امام رضا علیه السلام

مرتب سازی براساس

شعر امام رضا ( ع) (هست از شوق ِچشم دلبر ما ) *

2361

شعر امام رضا ( ع) (هست از شوق ِچشم دلبر ما  ) هست از شوق ِچشم دلبر ما
ميل پرواز اگر كه در سر ِما
نزد گنبد طلاي شمسُ شموس
پشت بام پُر از كبوتر ما
چار فصل خدا عنايت او
دائماً سيب سرخ نوبر ما
رشته هاي عباي سبز رضا
سايه ي آفتاب محشر ما
اين كه مثل ياس مي آيد
پاره اي از دلِ پيمبر ما
آمده سايه ي سرم باشد
هشتمين نور باورم باشد
به پرم رنگِ آسمان داده
ميل ِ پرواز بي كران داده
به دلِ كاسه هاي مستي من
طعم شيرين زعفران داده
در قنوت نماز بارانش
ابرها را تكان تكان داده
با بيان حديث سلسله اش
راهِ توحيد را نشان داده
از گُل ِ گندم بهشتِ حرم
نان به دستِ تنوريان داده
آب و ناني كه بين سفره ي ماست
همه از بركت نگاه رضاست
تا گشودي پَر ِ دعايت را
بال پرواز تا خدا

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 علی اکبر لطیفیان

شعر امام رضا ( ع)-( ساعات طوفان،وقت جزر و مد رسیده ) * علی اکبر لطیفیان

3699

شعر امام رضا ( ع)-(  ساعات طوفان،وقت جزر و مد رسیده ) ساعات طوفان،وقت جزر و مد رسیده
نبضم چه محکم میزند تا صد رسیده
آیا قبولم میکند یا نه؟ولی نه
اصلا چرا این فکرهای بد رسیده
اینجا تمام مهربانی مال آقاست
اینجا مگر بر سینه دست رد رسیده ؟
سوت قطار آمد،کسی در پشت در گفت:
ای جانمی جان اول مشهد رسیده
از کوچه قلبم تا حرم یکباره پر زد
ردّ پرم تا پرچم گنبد رسیده
طوفان عشقت شست و شو داده دلم را
چشم رئوفت آبرو داده دلم را
دلشوره ای شیرین سر بال و پرم هست
هشت آسمان آیینه در دور و برم هست
باران غم هرگز نمیگیرد سراغم
تا مهربانی های تو روی سرم هست
وقف سر انگشت پر از مهر تو بوده
هرجا اگر نام و نشانی از کرم هست
خوبی تو تا ناکجا تا آن سوی عرش
هر قدر هم بالا و بالا

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:46
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

رباعی برای امام رضا ( ع) ( با خاکِ درت شفاعت آمیخته است) *

3485

رباعی برای امام رضا ( ع) ( با خاکِ درت شفاعت آمیخته است) با خاکِ درت شفاعت آمیخته است
خورشید ز چلچراغت آویخته است
بیش از همه جا در حرمت مسکین است
زیرا که کرم روی کرم ریخته است
شاعر : سيد رضا مؤيد خراسانی

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:51
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

رباعی برای امام رضا ( ع) ( چشم تو نوازشگر و مِهر افروز است) *

2100

رباعی برای امام رضا ( ع) ( چشم تو نوازشگر و مِهر افروز است) چشم تو نوازشگر و مِهر افروز است
در عمق نگاه تو غمي جانسوز است
يك روز به دستِ تو نگاهش را دوخت
زيبايي چشم آهو از آن روز است
شاعر : محمدجواد غفور زاده (شفق)

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:13
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( در هوای شما رها هستم ) *

3475
1

شعر امام رضا ( ع) ( در هوای شما رها هستم ) در هوای شما رها هستم
از صـفای تو باصفا هستم
با توام از همه جدا هستم
بـنـده درگـه خــدا هستم
پادشاهم ولی گدا هستم
سـائــل درگه رضا هستم
روز میلاد توست شمس وشموس
الـسـلام ای امــام خـطـه طــوس
در حریـم تـو نـور بـاران است
آسمان وزمین چراغان است
جبرئیل امین غزل خوان است
در قدوم شما فدا جان است
مشهد تو بهشت جانان است
حـرمـت کـعـبـه فقیران است
تا ابد این بـود سـعـادت ما
نوکری شماست عادت ما
عاشق روی چون نگـار توایم
بی قـراریـم ... بی قرار توایم
با همه بی کسی دچار توایم
گـرچـه دوریـم در کـنـار توایم
مـا کـه از ایـل و از تـبـار توایم
تـا دم مـرگ جـان نـثـار توایم
یا رضـا بـی کـس و گرفتارم
چه کنم من فق

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:45
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( گفتم رضا و كاسه ي دستم فقير شد ) *

3344
1

شعر امام رضا ( ع) (  گفتم رضا و كاسه ي دستم فقير شد ) گفتم رضا و كاسه ي دستم فقير شد
مثل هميشه دست تو دستِ بگير شد
گفتم رضا و مثل كبوتر دلم پريد
با زائران خسته ي تو هم مسير شد
با اشتياق قصد زيارت نمودم و
هر وقت آمدم حرمت زود سير شد
چيزي نمانده بود كه پَر در بياورم
وقتي كه آب و دانه نصيب حقير شد
رازي ست بين بندگي ما و زلف تو
بنده كسي ست كه بر سر زلفت اسير شد
آهو پَرش كه بر پَر ِ عطر شما گرفت
از آن به بعد صاحبِ مُشك و عبير شد
آري تويي همان كه به يك گوشه چشم تو
شير ِ درون پرده مُبَدَل به شير شد
آري تويي همان كه به ابن شبيب گفت
آري تويي همان كه سر ِ روضه پير شد
ايرانيان طوس كجا؟ كربلا كجا؟
جسم شما كفن ، تن ِ جدت حصير شد
آقا ز شعر مدح نه هنگام روضه ات

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:17
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( آن حریمی که در آن دلها کبوتر می شود ) *

2736
3

شعر امام رضا ( ع) ( آن حریمی که در آن دلها کبوتر می شود ) آن حریمی که در آن دلها کبوتر می شود
پر زدن تا محضر زهرا میسر می شود
عشوه معشوق و ابراز نیاز عاشقان
به وصال عاشق و معشوق منجر می شود
این نسیم عفو از آب و هوای گنبد است
هر سحر کل حرم از آن معطر می شود
در کنار دست صاحبخانه منزل می کند
زائری که وارد صحن مطهر می شود
آب سقاخانه اینجا طعم کوثر می دهد
عطر و طعمش موجب ایمان کافر می شود
هر دلی اینجا توسل کرد عرشی می شود
هر سری اینجا به خاک افتد سرور می شود
با تمام غصه ها هر طور می شد آمدم
گفتم از مشهد به بعد اوضاع بهتر می شود
من هو یعطی الکثیر بالقلیل آقای ماست
پاسخ یک خواهش اینجا صد برابر می شود
خوش به حال زائری که بعد مشهد آمدن
دل پسند زاده موسی بن جع

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:55
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( زلفِ دلدار الهی که پریشان نشود ) *

2484
1

شعر امام رضا ( ع) ( زلفِ دلدار الهی که پریشان نشود  ) زلفِ دلدار الهی که پریشان نشود
هیچ غم باعث آزار عزیزان نشود
آن دو چشمی که بُوَد قبله ي زوار دلم
من دعایم همه این است که گریان نشود
گفته بودم که معشوق فراوان شده است
گفته بودی که مثل تو پریشان نشود
خاک بوسان درت جمله طلا خیزانند
نوکری نیست در این خانه که سلطان نشود
کیست تا درک کند شان و مقاماتت را
مور ِکوی تو خودش خواست سلیمان نشود
ردِ پاهایِ تو دریا شده چشمه چشمه
بی جهت هجر تو منجر به بیابان نشود
هر که افتاده به راه تو عزیزش کردی
هر که دل داد به تو بی سر و سامان نشود
لذتِ عمر فقط یاد شما زیستن است
آنکه با یاد شما بود پشیمان نشود
ضامن خوب گدایان به بر ِ یار امروز
جز جگر گوشه ي سلطان خراسان نشود

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:02
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( شب زنده دار ِحلقه ي گيسو نميشود ) *

3546
3

شعر امام رضا ( ع) (  شب زنده دار ِحلقه ي گيسو نميشود  ) شب زنده دار ِحلقه ي گيسو نميشود
هركس كه خَم به آن خَم ابرو نميشود
تا از خودت سفر نكني كِي مسافري؟؟؟
هركس پريد و رفت پرستو نميشود
بر خاك آستانِ علي هركه سر نهاد
راضي به خواب روي پَر ِ قو نميشود
بيخود اسير ِ هر كس و ناكس نشو بدان
هر ضامني كه ضامن آهو نميشود
شاعر : محسن عرب خالقي

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:05
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( تا ملائک همه پر را حرکت میدادند ) *

3162

شعر امام رضا ( ع) (  تا ملائک همه پر را حرکت میدادند ) تا ملائک همه پر را حرکت میدادند
دور تو قرص قمر را حرکت میدادند
به طواف تو زمین بار دگر می چرخید
چون که خدام تو در را حرکت میدادند
پرچم و گنبد و گلدسته برای زوار
به خوش آمد همه سر را حرکت میدادند
صبح خدام تو بودند که با جاروشان
از کف صحن سحر را حرکت میدادند
مقصد اصلیشان پنجره فولاد تو بود
کودکانی که پدر را حرکت میدادند
نمره ي صندلی ام باز در آمد ، هشت است
ساعت رفتن من نیز به مشهد ، هشت است
همه جا مضربی از هشت و به تخت اعداد
آنکه امروز نشسته است به مسند هشت است
بین ما مردم ایران نود و نه درصد
عدد حاجتمان پنج نباشد ، هشت است
کربلایی ست دلم در وسط مشهد تو
کسر بر نُه شود هفتاد و دو درصد ، هشت است
ع

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:10
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع)-( باز هم دربدر شب شدم ای نور سلام ) * مجید تال

4062
3

شعر امام رضا ( ع)-( باز هم دربدر شب شدم ای نور سلام  ) باز هم دربدر شب شدم ای نور سلام
باز هم زائرتان نیستم از دور سلام
با زبانی که به ذکرت شده مامور سلام
به سلیمان برسد از طرف مور سلام
کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها
باز از دوریت افتاده به کارم گره ها
ننوشته ست گنهکار نیاید به حرم
پس بیایید اگر خوب و اگر بد به حرم
برسد خواهش این ناله ی ممتد به حرم
زود ما را برسانید به مشهد به حرم
مست از آنیم که از باده به خُم آمده ایم
ما سفارش شده ایم، از ره قم آمده ایم
یاد دادید به ما رنج کشیدن زیباست
پس از این فاصله تا طوس دویدن زیباست
پا برهنه شدن و جامه دریدن زیباست
بعد هم پای ضریح تو رسیدن زیباست
پیچش قافله ی ما که به سوی نور است
رگه ای در دل فیروزه ی نیشابور

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:16
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( شام تنهایی من نور خدا میخواهد ) *

3427
6

شعر امام رضا ( ع) ( شام تنهایی من نور خدا میخواهد  ) شام تنهایی من نور خدا میخواهد
شب تاریک ، مهِ فاطمه را می خواهد
من غریب و تو غریبی به غریبيت قسم
خانه ی غربتم ای دوست رضا می خواهد
وقت مُردن ز عمل دست همه کوتاه است
مُحتَضر از کرم یار عطا می خواهد
سنگ سلمانی مارا مکن ای دوست طلا
که دلِ تنگ من ایوان طلا می خواهد
بَرْزَخَم بی گل ِ رویِ تو چو دوزخ گردد
با تو این خانه بهشت است که را می خواهد
تو که سلطانی و ازسلطنتت کم نشود
گوشه ی چشمی ازآن شاه گدا می خواهد
ای قدمگاه تو پلک نگه منتظران
این قدمگاه قدم های ترا می خواهد
مَحرمم کن به حرم ای حرمت کعبه ی دل
این دل خسته زتو کرب و بلا می خواهد
شاعر : محمود ژولیده

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:31
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا ( ع) ( وقتی که قال در حرمت حال می شود) *

2388

شعر مدح امام رضا ( ع) ( وقتی که قال در حرمت حال می شود) وقتی که قال در حرمت حال می شود
دست دعا به شانه ی من بال می شود
در این همه مریض یکی را شفا مده
تقصیر توست این همه جنجال می شود
بر راه زائران تو کردیم گریه ها
این آبروی ماست که پامال می شود
از توبه در حریم تو ما هم ملک شدیم
آدم در این محیط سبک بال می شود
این نامه نیست بر پر و بال کبوتران
خون دل است سوی تو ارسال می شود
آباد شد کسی که ز گریه خراب شد
خوشحال آنکه پیش تو بد حال می شود
هر کس نمی رسد به در آفتاب او
معنی اگر چه نیز بود کال می شود
شاعر :محمد سهرابي

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 18:40
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا ( ع) ( آهو آمد سوی تو آرام شد، پس می شود) *

5160
4

شعر مدح امام رضا ( ع) ( آهو آمد سوی تو آرام شد، پس می شود) آهو آمد سوی تو آرام شد، پس می شود
در حریمت هر که بی کس می رود کس می شود
یک عبای آبی و عمامه ای از جنس نور
آسمان از دست این گنبد ملبّس می شود
خوب ها از چشمشان "می" می چکد اما چرا
قسمت چشمان من انگور نارس می شود؟
تو دلیل اعتبار گنبد و نقّاره ای
آهن و سنگ از وجود تو مقدّس می شود
دل اگر تاریک باشد در حریمت چون کلاغ
زود در بین کبوتر ها مشخّص می شود
پنجره فولاد، سقّاخانه و گنبد طلا
هر که در صحن است محو این مثلّث می شود
شاعر :مهدی رحیمی

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 18:53
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا ( ع) ( میدرخشی از دیاری دور سوسو میزنی) *

2142

شعر مدح امام رضا ( ع) ( میدرخشی از دیاری دور سوسو میزنی) میدرخشی از دیاری دور سوسو میزنی
می وزی و کوچه ها را عطر شب بو می زنی
تو خودت هستی به عشق زائرانت صبح ها
جای جای خانه ات را آب و جارو می زنی
با در و دیوارهای ساده اما با صفات
روی دست هرچه قصر وبرج وبارو می زنی
می کشاند عطر تو زنبور ها را تا حرم
در مشبک ها براشان شهر کندو میزنی
از تن گلدسته ات چون نور بالا می رود
رو به قلب آسمان فریاد «یا هو» می زنی
عرض حاجت هایمان را می رسانی تا خدا
بعد تا حاجت روایی مان به او رو می زنی
تو خودت هستی به عشق زائرانت صبح ها
جای جای خانه ات را اب و جارو می زنی
شاعر :علی اصغر ذاکری

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 18:55
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا ( ع) ( رَبَنا آتِنا... محبت او) *

3019
2

شعر مدح امام رضا ( ع) ( رَبَنا آتِنا... محبت او) رَبَنا آتِنا... محبت او
رَبَنا آتِنا... ولایت او
سائلم سائل امام رئوف
تشنه ام تشنه ی کرامت او
قصد کردم که این شب عیدی
بروم ساعتی زیارت او
اوهمان پادشاه قلب من است
و منم تا همیشه رعیت او
واژه واژه تمام دفتر خود
میکنم هدیه من به ساحت او
تا که شاید به لطف حضرت حق
شامل من شود عنایت او
شک ندارم به مادرش رفته
مهربانی و جود و رحمت او
همه دنبال او به راه افتند
بس که شیربن بود رفاقت او
سبب شعر گفتن ام او بود
شکرلله که با حمایت او
شاعرم شاعرانه میگویم
بهر او فاخرانه میگویم
پر پرواز را به ما دادند
دل گرفتند و کیمیا دادند
مادر او هوای مارا داشت
با دعایش به دل صفا دادند
با غبار رسیدنش امشب
به دل مرده مان ج

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 18:48
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر مدح امام رضا ( ع) -( دست اگر باشد دخیل کنج دامان بهتر است) * علی اکبر لطیفیان

4279
3

شعر مدح امام رضا ( ع) -( دست اگر باشد دخیل کنج دامان بهتر است) دست اگر باشد دخیل کنج دامان بهتر است
از نماز شب توسل بر کریمان بهتر است
دل ولو کوچک,به لطف تو بزرگی می کند
یک دل آباد از صد شهر ویران بهتر است
حرف ما آن است که آهوی نیشابور گفت
گاه مدیونت شدن از دادن جان بهتر است
سایه ای که بر سرم افتاد,عزت پخش کرد
سایه ی گلدسته از تاج سلیمان بهتر است
دست بر سفره نبردم تا خودت تعارف کنی
تعارف اهل کرم از خوردن نان بهتر است
یک کمی بنشین کنار ما پذیرایی بس است
میزبان که می نشیند حال مهمان بهتر است
صبح محشر هر کسی دنبال یاری می دود
یار ما باشد اگر شاه خراسان بهتر است
شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 18:58
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر مدح امام رضا ( ع)- (خاک حرم رسید ، دوا نیز داده شد ) * علی اکبر لطیفیان

4737
2

شعر مدح امام رضا ( ع)- (خاک حرم رسید ، دوا نیز داده شد  ) خاک حرم رسید ، دوا نیز داده شد
آب حرم رسید، شفا نیز داده شد
ما طور خواستیم مقیم حرم شدیم
ما جلوه خواستیم ، خدا نیز داده شد
اصلا بهانه هاست که ما را می آورد
با دادن بهانه ، بها نیز داده شد
هر جا اگر به خواسته ها لطف می شود
در این حرم نخواسته ها نیز داده شد
از بس کریم بود که درهم خرید و رفت
در ازدحام ، حاجت ما نیز داده شد
اصلا به خواهش کم ما اکتفا نکرد
ما سنگ خواستیم ، طلا نیز داده شد
گفتم رضا، عطای حسینی نصیب شد
گفتم حسین ، امام رضا نیز داده شد
میخواستم به مشهد تو راهی ام کنند
دیدم برات کرب و بلا نیز داده شد
شاعر:علي اكبر لطيفيان

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 19:45
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر مدح امام رضا ( ع) -( هنوز حال و هوايي كه داشتم دارم) * علی اکبر لطیفیان

4050

شعر مدح امام رضا ( ع) -( هنوز حال و هوايي كه داشتم دارم) هنوز حال و هوايي كه داشتم دارم
هنوز طبع گدايي كه داشتم دارم
براي گمشدگان يك چراغ روشن كن
نياز به راهنمايي كه داشتم دارم
بساط شاه و گدا در كنار هم پهن است
كنار جايِ تو جايي كه داشتم دارم
همان گداي قديمي كه داشتي داري
همان امام رضايي كه داشتم دارم
حرم نگو،عتبات است،تو حسين مني
هنوز كرب و بلايي كه داشتم دارم
شاعر :علي اكبر لطيفيان

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 19:46
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا ( ع) ( خورشید روشن است به لطف چراغتان) *

2470

شعر مدح امام رضا ( ع) ( خورشید روشن است به لطف چراغتان) خورشید روشن است به لطف چراغتان
قُل می زند غذای جهان بر اجاقتان
من کیستم که لایق احسانتان شوم؟!
آهویتان؟، کبوترتان؟، نه… کلاغتان
پس می کَنم دو بال خودم را که بعد از این
از جاده ها پیاده بگیرم سراغتان
راهی شوم که لانه بسازم در آن حریم
روی درختهای خدا کنج باغتان
غرق خیال بودم و ناگاه بین راه
سمت حرم کشاند مرا اشتیاقتان
تنهاییَ م مرا که به دست گناه داد
آغوش تو به روح سیاهم پناه داد
احساس بی کسی و یتیمی تمام شد
وقتی خدا مرا به حریم تو راه داد
معنای ارتباط من و تو همین و بس:
طفلی گدا که دست خودش را به شاه داد
تشبیه تو به ماه و به خورشید کوچک است
خورشید از تو نور گرفت و به ماه داد
باید کبوترانه به گن

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 19:48
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا ( ع) ( گر سؤالی کنند ربِ تو کيست) *

9704
14

شعر مدح امام رضا ( ع) ( گر سؤالی کنند ربِ تو کيست) گر سؤالی کنند ربِ تو کيست
يا بپرسند از حساب و کتاب
بحر جانم به جوش می آيد
میدهم با تمام شوق جواب:
يار بی دستيم امام رضاست
همه ی هستيم امام رضاست
وقت مردن اگر تو می آيی
به گل روی تو می خندم
در صف حشر با خطی از نور
می نويسم به روی سربندم
يار بی دستيم امام رضاست
همه ی هستيم امام رضاست
غير شور تو نيست در سر من
وه چه خوش اختريست اختر من
کربلا هست بهشت روی زمين
مشهد توست بهشت ديگر من
طفل بودم ترانه ی خوابم
اينچنين خوانده است مادر من
يار بی دستيم امام رضاست
همه ی هستيم امام رضاست

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 19:54
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر امام رضا (ع)- ( تیزی شمشیر هم تسلیم ابرو می شود ) * علی اکبر لطیفیان

3769
6

شعر امام رضا (ع)- (  تیزی شمشیر هم تسلیم ابرو می شود  ) تیزی شمشیر هم تسلیم ابرو می شود
شیر هم در پای چشمان تو آهو می شود
نیست فرقی بین رب و عبدِ عین رب شده
گاه ذکرم یا رضا و گاه یا هو می شود
مِهر تو در سنگ هم کار خودش را می کند
شیشه در همسایگیِ عطر خوشبو می شود
تو به ما پا می دهی و ما کلیمت می شویم
لال هم در این حرم مرغ سخنگو می شود
دست خالی بودن ما نیست کتمان کردنی
دست ما هر بار سائل می شود، رو می شود
چشم جاری از تمام چشمه ها بالاتر است
آب سقاخانه هم محتاج این جو می شود
این مژه هایم اگر پیش تو باشد بهتر است
لااقل یک گوشه از صحن تو جارو می شود
پنجره پولاد تو آخر شفایم می دهد
باز هم در صحن های تو هیاهو می شود
شاعر : علی اکبر لطیفیان

  • سه شنبه
  • 12
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:07
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا ( ع) (هواي دولتِ مشرق سفير ِباران شد) *

6044
15

شعر مدح امام رضا ( ع) (هواي دولتِ مشرق سفير ِباران شد) هواي دولتِ مشرق سفير ِباران شد
و چترهاي دله ما سرير ِباران شد
كويره سر به هوايِ به آسمان محتاج
دچار مرحمت سر به زير باران شد
قناتِ مرده ي ما را دوباره احيا كرد
و دشت هاي ترك خورده ، سير باران شد
و چشم ها همه در مسير او خيسند
شگفت بدرقه اي در مسير باران شد
چه رنگ ها كه به هم دستِ بيعت آوردند
كماني از بركات غدير باران شد
ترانه هاي بهاري دل مرا برده ست
صداي سوت قطاري، دل مرا برده ست
مسافرم به دياري ببند بار مرا
به عزم ديدن ياري ببند بار مرا
سفر، شروع فراق است باخبر هستم
اگرچه دوست نداري؛ ببند بار مرا
بيان قِصه دراز است اندكي بنشين
بگويمت به چه كاري ببند بار مرا؟
مرا هواي گلي در سر است، مي بيني
بر

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 19:55
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا ( ع) ( باز امسال هم به لطف خدا) *

3172
1

شعر مدح امام رضا ( ع) ( باز امسال هم به لطف خدا) باز امسال هم به لطف خدا
قسمتم شد دوماه گریه کنم
دعوتم کرد حضرت زهرا
زیر این خیمه گاه گریه کنم
تا بیایم به روضه ارباب
مادرش فاطمه صدایم کرد
خواهرش لطف کرده و جزوِ
سینه زن های کربلایم کرد
هر شبی که به مجلسی بودم
زیر یک بیرق و علم رفتم
روضه ها شد زیارت دوره
پای هر روضه یک حرم رفتم
گاه شش گوشه گاه خیمه و گاه
علقمه قتلگاه و یرانه
هر شبی یک طرف مرا میبرد
این دل بی قرار دیوانه
روضه ها کاروان شد و من هم
پا به پایش به هرکجا رفتم
کربلا کوفه شام و آخر کار
شهر پیغمبر خدا رفتم
در مسیر دو ماهه ی روضه
بر حرم ها دخیل میبستم
انتهای زیارت دوره
زائر مشهد الرضا هستم
السلام علیک یا سلطان
باز کن در گدایتان آمد
باز

  • دوشنبه
  • 11
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 20:16
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

من با تو زندگی نکنم پیر می شوم *

3577
3

من با تو زندگی نکنم پیر می شوم من با تو زندگی نکنم پیر می شوم
بی تو من از جوانی خود سیر می شوم
من در شعاع پرتو شمس الشموسیت
بی اختیار پیش تو تبخیر می شوم
آیینه کاری حرمت ذره پروری است
من در رواق چشم تو تکثیر می شوم
در صحن کهنه سوی تو کردم نماز را
اینجاست آنکه لایق تکبیر می شوم
من در شمار سلسله راویان شدم
چون با حدیث سلسله زنجیر می شوم
من گریه ام گرفته کمی هم به من بخند
دارم به پای خویش سرازیر می شوم
یک شب نشد که بیگنه آیم زیارتت
اما دوباره پیش تو تقدیر می شوم
وقتی که آه میکشم از پرده ی نیاز
بی پرده با تو صاحب تصویر می شوم
بیچاره من که نیست قلمدانم از طلا
هر چند با نگاه تو اکسیر می شوم
نقاره خانه ات ز کجا آب می خورد
کز بانگ

  • سه شنبه
  • 12
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 08:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( مگو که بی خردم هیچکس نمی خردم ) *

5026
14

شعر امام رضا ( ع) ( مگو که بی خردم هیچکس نمی خردم  ) مگو که بی خردم هیچکس نمی خردم
کرامت تو به بالای دست می بردم
اگر جدا کنی از خود مرا کم از صفرم
و گر کنار تو باشم فزون تر از عددم
گدایی درت از خلق بی نیازم کرد
که در سوال کسی جز تو را صدا نزنم
هزار بار شدم غافل از تو دیدم باز
فزونی کرمت سوی این حرم کشدم
ز کثرت کرمت ای کریم اهل البیت
خجالتی که کشیدم هماره می کُشدم
زهی کرامت و لطفت که دعوتم کردی
بجای آنکه گذاری به سینه دست ردم
مرا میان سگان درت پناه بده
و گرنه گرگ گنه حمله کرده می دردم
بهای یک ثمن بخس هم ندارم لیک
به لطف خویش امام رئوف می خردم
مرا به گلبن عشقش پناه داد رضا
اگر چه نیست به جز مشت خار در سبدم
نهاده ام به روی خویش نام (میثم) را
بهانه

  • سه شنبه
  • 12
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:15
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

دل که راهی خراسان شد هوایی می شود *** زائر جامانده را شور و نوایی می شود *

2651
2

دل که راهی خراسان شد هوایی می شود *** زائر جامانده را شور و نوایی می شود دل که راهی خراسان شد هوایی می شود *** زائر جامانده را شور و نوایی می شود

پا که در گِل ماند حج اغنیا هم پیشکش *** غم مخور بر ما فقیران هم عطایی می شود

قبله گاه طوس نزدیک است احرامی ببند *** هر کسی حج رضا گردد خدایی می شود

از همین جا قصد غربت کن به صحن جامعش *** هر که از باب الجواد آید رضایی می شود

حرز بالای حریمش هست ستارالعیوب *** زائرش مدیون آن گنبد طلایی می شود

باده های ناب سقاخانه اش جام طهور *** هر که خاک صحن او شد کیمیایی می شود

پنجره فولاد یعنی بالهای آسمان *** دل که شد بیمار او دارالشفایی می شود

نذر گندم را به صحن کهنه اش هر کس که ریخت *** آب و نان سفره او هل اتایی می شود

آنکه ا

  • سه شنبه
  • 12
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 09:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( حسی زلال داری و حالی زلال تر ) *

2378
1

شعر امام رضا ( ع) (  حسی زلال داری و حالی زلال تر ) حسی زلال داری و حالی زلال تر
چشمان تو شده ست از این حس و حال تر
آری به خاکبوسی کوثر نشسته ای
اشکی بریز از دل زمزم زلال تر
آیینه ی نگاه تو تصدیق می کند
در روشنی ندیده از او بی مثال تر
لطفش به مرز معجزه نزدیک تر شده ست
هر قدر آرزوی تو بوده محال تر
دستان گرم او شده پاسخ ترین جواب
وقتی که دست توست ز پرسش سوال تر
پر میزند دلم به هوای زیارتش
هر روز خسته حال ترم خسته حال تر
خود را کبوتر حرمش فرض میکنم
هرگز ندیده ام ز خودم خوش خیال تر
من نیز میروم که ببینم به چشم خود
حسی زلال دارم و حالی زلال تر
شاعر : سید محمد جواد شرافت

  • سه شنبه
  • 12
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:46
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

اشعار مدح امام رضا (ع) ( با این که کرده ای تو پر از اشک و زاریم) *

4346
2

اشعار مدح امام رضا (ع) ( با این که کرده ای تو پر از اشک و زاریم) با این که کرده ای تو پر از اشک و زاریم
معلوم شد هنوز مرا دوست داریم
سلطانی و غلام فراموش کی کنی؟
خود می کنی به بند و خودت نیز یاریم
ما صبرمان کم است و شما حلمتان زیاد
آقا ببخش بی ادبی ها و زاریم
جبران نمی شود که کنم لطف حضرتت
بنما قبول شاعری و روضه داریم
چون مادری که کودک خود را کند تمیز
با زور توبه ام دهی از زشت کاریم
تو حج اغنیایی و عرش فقیرها
امشب تویی و دست دراز اسیرها
امشب فضا پر است ز غوغای یاسمن
نور است و رازقی و گل سرخ و نسترن
رقص جنون بید و نوای هزارها
حاکی ست از دمیدن نو غنچه در چمن
آن عنچه ای که زینت بستان عالم است
خوش بو شده ز گیسوی او نافه ی ختن
شهر مدینه سبز شده از تلالو اش
عالم

  • سه شنبه
  • 12
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 13:49
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( دلم یه ذره شده تا بیام میون حرمت ) *

3219
5

شعر امام رضا ( ع) (  دلم یه ذره شده تا بیام میون حرمت ) دلم یه ذره شده تا بیام میون حرمت
اگر چه دورم از حرم به من رسیده کرمت
تو مهربونترینی و رأفت تو جهانیه
هر کسی عاشق تو شد شیعه آسمانیه
تو که راه رسیدن ما به خدایی آقا جون
شکر خدا که ما شدیم امام رضایی آقا جون
کبوتر حرم منم دلداده ی مشهدِتم
دلم به مهر تو طلاست که خشتی از گنبدتم
یک نگاهی کن به دلم ببین چقدر دوست دارم
به پای مهربونی ِ تو زندگیمو می گذارم
امام رضا ولم نکن که بی تو بیچاره می شم
بی تو پناهی ندارم مونده و آواره می شم
هزار و یک اسم خدا نهان به اسم تو رضاست
سلسلة الذهب می گه دلم با حُبّ تو طلاست
باب الحوائج زاده ای از تو می شیم حاجت روا
تا زنده ایم فقط می گیم قربون تو امام رضا
بعد از نماز

  • سه شنبه
  • 12
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:22
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد