شورش است" که در خانه ی علیست؟
این سوز گریه های غریبانه ی علیست -

"کای مونس شکسته دلان حال ما ببین"
در آتش اینکه سوخته پروانه ی علیست

"آن در که جبرئیل امین بود خادمش"
آتش گرفته قاتل ریحانه ی علیست

"خورشید آسمان و زمین" کنج بستر است
این خانه بعد فاطمه ویرانه ی علیست

خاتون خانه ای که در آن سوخت خانمش
از این به بعد، دختر دردانه ی علیست

حیدر چرا به شانه ی دیوار سر نهد؟
"سرهای قدسیان همه بر" شانه ی علیست

باز این چه نوحه و چه عزا و چه شیون است؟
این جان حیدر است که در حال رفتن است

دیدی چگونه قامت یک پهلوان شکست؟
در را که دید فاتح خیبر، زمین نشست

جان علی! تو گوشه ی بستر چه می کنی؟
پ

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:43
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)کوچه بنی هاشم -(هر زمان سختی هر مرحله بی حد می شد) * داود رحیمی

1678
3

حضرت زهرا(س)کوچه بنی هاشم -(هر زمان سختی هر مرحله بی حد می شد) هر زمان سختی هر مرحله بی حد می شد
فاطمه مادر دلسوز محمد می شد

گاه با تیغ زبان یک تنه حیدر بود و
گاه در خواندن خطبه خود احمد می شد

برساند به نبی، یا به علی، یا زهرا؟
حامل وحی در این بیت مردد می شد

چه یتیم و چه اسیر و چه فقیر و مسکین
بهره مند از کرمش هر که می آمد می شد

چادر فاطمه از گبر مسلمان می ساخت
لاابالی درِ این خانه مقید می شد

پشت این در ملک الموت سه بار اذن گرفت
آتش و دود به اذن چه کسی رد می شد؟

چه گذشته است مگر در پس این در؟ که علی -
حرف در می شد اگر، حال دلش بد می شد

پاره ی جان نبی داشت به همراه پسر
روزی از کوچه ی شهر پدرش رد می شد

ناگهان شیشه ی عمر پسر افتاد و شکست
وسط کوچه هما

  • یکشنبه
  • 20
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:45
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(تو حیدری به تو چشمان تر نمی آید) * حسین ایزدی

925

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(تو حیدری به تو چشمان تر نمی آید) تو حیدری به تو چشمان تر نمی آید
سرت سلامت اگر غصه سر نمی آید

رشید شهر چرا دست بر کمر داری؟
به تو گرفتن دست از کمر نمی آید

گره گشای همه دست های بسته علی
به دست حیدری ات بند و پر نمی آید

‏‎سپرده ام به کنیزان که نان درست کنند
ز دست و بازوی من کار برنمی آید

میان شعله من و در بهم گره خوردیم
علی ز پهلوی من میخ در نمی آید

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

حضرت زهرا(س)هجوم به بیت ولایت -(منم یهودیِ این شهر ، شهرِ بی دردی) * حسن لطفی

966

حضرت زهرا(س)هجوم به بیت ولایت -(منم یهودیِ این شهر ، شهرِ بی دردی) منم یهودیِ این شهر ، شهرِ بی دردی
منم یهودیِ این شهر ، شهرِ نامردی

منم یهودیِ این شهر ، شهرِ دلتنگی
جدا از این همه مردم ، جماعتی سنگی

منم کلیمیِ دیروز و شیعه‌ی امروز
نشسته‌ام سرِ یک کوچه ، کوچه‌ی جانسوز

منم گدایِ همین خانه ، خانه‌ای بی در
اسیرِ غربتِ مردی شبیهِ پیغمبر

من از اهالی خیبر نشینِ صحرایم
بزرگ زاده‌یِ قومی زِ کیشِ موسایم

منم که دیده دو چشمم شکوهِ خیبر را
حماسه‌های نفس گیرِ دستِ حیدر را

تمامِ خیبریان را به پایِ خود افکند
همان دو دست که در را زِ جای خود بَرکَند

تمامِ لشگرِ ما را اشاره‌اش پاشید
زمین و هرچه در آن بود را به هم پیچید

همان دو دست که بوئیدشان پیمبر عشق
همان دو دست که

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:17
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)شهادت -(کسی به باغچه بعد از تو آب خواهد داد؟) * اعظم سعادتمند

761

حضرت زهرا(س)شهادت -(کسی به باغچه بعد از تو آب خواهد داد؟) کسی به باغچه بعد از تو آب خواهد داد؟
به روزهای جهان، آفتاب خواهد داد؟

کدام دامن پر مهر می شود بالش؟
به گریه های یتیمانه خواب خواهد داد

کدام عشق به این سفره های نان و نمک
پس از عبور تو رنگ و لعاب خواهد داد

مرا هر آینه او از سکوت پر کرده است
هم او که آه مرا بازتاب خواهد داد

برای آنکه بگیریم انتقامت را
خدا به گردش دنیا شتاب خواهد داد

زمانه ای که به زهرا چنین جفا کرده است
مگر سلام علی را جواب خواهد داد!؟

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:19
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)شب شهادت -(جانان علیست...فاطمه...یک امشب ) * سید مجتبی شجاع

848
-1

حضرت زهرا(س)شب شهادت -(جانان علیست...فاطمه...یک امشب ) جانان علیست...فاطمه...یک امشب
گریان علیست...فاطمه...یک امشب

ای صبح نیا، دلت مگر می آید!!!
مهمان علیست...فاطمه...یک امشب

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:21
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

حضرت زهرا(س)شهادت -(نسيم آرامتر خوابيده بانو ) * حسن لطفی

1635
5

حضرت زهرا(س)شهادت -(نسيم آرامتر خوابيده بانو ) نسيم آرامتر خوابيده بانو
مزن پروانه پر خوابيده بانو

دگر رخصت نيازی نيست جبريل
مزن ديگر به در خوابيده بانو

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:23
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

حضرت زهرا(س)کوچه بنی هاشم -(غم می‌وزید شادیِ ما مختصر کُنَد) * حسن لطفی

1731
1

حضرت زهرا(س)کوچه بنی هاشم -(غم می‌وزید شادیِ ما مختصر کُنَد) غم می‌وزید شادیِ ما مختصر کُنَد
شب می‌رسید کامِ مرا تلخ تر کُنَد

کو مَحرمی که بر درِ این خانه سر زَنَد
کو مَرحمی که بر جگرِ ما اثر کُنَد

مادر که می‌رود همه‌ی خانه بی کَس‌اند
مادر که هست خنده از اینجا گذر کُنَد

باشد‌ ، مریض هم شده باشد به خانه‌ات
کافیست در نماز که چادر به سر کُنَد

او هست نانِ تازه و گرمیِ خانه هست
کافیست در قنوت دعایی اگر کُنَد

من روضه خوانِ خویشم و دیدی که روزگار!
آتش نکرد آنچه که غم با جگر کُنَد

نامردِ شهر با همه ولگردها رسید
تا که تمام قصه‌یِ دیوار و در کُنَد

گردن کشید ...دید علی نیست...شیرشد
تا بی خیال طعنه زند خنده سر کُنَد

اول قباله‌یِ فدک از دستِ ما گرفت
می‌خواست

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:27
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)شهادت -(رفتی و پناه عالمیْنت میسوخت) * مرضیه عاطفی

958

حضرت زهرا(س)شهادت -(رفتی و پناه عالمیْنت میسوخت) رفتی و پناه عالمیْنت میسوخت
قلب حسن(ع) و جانِ حسینت(ع) می‌سوخت

قران و تمام عترتت خورد زمین
در شعله حدیث ثقلینت می‌سوخت!

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:29
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محسن ناصحی

حضرت زهرا(س)هجوم به بیت ولایت -(شبیه باد وقتی یاس پرپر را نمی فهمد) * محسن ناصحی

877
1

حضرت زهرا(س)هجوم به بیت ولایت -(شبیه باد وقتی یاس پرپر را نمی فهمد) شبیه باد وقتی یاس پرپر را نمی فهمد
تبر افتادن سرو و صنوبر را نمی فهمد

چه فرقی می کند شمشیر باشد یا غلاف اصلا
که ظالم حرمت دخت پیمبر را نمی فهمد

مرا مانند آتش نه ، تصور کن مرا چون دود
که فرق چوبهای خشک با تر را نمی فهمد

مرا مانند تابوتی تصور کن که شب هنگام
دلیل شانه ی لرزان حیدر را نمی فهمد

کسی که پشت در حتی نفهمیده است محسن را
یقینا بین صحرا حال اصغر را نمی فهمد

شبیه سینه ای زخمی که وقتی میخ می بیند....
سری بر نیزه می بینم که خنجر را نمی فهمد

قنوتم گرم آمین است در الجار ثم الدار
ولی عجل وفاتی های مادر را نمی فهمد

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:32
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)طلیعه فاطمیه -(حزنی عجیب شادی ما را خراب کرد) * مجتبی قاسمی

1775

حضرت زهرا(س)طلیعه فاطمیه -(حزنی عجیب شادی ما را خراب کرد) حزنی عجیب شادی ما را خراب کرد
ما را برای غصه و غم انتخاب کرد

ما شیعه ایم، مست دو چشمان حیدریم
حب علی است غوره ی ما را شراب کرد

رحمت بر آن کسی که از آغاز زندگی
ما را غلام حضرت زهرا خطاب کرد

در فاطمیه ها که خدا غرق ماتم است
زهرا به روی گریه کنانش حساب کرد

غوغا نموده ذکر شریفش میان شهر
پرچم سیاه مادرمان انقلاب کرد

ما با دعای فاطمه عزت گرفته ایم
رحمت بر او که عزت ما بی حساب کرد

راه نجات در همه جا دست فاطمه است
باید ز هر چه معصیتش اجتناب کرد

آرامش علی است به لبخند فاطمه
با خنده اش دعای علی مستجاب کرد

قاتل عجیب پیش دو چشمان مجتبی
بهر شکستن گل حیدر شتاب کرد

دستی پلیدصورت گل را نشانه رفت
ردی

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:34
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)طلیعه فاطمیه -(ببار ، اشک ، به رنگ سیاهِ پرچم ها) * مهدی مقیمی

809

حضرت زهرا(س)طلیعه فاطمیه -(ببار ، اشک ، به رنگ سیاهِ پرچم ها) ببار ، اشک ، به رنگ سیاهِ پرچم ها
به شور ، روضه ، زمینه ، به نوحه ها ، دم ها

دوباره بیرق و طبل و کتیبه آماده .......
که فاطمیّه بُود مادرِ محرم ها

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:38
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(جای آتش، شمع گر سوسو بگیرد بهتر است) * مهدی رحیمی زمستان

798
2

حضرت زهرا(س)بستر شهادت -(جای آتش، شمع گر سوسو بگیرد بهتر است) جای آتش، شمع گر سوسو بگیرد بهتر است
شمع اصلا آتش از یک سو بگیرد بهتر است

باعث زحمت شود اصلا اگر شانه زدن
گاه روی صورتی را مو بگیرد بهتر است

اینکه می خواهد بگوید بهترم این خوب نیست
اتفاقاً دست بر زانو بگیرد بهتر است

بی تعادل درمیان خانه جارو می زند
کشتی بی بادبان پهلو بگیرد بهتر است

گرچه می ارزد به شادی علی این اتفاق
فضه از دستش ولی جارو بگیرد بهتر است

برخلاف آنچه می گویند با این حال و روز
هرچه زهرا از علی اش رو بگیرد بهتر است

از علی رو را بپوشاند ولی پیش حسن
اتفاقا دست بر بازو بگیرد بهتر است

  • دوشنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(مثنوی)چشم گشا یاور بیمار من * محمود اسدی

887
2

(مثنوی)چشم گشا یاور بیمار من چشم گشا یاور بیمار من
ای همه ی عمر طرفدار من

کنار بسترت علی پیر شد
به جان تو علی ز جان سیر شد

دو چشم بسته ات مرا می کشد
دست شکسته ات مرا می کشد

بگو چه کرده با تو دشمن بگو
ز سینه و تیزی آهن بگو

پرستوی علی در آنجا چه شد
شروع کوچ تو از کوچه شد

به یاس من جوهر نیلی زدند
میان کوچه بر تو سیلی زدند

به کوچه تا دو دست من بسته شد
دست تو از غلاف بشکسته شد

آه که پروانه ی پر سوخته
صورتت از شعله در سوخته

یکی نگفت خُرد شد آیینه اش
شکست از ضربت پا سینه اش

یکی نگفت، ضربه بر در مزن
اگر زدی به پیش شوهر مزن

یکی نگفت، پشت در یک زن است
و بدتر اینکه زن آبستن است

بود نگاهم به تو در بین دود
در به روی تن تو ا

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 22:20
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)از حال زار تو شدم آشفته تر مرو * محمود اسدی

754
1

(غزل)از حال زار تو شدم آشفته تر مرو از حال زار تو شدم آشفته تر مرو
ای محتضر ز چیست شدی مختصر مرو

نه سال بوده ای تو برای علی سپر
با رفتنت دوباره شوم بی سپر مرو

ای مرغ پر شکسته مپر زآشیان من
بی بال هم برای منی بال و پر مرو

بشنو تو التماس مرا گرچه مشگل است
ای همسر جوان و خمیده کمر مرو

یکبار ضربه خورده ای از در دگر بس است
در را که میزنند تو در پشت در مرو

تا میرسد مغیره ز ره خنده میکند
مشکن چنین غرور مرا و دگر مرو

خانه خراب میشوم از بعد تو بمان
ای حامی علی، گذر از این سفر مرو

*******

شائق

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 22:23
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)همدم کسی به مثل تو پیدا نمی شود * محمود اسدی

1802
2

(غزل)همدم کسی به مثل تو پیدا نمی شود همدم کسی به مثل تو پیدا نمی شود
جز با تو درد عشق مداوا نمی شود

از لحظه ای که در پس در خوانده ای مرا
نبود دمی که دیده چو دریا نمی شود

گفتم مگر که دیده ی خود واکنی ولی
چشمی که کوچه دیده دگر وا نمی شود

از بس نظر به قد تو کردم کمان شدم
حتی هلال چون قد تو تا نمی شود

دیدم تو را به بستر و شرمنده تر شدم
جز استخوان و پوست تماشا نمی شود

زینب ز دیده اشک فشاند به بازویت
شاید که مرهمی شود اما نمی شود

دشمن پس از عیادت تو با اشاره گفت
زهرا دگر برای تو زهرا نمی شود

*******

شائق

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 22:26
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)ای پرستوی علی گو چه شده بال و پرت * محمود اسدی

1186
4

(غزل)ای پرستوی علی گو چه شده بال و پرت ای پرستوی علی گو چه شده بال و پرت
چشم وا کن مگر افتاده علی از نظرت

تو سپر بهر علی در وسط کوچه شدی
پشت در هم سپر سینه ی تو شد پسرت

کاشکی زودتر از تو بروم تا؛بانو
خبر سوختنت را ببرم بر پدرت

دستمالی به سرت بسته ای و میسوزم
به گمانم که در سوخته خورده به سرت

حسن از غصه ی تب کردن تو تب کرده
نکند باز به آن کوچه فتاده گذرت

دست بردار زدیوار و کمی راه برو
سخت باشه به تو؛ انگار شکسته کمرت

******

شائق

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 22:27
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)می سوزد این فلک همه از سوز آه من * محمود اسدی

978
4

(غزل)می سوزد این فلک همه از سوز آه من می سوزد این فلک همه از سوز آه من
یارب گرفت در وسط کوچه ماه من

او یک تنه برای علی یک سپاه بود
افسوس بین خاک نهان شد سپاه من

حالا کجا روم به که گویم غم دلم
نه سال بود سینه ی صدیقه چاه من

خیزو ببین که فاتح خیبر زپا نشست
برگرد ای همیشه تو پشت و پناه من

وقتی زدند فاطمه را بین کوچه ها
ای کاش بسته بود در آنجا نگاه من

یادم نرفته است به در تکیه دادنت
در تکیه گاه تو شد و تو تکیه گاه من

از کوچه ای که راه تو سد شد نمی روم
اما مغیره سبز شود بین راه من

*******

شائق

  • دوشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 22:30
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب

شعر ترکی ، برای حضرت زهرا (س) -(ملجاء دنیای رجا فاطمه) * علیرضا امانی مجد

11572
11

شعر ترکی ، برای حضرت زهرا (س) -(ملجاء دنیای رجا فاطمه) .

ملجاءِ دنیای رجا فاطمه
محتجب حجب و حیا فاطمه
مرحمت و لطف و عطا فاطمه
صلِّ علی صلِّ علی فاطمه

فاطمه اسرارین اولوب مرجعی
شعر غمون مطلعینون مصرعی
درک ائده بیلمز بو سوزی مدّعی
کشف ائلین یوخ هله مُستودعی (1)
یعنی اولوب سرّ خفا فاطمه

صاف ائلیون ذهنیده افکاروزی
صادق ائدون شیوه ی رفتاروزی
یعنی بیلون نحوه ی گفتاروزی
سونرا دئیون دکتره بیماروزی
تا ائله سین درده دوا فاطمه

فاطمه چون ضامن اولوب محشره
رد ائلمز کیم قویا یوز محضره
مسگره وئر مس ، زریده زرگره
سائلی اولماز الی بوش قیتره
سنده دئنن صدقیله یا فاطمه

بیر گئجه اوخشاتدوم اونی کوکبه
گلدی ندا ظلم ائلمه مطلبه
عالمی باغلار نخ چادر شبه
یعنی قیاس ائتسو

  • دوشنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 19:19
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا امانی مجد
ادامه مطلب

(وضوی خاک) -(معرفی کتاب) * علیرضا امانی مجد

733

(وضوی خاک) -(معرفی کتاب) ‍ بنام خدا .
باعنایات خداوند رحمان . چهارمین جلد از آثار: #علیرضا_امانے_مجد
با عنوان (وضوی خاک) منتشر گردید.
??

این مجلد در 182 صفحه با قطع رقعی و مشتمل بر اشعار آئینی (به زبان فارسی) می باشد که با مقدمه ای از جناب دکتر (شهاب الدین وطن دوست) و طرح جلد جناب آقای فرج داننده ، توسط انتشارات (خط هشت) آماده شده است.
??

تلفن های ذیربط:
انتشارات خط هشت: 09143585218
طراح جلد: فرج داننده 09124342477
چاپ: صدرا 09141552196
مسئول پخش: 09144523674
هماهنگی برای خرید: 09142908578
مولف: 09141535484
کتاب فروشی ناصح : اردبیل ، روبروی مسجد پیرعبدالملک 04533335678
??

مجموعه اشعار (وضوی خاک) از امروز در دسترس ع

  • شنبه
  • 27
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 15:59
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا امانی مجد
ادامه مطلب

حدیث ولایت علی (ع) با گریز به روضه حضرت زهرا(س) *

2449

حدیث ولایت علی (ع) با گریز به روضه حضرت زهرا(س) قال رسول الله - صلي الله عليه و آله -: اِنَّ

الناسَ لَو

اِجْتَمعُوا عَلي حُبِّ عَلي لَما خَلَقَ اللهُ النّارَ.

رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمودند:
اگر همه مردم بر (گِرد) محبت علي - عليه السّلام - جمع مي‌شدند، خداوند آتش (جهنم) را نمي آفريد.(١)
جا دارد عرض كنيم يا رسول الله جاى شما خالى بود ببينيد اين مردم چطور دور على را گرفتند، راوى مى گويد : عمر دوبار بدنبال على (ع) فرستاد براى بار سوم
به اطرافيان خود گفت: هيزم جمع كنيد، آنها هيزم جمع كردند و همراه عمر، كنار درِ خانه ي زهرا (س) آمدند، و هيزمها را كنار در گذاردند، در آن وقت علي (ع) و فاطمه (س) و حسن و حسين (ع) در آن خانه بودند، آنگاه

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 11:07
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

رنجها و فريادهاى فاطمه سلام الله عليها *

631

رنجها و فريادهاى فاطمه سلام الله عليها چگونگي غسل و كفن فاطمه
? روايت شده: كثير بن عبّاس در اطراف كفن حضرت زهرا (س) اين جمله‌ها را نوشت:
تَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلّا اللَّهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ
: «زهرا (س) گواهي مي‌دهد كه خدائي جز خداي يكتا نيست و محمّد (ص) رسول خدا است».
و از روايت مصباح الانوار ظاهر مي‌شود كه پارچه‌هاي كفن حضرت زهرا (س) خشن و ضخيم بود، زيرا در آن كتاب روايت شده: «هنگامي كه فاطمه (س) در حال احتضار قرار گرفت، ظرف آبي خواست و با آن غسل كرد، سپس بوي خوش خواست و با آن حنوط نمود (يعني طبق دستور اسلام، مقداري از بوي خوش مثل كافور را بر هفت محل سجده نهاد) سپس پارچه هائي خواست، جامه‌هاي خشن و ضخيم آوردند،

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 11:51
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

مرثیه قبل ازشهادت فرصت عمر -( برخیز وباز پیش نگاهم قدم بزن غم را زلوح سبز نگاهت قلم بزن) *استاد سید هاشم وفایی

598

مرثیه قبل ازشهادت   فرصت عمر -( برخیز وباز پیش نگاهم قدم بزن غم را زلوح سبز نگاهت قلم بزن) مرثیه قبل ازشهادت

فرصت عمر

برخیز وباز پیش نگاهم قدم بزن
غم را زلوح سبز نگاهت قلم بزن

یک یا علی بگو و دوباره بلند شو
دستی بگیر برسر زانو ، قدم بزن

بال وپرت شکسته ولی بهر دلخوشی
بالی به پیش دیده ی اهل حرم بزن

ای گل بخند تاکه بهاری شود دلم
حال وهوای ابری غم را بهم بزن

بامن مگو که فرصت عمرت تمام شد
پیشم بمان و حرف ز رفتن تو کم بزن

برخیز و باز مثل همیشه گه نماز
بر روی عرش با نفس خود علم بزن

با خطبه های شعله ور خود هنوز هم
آتش به خرمن دل اهل ستم بزن

مادر دل «وفایی» غمدیده تنگ توست
جان علی مدینه ی مارا رقم بزن

حاج سید هاشم وفایی

  • پنج شنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:54
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

غزل فاطمی بوی معرفت -(اثری کاش که برآه دل ما بخشند) *

583

غزل فاطمی بوی معرفت -(اثری کاش که برآه دل ما بخشند) غزل فاطمی
بوی معرفت

اثری کاش که برآه دل ما بخشند
مرهمی برجگر سوخته دل ها بخشند

لاله ای باش دراین دایره کز روز ازل
داغ رابرجگر لاله ی صحرا بخشند

تاکه مجنون نشوی لذت غم رانچشی
سعی کن تا که ازاین می به توصهبا بخشند

ازخدا خواسته ام گربه مدینه بروم
رنگ وبوئی به من ازگلشن طاها بخشند

می وزد بوی بهشت ازدرو دیوار بقیع
عطری ازمعرفت ای کاش که برما بخشند

ما خرابیم نه آن تربت خاکی، ای دوست
کاش یک لحظه به ما دیده ی بینا بخشند

هیچ دانی چه بود اشک عزای زهرا
آبروئی است که براهل تولا بخشند

هرکه مسکین دراوست دودنیا دارد
چه نیازست به او دولت دنیا بخشند

گنه ما به خداوند ترازو شکن است
جرم مارا مگر آن روز ب

  • پنج شنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:04
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

غزل مرثیه قبل از شهادت اتش غم -(مرو که بی توغریبم،غریب این وطنم) *استاد سید هاشم وفایی

854

غزل مرثیه قبل از شهادت   اتش غم -(مرو که بی توغریبم،غریب این وطنم) غزل مرثیه قبل از شهادت

اتش غم

مرو که بی توغریبم،غریب این وطنم
بمان به جان حسین وبه زینب وحسنم

برای غربت من مثل شمع آب شدی
تورا که می نگرم آب می شود بدنم

نفس نفس که زنی ،آه می کشم ازدل
ببین که سخت شده از غمت نفس زدنم

ازآن زمان که تورا تازیانه زد دشمن
هنوزآتش غم می زند شرر به تنم

زدرد بازو و پهلو ،دگر نمی نالی
ولی ز درد تو سوزد تمامی بدنم

چراخموشی وحرفی نمی زنی بامن
سخن بگو که پرُ از غم شده همه سخنم

چگونه بی تو بمانم ،که توامید منی
مگـو به من که مهیّا کن ای علی کفنم

نسیم بادخزان می وزد ازاین گلزار
بمان گلم، که عزادار غنچه ی چمنم

بگو«وفایی » غمدیده از زبان علی
زرنج های دل فاطمه پُراز مح

  • پنج شنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:41
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

غزل فاطمی گریه ی حماسی -(نام توتا به زبان همگان می آید به مشام همه عطری زجنان می آید) *استاد سید هاشم وفایی

676
1

غزل فاطمی   گریه ی حماسی -(نام توتا به زبان همگان می آید به مشام همه عطری زجنان می آید) غزل فاطمی

گریه ی حماسی

نام توتا به زبان همگان می آید
به مشام همه عطری زجنان می آید

ای بهشت نبوی ،دم به دم از نکهت تو
به دل کوثر و طوبا هیجان می آید

بارش رحمت یزدان چقدر دیدنی است
هرکجا نام زلالت به میان می آید

چار فصل همه ی سال بهار دین است
کی به گلزار شما باد خزان می آید

به همان چهره که پوشانده ای از کور،قسم
لال از فیض نگاهت به زبان می آید

گریه ات بعد پدر رنگ حماسی دارد
به براندازی ظلم وخفقان می آید

عرش از دیدن اشک تو بهم می ریزد
از بلال تو اگر بانگ اذان می آید

آسمان پرشده از ناله ی یا فضه ی تو
فضه بالین سرت گر نگران می آید

عصمت اللهی وجبریل به همراه علی
پی تابوت تو شب نوحه کنان می

  • پنج شنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شهادت حضرت زهرا(سلام الله)_زبان حال حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام -(دق مرگ می شوم زِ نفسهای آخرت) * حسن لطفی

1149

شهادت حضرت زهرا(سلام الله)_زبان حال حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام  -(دق مرگ می شوم زِ نفسهای آخرت) دق مرگ می شوم زِ نفسهای آخرت
دق مرگ گردد آن که چنین کرد پرپرت
جان می دهی تمامی شب در برابرم
جان می کنم تمامیِ شب در برابرت
یا آه آه می کشی از درد سینه ات
یا وای وای می کنم از زخم بسترت
تب کرده ای دوباره و چیزی نیافتم
جز دستمالِ گریه خود تا نَهَم سرت
شب تا که می رسد هوس شانه می کند
با دیدن دو دستِ تو گیسویِ دخترت
اما هزار حیف که دستی شکسته و
جانی نمانده است به بازوی دیگرت
اما هزار حیف که خوابم نمی برد
شاید... ببینمت به حیاطی که در برت
می بوسیم دوباره و لبخند می زنی
نان می پزی کنار تنور معطرت
مرهم تمام گشت و شبم شد سحر ولی
خون می چکد هنوز ز پرهای معجرت
باور مکن که زنده بمانم شبی دگر
دق مرگ می شو

  • پنج شنبه
  • 10
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 13:43
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شهادت حضرت زهرا(سلام الله) -(انگار که چشمانِ تو را خواب گرفته) * حسن لطفی

1151

شهادت حضرت زهرا(سلام الله) -(انگار که چشمانِ تو را خواب گرفته) انگار که چشمانِ تو را خواب گرفته
کاشانه ی ما را غمِ سیلاب گرفته
نزدیکِ سه ماه است نخوابیده ای اما
حالا چه شده چشمِ تو را خواب گرفته؟
اصرار ندارم که تو را سیر ببینم
نزدیکِ سه ماه است که مهتاب گرفته
برخیز گریبان زده ام چاک بدوزش
بی حالیِ تو از علی آداب گرفته
این دفعه ی چندم شده از صبح که زینب
پیراهنِ گُلدارِ تو را آب گرفته
وا کن گره یِ روسری اَت را ولی آرام
این مقنعه را لخته ی خوناب گرفته
تا که سَرِ تو خورد به دیوار شکستم
بعد از تو نفس از جگرم تاب گرفته
ای گونه تَرَک خورده دو ماه است رُخَت را
یک پنجه و انگشترِ آن قاب گرفته
فهمیده ام این میخ چرا کج شده این قدر
پهلویِ تو بدجور به قُلاب گرفته

  • پنج شنبه
  • 10
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 13:49
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

از زبان امام حسن مجتبی علیه السلام _بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله -(رهایم که نمیسازد همین کابوس و تکرارش) * حسن لطفی

3367
4

از زبان امام حسن مجتبی علیه السلام _بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله  -(رهایم که نمیسازد همین کابوس و تکرارش) رهایم که نمیسازد همین کابوس و تکرارش
همین خواب پریشان و شب و اندوه و آزارش
پدر ناگفته می داند من این را خواندم امشب از
نگاهِ سر به زیرِ او خجالت های بسیارش
حسین آرام میگرید که می فهمد سکوتم را
ولی زینب مرا کُشته مرا کُشته از اصرارش
به تن پیراهنی دارد که مادر برتنش کرده
لباسی که اناری بود رنگش ، نقشِ گلدارش
لباسی را که فضه بسکه شسته رنگ و رو رفته است
ولی پاره شده پهلویِ آن از جای مسمارش
نشسته با همان چادر که خاکِ کوچه را خورده
به یادِ مادرم اُفتاده ام امشب زِ دیدارش
میان کوچه بودم دستِ من در دست مادر بود
مرا می برد تا خانه مرا با حالِ بیمارش
سرِ راهم حرامی بود و راهی تنگ نالیدم
خداوندا نیافتد ب

  • پنج شنبه
  • 10
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 19:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد