هُرم آتش
دل اهل حرم ، آتش گرفته
تمام پیکرم آتش گرفته
به یاد کوفه و شام و اسارت
دل غم پرورم آتش گرفته
نه این سر بلکه ای بابای بی سر
ز پا تا به سرم آتش گرفته
دل غمدیده ام از دوری تو
شبیه خواهرم آتش گرفته
به حدّی چشم من از گریه سرخ است
که چشمان ترم آتش گرفته
به یاد کوچه و بازار هرشب
دل در به درم آتش گرفته
دست مثل قنوت عمه زینب(س)
قنوت آخرم اتش گرفته
تن صدچاک در گودال دیدم
غروب و غارت اموال دیدم
شاعر : اسماعیل شبرنگ
- شنبه
- 11
- آبان
- 1392
- ساعت
- 08:00
- نوشته شده توسط
- سیده زینب فیض







