شهادت امام حسین (ع)

مرتب سازی براساس

سبک ملیح در عین حال کوبنده *

5036
2

سبک ملیح در  عین حال کوبنده یا علی ادرکنی

اربابم حسین ای نور دوعین ای سرلشگر علی سردار حنین

ای روح سخا ای نورالهدا ای غم دیده از نوای تو کربلا

بر دلها حبیب بر جانها طبیب جان من فدای تو یا شیب الخضیب

ای راه تو تمام تمنای عالم است ای که گدای کوی سخای تو حاتم است

ای نام تو نوشته به لبهای خاتم است ای خون راس تو شرف شمس ماتم است

ثارالله ثارالله ثارالله سیّدی یا اباعبدالله

دنیای منی عقبای منی بی سامانم و به سر سودای منی

شبهای منی رویای منی من کلب و تو سرور و آقای منی

ای خون خدا شاه کربلا جان من فدای تو شاه سر جدا

دلداره من تمامه وجودم به پای تو نازد چو آسمان به نوای صدای تو

جانم تویی تمامه قرارم قراره تو شیرین و لیل

  • پنج شنبه
  • 6
  • مرداد
  • 1390
  • ساعت
  • 05:32
  • نوشته شده توسط
  • مصطفی آزادوار(محب)
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار شهادت امام حسین (ع) (در وحدتی که تودة انبوه کثرت است) *

1618
1

اشعار شهادت امام حسین (ع) (در وحدتی که تودة انبوه کثرت است) در وحدتی که تودة انبوه کثرت است

مستی ما ز بادة شبگیر وحدت است

شالودة سرشت من و سرنوشت حق

دیباچه بر کتاب گرانقدر عزت است

جغد غمش به کاخ وجودم نشسته به

زیرا که جغذ دولت، همای سعادت است

دستم بریده باد که دست بریده­ام

پاکیزه از پلیدی و زنگار بیعت است

گر آفریده گشته بشر از برای مرگ

مردن براه حق و حقیقت فضیلت است

در اجتماع مرده و بر خواب رفته­ای

مرگ عزّت است و زندگی زنده ذلت است

در کوره راه تیره و تاریک آرزو

خونین سرم به نیزه چراغ هدایت است

پاداش این دلیری از جان گذشتگی

در سینه­ام خدنگ، مدال شهامت است

کوتاه کن حماسة مردان پاکباز

هادی اشارتی به سخندان کفایت است

هادی تبریزی

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:04
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (بملتی که مرامش بود مرام حسین) *

2684
3

اشعار شهادت امام حسین (ع) (بملتی که مرامش بود مرام حسین) بملتی که مرامش بود مرام حسین

من احترام گذارم باحترام حسین

از آنجهت شده دیوان کربلا دل ما

که افتتاح شده از ازل بنام حسین

هنوز یاد کند قلب عالم امکان

ز ذوالجناح که آمد سوی خیام حسین

هنوز تشنه بگرید چه آب می نوشد

هنوز می شنود گوش و دل پیام حسین

بباغ سروخرامان بخاک و خون میریخت

فتاده چون بزمین سرو خوشخرام حسین

نه چون حسین کسی سجده کرده در عالم

نه کس قیام نموده است چون قیام حسین

امید هست نگارنده را که در محشر

خداش بندة خود داند و غلام حسین

سرگرد نگارنده

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:23
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (باز این چه شورشی است که افتاده در جهان) *

2121
3

اشعار شهادت امام حسین (ع) (باز این چه شورشی است که افتاده در جهان) باز این چه شورشی است که افتاده در جهان

آفاق جمله پرشده با ناله و فغان

زارو نزار ، گریه کنانند و نوحه خوان

طفلان، بگاهواره و مرغان ، بگلستان

گرگوش هوش ، بازکنی بشنوی عیان

آه و فغان خیل ملایک ، ز آسمان

حال جهانیان همگی آنچنان شده است

در حیرتم که : چون بنویسم ، چسان شده است

بهر چه کارشان همه شور فغان شده است؟

آیا زدیده نیز اعظم ، نهان شده است

یا اینکه آفتاب ، زمغرب عیان شده است

کز هم گسسته رشتة اوضاع کن فکان

پرسیدم از خرد ، که بگو: این چه عالم است ؟

اوضاع دهر ، از چه پریشان و درهم است ؟

آخر چه روی داده که عالم پر از غم است؟

با ناله گفت، عاشر ماه محرم است

زان است اینکه عالمیان غرق

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:05
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (جان بقربان حسین و فکر جاویدان اوست) *

1972
2

اشعار شهادت امام حسین (ع) (جان بقربان حسین و فکر جاویدان اوست) جان بقربان حسین و فکر جاویدان اوست

مرد و زن را دست حاجت جمله بردامان اوست

او بود شمع فروزان بساط زندگی

صحنة گیتی منوّر از رخ تابان اوست

زان فداکاری که اندر راه دین حق نمود

تا قیامت خلق عالم واله و حیران اوست

سرنهاد اندر خط فرمان یزدان زین سبب

ماسوء الله همه سر در خط فرمان اوست

جان خود را در ره ابقاء دین ایثار کرد

دین حق مرهون عزم و همت شایان اوست

در کتاب آفرینش چون بود دیباچه­ای

نام دلجوی حسین از لطف حق عنوان اوست

شرح جانبازی او یکسر کتاب زندگیست

جان فدا کردن نخستین مطلع دیوان اوست

هر که در عالم دم از قانون آزادی زند

در حقیقت خوشه چین خرمن احسان اوست

کشته شد اما نشد تسلیم نامرد

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:19
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

قدرتاعاشورا -(گفتم امروزکه چرادرعجبم؟ ازغم مولاست؟) *

3058
0

قدرتاعاشورا -(گفتم امروزکه چرادرعجبم؟ ازغم مولاست؟) گفتم امروزکه چرادرعجبم؟ ازغم مولاست؟

وچرااین دل من درهوس کرب وبلاست؟

روزهاراکه شمردم دیدم!

110روزدگرعاشوراست

لطفا نام شاعراین شعررااگرمیدانید درنظرات اطلاع دهید

نفس

  • سه شنبه
  • 1
  • شهریور
  • 1390
  • ساعت
  • 09:10
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (از شرف کعبه اگر قبله گه اهل صفاست) *

1879
1

اشعار شهادت امام حسین (ع) (از شرف کعبه اگر قبله گه اهل صفاست) از شرف کعبه اگر قبله گه اهل صفاست

وادی کرب و بلا مهبط انوار خداست

فخر بر کعبه کند گرزشرف نیست غریب

ارگاهی که در او نور خدا جلوه نماست

بسوی کعبه بود عالمیان را گر روی

کعبه را روی ارادت بسوی کرب و بلاست

خون خاصان خدا ریخته شد در این ملک

میتوان گفت که آمیخته با خون خداست

کرد در دشت بلا حج خود آنشاه تمام

تا تو آگاه شوی کعبة مقصود اینجاست

بیم از قتل نبودش که برون شد زحرم

لیک پیک حرم محترم کعبه نخواست

کعبه بیت الله و این مطلع انوار حق است

بین که در این دو تفاوت زکجا تا بکجاست

وه که از آب نمودند دریغ از شاهی

کز شرف خاک رهش آبروی آب بقاست

خون بگرید اگر از ماتم او از چه هنوز

از شفق و م

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:21
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

بازگویم قصه شور و نوا * جعفر ابوالفتحی

3840
1

بازگویم قصه شور و نوا بازگویم قصه شور و نوا

قصه جانبازی کرب و بلا

قصه آتش زدن بر خیمه ها

قصه سرها به روی نیزه ها

قصه سیلی لگد زخم زبان

صورت نیلی عاشق پیشگان

بس بود دیگر دهانت خاک گیر

بر حسین بن علی هفتاد تیر

از غم او خون شده هر کهکشان

فاطمه غش کرده در هفت آسمان

ای خدای آسمانها معذرت

ای شفیعان دو دنیا معذرت

نوح و ابراهیم و موسی معذرت

احمد مختار و عیسی معذرت

کاروانی بر اسیری می برند

آل زهرا را به درهم می خرند

سروده: جعفر ابوالفتحی

وبلاگ بیت الزهرا (س)

www.beit-al-zahra.blogfa.com

  • یکشنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1390
  • ساعت
  • 16:25
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

ای کربلا آتش به جان عشق کردی * جعفر ابوالفتحی

4220
3

ای کربلا آتش به جان عشق کردی ای کربلا آتش به جان عشق کردی

جان جهان آتش فشان عشق کردی

ما را به روز عاشقی لایق نمودی

تو جان ما جانا نشان عشق کردی

آن کشته ی عریان بدن سبط رسول است

در مقتلت او را جهان عشق کردی

اشک از رخ عاشق چکید و شد فراتت

از اشک غم دریا روان عشق کرد

گلدسته های پاک تو تفسیر عشق است

با آن حرم بر ما بیان عشق کردی

سروده: جعفر ابوالفتحی

وبلاگ بیت الزهرا (س)

www.beit-al-zahra.blogfa.com

  • یکشنبه
  • 20
  • شهریور
  • 1390
  • ساعت
  • 16:38
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام حسین(ع),(ز بس در گلو عقده دارد دلم) *

2124
4

شعر شهادت امام حسین(ع),(ز بس در گلو عقده دارد دلم) ز بس در گلو عقده دارد دلم

به زانوي غم سر گذارد دلم

چنان داغدار توام روز و شب

که خونابه از ديده بارد دلم

تو را اي خدايي ترين آرزو

به دست خدا مي‌سپارد دلم

تو رفتي ولي ياد تو ماندني است

پس از تو چنين مي‌نگارد دلم

اسيرم اسير غم عشق تو

سر کوي تو خانه دارد دلم

عباس براتي‌پور

  • یکشنبه
  • 6
  • فروردین
  • 1391
  • ساعت
  • 06:28
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (ما زکعبه رو بسوی کربلا خواهیم کرد) *

2053
3

اشعار شهادت امام حسین (ع) (ما زکعبه رو بسوی کربلا خواهیم کرد) ما زکعبه رو بسوی کربلا خواهیم کرد

کربلا را کعبة اهل ولا خواهیم کرد

از منای کعبه گر امروز رخ برتافتیم

وعده گاه کربلا را چون منا خواهیم کرد

گر وداع از زمزم و رکن و صفا بنموده­ایم

کربلا را رکن ایمان از صفا خواهیم کرد

تا که بشناسد مخلوق جهان خلاق را

خویش را آینه ایزد نما خواهیم کرد

از پی درمان درد جهل ابنای بشر

نینوای خویش را دارالشفا خواهیم کرد

از پی آزادی نوع بشر تا روز حشر

پرچم آزاد مردی را بپا خواهیم کرد

ظلم را معدوم میسازیم و پس مظلوم را

با شهادت از کف ظالم رها خواهیم کرد

کاخ استبداد را با خاک یکسان میکنیم

پس بنای عدل را از نو بنا خواهیم کرد

خویش را در آتش کرب و بلا می افکنیم

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:40
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

پانمی کشند در مصیبت حضرت ثار الله اثر رحمان نوازنی - (این اسب ها از این بدنم پا نمی کشند) *

6212
4

پانمی کشند در مصیبت حضرت ثار الله اثر رحمان نوازنی - (این اسب ها از این بدنم پا نمی کشند) یا حضرت شیب الخزیب

این اسب ها از این بدنم پا نمی کشند

از روی غنچه ی کفنم پا نمی کشند

تا که گلاب ناب مرا در نیاورند

از غنچه های یاسمنم پا نمی کشند

این نیزه ها که در جگرم پا گذاشتند

چون داد می زنم حسنم پا نمی کشند

می خواستم دوباره صدایت کنم ولی

یک لحظه هم از این دهنم پا نمی کشند

موی مرا به دست گرفتند و می کشند

اما ز دست و پا زدنم پا نمی کشند

رحمان نوازنی

www.boyepirahanehoseyn.blogfa.comمنبع ایمان غلامی

  • دوشنبه
  • 16
  • آبان
  • 1390
  • ساعت
  • 22:23
  • نوشته شده توسط
  • ایمان
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر مناجاتی امام حسین از علی اکبر لطیفیان -( مانند نور آمدی و لا مکان شدی ) * علی اکبر لطیفیان

2825
2

شعر مناجاتی امام حسین از علی اکبر لطیفیان -( مانند نور آمدی و لا مکان شدی ) مانند نور آمدی و لا مکان شدی
پرواز آسمانی هفت آسمان شدی
با جلوه های نوری بالانشین خود
خورشید صبح و ظهر و غروب اذان شدی
تا این که انبیا به تو نزدیکتر شوند
روضه شدی و در همه دوران بیان شدی
یک یا حسین گفتم و دیدم دلم شکست
اشکم شدی ز گوشه ی چشمم روان شدی
یک شب کناره سفره تو سائلت شدیم
یک شب کنار سفره ی ما نانمان شدی
قبل از دراز کردن دست گدائی ام
آقا شدی کریم شدی مهربان شدی
ناراحت جدائی مهر تو نیستم
روزی که آمدی به دلم جاودان شدی
یک وقتی آمدم که به دردت نمی خورم
دیر آمدم تو همسفر خیزران شدی...

شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان

  • جمعه
  • 10
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 14:31
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

سرمه چشم-( سرمه ام خاک کربلات) *

6079
3

سرمه چشم-(   سرمه ام خاک کربلات) سرمه ام خاک کربلات

تموم زندگیم فدات

اگه اجازشو بدی

می میرم آقاجون برات

عشق تو در جون وتنم

دل از ضریت نمیکنم

ایشاا...پیرهن عزات

میشه آقاجون کفنم

  • پنج شنبه
  • 3
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 06:58
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

مثل تموم روضه هام *

5440
4

مثل تموم روضه هام مثل تموم روضه هام

رخصت می گیرم از آقام

شاید که از روی کرم

منو بازم کنه نگام

میخوام برات قصه بگم

قصه دلداده گیام

قصه صحبت منه

با دلبرم گوشه شام

قبل سوال و هر کلام

می گم که بی بی اسلام

یه عمریه تو هوس

گنبد و ایوون طلام

وقتی میگه از حرمت

مادر با گریه هاش برام

اسم تو با سوز جگر

گل می کنه روی لبام

کهنه شراب عشقتو

خدا بهم داده یه جام

مثل کبوتر غریب

آروم کشیده توی دام

تو زندگیم وا می کنی

بی بی با دستات گره هام

آرزومه موقع مرگ

پاتو بزاری رو چشام

ملیک ملک وجود

توهستی و منم غلام

ذکر حسین به هر نفس

مرا شده علی الدوام

شاعر : سید مصطفی فاطمی نویسی

  • جمعه
  • 4
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 11:43
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

شعری زیبا در باره محرم با عنوان ماه عزا - (آقا بیا که ما ز غمت گریه می کنیم ) *

10829
8

شعری زیبا در باره محرم با عنوان ماه عزا - (آقا بیا که ما ز غمت گریه می کنیم ) یا حسین

آقا بیا که ما ز غمت گریه می کنیم

ماه عزاست بر حرمت گریه می کنیم

شکر خدا که دل به عزا خانه بار یافت

ماه بکاست ما به غمت گریه می کنیم

دل ها برای روزتو آماده می شوند

ما بهر دیدن علمت گریه می کنیم

ای خون ما حلال قدومت در این عزا

خون جای اشک بر قدمت گریه می کنیم

تا کی غلاف صبر، کند منع ذوالفقار

هر دم به حسرت دو دمت گریه می کنیم

می آیی وبدون ملاقات می روی

آقا به این عبور کمت گریه می کنیم

خوردی قسم به مادر پهلو شکسته ات

تا حشر هم به این قسمت گریه می کنیم

ای راز دار فاطمه برگرد چاره کن

ما از غم غدیر خمت گریه می کنیم

دشمن به آل تو چه ستمها روا نمود

با تو به آل محترمت گریه می ک

  • چهارشنبه
  • 2
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 22:57
  • نوشته شده توسط
  • ایمان
ادامه مطلب

آرزومند کربلا -(افکندجان وتن به پای حسین) *

6706

آرزومند کربلا -(افکندجان وتن به پای حسین) آرزو مند کربلای حسین

افکندجان وتن به پای حسین

گر که خواهی نوا کنی برپا

بهترینش بود نوای حسین

جمله عالم شوند فدای حسین

ذات حق گشته خون بهای حسین

هر(نفس )ذکر لب همین باشد

من بمیرم شب عزای حسین

  • پنج شنبه
  • 3
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 06:56
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

شهادت امام حسین (ع) -( بگو که جان بدهم بی‌امان برای سرت ) * سید محمد بابا میری

2187
2

شهادت امام حسین (ع) -( بگو که جان بدهم بی‌امان برای سرت ) بگو که جان بدهم بی‌امان برای سرت
کم است جانم اگر، کودکم فدای سرت
گرفته داغ غمت را به سینه مرغ دلم
و بی‌قرارترین است در هوای سرت

نگاه ملتهبم گاه، محو گهواره است
و گاه، خیره بر انبوه زخم‌های سرت
چه آرزوی بزرگی است این، ولی ای کاش
جدا شود سر ناقابلم به جای سرت
زده است آتشم این غم که بعد تو باید
به شام و کوفه سفر کرد پا به پای سرت
چگونه زنده بماند پس از تو همسر تو
چگونه جان ندهم آه!‍ در عزای سرت؟

شاعر : سید محمد بابا میری

  • یکشنبه
  • 5
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 07:46
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات حسین (ع) با امام -( تا ابد جلوه گه حقّ و حقیقت سرِ تست ) * احمد مهران

5367
8

مناجات حسین (ع) با امام -( تا ابد جلوه گه حقّ و حقیقت سرِ تست ) تا ابد جلوه گه حقّ و حقیقت سرِ تست
معنى مكتب تفویض، على اكبر تست
اى حسینى كه تویى مظهر آیات خداى
این صفت از پدر و جدّ تو در جوهر تست
درس آزادگى عبّاس به عالم آموخت
زآن كه شد مست از آن باده كه در ساغر تست
طفل شش ماهه تبسّم نكند، پس چه كند؟!
آن كه بر مرگ زند خنده على اصغر تست
اى كه در كربوبلا بى كس و یاور گشتى
چشم بگشا و ببین خلق جهان یاور تست
خواهر غمزده ات دیده سرت بر نى و گفت:
آن كه باید به اسیرى برود خواهر تست
اى حسینى كه به هر كوى عزاى تو به پاست
عاشقان را نظرى در دَم جانپرور تست
خواست «مهران» بزند بوسه سراپاى تو را
دید هرجا اثر تیر ز پا تا سر تست

شاعر : احمد مهران

  • یکشنبه
  • 5
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 07:56
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شهادت امام حسین (ع) -( دنیا شنید آه نیستانی تو را ) * سید محمد جواد شرافت

5062
0

شهادت امام حسین (ع) -( دنیا  شنید آه نیستانی تو  را ) دنیا شنید آه نیستانی تو را
بر نیزه دید آینه گردانی تو را
موج نسیم غمزده حس کرد -مو به مو-
بر اوج نیزه عمق پریشانی تو را
سنگی که قلب دخت علی را نشانه رفت
آمد شکست حرمت پیشانی تو را

قومی که سجده بر بت ابلیس برده اند
انکار کرده اند مسلمانی تو را
آنان که گوششان پر از آواز سکه بود
نشنیده اند لهجه ی قرآنی تورا
با اینهمه کسی نتوانست کم کند
یک ذره از تجلی عرفانی تورا
بعد از طلوع سرخ تو ای آفتاب سبز
چشمی ندید مغرب پایانی تو را

شاعر : سید محمد جواد شرافت

  • یکشنبه
  • 5
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 08:06
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اكنون‌ كه‌ بر دهان‌ تو بابا لب‌ من‌ است * جعفر ابوالفتحی

3388
1

اكنون‌ كه‌ بر دهان‌ تو بابا لب‌ من‌ است امام حسین - مناجاتی

مادرم من را به غم تعلیم کرد

قلب من را بر غمت تسلیم کرد

هر چه دارم از دعای مادر است

مادرم من را به تو تقدیم کرد

از همان دوران خوب بچه گی

گریه کردن را به من تفهیم کرد

در میان دیده ی بیمار من

پرچم عشق تو را تکریم کرد

روی دیوار دل تفدیده ام

چشم بیمار تو را ترسیم کرد

جایگاه قلب معصوم مرا

روی خاک کربلا تنظیم کرد

سروده: جعفر ابوالفتحی

  • یکشنبه
  • 6
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 14:24
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

دل اسیر -(دلم اسیرمبتلاست) *

3003
7

دل اسیر -(دلم اسیرمبتلاست) دلم اسیرمبتلاست

عشقم دو گنبدطلاست

خوشی ما توروضه هاست

تافاطمه صاحب عزاست

دلم پراز شورونواست

آرزویم کرب وبلاست

بهشت برای عاشقات

دیوونه جاش پیش شماست

  • سه شنبه
  • 8
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 13:14
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (وادی کرب وبلا قحطی آبست امشب) *

2249
2

اشعار شهادت امام حسین (ع) (وادی کرب وبلا قحطی آبست امشب) وادی کرب وبلا قحطی آبست امشب

دل اولاد علی جمله کباب است امشب

شب هجراست و یا حشر پدید آمده است

یا همان تیره شب یوم حساب است امشب

زینب اندر غم فردای یتیمان حسین

زار و دلخسته اندر تب وتاب است امشب

از علی اصغر و خشکیده لبانش زعطش

ای دریغا شب تودیع رباب است امشب

چشم و دل کندن لیلی ز علی اکبر خود

با دل خونشده ناچار و مجاب است امشب

در غم واعطشای حرم سبط نبی

گیتی افسرده جهان جمله خراب است امشب

نالة العطش از جانب اطفال خیم

از زمین تا همه نه باب قباب است امشب

بهر جانبازی خود جملة اصحاب حسین

تا سحرگه همه در فکر و شتاب است امشب

آنکه وی با طمع غارت و مال آمده بود

دگر از جانب شه وقت جواب اس

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:15
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

مقام مجنون -(خواهری درقنوت دستانش) *

2813
2

مقام مجنون -(خواهری درقنوت دستانش) خواهری درقنوت دستانش

موج خون درفرات چشمانش

شکوه هایش به صاحب قرآن

رب هذاالتقبل القربان(1)

دررکوعش خداهویدابود

آه او بردلش چو سودابود

سجده ای ازنمازاوکم بود

همنشینش درآن میان غم بود

سجده ای زد،دل فلک خون شد

بوسه گاهش مقام مجنون شد

مجموعه اشعار شاعر

  • جمعه
  • 18
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 13:52
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر و شهادت امام حسین -( درود بر تن عریان سید الشهدا ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

2718
3

شعر و شهادت امام حسین -( درود بر تن عریان سید الشهدا ) درود بر تن عریان سید الشهدا
سلام بر لب عطشان سید الشهدا
ز نوک نیزه شده ملک بی حدود خدا
پر از تلاوت قرآن سیدالشهدا
زیارت شب آدینه اش گرامی باد
که هست فاطمه مهمان سید الشهدا
عجب نه کز نفسش معجز مسیح دمد
کسی که هست ثنا خوان سید الشهدا
به چشم خویش کنید التماس و گریه کنید
که هست فاطمه گریان سید الشهدا
سلام خلق و سلام خدای عزوجل
به زخم های فراوان سید الشهدا
به گیسوان پریشان فاطمه سوگند
که عالم است پریشان سید الشهد
نشان نیزه و شمشیر و تیر و خنجر و سنگ
بهشت لاله و ریحان سید الشهدا
یقین کنید همان چوب خیزران می گفت
سلام بر لب و دندان سید الشهدا
زهی کرم که ز آغاز، نخل میثم را
رقم زدند به دیوان سید الشهدا

  • پنج شنبه
  • 13
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (تا خیمه زد بعرصة دلها ولای تو) *

1899
2

اشعار شهادت امام حسین (ع) (تا خیمه زد بعرصة دلها ولای تو) تا خیمه زد بعرصة دلها ولای تو

غم رفت و شادی آمد لوای تو

با یک نظر سپرده دل خویش گشته­ایم

امیدوار بر نظر دلربای تو

دلها بعشق پاک تو در سینه می­طپد

از دیده اشگ شوق روان از برای تو

نام حسین زینت هر انجمن بود

وان انجمن نشانه و فرّو بهای تو

هر بینوا که ریو بسوی تو آورد

زنگ از دلش زدوده شود در لوای تو

هر جا دلی زتیر حوادث شکسته شد

روی آورد بجانب دارالشّفای تو

دارو دهی و حاجت او را روا کنی

داروی درد تلخی و شیرین دوای تو

شاها شهنشهی تو شاهان تاجدار

افکنده اند افسر شاهی بپای تو

بینم بچشم عقل سلاطین زروی عجز

ساینده جبهه بر در دولتسرای تو

مردم تمام عاشق خلد برین و خلد

همواره بود عاشق خ

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:59
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (زارو گریان حسینم چه بود بهتر از این) *

3364
12

اشعار شهادت امام حسین (ع) (زارو گریان حسینم چه بود بهتر از این) زارو گریان حسینم چه بود بهتر از این

سخت حیران حسینم چه بود بهتر از این

من نه خود می روم این ره که کسی می بردم

خار دامان حسینم چه بود بهتر از این

قبلتین دل من زینب و عباس شدند

من مسلمان حسینم چه بود بهتر از این

نوكران را همه با نام پدر بشناسد

مست عرفان حسينم چه بود بهتر از اين

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:05
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (دیگر زنخل رسالت پدید شد ثمری) *

1732
1

اشعار شهادت امام حسین (ع) (دیگر زنخل رسالت پدید شد ثمری) دیگر زنخل رسالت پدید شد ثمری

پدید شد ثمری از نکوترین شجری

به مرتضی پسری بی نظیر داد خدای

خوشا چنین پدری خرما چنین پسری

از آن زمان که پدیدار گشت باغ وجود

چو او ندید زمانه نهال بار وری

اگرچه گفت خدا لم یلد و لم یولد

دمی بدین پدر و این پسر نما نظری

ز بطن فاطمه و صلب ابن عم رسول

پدید شد بجهان وه چه نازنین گهری

به پرده بود جمال جمیل عزّو جلّ

گشود روی بصد جلوه ماه پرده دری

خدای گفتمش اما سروش غیبی گفت

اگرچه حق بود این گفته صبر کن قدری

نمود مظهر ذات و صفات حق رخسار

خدا نهاد زخود در زمانه خوش اثری

دمید صبح سعادت نماند اثر از شب

مسلم است که هر شام را بود سحری

امیر هر دو جهانرا عیان شد

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 16:01
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (هاله­ای بر چهره از نور خدا دارد حسین) *

4939
10

اشعار شهادت امام حسین (ع) (هاله­ای بر چهره از نور خدا دارد حسین) هاله­ای بر چهره از نور خدا دارد حسین

جلوة هر پنج تن آل عبا دارد حسین

آشنای عشق را بی آشنا گفتن خطاست

در غریبی هم هزاران آشنا دارد حسین

در هوای کوی وصلش بیقرار آن بیشمار

دل مگر کاه است گوئی کهربا دارد حسین

معجز قرآن جاویدان حسین ابن علی است

برترین اعجازها در کربلا دارد حسین

خیمه گاهش کعبه و آب فراتش زمزم است

قتلگاهی برتر از کوه منا دارد حسین

شور شیرین غمش رمز بقای سرمدیست

ازسرشگ دیدگان آب بقا دارد حسین

تا شفا بخشد روان و جسم هر بیمار را

در حریم وصل خود خاک شفا دارد حسین

حرمت ذبح عظیم کربلا بنگر حسان

خونبهائی همچو ذات کبریا دارد حسین

حسان

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:56
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

اشعار شهادت امام حسین (ع) (مرد نبرد عشق، چو پا در رکاب کرد) *

1737
1

اشعار شهادت امام حسین (ع) (مرد نبرد عشق، چو پا در رکاب کرد) مرد نبرد عشق، چو پا در رکاب کرد

گیتی از آن نبرد پس از انقلاب کرد

سودای عشق بازی او تا بروز حشر

دلهای عاشقان همه بی صبر و تاب کرد

آن نفس مطمئنه چو بشنید ارجعی

برخود حرام راحت و آرام و خواب کرد

بنهاد بیدرنگ بره روی وجد جهد

در جستجوی مصدر شیرین خطاب کرد

در کربلا نشانة دیدار یار یافت

از شوق وصل دوست برفتن شتاب کرد

آنجا بدید جلوة معشوق و مست شد

آغاز عشقبازی پر التهاب کرد

بر آن تراب تشنه بخون، خون خویش ریخت

ایجاد کوثری پسری بوتراب کرد

با همچو کوثری زجهان تشنه کام رفت

طفلی فدای خواستن جرعه آب کرد

از بهر گوی بازی چوگان روزگار

سرهای پر زشور و جوان انتخاب کرد

فرزند و خواهران و عزیزان و

  • پنج شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:28
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد