اونی که سایه سرمه، مادر اباالفضله
اونی که مثل مادرمه ، مادر اباالفضله
عقیله ای که بی حرمه ، مادر اباالفضله
تو بقیع با دستای پینه بسته انگاری سر تربتی نشسته
گریه می کنه، ناله می کنه، زجه می زنه وای هی میگه حسینم کی روی تو راه آب و بسته
وای، وای، وای
ی حرمه ، مادر اباالفضله
تو بقیع با دستای پینه بسته انگاری سر تربتی نشسته
گریه می کنه، ناله می کنه، زجه می زنه وای هی میگه حسینم کی روی تو راه آب و بسته
وای، وای، وای
اونی که سفره دار غمه، مادر اباالفضله
اونی که بانی علمه، مادر اباالفضله
امید ساقی حرمه، مادر اباالفضله
لحظه لحظه من غرق شور و شینم تا ابد به عشقش به زیر دینم
مثل جمله هایی که یاد میدادش
- پنج شنبه
- 5
- اردیبهشت
- 1392
- ساعت
- 05:43
- نوشته شده توسط
- یحیی











