مناجات با خدا

مرتب سازی براساس
 امیر عظیمی

مناجات با خدا و گریز به روضه حضرت علی اصغر -(آدمی وقتی خدا دارد چه می خواهد) * امیر عظیمی

4849
5

مناجات با خدا و گریز به روضه حضرت علی اصغر -(آدمی وقتی خدا دارد چه می خواهد) آدمی وقتی خدا دارد چه می خواهد
محرمی درد آشنا دارد چه می خواهد

بنده تا بر درب های بسته ی عالم
شاکلیدی چون دعا دارد چه می خواهد

آنکه شد بیمار عصیان و گناهان با
داروی توبه دوا دارد چه می خواهد

روسیاهی، شرمساری مثل من وقتی
در قنوتش ربنا دارد چه می خواهد

من "ظلمت نفسی ام" اما همین من تا
رَبّنا اِغفِرلَنا دارد چه می خواهد

اهل قرآن، اهل ذکر و یاد اهل‌البیت
این دو را تا رهنما دارد چه می خواهد

شیعه در دست دعای خود زمانی که
باالحسین کربلا دارد چه می خواهد

همهمه افتاد در لشگر حسین آمد
در کفش قنداقه را دارد چه می خواهد

حرمله از عاطفه چیزی نمی فهمد
او فقط تیر بلا دارد چه می خواهد

مادر بیچاره اش ب

  • دوشنبه
  • 31
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 02:53
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 وحید زحمتکش شهری

مناجات با خدا -(تو ستار العیوب عالمی من عبد بدکارت) * وحید زحمتکش شهری

3454
3

مناجات با خدا -(تو ستار العیوب عالمی من عبد بدکارت) تو ستار العیوب عالمی من عبد بدکارت

منم آن روسیاه کمترین در بین دربارت

منم آنکه مداوم لرزه بر عرش تو اندازم

بدون تو قمار زندگی را سخت میبازم

همیشه لطف کردی بر من درمانده ی مضطر

ولی من بد نمودم با تو ای رزاق و ای داور

هوای بنده ات را خوب داری ای خدای من

همیشه بر سرش رحمت بباری ای خدای من

تو تنها از درون باطن من با خبر هستی

کجا یک دم در رحمت به روی من تو بستی

منم آنکه نمک خوردم نمکدان را شکستم

به روی نعمتت یارب دو چشم خویش را بستم

حیا از من شده دور و خجالت نیست در کارم

به جز عصیان ندارم من ذخیره در پس بارم

اگر بد بوده ام یارب ز کار خود خجل هستم

در این ماه مبارک سوی تو آورده ام دستم

  • سه شنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 00:28
  • نوشته شده توسط
  • وحید زحمت کش شهری
ادامه مطلب

مناجات با خدا -(ساقیا! آبِ حیاتی که گمان نیست مرا!) * هستی محرابی

826
2

مناجات با خدا -(ساقیا! آبِ حیاتی که گمان نیست مرا!) ‍ ساقیا! آب حیاتی که گمان نیست مرا
بے تو در عالم امکان که امان نیست مرا

تو که از روزِ الست گهر و ذاتم بودی
عشقِ توحیدے تو صرفِ زبان نیست مرا

عارف از اصلِ وجودم که وجودم ز تو است
تو همان جانِ منی بی تو‌ که جان نیست مرا

زینتِ عرش و فرش چرخش افلاک تویی
تا بگویم همه را تاب و توان نیست مرا

حمد و مدحت همه از لازمه ی نام تو است
کثرتِ فیضِ دو عالم، به عیان نیست مرا

ای که از مدح و ثنای تو زبانم قاصر
گفتنِ وصفِ تو توصیفِ بیان نیست مرا

مطربِ سازِ توأم طایرِ پروازِ توأم
هر کجایم ببری بارِ گران نیست مرا

همه معبودِ منی قبله ی مقصودِ منی
جز سرِ کوے تو چون نام و نشان نیست مرا

شرحِ این گفته همه باورِ پ

  • سه شنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 12:40
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

مناجات با خدا -(ساقیا! لبریز کن جامِ مرا، تا کنی شیرین لب و کامِ مرا) * هستی محرابی

846

مناجات با خدا -(ساقیا! لبریز کن جامِ مرا، تا کنی شیرین لب و کامِ مرا) زبانحالِ شهدا

ساقیا لبریز کن جامِ مرا
تا کنی شیرین لب و کامِ مرا

کاشکی امشب پُر از نوشم کنی
بی قرار و مست و مدهوشم کنی

تا زنم پَر در حریمِ کوی عشق
تا ببینم جلوه ای از روی عشق

تا کنم در خرمنِ نورت طواف
بعدِ آن گردم سفیرِ کوی قاف

ساقیا پیمانه ات جان را بس است
هر که نوشد تا ابد آن را بس است

دعوتم کن تا که از خوبان شوم
در حریمِ قربِ تو مهمان شوم

سر گذارم بر درِ پیمانِ تو
از تو گویم جان کنم قربانِ تو!

"هستی محرابی"

  • سه شنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

مناجات با خدا -(دلی که روشن از نورِ خدا نیست، درِ رحمت به رویش هیچ وا نیست!) * هستی محرابی

1125

مناجات با خدا -(دلی که روشن از نورِ خدا نیست، درِ رحمت به رویش هیچ وا نیست!) ‍ ‌دلی که روشن از نورِخدا نیست
درِ رحمت به رویش هیچ وا نیست

سحرگاهان ندا آمد به گوشم
که دیگر بیش از این خفتن، روا نیست

ز جا برخیز با یادِ خداوند
که بی یادِ خدا جان را صفا نیست

بیا پروانه شو بر گردِ معشوق
مرامِ عاشقان چون چرا نیست

بگو با شوقِ جان با حضرتِ حق
هر آن کس که تو را دارد گدا نیست

تویی آن خالقِ یکتایِ هستی
چو تو کس با دلِ خلق آشنا نیست

شدم مفتون و مجنونِ جمالت
که دردِ عشق را بی تو دوا نیست

نشانِ دردمندان شورُ حال است
دل بیگانه را شوقِ خدا نیست

#هستی_محرابی
@hastimehrabi

  • سه شنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 12:47
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

مناجات با خدا -(درحریمت دعوتم من) * رضا یعقوبیان

1121
1

مناجات با خدا  -(درحریمت دعوتم من) درحریمت دعوتم من دست خالی آمدم من
کن نگاهی از کرامت ای خدایا گر بدم من
یا غیاث المستغیثین یا غیاث المستغیثین

ای خدا گر روسیاهم کوله بارم شد گناهم
آمدم بر تو پناهم مستمند یک نگاهم
یا غیاث المستغیثین یا غیاث المستغیثین

جز گنه چیزی ندارم. معصیت شد کوله بارم
ای قرار بی قراران بر تو من امیدوارم
یا غیاث المستغیثین یا غیاث المستغیثین

از گناهان خسته ام من ازهمه بگسسته ام
من میزبان عالمی تو یاد تو بنشسته ام من
یا غیاث المستغیثین یا غیاث المستغیثین

ای خدای مهربانم. بر تو یارب میهمانم
گر چه بد هستم خدایا از سر کویت مرانم
یا غیاث المستغیثین یا غیاث المستغیثین

روسیاه و بی بهایم از گنه بنما جدایم
بگذر

  • چهارشنبه
  • 2
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 01:45
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات -(شبی که در هوایت پَر کشیدم!) * هستی محرابی

800

مناجات -(شبی که در هوایت پَر کشیدم!) شبی که در هوایت پر کشیدم
به قابِ آینه عکس تو دیدم

دل من از زلال عشق پُر شد
چو از پیمانه ی یادت چشیدم

شدم آینه پرداز نگاهت
غم عشق تو را ازجان خریدم

به غیر تو کسی دلدارِ من نیست
تو هستی در جهان تنها امیدم

کنارِ آرزوهای دلِ خویش
صدای مهربانت را شنیدم

تمنّای وصالت در دلم ریخت
دگر دست از سرِ عالم کشیدم

مگر افتم به پایت عاشقانه
چو اشک از چشم های خود چکیدم!

#هستی_محرابی

  • چهارشنبه
  • 2
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 15:55
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

مناجات -(کاش سمتِ روشنی پَر وا کنیم!) * هستی محرابی

831

مناجات -(کاش سمتِ روشنی پَر وا کنیم!) ما به بن بستِ بلاییم و بلا
در غمِ ویرانگی ها مبتلا

غرقِ در گردابِ پستِ زندگی
زخم ها دیده ز دستِ زندگی

تیرگیها وُ ضلالت آشکار
دور ماندیم از حریمِ کردگار

راه و رسمِ زندگی گم گرده ایم
لذتِ تابندگی گم کرده ایم

فطرتِ ما از طریقت باز ماند
نه که از اصلِ حقیقت باز ماند

اینک این ماییم و در خود مردگی
مانده با ما خجلت و شرمندگی

اینک این ماییم و لبخندِ سراب
مانده با ما این همه حالِ خراب

کاش سمتِ روشنی پَر وا کنیم
آفتابِ خویش را پیدا کنیم!

#هستی_محرابی

  • چهارشنبه
  • 2
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 16:00
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 وحید زحمتکش شهری

مناجات با خدا -(شده ام بنده ی شیطان الهی العفو) * وحید زحمتکش شهری

1971
1

مناجات با خدا -(شده ام بنده ی شیطان الهی العفو) شده ام بنده ی شیطان الهی العفو
خسته و زار و پریشان الهی العفو

کوله بارم شده سنگین ز گناهان زیاد
غرق در ماتم و عصیان الهی العفو

ای خدا باز به درگاه تو رو آوردم
با دو چشم تر و گریان الهی العفو

آمدم تا که بگیری تو دو دست من را
آمدم زار و پشیمان الهی العفو

خسته ام از همه ی بار گناهان خودم
خسته از این همه طغیان الهی العفو

ای که غفاری و ستاری و رحمان و رحیم
ای خدای حی و سبحان الهی العفو

قسمت می دهم از من بگذر یا الله
به حسین شاه شهیدان الهی العفو

وحید زحمت کش شهری

  • جمعه
  • 4
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 01:08
  • نوشته شده توسط
  • وحید زحمت کش شهری
ادامه مطلب

مناجات -(یا حبیبی یک نظر ما را که ما بیچاره ایم) * هستی محرابی

1111
2

مناجات -(یا حبیبی یک نظر ما را که ما بیچاره ایم)

یا حبیبی یک نظر ما را که ما بیچاره ایم

ما خطاکارانِ نفسِ سرکشِ اماره ایم

دور گشتیم از تدبٌر از توسل از خودت

همچنان در حالِ خود سر در گم و آواره ایم

ای خدا دریاب ما را زین همه جرم و خطا

ما که در بارانِ لطف و رحمتت همواره ایم!

#هستی_محرابی

  • پنج شنبه
  • 10
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 21:23
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 رضا باقریان

مناجات با خدا -(می‌شود هر روز جرم و اشتباهم بیشتر) * رضا باقریان

1834
1

مناجات با خدا -(می‌شود هر روز جرم و اشتباهم بیشتر) می‌شود هر روز جرم و اشتباهم بیشتر
هست اما بخشش تو از گناهم بیشتر

بسکه تن دادم به عصیان و خطا این روزها
دور شد از خانه‌ات اینگونه راهم بیشتر

احتیاجی نیست در آتش بسوزانی مرا
می‌کِشَد آتش مرا این سوز و آهم بیشتر

معصیت می‌آورم، آب و غذایم می‌دهی
می‌چکد خجلت از این طرزِ نگاهم بیشتر

کوله بارم از گناهم پر شد، اما آمدم
باز هم این بار از تو عذرخواهم بیشتر

دارم از زهرا ز دست خود خجالت می‌کشم
شرمسار از روی تو رویِ سیاهم بیشتر

چند وقتی می‌شود آواره بودم، باز هم
چادری خاکی مرا داده پناهم بیشتر

زیر بار معصیت بالم به هم پیچیده بود
یک نگاه مادرم شد تکیه گاهم بیشتر

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 10:28
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 وحید زحمتکش شهری

مناجات -( دستم بگیر خدایا که خسته از خویشم) * وحید زحمتکش شهری

2266
0

مناجات -( دستم بگیر خدایا که خسته از خویشم)  مناجات...

دستم بگیر خدایا که خسته از خویشم
آتش گرفته است خدایا ببین دل ریشم

فکری بکن به حال عبد ذلیلت خدای من
نالم که تا به عرش رسد این نوای من

خسته شدم من از همه ی روز گار خود
از خویش و از زمانه و از کاروبار خود

دنیایمان ببین که چه کمرنگ گشته است
پای عبادت همه مان لنگ گشته است

تنها زمان گرفتاریم کنم یادت
اعمالمان کدام میکند خدا شادت

دستی بکش خدای کریمم تو بر سرم
رحمی بکن به دو چشم زخون ترم

مثل همیشه آبروی عبد خود بخر
این رو سیاه را به حریم خودت ببر

بنما قبول توبه ناقابل مرا
دستم بگیر تا نروم من از این سرا

تا روز حشر زیر سایه تو زندگی کنم
از سفره تو نان خورم و بندگی کنم

وحید زحمت کش

  • یکشنبه
  • 3
  • تیر
  • 1397
  • ساعت
  • 20:44
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات با خدا -(خبر رسید اثر کرده گریه ی سحرم) * سید علیرضا شفیعی

1005

مناجات با خدا -(خبر رسید اثر کرده گریه ی سحرم)  خبر رسید اثر کرده گریه ی سحرم
به دوستان برسانید: راهی سفرم

سفر سفارش شیرین باد بود که دید
به مقصدی نرسیده ست آه بی اثرم

سفر سفیر دل تنگ و بیقرار من است
که روزهاست من از حال دوست بی خبرم

سفر بهانه ی خوبی است تا که سفره ی دل
دوباره باز شود پیش چشمهای ترم

نمانده است برایم به جز سفر راهی
به دوستان برسانید: راهی سفرم

  • یکشنبه
  • 3
  • تیر
  • 1397
  • ساعت
  • 20:55
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات با خدا -(نمانده است مرا آبرو به قدر پشیزی) * سید علیرضا شفیعی

1009
0

مناجات با خدا -(نمانده است مرا آبرو به قدر پشیزی)  نمانده است مرا آبرو به قدر پشیزی
تو را چه فایده ای چشم! اگر که اشک نریزی

نه ریخت اشک من از شوق دوست در دل چاهی
نه رفت چشم من از دست در فراق عزیزی

تمام عمر نبردم نه سودی و نه زیانی
نباختم همه عمرم به قدر شان تو چیزی_

_که در بساط ندارم نه آهی و نه گناهی
که خرج دوست نکردم نه صلحی و نه ستیزی

نمانده فرصتی و مرگ ناگزیر می آید
به جز برای تو مردن کجاست راه گریزی؟

  • یکشنبه
  • 3
  • تیر
  • 1397
  • ساعت
  • 20:55
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

یا کریمُ یارب -(بخر ای یار گریه های مرا) * سید پوریا هاشمی

1600
1

یا کریمُ یارب -(بخر ای یار گریه های مرا) بخر ای یار گریه های مرا
بشنو امشب خدا خدای مرا
آنقدر آمدم کرم بکنی
بنویس این برو بیای مرا
ربّنا اتنا لقای علی
مستجابش بکن دعای مرا
از زمینگیریم کلافه شدم
معصیت بسته دست و پای مرا
من به این ناله ها دلم گرم است
تو نگیری سرو صدای مرا
امدم آشتی کنم با تو
رد نکن دست بی نوای مرا
به ازای دوماه سینه زدن
بده ویزای کربلای مرا
محسن از ضرب میخ سقط شده!
ماتمش ساخته عزای مرا

  • جمعه
  • 18
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 11:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

مناجات -(آنقدر کردم دعا امّا دریغ از حاجتی!) * هستی محرابی

1020
3

مناجات -(آنقدر کردم دعا امّا دریغ از حاجتی!) #یا_غیاث_المستغیثین
#شب_جمعه_شب_رحمت

این دلم در حسرتِ یک بار آمین شماست
آنقدر کردم دعا امّا دریغ از حاجتی
این گدا در پیشِ لطفِ حضرتت بی آبروست
تو ز خوبیت ببخشا گر ندارد حرمتی!

#هستی_محرابی

  • پنج شنبه
  • 15
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 16:13
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

دوباره وقت وداعه با نوای میثم مطیعی -(دیگه فرصتی نمونده) * یوسف رحیمی

1475

دوباره وقت وداعه با نوای میثم مطیعی -(دیگه فرصتی نمونده) دیگه فرصتی نمونده
چشای پُر ابر و بارون
دیگه مهمونی تمومه
دوباره فراق و هجرون
دوباره وقت وداعه
نفسا حبسه تو سینه
كی تا سال دیگه زنده‌ست
‌این شبا رو باز می‌بینه
ای خدا چه زود تموم شد
لحظه‌های ناب و روشن
شبای نور و مناجات
سحرای دل سپردن
دوباره ندبه و ناله،
اشك و آه و بی‌قراری
دوباره یه سال غریبی
دوباره چشم انتظاری
نكنه آروم بگیری
گریه كن دل شكسته
التماس كنه به چشماش
هر كه بارشو نبسته
رمضون تموم شد و من
موندم و دستای خالی
دوباره قفس‌نشینی
دوباره بی پر و بالی
ما که دلتنگ فراقِ
لاله‌های بی‌نشونیم
نکنه بره دوباره
قافله ما جا بمونیم
ما که مونده رو دلامون
زخم روزای اسارت
اسارت تو بند دنیا
اسارت تو دست

  • پنج شنبه
  • 10
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 11:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

ایمان به حضور خدا -(ای دل به خدا سپرده از روز نخست) *استاد محمد جواد غفورزاده

863

ایمان به حضور خدا  -(ای دل به خدا سپرده از روز نخست) امام علی(علیه‌السلام)
«إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ حِجَابٌ لِأَنَّهُ مَعَهُمْ أَيْنَمَا كَانُوا»
میان خداوند متعال و آفریدگانش هیچ حجاب و حائلی وجود ندارد، زیرا با آن‌هاست هر جا که باشند.
التوحيد للصدوق، ص۱۸۴
ای دل به خدا سپرده از روز نخست
ای رفته به راه راست با عزم دُرُست
ایمان، یعنی همیشه احساس کنی
هر جا هستی، خدای هستی با توست

  • سه شنبه
  • 11
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 20:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا رسول زاده

غزل مناجات با خدا -(تو غصّه خوردی، ما که غَمخواری نکردیم!) * رضا رسول زاده

1041
4

غزل مناجات با خدا -(تو غصّه خوردی، ما که غَمخواری نکردیم!) تو غصّه خوردی، ما که غَمخواری نکردیم!
تو ناله کردی، ما که دِلداری نکردیم!
یک شب اسیرِ رنجِ بی خوابی نبودیم!
از دوریِ تو گریه و زاری نکردیم!
اصلاً تو حق داری به فکر ما نباشی!
وقتی به پای عشقِ تو کاری نکردیم!
شب زنده دارِ ماهِ قرآن، بُگذر از ما
آن گونه که باید، تو را یاری نکردیم!
آلودگیِ سُفره های ما سَبَب شد
یک شب تو را دعوت به اِفطاری نکردیم!
تا لااَقل یک لحظه هم یادِ تو باشیم
با دوستانت نیز دیداری نکردیم!
از دردِ حاجت هاست، دادِ ما بلند است
کاری بِجُز همسایه آزاری نکردیم!
این که نشد! ماه سحرخیزی و توبه است...
یک شب تلاشی سوی بیداری کردیم!
حتّی یکی دو صفحه هم قرآن نخواندیم
با صاحبِ این ماه گُف

  • سه شنبه
  • 18
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 18:29
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا رسول زاده

غزل مناجات با خدا -(وقتی وجودِ گُل بدونِ خار ممکن نیست!) * رضا رسول زاده

991
-1

غزل مناجات با خدا -(وقتی وجودِ گُل بدونِ خار ممکن نیست!) وقتی وجودِ گُل بدونِ خار ممکن نیست!
مهمانی ات بی بنده ی بَدکار ممکن نیست!
خواهم بِبَندم کوله بارِ بندگی ام را
وقتی نباشم هر سَحَر بیدار ممکن نیست!
راهِ وصالم با گُناهانم شده مَسدود
دیگر عبور از این همه دیوار ممکن نیست!
عَفوِ خُداوندی چگونه شامِلم گردد؟
تا که گُنه را می کُنم تکرار، ممکن نیست!
شرطِ قبولِ توبه تنها صِدق و اِخلاص است
اینجا فریبِ قاضیِ سَتّار ممکن نیست!
کَسبِ رضای دوست، در دُنیا و در عُقبی
تا قَلبِ "مَهدی" را دَهَم آزار ممکن نیست!
از دیدنِ نامَحرَمان، دیده شُده سیراب!
حالا که چَشم آلوده شد، دیدار ممکن نیست!
تا نانِ شُبهه در میانِ سُفره ی ما هست
یادی از آقا هم دَمِ اِفطار، ممکن نیست

  • سه شنبه
  • 18
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 18:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

شعر مناجات با خدا با زبان فقر -(سوگند ميخوريم هميشه به جان فقر) * محسن صرامی

1023

شعر مناجات با خدا با زبان فقر -(سوگند ميخوريم هميشه به جان فقر) سوگند ميخوريم هميشه به جان فقر
ما را بس است آب گدائي و نان فقر

كفران نعمت است نگويد اگر كسي
حمد خداي عزوجل با زبان فقر

آب فرات و تربتمان داد و بعد گفت
در گوش ما به وقت تولد اذان فقر

آمد نوشت دلبر اهل قلم شبي
از رونوشت زندگي ما رمان فقر

منهاي عشق هر چه كه دارم زيادي است
او كرده ضرب حال مرا در توان فقر

نزديك ميشوم به خداي خودم اگر
دور از تعلقات شوم در زمان فقر

از شدت تعجب خود باز مانده است
در اين همه صبوري عاشق دهان فقر

  • چهارشنبه
  • 10
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 20:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

مناجات با خدا مخصوص لیله الرغائب و سحرهای ماه رجب و اعتکاف انشاالله -(بر کامِ من طعمِ رطب رسیده ) * قاسم نعمتی

2191

مناجات با خدا  مخصوص لیله الرغائب و سحرهای ماه رجب و اعتکاف انشاالله  -(بر کامِ من طعمِ رطب رسیده ) بر کامِ من طعمِ رطب رسیده
ماهِ خدا ماهِ رجب رسید
زيباترين ماه خداست اين ماه
هر ناله اي مشگل گشاست اين ماه
اصلاً خدا باشد پِيِ بهانه
تا بنده را راهش دهد به خانه
اين ماه اذن ِ بندگي بگيريم
از يار ، درسِ زندگي بگيريم
جا دارد از دل عقده وا نماييم
تا سفره هاي درد دل گشاييم
آمد به گوشم نغمه منادی
در خانه ات مارا تو راه دادی
يك عمر پوشاندي تو عيب هايم
تا يك سحر در كوي تو بيايم
يك جمله گويم شرح حالِ يك سال
از عيد فطر پيش تا همين حال
با درد هجران ساختم الهي
دارو ندارم باختم الهي
شيطان به قلب غافلم كمين زد
هر جا كه شد بار مرا زمين زد
اين بنده روز خوش نديده بي تو
كارش به رسوايي كشيده بي تو
اما بدان دل خا

  • سه شنبه
  • 21
  • اسفند
  • 1397
  • ساعت
  • 11:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

مناجات با قاضی‌الحاجات(قبل از ماه رمضان) * مرتضی محمودپور

844

مناجات با قاضی‌الحاجات(قبل از ماه رمضان) مناجات نامه
در محضر قاضی‌الحاجات

الهی سوی تو روی نیازم
تویی آن خالق بنده‌نوازم

الهی من اگر که روسیاهم
اگرکه در دوعالم‌بی‌پناهم

امیدم‌برتووبررحمت‌توست
به‌الطاف‌تو وبرعزت توست

عوض کردم ردیف‌شعروشورم
که شاید بازجویم این‌حضورم

اگر تنهاترین تنها شوم من
فدایی تن تنها شوم من

اگر ره سوی بیراهه گذارم
اسیرغصه‌و غمها شوم من

اگر نوشم شراب بردباری
نهان گردم اگر پیدا شوم من

اگر در وادی غفلت بمیرم
چگونه روز محشر پاشوم من

اگر از معصیت توبه نکردم
چگونه زائر مولا شوم من

الهی بنده‌ات را پاک گردان
وگرنه زین مصیبت تا شوم من

تو دستت از سرم گربازگیری
درعالم‌محو برق‌آسا شوم‌من

گره از کارمن یارب تو بگشا
وگ

  • دوشنبه
  • 9
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 15:55
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

قصیده مناجات -(از ابتدای کار جهان تا به انتها) * ابن حسام خوسفی

930

قصیده مناجات -(از ابتدای کار جهان تا به انتها) از ابتدای کار جهان تا به انتها
دیباچه‌ای نبود و نباشد بِه از دعا...

وقت است اگر به دعوت «أدعونی أستجب»
دستی برآوریم به درگاه کبریا

یارب به حق نقطۀ «أَنّی أنا الغفور»
کاندر بسیط مرکز عالم نیافت جا

یارب به حق آیت «لاتقنطوا» که هست
سرمایۀ سعادت و پیرایۀ رجا

یارب به حق سبع مثانی که بر رسول
آمد به پنج واسطه از عالم عُلا...

یارب به حق لوح که بر وی کشیده‌ای
نقش وجود «ما هُو کائن کَما تَشا»...

یارب به حق وسعت کرسی که بر فلک
«تعظیم وُسعِه وَسعَ الأرض و السما»

یارب به حق صاحب صور و به نفخ او
آندم که گوش را نبود هوش از صدا...

یارب به حق قوّت «ذوالقوَّةِ المَتین»
روح‌الامین که سدره بدو داد منتها

  • چهارشنبه
  • 11
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 12:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

غزل مناجات -(اگر عاصی، اگر مجرم، اگر بی‌دین، اگر مستم) * واعظ قزوینی

1333
-1

غزل مناجات -(اگر عاصی، اگر مجرم، اگر بی‌دین، اگر مستم) اگر عاصی، اگر مجرم، اگر بی‌دین، اگر مستم
به محشر کی گذارد دامن عفوت تهی‌دستم؟

ز بس خواناست از پیشانی‌ام خط گنهکاری
تواند نامۀ اعمال شد آیینه در دستم...

نگاه ظاهر و باطن، یکی کردم، تو را دیدم
رسا شد، این دو کوته رشته را با هم چو پیوستم

ندیدم کلفت از کس تا نکردم کلفتی با کس
نرنجیدم ز رنجانیدن کس تا زبان بستم

نرنجانیدم از خود هیچ‌کس را غیر این «واعظ»
که با سر پنجۀ تأثیر افغان خاطری خَستم

  • پنج شنبه
  • 12
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 13:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

غزل-مناجات با خدا نذر حضرت سیدالشهدا علیه السلام -(خسته ام از روز و سال و ماه؛ عمرم شد تباه) * مرضیه عاطفی

1196
2

غزل-مناجات با خدا نذر حضرت سیدالشهدا علیه السلام  -(خسته ام از روز و سال و ماه؛ عمرم شد تباه) خسته ام از روز و سال و ماه؛ عمرم شد تباه
یا کریم الصفح، یا ألله؛ عمرم شد تباه

امر کردی بندگی کن! عرض کردم غرقِ اشک-
حیف دل با تو نشد همراه، عمرم شد تباه

یاغیاث المستغیثین، دستهایم را بگیر
آمدم ألعفو یا ربّاه، عمرم شد تباه

این «منِ عاصی» به آسانی «تو» را از من گرفت
درگذر از بندۂ گمراه، عمرم شد تباه

«یا رجاءَ المُذنبین» شرم ِ من از این است که؛
آرزوهایم نشد کوتاه، عمرم شد تباه

خوابِ غفلت آمد و حالِ دعایم را گرفت
تا که جُنبیدم به خود ناگاه! عمرم شد تباه

پا به پایِ نفسِ سرکش رفتم و افسوس که...
راه را نشناختم از چاه؛ عمرم شد تباه

لطف کن گاهی دلیل گریه هایم را بپرس
حسرت شش گوشه دارم آه، عمرم ش

  • جمعه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 17:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

غزل مناجات -(چشمۀ دیدار تو سراب ندارد) * محمد جواد محبت

1174

غزل مناجات -(چشمۀ دیدار تو سراب ندارد) چشمۀ دیدار تو سراب ندارد
ساحت دل، بی‌تو آفتاب ندارد

آن‌که پناهش دهی چه بیمش از اغیار؟
وآن‌که شفیعش تویی حساب ندارد

گفتم و بستم دهان مدّعیان را
حرف حسابی دگر جواب ندارد

رحمتی ای آشنای جان که دل من
از تو دگر طاقت عتاب ندارد

چون که تو را خواست، پس هر آن‌چه تو خواهی
عاشق تو حق انتخاب ندارد

«صدق» دعا را بَرَد به‌سوی اجابت
برگِ گُل کاغذی، گلاب ندارد

  • جمعه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 18:07
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

قصیده مناجات -(یارب به حق منزلت و جاه مصطفی) * غلام‌حسین صدیقیان

1958
3

قصیده مناجات -(یارب به حق منزلت و جاه مصطفی) یارب به حق منزلت و جاه مصطفی
آن اشرف خلائق و خاتم به انبیا

یارب به حق پادشه انس و جان علی
زوج بتول و شیر خدا شاه لا‌فَتا

یارب به حق فاطمه آن بضعة‌الرسول
اُمّ‌الائمه عصمت و ناموس کبریا

یارب به حرمت حسن مجتبی که اوست
بعد از علی امام و به خلق است مقتدا

یارب به خون تشنه‌لب کربلا، حسین
آن کشته‌ای که جان جهانش بُوَد فدا

یارب به حق زین‌العباد نکوخصال
نور خدا که بوده به عبّاد پیشوا

یارب به جاه و منزلت باقرالعلوم
پنجم امام و بر همه مولا و رهنما

یارب به جعفر بن محمد ششم امام
آن صادق مصدَّق و مصداق اتقیا

یارب به حقِّ موسی جعفر همان که بود
عبدی مطیع و صالح و تسلیم بر قضا

یارب به حقّ خسرو دین ثامن

  • جمعه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 18:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 وحید محمدی

متن شعر مناجات -(بنده چون شد وارد وادی ایمان بهتر است) * وحید محمدی

915
1

متن شعر مناجات  -(بنده چون شد وارد وادی ایمان بهتر است) بنده چون شد وارد وادی ایمان بهتر است
نقش بندد چونکه ایمان بر دل و جان بهتر است

بنده باید انس گیرد با مناجات سحر
نیمه شب اشک و نماز و ذکر و قرآن بهتر است

نور راه ماست نور جلوه صاحب زمان
در شب تاریک نور ماه تابان بهتر است

«در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است»
توبه کردن خوب، اما از جوانان بهتر است

اولین منزل برای توبه حزن قلبی است
بنده باشد از گناه خود پشیمان بهتر است

هیئتی بودن فقط با گریه بر ارباب نیست
سینه زن وقتی که باشد اهل عرفان بهتر است

سینه زن را آخرش ارباب آدم می کند
اشک روضه رحمتش از آب باران بهتر است

****

جرعه ای آب فرات از ما عمویی را گرفت
تشنگی از بی عمو بودن به قرآن بهتر است

  • سه شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 11:53
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 وحید محمدی

مناجات با خدا در آستانه ماه مبارک -(ای خالق دو دنیا پاک از گناهمان کن) * وحید محمدی

890

مناجات با خدا در آستانه ماه مبارک -(ای خالق دو دنیا پاک از گناهمان کن) ای خالق دو دنیا پاک از گناهمان کن
ما بنده و تو مولا پاک از گناهمان کن
ماه خدا دمیده مهمان تو رسیده
رحمی دوباره بر ما... پاک از گناهمان کن
با درد بی دوایی من آمدم گدایی
ما تشنه و تو دریا پاک از گناهمان کن
ای صاحب سخاوت مولای با کرامت
دریاب بی نوا را پاک از گناهمان کن
ما مذنب و تو غفار ما رو سیه تو ستار
ما بی پناه امّا پاک از گناهمان کن
عمرم تباه کردم خیلی گناه کردم
اشکم ببین خدایا پاک از گناهمان کن
ما گرچه رو سیاهیم یا غرق در گناهیم
شرمنده ایم مولا پاک از گناهمان کن
بال و پرم شکسته مولا به حق دستِ
از تن جدای سقا پاک از گناهمان کن
مهتاب من حسینه ارباب من حسینه
جان عزیز زهرا پاک از گناهمان کن

  • سه شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد