شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( وقتی بگو بخند تو در خانه جا نشد) *

3634
1

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( وقتی بگو بخند تو در خانه جا نشد) وقتی بگو بخند تو در خانه جا نشد
لفظ بیا ببند، به زخمت روا نشد
صبح دراز تو سر مغرب شدن نداشت
مویت سفید گشت و رفیق حنا نشد
قدری غذا بخور جگرم ریشِ ریش شد
شاید كه ماندی و سفرت از قضا نشد
در خانه روسری به سرت قاتل من است
قتل كسی به پارچه ای نخ نما نشد
قحط طبیب اشك علی را مضاف كرد
قحطی چنین پر آب، عیان هیچ جا نشد
جان خودم قسم كه همین چند روز پیش
گفتم كه كج كنم سر این میخ را نشد
پهلوی و روی و موی و وضوی جبیره ات
چون من بساط قتل كسی رو به را نشد
شاعر : محمد سهرابی

  • دوشنبه
  • 23
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:29
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( یک خانه در این شهر، دیگر "در " ندارد!) *

2739
3

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( یک خانه در این شهر، دیگر "در " ندارد!) یک خانه در این شهر، دیگر "در " ندارد!
دیگر مدینه، عطرِ نیلوفر ندارد
آهسته و نم نم ببار ای ابر... امشب
اشکی برای شست و شو، حیدر ندارد
آن جا که باید دل ز دریا شست، این جاست
این جا که چشمانش رمق دیگر ندارد
آرام تر ای کودکانم! تا نفهمند
این که حسین بنِ علی، مادر ندارد
البتّه از گیسوی خاک آلودِ زینب
خواهند فهمید او نوازش گر ندارد
باران، تمامِ کوچه را شسته حسن جان!
دیگر نشانِ خون و خاکستر ندارد
بعد از تو زهرا! در دهان ها خواهد افتاد:
قرآنِ ناطق، سوره ی کوثر ندارد
ای کاش می مُردم! نمی دیدید بر "تن"
بابایتان "سر" دارد و "همسر" ندارد
شاعر : عارفه دهقانی

  • دوشنبه
  • 23
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:33
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( نمی شود که بخندی برای من مادر) *

2865
3

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (  نمی شود که بخندی برای من مادر) نمی شود که بخندی برای من مادر
و یا کنار بیایی کمی از این بستر
برای دختر خود هم حجاب میگیری
نبوده محرم رازت مگر همین دختر
دوباره پیرهن تازه ای به تن داری
دوباره لاله نشسته است بر تن تو مگر
میان خانه ما بوی دود می پیچد
به هر نسیم که آید از آستانه در
ز نغمه های بریده بریده دانستم
که عمر بلبل عاشق نمی رسد به سحر
اگر چه پیرهنت بود بر تنت اما
ندیده زخم تنت را گریست چشم پدر
شبیه شمع زبان دوختی و آب شدی
کفن چه قدر بزرگست بر تنت مادر
شاعر : حامد اهور

  • دوشنبه
  • 23
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:36
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( دست خدا در خلقت زهرا چه ها کرد ) *

2853
1

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( دست خدا در خلقت زهرا چه ها کرد ) دست خدا در خلقت زهرا چه ها کرد
سر تا به پا اعجاز را بر او عطا کرد
تا اینکه گنج مخفی اش پنهان نماند
طرح جدیدی از خداوندی به پا کرد
نوری سرشت و مدتی بعد از سرشتن
او را به نام حضرت زهرا صدا کرد
وقتی برای بار اول، فاطمه گفت
آنجا حساب "فاطمیون" را جدا کرد
او جای خود دارد کنیز خانه ی او
با یک نگاهی خاک را مثل طلا کرد
حوریه بود و دستهایش پینه می بست
از بس که در این خانه گندم آسیا کرد
نان شبش در دست مسکین مدینه...
... می رفت یعنی روزه را با آب وا کرد
امشب دخیل چادری پر وصله هستم
آن چادری که بی خدا را با خدا کرد
این هم یکی از معجزات درب خانه است
در سینه چندین استخوان را جابه جا کرد
به نقل از تیشه های ا

  • چهارشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (دلیل خلق دو عالم فقط تویی زهرا ) *

5307
4

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (دلیل خلق دو عالم فقط تویی زهرا ) دلیل خلق دو عالم فقط تویی زهرا
در آیه آیه ی مریم فقط تویی زهرا
فقط نه خلقت عالم، خود پیمبر گفت:
دلیل خلقت من هم فقط تویی زهرا!
جدا ز روضه و پرچم نمی شوم هرگز
چرا که صاحب پرچم فقط تویی زهرا
کسی که می کند امضا برات نامه ی ما
درون ماه محرم فقط تویی زهرا
خدا کند که سری هم به قبر ما بزنی
امید شیعه در آن دم فقط تویی زهرا
فقط نه ورد زبان علی و بابایت
که بر زبان خدا هم فقط تویی زهرا
چقدر نور تو در این غزل تلاطم کرد
در آن زمان که سرودم فقط تویی زهرا
شاعر : سید حمید داوودی نسب

  • چهارشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 17:02
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( دنیا اگر تمام شود پر ز فاطمه) *

3099
4

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( دنیا اگر تمام شود پر ز فاطمه) دنیا اگر تمام شود پر ز فاطمه
یک تن به مثل دخت پیمبر نمی‌شود
گل‌های عالم ارکه شوندی نثار روى
یک گل به عطر همسر حیدر نمی‌شود
محبوبه خدا نه به جز همسر علی است
این فخر بهر دختر دیگر نمی‌شود

نور دو چشم احمد و هم کفو شیر حق
تفکیک او از این دو میسر نمی‌شود
یک موی فاطمه به شرف با هزار حور
در نزد کردگار برابر نمی‌شود
تشبیه او به حور بهشتی است اشتباه
هر سنگ معدنی دُر و گوهر نمی‌شود
مام شبیر و شبّر و کلثوم و زینب اوست
دیگر زنی چو فاطمه مادر نمی‌شود
خلق بهشت و حوری کوثر طفیلیش
جز او زنی حقیقت کوثر نمی‌شود
بانوی دیگری به علّو مقام وى
پیدا به زیر گنبد اخضر نمی‌شود
شمشاد قامتش به خداوند لایزال
خم جز برای خا

  • چهارشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 17:06
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) ( ای مقدس ترین کلام خدا) * قاسم نعمتی

3185
2

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) (  ای مقدس ترین کلام خدا) ای مقدس ترین کلام خدا
بر تو و عصمتت سلام خدا
کوثر چشمه های نوری تو
ای زلالین سبوی جام خدا
بر نبی بعد از آن تجرد محض
تو مطهرترین پیام خدا
مصطفی گفت :دخترم زهرا
محترم شد به احترام خدا
بسکه اعجاز می کند نامت
نام تو هم ردیف نام خدا
وحی مُنزل ز لعل تو می ریخت
خطبه هایت همه کلام خدا
حبّ تو هر دل فراری را
طرفة العین کرده رام خدا
فخرم این بس ز لطف دلدارم
در دلم حب فاطمه دارم
ای سراج المنیر، ماه علی
نور رویت چراغ راه علی
با ولایت مدار تر زهمه
یک تنه بوده ای سپاه علی
پشت گرمی حیدر کرار
سوی چشمان تو نگاه علی
برق لبخند پر محبت تو
نور امید هر پگاه علی
چادرت را تکان بده برخیز
شانه های تو تکیه گاه علی
صورتت

  • چهارشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 17:09
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح و مناجات حضرت زهرا (س) ( ابر بارونی و من دل کویرم بی‌بی جون!) *

4537
5

شعر مدح و مناجات حضرت زهرا (س) ( ابر بارونی و من دل کویرم بی‌بی جون!) ابر بارونی و من دل کویرم بی‌بی جون!
بیا اونقدَر ببار تا جون بگیرم بی‌بی جون!
حالا که دامن تو قصه پنهون خداست
به کجا حلقه بشه دست فقیرم؟ بی‌بی جون!
شبای قدر که میاد، هم‌نفس فرشته‌ها
توی محراب دلت اَحیا می‌گیرم بی‌بی جون!

اونقدَر پاکی که از پشت بلور دل تو
افتاده نور خدا روی ضمیرم بی‌بی جون!
من فقیری پیش چشمات، یه یتیمم سرِ رات
نگاه مهربونت کرده اسیرم بی‌بی جون!
روزی که دیوه اومد آتیش به خونه‌ت بزنه
کاش بودم تا پیش پای تو بمیرم بی‌بی جون!
چراغ خونه‌ی حیدر! نکنه تنها بری
به ‌خدا بی‌تو من از زندگی سیرم بی‌بی جون!
شاعر : قاسم صرافان

  • چهارشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:28
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( «شق سوزان است بسم الله رحمن الرحیم) *

3369
2

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( «شق سوزان است بسم الله رحمن الرحیم) «شق سوزان است بسم الله رحمن الرحیم
هر که خواهان است بسم الله رحمن الرحیم »
کشتی‌ام بی ناخدا دارد به دریا می‌رود
وقت توفان است بسم الله رحمن الرحیم
ختم قرآنِ تو جای «ناس» گویا با «حدید»
رو به پایان است بسم الله رحمن الرحیم...

دست من بسته‌ست، جای من رجز خوان می‌شوی
کوچه، میدان است بسم الله رحمن الرحیم
نقطه‌‌ی «باء» بوده‌ام چون تکیه گاهم بوده‌ای
بی تو لرزان است بسم الله رحمن الرحیم
کیست آتش دارد و از قعرِ آتش می‌رسد؟
جن، نه ! شیطان است بسم الله رحمن الرحیم
رفته‌ام از حال، این «اَمَّن یُجیب» و ناله هم
مال «سلمان» است بسم الله رحمن الرحیم...
«قدر» می‌خوانم و می‌دانم که از نامحرمان
«قدر» پنهان است

  • چهارشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:34
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) (زهرا همان کسی است که بیت محقرش ) *

3515
1

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) (زهرا همان کسی است که بیت محقرش ) زهرا همان کسی است که بیت محقرش
طعنه زده به عرش و تمامی گوهرش
او را خدا برای خودش آفریده است
تا اینکه هر سحر بنشیند برابرش
شرط پیمبری به پسر داشتن که نیست
مردی پیمبر است که زهراست دخترش
مانند احترام خداوند واجب است
حفظ مقام فاطمه حتی به مادرش
یک نیمه اش نبوت و نیمش ولایت است
حالا علی صداش کنم یا پیمبرش
دست توسل همه انبیاء بود
بر رشته های چادری فردای محشرش
ما بچه های فاطمه ممنون فضه ایم
از اینکه وا نشد، پس در پای دخترش
مسمار در اگر چه برایش مزاحم است
اما مجال نیست که بیرون بیاورش
شاعر : علی اکبر لطیفیان

  • چهارشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:30
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح و مصیبت حضرت زهرا (س) ( ای زینت آسمان هستی) *

4132
1

شعر مدح و مصیبت حضرت زهرا (س) ( ای زینت آسمان هستی) ای زینت آسمان هستی
ای عمر جهان و جان هستی
ای نوگل شرمگین عصمت
ای رونق بوستان هستی
ای آینه جمال یزدان
ای درّ گران کان هستی
ای قبله حق نمای توحید
ای قائمه جان هستی
ای جان گران بهای احمد
ای هستی کاروان هستی
ای صبح امید تیره بختان
ای مادر مهربان هستی
ای چشمه فیض بی نهایت
پیوند نبوت و ولایت
ای جلوه آیه های قرآن
ای چهره دلگشای قرآن
زد بوسه به دست تو محمد(ص)
زیرا که تویی لقای قرآن
لبخد تو آیتی است از نور
صوت تو بود صدای قرآن
دردانه نازنین احمد
آینه قد نمای قرآن
ای شاخه نور بخش طوبی
ای گوهر پربهای قرآن
کردی چو به مصطفی شکایت
لغزید به چهره اشکهایت
هر کس که به مهرت آشنا نیست
آگاه ز رحمت خدا نیست
بی نور

  • چهارشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:38
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) ( محمد بحر بی پایان رحمت گوهرش زهرا) *

3425
3

شعر شهادت و مدح حضرت زهرا (س) ( محمد بحر بی پایان رحمت گوهرش زهرا) محمد بحر بی پایان رحمت گوهرش زهرا
علی فلک نجات آفرینش لنگرش زهرا
رسول الله می نازد که دارد دختری چون او
کتاب الله می نازد که باشد کوثرش زهرا
به معراج نبوت گر بگیری اوج می بینی
که گردون هاست در این راه و باشد محورش زهرا
خلایق راست قرآن داور و ، قرآن از آن بالد
که در تفسیر و در تعبیر باشد داورش زهرا
علی در غزوه ها یار محمد بود و می بودی
در امواج غم و اندوه تنها یاورش زهرا
همای قله قاف ولایت ، ملک هستی را
گرفته زیر پر زیرا بود بال و پرش زهرا
درست ام ابیها گر شود تفسیر می بینی
که هر پیغمبری بود از نخستین مادرش زهرا
سلام حق سلام انبیا بر شخص پیغمبر
سلام شخص پیغمبر به تنها دخترش زهرا
عبور ناقه اش چو

  • چهارشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 19:46
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

جمعه ها روضه ی مادر چه قَدَر می چسبد * جعفر ابوالفتحی

4374
14

جمعه ها روضه ی مادر چه قَدَر می چسبد روضه ی حضرت زهرا (س) و گریز به کربلا

جمعه ها روضه ی مادر چه قَدَر می چسبد
بعد آن روضه ی معجر چه قَدَر می چسبد
و حرامی به خودش گفت ببین این سیلی
جلوی دیده ی حیدر چه قَدَر می چسبد

یک حرامی دگر گفت ببین با هیزم
زدن شعله به معجر چه قَدَر می چسبد
و برای پسری روی زمین در کوچه
دیدن پیکر مادر چه قَدَر می چسبد؟
بین شعله بزند داد : ولش کن نامرد...
حنجر ساقی کوثر چه قَدَر می چسبد
ای خدا .... گفت : .... که آتش زدن یک مادر....
جلوی دیده دختر چه قَدَر می چسبد ؟
جلوی چشم عزیزان خودش یک لاله
بشود لاله ی پرپر چه قَدَر می چسبد
بروم کرببلا ... تیر سه شعبه روی
گردن نازک اصغر چه قَدَر می چسبد
سروده جعفر ابوالفتح

  • جمعه
  • 27
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 05:34
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( مرهم گذار زخم کبود کبوترم) *

3601
1

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( مرهم گذار زخم کبود کبوترم) مرهم گذار زخم کبود کبوترم
کوچک ولی ستاره ی شبهای بسترم
جای دعای نیمه شبش طعنه می زنند
همسایگان به گریه ی بیمار مضطرم
امروز هم گذشت و نشد شانه موی من
امروز هم گذشت و نشد خوب مادرم

گفتم میان شعله کم از فضه نیستم
رفتم ولی از آتش در سوخت معجرم
امشب میان خواب حسن بغض خود شکست
برخیز مادرم که نمیرد برادرم
چندی است نان تازه نخوردم از این تنور
امشب هوای پخت تو افتاده در سرم
چندی است جای غنچه ی لبخندت ای عزیز
گل کرده زخم پهلوی تو در برابرم
شاعر : حسن لطفی

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 08:16
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( من آن گلم که به ضرب لگد گلاب شدم) *

4937
5

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( من آن گلم که به ضرب لگد گلاب شدم) من آن گلم که به ضرب لگد گلاب شدم
در آستانه در سوختم کباب شدم
برای خاطر مظلومی علی، بابا
به سان شمع چنان سوختم که آب شدم
به بـوسگاه تو زد بوسه میخ در بابا
که از اصابـت آن آشــیان خراب شدم

شکست پهلویم از در چو درب خانه شکست
الف بودم و چون دال در شباب شدم
چنـان به صورت من سیلی آن ستمگر زد
که پـیش محَرم خود خسته در حجاب شدم
به تازیانه چنــان زد به بازویم قنفذ
که هم چو زلف عروسان به پیچ و تاب شدم
برای خـاطر یاریِ بوتراب پدر
به سان لاله هم آغوش با تراب شد
شعار شاعر «ژولیده» روز و شب این است
ز بعد رفتن تو ظلم بی حساب شدم
شاعر : مرحوم ژولیده

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 08:28
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( خدا! ز سوز دلم آگهي، كه جانم سوخت) *

3270
2

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( خدا! ز سوز دلم آگهي، كه جانم سوخت) خدا! ز سوز دلم آگهي، كه جانم سوخت
دلم ز فرقت ياران مهربانم سوخت
چو ديد دشمن ديرينه، انزواي مرا
ز كينه آتشي افروخت كآشيانم سوخت
هنوز داغ پيمبر به سينه بود مرا
كه مرگ فاطمه ناگاه جسم و جانم سوخت
اميد زندگي و، يار غمگسارم رفت
ز مرگ زودرسش قلب كودكانم سوخت
دمي كه گفت: علي جان! دگر حلالم كن
به پيش ديده ز مظلومي‌اش، جهانم سوخت
به حال غربت من مي‌گريست در دم مرگ
ز مهرباني او، طاقت و توانم سوخت
گشود چشم و سفارش ز كودكانش كرد
نگاه عاطفت‌آميز او، روانم سوخت
چو خواست نيمه‌شب او را به خاك بسپارم
ازين وصيت جانسوز، استخوانم سوخت
شاعر : فولادی

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 08:30
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (صدف چشم من از داغ تو گوهر بار است ) *

8495
20

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (صدف چشم من از داغ تو گوهر بار است ) صدف چشم من از داغ تو گوهر بار است
چه كنم؟! كار علي بي‌تو به عالم، زار است!
اشتياق تو مرا مي‌كشد از خانه برون
ورنه از خانه برون آمدنم، دشوار است!
موقع آمد و شد، فاطمه جان! مي‌بينم
ديده زينب تو مات در و ديوار است!
به گواهيّ شب و، زمزمه مرغ سحر
اهل يثرب همه خوابند و، علي بيدار است
روز در خانه، پرستار حسين و حسَنم
كمكم كن! كه نگه‌داري‌شان دشوار است!
ياد آن روز كه با زينب تو مي‌گفتم:
دخترم! گريه مكن! مادرتان بيمار است!
چاه داند كه به من، عمر چسان مي‌گذرد
قصّه، كوتاه كنم ورنه سخن بسيار است
شاعر : مرحوم ژولیده

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 08:32
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (به حجره آمد و آهسته خواند اسما را ) *

2469
1

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (به حجره آمد و آهسته خواند اسما را ) به حجره آمد و آهسته خواند اسما را
بیار جامه و کافور و عطر زهرا را
چو شمع، بالشم آهسته زیر سر بگذار
ز رعشـه تـاب ندارم دگر سر و پا را
نبود تاب که پهلـو نهم به پهلویی
وگرنه خواب نبودم شبی ز شبها را
نمازِ غیر، روا نیست بر جنازۀ من
و امر کرد به دفـن شبانــه مـولا را
شکسته شد دل آیینه‌ای که یک آهش
هـزار لـرزه مـی‌افکند عرش اعلی را
شاعر : محمد سعید میرزایی

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:11
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( تو ای ز داغ نبی سر نهاده بر سر زانو) *

2821

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( تو ای ز داغ نبی سر نهاده بر سر زانو) تو ای ز داغ نبی سر نهاده بر سر زانو
سلام من به تو پهلو شکسته، فاطمه بانو!
فرشته‌ها همه بر غربت مزارتو گریان
کجاست قبر تو، ریحانۀ رسول خدا، کو؟
تو نام عرشیِ گلهای‌ باغهای جهانی
بنفشه، یاس گل سرخ لاله مریم شب‌بو!
همیشه مائدۀ خوانت از بهشت رسیده
فرشته آمده و خانۀ تو را زده جارو
شکست شانۀ تو آخر ای حقیقتِ ثقلین
فراق باب ز یکسو، غم امیر ز یکسو
چه خسته‌ می‌روی ای محمل تو دوش ملائک!
چه مانده از تو مگر ای شهیده «فاطمه» بانو؟
چه زود پیر شدی ای جوانیِ دل احمد
که نیست باورِ من از تو این سپیدی گیسو
تو را چگونه ز تابوت در مزار گذارم؟
تو را چگونه بگردانم ای عزیز به پهلو؟
شب است و خاک تو گِل می‌شود ز گریۀ مو

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:44
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( گفتی صدف شکست، بگو گوهرش چه شد؟) *

2620

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( گفتی صدف شکست، بگو گوهرش چه شد؟) گفتی صدف شکست، بگو گوهرش چه شد؟
گفتی که باغ سـوخت گل پرپرش چه شد؟
از باغبـان وحــی بپــرسید دوستــان!
با بـرگ نـازک گـل نیلوفـرش چه شد؟
قـرآن آیـه‌آیـۀ مـــولا ز دسـت رفــت
پس آیۀ جـدا شـده از کوثرش چه شد؟
تطهیــر را بـدون وضـو مس نمی‌کنند
پس احتـرام فاطمــۀ اطهـرش چه شد؟
زهرا کـه در پـس در آتـش گرفتـه بود
یاللعجب! به روی ز گل بهترش چه شد؟
ای مـردم مدینـه بپـرسید از علی
همسنگر شهیـدۀ بی‌سنگـرش چه شد؟
بابا به دست بسته نگه کرد و صبر کرد
مادر فتاد روی زمین، دخترش چه شد؟
وقتـی فتـاد ابر کبـودی بـه چهـره‌اش
افتاد آسمان به زمین، اخترش چه شد؟
ـاسخ بـده مدینه! بگو نیمه‌هـای شب
قبری که می‌گرفت علی در ب

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:48
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (تا سایه‏ ی آن خسرو خوبان به سرم بود) *

6640
8

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (تا سایه‏ ی آن خسرو خوبان به سرم بود) زبان حال حضرت زهرا سلام الله علیها
تا سایه‏ ی آن خسرو خوبان به سرم بود
کی سوخته از آتش غم، بال و پرم بود؟
ایّام خوشی بود که آن شمع دل‏افروز
در محفل جان، جلوه کنان در نظرم بود
اعضای تنم آب شد و، خلق ندیدند
آن مهره‏ی داغی که ازو بر جگرم بود
جسم من اگر سوخت، از آن آتش در سوخت
جان من اگر سوخت، از آه سحرم سوخت
حق بردن و سیلی زدن و سینه شکستن
مزد زحمات شب و روز پدرم بود!
از فضّه، غم مادر و فرزند بپرسید
کو شاهد حال من و قتل پسرم بود
بشکافت مرا سینه ز مسمار در، آندم
کز هجر پدر خونِ جگر در بصرم بود
پیش نظرم، مرگْ دو جا گشت مجسّم
کز هر دو خبر همسر نیکو سیرم بود:
یکبار، فشار در و دیوار مرا کشت
قنفذ بخدا

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 09:52
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( مرد اگر خانه به گلزار جان برگیرد) *

2499
4

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (  مرد اگر خانه به گلزار جان برگیرد) مرد اگر خانه به گلزار جان برگیرد
دل او، باز هوای سر و همسر گیرد
گر چه فرزند، عزیزست چه دختر چه پسر
بیشتر مهر پدر جانب دختر گیرد
بارها گفت نبی: فاطمه چون جان منست
که گمان داشت کسی جان پیمبر گیرد؟!

بارها گفت که آزار وی، آزار منست
کاش می‏بود که گفتار خود از سر گیرد
کاش می‏بود در آن کوچه، نبی تا که مگر
راه بر قاتل دختر، پی کیفر گیرد
کاش می‏بود که از خادمه‏ی دختر خویش
خبری از سبب سوختن درگیرد
کاش می‏بود پیمبر که ز اَسما پرسد
که: چرا دختر من روی ز همسر گیرد؟!
کاش می‏بود که آن شب، جسد فاطمه را
گاه بر دوش علی، گاه پیمبر گیرد
کاش می‏بود در آن شام غریبان که به دست
اشک غربت مگر از چهره‏ی حیدر گیرد
کاش م

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 10:13
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( به گنج سینه ی من درد بی دوا دادند) *

2516
1

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( به گنج سینه ی من درد بی دوا دادند) به گنج سینه ی من درد بی دوا دادند
به اهل بیت رسول خدا بلا دادند
مدینه مزد رسالت به نقد پردازد
اگر چه اجرت ما را سوا سوا دادند
مرا به کوچه،علی را به خانه بنشانند
به زخم مهلک بازوی من دوا دادند
چو نامه ی فدکم را مطالبه کردم
جواب خواسته ام را چه بی هوا دادند
برای غصب خلافت به نام نصب امام
پس از رسول خدا حکم ناروا دادند
به انحراف کشاندند فکر مردم را
به خویش منصب وعنوان وپیشوا دادند
حکومت نبوی را به سلطنت بردند
خلافت علوی را به انزوا دادند
لباس ظاهر دین را به حق تهی کردند
به رای خویش به اسلام محتوا دادند
حساب دین وسیاست ز هم جدا کردند
چه زشت نسبت مارا به سوا دادند
منافقین چو لوای عدالت افکندند
به ظ

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 10:19
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( به لحظه ای که در آن شعله ها نوا کرده) *

2688
1

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( به لحظه ای که در آن شعله ها نوا کرده) مناجات با امام زمان(عج)
به لحظه ای که در آن شعله ها نوا کرده
برای آمدنت مادرت دعا کرده
برای اینکه بگیری تو انتقامش را
میان نافله هایش چه ناله ها کرده
اگر که شیعه شدیم اعتقاد مااین است
به یمن توست به ما هم گر اعتنا کرده
تو گفته ای که بود الگوی تو مادر تو
همان که شیر خدا بر وی اقتدا کرده
هزار سال گذشته هنوز عزاداری
تمام عمر تو را غصه اش عزا کرده
شنیده ام که بدست شماست پیرهنش
نگه به پیرهنش بادلت چها کرده
برای زخم کبودش بیار دارویی
همان که بهر ظهورت خدا خدا کرده
شاعر : جواد حیدری

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 10:20
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( دشمن شکسته از کین هم بال هم پرم را) *

2523
4

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (  دشمن شکسته از کین هم بال هم پرم را) دشمن شکسته از کین هم بال هم پرم را
در آشیانه کشتند یارب کبوترم را
بی یار و غمگسارم گردیده گریه کارم
هرشب روم گذارم بر تربتش سرم را
آنقدر بعد زهرا شدم غریب وتنهاه
گویم به چاه شبها غم های خاطرم را
می خواست تا نبینم من جای تازیانه
گفتا علی بده غسل شبانه پیکرم را
که دیده باغبانی جز من که در جوانی
شبانه دفن کردم لاله پرپرم را
روزی که بین دشمن یاری نبود بر من
دیدم به خاک کوچه یگانه یاورم را
من قهرمان خیبر بودم ولی زکینه
بستند به بازوی او مدال خیبرم را
این درد با که گویم شد مرگ آرزویم
در کوچه پیش رویم زدند همسرم را
می گفت حسن به افغان بشتاب ای پدرجان
که قنفذ و مغیره کشتند مادرم را
شاعر : حسین میرزایی

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 10:24
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (بیمار را سرشک و تبسم برای چه؟ ) *

3258
2

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (بیمار را سرشک و تبسم برای چه؟ ) بیمار را سرشک و تبسم برای چه؟
بر کودکان، نگاه ترحم برای چه؟
از ساقی همیشه کوثر سؤال کن
افتاده کوثرت به تلاطم برای چه؟
دست شکسته را که شفا استراحت است
دستاس کرده دانه گندم برای چه؟
زهرا که در غم پدر آتش گرفته بود!
پس پشت خانه این همه هیزم برای چه؟
می‌گفت با علی که پسر عم! حلال کن
مولا گریست: فاطمه، خانم! برای چه؟
در بازتاب آن همه ظلمی که شد روا
تاریخ پرسشی است که مردم! برای چه؟
شاعر : علی زمانیان

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 10:30
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( جودم نخل از غم بارور بود ) *

2567

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( جودم نخل از غم بارور بود ) جودم نخل از غم بارور بود
تمام حاصلم خون جگر بود
ز هر شاخه هزاران ميوه دادم
همانا پاسخم نيش تبر بود
دلم از طفل بر پستان مادر
به ديدار اجل مشتاق‎تر بود
اگر چه شاخه‎هايم را شکستند
به هر شاخه هزارانم ثمر بود
چه باک از تيغ زهرآلود دشمن
علي يک عمر در کام خطر بود
هزاران زخم در دل داشتم من
که بس کاري‎تر اين زخم سر بود
به جان فاطمه آنکه مرا کشت
نه تيغ ابن ملجم، ميخ در بود
هزاران استخوان بودم گلوگير
هزاران نيش خارم در بصر بود
به هر اهم هزاران زخم فرياد
به هر زخمم هزارن نيشتر بود
تو اي قاتل مرا کشتي نگفتي
علي يک عمر غمخوار بشر بود
زدي شمشير بر فرق امامي
که حتي مهربان‎تر از پدر بود
به اشک و خون دل بنويس "

  • سه شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 10:31
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 مجتبی صمدی شهاب

شعر شهادت حضرت زهرا(خدا ای خدا، لحظه های آخرمه) * مجتبی صمدی شهاب

3375

شعر شهادت حضرت زهرا(خدا ای خدا، لحظه های آخرمه) خدا ای خدا این روزهای آخرمه

سایه اجل دیگه بالای سرمه

دارم میمیرم زخمی تو بستر افتادم

ولی قاتلم غریبی همسرمه

راهی نمونده پیش پام میخوام دیگه برام سفر

چیزی نداشت دنیا برام جز ماتم و خون جگر

میخوام بزن پیش بابام شکایت از دنیا کنم

میخوام بگم چی کشیدم تا عقده از دل واکنم

آه من جوان بودم مهربان بودم

با تموم این مردم مدینه

آه سهم من غم شد قامتم خم شد

آه تنهایی میکشم زسینه

.............

@eyvoontala

خدا ای خدا مرگمو زودتر برسون

میخوام بپّرم دیگه من از این آشیون

کبوترم و شکسته بال و پر من

تو یه کاری کن برم بسوی آسمون

خدا خودش تو آسمون از غم من خبر داره

همه میدونم که آتیش برای گل ضرر د

  • یکشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 08:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(فاطمیه موسم غربت وعزاست) *

2830
2

شعر شهادت حضرت زهرا(فاطمیه موسم غربت وعزاست) فاطمیه موسم غربت وعزاست
فاطمیه روضه خونش خداست
با یه عشق دیرینه بر سینه می کوبم ازغم تو
دلم آتیش میگیره میمیره به یاد ماتم تو
تا همیشه زهرایی می مونه به زیر پرچم تو
فاطمیه دلامون آسمونیه
مسافر حرم بی نشونیه
کنار قبر خاکی افلاکی میشه دل زائرش
دلای غرق شیون میگیرن همیشه روضه براش
روز محشر خندونه چشمی که گریونه وقت عزاش
فاطمیه چشم عالم بارونیه
کار دل خسته مون روضه خونیه
تا ظهور فرزند دلبندت مخفیه مدفن تو
پشت ابرا میمونه پنهونه بهشت روشن تو
جمعه ها اشک افشونه بارون ندبه و شیون تو

شاعر:یوسف رحیمی

  • یکشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 08:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا (س) ( این را به هوای كربلا پُست كنم) *

3035
5

شعر شهادت حضرت زهرا (س) (  این را به هوای كربلا پُست كنم) این را به هوای كربلا پُست كنم
یا این كه به مشهدالرّضا پُست كنم؟
یک نامه نوشته ام برایت بی بی!
این را به نشانی كجا پست كنم؟
بی بی! سلام، شب شده و كرده ام هوات
گفتم یكی دو خط بنویسم كه از صفات

كم كم زلال تر شوم و مثل آینه
روحم جلا بگیرد و از بركت دعات
مثل پرنده ها بپرم سمت آسمان
مثل فرشته ها بزنم بال در هوات...
بانوی خوب من! چه خبر؟ از خودت بگو
از زخم های كهنه تر از چادر سیات
كه خاكی است و بوسۀ شلاق می خورد
از آتشی كه شعله زد از گوشۀ ردات...
مولا كجاست؟ زخم دلش را چه می كند
آن شیر زخم خوردۀ صحرای عادیات؟
از من سلام و عرض ارادات و بندگی
حتما ببر به خدمت چشمان مرتضات...
ما را ملال نیست به جز دوری

  • یکشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 11:20
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد