شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه ، زمینه 4 -( ای دلشکسته یار جوانم محنت کشیده ای همزبانم ) * رضا باقریان

2758
3

اشعار فاطمیه ، زمینه 4 -( ای دلشکسته یار جوانم محنت کشیده ای همزبانم ) ای دلشکسته یار جوانم
محنت کشیده ای همزبانم
یاس سفید قامت کمانم

پای غریبی من تنها نشستی
کآخر به راه یاریم از شکستی آه واویلا
واویلتا واویلتا وای وای وای از دلم
شیر ازه ات را از هم گستند
برگ و برت را باهم شکستند
چشمانتظار مرکت نشستند
یاس مرا در خانه ام از شاخه چیدن
غم خانه ام را ای خدا آتش کشیدن آه و واویلا
واویتلا واویلتا وای وای وای ازدلم
شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 12:00
  • نوشته شده توسط
  • سیدمهدی هاشمی نسب
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - زمینه5 -( رخت غم در برم شده ) * رضا باقریان

9

اشعار فاطمیه - زمینه5 -( رخت غم در برم شده ) رخت غم در برم شده بستری مادرم شده
بین کوچه پیش چشمم زخم ما را نمک زدند
بغض حیدر شعله ور شد مادرم را کتک زدند
وای از دل حیدر2
خونمون محشری شده مارم بستری شده
بوی دود و بیپوی آتیش چشمامونو میسوزونه
گیسوان ما پریشون دست مادر ناتوونه
وای از دل حیدر

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 16:48
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شهادت حضرت فاطمه (س)(حقا که حقی و به نظرها نیاز نیست) * علی اکبر لطیفیان

7305
1

شهادت حضرت فاطمه (س)(حقا که حقی و به نظرها نیاز نیست) حقا که حقی و به نظرها نیاز نیست

حق را به شاید و به اگرها نیاز نیست

تو کعبه ای ، طواف تو پس گردن من است

پروانه را به گرد حجرها نیاز نیست

بی بال هم اگر بشوم باز می پرم

جبریل را به همت پرها نیاز نیست

حرف و حدیث پشت سرت را محل نده

توحید زاده را به خبرها نیاز نیست

گیرم کسی به یاری ات امروز پا نشد

تا هست فاطمه به دگرها نیاز نیست

من باشم و نباشم، فرقی نمی کند

تا آفتاب هست، قمرها نیاز نیست

یا اینکه من فدای تو یا اینکه هیچکس

وقتی سرم که هست به سرها نیاز نیست

حرف سپر فروختنت را وسط مکش

دستم که هست حرف سپرها نیاز نیست

محسن که جای خود حسنینم فدای تو

وقتی تو بی کسی به پسرها نیاز نیست

طاقت

  • چهارشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • سیدمهدی هاشمی نسب
ادامه مطلب

شهادت حضرت فاطمه (ُس)(فاطـــمه اي پاك بانوي بــهـشت بر مـشام آيـد ز تـو بوي بــهـشت) *

2572
2

شهادت حضرت فاطمه (ُس)(فاطـــمه اي پاك بانوي بــهـشت بر مـشام آيـد ز تـو بوي بــهـشت) فاطـــمه اي پاك بانوي بــهـشت بر مـشام آيـد ز تـو بوي بــهـشت
تـــو خـــداي خويش را آئينه‌اي مـصــطفي را مــحــرم ديـرينه‌اي

فاطمه‌ اي شاهــكـار ذوالــجلال كوثر عشقيّ و خـورشيد كمــــال

دست تو اين چرخ گردون را مدار هر دو عالم از تو دارد افـــتــخار

عــصمت تو در زلال جان ماست كوثر تو زمزم ايـــمـان مـــاست

اي ولاي تو به مـــا آب حــيات مــي‌كند حُبّ تو تضمين نــجات

دل ز تصــويرت حـكايت مي‌كند سوي تـو ما را هــدايت مي‌كــند

در ره عــشق تــو اي روح روان طاير جان پر زند تا كـــهــكشان

راز گــفتن با تو شوق جـــبرئيل تشنة بحر سخايت ســلســــبيل

پاي تا سر عـــصمت و تقوا توئي آنــكه زن با او ش

  • پنج شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 14:56
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت فاطمه (س)(پشت در بال و پرم آتش گرفت) *

5461
3

شهادت حضرت فاطمه (س)(پشت در بال و پرم آتش گرفت) پشت در بال و پرم آتش گرفت

سوختم پا تا سرم اتش گرفت

با گلت سيلي نمي دانم چه كرد!

پلك چشمان ترم آتش گرفت

دست ان نامرد داغ از كينه بود

زد به رويم معجرم اتش گرفت

من كيم پروانه اي پر سوخته

كز غمتن خاكسرتم آتش گرفت

گرم عشقت بودم از خود بي خبر

بين شعله پيكرم آتش گرفت

با تماشاي تن خونين من

قلب زينب دخترم آتش گرفت

بانگ سر دادم كه اي فضه بيا

نازدانه گوهرم آتش گرفت

بي كسي ات شعله بر جانم گرفت

سينه شعله ورم اتش گرفت

ناله مي زد رحمه للعالمين

آه!يارب!كوثرم آتش گرفت

روضه خوانم شد خدا و بانگ زد

دختر پيغمبرم آتش گرفت

مجتبي روشن روان
منبع:شیعتی

  • پنج شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 14:24
  • نوشته شده توسط
  • سیدمهدی هاشمی نسب
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد) *

4468
1

شهادت حضرت زهرا(س),( تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد) تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد
آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد
زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر
تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر

نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا
دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی
گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت
احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت
گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل
وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل
از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر
بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر
بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر
کــوثـــرت از سـاقـ

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 14:00
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( یک گل نصیبم از دو لب غنچه فام کن) *

4195
1

شهادت حضرت زهرا(س),( یک گل نصیبم از دو لب غنچه فام کن) یک گل نصیبم از دو لب غنچه فام کن
یا پاسخ سلام بگو یا سلام کن
ای آفتاب خانه حیدر مکن غروب
این سایه را تو بر سرمن مستدام کن
پیوسته نبض من به دو پلک توبسته است

بر من تمام من نگهی را تمام کن
تا آیدم صدای خدای علی به گوش
یک بار با صدای گرفته صدام کن
از سرو قدشکسته نخواهدکسی خرام
ای قامتت قیامت من کم قیام کن
در های خلد بر رخ من باز می کنی
از مهر همره دو لبت یک کلام کن
این کعبه بازویش حجرالاسودعلیست
زینب بیا و با حجرم استلام کن
علی انسانی

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( برد در شب تا نبیند بی‌نقاب) *

4721
1

شهادت حضرت زهرا(س),( برد در شب تا نبیند بی‌نقاب) برد در شب تا نبیند بی‌نقاب
ماه نورانی تر از خود، آفتاب
بُرد در شب پیکری همرنگ شب
بعد از آن شب، نام شب شد ننگ شب
شسته دست از جان، تن جانانه شست
شمع شد، خاکستر پروانه شست

روشنانش را فلک خاموش کرد
ابرها را پنبه‌های گوش کرد
تا نبیند چشم گردون، پیکرش
نشنود تا ضجّه‌های همسرش
هم مدینه سینه‌ای بی‌غم نداشت
هم دلی بی‌اشک و خون، عالم نداشت
نیست در کس طاقت بشنیدنش
با علی یا رب چه شد؟ با دیدنش
درد آن جان جهان، از تن شنید
راز غسل از زیر پیراهن شنید
جان هستی گشته بود از تن جدای
نیستی می‌خواست، هستی از خدای
دست دست حق چو بر بازو رسید
آنچنان خم شد که تا زانو رسید
دست و بازو گفتگوها داشتند
بهر هم، باز آرزوها د

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( اى قرار جان ز داغت بى قرارى مى‏ كنم) *

4466
4

شهادت حضرت زهرا(س),( اى قرار جان ز داغت بى قرارى مى‏ كنم) اى قرار جان ز داغت بى قرارى مى‏ كنم
رفتى و من تا كه هستم سوگوارى مى‏ كنم
گر نباشد بيم طعن دشمنان يا فاطمه
روز و شب در پيش قبرت آه و زارى مى ‏كنم
گر بخشكد اشك من يا قرة العين رسول
در عزايت خون دل از ديده جارى مى‏ كنم

بر خزان عمرت اى ريحانه باغ نبى
گريه پيوسته چون ابر بهارى مى‏ كنم
هر چه مى‏ خواهم نگريم پيش طفلانت ولى
از غم دل گريه بى ‏اختيارى مى ‏كنم
خود نهال آرزويم را به گل كردم دريغ
از سرشك ديده آنرا آبيارى مى‏ كنم
روزها در خانه طفلان را تسلى مى ‏دهم
شب كنار قبر تو شب زنده دارى مى ‏كنم
من كه خود مشكل گشايم از غم هجران تو
مشكلى افتاده در كارم كه زارى مى‏ كنم
جان من در خاك رفت و زنده‏ ام من اى

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 15:44
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( نماز و رکوع) *

5814
3

شهادت حضرت زهرا(س),( نماز و رکوع) نماز و رکوع
چه می‌شد؟ گر مرا با غربت خود آشنا می‌کرد
چه می‌شد سفره‌اش گر، گل برای غنچه وا می‌کرد
چرا می‌کرد دور از چار طفلش بستر خود را
گل از چه خویش را از غنچه‌های خود جدا می‌کرد
اگر از گریه‌اش همسایگان را شکوه بر لب بود
دل شب‌ها نمی‌زد پلک و آنان را دعا می‌کرد

به چشم خویشتن دیدم که بشکستند بازویش
ولی مادر مگر دامان حیدر را رها می‌کرد
هم از سینه هم از بازوش خون می‌رفت در آن روز
ولیکن می‌دوید و باز بابم را صدا می‌کرد
نماز عشق نیّت کرد ما بین در و دیوار
ولی زان پس رکوع خود میان کوچه‌ها می‌کرد
مرا می‌برد و دست او به روی شانه‌ی من بود
قد دختر، کنار مادرش کار عصا می‌کرد

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 15:28
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( نه چون پروانه ام كز سوز غم بال و پرم سوزد) *

5638
2

شهادت حضرت زهرا(س),( نه چون پروانه ام كز سوز غم بال و پرم سوزد) رهبر مظلوم

نه چون پروانه ام كز سوز غم بال و پرم سوزد
من آن شمعم كه از شب تا سحر پا تا سرم سوزد
همان بهتر نگردد هيچ كس نزديك اين بستر
كه دانم هر كسى آيد كنار بسترم، سوزد
گذارد دست خود بر سينه سوزان من زينب
ولى من بيم آن دارم كه دست دخترم سوزد

مگير اى رهبر مظلوم! زانو در بغل ديگر
كه اين ديدار طاقت سوز، جان و پيكرم سوزد
نه تنها چشم عين اللَّه، سراپاى على گريد
چو از من مى كند پنهان، به نوع ديگرم سوزد
چنان چيدند امّت نارسيده ميوه دل را
كه هرگه مى كنم يادش، ز غم برگ و برم سوزد
علی انسانی

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 15:38
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( خدايا فاطمه رفته ز دستم) *

5251
2

شهادت حضرت زهرا(س),( خدايا فاطمه رفته ز دستم) خدايا فاطمه رفته ز دستم
ز داغ ماتمش از پا نشستم
به دست بى رمق با اشك ديده
دو چشم نيمه بازش را ببستم
دا داند دلم چون گريه مى‏ كرد
به حالم دشت هامون گريه مى ‏كرد

نديدم دست بر پهلو نهان كرد
ولى ديدم كفن خون گريه مى‏ كرد
يا فاطمه روز حشر ستارى كن
دلسوختگان را زكرم يارى كن
ما با همه گفتيم كه با زهرائيم
ليكن تو بيا و آبرو دارى كن
خونمون اين طرفه كجا ميرى بيابيا
چيزى تا خونه نمونده جون بابا راه بيا
ديگه داريم مى‏رسيم اين همه رو خاكا نشين
بذا تا گوشواره تو بردارم از روى زمين
فلك ديدى چه خاكى بر سرم كرد
به طفلى رخت ماتم در برم كرد
الهى بشكند دست مغيره
ميان كوچه ‏ها بى مادرم كرد
خدايا مادرم كى خيزد از

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 15:49
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( اى كه به بحر شرف گوهر يكتا تويى) *

5005
1

شهادت حضرت زهرا(س),( اى كه به بحر شرف گوهر يكتا تويى) اى كه به بحر شرف گوهر يكتا تويى
آئينه حسن حق ز سر تا پا توئى
گفت ولى خدا، ام ابيها تويى
اختر برج حيا زهره ‏ى زهرا تويى
طاهره و عالمه، بتول عذرا تويى
بضعه ى خير الورى، فاطمه يا فاطمه
در آسمان عفاف ماه بلند اخترى

بانوى عظماى دين، حبيبه ى داورى
مليكه‏ ى ملك حق، شفيعه ‏ى محشرى
به يازده رهبر دين خدا مادرى
حقيقت هل اتى فضيلت كوثرى
شكوفه ي طاوها فاطمه يا فاطمه
اى به سپهر وجود نيّر تابان جود
عالمه‏ اى جز تو نيست به راز غيب و شهود
خلقت هستى بود تو را طفيل وجود
ملك به خاك درت نهاده سر بر سجود
از همه كائنات بر تو سلام و درود
در همه صبح و مسا، فاطمه يا فاطمه
تاج سر بوالبشر، خاك سر كوى تو
مشام خير البشر م

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 15:56
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( خزان شد است بهار جوانیت مادر) *

4628
1

شهادت حضرت زهرا(س),( خزان شد است بهار جوانیت مادر) خزان شد است بهار جوانیت مادر
شوم فدای رخ ارغوانیت مادر
چو شمع آب شود قلب دخترت زینب
نظر کند چو به قد کمانیت مادر
ستاره ها همه دیدند در دل شب ها

سرشک دیده اختر فشانیت مادر
ندیده دیده دور سپهر یکدم هم
نشاط زندگی و کامرانیت مادر
غمی بزرگ بود در دلم که چرخ
..... به عمر کوته تو شادمانیت مادر
به جان محسن در خون طپیده ات هرگز
ز خاطرم نرود مهربانیت مادر
کجا ز خاطر شهر مدینه خواهد رفت
رخ کبود و غم جاودانیت مادر
کسی که مهر تو در لوح سینه اش باشد
همیشه لعن کند خصم جانیت مادر

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 16:04
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( خون می رود ز سینه بی تاب یا علی ) *

4768
1

شهادت حضرت زهرا(س),( خون می رود ز سینه بی تاب یا علی ) خون می رود ز سینه بی تاب یا علی
اکنون مرا ز مهر تو دریاب یا علی
ز آن دم که سوخت سینه، ز مسمار آتشین
چون شمع، قطره قطره شدم آب یا علی
دیگر کسی به خانه ما سر نمی زند
ممنونم از محبت احباب یا علی

از آن زمان، که چشم تو پر آب دیده ام
از یاد برده چشم مرا خواب یا علی
تا قامت خمیده من ، دیده در نماز
از غم، خمیده قامت محراب یا علی
رخ می کنم نهان ، ز تو ای آفتاب عشق
چون خون گرفته عارض مهتاب یا علی
بازوی من، به جرم دفاعی که از تو کرد
گشته سیه ز تیغ سیه تاب یا علی
ای ابر غم، به سینه مجروح من ببار
اشک تو هست مرهم نایاب یا علی
ای بحر غم، کنار تو پهلو گرفته ام
عشقت مرا فکنده به گرداب یا علی
چرخ زمانه، با من

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 16:21
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( بیمارت ای علی جان، جز نیمه جان ندارد ) *

5769
3

شهادت حضرت زهرا(س),( بیمارت ای علی جان، جز نیمه جان ندارد ) بیمارت ای علی جان، جز نیمه جان ندارد
میلی به زنده ماندن، در این جهان ندارد
غم چون نسیم پائیز، برگ و بر مرا ریخت
این لاله بهاران، غیر از خزان ندارد
بگذار تا بمیرد زین باغ پربگیرد
مرغی که حق ماندن در آشیان ندارد

خواهم که اشک غربت، از چهره ات بگیرم
شرمنده ام که دیگر، دستم توان ندارد
بگذار کس نداند در پشت در چه بگذشت
من لب نمی گشایم محسن زبان ندارد
هر کس سراغم آمد با او بگو که زهرا
قدرش عیان نگردید، قبرش نشان ندارد
شهری که در امانند حتی یهود در آن
در بین خانه خود زهرا امان ندارد
ای ناله ها برآئید، ای لاله ها بریزید
گلزار وحی دیگر، سرو روان ندارد

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 16:25
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( ندارد ابر، چشمان گهر باری که من دارم ) *

5195
1

شهادت حضرت زهرا(س),( ندارد ابر، چشمان گهر باری که من دارم ) ندارد ابر، چشمان گهر باری که من دارم
ندارد کوه بر دوش، این چنین باری که من دارم
نمانده هیچ ماهی این چنین، در هاله اندوه
ندارد آسمان، اینک شب تاری که من دارم
غم مرگ پدر، بیداد دشمن، غربت مولا
کمی از آن همه اندوه بسیاری که من دارم

بهشت مصطفی بودم ندارد هیچ گل اینک
بدین سان آشیان، در سایه ی خاری که من دارم
کنارم آمده قاتل، فزون تر کرده اندوهم
شگفتا وعده مرگ است دیداری که من دارم
مدینه، در غروب تلخ، خورشیدی که تو داری
کبود ابرهای کینه، رخساری که من دارم
ربوده خواب، از چشم تمام عافیت جویان
در این شب های غربت، ناله زاری که من دارم
پس از این ای مدینه، تا ابد آرام خواهی خفت
به خاموشی گراید چشم بیداری

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 16:32
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( يا فاطمه بعد از نبي، غمخانه شد كاشانه ات ) *

5261
1

شهادت حضرت زهرا(س),( يا فاطمه بعد از نبي، غمخانه شد كاشانه ات ) يا فاطمه بعد از نبي، غمخانه شد كاشانه ات
چون شمع گريان سوختي، اي عالمي پروانه‌ات
چون ‌خصم دون شد حمله‌ور،خود آمدي‌در پشت در
زين ره كند شرمي مگر، آن دشمن ديوانه‌ات
با ناله، اي خيرالنّسا، گفتي كه اي فضّه بيا

آندم كه افتادي ز پا، در آستان خانه‌ات
گشتي تو قربان علي، در حفظ جان آن ولي
كردي دفاع مشكلي، با محسن دردانه‌ات
آزرده و دامن كشان، رفتيّ و چشمت درفشان
قبر نهانت يك نشان، از مرگ مظلومانه‌ات
فرزند دلبندت حسن، خونين جگر، گلگون كفن
هفتاد تيرش بر بدن، شد رانده از كاشانه‌ات
عطشان حسينت كشته شد، با خون خود آغشته شد
تا حشر سوزد عالمي، از داغ آن ريحانه‌ات

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( از هجوم دشمنان، بيت خدا را در شكست ) *

5660
1

شهادت حضرت زهرا(س),( از هجوم دشمنان، بيت خدا را در شكست ) از هجوم دشمنان، بيت خدا را در شكست
حكم حق پامال گشت و، حرمت حيدر شكست
بود چون دربان آن كاشانه جبريل امين
جاي دارد گويم ار جبريل را شهپر شكست
بر درآمد فاطمه، شايد عدو شرمي كند

از هجوم دشمن گستاخ، ليكن در شكست
آستان وحي را چون كافران آتش زدند
سوخت قرآن محمّد، سينة كوثر شكست
چون صدف ديوار و در، بگرفت او را در ميان
آه، كز موج بلا آن نازنين گوهر شكست
شاخة طوبي شكست و، ميوه‌اش نارس فتاد
بوستان سرمدي را، نخل بارآور شكست
بعد احمد، دوّمين رکن اميرالمؤمنين
پنج تن آل عبا را، پايه و محور شكست
بضعة طاها چو ما بين در و ديوار ماند
در حقيقت، سينه و پهلوي پيغمبر شكست

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 16:42
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( از چه یک عمر بجز دیده ی تر نیست مرا ) *

4910
2

شهادت حضرت زهرا(س),( از چه یک عمر بجز دیده ی تر نیست مرا ) از چه یک عمر بجز دیده ی تر نیست مرا
گوئیا عاقبت شام، سحر نیست مرا
ناله شد مونسم ای چرخ ستمگر می دان
که ز جور تو بجز دیده تر نیست مرا
داد بر باد فلک حرمتم افسوس دگر
سایه باب گرانمایه بسیر نیست مرا

پدر از دست همی دادم و تا آخر عمر
غیر اشک بصر و خون جگر نیست مرا
پهلویم خست به ضرب در و بی تاب شدم
کشته شد محسن معصوم و به بر نیست مرا
از لگد غنچه ی نشکفته من پرپر شد
که ز داغش به درون غیر شرر نیست مرا
رخم از سیلی دشمن شده نیلی ز خدا
آرزویی بجز آهنگ سفر نیست مرا
هر نفس مرگ سریعم ز خدا می طلبم
چاره جز مرگ ز هجران پدر نیست مرا
هر که ماتمزده شد تسلیتش می گویند
تسلیت، بین که بجز ضربت در نیست مرا

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 16:47
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( در گلشن رسالت آتش زبانه می زد ) *

6840
4

شهادت حضرت زهرا(س),( در گلشن رسالت آتش زبانه می زد ) در گلشن رسالت آتش زبانه می زد
گل گشته بود خاموش بلبل ترانه می زد
در بوستان توحید یک ناشکفته گل بود
گر می گذاشت گلچین این گل جوانه می زد
وقتی که باغ می سوخت صیّاد بی مروّت
مرغ شکسته پر را در آشیانه می زد

من ایستاده بودم دیدم که مادرم را
دشمن گهی به کوچه گاهی به خانه می زد
گردیده بود قنفذ همدست با مغیره
او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد
با چشم خویش دیدم مظلومی پدر را
از ناله ای که مادر در آستانه می زد
این روزها می دید موی مرا پریشان
از دیده اشک می ریخت با دست شانه می زد
مردم به خواب بودند مادرزهوش می رفت
بابا به صورتش آب ز اشک شبانه می زد

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 16:51
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( نیش مسمار اگر لب به سخن وا می کرد ) *

7173
6

شهادت حضرت زهرا(س),( نیش مسمار اگر لب به سخن وا می کرد ) نیش مسمار اگر لب به سخن وا می کرد
پرده از راز غم فاطمه بالا می کرد
آستان در اگر حقّ تکلّم می داشت
دشمنان را همه زان واقعه رسوا می کرد
مجری توطئه اهل سقیفه که ز خشم
در آتش زده را با لگدش وا می کرد!

دوخت بر سینۀ زهرا در آتش زده را
زینب از پشت در این صحنه تماشا می کرد
بین دیوار و در خانه به زهرا چه گذشت؟
کز خدا مرگ به صد ناله تمنّا می کرد
به چه جرمی گل امّید علی پرپر شد؟
خصم بدکیش چه با شاخۀ طوبی می کرد؟
سند غربت و مظلومی زهرا و علی
محسن آن غنچۀ پرپر شده امضا می کرد
داد بر اهل ولا درس فداکاری را
آن که یاری ز علی یکّه و تنها می کرد
گه ز بازو و گه از پهلوی بشکسته و گاه
شکوه از ضربت آن سیلی اعدا می

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 17:01
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( بلبل چو یاد می کند از آشیانه اش ) *

5975
2

شهادت حضرت زهرا(س),(  بلبل چو یاد می کند از آشیانه اش ) بلبل چو یاد می کند از آشیانه اش
خون می چکد ز زمزمه عاشقانه اش
هرگز یاد ز بلبل عاشق نمی رود
مشت پری که ریخته در آشیانه اش
گلچین به باغ آمد و تاراج کرد و ماند

بر برگ برگ گل اثر تازیانه اش
آن شعله ای که غارتیان بر فروختند
در گل گرفت و سوخت در آتش جوانه اش
آن آتش مدینه گدازی که شد بلند
در کربلا ز خیمه زینب زبانه اش
دشمن شکست حرمت آن در که جبرئیل
بوسیده بود از سر شوق آستانه اش
تیر از کمان جور رها می شود و نبود
جز سینه شکسته زهرا، نشانه اش
چون پای دشمنان علی در میانه بود
آتش گرفت حلقه صفت در میانه اش
درداکه خصم تاب دفاع علی نداشت
شد این سند به کشتن زهرا، بهانه اش
دیگر برای فاطمه، دستی نمانده است
در

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 17:21
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( ز فراغت آتش غم، كشد از دلم زبانه ) *

8715
12

شهادت حضرت زهرا(س),(  ز فراغت آتش غم، كشد از دلم زبانه ) ز فراغت آتش غم، كشد از دلم زبانه
ز كجا بجويمت من، ز كه پرسمت نشانه
تو گلي و من چو مرغي، ز خزان جان گدازت
بفغان و آه و زاري، بلبم بود ترانه
بكدام حسرت آخر، كشم آه و اشك ريزم
كه غمت بود چو درياي عميق بيكرانه

نرسيده بود عمرت عجبا به هجده سال
كه نمود قامتت خم، صدمات اين زمانه
نرود ز يادم اي گل، كه بگفتي آخرين دم:
چو بميرم اين بدن را، تو بشوي خود شبانه
كشد اين سخن علي را، كه ميان گريه گفتي:
تو خود اي علي بخاكم بسپار مخفيانه
كه زده است بر تو سيلي،كه شكسته پهلوي تو؟
كه ببازوانت اي گل، زده است تازيانه؟
بكجا روم پس از اين، بكه درد دل بگويم
كه اسير غم نداند، بكجا شود روانه
ز يتيمي حسين و حسن و دو دختر

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 17:25
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( رفتي و،در ماتمت افغان و زاري مي‌كنم ) *

5274
2

شهادت حضرت زهرا(س),(  رفتي و،در ماتمت افغان و زاري مي‌كنم ) رفتي و،در ماتمت افغان و زاري مي‌كنم
خفتي و،من تا سحر، شب زنده‌داري ميكنم
بضعة طاها توئي، اي يادگار مصطفي
من بدست خود كفن، اين يادگاري ميكنم
جان به‌ تن،بعد از نبي،چون‌استخوانم ‌در گلوست

تا برآيد جانم از تن، بي قراري ميكنم
از وفات احمد و از مرگ تو يا فاطمه
هر دو ركنم شد خراب و، پايداري ميكنم
من كه‌هستم‌ خود غريب و‌ بيكس و بي غمگسار
از يتيمان تو امشب غمگساري ميكنم
گه پرستاري كنم از نازنين اطفال تو
گه كنار مدفنت، افغان و زاري ميكنم
تا شوم ملحق به تو، در انتظار مرگ خويش
روز‌و‌شب‌مي‌سوزم‌ و،ساعت‌ شماري ميكنم
اختيار عالم امكان بود در دست من
غم نگر، كاين گريه از بي اختياري ميكنم

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 17:28
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( بوی جنت می وزد از خاک کوی فاطمه ) *

6303
8

شهادت حضرت زهرا(س),(  بوی جنت می وزد از خاک کوی فاطمه ) بوی جنت می وزد از خاک کوی فاطمه
آبروی ما بود از آبروی فاطمه
هر زمان گر رو کنی سوی مدینه بشنوی
عطر جنت را، ز خاک مشکبوی فاطمه
لوح دل، شد مهر با مهر و ولایش از ازل
رشته جان، بسته ام بر تار موی فاطمه

بشکند پایی که بر پهلوی زهرا زد لگد
بشکند دستی که زد سیلی به روی فاطمه
هر که از اهل ثقیفه دم زند بی شک بود
دوستدار دشمنان کینه جوی فاطمه
کی شود مهدی بیاید تا بگیرد انتقام
از ستم کاران، که باشد آرزوی فاطمه

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 17:33
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س),( آنکه یادش ساحت دل را منور می کند ) *

5729
1

شهادت حضرت زهرا(س),(   آنکه یادش ساحت دل را منور می کند ) آنکه یادش ساحت دل را منور می کند
ذکر نامش کشور جان را مسخر می کند
خاک راهش از شرف، بردیدگانم توتیاست
سربلندی را ولای او میسر می کند
طبعم از روی ارادت، خامه از روی ادب
مدح دخت مصطفی، زهرای اطهر می کند

مظهر ذات خدا آیینه مهر و وفا
آنکه توصیف مقامش را پیغمبر می کند
زهره زهرای اطهر،مام شبیر و شبر
کو شفاعت، شیعیان را روز محشر می کند
آنکه نامش افتخار مریم و حوا بود
خاک راهش سرمه سان، در دیده هاجر می کند
در درج آفرینش، ماه برج سرمدی
کز طفیلش رخ عیان، خورشید خاور می کند
جمله اجرام سماوی هم نوا با قدسیان
هر یکی مدح بتول و مدح حیدر می کند

  • شنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 17:42
  • نوشته شده توسط
  • محمد کاظم زاده
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(روز نخست چون گل اين بوستان شکفت) *

5232
1

شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا(س),(روز نخست چون گل اين بوستان شکفت) روز نخست چون گل اين بوستان شکفت

عِطر عفيف عشق فرو ريخت بر تنش

هم باشدش بهار رسالت در آستين

هم مي چکد گلاب ولايت ز دامنش

مردآفرين زني که خليلانه مي شکست

بتخانه خلاف خلافت ز شيونش

از سدره نيز در شب معراج مي گذشت

حرمت اگر نبود عنانگير توسنش

******

تا رخصت حضور نيابد، شب طلوع

مهتاب از ادب نتراود به روزنش

تا کعبه راز سنگ کرامت نيفکند

از چشم روزگار نهان است مدفنش

(خسرو احتشامي)

  • یکشنبه
  • 27
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 16:17
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(ترسم از بعد تو طولانی شود عمر علی) *

6300
0

شعر شهادت حضرت زهرا(ترسم از بعد تو طولانی شود عمر علی) دشمن من آنقدر بر تو جفا بسیار کرد

تا که با داغ تو روزم را چو شام تار کرد

ای تو تنها محرم حیدر ز بعد رفتنت

شوهرت با چاه تنها درد خود اظهار کرد

آری ای تنها طرفدارم ز پس از تو دشمنم

هرچه بودش در توان با حیدر کرار کرد

زینبت چون جمع میکرد بستر خونین تو

بی امان گریه به حال مادر بیمار کرد

از جگر آهی کشید و گفت ای وای مادرم

تا حسین تو تماشای در و دیوار کرد

بین قبر تا خون چکید از کفنت آگه شدم

که چها با سینه ات آن ضربه مسمار کرد

دوریت آنقدر سخت است بر علی یا فاطمه

که مرا از زندگی در این جهان بیزار کرد

ترسم از بعد تو طولانی شود عمر علی

زانکه بر من زندگی را داغ تو دشوار کرد

حسن علی جواهری

  • یکشنبه
  • 27
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 20:00
  • نوشته شده توسط
  • حیدریم
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(از بعد تو تنها شدم ویار ندارم) *

6420
2

شعر شهادت حضرت زهرا(از بعد تو تنها شدم ویار ندارم) از بعد تو تنها شدم ویار ندارم

بر دل غم تو دارم وغمخوار ندارم

اسرار به دل دارم و گویم به دل چاه

ای محرم من محرم اسرار ندارم

گردیده دعای تو قبول و دگر امروز

درخانه بود بستر و بیمار ندارم

ای کاش که ویران شود این خانه حیدر

چون تاب نکاه در و دیوار ندارم

هر روز بگریم ز غمت یار جوانم

بعد تو به جز دیده خونبار ندارم

ای یار علی رفتی و حیدر شده تنها

خون بر دل من گشته و دلدار ندارم

  • دوشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 10:18
  • نوشته شده توسط
  • حیدریم
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد