شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(بنال ای دل که قلب بی شکیب است) *

8464
11

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(بنال ای دل که قلب بی شکیب است) بنال ای دل که قلب بی شکیب است
دلم محتاج درمان طبیب است
بنال ای دل که جانم بیقرار است
درون سینه ام غم آشکار است

خداوندا چه آمد بر سر من
زکف رفت آن گرامی مادر من
تو مادر رفتی و از ما بریدی
به سوی آسمان ها پر کشیدی
بریده رشته ی عشق و امید
نگاه آخرینت را ندیدم
چه آسان دست شستی از عزیزان
رها کردی تمام آشنایان
تو رفتی رشته امید بگسست
صفای زندگی رخت بربست
تورفتی عشق خالی شد ز معنا
به غارت رفت باغ آرزوها
به یاد آرم دعای صبح و شامت
تن بسیار و آن رنج مدامت
در این خانه ز تو هر جانفشانی ست
همه یاد آور رنج نهانی ست
بیا این مهر و این هم جانمازت
بیا تا سر دهی راز و نیازت
بخوان مانند وردی یاسرودی
دعایی که از

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 04:09
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(ای نخل پیرتناور مرا ببخش) *

5854
-1

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(ای نخل پیرتناور مرا ببخش) ای نخل پیرتناور مرا ببخش
زیباترین سروده ی باورمرا ببخش
ای مهربان پاک و صمیمی تو را قسم
بر قطره قطره خون برادر مرا ببخش

دل را سپرده ام به سیاهی که نیست
ای روشنای دیده ی اختر مرا ببخش
قلب من از نسیم وفا بو نبورده است
اما تو ای همیشه معطر مرا ببخش
در این بساط به جز جام شرم نیست
این کوله بار،سبک تر مرا ببخش
ای مهر تو ز وسعت دریای بی کران
صدها هزاران برابر مرا ببخش
ای دست های خسته ی تو بال پر زدن
تا آسمان رحمت داور مرا ببخش
گویم به آه حسرت و گویم ز جان و دل
با صد امید که مادر مرا ببخش
احمد حسین پور علوی

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 04:41
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(من و این جای خالی وامصیبت) *

6623

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(من و این جای خالی وامصیبت) من و این جای خالی وامصیبت
چنین آشفته حالی وامصیبت
من و این پیکر در خون شناور
منو آلاله ی خونین و پرپر

دل من طاقت این غم ندارد
به جز مهر تو چیزی کم ندارد
تو نوری،آیه ی امن یجیبی
تو مثل یاس و شب بوها نجیبی
تو مثل آیینه بی ادعایی
تو روح سبز بستان دعایی
تو آهوی گریزان سوی دشتی
دریغا رفتی اما بر نگشتی
چه باید کرد با داغ تو مادر
پس از تو هست ما را خاک بر سر
پس از تو گشته ام تنها وبی کس
غمت می ماند و من ماتم و بس
خدا کند که هرگز باورم نیست
که نور دیدگانم مادرم نیست
من امشب داغدار داغدارم
من امشب بی کسی راحس نمودم
امید زندگانی مادرم رفت
همیشه سایه ی او از سرم رفت
همیشه باخودم می گفتم ای مرد
اگر پیک ص

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 06:21
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(تو شعر ناب کتاب زمانه ای مادر) *

9489
4

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(تو شعر ناب کتاب زمانه ای مادر) تو شعر ناب کتاب زمانه ای مادر
تو بهترین سخن جاودانه ای مادر
یگانگی است از خدا و می گویم
پس از خدای یگانه یگانه ای مادر

بهار بی تو غم انگیزتر از پاییز است
که نخل سبز صفا را جوانه ای مادر
غروب عمر تو باشد طلوع حسرت و غم
که شور و شادی ما را بهانه ای مادر
ز طره طره ی موی سپید تو پیداست
که یکه تاز دعای شبانه ای مادر
بلور اشک تو گوید که در نهایت عشق
تو بحر عاطفه بی کرانه ای مادر
به مهر مهر تو من سجده بر خدا کردم
که لطف ذات خدا را نشانه ای مادر
به دشت خاطره هایم تو باز کن آغوش
که مرغ روح مرا آشیانه ای مادر
کسیکه اف بر تو گوید بسوزدش هستی
کشد گر آتش قهرت زبانه ای مادر
دریغ ودرد که داغ تو نقره داغم کر

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 06:48
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),( ** از بــیـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه **) *

5686
2

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(   ** از بــیـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه **) ** از بــیـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه **
** گــوئـی شــده قـــیـامـت بـر پـا درون خــانــه **

** برپاست شور محـشر از عـتـرت پـیـمبـر(ص) **
** خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه **

** اهریمنان نمودند خون قلب مـصـطفی(ص) را **
** در مـنـظـر خـلایـق بـی جــرم و بــی بـهــانـه **

** در پــشــت در فــتــاده ام الائـــمـــه(س) از پـا **
** دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر یـگــانـه **

** زیـنـب(س) بـه نـاله گـویـد کـشـتـند مــادرم را **
** ایـن یک ز ضـرب سـیـلی آن یک ز تـازیانه **

** در خون فتاده زهرا(س) چون مرغ نیم بسمل **
** مـحـسـن(ع) فـتاده چـون گـل پر پر در آستانه **

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 08:15
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(حرفي نداشت چشم ترم جز رثاي تو) *

5336
1

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(حرفي نداشت چشم ترم جز رثاي تو) حرفي نداشت چشم ترم جز رثاي تو

جاريست بين هر غزلم رد پاي تو

هر سال فاطميه دلم شور مي زند

در کوچه هاي غربت و اشک و عزاي تو

بگذار ما به جای تو خون گريه مي کنيم

ديگر توان گريه نمانده براي تو

ديدم چقدر قلب تو بی صبر می شود

با شکوه های بی کسی مرتضای تو:

اينقدر رو گرفتنت از من براي چيست

حالا دگر غريبه شده آشناي تو

از گرية شبانه و نجواي كودكان

بايد به گوش من برسد ماجراي تو

بانو كمي به حال حسينت نظاره كن

حرفي بزن كه دق نكند مجتباي تو

حالا ببين که روضه گرفتند كودكان

در پشت درب خانه براي شفاي تو

برخيز و با نگاه ترت يا علی بگو

جان می دهد به قلب شکسته صدای تو

ديدم تو را که آرزوي مرگ مي کن

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 08:36
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) ,(تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد) *

4222
1

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) ,(تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد) تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد

آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد

زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر

تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر

نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا
دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی

گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت
احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت

گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل
وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل

از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر
بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر

بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر
کــوثـــرت ا

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 13:51
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(گل، بر من و جوانی من گریه می‌کند) *

6020
3

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(گل، بر من و جوانی من گریه می‌کند) گل، بر من و جوانی من گریه می‌کند
بلبل به خسته جانی من گریه می‌کند
از بس که هست غم به دلم، جای آه نیست
مهمان به میزبانی من گریه می‌کند
از پا فتاده پا و ز کار اوفتاده دست

بازو به ناتوانی من گریه می‌کند
گل‌های من هنوز شکوفا نگشته‌اند
شبنم به باغبانی من گریه می‌کند
در هر قدم نشینم و خیزم میان راه
پیری، بر این جوانی من گریه می‌کند
گردون، که خود کمان شده، با چشم ابرها
بر قامت کمانی من گریه می‌کند
این آبشار نیست که ریزد، که چشم کوه
بر چهره‌ی خزانی من گریه می‌کند
فردا مدینه نشنود آوای گریه‌ام
بر مرگ ناگهانی من گریه می‌کند

علی انسانی

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 13:57
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(چه غم گر هر کسی از من بجز غم رو بگرداند) *

4149

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(چه غم گر هر کسی از من بجز غم رو بگرداند) چه غم گر هر کسی از من بجز غم رو بگرداند
مبادا از سرم رو کاسه‌ی زانو بگرداند
رهین منّت دردم که بنشسته به پهلویم
به بستر، او مرا زین سوی، بر آن سو بگرداند
نگاه شوهر تنهای من این راز می‌گوید
که دیده؛ همسری از همسر خود رو بگرداند

ز بس بیزارم از دشمن عیادت چون کند از من
کمک از فضّه گیرم تا رخم از او بگرداند
دلم را مژده دادم تا اجل آید به امدادم
کجا بیمار رو، از کاسه‌ی دارو بگرداند
پرستاری ندارم بر سر بالین بیماری
مگر آهم ازین پهلو به آن پهلو بگرداند
فدایی علی هستم پی حفظش دلم خواهد
اجل دست مرا گیرد به دور او بگرداند

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 14:49
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(چه می‌شد؟ گر مرا با غربت خود آشنا می‌کرد) *

4188
4

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(چه می‌شد؟ گر مرا با غربت خود آشنا می‌کرد) چه می‌شد؟ گر مرا با غربت خود آشنا می‌کرد
چه می‌شد سفره‌اش گر، گل برای غنچه وا می‌کرد
چرا می‌کرد دور از چار طفلش بستر خود را
گل از چه خویش را از غنچه‌های خود جدا می‌کرد
اگر از گریه‌اش همسایگان را شکوه بر لب بود

دل شب‌ها نمی‌زد پلک و آنان را دعا می‌کرد
به چشم خویشتن دیدم که بشکستند بازویش
ولی مادر مگر دامان حیدر را رها می‌کرد
هم از سینه هم از بازوش خون می‌رفت در آن روز
ولیکن می‌دوید و باز بابم را صدا می‌کرد
نماز عشق نیّت کرد ما بین در و دیوار
ولی زان پس رکوع خود میان کوچه‌ها می‌کرد
مرا می‌برد و دست او به روی شانه‌ی من بود
قد دختر، کنار مادرش کار عصا می‌کرد

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 15:02
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(علی که آینه‌ی روشن خدای تو بود) *

4431

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(علی که آینه‌ی روشن خدای تو بود) علی که آینه‌ی روشن خدای تو بود
همیشه آینه‌اش روی حق نمای تو بود
حدیث قدسی «لولاک» معتبر سندی است
که هر چه کرد خدا خلق، از برای تو بود
به خشت خشت سرایت، بهشت بَرد حسد

که توتیای مَلک گَردِ بوریای تو بود
ملک حضور تو را در نماز عاشق شد
ولیک شیفته‌تر از مَلک خدای تو بود
ز پا نشست علی تا تو راه می‌رفتی
که دید دوش حسین و حسن عصای تو بود
نگاه بی‌ رمقت با علی سخن می‌گفت
زبان درد دلت در نگاه‌های تو بود
به خانه‌ی دل او نور داد و دلگرمی
جواب گرم سلامی که با صدای تو بود
ز گریه‌ات همه هستی به گریه می‌افتاد
همین نه شهر مدینه پر از نوای تو برد

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 15:09
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(پوشانده است ابر کبودی مدینه را) *

4231
1

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(پوشانده است ابر کبودی مدینه را) پوشانده است ابر کبودی مدینه را
برلب نمانده شوق سرودی مدینه را
قندیل ماه رنگ پرید ه است تاگرفت
گرد عزای یاس کبودی مدینه را
ای ماه خسته!مرثیه ای سازکرده ای؟

ای ابربغض!عقده گشودی مدینه را؟!
یک عرش ازستاره ببین گریه می کنند
درپردۀ فرازوفرودی مدینه را
زخم شناسنامۀ تاریخ مافدک!
آیینۀ بهار کبودی مدینه را!!
دنیا بدون فاطمه،تاریک،سوت وکور
فرقی نداشت بودو نبودی مدینه را
اندازۀ تمام جهان نور هدیه داد
یک جانماز وعطرسجودی مدینه را
بر گنبد بقیع دلم آشیان گرفت
با قاصدک نوشت درودی مدینه را
این کفتر ضریح درنیم سوخته است
لب تشنۀ دوقطره شهودی مدینه را
آتش گرفت اگر چه دری کرد شعله ور
دست پلید،دست یهودی مدینه را

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 15:50
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(عاقبت از بند غم شد خسته جان فاطمه) *

7274
2

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(عاقبت از بند غم شد خسته جان فاطمه) عاقبت از بند غم شد خسته جان فاطمه
پرگرفت از آشيان مرغ روان فاطمه
گر بسوزد عالمى از اين مصيبت نى عجب
سوخته يكسر زآتش كين آشيان فاطمه
وامصيبت بعد مرگ احمد ختمى مآب

دادن جان بود هردم آرمان فاطمه
آسمان شد نيلگون چون ديد نيلى روى او
خُرد شد از ضربت در استخوان فاطمه
محسن شش ماهه اش در راه داور شد شهيد
ريخت خون در ماتمش از ديدگان فاطمه
نيمه ی شب بهر تدفينش مهيّا شد على
عاقبت شد در دل صحرا مكان فاطمه
منع كرد از ناله طفلان را ولى ناگه ز دل
ناله ها زد همسر والانشان فاطمه
اى فلك ترسم شوى وارون كه افكندى شرر
از غم مرگش به جان كودكان فاطمه
نيست «مردانى» نشان از تربت پاكش ولى
مهدى (عج) يى آيد كند پيدا نشان

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 15:56
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(آهسته می شوید یگانه همسرش را) *

5227
3

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(آهسته می شوید یگانه همسرش را) آهسته می شوید یگانه همسرش را
با آب زمزم آیه های کوثرش را
آهسته می شوید غریب شهر یثرب
پشت و پناه و تکیه گاه و یاورش را
تنها کنار نیمه های پیکر خود

می شوید امشب نیمه های دیگرش را
آهسته می شوید مبادا خون بیاید
آن یادگاریهای دیوار و درش را
پی می برد آن دستهای مهربانش
بی گوشواره بودن نیلوفرش را
می گرید اما باز مخفی می نماید
با آستینی بغضهای حنجرش را
در خانه ی او پهلوی زهرا ورم کرد
حق دارد او بالا نمی گیرد سرش را
با گریه های دخترانه زینب آمد
بوسد کبودی های روی مادرش را
بر شانه های آفتابی اش گرفته
مهتاب هجده ساله ییغمبرش را
دور از نگاه آسمانها دفن می کرد
در سرزمین های سئوالی همسرش را

  • سه شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 16:24
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(مرو ای امید تنهای من) *

5165

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(مرو ای امید تنهای من) مرو ای امید تنهای من

ببین بسته داغت، دستای من

نكن شرمنده حیدر و زهرای من

آتیش گلبرگ یاس و می سوزونه

در خونه قلبم رو می لرزونه

می دونم داغت رو قلبم می مونه

راحة روح المرتضی، یا زهرا

شده رنگ آتیش، چشم حیدر

پرستوی من شد ،بی بال و پر

چكیده خونت رو دستم از میخ در

خدا می دونه دردم بی درمونه

برام این دنیا بعد از تو زندونه

می دونم داغت رو قلبم می مونه

آتیش گلبرگ یاس و می سوزونه

در خونه قلبم رو می لرزونه

می دونم داغت رو قلبم می مونه

راحة روح المرتضی، یا زهرا

دل تنگم زهرا، شد ویرونه

برای اون چشمات، كه بی جونه

ببین اشكای زینب مثل بارونه

حسن دنبال مادر سرگردونه

حسین یك گوشه مثل من حیر

  • چهارشنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 04:24
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(من بودم و رنج ظلم وکینه) *

5189
1

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(من بودم و رنج ظلم وکینه) من بودم و رنج ظلم وکینه

من بودم و آه کنج سینه

خون خوردم و با کسی نگفتم

از قصه ی کوچه مدینه

آنجا که گل یاس از شاخه جدا شد

مادر جوانم محتاج عصا شد

من بودم و آن مظهر پاکی

من بودم و آن صورت خاکی

من بودم و کوچه ی مدینه

من بودم و آن چادر خاکی

من لاله میان راه دیدم

من خانه پر از آه دیدم

با چشم پر از ستاره ی خود

در کوچه خسوف ماه دیدم

در کوچه گرفتم دست مادرم را

ره رفتن او را بودم به تماشا

دیدم که قدش خمیده میشد

دستش به میان دستم اما

پایش به زمین کشیده میشد

***

جز دیده ی من کسی ندیده

نه دیده کسی و نه شنیده

با چشم به خون نشسته ی خود

در کوچه جوان قد خمیده

دیدم که پرستو راه لانه گم

  • چهارشنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 04:31
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(به پیش چشم من سوسو مزن ای یار نازم) *

5306

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(به پیش چشم من سوسو مزن ای یار نازم) به پیش چشم من سوسو مزن ای یار نازم

بدون تو میون خیل دشمن ها چه سازم

مرو تا حسرت نماند در دل من

بمان و حل نما تو تمام مشکل من

غریبی شود نصیب علی، بدون تو غریبم

مرو فاطمه بدون علی تو، ای صبر و شکیبم

بده یا فاطمه تو یک جواب بر این سوالم

چرا امشب تو میگویی علی جان کن حلالم

حلال تندرستی، مزن آتش به جانم

مگو حرف از جدایی، تو ای یار جوانم

قدت خم شده ،چرا فاطمه، ز جور این زمانه

بمان مهربان ،زپیشم مرو ،تو ای بانوی خانه

منیع:سایت باب الحرم

  • چهارشنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 04:36
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(فاطمیه موسم غربت وعزاست) *

5806
1

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(فاطمیه موسم غربت وعزاست) فاطمیه موسم غربت وعزاست

فاطمیه روضه خونش خداست

با یه عشق دیرینه بر سینه می کوبم ازغم تو

دلم آتیش میگیره میمیره به یاد ماتم تو

تا همیشه زهرایی می مونه به زیر پرچم تو

فاطمیه دلامون آسمونیه

مسافر حرم بی نشونیه

کنار قبر خاکی افلاکی میشه دل زائرش

دلای غرق شیون میگیرن همیشه روضه براش

روز محشر خندونه چشمی که گریونه وقت عزاش

فاطمیه چشم عالم بارونیه

کار دل خسته مون روضه خونیه

تا ظهور فرزند دلبندت مخفیه مدفن تو

پشت ابرا میمونه پنهونه بهشت روشن تو

جمعه ها اشک افشونه بارون ندبه و شیون تو
یوسف رحیمی

منبع: سایت باب الحرم

  • چهارشنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 04:41
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد) *

5522
5

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد) تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد
آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد

زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر
تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر
نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا
دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی
گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت
احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت
گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل
وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل
از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر
بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر
بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر
کــوثـــرت از سـاقـ

  • چهارشنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 04:53
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(برد در شب تا نبیند بی‌نقاب) *

6346
6

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(برد در شب تا نبیند بی‌نقاب) برد در شب تا نبیند بی‌نقاب
ماه نورانی تر از خود، آفتاب
بُرد در شب پیکری همرنگ شب
بعد از آن شب، نام شب شد ننگ شب

شسته دست از جان، تن جانانه شست
شمع شد، خاکستر پروانه شست
روشنانش را فلک خاموش کرد
ابرها را پنبه‌های گوش کرد
تا نبیند چشم گردون، پیکرش
نشنود تا ضجّه‌های همسرش
هم مدینه سینه‌ای بی‌غم نداشت
هم دلی بی‌اشک و خون، عالم نداشت
نیست در کس طاقت بشنیدنش
با علی یا رب چه شد؟ با دیدنش
درد آن جان جهان، از تن شنید
راز غسل از زیر پیراهن شنید
جان هستی گشته بود از تن جدای
نیستی می‌خواست، هستی از خدای
دست دست حق چو بر بازو رسید
آنچنان خم شد که تا زانو رسید
دست و بازو گفتگوها داشتند
بهر هم، باز آرزوها د

  • چهارشنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 05:00
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(خدايا فاطمه رفته ز دستم) *

12727
13

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(خدايا فاطمه رفته ز دستم) رباعی شهادت حضرت زهرا
خدايا فاطمه رفته ز دستم
ز داغ ماتمش از پا نشستم
به دست بى رمق با اشك ديده
دو چشم نيمه بازش را ببستم

دا داند دلم چون گريه مى‏ كرد
به حالم دشت هامون گريه مى ‏كرد
نديدم دست بر پهلو نهان كرد
ولى ديدم كفن خون گريه مى‏ كرد
يا فاطمه روز حشر ستارى كن
دلسوختگان را زكرم يارى كن
ما با همه گفتيم كه با زهرائيم
ليكن تو بيا و آبرو دارى كن
خونمون اين طرفه كجا ميرى بيابيا
چيزى تا خونه نمونده جون بابا راه بيا
ديگه داريم مى‏رسيم اين همه رو خاكا نشين
بذا تا گوشواره تو بردارم از روى زمين
فلك ديدى چه خاكى بر سرم كرد
به طفلى رخت ماتم در برم كرد
الهى بشكند دست مغيره
ميان كوچه ‏ها بى مادرم كرد
خ

  • چهارشنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 05:07
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

نوحه فاطمیه -( امشب حیدر دلش چه بی سامونه ) * حسین شادمند

8468
10

نوحه فاطمیه -( امشب حیدر دلش چه بی سامونه ) امشب حیدر دلش چه بی سامونه2

ای وای انگار زهرا نمی مونه2

ای دل ای دل ای امان صدها فغان از این مدینه

کشته شد در پشت در زهرای من از ضرب کینه

ای گل زهرا - بقیة الله - اجرک الله از این مصیبت

آه و واویلا (3) از این مصیبت

رفتی قلبم بی تو می گیره2

زهرا حیدر بی تو می میره2

رفتی وآتش زدی بر این دلم زهرا

بعد تو با چاه کنم درد و دلم زهرا

ای گل زهرا - بقیة الله - اجرک الله از این مصیبت

آه و واویلا (3) از این مصیبت

رفته سایت از سرم زهرا2

راحت بخواب همسرم زهرا2

کرده حیدر با دودستش کفنت زهرا

پیش چشمان حسین و حسنت زهرا

ای گل زهرا - بقیة الله - اجرک الله از این مصیبت

آه و واویلا (3) از این مصیب

  • چهارشنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • شاکرحق
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(حرفي نداشت چشم ترم جز رثاي تو) *

7382
3

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(حرفي نداشت چشم ترم جز رثاي تو) حرفي نداشت چشم ترم جز رثاي تو

جاريست بين هر غزلم رد پاي تو

هر سال فاطميه دلم شور مي زند

در کوچه هاي غربت و اشک و عزاي تو

بگذار ما به جای تو خون گريه مي کنيم

ديگر توان گريه نمانده براي تو

ديدم چقدر قلب تو بی صبر می شود

با شکوه های بی کسی مرتضای تو:

اينقدر رو گرفتنت از من براي چيست

حالا دگر غريبه شده آشناي تو

از گرية شبانه و نجواي كودكان

بايد به گوش من برسد ماجراي تو

بانو كمي به حال حسينت نظاره كن

حرفي بزن كه دق نكند مجتباي تو

حالا ببين که روضه گرفتند كودكان

در پشت درب خانه براي شفاي تو

برخيز و با نگاه ترت يا علی بگو

جان می دهد به قلب شکسته صدای تو

ديدم تو را که آرزوي مرگ مي کن

  • چهارشنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 05:53
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(اين روزها مسير حياتش عوض شده) *

6040

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(اين روزها مسير حياتش عوض شده) اين روزها مسير حياتش عوض شده

شهر مدينه اي که صراطش عوض شده

از ياد رفت «آل محمد» به راحتي

بعد از پيامبر، صلواتش عوض شده

هيزم کنار خانه‌ی زهرا براي چيست؟

ترحيم مصطفاست، بساطش عوض شده

بر آستانه‌ی در «جنت» دخيل بست !

حتي مرام شعله‌ی آتش عوض شده

باران تازيانه و گلبرگ هاي ياس؟

اين شهر، بارش حسناتش عوض شده

اما چرا نشسته به پهلوي فاطمه

انگار ميخ در ثمراتش عوض شده

اين فاطمه ‌ست که ز علي رو گرفته است؟

يا آفتاب خانه صفاتش عوض شده

عطري کبود مي وزد از سمت معجرش

در بين کوچه ها نفحاتش عوض شده

او رفتني است، اين در و ديوار شاهدند

اين روزها اگر حرکاتش عوض شده

نه سنگ قبر و گنبد و گلدسته و ضريح

  • چهارشنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 05:59
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(من که آن روزِ ستم در پسِ در می رفتم) *

6364
3

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(من که آن روزِ ستم در پسِ در می رفتم) من که آن روزِ ستم در پسِ در می رفتم

تا نمایم ز علی دفع خطر می رفتم

****
خون شش ماهۀ من بود که می ریخت به خاک

شد پسر کشته به یاری پدر می رفتم

****
فکر مظلومی تو زنده نگه داشت مرا

پشت در ور نه به همراه پسر می رفتم

****
دست بشکسته چسان اشک تو را پاک کند

کاش پر سوخته با باد سحر می رفتم

****
دگر امروز ز بستر نتوانم برخاست

من که هر روز سر قبر پدر می رفتم

****
خارج از شهر پی ناله چو رفتم گویی

همچو جان از تن مجروح به در می رفتم

(مرحوم قاسم ملکی)

  • چهارشنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 06:11
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(تورا به جان حسن دیدگان خود واکن) *

7126
7

شعر شهادت حضرت زهرا(تورا به جان حسن دیدگان خود واکن) تورا به جان حسن دیدگان خود واکن

کمی به طفل حزینت بیا تماشا کن

بود مرا به جگر زخمی و تو ای مادر

کنون به گوشه چشمی بیا مداوا کن

ببین که زانوی غم در بغل گرفته علی

زهوش مرو نگهی هم به سوی بابا کن

دگر مکن زخدا مرگ خود طلب مادر

فقط برای شفا دست خویش بالا کن

زسینه آه مکش خون تازه می آید

کمی به سینه مجروح خود مدارا کن

حسن جواهری

  • شنبه
  • 2
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 10:19
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شور فاطمیه همراه با سبک -( خدا برا کس نیاره خونه ای مادر نداره ) * حسین شادمند

7120
17

شور فاطمیه همراه با سبک -( خدا برا کس نیاره   خونه ای مادر نداره ) خدا برا کس نیاره خونه ای مادر نداره دخترکی بی قراره تا صبح بیداره

افتاده به یاد مادر چادر او داره بر سر غم تو سینش بی شماره تا صبح بیداره

دل تنگ نگاش یاد اون خندهاش شبا تا می گرفت سر و رو شونه هاش

فاطمه بی تو تنها زینبِ اشک چشماش هر شبِ شبیه بارون

فاطمه بی تو عالم غم زده خونمون ماتم زده شبیه زندون

امون امون ای دل ای دل 3 وای

میون تموم دردا بی مادری خیلی دردِ داغی که عالم رو کرده یه عمری دیوونه

خاطره ی کوچه و یار خاطره ی درب و دیوار سینه ی زخمیِ مسمار قبری که پنهونه

امون از چشم تار سینه ی بی قرار امون از لکُه ی خون روی دیوار

فاطمه بی تو تنها زینبِ اشک چشماش هر شبِ شبیه بارون

فاطمه بی

  • دوشنبه
  • 4
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 05:14
  • نوشته شده توسط
  • شاکرحق
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(منم تنهای تنها و تویی تنهاترین یارم) *

3030
3

اشعار شهادت حضرت زهرا(س)،(منم تنهای تنها و تویی تنهاترین یارم) منم تنهای تنها و تویی تنهاترین یارم

مرو مگذار تنهایم که من تنها تو را دارم

تو هم جان علی ع هم حافظ جان علی ع بودی

چگونه پیکرت را در درون خاک بگذارم

منم مشکل گشای خلقت و دست خدا زهرا س

ببین بی تو چه مشکل ها که افتاده است در کارم

همه غم های عالم بین ما تقسیم شد آری

که تو از درد می نالی و من از غصّه بیدارم

دو چشم بسته و قدِّ خم و ضعف تنت گوید

که امشب می روی از دستم ای مظلومه بیمارم

از آن روزی که شد در ابر سیلی صورتت پنهان

بود هم سوز آن در سینه هم دردش به رخسارم

من آن نخلم که تو هم برگ من، هم بار من بودی

خدا داند دگر بی تو نه برگی مانده نه بارم

بزن چادر کنار از رخ که هنگام جدایی شد

  • پنج شنبه
  • 1
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:53
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

واحد شهادت حضرت زهرا -(شب شدو چشم ماه و ستاره) * میثم مومنی نژاد

939
1

واحد شهادت حضرت زهرا -(شب شدو چشم ماه و ستاره) (بعد شهادت)

شب شدو چشم ماه و ستاره
شاهد چشم بارانی من
بر مزار غریب تو هر شب
بشکند بغض پنهانی من

فاطمه جان

شب شدو تا سحر گریه می کرد
یک جوان بر مزار جوانش
یاد روزی که در قلب آتش
ناله زد مرغ هم آشیانش

فاطمه جان

تا ستاره بریزد بر این خاک
کاش ، عالم همین شب بماند
چاره ساز غم عالمی در
چاره ی اشک زینب بماند

فاطمه جان

  • پنج شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

واحدشهادت حضرت زهرا -(باغبان گریه کن تا همیشه) * میثم مومنی نژاد

711
2

واحدشهادت حضرت زهرا -(باغبان گریه کن تا همیشه) (بستر)

باغبان گریه کن تا همیشه
یاس ما رنگ نیلوفری شد
بال پرواز او را شکستند
مادر ما دگر بستری شد

مرو مادر

تا سحر غصه های دلش را
می نهد مرحم اشک و ناله
میکند تا که پهلو به پهلو
بسترش میشود باغ لاله

مرو مادر

سوره ی قدر پیغمبر است و
در غریبی خود جان سپارد
صد دعا بهر همسایگان برد
یک ملاقاتی اما ندارد

مرو مادر

  • پنج شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 15:36
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد