امام رضا علیه السلام

مرتب سازی براساس

شعر امام رضا ( ع) ( باید برای مقدم عشق تو یا *

2582
1

شعر امام رضا ( ع) ( باید برای مقدم عشق تو یا باید برای مقدم عشق تو یا "کریم"
فکری به حال سینه خاکسترم کنم
آیینه کاری حرمت عاقبت مرا
وادار می کند که دلم را حرم کنم
تیغ سیاه سرمه گلوی غزل درید
گفتی که وصف چشم تو در شعر کم کنم
پس لازم است طرح نو اندازم از کلام
باید غزل به قافیه "ذوالکرم" کنم
مولا بیا مدد بده امشب به شعر من
تا از رطوبت لب تو تر کنم سخن
در یچ و تاب زلف تو عشاق بی شمار
شانه مزن به موی خود این گونه بی قرار
دل های زخم خورده وقف محبتت
با تیغ ابروان کجت گرم کارزار
ای آنکه شد دخیل زمستان به پرچمت
تا پا بگیرد از دل اسفند نو بهار
نخ های سبز پنجره ات خلعت بهشت
کاشی کبود های حریمت بنفشه زار
من آن گدای ساکت هر روزه نیستم
دیگر بس است پرد

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:52
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

رباعی برای امام رضا ( ع) ( ضريحش را گرفتي چون در آغوش) * صمد علیزاده

2554

رباعی برای امام رضا ( ع) (  ضريحش را گرفتي چون در آغوش) ضريحش را گرفتي چون در آغوش
شدي از عطر و بويِ يار مدهوش
به ياد آور من ِ جامانده را هم
حرم رفتي نكن مارا فراموش
شاعر : صمد عليزاده

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:28
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( كرب و بلا مدينه نجف جاي خود ولي) *

2825

شعر امام رضا ( ع) (  كرب و بلا مدينه نجف جاي خود ولي) كرب و بلا مدينه نجف جاي خود ولي
در مشهد الرضا وطني دارم از قديم
از خرج خويش ،رزق مُحَرم به من بده
من التهابِ سينه زني دارم از قديم
يابن الشبيبِ خويش ، مرا كن امام رضا
داغ شهيد بي كفني دارم از قديم

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:33
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( دين را حرمى است در خراسان ) *

2133
1

شعر امام رضا ( ع) (  دين را حرمى است در خراسان ) دين را حرمى است در خراسان
دشوار تو را به محشر آسان
از معجزهاى شرع احمد
از حجتهاى دين يزدان
هم فر فرشته كرده جلوه
هم روح وصى درو به جولان
از حرمت زائران راهش
فردوس فداى هر بيابان
قرآن نه در او و او اولوالامر
دعوى نه وبا بزرگ برهان
از خاتم انبيا درو تن
از سيد اوصيا درو جان
از جمله شرطهاى توحيد
از حاصل اصلهاى ايمان
مهرش سبب نجات و توفيق
كينش مدد هلاك و خذلان
اندر پدرت وصى احمد
بيتى است مرا به حسب امكان
تضمين كنم اندرين قصيده
كاين بيت فرو گذاشت نتوان
اى كين تو كفر و مهرت ايمان
پيدا به تو كافر از مسلمان

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( سر درس تو می آییم چون طفل دبستانی) *

2123

شعر امام رضا ( ع) (   سر درس تو می آییم چون طفل دبستانی) سر درس تو می آییم چون طفل دبستانی
به ما تکلیف کن از روی زلفت مشق حیرانی
قلم می چرخد و گرم سماعی تازه می گردیم
و من در شعر می رقصم تو دائم شور می خوانی
شبیه آیه ای نازل شدم در سوره ی چشمت
تو از تفسیر حالاتم بخوان شرح پریشانی
دگرگون می شود احوال ما هر روز، هر ساعت
اگر دستی بچرخانی و گر چشمی بگردانی
مرا سیر الی الله است تا کویَت سفر کردن
کجا طی طریق خانه ات را هست پایانی؟...

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:40
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( می نویسم من از، جلوه های قدوسی) *

2495

شعر امام رضا ( ع) (   می نویسم من از، جلوه های قدوسی) می نویسم من از، جلوه های قدوسی
جلوه های رنگارنگ، جلوه های طاووسی
جلوه ای که اسمش نیست، بین هیچ قاموسی
جلوه ای که می ریزد، در ممالک طوسی
با تو هستم ای زائر، که به نور مأنوسی
جلوه می کند این نور، لحظه های پا بوسی
پس تو خاک بوسی کن، این امام هشتم را
بر زمین بریز این جا، کاسه های گندم را
تا به آسمان پل زد، آسمان هشتم را
روی غصّه هامان ریخت، ناگهان تبسّم را
تا به عشق هشتم بُرد، دسته دسته مردم را
ما که یا علی گفتیم، سر گشود این خم را
ما مدینه ای بودیم، داد دست ما قم را
پس همیشه می خوانیم، اَین اَستَجیرکم را
میل می کنم امشب، با کمی عسل خوردن
با علی علی گفتن، با رضا رضا گفتن
قصّه های آن آهو، سرگذشت ای

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:43
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( بی لطف چشم های تو بر باد می رویم ) *

2448

شعر امام رضا ( ع) (  بی لطف چشم های تو بر باد می رویم  ) بی لطف چشم های تو بر باد می رویم
این جا خراب آمده، آباد می رویم
شاگرد جزء بوده و از محضرت چنان
ما کسب فیض کرده که استاد می رویم
ما را اسیر کن که در این صورت است که
زنجیر پاره کرده و آزاد می رویم
آسان بگیر بر همه، سختش نکن که ما
بی نسخه ی تو با مرض حاد می رویم
ما آهوان بیشه ی عشقیم و از قدیم
با پای خود به خانه ی صیاد می رویم
درها که قفل شد همگی از پی کلید
با هم کنار پنجره فولاد می رویم
درس وفا گرفته دل ما، گمان مبر
حالا که یار حاجت ما داد می رویم
اکنون ببین به یاد تو هستیم پس بیا
آن موقعی که ما همه از یاد می رویم
آقا مسیر بعدی ما کربلا شده
داریم از رواق گهرشاد می رویم
شاعر : محمد حسین مهدی پناه

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:46
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( مضمون بـــکر غیـــر تو پیــدا نمی کنم ) *

2398

شعر امام رضا ( ع) (   مضمون بـــکر غیـــر تو پیــدا نمی کنم ) مضمون بـــکر غیـــر تو پیــدا نمی کنم
تا مدح توست، لب به سخن وا نمی کنم
معنای پاک اسم تو در هیچ واژه نیست
مــن با پیاله دست به دریــا نمـی کنم
در وصفت آستین سخن را به هیچ روی
صد سینه حـــرف دارم و بـالا نمی کنم
آن قدر سـر بلنــد بر ایـــوان نشستـه ای
کز خانـه هم به جــز تو تمـاشـا نمی کنم
من ذره ام که خانۀ خورشید خویـش را
از هیچ کس جر تو تمنا نمی کنم
ای گنبد همیشه مطهر به عطــر اشک
جــز در حــریم کوی تو مــأوا نمـی کنم
در آستان بخشش تو چون حضور شمع
جز با سرشک و شعله مدارا نمی کنم
نامم اگر "غلام رضا" هست خویش را
بــا نـــردبان اسم تــو بـــالا نمـی کنم
شاعر : غلامرضا شکوهی

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:51
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( شرمنده ام که همت آهو نداشتم) *

3049
1

شعر امام رضا ( ع) (  شرمنده ام که همت آهو نداشتم) شرمنده ام که همت آهو نداشتم
شصت و سه سال راه، به اين سو نداشتم
اقرار مي کنم که من، اين هاي و هوي گنگ
ها داشتم هميشه، ولي هو نداشتم
جسمي معطر از نفسي، گاه داشتم
روحي به هيچ رايحه، خوشبو نداشتم
فانوس بخت گمشدگان هميشه ام
حتي براي ديدن خود، سو نداشتم
وايا به من که با همه مهرباني ام
در خانواده نيز، دعاگو نداشتم
شعرم صراحتي ست دل آزار، راستش
راهي به اين زمانه نُه تو نداشتم
مي شد که بندگي کنم و زندگي کنم
اما من اعتقاد به تابو نداشتم
آقا! شما که از همه کس باخبرتريد
من جز سري نهاده به زانو نداشتم
خوانده و يا نخوانده به پابوس آمدم
ديگر سوال ديگري از او نداشتم

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:56
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( نشسته روی نگاهم غبار دُور حرم ) *

2538

شعر امام رضا ( ع) ( نشسته روی نگاهم غبار دُور حرم ) نشسته روی نگاهم غبار دُور حرم
میان نورم و دارم به نور می نگرم
که نورِ نور، که ما فوق کل نور... تویی
که در طریقِ الی النّور، دائم السّفرم...
هزار مرتبه اما به ظلمت افتادم
هزار مرتبه اما شکست بال و پرم
هزار مرتبه با اشک ناله سر دادم
که زیر بار گناهان شکسته شد کمرم
هزار مرتبه حتی به پایت افتادم
ولی دریغ ز دست دعای بی اثرم
و من هنوز همانم که قلبش از سنگ است
شبیه سنگم و انگار گنگ و کور و کرم
چه قدر حسرت پرواز می خورم هر بار
که در برابرت از صحن قدس می گذرم
کبوتران قشنگی که روبروی شما
نشسته اند و یا می پرند دُور و برم
به فکر می بردم جای گندم آوردن
بیایم و پر و بال از کبوتران بخرم
تمام حاجتم این است ب

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:09
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

شعر امام رضا ( ع) ( سلام! آمده ام تا به من، امان بدهيد ) *استاد محمد جواد غفورزاده

4133
3

شعر امام رضا ( ع) ( سلام! آمده ام تا به من، امان بدهيد  ) سلام! آمده ام تا به من، امان بدهيد
دلي به روشني رنگ آسمان بدهيد
يگانه مشرق عصمت! چه مي شود که به من
براي عرض ادب، همت و توان بدهيد؟
دخيل «پنجره فولاد» تان شدم، شايد
به اين کبوتر پربسته، آشيان بدهيد
جز اين دعا، چه بخواهم من از شما، که مرا
پناه، از خطر «آخرالزمان» بدهيد
وديعه اي است نهان، در نهاد من، «توحيد»
«به شرط» آنکه طراوت، شما به آن بدهيد
از آستان شما، حاجتم فقط اين است
که در زمين خراسان، به من ضمان بدهيد
دلم که آهوي وحشي است، مانده سرگردان
شما طريق هدايت به او نشان بدهيد
جواب اين دل درمانده را، به جان «جواد»
به حرمت نفس پاک قدسيان بدهيد
علامت دل عاشق، شکستن است اينجا
به اين شکسته دل، اميد

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:59
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( گر چه آلوده تن و نامه سیاه آمده ام) * ناصر شهریاری

4014
2

شعر امام رضا ( ع) (   گر چه آلوده تن و نامه سیاه آمده ام) گر چه آلوده تن و نامه سیاه آمده ام
کن عنایت که به امید نگاه آمده ام
حرمت کعبۀ عشق و نگهت چشم خدا
به طواف حرمت غرق گناه آمده ام
خسته از سرکشیِ نفس ز حق بی خبرم
شب ظلمانی ام و در پی ماه آمده ام
نکند روی بگردانی و راهم ندهی
که به امید نگاه، این همه راه آمده ام
همه ی حاجت من دیدن رخسار شماست
" من بدین در، نه پیِ حشمت و جاه آمده ام "
همه ی هستی من اشک غم کرببلاست
زان سبب محضرتان جامه سیاه آمده ام
کربلا، کرب و بلا در دل ما ساخته است
کز غمش با شرر و شعلۀ آه آمده ام
شاعر : ناصر شهریاری

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:18
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( در این کویر، نم نم باران ما شدی ) *

2044

شعر امام رضا ( ع) (   در این کویر، نم نم باران ما شدی ) در این کویر، نم نم باران ما شدی
یک آن شد و عزیزتر از جان ما شدی
بی تاج و تخت بود اگر بارگاه عشق
منت گذاشتی و سلیمان ما شدی
قم را که می رسد ز کرامات خواهرت
یک پل زدی و شاه خراسان ما شدی
این جا سرای توست و حتی به نام تو
این مشهد الرضاست، که مهمان ما شدی
راه حجاز بسته شود هم ملال نیست
مشعر، مِنا و حج فقیران ما شدی
هر دم به یاد چشم تو بیمار می شوم
از آن شبی که ضامن درمان ما شدی
هق هق شنیدنی ست به همراه سیل اشک
تا تکیه گاه شانه ی لرزان ما شدی
گفتند آبِ رفته نیاید به جوی... نه
تو آبروی رفته ی دامان ما شدی
این جا که مشهد است، ولی بوی سیب چیست؟
شاید برات شاه شهیدان ما شدی
حاتم گدای خوان تو هر روزه می

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:22
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( از الستی که دم ایجاد است) *حجه الاسلام رضا جعفری

2913

شعر امام رضا ( ع) (   از الستی که دم ایجاد است) از الستی که دم ایجاد است
دل من زائر مادرزاد است
از قدمگاه تو معلومم شد
این زمین ارض رضا آباد است
گُل كنار حرمت خار بُوَد
بسكه آئينه ي تو نقاد است**(نقاد:آنچه خوب و بد را از هم جدا ميكند)
آهن از فیض تو گوش شنواست
شاهدم پنجره فولاد است
درد ناگفته به گوش تو رسد
لهجه ي بی ادبان فریاد است
بس که راهِ حرمت شیرین است
تیشه از ذوق شما فرهاد است
هفت نسل تو شقايق بودند
پشتِ تو زخم ترين اجداد است
شاعر : رضا جعفري

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:32
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( این که گفتی غریب یعنی چه ؟ ) *

3220
2

شعر امام رضا ( ع) (  این که گفتی غریب یعنی چه ؟ ) این که گفتی غریب یعنی چه ؟
از وطن بی نصیب یعنی چه ؟
تا ابد ما کبوتر حرمیم
قمری و عندلیب یعنی چه ؟
تا رضا هست ای خدا
اصلا ذکر امن یجیب یعنی چه ؟
دیدم عیسا دخیل میبندد
عیسوی آن صلیب یعنی چه ؟
کربلا هم به جای خود امّا
بی رضا بوی سیب یعنی چه ؟
شاعر : سجاد محرابی

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:45
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( پلکی به هم زد آدم و ناگاه دید هست ) *حجه الاسلام رضا جعفری

3256

شعر امام رضا ( ع) ( پلکی به هم زد آدم و ناگاه دید هست  ) پلکی به هم زد آدم و ناگاه دید هست
وقتی که در حیاط حرم می وزید هست
بعدا یقین به نور شما کرد دید نیست
با شک نگاه کرد خودش را و دید هست
پس بی خیال زردی پائیز گشت و گفت:
تا انبساط سبز شما هست عید هست
هر لحظه کهنه می رود و تازه می رسد
این جا چقدر آمد و رفت جدید هست
از سینه چاک های شما کم نمی شود
در دشت لاله خیز همیشه شهید هست
با سنگ های فرش حرم حرف می زنم
این جا چقدر سنگ صبور سفید هست!
دل را به دست پنجره فولاد می دهم
این جا برای هر دل بسته کلید هست
من از کبوتران حرم هم شنیده ام
فرصت برای بال اگر می پرید هست
شاعر : حجت الاسلام رضا جعفری

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:51
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( بخوان قصيده، بخوان دعبل، كنار پنجره ي فولاد ) * محمد حسین انصاری نژاد

3345

شعر امام رضا ( ع) (  بخوان قصيده، بخوان دعبل، كنار پنجره ي فولاد ) بخوان قصيده، بخوان دعبل، كنار پنجره ي فولاد
بچرخ تا به سماع آيند، كبوتران حرم در باد
بخوان نفس نفس اينجا تا، گلاب گريه بيفشانم
كه بر ضريح تماشايت، ستاره دست تكان مي داد
بخوان "مدارس آياتت"، كه قطعه قطعه در اندازد
هزار ولوله در مشهد، هزار زلزله در بغداد
پر از جراحت تاريخي، به خون حادثه گلپوشي
دلت شقايق آتش نوش، بهار حنجره ات فرياد
بخوان بخوان كه نفس هايت، غزل كند كلماتم را
در اقتداي گلوي تو، به سبك لهجه ي توفان زاد
بچرخ، همهمه بر پا كن، ‌وَ رقص نور تماشا كن
بخوان قصيده بخوان دعبل، كنار پنجره ي فولاد
شاعر: محمدحسین انصاری نژاد

  • شنبه
  • 9
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 18:48
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا رسول زاده

شعر امام رضا ( ع) ( هر كس دهان به مدح شما باز مي كند ) * رضا رسول زاده

3530
3

شعر امام رضا ( ع) ( هر كس دهان به مدح شما باز مي كند ) هر كس دهان به مدح شما باز مي كند
عيسي مسيح گشته و اعجاز مي كند
آن كس كه يك سحر شده مهمان خانه ات
هنگام رفتن به جنان ناز مي كند
مرغ دلم به شوق زيارت شبانه روز
تا گنبد طلاي تو پرواز مي كند
علامه قدر فهم خودش در كلاس درس
شرحي براي وصف تو آغاز مي كند
سطري ز مدح تو به كتب جا نمي شود
اصلا مناقب تو كه املا نمي شود
هر كس كه زير پاي بلند شما نشست
شانه به شانه ي همه ي انبيا نشست
يك لحظه با نفس زدن در حريم تو
يك عمر زائر تو كنار خدا نشست
با نسخه ي تو تا به قيامت سلامت است
هر لاعلاج چون كه به دارالشفا نشست
دورش كنند زآتش دوزخ ملائكه
آنكس كه در جوار امام رضا نشست
هر مدعي عشق كه عاشق نمي شود
هر كس به خادمي

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:57
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

یک اتفاق عاشورایی در حرم امام رضا (ع) -( آمدم چرخ زدم با هیجانی مبهم ) * سعید ظهیری

1975
1

یک اتفاق عاشورایی در حرم امام رضا (ع) -(  آمدم چرخ زدم با هیجانی مبهم ) آمدم چرخ زدم با هیجانی مبهم
دلم افتاد زمین با ضربانی مبهم

مثل یک لال که تازه است زبان وا کرده
حَ حَ حَ حرف زدم، من به زبانی مبهم...

اولین حادثه ی روی لبم نام حسین(ع)
بعد از این هرچه بگویی و بخوانی مبهم!

کیستم در حرم عشق، عزا پوشیده؟!
ذره ام؛ ذره ی بی نام و نشانی مبهم

تا رضا(ع) درک بلا را بدهد می آیم..
حجم یک گمشده ام در چمدانی مبهم..

گیج خوردم وسط ولوله ی یک هیأت
مثل داغی که بریزند به جانی مبهم!

تازه فهمیده ام آن دانه ی زنجیرم که
روی ایوان تو چرخاند جوانی مبهم...

اشک چون دانه ی باران به تماشا آمد
مانده بر صفحه ی تاریخ، جهانی مبهم.....

شاعر : سعید ظهیری

  • دوشنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 12:36
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( كسي به مُلك دلم حكم رهبري دارد ) *

2408

شعر امام رضا ( ع) (  كسي به مُلك دلم حكم رهبري دارد ) كسي به مُلك دلم حكم رهبري دارد
كه حُسن سروري و بنده پروري دارد
ز كودكي به تو عاشق شدم كه معروف ست:
زخرد سالي اگر، مرد جوهري دارد
نه من! كه هر كه تو را ديد، از لطافت حُسن
بر آستان كريمانه ات سري دارد
توئي كه بارگهت از جهات گوناگون
ز باغ جنت و فردوس برتري دارد
هر آن كه اسم مرا با تو برد، باخود گفت:
فلان گدا چه نكو يار و دلبري دارد
بهشت با همه ی وسعتش به رسم ادب
به صحن كوچكت از آسمان دري دارد
دلي چو نام تو را برد، گونه اي ترشد
"حسين" در دل خود كيمياگري دارد
براي آينه هاي ضريح تو، خورشيد
هزار شمع به دستان هر پري دارد
پراز جلال و شكوه ست بارگاه حسين
ولي امام رضا لطف ديگري دارد
شاعر: علی شاه نظری

  • شنبه
  • 9
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 18:51
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( یک مستی اعلی تر از انگور میاورد ) *

2610

شعر امام رضا ( ع) (  یک مستی اعلی تر از انگور میاورد ) یک مستی اعلی تر از انگور میاورد
مردی که به همراه خودش نور میاورد
بر بی هیجانی خراسان کسی از راه
می آمد و با آمدنش شور میاورد
می آمد و با سلسله ای از کلماتش
کوثر به قدمگاه نشابور میاورد
تا هدیه دهد شوق پریدن به کبوتر
گلدسته و گنبد عوض تور میاورد
او آینه داری ست که انوار خدا را
از آتش روشن شده در طور میاورد
ای مستی اعلی تر از انگور خراسان
مولای تجلّی شده در طور خراسان!
تو آمدی و زنده شد از عطر نفسهات
دلهای سیاهی زده ی کور خراسان
در چشم تو آهو شد و در دام تو افتاد
صیاد کمین کرده ی مغرور خراسان
من آمده ام با دلی از درد گرفته
از دهکده ی دورتر از دور خراسان
روشن کن از انوار نگاهت دل من را
ای نور تر

  • شنبه
  • 9
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 18:56
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( تا کبوترها نشستند و از این خوان می خورند ) * وحیده افضلی

2499

شعر امام رضا ( ع) (  تا کبوترها نشستند و از این خوان می خورند ) تا کبوترها نشستند و از این خوان می خورند
زائران از دست تو هر روز احسان مي خورند
اي كريم بن كريم... حتّی کریمانِ جهان...
بر سر این سفره از دستان تو نان می خورند
باز بوي نذری ات پيچيده در پس كوچه ها
نذری چشم تو را مردم فراوان مي خورند
آهوان دشت ها هر شب دخيلت مي شوند
گندم صحن دلت را ياكريمان مي خورند
باز هم پروانه هاي عاشقت در كل شهر
چادر گلدار پوشیدند و باران مي خورند
امشب از گلدسته ات خورشيد مي بارد به شهر
آسمانها حسرت خاك خراسان مي خورند
شاعر: وحیده افضلی

  • شنبه
  • 9
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:32
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( جنگل به دست حادثه افتاده، آهوی قصّه باز پریشان ست ) *

2299

شعر امام رضا ( ع) (  جنگل به دست حادثه افتاده، آهوی قصّه باز پریشان ست ) جنگل به دست حادثه افتاده، آهوی قصّه باز پریشان ست
کورست اجاق کهنه ی باران ها، دریاچه پا به ماه بیابان ست
خشکیده است در دل فروردین، لبخند غنچه ها و پرستوها
قندیل بسته خواب شکفتن ها، تقدیر هر بهار زمستان ست
از خون دل چه سود خماران را؟ مستی شهید راه شرافت شد
باید به دار تاک بیاویزند، انگور را، اگرچه پشیمان ست
زنجیر بسته بال پریدن را، یا اینکه دانه هات نمک دارد!؟
پابند چیستند کبوتر ها!؟ دور از حرم که دانه فراوان ست!
خاکی تریم از آن که بخواهیمت، ما را خودت بیا و هوایی کن
بال و پر کبوتر زخمی را دستان مهربان تو درمان ست
با دستمال ابری بارانی، عمری غبار گنبد نورت را
می شوید آسمان که بداند خاک، خورشید

  • شنبه
  • 9
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 19:00
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( شفيقِ ماندگاني تو؛ رفيق راه هم هستي ) *

2633
4

شعر امام رضا ( ع) (  شفيقِ ماندگاني تو؛ رفيق راه هم هستي ) شفيقِ ماندگاني تو؛ رفيق راه هم هستي
اگر در راه باشم، راه؛ اگر در چاه هم..، هستي
هميشه در كنارت شاد هستم، گاه هم غمگين
تو در اين لحظه هاي كمترِ كوتاه هم هستي
مي آيم در حرم با رو سياهي؛ در شگفتم، تو
نه تنها دلخوري از ما، كه خاطرخواه هم هستي
مي آيم مي نشينم هي "امين الله" مي خوانم
مي آيم مي نشينم - تو، امان الله هم هستي -
تو را در چهره هاي عاشقانت خنده ديديمت
نياز و ناز و سوز و حال و اشك و آه هم هستي
نمي دانم چه مي خواهم بگويم؛ هرچه باداباد:
تو خورشيدي - در اين شك نيست - امّا ماه هم هستي...
شاعر: جواد شیخ الاسلامی

  • شنبه
  • 9
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 19:24
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( دلم شکست و به یادم رسید نام شما ) *

2561

شعر امام رضا ( ع) (  دلم شکست و به یادم رسید نام شما ) دلم شکست و به یادم رسید نام شما
منی که بوده ام از کودکی غلام شما
کنار پنجره آزاد می کنم از بند
کبوتر دل خود را به احترام شما
ببین که از دل تنگی، شکسته می آید
کبوتری که سفر می کند به بام شما
وَ از تمامی دنیا پناه آورده ست
به زیر سایه ی پر مهر مستدام شما
قبول کن که نگویم ز روسیاهی خود
که تلخ می کند این شعر را به کام شما
تو که غریب ترین آیه ی خراسانی
ولی غریب نوازی ست در مرام شما
زمین مقابل گلدسته های ایوانت
شبیه آهوی سرگشته ای ست رام شما
تو سروری و به سلطان شرق، معروفی
جهان، چه نام حقیری ست در مقام شما
بخوان به شیوه ی موسائیت که می گویند:
همیشه معجزه جاری ست در کلام شما
بخوان که منتظر این جواب م

  • شنبه
  • 9
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:59
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( دلم شکست و به یادم رسید نام شما) *

2588
1

شعر امام رضا ( ع) (   دلم شکست و به یادم رسید نام شما) دلم شکست و به یادم رسید نام شما
منی که بوده ام از کودکی غلام شما
کنار پنجره آزاد می کنم از بند
کبوتر دل خود را به احترام شما
ببین که از دل تنگی، شکسته می آید
کبوتری که سفر می کند به بام شما
وَ از تمامی دنیا پناه آورده ست
به زیر سایه ی پر مهر مستدام شما
قبول کن که نگویم ز روسیاهی خود
که تلخ می کند این شعر را به کام شما
تو که غریب ترین آیه ی خراسانی
ولی غریب نوازی ست در مرام شما
زمین مقابل گلدسته های ایوانت
شبیه آهوی سرگشته ای ست رام شما
تو سروری و به سلطان شرق، معروفی
جهان، چه نام حقیری ست در مقام شما
بخوان به شیوه ی موسائیت که می گویند:
همیشه معجزه جاری ست در کلام شما
بخوان که منتظر این جواب م

  • شنبه
  • 9
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 19:42
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( آسمان را نگاه می کردیم، تا ببوسیم رویِ ماه اش را) *

2089

شعر امام رضا ( ع) ( آسمان را نگاه می کردیم، تا ببوسیم رویِ ماه اش را) پیزود اول:
آسمان را نگاه می کردیم، تا ببوسیم رویِ ماه اش را
دست مان از دعا دو گلدسته، تا ببینیم بارگاه اش را
بچه های محّلِ ما بودند، همسفر، پارسال، تا مشهد
تویِ مسجد دوباره جمع اند و، بررسی می کنند راه اش را
مصطفی گر چه یک مکانیک است، از همه پول بیش تر آورد
گفت: «باید بیایم» و شستند، اشک ها صورت سیاه اش را
کنج مسجد رضا دگرگون بود، راستش این رضا که مجنون بود
خوب آخر نمی شود فهمید، حرف پنهان اشک و آه اش را
باز مقداد روحیه می داد، گفت: «با من وسیله ی رفتن»
یک نفر گفت: «پس تحمّل هم می شود کرد قاه قاه اش را»
اپیزود دوم:
توی این عکس، مجتبی هم هست، رو به خورشید، دست بر سینه
بعدها روزِ فتح خرّمشهر، دو

  • شنبه
  • 9
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 19:42
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( نمای گنبدی افتاده در دو چشم ترم ) *

2634
1

شعر امام رضا ( ع) (  نمای گنبدی افتاده در دو چشم ترم  ) نمای گنبدی افتاده در دو چشم ترم
"تویی برابر من یا خیال در نظرم؟"
اگر که راه نمی دادی اَم، بعید نبود
که در غمِ تو بریزد تمام بال و پرم
چه خوب می شود اینجا بمانم و نروم!
شبیه این همه آهو که هست دور و برم
نگاه بدرقه ی گنبدت، مقابلم ست
دعای آبی گلدسته های پشت سرم
بهانه ای بده همچون شکنج زلف خودت
که لا اقل عقب اُفتد شکنجه ی سفرم!
قطار، منتظر... امّا خودم کجا ماندم؟!
به بخش گمشدگان حَرَم بیا بِبَرَم!
شاعر: عارفه دهقانی

  • شنبه
  • 9
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 20:25
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر امام رضا ( ع) ( بیت اول‌، به کوچه ها دستی، پخش می کرد نان گندم را ) *

2928

شعر امام رضا ( ع) ( بیت اول‌، به کوچه ها دستی، پخش می کرد نان گندم را  ) بیت اول‌، به کوچه ها دستی، پخش می کرد نان گندم را
کیسه ای روی دوش خسته ی او، فتح می‌کرد قلب مردم را
بیت دوم‌، گُلی که در تشتی، جگرش تکّه تکّه شد، پاشید
آسمانِ حضور خود را ریخت، تا که نوشید زهرِ کژدم را
بیت سوم‌، دو چشم عاشورا، روی دشتی پر از تن خورشید
آب می سوخت در نگاه فرات، مثل آتش که سوخت هیزم را
بیت چارم ز خیمه ها می دید، دست و سر را که خاک می بوسید
اسب عبّاس را که بی تن پوش، می زد از درد، بر زمین سُم را
بیت پنجم که در شبانه ی جهل، می نشانَد چراغ دانش را
ذهن شب را به آسمان می بُرد، به زمین می کشید انجم را
ششمین بیت دفتر هستی، شیعه را در صداقتی روشن‌
روی لب های علم حل می کرد، سختی جدول تبسّ

  • یکشنبه
  • 10
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 00:01
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر مدح امام رضا (ع) - (همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می خوانم) *

3489
2

شعر مدح امام رضا (ع) - (همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می خوانم) همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می خوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمی دانم
نمی دانم چرا این قدر با من مهربانی تو
نمی دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم
نگاهم رو به روی تو بلاتکلیف می ماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم
به دریا می زنم، دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پر شوری که من یک قطره از آنم
سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم
تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من
تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم
اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می گویم:
که من یک شاعر درباری ام مداح سلطانم
شاعر: سید حمیدرضا برقعی

  • شنبه
  • 9
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 21:06
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد