مدح حضرت ابوالفضل العباس

مرتب سازی براساس
 عبدالله باقری

متن شعر و واحد شور زیبای قمر منیر بنی هاشم -(ای عشق رایج، صاحب مدارج) * عبدالله باقری

1542

متن شعر و واحد شور زیبای  قمر منیر بنی هاشم -(ای عشق رایج، صاحب مدارج) واحد شور زیبای
قمر منیر بنی هاشم

ای عشق رایج، صاحب مدارج
لقبِ زیبات ، باب الحوائج
معنیِ مردی ، بی هماوردی
شبیه حیدر ، شیر نبردی

همه ستاره تو ماه حسینی
طلایه دارِ سپاه حسینی
غضبت قاتلِ آل اُمیّه
خنده و بوسه هات سهم رقیّه

یاابوفاضل یاابوفاضل
〰️〰️〰️〰️〰️
حضرت مهتاب،نورت عالمتاب
طوافت هر دم ، به دور ارباب
قامتت طوبی ، زلفت چلیپا
نقش سربندت ، مولاتی زهرا

شور و شعور و معرفت و بذل
گره خورده با نام تو ابالفضل
خدای بخشش و لطف و عطایی
محتاج جود تو حاتم طایی

یاابوفاضل یا ابوفاضل
〰️〰️〰️〰️〰️
حافظ دینی، بالانشینی
نور دو چشمِ ، امّ البنینی
یل مؤدب ، صاحب منسب
به روی زانوت، جا پای زینب

شیوه ی رزم تو در د

  • پنج شنبه
  • 21
  • آذر
  • 1398
  • ساعت
  • 10:49
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 امیر عباسی

توسّل به حضرت ابوالفضل العباس(ع) -(آمد به مَحضَرَت،این عاصیِ حقیر) * امیر عباسی

917
4

توسّل به حضرت ابوالفضل العباس(ع) -(آمد به مَحضَرَت،این عاصیِ حقیر) آمد به مَحضَرَت،این عاصیِ حقیر
با کوهی از گناه،محزون و سر به زیر
گنجینه کرم،محبوب بی نظیر
دل بر غمت اسیر،تو شاه و من فقیر
بی دست کربلا،دست مرا بگیر...

یادِ غَمِ تو جُز،جاهم نمیدهد
غیر از شَراره بر آهم‌ نمیدهد
جُز تو کسی مرا،راهم ‌نمیدهد
بر ذرّه هم بتاب،ای کوکبِ مُنیر
بی دست کربلا،دست مرا بگیر...

ای عَبدِ صالحِ،مَعبودِ عالَمین
دِلگرمیِ حرم،ای نور هر دو عین
گشتی به راه دین،قربانیِ حسین
جانت شده فدا،با ضَربِ تیغ و تیر
بی دست کربلا،دست مرا بگیر...

نورِ تو مَکّی و،عطرت مدینه ای
ای روشنای دل،تو سوز سینه ای
شرمنده از رباب،هَم از سکینه ای
وَز این خِجالَتت بودی تو ناگُزیر
بی دست کربلا،دست مرا بگیر..

  • سه شنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 10:28
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب

سبک هروله حضرت قَمرِ بني هاشم و امام حسن علیه السّلام -(ماهِ مُنیره رو زمینه ، یا عباس) * عباس شعرباف

557

سبک هروله حضرت قَمرِ بني هاشم و امام حسن علیه السّلام  -(ماهِ مُنیره رو زمینه ، یا عباس) ماهِ مُنیره رو زمینه ، یا عباس
گُل پسرِ اُمّ البَنینه ، یا عباس
وقتِ نَبرد که پا مِیزاره ، به میدون
مثله اَمیرالمؤمنینه ، یا عباس

کیه مثله خودِ حیدرِ کَرار ، ابوفاضل
کیه آمرُ وِ امیرُ و علمدار ، ابوفاضل
همه ي اَرمنیا دَخیله آقامند
اوني که برا حسینِ سِپهدار ، ابوفاضل

ابلفضله مثلِ علي جِگر داره
ابلفضله جنگیدنش خَطر داره
ابلفضله روي قُرصِ قَمر داره

ابوفاضل ، یا عباس

ذکرِ طلاتمه دلایي ، یا عباس
ساقي دشتِ کربلایي ، یا عباس
زبون زده همه ي دُنیاس ، مَرامت
خُداي جوديُ و سَخایي ، یا عباس

کیه ناخُداي کَشتي ارباب ، ابوفاضل
کیه آب آورِ اَصغر بي آب ، ابوفاضل
از وفا و مَردي چیزي کم نداري تو
تویي تابُ و

  • شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1398
  • ساعت
  • 10:55
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید حمید رضا برقعی

شعر مثنوی حضرت ابولفضل العباس(ع) -(مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند) * سید حمید رضا برقعی

1558
6

شعر مثنوی حضرت ابولفضل العباس(ع) -(مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند) مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند
همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند

گرد و خاکی شد و از خیمه دو تا آینه رفت
ماه از میسره، خورشید هم از میمنه رفت

پرده افتاده و پیدا شده یک راز دگر
سر زد از هاشمیان باز هم اعجاز دگر

گفتم اعجاز! از اعجاز فراتر دیدند
زورِ بازوی علی را دو برابر دیدند

شانه در شانه دو تا کوه، خودت می‌دانی
در دلِ لشکرِ انبوه، خودت می‌دانی

که در آن لحظه جهان، از حرکت افتاده‌ست
اتفاقی‌ست که یکبار فقط افتاده‌ست

ماه را من چه بگویم که چنین هست و چنان
«شاه شمشاد قَدان، خسرو شیرین‌دهنان»

ماه، در کسوت سقا به میان آمده است
رود برخاست، که موسی به میان آمده است

رود، از بس که شعف داشت تلاطم می‌

  • سه شنبه
  • 18
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:53
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

شور حضرت عباس(ع) -(نام تو مرهم کُلّ دَردام) * بهمن عظیمی

495

شور حضرت عباس(ع) -(نام تو مرهم کُلّ دَردام) نام تو مرهم کُلّ دَردام
بفدای تو تموم دنیام
زندگی مو دارم از نگاهت
ای علمدار رشید آقام

پسر شیر خدا و یل بی بی اُمّ بنین
عرش اعلی هم می لرزه تا علم می کوبی زمین
دیگه خلقت نمی بینه شبیه تو رو ، به خودش
تو اباالفضل حسینی و نداری مثل و قرین

بابُ الحُسین و علمدار لایزال حسین
پناه خون خدا بودی و مدال حسین
تو مَردی و تو شجاعت کسی شبیه تو نیست
عجب برادر خوبی! خوشا به حال حسین

جانم جانم ابوفاضل

اسم تو دوای هرچی درده
تو دلم عشق تو ریشه کرده
حضرتْ عباسی غلامت هستم
میخوامت به جون هرچی مَرده

دشمن از برق نگاه حیدریت فرار می کنه
غضب نگات یه لشکری رو تار و مار می کنه
از زمانی که تو پا گذاشتی روی خونه ی ح

  • پنج شنبه
  • 31
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 10:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر حضرت عباس(ع) -(ای لشکر حق را امیر عبّاس) *استاد حاج غلامرضا سازگار

919

شعر حضرت عباس(ع) -(ای لشکر حق را امیر عبّاس) ای لشکر حق را امیر عبّاس
وی در شهیدان بی نظیر عباس

ای شیر حق در لیلۀ ولادت
نام تو را فرموده شیر عباس

نوشیده در دامان پاک مادر
جام بلا را جای شیر عباس

دست تو در دست عزیز زهرا
یادآور عید غدیر عباس

آزادگان آموختند از تو
این طرفه بیت دلپذیر عباس

"واللّه ان قطعتموا یَمینی
انّی اُحامی اَبداً عَن دینی"

ای عشق و ایثار آفریدۀ تو
صدق و وفا به حق عقیدهء تو

عباسی و شیرخدا نهاده
گلبوسه ها بر دست و دیدۀ تو

تصویر غیرت بر زمین کشیده
خونِ ز پیشانی چکیدۀ تو

بر قلب تاریخ این رجز نوشته
از خون بازوی بریدۀ تو

"واللّه ان قطعتموا یَمینی
انّی اُحامی اَبداً عَن دینی"

ای عشق ثاراللّه عادت تو
وی زنده توحید از

  • سه شنبه
  • 16
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 16:39
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر حضرت عباس(ع) -(دریا کشید نعره، صدا زد: مرا بنوش) *استاد حاج غلامرضا سازگار

737
1

شعر حضرت عباس(ع) -(دریا کشید نعره، صدا زد: مرا بنوش) دریا کشید نعره، صدا زد: مرا بنوش
غیرت نهیب زد که به دریا بگو: خموش

وقتی که آب را به روی آب ریختی
آمد چو موج، در جگرِ بحر، خون به جوش

گفتی به آب، آب! چه بی‌غیرتی برو
بی‌آبرو به ریختن آبرو مکوش!

آوردَمت به نزد دهان تا بگویمت
بشنو که العطش رسد از خیمه‌ها به گوش...

تو موج می‌زنی و علی‌اصغر از عطش
گاهی به هوش آید و گاهی رود ز هوش

از بس که «آب، آب» شنیدم ز تشنگان
دیگر نفس به سینۀ تنگم شده خروش

در آب پا نهادم و بر خود زدم نهیب
گفتم بسوز از عطش و آب را ننوش

بالله بُوَد ز رشتۀ عمرم عزیزتر
این بند مشک را که گرفتم به روی دوش...

  • سه شنبه
  • 16
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 16:47
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب

روضه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و حضرت ام البنین سلام الله علیها _ ویژه شب جمعه با صدای سید مهدی میرداماد -(اخی .... الا مادر به قربون جمالت) *

2219
3

روضه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و حضرت ام البنین سلام الله علیها _ ویژه شب جمعه با صدای سید مهدی میرداماد -(اخی .... الا مادر به قربون جمالت) اخی .... الا مادر به قربون جمالت
اخ رخ چون بدر و ابروی هلالت
آخ ... آخ ... شنیدم کام عطشان جان سپردی
گل ام البنین شیرم حلالت ....
ای حسین .....
گل ام البنین شیرم حلالت .... ۲

شد آسمانم بی ستاره
سوغاتی زینب شده یک مشک پاره ....
*زینب برا ام البنین سوغاتی آورده ...
سوغاتی زینب شده یک مشک پاره ....
آمد شب دلگیری من ... ( ای دریغا )۲
رفته عصای پیری من ... ( ای دریغا ) ۲
بعد از تو ای ماه مدینه
من ماندم و شرم از سکینه ..... ۲
در خواب دیدم (عباسم خواب دیدم،ان شاالله درست نباشه)
در خواب دیدم در منایی ...(پیش زهرا)۲
دیدم سوار نیزه هایی ... ( پیش زهرا ) ۲
حسین .....

کربلا بگو حسین .....
مدینه بگو حسین

  • پنج شنبه
  • 17
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 11:40
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
حاج علی انسانی

شعر غزل حضرت عباس(ع) -(گمان مکن که مرا، ناتنی‌برادر بود) *حاج علی انسانی

697

شعر غزل حضرت عباس(ع) -(گمان مکن که مرا، ناتنی‌برادر بود) گمان مکن که مرا، ناتنی‌برادر بود
قسم به عشق، کنارم حسین دیگر بود...

ز شام تا به سحر دور خیمه‌ها می‌گشت
که ماه هاشمیان بود و مهرپرور بود

سقوط قلعۀ خیبر اگر به نام علی‌ست
فرات، خیبر و عباس مثل حیدر بود

به لرزه بود از او پشتِ هفت‌ پشت عدو
یل تو یک‌تنه یک تن نبود، لشکر بود...

به جای دست روی چشم خویش تیر گذاشت
ببین که تا به چه حدی مطیع رهبر بود

به روی خاک چو اُفتد گلی، شود پرپر
ولی گل تو سرِ شاخه بود و پرپر بود

  • یکشنبه
  • 9
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:04
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
حاج علی انسانی

شعر قصیده حضرت ابوالفضل العباس(ع) -(به یاد دست قلم، تا بَرَم به دفتر، دست) *حاج علی انسانی

1667
2

شعر قصیده حضرت ابوالفضل العباس(ع) -(به یاد دست قلم، تا بَرَم به دفتر، دست) به یاد دست قلم، تا بَرَم به دفتر، دست
به عرض عشق و ارادت، شوم قلم در دست

به طبع گفتم از این دست، دست‌ها بنویس
که دست بهتر از این دست، حق نیاورده‌ست

بزن درون دوات این قلم به نیّتِ غسل
که با طهارت گویم از آن «مطهّر دست»

ببین ظهور «یَدُ الله فَوقَ اَیدیهِم»
که حیدر است به حق دست و او به حیدر، دست

بریده دستِ امان‌نامه‌آوران بادا
که پای دادن جان، داده با برادر، دست

چه غم که زخم ببارد، اُحد شود تکرار؟
که برنداشت دمی حیدر از پیمبر، دست

دمی ز یاد گل یاس تشنه، غافل نیست
که روی آب کند قابِ عکسِ اصغر، دست

رسیده بود مگر هُرم تشنگی به فرات؟
که دید آب چو آتش شده‌ست و مِجمَر، دست

عبث نبود لبِ خشک، تر

  • سه شنبه
  • 18
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:59
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 رضا آهی

سینه زنی واحد(یا ساقی العطاشا) -(اباالفضل ای شاه یگانه ) * رضا آهی

845

سینه زنی واحد(یا ساقی العطاشا) -(اباالفضل ای شاه یگانه ) اباالفضل ای شاه یگانه
اباالفضل ماه جاودانه
برم من نام تو همیشه
اباالفضل ای شیر زمانه
اباالفضل ای سر مناجات
اباالفضل هستی باب حاجات
نوگل باغ مرتضایی
عزیز دل مادر سادات
علمدار ای سپهدار نور عین یا اباالفضل
کاشف الکرب عن وجه الحسین یا اباالفضل
به عالمی فرمانروایی تو هرکجا مشکل گشایی
ای بابی انت و امی تو صاحب فضل و عطایی

اباالفصل معدن وفایی
اباالفضل تو باب سخایی
قوت قلب زینبینی
اباالفضل یل کرببلایی
اباالفضل تویی دلیر نامی
اباالفضل تو صاحب جامی
فدایت همه هستیم آقا
اباالفضل آخر مرامی
شکر حق عشقت آقا با گل من عجین
گفته ام که امیرم گل ام البنین
تو شاهی و من هم غلامت از ازل افتادم به دامت
پر میزنم آقا

  • سه شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 08:52
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

دوبند شورآقا ابلفضل العباس(ع) -(هزارتایوسف مصری مشتریه کوی ابلفضل) * امیر حسین مقدم

377

دوبند شورآقا ابلفضل العباس(ع) -(هزارتایوسف مصری مشتریه کوی ابلفضل) بند اول

هزارتایوسف مصری مشتریه کوی ابلفضل
خمار میکند دلارا تیزیه ابروی ابلفضل
غوغامیکندبه عالم(نرگس جادوی ابلفضل)

ابلفضائل ... یاابوفاضل
یل قبائل ..‌. یاابوفاضل
زیبامه رو ... یاابوفاضل
قمرشمائل ... یاابوفاضل

نام زیبا داری ، قامت رعنا داری
رخ چون ماه داری، دوچشم شهلا داری
(آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری)

ای شاه کربلا_آقام ابلفضل
سقای باوفا_آقام ابلفضل

(یاابلفضل)

بند دوم

هستنددر دام توآقالیلی و شیرین و زلیخا
جانم به قامت رعناجانم به غیرت مولا
جهان میگرددبایک (گردش چشمان تو سقا)

حضرت قادر ... یاابوفاضل
علی شمایل ... یاابوفاضل
هستی آقاجون باب الحوائج
سرِ مسائل ... یاابوفاضل

حضرت سالاری

  • پنج شنبه
  • 28
  • آذر
  • 1398
  • ساعت
  • 20:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

سبک شور حضرت عباس علیه السلام ویژه ایام وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها -(دریای کرم ابالفضل) * امیرحسین سلطانی

455

سبک شور حضرت عباس علیه السلام ویژه ایام وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها -(دریای کرم ابالفضل) بند اول

دریای کرم ابالفضل
شاه محترم ابالفضل
ای ماه حرم ابالفضل
ای صاحب علم ابالفضل

سقای بی دست ای دلاور
یا عباس ای سردار لشکر
به زور و بازو مثل حیدر
به واللهِ هستی تو محشر

سرباز ولایتی ابالفضل
خیلی با سخاوتی ابالفضل
بر ما کن عنایتی ابالفضل

آقام آقام آقام ابالفضل

بند دوم

ای زیبا قمر ابالفضل
ای در و گوهر ابالفضل
هستی شیر نر ابالفضل
مرد با جگر ابالفضل

من مجنونتم تویی تو لیلا
یا عباس اسیرتم به مولا
مثل تو نیومده به دنیا
به واللهِ که نداری همتا

یک تنه قیامتی ابالفضل
خیلی با شهامتی ابالفضل
بر ما کن عنایتی ابالفضل

آقام آقام آقام ابالفضل

بند سوم

شاه با وفا ابالفضل
بر دردم دوا ابالفضل
عشقه ن

  • دوشنبه
  • 14
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 10:23
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعرحضرت ابوالفضل (ع) -(حجت یزدان ابوالفضل) * حسنعلی بالایی

383

متن شعرحضرت  ابوالفضل (ع) -(حجت یزدان ابوالفضل) حجت یزدان ابوالفضل
ضیغمِ میدان ابوالفضل
سرلشگرِ بی نظیرِ
شاهِ شهیدان ابوالفضل

قمرِ بنی هاشم
دشمنِ هر چی ظالم
کاش میشد تو حرمش
منم بودم یک خادم

ای ملَک درگهت را خدم یا عباس
از تو دم میزنم دم به دم یا عباس
هرکه ام هر چه ام من به تو میبالم
ای رخت قبله ی عارفان در عالم

ای علمدار ابوالفضل

ساقیه عطشان ابوالفضل
حافظ قرآن ابوالفضل
هر کی به لب ذکری داره
ما میگیم ای جان ابوالفضل

دریایِ کرم عباس
سقایِ حرم عباس
ترکی بگم بسوزیم
قولاری قلم عباس

ای حرم اهلینون تشنه لب سقاسی
ای اولان غیرتین بی کران دریاسی
تشنه ی آبی و سرورِ دریایی
تشنه گان را تو در کربلا سقایی

ای علمدار ابوالفضل

پسرِ حیدر ابوالفضل
یلِ

  • شنبه
  • 2
  • فروردین
  • 1399
  • ساعت
  • 11:19
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

حضرت عباس -(سزد ز مهر فلک خوبتر بخوانندش) *استاد حاج غلامرضا سازگار

325

حضرت عباس  -(سزد ز مهر فلک خوبتر بخوانندش) سزد ز مهر فلک خوبتر بخوانندش
قمر نه، رشک هزاران قمر بخوانندش
قسم به خون شهیدان حق روا باشد
که سیّدالشّهدای دگر بخوانندش
سزد به زمزم و کوثر همه دهان شویند
سپس به بحر ولایت گهر بخوانندش
اگر چه زادۀ امّ البنین بود عبّاس
رواست آنکه به زهرا پسر بخوانندش
به یک نگاه توان خلق را کند سلمان
ز راه صدق و ارادت اگر بخوانندش
چنانکه بود علی نفس مصطفی، زیباست
که نفس زادهء خیرالبشر بخوانندش
به یک نظر دهد از لطف حاجت همه را
اگر تمامی اهل نظر بخوانندش
به وصف منقبت او سروده ام بیتی
سزد که خلق به شام و سحر بخوانندش
سلام خالق منّان سلام خیر النّاس
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس

سلام باد به چشم و به دست و بازویش
درود باد به ماه جمال دلجویش
ز معجز نبوی ارث میبرد چشمش
به ذوالفقار علی رفته تیغ ابرویش
کتاب عشق حسین است در خط و خالش
بهشت زینب کبراست گلشن رویش
خدا گواست که بوی حسین را می داد
چو می گذشت نسیم شب از سر کویش
ملقّب است به باب الحوایجی آری
بیا و دست گدایی دراز کن سویش
تمامی شهدا غبطه می برند به او
که هست صحنۀ محشر پر از هیاهویش
سلام خالق منّان سلام خیر النّاس
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس

چو دید تشنۀ لب های خشک او دریاست
به آب خیره شد و ناله اش ز دل برخاست
که آب از چه نگردیدی از خجالت آب
تو موج میزنی و تشنه یوسف زهراست
قسم به فاطمه هرگز تو را نمی نوشم
که در تو عکس لب خشک سیّدالشّهداست
ز خون دیدۀ من روی موج خود بنویس
که از تمامی اطفال تشنه تر سقّاست
خدا گواست که با چشمهاى تر دیدم
سکینه را که لبش خشک و دیده اش دریاست
درون بحر همه ماهیان به هم گویند
حسین تشنه و سیراب وحشی صحراست
ز شیر خواره برایت پیام آوردم
پیام داده که ای آب غیرت تو کجاست؟
صدای نعرۀ دریا به گوش جان بشنو
که موج آب هم این طرفه بیت را گویاست
سلام خالق منّان سلام خیر النّاس
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس

ز آب با جگر تشنه شست سقّا دست
کشید پا و نداد آخرش به دریا دست
وجود او سپر مشک بود و بیم نداشت
از اینکه چشم دهد یا که سر دهد یا دست
ز دست دادن خود بود آگه و می خواست
که عضو عضو وجودش شود سراپا دست
تمام هستی خود را به پای جانان ریخت
گذشت از سر و از چشم و تن، نه تنها دست
خدا گواست که بر پای دوست می افکند
اگر به پیکر مجروح داشت صدها دست
به یاری پسر فاطمه گذشت از جان
جدا شد از بدنش در حضور زهرا دست
دو دست خویش به راه عزیز زهرا داد
به شوق آنکه بگیرد ز خلق، فردا دست
سلام خالق منّان سلام خیر النّاس
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس

گرفت تیر از آن نور چشم حیدر چشم
بگفت تیر دگر کو که هست دیگر چشم
مکن سکینه ز سقّا گله که آن مظلوم
به یاد تو عوض آب داشت خون در چشم
به تیر گفت بیا و به چشم من بنشین
که نیست جای تو ای پیک یار در هر چشم
دو دست دادم و در انتظار تیرم باز
که یا نهم به جگر یا به سینه یا بر چشم
تمام آرزویش دیدن برادر بود
نداشت حیف برای نگاه آخر چشم
به جسم أطهر او بس كه تیر و نیزه زدند
چنان زره بدنش شد ز پای تا سر چشم
سزد به حشر بخوانند این دو مصرع را
چو افکنند بر آن عارض منوّر چشم
سلام خالق منّان سلام خیر النّاس
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس

مه سپهر وفا، آفتاب امّ بنین
حسین روی و علی صولت و حسن آیین
نگاه نافذ او جذبۀ علی را داشت
وگرنه تیر به چشمش نمی زدند به کین
نداشت دستی و خم شد که تیر دشمن را
برون کشد به دو زانو ز دیدۀ خونین
چنان زدند به فرقش عمود در آن حال
که روی خاک به صورت فتاد از سر زین
فراریان نبردش تمام برگشتند
زدند بر تن او زخم از یسار و یمین
چو مصحفی که شود پاره پاره آیاتش
به خاک ریخت ورق های آن کتاب مبین
عزیز فاطمه را قد خمید و پشت شکست
کنار پیکر او ناله زد به صورت حزین
دو چشم، چشمۀ اشک و دو چشم، چشمۀ خون
دو دست بر کمر اما دو دست نقش زمین
درود باد بر آن دست و چشم و پیشانی
که شد نثار برادر به راه یاری دین
سلام خالق منّان سلام خیر النّاس
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس

رسید زخم زبس روی زخم بر بدنش
نبود فرق دگر بین جسم و پیرهنش
به آب تیغ فرو ماند آتش عطشش
به نوک تیر رفو گشت زخم های تنش
عزیز فاطمه را لحظه ای برادر خواند
که بود چشمۀ خون جاری از لب و دهنش
به کودکی چو زبان باز کرد گفت حسین
به وقت مرگ، برادر شد آخرین سخنش
گلی ز گلشن امّ البنین به خون غلطید
که بود عطر حسین و لطافت حسنش
چو لاله ای که بچینند و برگ برگ کنند
ز فرق تا به قدم پاره پاره شد بدنش
نمود غسل به خون و کفن نیاز نداشت
که خاک کرب و بلا شد به علقمه کفنش
سلام خالق منّان سلام خیر النّاس
سلام خیل شهیدان به حضرت عبّاس

  • یکشنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1399
  • ساعت
  • 10:23
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب

زمینه احساسی بسیار زیبا با نوای حاج محمود کریمی -(آشنا اباالفضل، نورخدا اباالفضل...) *

169

زمینه احساسی بسیار زیبا با نوای حاج محمود کریمی -(آشنا اباالفضل، نورخدا اباالفضل...) آشنا ابالفضل نور خدا ابالفضل

مشکل گشا ابالفضل یا ابالفضل

عشق پر حرارتی ضامن زیارتی

جلوه طهارتی مظهر معظم شهامت و شهادتی

ای کتابم ای ثوابم ای دعای مستجابم

ای امیر مستتابم دلبر عالیجنابم

شور و شوق بی حسابم ای شکوه بی نقابم

ای صراطم انتخابمم ای نیازم ای جوابم

مهر و ماهم آفتابم ای شرابم ای شهابم

****

راحم الرعایا یا معدن العطایا

ای غیرت خدا یا ابالفضل یا ابالفضل

عالمو معلمی رایتی و پرچمی

التیامی و مرهمی در صفوف عاشقان تو بر همه مقدمی

هم قیامی هم سلامی هم صلاتی هم صیامی

احتشامی احترامی اعتبار مستدامی

تیغ تیز انتقامی آب دیده بی نیامی

مُحرم بیت الحرامی مَحرم بیت عظامی

قطب قلب خاص و عامی نور چشم هر امامی

****

آیت خدایی تو برکت خدایی

تو حجه خدایی ابالفضل یا باالفضل

ماه ملحق حسین مَحرم حق حسین

حق مطلق حسین صاحب شکوه جاودان بیرق حسین

اقتداری اعتباری تاج بخش و تاجداری

نجل شیر کردگاری یادگار ذوالفقاری

پهلوانی تک سواری بین میدان بی قراری

هم زلال چشمه ساری هم چو آتش پر شراری

سرو رعنا گلعُذاری تا قیامت بی قراری

  • چهارشنبه
  • 22
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 11:49
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
معجزه ای برای رفع مشکلات حنجره

نماهنگ صوتی بسیار زیبا با نوای کربلایی محمدحسین پویانفر -(رو سرم سایه علمه، روزیم از ساقی حرمه...) *

8303
28

نماهنگ صوتی بسیار زیبا با نوای کربلایی محمدحسین پویانفر -(رو سرم سایه علمه، روزیم از ساقی حرمه...) رو سرم سایه علمه

روزیم از ساقی حرمه

نوکریت افتخارم

همه اعتبارم

به هوای زیارت تو

میشینم توی هیئت تو

یه غمی تو گلومه

کربلات آرزومه

توی بی سر پناهی به تو پناه نبرم چه کنم

آقا از رو سیاهی به تو پناه نبرم چه کنم

توی دلواپسی ها تو رو صدا نکنم چه کنم

میون بی کسی ها تو رو صدا نکنم چه کنم

به تو مدیونم حسین جونم حسین

از تو ممنونم حسین جونم حسین

سر و سامونم حسین جونم حسین

دوست دارم رقص پرچمتو

ببینم کاش محرمتو

به گداییت می نازم

آقای چاره سازم

دستمو تا همیشه بگیر

امیری حسین نعم الامیر

خدا دستم رو داده

دست این خونواده

جونمو واست ارباب اگه فدا نکنم چه کنم

دلمو از به جز تو اگه جدا نکنم چه کنم

تو هوای تو آقا اگه نفس نکشم چه کنم

از غیر غیر خونه ت پاهامو پس نکشم چه کنم

آقا با تو میمونم حسین جونم حسین

از تو میخونم حسین جونم حسین

( نمک نونم حسین جونم حسین )

بی تو دلواپسم یا حسین

کی به تو میرسم یا حسین

تو بخوای محترم شم

مدافع حرم شم

منو پشت سرت بکشون

پای سفرت منم بنشون

میذارم پای تو جون

شبیه زینبیون

تو راه بی بی زینب اگه مدافع نشم چه کنم

به سپاه علمدار اگه اضافه نشم چه کنم

آقا دم ایوونم حسین جونم حسین

در این خونم حسین جونم حسین

( نمک نونم حسین جونم حسین )

  • پنج شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 16:05
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

دانلود سبک واحد(کند) شهادت حضرت عباس(ع) -( دلم مستِ نگاه تو ) * محمد حسن قمی

2904

دانلود سبک واحد(کند) شهادت حضرت عباس(ع) -( دلم مستِ نگاه تو     ) دلم مستِ نگاه تو
شده غمگین برای تو
آب دریاها ، تا ابد محزون
از چشای اشکت ، ابالفضل
دل اسیر مشکت
تو هستی تنها سپهدارم
بمون پیشم ای علمدارم
میشه تنها ، بین این اعدا
خواهرت زینب ،
میگه زیر لب ،
یاورم ابالفضل
ببین ظهری إنکسر
شبیه داغ پسر
شدم گریون ، از غمت محزون ، ای دوای دردم
وای ، بی تو برنگردم
ببین آه سردم ، ببین کوه دردم
چه جوری بی تو ابوفاضل
سوی خیمه برگردم
علمدار من ، علمدار من ، علمدار من
******
شده صحرا سرای غم
نکِش پاتو جلو چشمم
پشت من خم شد ، اشک نم نم شد
بارون نگاهم ، ابالفضل
پاشو تکیه گاهم
ببین قدم گشته خمیده
پاشو دشمن داره می خنده
ببین خیمه ، بی علمداره
دیگه مردی نیست
تا نشه غارت
خیمه

  • پنج شنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 05:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

دانلود سبک زمینه حضرت عباس(ع) -( روز ازل مادر (غلام توام خواند (3)) ) * سید محسن حسینی

2785
1

دانلود سبک زمینه حضرت عباس(ع) -( روز ازل مادر       (غلام توام خواند (3)) ) (به سبک تو غنچه و دستم)
روز ازل مادر (غلام توام خواند (3))
ام البنین من را (به دور تو گرداند (3))
قبله‌ام باشد روی چون مـاهت
دستم افتـاده بر (سر راهت (3))
ببین چه آمد به سرم ( گل فاطمه(3))
مرا مـبـر سوی حرم ( گل فاطمه (3))
******
روی زمین مـانده (همه هست سقا (3))
بوسه مزن دیگر ( تو بر دست سقا (3))
كن تماشـا ای بهتر از جانم
مشك طفلان باشد ( به دندانم (3))
بیا ببین ای نـــازنین ( گل فاطمه(3))
سقای طفلان را ببین ( گل فاطمه (3))
******
یـار تماشایی (بیا كن تماشا (3))
باشد سرم اینجا (بدامان زهرا(3))
قطره اشك من به خاك افتـاد
پیش او مشك من (به خاك افتاد (3))
من با تو در اشاره‌ام ( گل فاطمه (3))
خجل

  • پنج شنبه
  • 4
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر مدح حضرت عباس(ع) -( خورشید بَرَد سجده به خاک در عباس ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

3934
5

شعر مدح حضرت عباس(ع) -( خورشید بَرَد سجده به خاک در عباس ) خورشید بَرَد سجده به خاک در عباس
مه جلوه ای از حسن خدامنظر عباس
هر سینه ی افروخته یک علقمه فریاد
هر دیده ی پر اشک بود کوثر عباس
هر زخم بدن، آیه ای از مصحف ایثار
هر خون جگر، قطره ای از ساغر عباس
فرزندیّ ِ دو فاطمه، سقایی عترت
سرداری لشگر، شرف دیگر عباس
زیبد که شهیدان همه خیزند به تعظیم
فردای قیامت همه در محضر عباس
با راس حسین ابن علی بود برابر
تاشام بلا بر سر نیزه سر عباس
ایثار و فداکاری و ایمان سه چراغند
در بزم دل از مکتب روشنگر عباس
عباس به تعداد همان باب حسین است
یعنی که بیا سوی حسین از در عباس
در علقمه چون عطر گل آید به مشامم
بوی نفس فاطمه از پیکر عباس
مارا نبُوَد زهره که گوییم ثنایش
تا یوس

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 12:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا آهی

سینه زنی زمینه ساقی عشق -(دوباره به عشق تو ای یار و دلبرم،) * رضا آهی

368

سینه زنی زمینه ساقی عشق  -(دوباره به عشق تو ای یار و دلبرم،) بند اول:::::::::

دوباره به عشق تو ای یار و دلبرم،
سرودم که شاهی و من مثل نوکرم،
برم دم به دم ذکر تو ای یم وفا،
شه مشکل گشا،اباالفضل باوفا،

دل آرا،چه آقاشمایی درسخا،
به بی دستیت که گره ها وا کنی،
به ولله میخورم قسم گر که دلبرم
بخواهی مرا راهیه کربلا کنی،
اباالفضل باوفا (2 مرتبه)
{شه مشکل گشا،اباالفضل باوفا}

بند دوم::

همیشه هماره منم دنبال تو،
زطفلی شده سایه سارم بال تو،
سرودم به عشقت همیشه هرکجا،
شه مشکل گشا،اباالفضل باوفا،

به زهرابه مولابه عشق میانشان،
مرانی مرا،یکدمی تو ازاین درت،
به جان رقیه و به زینب که آرزوم
همینه بخوانیم که گشتم نوکرت،
اباالفضل باوفا(2مرتبه)
{شه مشکل گشا،اباالفضل باو

  • یکشنبه
  • 30
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا آهی

متن شعر حضرت ابوالفضل(ع) -(لبریز دلم ز شور و احساس بود،) * رضا آهی

630
1

متن شعر حضرت ابوالفضل(ع) -(لبریز دلم ز شور و احساس بود،) لبریز دلم ز شور و احساس بود،
خوشبو شده از عطر گل یاس بود،
دیگر چه غمی خورم در آن جایی که،
تکیه گاه من حضرت عباس بود،

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 17:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

السلام علی العباس -(با حسرت و اشک و آه میزد بوسه) * اسماعیل پور جهانی

428

السلام علی العباس -(با حسرت و اشک و آه میزد بوسه) با حسرت و اشک و آه میزد بوسه

با خسته ترین نگاه میزد بوسه

دیدند کنار علقمه ، ظهر عطش

خورشید به روی ماه میزد بوسه

  • یکشنبه
  • 17
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 18:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حمید رمی

از زبان حضرت ام‌البنین(علیهاالسلام) خطاب به حضرت اباالفضل(علیه‌السلام) -(تو سردار کربلایی پرچمدار عاشورایی) * حمید رمی

474

از زبان حضرت ام‌البنین(علیهاالسلام) خطاب به حضرت اباالفضل(علیه‌السلام) -(تو سردار کربلایی      پرچمدار عاشورایی) تو سردار کربلایی
پرچمدار عاشورایی

حسین امیر و تویی یارِش
حسین امام و تویی مأموم
صل اللهُ عَلَی العَطشان
صلَّ اللهُ عَلَی المظلوم

سینه سپر نکنی، الّا برای حسین
هستت فدای حسین، دستت فدای حسین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو لب‌تشنه، تو دریایی
تو سقای خیمه‌هایی

تو مرتضای حسینی و
حسین پیمبر عاشوراست
نذاری خسته و تنها شه
تا وقتی پرچم تو بالاست

بارون بباره چشات، وقت عزای حسین
اشکت فدای حسین، مشکت فدای حسین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بی‌تو دل‌ها غوغا می‌شه‌
چشم خیمه دریا می‌شه

تو نیستی و خواهرت زینب
رخت اسیری تنش کرده
فدا سرت اگه آبی نیست
همه می‌خوان عمو برگرده

د

  • چهارشنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 11:22
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد حسین رحیمیان

حضرت عباس -(یا غیاث المستغیثین کاشف الکرب الحسین) * محمد حسین رحیمیان

307

حضرت عباس  -(یا غیاث المستغیثین کاشف الکرب الحسین) یا غیاث المستغیثین کاشف الکرب الحسین
با تو دارم عهد دیرین کاشف الکرب الحسین
ای برایم عشق تو دین کاشف الکرب الحسین
زندگی شد با تو شیرین کاشف الکرب الحسین

رحمت ِ الله ، بر شیر حلال مادرم
شکر حق ساعت به ساعت من ابالفضلی ترم

ای مسیحای مسیحا معجزاتت محشر است
هر که بر آقایی ات ایمان ندارد کافر است
بین اصحاب الحسین شأن تو چیزی دیگر است
آبِ دور قبر تو از آب زمزم بهتر است

آبْ هزار و چهارصد سال است سرگردان توست
غرق دریای وفا و غیرت و ایمان توست

سیدی هستم گدای روز و ماه و سال تو
ماه من یک عمر کارم گشته استهلال تو
من همان هستم که مستم می کند تمثال تو
گریه بر تو مال من ، من هر چه دارم مال تو

گریه بر تو، گریه بر داغ حسین فاطمه است
روضهٔ گودال اصلا ابتدایش علقمه است

این زمانه ناگهان با کوفیان هم دست شد
دست دشمن باز شد تا جسم تو بی دست شد
پای کوبان لشکری ، از حال و روزت مست شد
دوره ات کردند لشکر هر مفر ، بن بست شد

کینه ها از مرتضی داده چه کاری دست تو
آه عجب تیری نشسته بین چشم مست تو

ابن ملجم با عمودی فرق حیدر را شکست
بشکند دستش الهی ، بی هوا سر را شکست
هلهله ها حرمت سردار لشکر را شکست
این زمین خوردن دوباره قلب مادر را شکست

مشک پاره پاره سیرت کرد از این زندگی
بر زمین افتاد علم ، مُردی تو از شرمندگی

یک طرف زهرای اطهر بر سر و سینه زنان
یک طرف آقا نشسته پای جسمت قد کمان
یک طرف آسوده خاطر ، حرمله، شمر و سنان
یک طرف چشم انتظاریِ رباب نیمه جان

یک طرف از ترس می پیچد به خود صاحب علم
یعنی آقا زنده می ماند که برگردد حرم

از حرم تا علقمه آقا تو را می زد صدا
آه در آن هلهله ، زهرا تو را می زد صدا
با پیمبر از نجف ، مولا تو را می زد صدا
دل پریشان زینب کبری ، تو را می زد صدا

آه سرلشکر بمان ، اوضاع لشکر خوب نیست
حضرت باب الحوائج حال خواهر خوب نیست

ذکر آقا می شود هل من معین بی تو ، نرو
شاهزاده می شود ویران نشین بی تو نرو
سنگ باران می شود ناموس دین بی تو نرو
می خورد در کوچه ها زینب زمین بی تو نرو

تو نباشی بی حیایی ها فراوان می شود
با حرم برخورد مانند کنیزان می شود

  • یکشنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1399
  • ساعت
  • 10:39
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 حسین نوری

زمینه شب تاسوعا -(دریا...همیشه چش به راهه ساقی سپهداری) * حسین نوری

270

زمینه شب تاسوعا  -(دریا...همیشه چش به راهه ساقی سپهداری) دریا...همیشه چش به راهه ساقی سپهداری
نفسی...لک الفدا تو پسره حیدره کراری
تنها...توشیره بیشه ی حسینیو علمداری

...?علمداری?...٢

علمدار.علمدار...
دوباره باز گره بزن به سر تو سربندی
علمدار.علمدار...
شبیهه ماهه پشت ابری روتو میبندی

ساقی حرم اباالفضل
صاحب علم اباالفضل
ای یگانه ی دوعالم
معدن کرم ابالفضل

......علمدار....یاابالفضل......

عباس...به زانوت افتاده ادب ای پسر حیدر
عباس...بزن به صورتت نقاب ای قمرحیدر
عباس...بزن به قلب لشکر ای شیره نره حیدر

.....?علمدارم?......٢

علمدار.علمدار....
دیدنیه وقتی علم میزاری رو دوشت

علمدار.علمدار....
رقیه آرومه دلش میون آغوشت

معنی وفا اباالفضل
محور سخا ابالفضل
شاهه کربلا حسینو
ماهه کربلا ابالفضل

........علمدار......یاابالفضل.....

إرکب...بنفسی أنت یاأخا یاابوفاضل
هستی...تو عبده صالح خدا یاابوفاضل
یابن...ام بنینو یابن مرتضی ابوفاضل

......?ابوفاضل?.....٢

اباالفضل.اباالفضل....
تویی همون که آب هم شده عزادارت
اباالفضل.اباالفضل....
نشست به جونم رجزه انابن کرارت

قدقیامتی اباالفضل
باصلابتی اباالفضل
نبض لشکره حسینی
کوهه غیرتی اباالفضل

........علمدار....یااباالفضل.......

..................

  • پنج شنبه
  • 24
  • مهر
  • 1399
  • ساعت
  • 22:49
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب

سینه زنی و توسل به حضرت اباالفضل(ع) ویژه شب جمعه، به نفس حاج محمودکریمی -(همه کس و کار منی..) *

176

سینه زنی و توسل به حضرت اباالفضل(ع) ویژه شب جمعه، به نفس حاج محمودکریمی -(همه کس و کار منی..) شبایِ پریشونی، با چشمایِ بارونی
مثه چشمه ای اما، بازم تشنه می مونی

برا او که مرد مرداس
حرمش شبیهه دریاس
علمش همیشه بالاس
یا مولا یامولا یاعباس ..

تو خونه ی کرمتم
ابالفضل، اباالفضل، اباالفضل
دیوونه ی حرمتم
اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل

بهونه ی کرم تو
حسینِ، حسینِ،‌ حسینِ
نشونی حرم تو
حسینِ، حسینِ،‌ حسینِ

همه کس و کار منی
علمدار، علمدار، علمدار
ماه شب تار منی
علمدار، علمدار، علمدار

وفامون اباالفضلِ، صفامون اباالفضلِ
به اذن خود ارباب، آقامون اباالفضلِ

پسر رشیدِ مولاس
پسر عزیزِ زهراس
قمر تموم دنیاس
یامولا، یامولا، یاعباس

ستاره‌ی شبایِ من
اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل
همه‌ی نفسای من
اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل

تویی که حال دلمُ
میدونی، میدونی، میدونی
تویی که پایِ عاشقا
میمونی، میمونی، میمونی

می دونی که جای دیگه
نمیرم، نمیرم، نمیرم
آرزومه برای تو
بمیرم، بمیرم، بمیرم

دلی که گرفتاره، نداره دیگه چاره
کلید دل ارباب، تو دست علمداره

لقبش امیر و سقاس
آقای دلای شیداس
یه نگاش دوای درداس
یامولا یامولا یاعباس

سینه زن خواهرتم
اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل
گدای برادرتم
اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل

همه آب و گل منی
علمدار، علمدار، علمدار
همه چیه دل منی
علمدار، علمدار، علمدار

دلی که شده دیوونه
واویلا، واویلا، واویلا
نوحه برا تو می خونه
واویلا، واویلا، واویلا

  • شنبه
  • 11
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 03:43
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

مدح و مرثیه حضرت عباس(ع) -( ای سرا پا حسین یا عباس ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

4343
7

مدح و مرثیه حضرت عباس(ع) -(    ای سرا پا حسین یا عباس  ) ای سرا پا حسین یا عباس
سیر تو تا حسین یا عباس
همه جا با حسین یا عباس
سخنت یا حسین یا عباس
هم تو باب الحوائج همه‌ای
هم چراغ دل دو فاطمه‌ای
آفتاب رخ تو ماه علی است
راه تو از نخست راه علی است
به دو بازوی تو نگاه علی است
دست و چشم تو بوسه گاه علی است
برده چشمت دل دو فاطمه را
دیده در گاهواره علقمه را
دست خیل ملك به دامن تو
روح خون خداست در تن تو
زخم تن حلقه‌های جوشن تو
قتلگاه تو طور ایمن تو
برتر از درك و فهم و احساسی
چه بخوانم تو را كه عباسی
تو مضامین شعر ناب منی
تو وفا را چو روح در بدنی
تو به هر بزم، ماه انجمنی
تو علی یا حسین یا حسنی
نام باب المراد لایق تو است
هر كه هستی حسین عاشق تو است
كعبه آرد

  • شنبه
  • 18
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

مدح حضرت عباس(ع) -( برسر نعش گل ام بنین (س) غوغا شد ) * قاسم نعمتی

2851
5

مدح حضرت عباس(ع) -( برسر نعش  گل ام بنین (س) غوغا  شد ) برسر نعش گل ام بنین (س) غوغا شد
همه گفتند:حسین بن علی(ع) تنها شد
تاکه حیرت زده دردشت دو دستت دیدم
گفتم ازیوسف من یک اثری پیدا شد
صوت ادرکنی تو گم شده در هلهله ها
این چه شوریست که درلشگریان برپاشد
تا که دیدم بدنت را کمرم درد گرفت
خیزازجا و ببین پشت حسینت تا شد
از بلندای قدت جای دو لب باقی نیست
این همه تیر کجای بدن تو جا شد
با چه بغضی زده این ضربه خدا می داند
که ز فرق سر تو تا به ابرو واشد
صورت تو اثر از چادر خاکی دارد
گوئیا سجده تو بر قدم زهرا (س) شد
گوئیا لشگری از پیکر تو رد شده اند
زیر پا خطبه ترویه تو امضا شد
بین یک دشت تنت ریخته صاحب علمم
صحنه قتلگهت علقمه نه دریا شد

شاعر : قاسم نعمتی

  • سه شنبه
  • 21
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

مدح حضرت عباس(ع) -( تا می شود زچشمه توحید جوگرفت ) * علی اکبر لطیفیان

2834
1

مدح حضرت عباس(ع) -( تا می شود زچشمه توحید جوگرفت ) تا می شود زچشمه توحید جوگرفت
ازدست هرکسی که نباید سبوگرفت
توآبی وبه آب تورا احتیاج نیست
پس این فرات بودکه باتو وضوگرفت
کوچک نشد مقام تو نه...تازه کربلا
باآبروی ریخته ات آبروگرفت
شرم زیاد توهمه راسمت توکشید
این آفتاب بود که با ماه خوگرفت
دیگربرای اهل بهشت آرزوشدی
وقتی عمودازسرتوآرزو گرفت
خیلی گران تمام شداین آب خواستن
یک مشک ازقبیله ما یک عموگرفت
ازآن به بعد بود صداها ضعیف شد
ازآن به بعد بودکه راه گلوگرفت
....زینب شده شکسته غرورش،شنیده ای؟
دست کسی به کنج النگوی اوگرفت
درکوفه بیشتربه قدت احتیاج داشت
باآستین پاره نمی شدکه روگرفت

شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان

  • سه شنبه
  • 21
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد