من عبد و برادر حسینم
فرمانده لشکر حسینم
رزمندة سنگر حسینم
لب تشنة ساغر حسینم
در یـاری دوسـت بـود و هستـم
مشک و علم است و چشم و دستم
****
گـه سـاقی و گـاه پاسدارم
گـه میـرم و گـاه عبد یارم
گه بر در دوست خاکسارم
میراث علی است ذوالفقارم
شیر استم و عابـد شبم من
شمشیر حسین و زینبم من
****
دو فـاطمهاند مـادر مـن
دو حجت حق برادر من
دو شیر زنند خواهـر من
دو دست جدا زپیکر من
همراه دو چشم اشکبارم
هر چار شدند وقف یارم
****
مـن قـرص مه دو آفتابم
مــن آینـــة ابـــوترابم
کـرده است حسین، انتخابم
کز خون جبین کند خضابم
با آنکـه فتاده هـر دو دستم
من دست امام خویش هستم
****
لطف و کرم است عادت من
بـیدستی مـن ع
- دوشنبه
- 19
- مهر
- 1395
- ساعت
- 12:49
- نوشته شده توسط
- feiz