شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(ای بانوی رشیده ام،از داغ تو خمیده ام) *

4298
8

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(ای بانوی رشیده ام،از داغ تو خمیده ام) ای بانوی رشیده ام،از داغ تو خمیده ام
مسافری فاطمه
والله عذابم می كنی،خونه خرابم می كنی
اگه بری فاطمه
فاطمه جون من،جوون قد كمون من
آتشم مزن
زینب دلش خونه،حسین با گریه می خونه
تسلیت حسن
آن دوره ی عشق و وفا یادش بخیر
آن روزگار باصفا یادش بخیر
شب عروسی یادته،بابات می گفت
پیر شی به پای مرتضی یادش بخیر
چی شده حالا داری رو عشقمون پا می ذاری
حیدر و بین تموم دشمنا جا می ذاری
فاطمه فاطمه بی تو علی میمیره
اللهم الرزقنا ،كربلاكرببلا،كربلاكرببلا ،كربلاكرببلا
مسبب الاسباب حسین،مفتح الابواب حسین
ا تیر عاشقی زدم،اولین انتخاب حسین
بند دل زهرا حسین، دریاتر از دریا حسین
ذكر دل مجنون بود،لیلی تر از لیلی حسین
تا ز

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(ای هم آشیانم،عزیزم، چرا زلانه می روی9 *

2832

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(ای هم آشیانم،عزیزم، چرا زلانه می روی9 ای هم آشیانم،عزیزم، چرا زلانه می روی
با پره شكسته، زلانه،چرا شبانه می روی
جوجه های نازت،كنارت،نشسته گریه می كنند
چون تا با پیكری، پُر از زخم، زتازیانه می روی
نور دیده مرو،قد خمیده مرو،آه از این جدایی
ای فرشته ی من،چرا پرت شكسته
قلب مهربانت ،چرا به غم نشسته
ای امید دلها ،یا فاطمه یا زهرا
بی رمق نگارم،مكن تو كار خانه
گفته ای پس از مرگ ،بشویمت شبانه
شاعر:حاج احمد واعظی

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(این روزها كارم به جای خانه داری) *

2277
2

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(این روزها كارم به جای خانه داری) این روزها كارم به جای خانه داری
بغض است و داغ و اشك و آه و بی قراری
بنگر كه دیگر یا علی افتادم از پا
باید كنی كم كم دگر فكر نزاری
من دوست دارم مادر این خانه باشم
اما بود این زخم هایم سخت كاری
باید چگونه شانه زد بر موی زینب
با این فغان و اشك و آه و بی قراری
همسایه ام دیشب دعا بر مرگ من كرد
من كه همیشه كرده ام همسایه داری
پرسید دیشب زینبم با گریه از من
آیا برای زندگی میلی نداری
دیدم كه زینب خیره گشته بر لباسم
گفتم عزیزم لاله ها را می شماری
یك بار دیگر مادرانه روی زانو
او را نشاندم یاد ایام بهاری
می خواستم دستی كشم روی سر او
دستم نكرد این آرزو را باز یاری
با گریه گفتم دخترم در خانه ی من
باید تو ب

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(از تیغه ی تیز باد خزون) *

2784

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(از تیغه ی تیز باد خزون) از تیغه ی تیز باد خزون
می ریزه گلبرگای یاسه مون
چشمای زهرا از روی علی
مثل ابر سرخ تو آسمون
اله ناله ،صدای مادر، بین آتیش، بین دوده
شاخه شاخه ،گل شكسته، یاسیاهه، یا كبوده
طناب روی ،دستای علی
طوفان و موج، دریای علی
همه خوشیه، دنیای علی
اه تمومه ،شبای علی
به روی خاكه ،به پای علی
مادر ما و ،زهرای علی
كاسه ی خونه ،چشمای علی
ضربه ضربه، غلاف تیغ و ،موی و پهلو ، دست و بازو
دسته دسته، فرشته ها در، زیر دست و ،پای بانو
ناله ناله، صدای مادر ،بین آتیش، بین دوده
شاخه شاخه، گل شكسته، یاسیاهه، یا كبوده
دشمنا، علی رو بردند
تو كوچه ها ،علی رو بردند
به پیش چشمای غریب و آشنا، علی بردند
از توی شعله ها ،علی رو بردن

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(من بی قرار روضه ی زهرای اطهرم) *

3466
4

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(من بی قرار روضه ی زهرای اطهرم) من بی قرار روضه ی زهرای اطهرم
خدمتگزار روضه ی زهرای اطهرم
روزی که روزی همه را داد ذوالمنن
بر من ولای فاطمه را داد ذوالمنن
با مهر او حوالی عشق خدا شدم
دیوانه ی ولای علی مرتضی شدم
با مهر او حیات مجدد گرفته ام
اسلام واقعی ز محمد گرفته ام
یک شب که خواب آمد و هست مرا گرفت
دیدم نگار آمد و دست مرا گرفت
فارغ دلم ز فکر غم انتظار کرد
آمد قرار سینه مرا بی قرار کرد
روح مرا به وادی عشق خدا کشید
در مجلس منوری از انبیا کشید
دیدم تمام در بر آدم نشسته اند
با احترام محضر خاتم نشسته اند
آنجا خلیل خادم و جبرئیل سینه زن
موسی کلیم همره او مانده از سخن
عیسی مسیح گوشه ای از مجلس خدا
در زمزمه بیا قمر نرگس خدا
ناگه نگا

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(رفتن تو مرگ برام ،بمون كه با تو زنده ام) *

3063
5

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(رفتن تو مرگ برام ،بمون كه با تو زنده ام) رفتن تو مرگ برام ،بمون كه با تو زنده ام
می ری ولی این و بدون، حروم بی تو خنده ام
نمی تونم باور كنم،باید سیاه به تن كنم
آخه چه جوری می تونم،فاطمه مو كفن كنم
دارم نفس می كشم و میلی به موندن ندارم
موقع تشییع تنت،خودمو تو خاك می ذارم
چرا این طوری نگاهم می كنی،دل من افتاده كه مسافری
خانمم داره نگات حرف می زنه،می گه از خونه ی من می خوای بری
دل حیدر و داری خون می كنی،وقتی رخت مشكیمو در می آری
وقتی كه تو گریه می خندی می دونم،دردبازو تو به روم نمی آری
تو بمون بذار كه شرمنده نشم،بذار حق فدكت رو بگیرم
اگه تو عزم سفر كنی عزیز،ظاهراً زنده ام اما میمیرم
می دونم دنیا برات چون قفسه،می دونم از این زمونه سیر شد

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(السلام ای ثمر عمر پیمبر زهرا) *

4510
4

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(السلام ای ثمر عمر پیمبر زهرا) السلام ای ثمر عمر پیمبر زهرا
داده طاها لقبت حضرت مادر زهرا
کفو و همتای علی فاتح خیبر زهرا
به ائمه شده ای حجت اکبر زهرا
التماسیم و به الطاف شما محتاجیم
با همان دست ، دعا کن به خدا محتاجیم
وقت آن است که از خاک تو زر جمع کنیم
چادرت را بتکانی و قمر جمع کنیم
باید از بین کلام تو نظر جمع کنیم
باز هم خطبه بخوانی و گهر جمع کنیم
آن کسانی که به آئین خدا محتاجند
به بیانات تو در دین خدا محتاجند
با ولای تو نوشتند نجات ما را
با تو امروز نداریم غم فردا را
پس مگیر از لب ما خواهش "یا زهرا" را
انقلاب تو گرفته است همه دنیا را
از علی و غم او تو سخن آغاز نما
سفره ی درد غریبانه خود باز نما
چند وقتیست سرم روی تنم می

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

واحد سینه زنی شهادت حضرت زهرا(منظومه ی كرم ،بی بی بی حرم) *

13737
49

واحد سینه زنی شهادت حضرت زهرا(منظومه ی كرم ،بی بی  بی حرم) منظومه ی كرم ،بی بی بی حرم

كاش سید بودم و بودی تو مادرم

ولی ،شنیدم هر كی ،كه دوست داره

می تونه بهت بگه مادر

مادر، نوكرت محشر، اگه گرفتاره

می تونه بهت بگه مادر

مادر، یا اُم الشهدا

ای درد و غم چشان

بانوی بی نشان

در یاری علی، رفتی كشان كشان

حیف كه، دیدنت بی یار

زدنت سیلی، تو ی كوچه های نامردی

صد بار، مردی و زنده ،شدی تا وقتی

با حسن به خونه برگردی

مادر، در بین كوچه ها

مادر ،بی كس بودی چرا

مادر، یا اُم الشهدا

هر دم تو در تبی

زار و جون به لبی

بیشتر از همه كس، در فكر زینبی

فكره، سفرش هستی

سفری كه با، سالارش می ره كربلا

یاد، عطش حسین ،توی گودالی

لحظه ی غروب عاشورا

مادر گریان كر

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنیشهادت حضرت زهرا(دارد غریبی تو نفس گیر می شود) *

2801
1

شعر سینه زنیشهادت حضرت زهرا(دارد غریبی تو نفس گیر می شود) دارد غریبی تو نفس گیر می شود
باید به پشت در بروم دیر می شود
در باغ خُرّم من و تو یا علی ببین
باد خزان چگونه سرازیر می شود
این دشمن حرامی و روبه صفت چرا
این جا برای شیر خدا شیر می شود
در بین شعله سوره تكبیر خواندنی است
این سوره پیش چشم تو تفسیر می شود
در پشت در به راه تو می جنگم و ببین
این میخ ها به سینه ی من تیر می شود
این در شكست و دختر من هُل كرده است
او را به حجره ای ببرش پیر می شود
اَجر رسالت پدرم را گرفته ام
با ضرب در زفاطمه تقدیر می شود
زاین پس دگر نیاز به عم یجیب نیست
دارد دعای فاطمه درگیر می شود
ناد علی مو خوندم میون آتیش
اُف به تو رو نشوندم میون آتیش
وقتی به پات می سوختم در وسط دود
رو

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعرسینه زنی شهادت حضرت زهرا(رنگ پاییز به دیوار بهاری اُفتاد) *

2748
1

شعرسینه زنی شهادت حضرت زهرا(رنگ پاییز به دیوار بهاری اُفتاد) رنگ پاییز به دیوار بهاری اُفتاد
بر در خانه ی خورشید شراری اُفتاد
فاطمه ظرفیت کل ولایت را داشت
قت اُفتادن او ایل و تباری اُفتاد
تکیه بر در زدنش درد سرش شد بخدا
او کنار در و در نیز کناری اُفتاد
بعد یک عمر مراعات کنیزان حرم
فضه ی خادمه آخر به چه کاری اُفتاد
خواست خودش را زود برساند به علی
سر این خواسته ی خود دو سه باری اُفتاد
ناله ای زد که ستون های حرم لرزیدند
به روی مسجدیان گرد و غباری اُفتاد
غیرت معجر او دست علی را وا کرد
همه دیدند سقیفه به چه خاری اُفتاد
وقت برگشت به خانه همه جا خونی بود
چشم یاری به قدوقامت یاری اَفتاد
آنقدر فاطمه از دست علی بوسه گرفت
بعد از آن روز دگر رفت و کناری اُفتاد
مدینه

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(جان زینب کن تکلم، با من خونین جگر) *

2945
2

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(جان زینب کن تکلم، با من خونین جگر) جان زینب کن تکلم، با من خونین جگر
گر روی تو من بریزم، خاک عالم روی سر
لحظه های با تو بودن، لحظه های ماندگار
لحظه ها را بی تو بودن ،چون خزان بی بهار
فاطمه جان(3) فاطمه
میروی و من اسیر، دست غمها میشوم
ای پناهم تکیه گاهم ،بی تو تنها میشوم
بی تو خسته، بی تو تنها ،بی تو دل ریش و فکار
بی تو محزون ،بی تو دلخون، بی تو بی صبر و قرار
فاطمه جان(3) فاطمه
مجتبایم نیمه شب ، میپرد از جا چرا
با دلی محزون بگوید ،شرح درد کوچه را
این معما، حل نما تو، رو گرفتی از چه رو
ماجرای کوچه را تو، گو برایم مو به مو
فاطمه جان(3) فاطمه

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعرسینه زنی شهادت حضرت زهرا(گریه ی هر شبت قاتل زینب است) *

2867

شعرسینه زنی شهادت حضرت زهرا(گریه ی هر شبت قاتل زینب است) گریه ی هر شبت قاتل زینب است
حسرت شانه ای بر دل زینب است
بیت الاحزان تو غمخوانه ام
بال و پر بشکسته پروانه ام
میروی ای روح کاشانه ام
یروی از برم روح احساس من
ای خدا شد کبود شاخه ی یاس من
میروی ای عاشق بی شکیب
نیمه شب با کاروانی غریب
بعد تو حیدر مانده بی حبیب
دردل خسته ام میزند خیمه غم
سر ومن میروی قد کمانی وخم
کوثر اشک تو چون زمزم است
قاتل من گریه ی نم نم است
بی تو مرتضی اسیر غم است

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(تنها ماندم9 *

3264
3

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(تنها ماندم9 تنها ماندم
تنها ماندم
رفتی زهرا من جا ماندم
من درشهر غم ها ماندم
راز خود به کس نگفتم
من زخم زبان شنفتم
با یاد قد کمانت
شب ها تا سحر نخفتم
منم آن خسته ی تنهای کوچه
میزنه آتیشم شب های کوچه
راز شبگردی و خونه نشینی
طعنه و خنده ی زن های کوچه
خدا نگهدار ای پرستوی علی
خدانگهدار زور بازوی علی
سرگردانم
سرگردانم
از داغ تو من حیرانم
تو دریایی من طوفانم
گرمای خونه چه سردی
ای یاس علی چه زردی
نگفتی حیدر می میره
دردل با من نکردی
زندگانی من خدانگهدار
ای جوانی من خدانگهدار
روزای خوش فتح خیبر و بدر
پهلوانی من خدانگهدار
خدانگهدار ای پرستوی علی
خدانگهدار زور بازوی علی
توخندیدی،هستی ام رو توپاشیدی
بعد ازآن خنده خش

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(با اشك چشمام، آب می ریزم پشت سرت،وای وای وای) *

5376
15

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(با اشك چشمام، آب می ریزم پشت سرت،وای وای وای) با اشك چشمام، آب می ریزم پشت سرت،وای وای وای
برو مسافر،نباش به فكر حیدرت،وای وای وای
پرستوی مهاجر، خدابه همرات، خدابه همرات
سفر به خیر مسافر، خدا به همرات ،خدابه همرات
خدابه همرات برو،برو نكن فكر علی رو، یه جور با غم كنار میام
خدابه همرات برو،برو دیگه به دیدن تو ،شب ها سر مزار میام
باشه ،قبول هرچی دل تنگه تو می خواد می كنم،تو برو غصه نرو
باشه ،خودم یه جور دل بچه ها رو شاد می كنم ،تو برو غصه نخور
باشه ،خودم تنهایی زینبین ومی فرستمه شون، خونه ی بخت گریه نكن
باشه ،خودم تنها حسنینم و داماد می كنم،تو برو غصه نخور
با اشك چشمام، آب می ریزم پشت سرت،وای وای وای
رو مسافر،نباش به فكر حیدرت،وای وای وای
با

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعرسینه زنی شهادت حضرت زهرا(آخه بگو به كی بگم ، كه رفتنت مرگ برام *

3609
5

شعرسینه زنی شهادت حضرت زهرا(آخه بگو به كی بگم ، كه رفتنت مرگ برام آخه بگو به كی بگم ، كه رفتنت مرگ برام
علی رو تنها نذاری، دنیارو بی تو نمی خوام
رفتی ولی این و بدون،حرومه بی تو خندیدن
تا وقتی كه نفس دارم،از روی تو شرمنده ام
رفتی ولی بدون كه من،سرم رو تو چاه می ذارم
به انتظار دیدنت،تو خاطراتت اسیرم
یا نرو ، یامنم با خودت ببر
خدانگهدار فاطمه، علی گرفتاره غمه
خونه ی من، بدون تو، فقط سرای ماتمه
زینب یه گوشه ،می شینه،چادر تو سر می گیره
حسن تو كوچه چی دیده، كه این جوری قهر می گیره
بهار خونه ی علی، چه زود تو رو خزون گرفت
مین برات، كوچیك بودش،كه آسمون تورو گرفت
می خوام بدونی فاطمه، كه من تا آخرین نفس
از عشق تو می خونم و می شم یه مرغی تو قفس
خدا نگهدار فاطمه، خدا نگه

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(فاطمه حیدرت و تنها نذار) *

3997
3

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(فاطمه حیدرت و تنها نذار) فاطمه حیدرت و تنها نذار
بین دشمنا علی تو جا نذار
می دونی نبودنت مرگ برام
فاطمه دنیا رو بی تو نمی خوام
مرو زهرا مرو زهرا مرو زهرا
تو با اشكات داری آبم می كنی
می ری و خونه خرابم می كنی
كشتی امید من پهلو نگیر
جون زینب از علی تو رو نگیر
واسه دل خوشیه من خنده نكن
بیشتر از ای من و شرمنده نكن
دست به پهلو نگیر و جارو بزن
ی چراغ عمر من سوسو مزن
جون حیدرت كار خونه نكن
موی زینب و دیگه شونه نكن
دخترت داره نگاهت می كنه
نگاه به چشم سیاهت می كنه
دست به پهلو نگیر و جارو بزن
ای چراغ عمر من سوسو مزن
فاطمه حیدرت و تنها نذار
بین دشمنا علی تو جا نذار
شاعر:جواد مقدم

  • دوشنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(یاز هرا، یازهرا) *

4439
5

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(یاز هرا، یازهرا) یاز هرا، یازهرا
ای بانوی روز جزا ،یاز هرا، یازهرا
جان علی مرتضی،یاز هرا، یازهرا
یک دم نظر بر جمع ما،یاز هرا، یازهرا
ما را ببر به کربلا،یاز هرا، یازهرا
ما را رسان به شهدا،یاز هرا، یازهرا
یاری نما رهبر ما،یاز هرا، یازهرا
گر رضای خدا، در رضایت زهراست
نجات جن و بشر ،در اطاعت زهراست
تویی که طاعت او را، به جا نمی آری
بگوش باش قیامت، قیامت زهراست
بدون نیت خالص، نمی روم جایی
اگر به سینه زنم، قصد، قربت زهراست
چه حج فقیران،چه سوی کرببلا
به هر کجا بروم ،از نیابت زهراست
برای ظلمت محشر و سختی میزان
چه وحشتی که بدستم ،ضمانت زهراست
دلم برای حسینش، بهانه میگیرد
هزار شکر ،گل من، زطینت زهراست
قیامتم چو به صحرای

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(رسیده ای کبوتر، موسم رهایی) *

4103
6

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(رسیده ای کبوتر، موسم رهایی) رسیده ای کبوتر، موسم رهایی
شده پر از شراره،این شب جدایی
ببین که نیمه جونم،جان من کجایی
راهی شدی امشب ، رو شونه ی یارت
مسافر خسته، خدا نگهدارت
تو حاجت دلت رو،از خدا گرفتی
چه دردایی کشیدی،تا شفا گرفتی
از اون شبی که رو از،مرتضی گرفتی
ببین به سر کردم،خاک عزای تو
تا بازوتو دیدم ،مُردم برای تو
راهی شدی امشب ، رو شونه ی یارت
مسافر خسته خدا نگهدارت

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(پیچیده توی كوچه؛ شمیم یاس پرپر) *

3036
2

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(پیچیده توی كوچه؛ شمیم یاس پرپر) پیچیده توی كوچه؛ شمیم یاس پرپر
چیزی نموده دیگه ؛از آیه های كوثر
در سوخته، پر سوخته، آتیش و دود كینه
تو كوچه ی مدینه، یه مادری افتاده رو زمینه
بال و پر مقدسه، زخمی و مجروحه ولی
اُمده توی كوچه ها، تا جون بده برا علی
دستش از دامن مولا
شدجدا عاقبت اما
افتاده فاطمه از پا
مرو مادر ،مرو مادر

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:22
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(اگه من صداتُ نداشته باشم) *

3025
3

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(اگه من صداتُ نداشته باشم) اگه من صداتُ نداشته باشم
لطیف نگاتُ نداشته باشم
اگه خنده هاتُ نداشته باشم
سیم دعاتُ نداشته باشم
دیگه نفس كشیدن انگار ،حرومه،حرومه،حرومه
دیگه بدون كه كار حیدر، تمومه ،تمومه،تمومه
همه زندگی تو به پام گذاشتی
نذار من بگم رفتی جام گذاشتی
امید و گرفتی زدست حیدر
یه قلب شكسته برام گذاشتی
آتیش نزن دل منو با دعاها
پر می كشی ز پیش مولای تنها
دیگه نفس كشیدن انگار ،حرومه،حرومه،حرومه
دیگه بدون كه كار حیدر، تمومه ،تمومه،تمومه
نگات كه می اُفته سوی مناره
هی از ابر چشمات بارون می باره
یه فصله كه اُفتادی توی بستر
مصلی یه فصله كه بیقراره
بذار كه مهر برات بذارم، عزیزم ،عزیزم، عزیزم
چادر نمازت و بیارم، عزیزم، عزیزم

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنیشهادت حضرت زهرا(اگه بری از این قفس كاردلم تمومه) *

2727
2

شعر سینه زنیشهادت حضرت زهرا(اگه بری از این قفس كاردلم تمومه) اگه بری از این قفس كاردلم تمومه
خودت بگو دوای زخم قلب من كدومه
نفس كشیدن بعد تو برای من حرومه
مادر، مادر، چرا امشب بی تابی
ادر،مادر، دیگه آروم می خوابی
ای دل ،ای دل، امون از دست این دل
غبار سرد احتضار تیمم وضوته
ترانه های انتظار تو تنگیه گلوته
انگار كه آغوش نبی دوباره روبروته
مادر ،مادر ،همه خونه خاموشه
ماد،رمادر ،چرا بستر گل پوشه
مادر، مادر، چرا امشب بی تابی
مادر،مادر، دیگه آروم می خوابی
ای دل ،ای دل، امون از دست این دل
بغضی كه توی سیناته امشب دیگه رها كن
بجای صبر من یك كم برای خودت دعا كن
یه بار دیگه تو چشمای كبود من نگاه كن
مادر ،مادر ،تو و قلب شیدایی
مادر ،مادر، من و زخم تنهایی
مادر، مادر،

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(دوباره فاطمیه آمده،ای سینه زن دل را محیا كن) *

3146
1

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(دوباره فاطمیه آمده،ای سینه زن دل را محیا كن) دوباره فاطمیه آمده،ای سینه زن دل را محیا كن
خودت را در میان، سینه زن ها باز هم جا كن
برای مادرت از جنس آدم،كوچه ای وا كن
به پای مادرت در كوچه، قد را تا كمر تا كن
دوباره پلك را بر دار و بر دریا بزن ای چشم
بیا و آستین اشك را بالا بزن ای چشم
بیا و كوچه ای وا كن به روی قلب این مردم
بیا و كوچه ای وا كن، بدون آتش و هیزم
بیا و كوچه ای وا كن كه زهرا در برش باشد
بجای سنگ بال حور دیوار و درش باشد
ردیف بچه شیعه یك به یك تا آخرش باشد
به خنده باز دستان حسن، در دستهای مادرش باشد
بیا مادر به این كوچه ،همه مشتاق تو هستند
به خدمت شالشان را بر كمر بستند
همه از اشك در چشمانشان باغ فدك دارند
به روی سینه از بس مشت

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 06:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(خانومم مثل قدیما ، مثل اون قدیم قدیما) *

6106
10

شعر شهادت حضرت زهرا(خانومم مثل قدیما ، مثل اون قدیم قدیما) خانومم مثل قدیما ، مثل اون قدیم قدیما
تو بخند بازم هوای، خونمون مثل قدیم شه
خانومم هم بودی همسر، هم برام بودی یه مادر
بابای یتیمای شهر،بعد تو باید یتیم شه
خانمم بگو ان شاءالله ، خوب میشم نَرم دم چاه
شب مرگه زنده گیم شه،اگه باز حالت وخیم شه
آسمون من،به جون من، تو هستی صاحب خونه سایبون من
قد كمون من ،جوون من، از زخم سینت داره می ره خون من
شد دعای من، نوای من ،خدا تورو نگه داره، برای من
یك نگاه ببین، فقط همین، آسمون ابری تره یا چشای من
حبیبه ،غم نگات عجیبه ، حبیبه برا علی غریبه
خانمم چیه قضیه، راسته یا فكر علی ه،
كر كنم یكی دو ماهه، كه تو بازو بند می بندی
خانمم باشه نخندو، تو خونت نقاب ببندو
باشه

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(علی به امید دیدار) *

4227
3

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(علی به امید دیدار) علی به امید دیدار
گریه كن، پهلوون من گریه كن
گریه كن ،به سامون من گریه كن
ریه كن، این قدر توی خودت نریز
گریه كن ،تو رو جون من گریه كن
خستگی هام مونده فقط، برات علی جان
جون من فدات علی جان
یعنی من یه چاه نمی شم
قربون اون اشكات علی جان
یادش بخیر، شونه به شونه ات بوده زهرا
تو خوشی ،میون غم ها
حالاچی، كه شده قدم
هم قد بچه هات علی جان
شكستند شاخه ی درخت عمر من و چیدن سیب كالم
چه فایده بودنم،نبودنم، حالا كه بر دوشت وبالم
گفتم به پات می شم پیر كه شدم،دیگه مهم نیست سن و سالم
اگه زحمتی نیست، یكم بلندتر بگو كه كردی حلالم
علی به امید دیدار
سرورم،من مگه از تو چی می خوام
حیدرم،جون تو جون بچه هام
چیزایی شنی

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(دست خود به سوی ،خدا گرفته ام من) *

3179
2

شعر شهادت حضرت زهرا(دست خود به سوی ،خدا گرفته ام من) دست خود به سوی ،خدا گرفته ام من
ای طبیب دردم ،شفا گرفته ام من
می كنم تبسم ،واشد گره زكارم
درمیان سینه، دگر نفس ندارم
یار بی طرفدار،علی خدانگهدار
ماه عالم آرا، كجایی، كه من شدم حاجت روا
مُردم از خجالت، زبس كه، زینب برایم شد عصا
من دگر نگیرم، به دیوار، دو دست خود ای نازنین
وقت راه رفتن، دگر من، نمی كشم پا بر زمین
ی رود از برت، گل نیلوفرت، وای از جدایی
یار بی طرفدار، علی خدانگهدار
ای تمام عمرم، بیا و ،غروب عمرم را ببین
می روم شبانه، زخانه، ای رهبر خانه نشین
از چه سر به زانو ،گرفتی ،ای فاتح بدر حنین
آنقدر بگویم، پس از من، جان تو و جان حسین
قبله ام روی تو ،مستم از بوی تو، وای از جدای
یار بی طرفدار،

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 07:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(ز محشر از فراز چرخ گردون) *

5291
5

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(ز محشر از فراز چرخ گردون) ز محشر از فراز چرخ گردون
ندا خیزد که این الفاطمیون
همه حوران به استقبال خیزند
برات عفو پیش پات ریزند
شود تا نازنین قلب تو خرسند
ببخشند و ببخشند وببخشند
روز محشر کار ما با فاطمه است
نقش پیشانی ما یا فاطمه است
از کرامت بر جبین ما همه
ثبت کن هذا محب الفاطمه است
مهر تو روز قیامت هست ماست
ریشه های چادرت در دست ماست

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 08:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(ای گــــــل کـــــبــــود مــــن) *

9170
31

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(ای گــــــل کـــــبــــود مــــن) ای گــــــل کـــــبــــود مــــن
کــــــــی زده ترا سیلی 2
کـــــرده ایـــن چنین ای گــل
صــــــــــورت ترا نیلی 2
ای شـــــــریک غـــــمـــهایم
مـــــــن غریب و تنهایم 2
چــــــــــــــــادر تـو را زینب
مــــــــــی دهد نشانِ من 2
اشــــــکِ چـــشــــــم او آتش
مــــــــی زند به جان من 2
ای شـــــــریک غـــــمـــهایم
مـــــــن غریب و تنهایم 2
دشــــــــــــمنان در آن کوچه
بــــــــــازوی مرا بستند 2
پــــیــــش چــــشم من ای گل
پـــــــهلوی تو بشکستند 2
ای شـــــــــــــــریک غمهایم
مـــــــن غریب و تنهایم 2

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 08:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(امشب پــــــرستوی علی، از آشیان پر می کشد) *

6733
3

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(امشب پــــــرستوی علی، از آشیان پر می کشد) امشب پــــــرستوی علی، از آشیان پر می کشد
داغ فـــــراق فاطمه، آخر علی را می کشد
روح و روانم، هم آشیانه یا فاطمه یا فاطمه 2
اسما بــریز آب روان، بر روی گلبرگ گلم
یـــــــــــاسم شده چون ارغوان، وای از دلم 2
یاس کبودم، بود و نبودم، یا فاطمه یا فاطمه 2
مـــن مــــــرغ عشق حیدرم، افتاده ام کنج قفس
خونین شده بـــــال و پرم، بالا نمی آید نفس
پهلو شکسته، در خون نشسته، خیزم به یاری علی 2
آتش گرفته لانه ام، کو جوجه و کو مادرش
من شمع و او پروانه ام، آخر چه شد بال و پرش
تا زنده هستم، شرمنده هستم، از دخت ختم الانبیاء
مادر خوب و مهربان، حرف حرف هام از نگام بخوان
مــــــن اِلتماست می کنم، یک شب دگر پیشم بم

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 08:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(از نـــــهاد علی خیزد این زمزمه ) *

10193
44

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(از نـــــهاد علی خیزد این زمزمه    ) از نـــــهاد علی خیزد این زمزمه
کُشته شد بی گناه، همسرم فاطمه
فاطمه فاطمه، فاطمه فاطمه
گل گلزار وحی، فضه را زد صدا
مــیوه اش با لگد، شد ز شاخه جدا
فاطمه فاطمه، فاطمه فاطمه
جای یاری به من، یاورم را زدند
دست مـن بسته بود، همسرم را زدند
فاطمه فاطمه، فاطمه فاطمه
نـــــــــــاله فــــاطمه آتشم می زند
دست مــــــــن سالم و دست او بشکند
فاطمه فاطمه، فاطمه فاطمه
تربتت را به اشک، شستشو می کنم
مــــــــرگ خود را خدا، آرزو می کنم
فاطمه فاطمه، فاطمه فاطمه
یا محمد ز خاک سر بر آور ببین
پــــــــــــاره پیکرت، گشته نقش زمین
فاطمه فاطمه، فاطمه فاطمه

  • سه شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 08:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(آهسته می گوید علی، با آه و زاری) *

8708
23

شعر سینه زنی شهادت حضرت زهرا(آهسته می گوید علی، با آه و زاری) آهسته می گوید علی، با آه و زاری
ای شهر پیغمبر دگر زهرا نداری
جان داده تنها، مظلومه زهرا 2
اُم لائمه چـــشم خــــود بر هم نهاده
دست خدا با این خبر از پا فتاده
جان داده تنها، مظلومه زهرا 2
از غربت مولا بود هر جــا سخنها
شد کُشته تنها یاورش تنهای تنها
جان داده تنها، مظلومه زهرا 2
یــــــــا رحمة للعالمین حقت ادا شد
در خــانهُ آتش زده، زهرا فدا شد
جان داده تنها، مظلومه زهرا 2
مظلومه بیمار عــلی دردش دوا شد
وقت ملاقات اَجل حاجت روا شد

  • چهارشنبه
  • 16
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 04:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد