قاسم بن حسن (ع)

مرتب سازی براساس
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت قاسم (ع) -(تیغ ابروی تو زور و بازوی تو) *کربلایی جواد محمدی

5535
54

شور حضرت قاسم (ع) -(تیغ ابروی تو زور و بازوی تو) تیغ ابروی تو
زور و بازوی تو
قبله‌ی قلبم شده
کعبه ی مه روی تو
دل گره خورده به
زلف تو در توی تو قاسم عزیزالله

آید از کوی تو
عطر خوش بوی تو
تکیه گاه من شده
قامتِ دلجوی تو
دل گره خورده به
طره ی گیسوی تو قاسم عزیزالله

دوباره یل آمده
نعره ی حیدری از چند محل آمده
در پِی ادای یک خیرالعمل آمده
بین دشمن همه گفتن اَجل آمده

قاسم حسن ای تو عقیق یمن قاسمو
قاسم علی ضربه تو ازرق شکن قاسمو
قاسم قمر سروری ای با ثمر قاسمو
قاسم حسین عصمتو ای با جگر قاسم

قاسم یا عزیز الله
..........................
بند دوم

ذکر روی لبه
دل به تاب و تبه
ذکر شیرینِ قاسم
تسبیحه روز و شبه
غیرت هاشمیت
دلخوشیه زینبه قاسم عزیزالله

قد رعنای تو
سرو طوبای تو
رفته به بابات حسن
جلوه ی زیبای تو
خون کل دشمن
ریخته به پای تو قاسم عزیز الله

دوباره یل آمده
شاه بیت همه اَبیاتِ غزل آمده
پسر صف شکن جنگ جمل آمده
در پی مقصد اهلا من عسل آمده

قاسم هدف گوهر دُر و صدف قاسمو
قاسم تویی مظهر شاه نجف قاسمو
قاسم عسل زاده ی خیرالعمل قاسمو
قاسم شده رَزمتو ضرب المثل قاسم

قاسم یا عزیز الله

  • دوشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 21:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر: حضرت قاسم سلام الله علیه -(پسر شیر جمل شیر و یل کرببلاست ) * دانیال تقوی

1181
1

شعر: حضرت قاسم سلام الله علیه -(پسر شیر جمل شیر و یل کرببلاست ) پسر شیر جمل شیر و یل کرببلاست
او ز گفتار و عمل در دو جهان بی همتاست
وقت هر موعظه ای معجزه ای لازم بود
خلق اعجاز حسین بن علی قاسم بود
سیزده ساله ولی همچو بزرگان بالغ
آنچنانی که شنید از همه جلل خالق
بین انگشت عمو عاقبت خود را دید
تکه تکه بدنش دید ولیکن خندید
گفته ضرب المثل از هر چه مثل شیرین تر
که شهادت شده نزدم ز عسل شیرین تر
باورم این شده زین جمله بنا گردیده
که عسل هر چه بماند نشود گندیده
واژه از ما به غم و روز سیه افتادست
غیر قاسم چه کسی لایق آقازادست
همه گویند کفن بر تن و مویش کردند
بی زره راهی با جنگ عدویش کردند
من که گویم سپری هم وسط مشت نداشت
مثل مولایم علی که زره اش پشت نداشت
ای بقربان چنین تشنه لبی آماده
بین میدان چه انا بن الحسنی سر داده
زر نموده به نگاه همگان مفرغ را
که دو نیم کرده به ضربی بدن ازرق را
کس حریفش نشد و چنگ به نیرنگ زدند
همه از دور به سوی بدنش سنگ زدند
جای کندوی عسل را همه پیدا کردند
چقدر روزنه با نیزه در او وا کردند
با سم اسب دگر بین عمومش نزنید
که نمانده عسلی ضربه به مومش نزنید
در پی موم عسل آمد عمو در میدان
آمد و دید که چسبیده به نعل اسبان
شاعر:دانیال تقوی

  • دوشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 15:03
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 ایمان دهقانیا

حضرت قاسم(ع) -(سَأَلتُ مَن هو حُبّي؟ اُجابَ لي هو اَلقاسِم) * ایمان دهقانیا

675

حضرت قاسم(ع) -(سَأَلتُ مَن هو حُبّي؟ اُجابَ لي هو اَلقاسِم) سَأَلتُ مَن هو حُبّي؟ اُجابَ لي هو اَلقاسِم
سَلامُ الله عَلی حبّی ، سلام الله عَلَى القاسِم

من عشقت را ز شیر مادرم، نه ،بلکه قبل از آن
که عشقت با گلم آغشته شد روز ازل قاسم

زبان اَلکن ، بیان قاصر ، به وصفت واژگان ناقص
نگنجد مدح تو در بیت های صد غزل قاسم

فدای نوجوانی که به پیران درس عشق آموخت
و شد معناگر "حیِّ علی خَیرِ العَمَل" قاسم

رُخَت تابید پشت پرده ی تَهتُ الهَنَک ، زآن پس
شده "خورشید پشت ابر" هم ضرب المثل قاسم

به جانان عموهایش چنان شهد عسل اما
به جان ارزق شامی ، تعجیلِ اجل قاسم

حسین میگفت با عباس ؛ جای مجتبی خالیست
ببیند دشت را کرده ست میدان جمل قاسم

رجز میخواند و سر میزد ، رجز میخواند و سر میداد
اَنَا بنُ المُرتَضی ، اِبنُ الحَسَن ، انّی اَنَا القاسم

تنش چون کندویی پامال ثُمّ مرکبان گشت و . . .
مُنَقَّش کرد نقشی از "اَحلی مِن عسل" قاسم
.

ایمان دهقانیا

  • شنبه
  • 22
  • خرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 14:28
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

مرثیه حضرت قاسم(ع) -(نرم شد پیکرِ پاکت گلِ من زیرِ لگد) * محسن راحت حق

688

مرثیه حضرت قاسم(ع) -(نرم شد پیکرِ پاکت گلِ من زیرِ لگد) نرم شد پیکرِ پاکت گلِ من زیرِ لگد
از تنت هیچ نماند ابنُ الحسن زیرِ لگد

وا عمو گفتی و از سینه ی من شعله کشید
دیدم افتاده که ای وای بدن زیرِ لگد

نعل ها نقش و نگاری زده اند از پس و پیش
نکند خُرد شده غنچه دهن زیرِ لگد

بیش از این ناله نکن می رسد از راه عمو
خواهش این ست بیا حرف نزن زیرِ لگد

قامتت وای کشیده شده چون مومِ عسل
می رسد بوی خوش مشگِ خُتن زیرِ لگد

قاسمم..دست نخورده ست لباست هرگز
خوب شد پیرهنت گشته کفن زیرِ لگد

  • جمعه
  • 15
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 18:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

در مدح حضرت قاسم(ع) -(نورِ چشمانِ حسن..عشقِ مجسّم شده ای) * محسن راحت حق

457

در مدح حضرت قاسم(ع) -(نورِ چشمانِ حسن..عشقِ مجسّم شده ای) نورِ چشمانِ حسن..عشقِ مجسّم شده ای
بینِ کاشانه ی ارباب چه محرم شده ای

برده ای ارثِ کرم را ز کریم ابن کریم
سیزده ساله ای و قبله ی حاتم شده ای

قاسمی قاسمِ عشقی و لطافت..به نظر
مثلِ مولایم علی،شاهِ دو عالم شده ای

قد کشیدی به زیرِ سایه ی اربابم حسین
این چنین بود گلِ گلشنِ خاتم شده ای

کربلا شاهدِ جنگاوری ات بود یقین..
مثلِ عباس در آن عرصه مسلّم شده ای

زرهی یافت نشد تا که بپوشی به تنت
شیرِ میدانِ بلا..فاتحِ هر غم شده ای

  • جمعه
  • 15
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 18:22
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه/زمزمه شب ششم محرم - عسل میچکه قاسم از هرکدوم از زخمات * رامین برومند

1121
1

زمینه/زمزمه شب ششم محرم - عسل میچکه قاسم از هرکدوم از زخمات زمینه /زمزمه شب ششم

دل دل میزنی تو مثل آهو
دیگه از نفس افتادی عمو
زخمای تن تو شده رفو

چه قدر آقا شدی تو. خوش قد و بالا شدی تو

چی به سر تو اومد تو بین این هجمه
جوابشو چی میدم بپرسه تورو نجمه
سیاهی میره چشمم یا انقد تو تاری
چیزی که میبینم من هم قد علمداری
واویلا واویلا

نیزه تویه سینه ات جا شده قاسم
بند بند تن تو واشده قاسم
جسمت زیر سمّ ها تا شده قاسم

چند برابر شد مشکلم. غمت عمو شد قاتلم

غمت برای قلبم نیستش عموجون ساده
رو ابروی پیوسته ات جای هلال افتاده
عسل میچکه قاسم از هرکدوم از زخمات
یاد حسن انداختم لخته خون رو لب هات
واویلا واویلا

میخوند روضه ی کوچه رو خیلی
میگفت فقط از ضربه ی سیلی
قاتل حسن شد روی نیلی

گوشواره با سیلی شکست. تو کوچه مادرم نشست

تو کوچه روی بال کبوتر جای پا افتاد
سیلی که به مادر خورد مادر از پا افتاد
از تاریکی میگفت از حال و هوای کوچه
تا لحظه ی آخر گفت از ناسزای کوچه
واویلا واویلا

  • شنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 10:58
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( پیش نگاه مضطر من دست و پا مزن ) * میثم مومنی نژاد

565

شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( پیش نگاه مضطر من دست و پا مزن ) پیش نگاه مضطر من دست و پا مزن
در موج خون ، کبوتر من دست و پا مزن

ای قد کشیده زیر سم اسب ، داغ تو
تیغی است روی حنجر من دست و پا مزن

عطر مدینه می وزد از زخم های تو
آیینه ی برادر من دست و پا مزن

اینسان عمو مگو که کار از عمو گذشت
ای بسمل برابر من دست و پا مزن

خون می چکد ز پهلو و بازو و سینه ات
زخمی ترین چو مادر من دست و پا مزن

دشمن دوباره دید که من گریه میکنم
ای وای علی اکبر من دست و پا مزن

  • چهارشنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 10:53
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

وقت آن است که مأمورِ اجل را بِشِناسید * مرضیه عاطفی

492

وقت آن است که مأمورِ اجل را بِشِناسید وقت آن است که مأمورِ اجل را بِشِناسید
آمدم تا پسرِ شیرِ جمل را بِشِناسید

رجزم هست «أناأبن الحسن(ع)»و باید از این پس
معنیِ ضربه و آسیب و خلل را بِشِناسید

یک نصیحت به شما دارم و پیش از طلبِ رزم
باید اول نسَب و جا و محل را بِشِناسید

جنگ با هاشمیون؟! فرصت آن است که کامل
حیدریون و شجاعانِ ازل را بِشِناسید

آمدم تا پس از آشفتگیِ ازرق شامی(لع)
اوجِ حدّأکثریِ حدّاقل را بِشِناسید

زره اندازهٔ من نیست نباشد! هدف عشق است
در دل معرکه ها مردِ عمل را بِشِناسید

أیهاالناس لَعینند یزید(لع) و عمرسعد(لع)
آمدم تا پسرِ لات و هُبل را بِشِناسید

شک ندارم که اگر تیر به تابوت پدر خورد
قصدش این بوده خداوند که یل را بِشِناسید

عاشق شهدِ شهادت شدم و تشنه رسیدم
تا که مرغوب ترین نوعِ عسل را بِشِناسید
*
شده ابیاتِ تنم غرقِ هجاهایِ کشیده
قبلِ این مرثیه باید که غزل را بِشِناسید!

  • چهارشنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 16:18
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمزمه شهادت حضرت قاسم(ع) -(بدجوری داره قلبم / می‌سوزه از تب تو) * بهمن عظیمی

136

زمزمه شهادت حضرت قاسم(ع) -(بدجوری داره قلبم / می‌سوزه از تب تو) بدجوری داره قلبم / می‌سوزه از تب تو
جای عسل می‌ریزه / خون لخته از لب تو
خدا می‌دونه - چه حالی دارم
دلم می خواست جشن عروسیتو ببینم
شبیه اکبر - بودی برا من
تا روز محشر می‌مونه غمت توو سینم
امان ازین غم ۴

خوب شد توو این دقایق / نیستش برادر من
تا ببینه چه جشنی / برات گرفته دشمن!
به جای نُقل سنگ - ریختن سر تو
رو دست و پات جای حنا لخته های خون
آماده میشه - واسه اسارت
عروس میون خیمه با چشمای گریون
امان ازین غم ۴

چشمت زدن عزیزم / فدای روی ماهت
آوردنت به مسلخ / به جای حجله گاهت
عزیز جونم - ای نوجَوونم
چقد به سقای حرم داری شباهت!
عمو فدای - قد رشیدت!
عمو بمیره واسه اینهمه جراحت
امان ازین غم ۴

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت قاسم ( نوحه دوم ) به همراه فایل صوتی سبک *

4895
5

حضرت قاسم ( نوحه دوم ) به همراه فایل صوتی سبک حضرت قاسم ( نوحه دوم )
به همراه فایل صوتی سبک
پاره‌پاره شده آیۀ قرآن، حسن یا حسن
مانده در زیر پا، شاخۀ ریحان، حسن یا حسن

آل هاشم، گل بیارید از دو دیده، خون ببارید
واحسینا، واحسینا، واحسینا، واحسینا

گشته بی بال و پر، بلبل بستان، حسن یا حسن
چیده شد لالۀ سرخ گلستان حسن یا حسن

آل هاشم، گل بیارید از دو دیده، خون ببارید
واحسینا، واحسینا، واحسینا، واحسینا

زرهش پیرهن، جامه خونین کفنش، یا حسن
بدنش پاره‌تر آمده از پیرهنش، یا حسین

آل هاشم، گل بیارید از دو دیده، خون ببارید
واحسینا، واحسینا، واحسینا، واحسینا

خورده قاسم عسل، از دم شمشیر بلا یا حسین
بدنش غرق خون، در جگرش تیر بلا یا حسین

آل هاشم، گل بی

  • پنج شنبه
  • 18
  • آذر
  • 1389
  • ساعت
  • 04:00
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت قاسم(ع)،(این که این قدر تماشا دارد) *

4305
7

اشعار شهادت حضرت قاسم(ع)،(این که این قدر تماشا دارد) این که این قدر تماشا دارد

به رگش خون علی را دارد

مجتبی آمده تصویر شود

به حسن رفته؛ تماشا دارد

گیسوانی که زده شانه حسین

هر قدر دل ببرد جا دارد

سیزده بار زمین فهمیده

منّتی بر سر دنیا دارد

شاه در بدرقه اش آمده است

تا ببینند که بابا دارد

نیست پایش به رکاب از بس که

میل پرواز به بالا دارد

چشم بد دور به بازو بندش...

...ریشه چادر زهرا دارد

نوجوان است و دعایی بر لب

پشت او زینب کبری دارد

نوجوان است ولی وقت نبرد

پای هر ضربه اش امضا دارد

نوجوان است ولی از رجزش

از دمش صاعقه پروا دارد

رجزی خواند و همه فهمیدند

بعد از این ، معرکه آقا دارد

شکل رزمش چقدر پیچیده ست

شیوه حضرت سقا دارد

قبضه

  • پنج شنبه
  • 26
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 11:07
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

دانلود سبک زمینه قاسم بن حسن(ع) -( بهر تماشـایم ) * سید محسن حسینی

1874
1

دانلود سبک زمینه قاسم بن حسن(ع) -( بهر تماشـایم    ) (به سبک تو غنچه و دستم)
بهر تماشـایم
بیا یا بن الزهرا (3))
باشد سر قاسم
(به دامان صحرا (3))
ماه كنعان مـجـتـبـی هــستم
ای عمو جان من دل (به تو بستم (3))
به لب رسیده جان من (كجایی عمو (3))
شكسته استخوان من (كجایی عمو (3))
******
ای قرص ماه من (بیا كن نگاهم (3))
از خون چراغانی (شد حجلگاهم (3))
ای عمو جان بی تو دلم تنگ است
روی داماد تو (ز خون رنگ است (3))
بیا و پیـــدا كن مـــرا
(كجایی عمو (3))
هستم به زیر دست و پا (كجایی عمو (3))
******
از هر طرف سویم (دویدند عمو جان (3))
با نیزه نازم را
(خریدند عمو جان (3))
قاسمت از پشت فرس افتاده
زیر دست و پا از (نفس افتاده (3))
نگویمت چه دیده‌ام (كجایی عمو (3

  • چهارشنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

دانلود سبک زمزمه شهادت قاسم بن حسن(ع) -( در این بیابان كس نمی‌داند كجایم ) * سید محسن حسینی

2290
1

دانلود سبک زمزمه شهادت قاسم بن حسن(ع) -(    در این بیابان كس نمی‌داند كجایم ) (به سبک ای ماه من می‌ریزد از)
در این بیابان كس نمی‌داند كجایم
من آنقدر گویم به زیر دست و پایم
من با تو دارم گفتگو
یابن الزهرا
چـــرا نمی‌آیی عمو
یابن الزهرا
رسیده‌ام بـــه آرزو
یابن الزهرا
یك گل ز آل هــاشمم
یابن الزهرا
در خون به ذكـر دائمم
یابن الزهرا
من قاسمم من قاسمم
یابن الزهرا
جانم عمو جانم عمو ای عمو جانم
­­­­­­­­******
من مـــاه كنعان امام مجتبایم
بوسه گرفته نیزه از سر تا بپایم
روزم شده همچون شبم
ای وای ای وای
جان عمو جــان بر لبم
ای وای ای وای
من زیر سم مــــركبم
ای وای ای وای
من كه ندارم جز تو كس
یابن الزهرا
افتـــادم از پشت فرس
یابن الزهرا
من می‌زنــم نفس نفس
یابن الزهرا
جانم عمو جان

  • چهارشنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 13:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

دانلود سبک زمزمه شهادت قاسم بن الحسن(ع) -( آه منم منم به ذكر دائم ) * سید محسن حسینی

1696
0

دانلود سبک زمزمه شهادت قاسم بن الحسن(ع) -( آه   منم منم به ذكر دائم    ) (به سبک آه شب غمم سحر ندارد)
آه منم منم به ذكر دائم
از من بگو به آل هاشم
كه از نفس افتـاده قاسم
وای وای
آه ای قبله من روی ماهت
نشسته ام دیده به راهت
بیا كه من كنم نگاهت
وای وای
گلم ولی بحـالم گلاب گریه كرده
به پای كوته من ركاب گریه كرده
جانم عمو عمو جان
جانم عمو عمو جان
­­­­­­­­******
آه بیا كه من چشم انتظارم
بیا كه من بابا ندارم
بدامنت سـر بگذارم وای وای
آه داماد خود را كن نظاره
جسمم اگر شد پاره پاره
فدای طفل شیـر خواره وای وای
مانند گیسوی تو حالم شده پریشــان
بشنو زمن عمو جان تو آخرین عمو جان
جانم عمو عمو جان
جانم عمو عمو جان
­­­­­­­­******
آه خون می‌چكد از تار مویم چرا نمی‌آیی بسویم
تا كـی

  • چهارشنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 13:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر شب ششم حضرت قاسم -( ای عمو! تنها امیدم در رهت ترک سر است ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

2558
1

شعر شب ششم حضرت قاسم -( ای عمو! تنها امیدم در رهت ترک سر است ) ای عمو! تنها امیدم در رهت ترک سر است
مرگ درراه تو برمن از عسل شیرین تر است
گرچه می دانی یتیمم، اذن میدانم بده
فرض کن این سیزده ساله علیّ اکبراست
نوجوانان یک به یک رفتند و من جا مانده ام
بر روی داغ دلم هرلحظه داغ دیگر است
گاه می خوانی یتیمم، گاه گویی کودکم
هرچه هستم در وجودم، خون پاک حیدراست
خوش ترین نقل عروسی بارش سنگ بلاست
بهترین دامادی من، ترک جان، ترک سر است
بهترین شاخه گلی را که کنم تقدیم تو
صورت خونین، سر بشکسته، زخم پیکر است
حنجر من تشنه ی آب دم شمشیرهاست
نوش من در راه وصل یار، نیش خنجر است
از شرار تشنگی هر چند می سوزم، عمو
بیشتر سوز من از لب های خشک اصغر است
تیغ کین بر گردنم زیباتر از د

  • شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( سپرت سینۀ مجروح و زره پیرهنت ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1798

شعر شهادت حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( سپرت سینۀ مجروح و زره پیرهنت ) سپرت سینۀ مجروح و زره پیرهنت
اجلت یار و عسل لخته ی خون در دهنت
سیزده سوره ی قرآن عمو با چه گنه
شسته با خون گلویت شده آیات تنت؟
روی هر زخم تو باشد اثر زخم دگر
جای مرهم که گذارند به زخم بدنت
آب غسلت شده خون و کفنت زخمِ فزون
تو شهیدی، چه نیاز است به غسل و کفنت؟
می‌زند چاک، گریبان جگر را یوسف
گر ببیند که به خون شسته شده پیرُهنت
جگر سنگ بسوزد ز غمت چون دل من
تو چه کردی که شود سنگ، جواب سخنت؟
قتلگاه تو شده حجله ی دامادی تو
می‌ چکد خونِ سر از زلف شکن در شکنت
چاک‌ چاک است تنت چون جگر پاک حسن
ای ز سر تا به ‌قدم حُسن حَسن در حَسَنت
من نگه کردم و تو دیده به هم دوخته‌ای
جگرم سوخت از این دیده به هم دوختنت

  • یکشنبه
  • 5
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

اشعار شهادت حضرت قاسم(ع) -( لاله ی یاسم در چمن افتاد ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

4335
7

اشعار شهادت حضرت قاسم(ع) -( لاله ی یاسم در چمن افتاد  ) لاله ی یاسم در چمن افتاد
قاسمم زیر دست و پا جان داد
ای بنی هاشم، کشته شد قاسم
صورتش خونین سینه اش پامال
مرغ روحش زد روی دستم بال
ای بنی هاشم، کشته شد قاسم
از حرم رو در قتلگه کردم
قاسمم جان داد من نگه کردم
ای بنی هاشم، کشته شد قاسم
ناله اش بر قلبم شرر می زد
با لب عطشان بال و پر می زد
ای بنی هاشم، کشته شد قاسم
دسته گل های سرخ زهرایی
قاسمم گردیده تماشایی
ای بنی هاشم، کشته شد قاسم
در بغل باغ یاسمن دارم
یک گل پرپر از حسن دارم
ای بنی هاشم، کشته شد قاسم
بی زره سرباز شهید من
هم شهید من، هم امید من
ای بنی هاشم، کشته شد قاسم

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار

  • پنج شنبه
  • 23
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

واحد6 زمینه - حاج محمد رضاطاهری -( در ره دین وقران می روم سوی میدان ) *

2093
2

واحد6 زمینه - حاج محمد رضاطاهری    -( در ره دین وقران می روم سوی میدان ) در ره دین وقران می روم سوی میدان
محتبای خیامم ای عموجان
حاجتم رامی گیرم در رکابت می میرم
ازعسل هم شیرین ترشد تقدیرم
ای عموی مظلومم بابن الزهرا یابن الزهرا
************
رزم کوبنده کردم فتح پاینده کردم
شیر جنگ جمل رازنده کردم
بی زره من را دیدند نقل سنگی پاشیدند
روی جسمم با مرکب می چرخیدند
ای عموی مظلومم یابن الزهرا یابن الزهرا
ناتوانم بگویم الوداع ای عمویم
بس که پاخورده اینجا درگلویم
کوله بارم رابستم برشهیدان پیوستم
بابقیه حالا من هم قد هستم
ای عموی مظلومم یابن الزهرا یابن الزهرا
*************

دانلود سبک

  • شنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1394
  • ساعت
  • 15:26
  • نوشته شده توسط
  • مجید قنبری
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

اشعار قاسم ابن الحسن به همراه سبک/نوحه -( ای حسن جان کجایی برادر ) * میثم مومنی نژاد

2311
2

اشعار قاسم ابن الحسن به همراه سبک/نوحه -( ای حسن جان کجایی برادر ) ای حسن جان کجایی برادر

یوسفت را ببین گشته پرپر

بار دیگر ببین اشک و دردم

همچو غارت زده گریه کردم

آه و واویلا آه و واویلا

******

بوده یک پیرهن جوشن تو

وای من سم اسب و تن تو

بی زره بودنت درد سر شد

جسمت ای لاله پاشیده تر شد

آه و واویلا آه و واویلا

******

این مشبک تنت شد ضریحم

پا مکش بر زمین ای ذبیحم

بر تو این عید قربان مبارک

قد کشیدی عموجان مبارک

آه و واویلا آه و واویلا

شاعر : میثم مومنی نژاد

شاعر : میثم مومنی نژاد

دانلود سبک

  • شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 12:40
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 امیر عباسی

اشعار قاسم ابن الحسن به همراه سبک/زمینه -( شده آتشکده زین غم قلوبِ آل هاشم ) * امیر عباسی

1563
0

اشعار قاسم ابن الحسن به همراه سبک/زمینه -( شده آتشکده زین غم قلوبِ آل هاشم ) شده آتشکده زین غم قلوبِ آل هاشم

به زیر سُمِّ مرکب ها شده معراجِ قاسم

سِپِهرِ آبرو شد ، غمش بغض گلو شد ، فداییِ عمو شد

حسین جانم حسین جان

******

غمِ تنهاییت بر این دلِ زارم نشسته

عمو جانم بیا که من شدم سینه شکسته

شده زنده خدایا ، به روی خاک صحرا ، دوباره یادِ زهرا

حسین جانم حسین جان

******

به حفظ مکتب اسلام و قرآن جانفدایم

که من آیینه ی روی ، امامِ مجتبایم

مقام بی نهایت ، شدم نور هدایت ، فداییّ ولایت

حسین جانم حسین جان

شاعر : حاج امیر عباسی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 21
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 13:13
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 محسن عرب خالقی

اشعار قاسم بن حسن علیه السلام به همراه سبک/زمزمه -( چی به سر تو اومده ای نوجوون من ) * محسن عرب خالقی

3143
5

اشعار قاسم بن حسن علیه السلام به همراه سبک/زمزمه -( چی به سر تو اومده ای نوجوون من ) چی به سر تو اومده ای نوجوون من، ای نوجوون من
تن به هم ریخته ی تو گرفته جون من، ای نوجوون من

تو روی خاک خابیدی، منم بالا سر تو
چی بدم ای عموجون، جواب مادرت و

—–

عطر برادرم حسن تو صحرا پیچیده، تو صحرا پیچیده
زره نداشتی به تنت تن تو پاشیده، تو صحرا پیچیده

امانت برادر، خیلی برام عزیزی
از توی آغوش من، داری رو خاک می ریزی

—-

ببین که اسبا قبل من دیدنت اومدن، رو تنت اومدن
فعلا برای بردن پیرهنت اومدن، رو تنت اومدن

کربلا شد مدینه، نیزه ها میخ در شد
پهلوی تو عزیزم، خیلی مث مادر شد

شاعر : محسن عرب خالقی

دانلود سبک

  • شنبه
  • 16
  • آبان
  • 1394
  • ساعت
  • 16:00
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 محسن عرب خالقی

اشعار قاسم بن حسن علیه السلام به همراه سبک/زمزمه -( فدای غربتت ) * محسن عرب خالقی

2636
2

اشعار قاسم بن حسن علیه السلام به همراه سبک/زمزمه -( فدای غربتت ) فدای غربتت، فدای غصه هات
بذار برم عمو، تا که بشم فدات

نمی شه که بری، من بمونم عمو
بازم یتیم بشم، نمی تونم عمو

ای عمو، روی لب خشک من، طعم عسل اومده
ببین که شیربچه ِ، شیر جمل اومده

می خوام، تو رو یاری کنم
می خوام، برات کار یکنم
مثلِ، عمو برات علمداری کنم

ای وای، عموعمو حسین

بی زره اومدم، تا یادشون نره
تو رگ و خون من، غیرت حیدری

تو مدینه اگه، تیر به بابام زدن
حالا با سنگاشون، برا من اومدن

ای عمو، می خوام که غرقِ به خون، دیدن بابا برم
میخوام که قبل از تو من، به زیر اسبا برم

وقتی، میاد از راه اجل
وقتی، می گیریم به بغل
پیشِ، نگاهت میشکنه ظرف عسل

شاعر : محسن عرب خالقی

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 18
  • آبان
  • 1394
  • ساعت
  • 16:38
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت قاسم بن الحسن(ع -( ای جگر پارۀ امام حسن ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1885
1

حضرت قاسم بن الحسن(ع -( ای جگر پارۀ امام حسن ) ای جگر پارۀ امام حسن

وی ز سر تا به پا تمام حسن

تیرها بر جگر زده گرهت

زخم ها بر بدن شده زرهت

گرگ ها بر تن تو چنگ زدند

دلشان سنگ بود و سنگ زدند

ای در آغوش من فتاده ز تاب

یک عمو جان بگو دوباره بخواب

جگر تشنه ات کبابم کرد

داغ تو مثل شمع آبم کرد

تو که دریا به چشم من داری

موج خون از چه در دهن داری

گل خونین من گلاب شدی

پای تا سر ز خون خضاب شدی

زخم هایت چو لاله در گلشن

بدنت مثل حلقة جوشن

ای مرا کشته دست و پا زدنت

جگرم پاره پاره تر ز تنت

من عموی غریب تو هستم

کم بزن دست و پا روی دستم

سورة نور گشته پیکر تو

آیه آیه است پای تا سر تو

نه فقط قلب چاک چاک منی

مصحف پاره پارة حسنی

بعد اکب

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:35
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت قاسم بن الحسن(ع -( ای حرمت خانۀ معمور دل ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

2950
2

حضرت قاسم بن الحسن(ع -( ای حرمت خانۀ معمور دل ) ای حرمت خانۀ معمور دل

ای شجر عشق تو در طور دل

نجل علی درّ یتیم حسن

باب همه خلق زمین و ز من

همچو عمو ماه بنی هاشم

چشم و چراغ شهدا، قاسمی

زینب و عبّاس و حسین و حسن

روی دل آرای تو را بوسه زن

رشتۀ جان طرّه گیسوی تو

پنجۀ دل شانه کش موی تو

گرچه ندارند بزرگان همه

شرح ز فانی ز تو و فاطمه

دیده جهان بزم عروسی بسی

مثل تو داماد ندیده کسی

حجلۀ دامادی تو قتلگاه

ذکر خوش اهل حرم- آه آه

نای شب وصل تو آوای جنگ

نُقل عروسی تو باران سنگ

خلعت دامادی تو پیرهن

پیرهنی کآمده بر تن، کفن

شمع، شرار جگر خواهرت

عود، دل سوختۀ مادرت

ماه و شان گرد رخت فوج فوج

اشک بچشم همگان موج موج

پیکر صد چاک تو گلبرگ

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:39
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( ای سینه ی شکسته دلان نینوای تو ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1908
0

حضرت قاسم بن الحسن(ع) -(  ای سینه ی شکسته دلان نینوای تو ) ای سینه ی شکسته دلان نینوای تو

لبریز نینوای وجود از نوای تو

جان حسین و نجل حسن عشق زینبین

آغوشِ گرم حضرت عبّاس جای تو

قرآن پاره پاره ی پاشیده بر زمین!

گلبوسه ی عمو به همه آیه های تو

سر تا سر وجود تو مثل حَسن حَسن

خُلق تو، خوی تو، سخن تو، صدای تو

تو قاسمی که شخص حسن خوانده قاسمت

قسمت شود جحیم و جنان در رضای تو

یک باغ لاله و نفس سیزده بهار

ای ماه چارده شده محو لقای تو

تو بر حسین مثل علی اکبر او حسن

تو سوختی به پای وی و او به پای تو

ریحانه ی رسول که جان جهان فداش

رو کرد بر تو گفت که جانم فدای تو

شب بود و عشقبازی تو با نماز شب

می بُرد دل زیوسف زهرا دعای تو

قبر تو در قبور بنی هاشم

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:40
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( بس که زخم از چار سو بنشسته بر زخم تنم ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1732
0

حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( بس که زخم از چار سو بنشسته بر زخم تنم  ) بس که زخم از چار سو بنشسته بر زخم تنم

پیرهن مانند تن، تن گشته چون پیراهنم

ای عمو باز آو، بر من یک مبارک باد گو

کز حنای سرخ خون گردیده گلگون دامنم

گشته ام نقش زمین مگذار پامالم کنند

گر چه پرپر گشته ام آخر گل این گلشنم

بی زره آورده ام رو جانب میدان عشق

تا بدن صد چاک تر گردد به زخم آهنم

دوش با من گفتی ای جان عمو قربان تو

آن که در راه عمو باید فدا گردد منم

زودتر بشتاب و جسمم را ببر گیر ای عمو

زآنکه می خواهم در آغوش تو دست و پا زنم

من به جای اکبر و تو نیز همچون مجتبی

دست افکن چون پدر از مرحمت برگردنم

ای همه فریاد رس آخر به فریادم برس

زیر دست و پا شکسته استخوان های تنم

جنگ را بگذار و

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:43
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( من دُرّ یتیم مجتبایم ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

2845
1

حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( من دُرّ یتیم مجتبایم ) من دُرّ یتیم مجتبایم

قربانی شاه کربلایم

لب ‌تشنۀ آتش درونم

دل‌دادۀ حجله‌گاه خونم

نیش سر تیرهاست نوشم

کز زخم بدن زره بپوشم

من باغ گل به خون خضابم

خوناب گلو بود گلابم

قرآن به خون نشسته‌ام من

آیـات ز هـم گسسته‌ام من

یک لاله و سیزده بهارم

زخمی شده از هزار خارم

آن شب که شب وصال ما بود

آمادگی قتال ما بود

دل‌باختۀ شهادتم دید

در مکتب خون مرا پذیرفت

از سوی خدایم «ارجعی» گفت

او کعبه، حرم مطاف من بود

انگار، شب زفاف من بود

من بودم و انس با شهادت

تا صبح به موج خون، عبادت

سوگند به سورۀ تبارک

سوگند به آن شب مبارک

هرگوشه هزار عالمم بود

صد لیلۀ قدر، هردمم بود

من شعله‌ای از تب حسینم

من

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:48
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( لالۀ سرخ پرپرم قاسم ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1973
3

حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( لالۀ سرخ پرپرم قاسم ) لالۀ سرخ پرپرم قاسم

سیزده ساله یاورم قاسم

ماه من بین چگونه در غم تو

ریزد از دیده اخترم قاسم

تا تن پاره پاره ات دیدم

تازه شد داغ اکبرم قاسم

سخت باشد مرا که همچو تویی

جان دهد در برابرم قاسم

سخت تر اینکه در وداع حرم

تشنه لب رفتی از برم قاسم

من تو را بوده ام به جای پدر

تو به جای برادرم قاسم

آمدند از برای دیدارت

پدر و جّد و مادرم قاسم

لب تو خشک و چشم من دریاست

این بود داغ دیگرم قاسم

خیز ای تشنه لب بنوش بنوش

آب از دیدۀ ترم قاسم

تن پاک تو را تک و تنها

بسوی خیمه می برم قاسم

تن به خاک و سر تو همسفر است

در ره شام با سرم قاسم

سوز «میثم» شراری از دل ماست

شافعش روز محشرم قاسم

شاعر :

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:49
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت قاسم بن الحسن(ع -( ای عروس بکر طبع انجمن آرای من ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1608
1

حضرت قاسم بن الحسن(ع -( ای عروس بکر طبع انجمن آرای من ) ای عروس بکر طبع انجمن آرای من

از چه لب بستی سخن گو از دل شیدای من

در خَم زلف تو پنهانند مضمون‌های من

لب گشا تا زنده گردد طبع روح افزای من

خنده زن تا شکّر افشان گردم از تُنگ دهن

باج از گوهر فروشان می ستاند چامه‌ام

چامه نی بل وصف معشوق است و عاشق نامه‌ام

پنجه‌های شوق بر پیکر دریده جامه‌ام

آری آری ریخته درّ یتیم از خامه‌ام

تا که از وصف یتیم مجتبی آرم سخن

قرةالعین حسن آرام جان بوتراب

ماهِ زهرا، آفتابِ احمد ختمی مَآب

پای تا سر مظهر دادار و جدّ مام و باب

گر سموات و زمین گردند اوراق کتاب

صفحه ای از وصف مدحش را رقم نتوان زدن

همچو ماه چارده آن سیزده ساله پسر

در درون ابر خیمه بود رویش جل

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:51
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( جان سپر، شمشیر آه دل، زره پیراهنم ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1818

حضرت قاسم بن الحسن(ع) -( جان سپر، شمشیر آه دل، زره پیراهنم ) جان سپر، شمشیر آه دل، زره پیراهنم

دل شکسته کام تشنه اشک دامن دامنم

آن که گرید بر غریبی امامش زیر تیغ

و آن که در امواج خون بر مرگ می خندد منم

من که خود سینه سپر کردم به استقبال تیر

احتیاجی نیست بر تیغ و کلاه و جوشنم

آب تیغم در گلو شیرینی کامم عطش

زخم روی زخم، تنها مرهم زخم تنم

ای پدر بر دیدۀ من پای بگذار و ببین

وقت جان دادن بود دست عمو بر گردنم

گاه، گریم بر حسین و گاه، سوزم از عطش

در میان آب و آتش همچو شمع روشنم

از همان روزی که پا بگذاشتم در این جهان

منتظر بودم که سر در مقدم یار افکنم

ای عمو جان من که عمری در کنارت بوده ام

حال بنگر بی کس و تنها کنار دشمنم

گر چه (میثم) کم بود از

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:52
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد