شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 میثم مومنی نژاد

زمزمه ،نوحه و واحد شهادت حضرت زهرا -(ماتم از راه رسید کمر غصه خمید) * میثم مومنی نژاد

853

زمزمه ،نوحه و واحد شهادت حضرت زهرا  -(ماتم از راه رسید کمر غصه خمید) ماتم از راه رسید
کمر غصه خمید
تا علی از مسجد
بسوی خانه دوید
همه دیدند که چشمان امامت تر بود
پهلوانی که زمین خورد یل خیبر بود
یا علی یا مظلوم

چشم تر گریه کند
میخ در گریه کند
نوحه خوان شد خورشید
با قمر گریه کند
تا علی روبروی همسر مجروح نشست
نزد کشتی شکسته به فغان نوح نشست
یا علی یا مظلوم

خانه در محنت شد
صحبت از غربت شد
زخم مسمار بگفت
فاطمه راحت شد
دست گلچین به خزان گل صد برگ آمد
آنقدر پا به در سوخته زد ، مرگ آمد
یا علی یا مظلوم

  • پنج شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 15:51
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شهادت حضرت زهرا(هرگاه دیده تر من گریه میکند) *

5968
6

شعر شهادت حضرت زهرا(هرگاه دیده تر من گریه میکند) هرگاه دیده تر من گریه میکند

اشکم به ماه منظر من گربه میکند

با هر نفس که میکشم من زخم سینه ام

بر زخم های دیگر من گریه میکند

هرگاه دیده تر من گریه میکند

اشکم به ماه منظر من گربه میکند

با هر نفس که میکشم من زخم سینه ام

بر زخم های دیگر من گریه میکند

با شانه شکسته زدم شانه موی او

دیدم چو ابر دخترمن گریه میکند

چون میکند نظاره به مسمار در حسین

گوید که ای وای مادر من گریه میکند

زانو بغل گرفتن حیدر زد اتشم

میسوم او برابر من گریه میکند

من گریه می کنم به غم غربت علی

او هم به حال مضطر من گریه میکند

سخت است مرد گریه کند پیش همسرش

غربت ببین علی بر من گزیه میکند

میزد مرا مغیره و دیدم به چشم

  • دوشنبه
  • 4
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 21:50
  • نوشته شده توسط
  • حیدریم
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(مادر از زندگی خویش تو بیزار مشو) *

5724
5

شعر شهادت حضرت زهرا(مادر از زندگی خویش تو بیزار مشو) مادر از زندگی خویش تو بیزار مشو

ای قرار دل من خسته زدلدار مشو

خیز و تا جمع کنم بستر خونین تو را

مرو از هوش دگر خسته وبیمار مشو

فقط از بهر شفا کن تو دعا وپس از این

طالب مرگ خود از خالق دادار مشو

با نگاهت به خدا قلب مرا سوزاندی

اینقدر جان حسن خیره به مسمار مشو

من خودم زیر بغل های تورا می گیرم

تو فقط پیش علی دست به دیوار مشو

حسن جواهری

  • دوشنبه
  • 4
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 21:59
  • نوشته شده توسط
  • حیدریم
ادامه مطلب

دوبیتی های شهادتی *

5602
1

دوبیتی های شهادتی غریبی مرا آنان چو دیدند

به درب خانه ام اتش کشیدند

لگد بر در زدو دیدم به چشمم

چگونه یاس را از شاخه چیدند

غریبی مرا آنان چو دیدند

به درب خانه ام اتش کشیدند

لگد بر در زدو دیدم به چشمم

چگونه یاس را از شاخه چیدند

نبینم دست بر پهلو بگیری

به درد و غصه هر دم خو بگیری

الهی بشکند دست هرآنکس

که باعث شد تو از من رو بگیری

به یاد کوچه شد دل پر شراره

که من دیدم به چشم پر ستاره

چنان از کینه زد سیلی به رویت

که از گوش تو افتاد گوشواره

علی را تا که من بی یار دیدم

خودم را در بر اغیار دیدم

به یاریش چنان خوردم سیلی

که در کوچه حسن را تار دیدم

حسن جواهری

  • دوشنبه
  • 4
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 21:47
  • نوشته شده توسط
  • حیدریم
ادامه مطلب

سراب *

3778
3

سراب ناگه ستون عرش الهی خراب شد حتی نفس کشیدن مادر،عذاب شد

مردی میان کوچه ومادر،پشت در ازآن به بعددیدن مادرسراب شد

آهسته گویمت نکندبشنودکسی قلبش میان شعله آتش کباب شد

مجموعه اشعار شاعر

  • سه شنبه
  • 5
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

بحر طویل حضرت زهرا(س) - عرض ارادت *

10010
13

بحر طویل حضرت زهرا(س) - عرض ارادت نیمه شب بود و هوای فاطمیه که دلم دست به سینه پر زنان رفت مدینه که سلامی بدهد عرض ارادت به همان مادر مظلومه که زخمیست ز کینه، که سرت باد سلامت، تویی اسوه ایثار و شهامت و منم خاک کف پای غلامت و دلم سخت به دنبال مزارت که نشیند به کنارت و سراپاش نثارت و سر خویش بریزیم غبارت و نبینیم که پرپر شده گلهای بهارت...

پشت دیوار نشستم و از این غصه شکستم به سرم ناله مولا، به دلم نغمه زهرا، که دلم دید دو گلدسته والا و من غرق تماشا که عجب صحن و سرایی و چه ایوان طلایی و عجب قبله نمایی، چه خوش حال و هوایی، که یکی گفت: "که این قبه مگر خلد برین است که خاک در آن سرمه جبریل امین است و هر شاه و ملک در حرمش گوشه نشین

  • سه شنبه
  • 5
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 19:41
  • نوشته شده توسط
  • محمد جواد خراشادی زاده
ادامه مطلب

نوای زهرا *

5491
3

نوای زهرا کجا یی یثرب امروز تا کنم شیون

به پهلویی که بشکست از قفا

بر درسرای خویش

کجایی تا که گویم ناله ای جانسوز

که گم گشت در این خاموشی دلها

که در یثرب نماند جز صدایی

که بر طبل قدرت کوبد وآنگه

دگر هیچ نشنود جز هلهله

چونان که شاد گشت از خشکی کوثر

توگویی تا ابد جز تخت موهوم خلافت

بر گرده مردم دگر هیچ ناید بر جهان

ناید بر جهان جز حکمرانی برخلائق

ازیرا که ناموس رسول از قفا پهلو شکستند

ازیرا مادر پیغمبری را از قفاپهلو شکستند

ازیرا بر در عصمت آتش کین را گشودند

کنون بنشسته ایم ما نظﱢاره گر براین همه دلواپسی

که از عمق هزارتودردل تاریخ

نوای یار خواهی و

به همراه دل شیر و

به دستی تیغ عدل و

به

  • چهارشنبه
  • 6
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:12
  • نوشته شده توسط
  • نادر امینی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س).(شمـع وجود فاطمـه سوسو گرفتـه است) *

5182
1

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س).(شمـع وجود فاطمـه سوسو گرفتـه است) شمـع وجود فاطمـه سوسو گرفتـه است

شب با سکوت بغض علی خو گرفته است

آتـش گـرفت جـان علی با شرار آه

وقتی که از ولی خدا رو گرفته است

در دست ناتوان خودش بعد ماجرا

این بار چندم است که جارو گرفته است

قلب تمام ارض و سماوات و عرش و فرش

یک جـا بـرای غـربـت بـانو گـرفته است

حـتی وجـود میخ و در و تـازیـانـه ها

عطر و مشام از گل شب بو گرفته است

بـا ازدحـام مـوج مخـالف بیـا ببین

کشتی عمر فاطمه پهلو گرفته است

***

مردی که بدر و خیبر و خندق حماسه ساخت

سـر در بغــل گـرفتــه و زانــو گـرفـته است

مجید لشکری

  • پنج شنبه
  • 7
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 08:54
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 عبدالحسین شفیع پور

مادرچه جوربازی شدش ،باغیرت من * عبدالحسین شفیع پور

5301
-2

مادرچه جوربازی شدش ،باغیرت من چشماتو واکن مادرم،دل بیقرارم پرپرزدم نگاهی کن،تنهانذارم

اینجاهمه امید دارن ،نفس بزن دوباره

دلت میاد خودت نگاه،بابارمق نداره

خوب میدونم که دردداری،دعاگوتم خدایی

فقط بمون نگو میری،میمیرم ازجدایی

غصه براچی،هستم کنارت عصا نمیخوای، میام به کارت

مادرنرو،خودت میدونی

خیلی زوده هنوز جوونی

((مادرعزیزم))

یادت میاد تو اون کوچه،ای عزت من مادرچه جور بازی شدش،باغیرت من

خدابگم چیکارکنه،درحق هرچی ظالمه

نمیدونم سزاش چیه،خداخودش یه عالمه

سرو قدت مادر من،قربون قدوقامتت

خواستم سپربشم نشد،سیلی ربوده طاقتت

پاشوتوکوچه،نیست جاتومادر گوشواره ات کو،ناموس حیدر

نزن لگد،این مادرمه

حرمت داره تاج سرمه

((مادر

  • پنج شنبه
  • 7
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 11:56
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین شفیع پور
ادامه مطلب

متن شعر شهادت جانسوز حضرت زهرا س -(خدا حافظ گل بیمار خدا حافظ گل بی خار) * هستی محرابی

4490
2

متن شعر شهادت جانسوز حضرت زهرا س -(خدا حافظ گل بیمار خدا حافظ گل بی خار) ‍ زبانحال مولا بر بالین حضرت زهرا س

(کار خیلی قدیمی و با سبک سنتی)

خداحافظ گلِ بیمار، خداحافظ گلِ بی خار

یتیمان آمدند بهرِ، واعِ آخرین دیدار

تو بودی مونسِ جانم، طبیبِ دردِ پنهانم

کجایی ای گلِ یاسم، که از دردِ تو نالانم

تو رفتی از کنارِ من، ز هجرِ تو پریشانم

ز بعدِ رفتنت دیگر، خزان شد باغ و بستانم

بمیرم من ز داغِ تو، ز دردِ اشتیاقِ تو

به مثلِ شمع میسوزم، من امشب از فراقِ تو

بگو جانم کجا گیرم، نشانی یا سراغِ تو

کجا بویم گلِ عشقم، شمیمِ عطرِ باغِ تو

خداحافظ گلِ بیمار، خداحافظ گلِ بی خار

یتیمان آمدند بهرِ، واعِ آخرین دیدار

چه شبهایی کنارِ هم، به سجّاده سحر کردیم

بگو تو چه دعاهایی، ب

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1396
  • ساعت
  • 22:06
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 عبدالحسین شفیع پور

چشماتو واکن مادرم،دل بیقرارم * عبدالحسین شفیع پور

5364
3

چشماتو واکن مادرم،دل بیقرارم چشماتو واکن مادرم،دل بیقرارم پرپرزدم نگاهی کن،تنهانذارم

اینجاهمه امید دارن ،نفس بزن دوباره

دلت میاد خودت نگاه،بابارمق نداره

خوب میدونم که دردداری،دعاگوتم خدایی

فقط بمون نگو میری،میمیرم ازجدایی

غصه براچی،هستم کنارت عصا نمیخوای، میام به کارت

مادرنرو،خودت میدونی

خیلی زوده هنوز جوونی

((مادرعزیزم))

یادت میاد تو اون کوچه،ای عزت من مادرچه جور بازی شدش،باغیرت من

خدابگم چیکارکنه،درحق هرچی ظالمه

نمیدونم سزاش چیه،خداخودش یه عالمه

سرو قدت مادر من،قربون قدوقامتت

خواستم سپربشم نشد،سیلی ربوده طاقتت

پاشوتوکوچه،نیست جاتومادر گوشواره ات کو،ناموس حیدر

نزن لگد،این مادرمه

حرمت داره تاج سرمه

((مادر

  • جمعه
  • 8
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 16:37
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین شفیع پور
ادامه مطلب

زبانحال امام حسن(زخم فدک) *

4871
5

زبانحال امام حسن(زخم فدک) تمام اهل عالم دم گرفتند

به حال خانه ی ما غم گرفتند

که روزی روزگاری خانه ی ما

صفایی داشت آن را هم گرفتند

کنون افتاده ناله در دل باد

و حتی آسمان هم ناله سر داد

نمی دانی چه شد در آن سیاهی

خودم دیدم که بین کوچه افتاد

ز چشمش سیلی کین سو گرفته

که حتی از علی هم رو گرفته

خودم دیدم که مادر زیر چادر

دو دستی دست بر پهلو گرفته

به قلب مادرم زخم فدک خورد

دل ریش پدر جانم نمک خورد

خرابم شد به سر انگار دنیا

که پیش چشم من مادر کتک خورد

کمی با درد و شبنم راه می رفت

و با دنیایی از غم راه می رفت

اگر چه دست بر دیوار می زد

ولی با قامتی خم راه می رفت

شدم این روزها غمخوار زهرا(س)

و مدیون سوال چشم

  • پنج شنبه
  • 14
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 07:57
  • نوشته شده توسط
  • vahid
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(تو در بيت ولايت شمع سوزان علي بودي) *

4269
2

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(تو در بيت ولايت شمع سوزان علي بودي) تو در بيت ولايت شمع سوزان علي بودي
تو جانان محمد بودي و جان علي بودي
چگونه حرمتت پامال شد اي سوره ي کوثر
چرا نقش زمين گشتي تو قرآن علي بودي

علي حق داشت گر از هجر تو سرو قدش خم شد
تو سرو باغ و بستان و گلستان علي بودي
نه در شام عروسي ، نه ز صبح روز ميلادت
تو پيش از خلقتت در عهد و پيمان علي بودي
تو تا رفتي علي تنهاي تنها شد ، که تو تنها
شريک درد و غمهاي فراوان علي بودي
تو با دست شکسته ، دست حيدر بودي اي زهرا
تو با اشک پياپي چشم گريان علي بودي
ندارد شير حق بعد از تو همتايي و هم شاني
تو همتاي علي بودي و هم شان علي بودي
علي مي ديد مرآت الهي را به ديدارت
چگونه پيش چشم او جسارت شد به رخسارت

منبع: با

  • چهارشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 07:06
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(شگفتا اهل دوزخ باغ رضوان را زدند آتش) *

4850
2

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(شگفتا اهل دوزخ باغ رضوان را زدند آتش) شگفتا اهل دوزخ باغ رضوان را زدند آتش
شياطين بيت ذات حي سبحان را زدند آتش
الهي جسمشان در نار قهر کبريا سوزد
که هيزم جمع کرده کعبه ي جان را زدند آتش

به دين کردند با شمشير دين از چهار سو حمله
ز قرآن دم زدند و بيت قرآن را زدند آتش
گُلي را که نبي پرورد با ضرب لگد چيدند
به غنچه حمله کردند و گلستان را زدند آتش
به قرآن مي خورم سوگند سوزاندند قرآن را
به ايمان مي خورم سوگند ايمان را زدند آتش
مسلمان نيستم گر کذب گويم ، نا مسلمانان
از اين بيداد قلب هر مسلمان را زدند آتش
به ناموس الهي حمله ور گشتند نامردان
همان قومي که بيت شاه مردان را زدند آتش
نمي گويم که تنها دخت احد را زدند آنجا
محمد را ، محمد را ، محم

  • چهارشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 07:17
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(خداي من بهشت و شعله‌هاي نار يعني چه؟) *

5146
5

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(خداي من بهشت و شعله‌هاي نار يعني چه؟) خداي من بهشت و شعله هاي نار يعني چه؟
خطاکاران و بيت عصمت دادار يعني چه؟
جسارتهاي ديو و صورت انسيه الحورا
گل بي خار باغ وحي و نيش خار يعني چه؟

نگاه شير حق و تازيانه خوردن زهرا
طناب خصم و دست حيدر کرار يعني چه؟
اميرالمؤمنين تنها ميان آن همه دشمن
يگانه حاميش بين در و ديوار يعني چه؟
مگر نه سينه ي زهرا ، بهشت مصطفي بودي
بهشت مصطفي و صدمه ي مسمار يعني چه؟
فشار در ، غلاف تيغ ، قتل طفل ششماهه
به ناموس الهي اين چنين رفتار يعني چه؟
مدينه زير و رو شد از صداي ناله ي زهرا
خدايا بي تفاوت بودن انصار يعني چه؟
نه تنها سوختند از آتش کين بيت مولا را
مسلمانان به پيغمبر قسم کشتند زهرا را

منبع:سایت باب الحرم

  • چهارشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 07:37
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(تو در راه اميرالمؤمنين خود را فدا کردي) *

4923
1

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(تو در راه اميرالمؤمنين خود را فدا کردي) تو در راه اميرالمؤمنين خود را فدا کردي
تو با ايثار جان حق ولايت را ادا کردي
تو بر حفظ علي با طفل معصومت سپر گشتي
تو حتي بين دشمن چهار کودک را رها کردي

تو زينب داشتي اي بانوي خلقت چه پيش آمد
که چون نقش زمين گشتي کنيزت را صدا کردي
مدال روي بازويت گواهي مي دهد آري
که جان دادي طناب از دست حبل ا... وا کردي
تو از دور علي ، روبه صفت ها را پراکندي
تو در يک شهر دشمن ، ياري شير خدا کردي
تو برگرداندي از مسجد امامت را سوي خانه
تو دختر تربيت بهر قيام کربلا کردي
تو با نطق رسايت خطبه خواندي از علي گفتي
تو ما را با علي تا صبح محشر آشنا کردي
ولايت زنده از نطق رساي توست يا زهرا
غدير دوم ما خطبه هاي توست يا زهر

  • چهارشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 07:47
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(زهرایت ای علی‌جان، جز نیمه جان ندارد) *

5063
5

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(زهرایت ای علی‌جان، جز نیمه جان ندارد) زهرایت ای علی جان جزنیمه جان ندارد

امید زنده ماندن در این جهان ندارد

خواهم که اشک غربت از چهرات بگیرم

شرمنده ام که دیگر دستم توان ندارد

جز فضه کس نداند در پشت در چها شد

من لب نمی گشایم محسن زبان ندارد

هرکس سراغم آمد با او بگو که زهرا

قدرش عیان نگردید قبرش نشان ندارد

حتی یهودیان هم در خانه در امانند

در بین خانه ی خود زهرا امان ندارد

سروده ی حاج حبیب الله موحد

منبع:سایت مادر بهشت

  • پنج شنبه
  • 21
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:52
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(زهرای من غمت به خدا می‌کشد مرا) *

4811
2

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)-(زهرای من غمت به خدا می‌کشد مرا) زهرای من غمت به خدا می کشد مرا

ظلمی که شد به تو جفا می کشد مرا

رخسار نیلگون شده از سیلی ستم

پنهان نمودنت ز وفا می کشد مرا

دست مرا رضای خدا بسته نازنین

بی یاوری تو به بلا می کشد مرا

پرپر شدی ز ظلم عداوت برابرم

دوری روی تو بخدا می کشد مرا

هنگام غسل تو شب وروزم یکی شده

دیدم به پیکر تو چها می کشد مرا

پشت و پناه من همه دم یاری تو بود

کردی به خصم خویش دعا می کشد مرا

ای مهربان ودلبر محنت کش علی

هجرت بدون چون وچرا می کشد مرا

بسیار طعنه از کس و ناکس شنیده ام

دشمن جداو دوست جدامی کشد مرا

یک سو غم تو دارم و سویی غریبه ام

اما حدیث کرب وبلا می کشد مرا

سروده ی حاج حبیب الله موحد

منبع:سایت

  • پنج شنبه
  • 21
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 04:58
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر روضه‌ي مادر سادات از زبان امام زمان(عج)-(مادر من حبیبه‌ي داور است) *

8993
17

شعر روضه‌ي مادر سادات از زبان امام زمان(عج)-(مادر من حبیبه‌ي داور است) مادر من حبیبه‌ي داور است
مادر من شفیعه‌ي محشر است
مادر من کوثر جوشان دین
مادر من بحر خروشان دین
مادر من دخت رسالت بود

مادر من کفو ولایت بود
مهدی‌ام و ناله‌زن کوثرم
آه چه آمد به سر مادرم
*****

مادرمن آینه یاس بود
مادر من باغ پراحساس بود
مادرمن مام امامت بود
مادرمن باب شفاعت بود
مادرمن ذکرجلی بودوبس
مادرمن عشق علی بودوبس
مهدی ام وناله زن کوثرم
آه چه آمدبه سرمادرم
*****

آه بیاناله من گوش کن
روضه مادرزپسرگوش کن
روضه پژمرده ونیلی شدن
خسته دل ازضربت سیلی شدن
بغض علی داشته ها آمدند
مادرمارا همگی می زدند
خصم علی راسوی مسجدکشید
مادرما درپی اومی دوید
یارعلی ازنفس افتاده بود
مادرمن فاطمه جان داده بود

  • پنج شنبه
  • 8
  • تیر
  • 1391
  • ساعت
  • 14:09
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه _واحد 8 -( چشمات و وا کن مادر من و صدا کن مادر ) * رضا باقریان

18

اشعار فاطمیه _واحد 8 -(  چشمات و وا کن مادر من و صدا کن مادر ) چشمات و وا کن مادر من و صدا کن مادر
یه بار برای درد خودت دعا کن مادر
مادر مادر مادر
برات بمیرم شکسته پهلوت عزا گرفتم کبود بازوت
چشمات گریونه دستات،لرزونه زینب ، با گریه روضه ، میخونه
واویلا واویلا 3 مادر
میسوزه چشمات مادر
میلرزه دستات مادر
رمق نمونده دیگر
میون پاهات مادر
مادر مادر مادر
الهی چشمات وا بشه از هم رو گونه هامون نشسته شبنم
جسمت ، بی جونه حیدر ، حیرونه زینب ، با گریه ، روضه میخونه
واویلا واویلا 3 مادر

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 19:24
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

مرثیه حضرت زهرا- (معنای فراق را دگر فهمیدم) * محمد مهدی عبدالهی

3855
8

مرثیه حضرت زهرا- (معنای فراق را دگر فهمیدم) معنای فراق را دگر فهمیدم
با دست خودم سنگ لحد را چیدم
شب غسل نمودم بدنت را اما
یک عمر سرت هرآنچه آمد دیدم

در رهگذر عشق چه یکتا رفتی
صد حیف ولی بدون مولا رفتی
امشب که سرم به چاه بردم گفتم
یار من شدی و لیک تنها رفتی

بر در که نگاه می کنم یا الله
از کوچه عبور می کنم گویم آه
ای وای که خاطرم پریشان گشته
تا آخر عمر هم بُود ذکرم آه

محمدمهدی عبدالهی

  • یکشنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 14:03
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
 قاسم صرافان

روضه حضرت زهرا به زبون ساده -( به میخ بگید: اینجا درِ عالم اسراره، نزن! ) * قاسم صرافان

4401
9

روضه حضرت زهرا به زبون ساده -( به میخ بگید: اینجا درِ عالم اسراره، نزن! ) به میخ بگید: اینجا درِ عالم اسراره، نزن!
به در بگید: کنار این لاله یه دیواره، نزن!

بگید به آتش: نسوزون دامن بانوی منو
شعله به قلب عاشقی که پیش دلداره نزن!

برگِ گُله صورت اون، طاقت سیلی نداره
ـ مثل خدا ـ یاسِ منم یک گل بی‌خاره، نزن!

این در عرشم که نبود، جای لگدهای تو نیست
شش ماهه زهرا تو دلش اسم خدا داره، نزن!

برگه‌ی اثبات فدک، نیست توی دستش به خدا
تنها توی دستای اون گوشه‌ی دستاره، نزن!

پاسخ حرفای یه زن غلاف شمشیره مگه
حداقل تا جلوی چشم یه سرداره، نزن!

وا شدن دستای اون اینهمه شلاق نمی‌خواد
فاطمه از غصه‌ی من چند روزه بیماره، نزن!

دستمو که بستی بسه، با صبر من بازی نکن
نمک به زخم اسیری که ن

  • پنج شنبه
  • 9
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 03:11
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

امام علی(ع)حضرت زهرا(س)-مصائب -( یک عمر قانعند به کم های مشترک ) * مهدی رحیمی زمستان

2188

امام علی(ع)حضرت زهرا(س)-مصائب -( یک عمر قانعند به کم های مشترک ) یک عمر قانعند به کم های مشترک
دارند این دو آینه غم های مشترک
این چادر نمازش و انگشتر آن یکی
اینگونه داشتند کرم های مشترک
پهلو و دست بسته، به این دو بزرگوار
یک عمر کرده اند ستم های مشترک
با یا حسن به خانه و در کوچه های شهر
خوردند با حسین قسم های مشترک
تا پشت در رسیده، پس از آن به چاه رفت
برداشتند هرچه قدم های مشترک
حُبِّ علی و فاطمه با ماست، ساختند
این دو به قدر شیعه حرم های مشترک

شاعر : مهدی رحیمی

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 19:30
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(س),((مادر رفتن آتش به جگر می زند)به همراه سبک *

4667
5

شعر شهادت حضرت زهرا(س),((مادر رفتن آتش به جگر می زند)به همراه سبک (مادر رفتن آتش به جگر می زند
مادر از غم تو ناله پدر می زند 4)
چند روز که مادرم حال نداره
همای عشق علی بال نداره

چند روزه همش می گه من میمیرم
می رم و سراغ محسن می گیرم
(مادر رفتنت آتش به جگر می زند
مادر از غم تو ناله پدر می زند 2)
دل من به غم اسیر به خدا
مادرم داره میمیره به خدا
به خدا مادر ز دنیا سیر شده
از روزی که سیلی خورده پیر شده
از همه صورت و بر می گردونه
به خیالش که کسی نمی دونه
(مادر رفتنت آتش به جگر می زند
مادر از غم تو ناله پدر می زند 4)
اون می خواهد قلب منو کن کنه
نمی تونه دستاشو بلند کنه
روز آخر کار خونه می کنه
موهای زینب رو شانه می کنه
(مادر رفتنت آتش به جگر می زند
مادر از غم تو ن

  • چهارشنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 09:20
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادتی حضرت فاطمه زهرا(س),(امان بدین به مادرکه حیدر و خبر کنه)به همراه دانلود سبک *

4221
4

اشعار شهادتی حضرت فاطمه زهرا(س),(امان بدین به مادرکه حیدر و خبر کنه)به همراه دانلود سبک امان بدین به مادرکه حیدر و خبر کنه
تاکه بیاد به پشت در چادر شو به سر کنه
بعد نبی مادرمن خسته شده جون نداره
امان بدین خودش بیاد قفل در و بر می داره

یکم آروم در بزنید حسین یک گوشه خوابیده
به پدرم چه کار دارید مگه کسی بدی دیده
(ای بی وفا زمونه زمونه زمونه
زهرای من جونه جونه جونه 2)
غصه نخور داداش حسن این هاعیادت اومدن
وصیت پیمبر بحر رفاقت اومدن
لگد کسی نمی زنه محل وحی خونمون
یادش نرفته هیچکسی حرمت ما و جد مون
این بوی اسفبند داداش نه بوی دود آتیش
واسه سلامتی یه مادر داره شعله می کشه
(ای بی وفا زمونه زمونه زمونه
زهرای من جونه جونه جونه 2)
چهل نفر اومدن به ما ها دل داری بدن
به بابای مظلوم ما تو کوچ

  • چهارشنبه
  • 25
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 16:55
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 وحید قاسمی

شهادت حضرت زهرا (س) -( «باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است» ماه عزاي فاطمه روح مُحرم است ) * وحید قاسمی

4871
7

شهادت حضرت زهرا (س) -( «باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است» ماه عزاي فاطمه روح مُحرم است ) «باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است»
ماه عزاي فاطمه روح مُحرم است

خون گريه كن ز غم،كه عقيق يمن شوي
رخصت دهد خدا كه تو هم سينه زن شوي

در فاطميه از دل و جان گريه مي كنيم
همراه با امام زمان گريه مي كنيم

در فاطميه رنگ جگر سرخ تر شود
آتش فشان غيرت ما شعله ور شود

شمشير خشم شيعه پديدار مي شود
وقتي كه حرف كوچه و ديوار مي شود

لعنت به آنكه پايگذار سقيفه شد
لعنت به هر كسي كه به ناحق خليفه شد

لعنت بر آنكه برتن اسلام خرقه كرد
اين قوم متحد شده را فرقه فرقه كرد

تكفير دشمنان علي ركن كيش ماست
هر كس محب فاطمه شد،قوم وخويش ماست

ما بي خيال سيلي زهرا نمي شويم
راضي به ترك و نهي تبرا نمي شويم

قرآن و اهل

  • پنج شنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 05:18
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

شعر کوچه بنی هاشم -( از کوچه دارد ماه می آید، ببینید ) * امیر عظیمی

8549
5

شعر کوچه بنی هاشم -( از کوچه دارد ماه می آید، ببینید ) از کوچه دارد ماه می آید، ببینید
یوسف زِ قعر چاه می آید، ببینید
مادر همیشه طالب ما بود اما
از کوچه با اکراه می آید، ببینید
هر چند قدّش خم شده اما کماکان
مثل رسول الله می آید، ببینید
دستی به چادر دارد و دستی به پهلو
با مجتبایش راه می آید، ببینید
می آید و در هر قدم از سینه ی او
دارد صدای آه می آید، ببینید
با چادری خاکی و از ما رو گرفته
مادر به این درگاه می آید، ببینید
می پرسم از او گوشوارت را چه کردی
پیش علی کوتاه می آید، ببینید

شاعر : امیر عظیمی

  • شنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 13:33
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

مدح حضرت زهرا (س) و روضه درب و دیوار -( دنیای بی زهرا شبیه یک سراب است ) * امیر عظیمی

6870
10

مدح حضرت زهرا (س) و روضه درب و دیوار -( دنیای بی زهرا شبیه یک سراب است ) دنیای بی زهرا شبیه یک سراب است
هستی بدون حضرتش نقشی بر آب است
اصلاً بدون فاطمه بودن، عذاب است
هرکس که بی زهرا شود، در اضطراب است
هرکس که شد بی فاطمه تنهاست، تنها
سرمایه ی هستی فقط زهراست، زهرا
زهرا کجا و آن همه آزار، ای وای
زهرا کجا و در کجا، دیوار، ای وای
انسیه ی احمد کجا و نار، ای وای
حورا کجا و ضربه ی مسمار، ای وای
بین در و دیوار و آتش بود زهرا
با دشمنان هم در کشاکش بود زهرا
افسوس مشتی دیو و دد از او گذشتند
با ضربه ی مشت و لگد از او گذشتند
بر دست او شلاق زد، از او گذشتند
فریاد زد: "بابا مدد!" از او گذشتند
یک لحظه یاد محسنش افتاد و افتاد
یک صیحه از عمق جگر سر داد و افتاد

شاعر : امیر عظیمی

  • شنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 13:35
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا باقریان

از بدون تو شدن ، طعنه شنیدن بهتر است-اشعار ایام فاطمیه * رضا باقریان

4

از بدون تو شدن ، طعنه شنیدن بهتر است-اشعار ایام فاطمیه از بدون تو شدن ، طعنه شنیدن بهتر است
تا قیامت داغ هجرت را کشیدن ، بهتر است
چشم هایم تا نظر دارد به جرم و معصیت
روی زیبای تو را اصلا ندیدن بهتر است
گر بنا باشد دمی از تو جدا افتد دلم
مردنم، یک لحظه از از تو دل بریدن بهتر است
زیر بار هجرتان از زیر بار معصیت
تا قیامت هم که شد ، آقا خمیدن بهتر است
گر بنا باشد دوباره کاروانت پر کشد
از عقب ماندن، به دنبالت دویدن بهتر است
از نشستن روی بام هر که اهل عشق نیست
روی بام خیمه گاه تو پریدن بهتر است
گر خدا خواهد بیایی و منم بینم تو را
بوسه از خال رخ ماه تو چیدن بهتر است
زنده باشم بی تو ، یا اینکه بمیرم عاقبت
لذت بی تو بمیرم را چشیدن ، بهتر است
هر کسی ناز کسی

  • دوشنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

روضه کوچه بنی هاشم -( بایست مادر من روی هر دو پای خودت ) * امیر عظیمی

5652
1

روضه کوچه بنی هاشم -( بایست مادر من روی هر دو پای خودت ) بایست مادر من روی هر دو پای خودت
دو بیت شعر حماسی بخوان برای خودت
اگرچه دست مهیبی ترا ز پا انداخت
اگر چه کوچه شده باز کربلای خودت
علی علی بگو از روی خاک ها برخیز
که باز زنده شود شهر از صدای خودت
غرور فاطمی ات را به روی دست بگیر
به سمت خانه برو، سمت بچه های خودت
برای حق علی بدر برده ای و کنون
گرفته ای چه هلالی تو در ازای خودت
جهاد تو وسط کوچه شد قبول، برو
دوباره راست باییست پیش مرتضای خودت
کشان کشان هم اگر تا به خانه ات رفتی
بگو به گوش علی، یار آشنای خودت:
تو با غریبی خود ای علی من بخدا
هزار فاطمه را می کنی فدای خودت
. . .
از این به بعد تویی و سکوت و بستر و درد
از این به بعد تو هستی و انزوای خو

  • شنبه
  • 22
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 13:36
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد