شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

متن روضه حضرت زهرا(س)(بعد از آتش زدن خانه، ) *

7124
6

متن روضه حضرت زهرا(س)(بعد از آتش زدن خانه، ) بعد از آتش زدن خانه، عمر در را فشار داد تا باز شد، حضرت زهرا(ع) روبروی عمردر امد و ناله زد: «یا ابتاه! یا رسول الله!» عمر شمشیر را همچنان که در غلاف بود بلند کرد و بر پهلوی حضرت زد. فاطمه(ع) فریاد زد. عمر تازیانه را بلند کرد و بر بازوی آن حضرت زد.[1]
مرحوم فیض کاشانی دربارة چگونگی هجوم به خانة علی در کتاب «علم الیقین» می نویسد: «هنگامی که فاطمه(ع) فهمید که آن ها می خواهند خانه اش را به آتش بکشند، برخاست و در را گشود، جمعیت بی آن که مهلت بدهند تا فاطمه(ع) خود را بپوشاند در را فشار دادند، فاطمه(ع) برای این که در برابر نگاه نامحرمان نباشد، به پشت در رفت، عمر در را فشار داد، فاطمه(ع) بین فشار در و

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:22
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

متن روضه حضرت زهرا(س)( اسماء» جریان وفات زهرا(ع) را چنین تعریف می کند:) *

3567
1

متن روضه حضرت زهرا(س)( اسماء» جریان وفات زهرا(ع) را چنین تعریف می کند:) «اسماء» جریان وفات زهرا(ع) را چنین تعریف می کند: هنگامی که وفات فاطمه نزدیک شد به من فرمود: جبرئیل در وقت وفات پدرم قدری کافور برایش آورد. آنها را سه قسمت نمود، یک قسمت را برای خودش برداشت، یک قسمت را برای علی(ع) گذاشت و یک قسمت را به من داد، و در فلان جا گذاردم، اکنون بدان احتیاج دارم، آن را حاضر کن، اسماءکافور را حاضر کرد، آن گاه فاطمه(ع) خودش را شستشو داد، وضو گرفت و به او فرمود لباس های جدیدم را حاضر کن، و بوی خوش برایم بیاور.
اسما لباس ها را حاضر نمود پس آن ها را پوشید و بوی خوش استعمال کرد و رو به قبله در بستری خوابید و به اسماء فرمود: من استراحت می کنم، ساعتی صبر کن. سپس مرا صدا بزن اگر

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:51
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

حضرت زهرا (س)-تمام شد *

3836
8

حضرت زهرا (س)-تمام شد مانند شمع قصه ات از سر تمام شد
کوتاه مثل سوره ی کوثر تمام شد
سیلی وزید در وسط کوچه باد شد
تا هیجده ورق زد و دفتر تمام شد
از سوختن نه در اثر ضربه شمع من
در پشت چارچوب همین در تمام شد

گفتم یکی نبود و چهل مرد آمدند
قصه نگفته قصه ی مادر تمام شد
بابا کشید پارچه را روی مادرم
آهی کشید و گفت که دیگر تمام شد
پلکی زد و رسید سرِ ظهرِ واقعه
این بار قصه واقعا از سر تمام شد
زینب به فکر روز دهم بود بیشتر
وقتی وداع مادر و دختر تمام شد
وقتی که "یا بنی" به گوش حرم رسید
آرام گفت کار برادر تمام شد
تازه شروع شد غم زینب به کربلا
آن لحظه که بریدن حنجر تمام شد

شاعر: سعید پاشازاده

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 21:04
  • نوشته شده توسط
  • abolfazl
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)(آه! علی(ع) روی به سوی دیگر می گرداند تا فاطمه قطرات اشک چشمش را نبیند.) *

2634

متن روضه حضرت زهرا(س)(آه! علی(ع) روی به سوی دیگر می گرداند تا فاطمه قطرات اشک چشمش را نبیند.) روزی زهرا(ع) فرا رسیدن مرگ خود را به علی(ع) اعلام کرد و در این بین سخنانی از روی صدافت با یکدیگر گفتند، و مهرو علاقه بی پایان خویش را نسبت به هم ابراز داشتند. در این جا بود که احساسات و عواطف آن دو یار مهربان و دو همسر نمونة اسلام چنان تحریک شد که نتوانستند از گریه خودداری کنند. ساعتی را با هم گریستند و به یاد دوران کوتاه زندگی زناشویی که جهانی از صفا و مهر و علاقه و صداقت و درستی و پاکدامنی و فداکاری بود اشک ریختند و به یاد زحمات طاقت فرسا و فداکاری ها و گرفتاری های همدیگر ناله کردند، تا شاید به وسیله اشک های چشم، آتش درونی خود را که نزدیم بود کالبدشان را محترق سازد خاموش کنند.
بعد از ان که گ

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 13:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)(حضرت صدیقه طاهره(ع) در روزآخر از حیاتش بر بستر ساده خود افتاده) *

2577
2

متن روضه حضرت زهرا(س)(حضرت صدیقه طاهره(ع) در روزآخر از حیاتش بر بستر ساده خود افتاده) حضرت صدیقه طاهره(ع) در روزآخر از حیاتش بر بستر ساده خود افتاده، و لاغری و ضعف فوق العاده ای او را از هر سو احاطه کرده و از آن بزرگوار جز اسکلتی و پوست و استخوانی باقی نمانده بود.
ساعتی از ساعات آن روز را خوابید و ظاهراً در آن لحظات پدر خویش را به خواب دید و شاید که آن بار اولین و آخرین باری بود که حضرت صدیقه طاهره(ع) پدر بزرگوار خویش را در خواب دید؛ آری ایشان پدر خویش را در قصری از در سفید دید و وقتی پیامبر(ص) چشمش به حضرت فاطمه(ع) افتاد، فرمود: دختر عزیزم! به سوی من بیا، من مشتاق دیدن تو هستم. حضرت فاطمه(ع) عرض کرد: به خدا سوگند که من به دیدار شما مشتاقتر و آرزومندترم. رسول اکرم(ص) به وی فرمو

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)(گاهی که پیغمبر را سنگ می زدند) *

3321
2

متن روضه حضرت زهرا(س)(گاهی که پیغمبر را سنگ می زدند) گاهی که پیغمبر را سنگ می زدند، یه دفعی خانمی می اومد خودش را سپر قرار می داد، سنگ ها را به جان می خرید، اون خدیجه بود ... باید از چنین مادری دختری مثل فاطمه (سلام الله علیها) بیاید که سپر ولایت بشه ... .
منبع:كتاب گلواژه های روضه

  • پنج شنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)(مانی که فاطمه(ع) در بستر بیماری آخرین روزهای زندگی خود را می گذراند) *

9518
4

متن روضه حضرت زهرا(س)(مانی که فاطمه(ع) در بستر بیماری آخرین روزهای زندگی خود را می گذراند) زمانی که فاطمه(ع) در بستر بیماری آخرین روزهای زندگی خود را می گذراند به اسماء گفت «ای اسما همانا من دوست ندارم که پس از مرگم چنان کنند که با زنان انجام می هند، یعنی پارچه ای بر روی بدن زن می اندازند، ولی حجم بدن او پیدا می باشد.»
اسما گفت: ای دختر رسول خدا! در سرزمین حبشه چیزی برای میت درست می کنند، آیا می توانم آن را به شما نشان دهم؟ سپس مقداری برگ مرطوب خرما را به یکدیگر پیچید و پارچه ای بر روی آن ها انداخت.
فاطمه(ع) فرمود: «این تابوت چه زیبا و نیکو است؛ زیرا میت در آن مشخص نیست که زن است یا مرد. زمانی که من از دنیا رفتم تو و علی(ع) مرا غسل دهید و اجازه ورود به هیچ کس ندهید.»[1]
محدث قمی چنی

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(یتیم نوازی)(رسول خدا (ص) فرمودند) *

4411
4

متن روضه حضرت زهرا(یتیم نوازی)(رسول خدا (ص) فرمودند) رسول خدا (ص) فرمودند: ملائکه در سه جا از روی ترحم گریه می کنند:
اول: هر گاه کسی برای تحصیل علم بیرون رود و در غربت بمیرد.
دوم: وقتی پیرمرد و پیرزنی از خدا فرزندی را تمنا کنند، پس خدا به آنها عطا کند و آنان خوشحال باشند به وجود او که ما را خدمت می کند، در این آخر عمر و تشییع جنازه ی ما می کند، پس آن فرزند پیش از پدر و مادر بمیرد، ملائکه بیش از پدر و مادر آن فرزند گریه می کنند.
سوم: وقتی طفل یتیم از خواب بیدار می شود و شروع می کند به گریه کردن که مادرش بیاید بالای سرش و یادش نباشد که مادرش مرده، دایه فریاد می زند ما هذا البکاء؟
چه خبر است، چرا گریه می کنی؟ تازه یادش می افتد که مادرش از دنیا رفته

  • پنج شنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)( ا مام صادق(ع) فرمود: «در اثر ضرباتی که قنفذ بر پیکر نازنین زهرا(ع) وارد ساخت سقط جنین کرد *

2848

متن روضه حضرت زهرا(س)(  ا مام صادق(ع) فرمود: «در اثر ضرباتی که قنفذ بر پیکر نازنین زهرا(ع) وارد ساخت سقط جنین کرد اما صادق(ع) فرمود: «در اثر ضرباتی که قنفذ بر پیکر نازنین زهرا(ع) وارد ساخت سقط جنین کرد و بدان علت پیوسته رنجور و ضعیف می گشت تا این که رسماً بستری شد و در خانه خوابید، و امیرالمومنین و اسماء بنت عمیس از آن حضرت پرستاری می نمودند.»[1]
آری، مدتی از مصیبت پیامبراکرم (ص) نگذشته بود که مصیبت دردناکی به علی رو آورد. اکنون کنار بستر همسر رنجور و آزرده اش به سر می برد و می نگرد که پیشگویی رسول خدا(ص) نزدیک است واقع شود، و فاطمه به همین زودی در سرای دیگر به ملاقات پدر عزیز می رسد؛ دیگر روزگار علی تاریک بود و تاریکی مصائب یکی پس از دیگری به او روی می آورد. این فاطمة رنجور است که نمی تواند پهلوی خود را

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)(شافعی و ابن ابی الحدید می گویند) *

2759

متن روضه حضرت زهرا(س)(شافعی و ابن ابی الحدید می گویند) شافعی و ابن ابی الحدید می گویند: ابوبکر (بعد از سخنان فاطمه(ع) دربارة فدک متاثر شد گریه کرد، و نوشت: «من فدک را به فاطمه رد نمودم» و اما عمر نامه را گرفت و پاره کرد.[1]
شیخ مفید در یک حدیث بلند، ماجرای کوچه را چنین نقل می کند: «ابوبکر، کاغذی طلبید و رد فدک را در آن نوشت و به فاطمه(ع) داد. حضرت فاطمه(ع) با گرفتن سند از نزد ابوبکر بیرون آمد؛ ولی در راه عمر با او ملاقات کرد و از جریان نامه پرسید فاطمه(ع) فرمود: این نامه سند رد فدک است که ابوبکر برایم نوشته است.
عمر گفت: آن را به من بده فاطمه(ع) امتناع ورزید. عمر با لگد به سینه و پهلوی فاطمه زد! به طوری که فرزندش محسن سقط شد! و چنان سیلی به صورت آ

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی حضرت زهرا(س)(شب تاریكه) *

4039
3

متن روضه خوانی حضرت زهرا(س)(شب تاریكه) شب تاریكه،دستور اینه كه عزیزان من،صداتون به گریه بلند نشه،عزیزان من هیچ همهمه و زمزمه نداشته باشید،از بقیع برگشتند آقا امیر المؤمنین علیه السلام،جنازه ی اصلی توی اون تابوتی است كه خود خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها دستور دادند،توی حجره، قبر فاطمه زهرا آماده،جنازه رو بغل كردند امیر المؤمنین علیه السلام،فقدسترجعة الودیعه،رفتن پایین،گذاشتن تو قبر،همه ی این ها حرف داره سخن داره،فقط یك كلامه،وقتی آقا امیرالمؤمنین علیه السلام خواستند از قبر بیاند بالا،زانوهای حضرت لرزید دیگه توان نداره،همه ی زمین خورده های عالم یا علی می گن،حركت می كنند،علی علیه السلام اونجا زمین خورد،هیچ كی نبود،یه نگاهی كرد به بچ

  • پنج شنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)(هنگامی که حضرت فاطمه (ع) به خود آمد) *

2911
3

متن روضه حضرت زهرا(س)(هنگامی که حضرت فاطمه (ع) به خود آمد) هنگامی که حضرت فاطمه (ع) به خود آمد، دید علی(ع) را به جانب مسجد برده اند وجای درنگ نیست. جان علی در معرض خطر واقع شده و باید از او دفاع کرد لذا با تن خسته و پهلوی شکسته از خانه بیرون آمد و به اتفاق گروهی از زنان بنی هاشم روانه مسجد شد. دید علی(ع) را بازداشت نموده اند. رو به مردم کرد و فرمود: دست از پسر عمویم بردارید و گرنه به درگاه خدا ناله می کنم و بر شما نفرین می نمایم.
سپس رو به ابوبکر کرد و فرمود: تصمیم داری همسرم را به قتل برسانی و کودکانم را یتیم نمایی؟ اگر او را رها نسازی موهایم را پریشان می کنم و بر سر قبر پدرم نزد پدرم استغاثه می نمایم.
سپس رو به ابوبکر کرد و فرمود: تصمیم داری همسرم ر

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهرا(س)( عباس از امیرمومنان علی(ع) پرسید:) *

3650
3

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهرا(س)(    عباس از امیرمومنان علی(ع) پرسید:) عباس از امیرمومنان علی(ع) پرسید:
چرا عمر از قنفذ، مالیات نگرفت، همان گونه که از دیگران می گرفت؟
حضرت علی(ع) به اطراف خود نگاه کرد، وقطرات اشک از چشمانش سرازیر شد و فرمود:
«برای این که از ضربتی که قنفذ با تازیانه به فاطمه(ع) زده بود تشکر نماید! فاطمه(ع) وقتی که از دنیا رفت اثر آن تازیانه، مثل بازوبند در بازویش مانده بود.»[1]
دست من بوسید پیغمبر که این دست خداست
قنفذ از آن بست بازوبند بر بازوی من!
(روح ما بین دو پهلو) چون مرا فرموده بود
خصم دین بشکست از ضرب لگد، پهلوی من!
گریزی به کربلا
عمر به خاطر این ضربه، قنفذ را مورد تفقد قرار داد، من نمی دانم چگونه توانستند از شمر بن ذی الجوشن تشکر کنند، آن

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی و سینه زنی حضرت زهرا( رد سرخ شكستگی، روی بازوی دستشه) *

3366
4

متن روضه خوانی و سینه زنی حضرت زهرا(   رد سرخ شكستگی، روی بازوی دستشه) رد سرخ شكستگی، روی بازوی دستشه
یه تسبیحه تو دستی كه، رو پهلوی شكسته شه
این دست زخم شده،طبیب گفته باید ثابت بمونه،تا درست بشه،این مادر دو سه ماه از این پهلو به اون پهلو،آخه اگه فقط یه دست باشه،خوب می شه،اگه پهلو فقط باشه خوب می شه،اگه زخم باشه،خوب می شه،اگه صورت باشه خوب می شه،
رد سرخ شكستگی، روی بازوی دستشه
یه تسبیحه تو دستی كه، رو پهلوی شكسته شه
آتیشه تو دلش،وای،وای،وای
زرد شمایلش،وای،وای،وای
شده خونه مون ،مثل ویرونه
زمین و زمون ،روضه می خونه
ماه آسمون، دل پریشونه
وای
/جای گل یاس، كنج گلدونه
حالا خوابیده ،گوشه ی خونه
گلی كه براش، دنیا زندونه
وای
وا اُماه،وا اُماه
برادرم به خانه برد،یاس پرپرم

  • پنج شنبه
  • 22
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهرا(س)( هنگامی که علی(ع) را دست و گردن بسته به سوی مسجد برای اخذ بیعت می بردند،) *

5030
0

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهرا(س)(    هنگامی که علی(ع) را دست و گردن بسته به سوی مسجد برای اخذ بیعت می بردند،) هنگامی که علی(ع) را دست و گردن بسته به سوی مسجد برای اخذ بیعت می بردند، حضرت زهرا(ع) جلو در خانه بین مردم و امیرالمومنین مانع شد. قنفذ ملعون با تازیانه به آن حضرت زد، به طوری که وقتی از دنیا می رفت، بر دو بازویش از زدن تازیانه اثری مثل دستبند بر جای مانده بود، سپس علی(ع) را بردند و به شدت او را می کشیدند.[1]
سلمان گوید: قنفذ- که خدا او را لعنت کند- فاطمه(ع) را با تازیانه زد آن هنگام که خود را بین او و شوهرش قرار داد، و عمر پیغام فرستاد که اگر فاطمه بین تو و او مانع شد او را بزن!! قنفذ او را به سمت چهارچوب در خانه اش کشانید و در را فشار داد، به طوری که استخوانی از پهلویش شکست و جنین سقط کرد، و

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)( به روایتی، تا هفت روز بعد از رحلت پیامبر(ص) فاطمه(ع) از خانه بیرون نیامد) *

7327
2

متن روضه حضرت زهرا(س)(  به  روایتی، تا هفت روز بعد از رحلت پیامبر(ص) فاطمه(ع) از خانه بیرون نیامد) به روایتی، تا هفت روز بعد از رحلت پیامبر(ص) فاطمه(ع) از خانه بیرون نیامد، روز هشتم به عنوان زیارت قبر پیامبر(ص) از خانه بیرون آمد، با گریه و ناله به طرف قبر رسول خدا(ص) رهسپار شد. از شدت ناراحتی، دامنش بر زمین کشیده می شد و چادرش بر پاهایش می پیچید، از شدت گریه و ریزش اشک، چشم هایش چیزی را نمی دید، تا کنار قبر آمد؛ همین که چشمش به قبر پدر افتاد، از حال رفت و خود را به روی قبر افکند.
زن های مدینه به سوی او شتافتند، آب به صورتش پاشیدند تا این که به هوش آمد، آن گاه صدا به گریه بلند کرد وخطاب به پدر گفت:
«قوتم رفت، صبرم تمام شد، دشمنم شاد گردید، اندوه جانکاه مرا می کشد. ای پدر بزرگوار! تنها و حیرا

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهرا(عمر بن خطاب، نامه ای به معاویه نوشت و گفت:) *

5126
0

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهرا(عمر بن خطاب، نامه ای به معاویه نوشت و گفت:) عمر بن خطاب، نامه ای به معاویه نوشت و گفت:
«... به فاطمه گفتم: اگر علی از خانه بیرون نیاید، هیزم فراوانی به این جا بیاورم، و آتش برافروزم و خانه و اهلش را بسوزانم، و یا این که علی را برای بیعت به سوی مسجد می کشانم! آن گاه تازیانة ققنفذ را گرفتم و فاطمه را با آن زدم، و به خالد بن ولید گفتم: تو و مردان دیگر هیزم بیاورید، و به فاطمه گفتم: خانه را به آتش می کشم!»
گفت: ای دشمن خدا! و ای دشمن رسول خدا و ای دشمن امیر مومنان! و همان لحظه دو دستش را از در بیرون آورد که مرا از ورود به خانه باز دارد، من او را دور نموده و با شدت در را فشار دادم، و با تازیانه ام بر دست های او زدم، تا در را رها کند؛ از شدت

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)(آرزوی مرگ حضرت زهرا)( درباره شکوه ها و غم های جانکاه فاطمه(ع) پیامبر گرامی اسلام(ع) به اصحاب خویش خبر داده و فرمود: *

3127
1

متن روضه حضرت زهرا(س)(آرزوی مرگ حضرت زهرا)(  درباره  شکوه ها و غم های جانکاه فاطمه(ع) پیامبر گرامی اسلام(ع) به اصحاب خویش خبر داده و فرمود: دربارة شکوه ها و غم های جانکاه فاطمه(ع) پیامبر گرامی اسلام(ع) به اصحاب خویش خبر داده و فرمود: «دخترم آن چنان در امواج بلاها و مصیبت ها، غمناک و نگران می شود که دست به دعا برداشته؛، از خدا ارزوی مرگ و شهادت می کند و می گوید:
«پروردگارا! از زندگی خسته و روی گردان شده ام، و از دنیا زدگان بلاها و مصائب ناگوار دیدم؛ خدایا! مرا به پدرم رسول خدا متصل فرما و مرگ مرا زود برسان.[1]»
یا الهی! عجل و فاتی سریعاً لقد تنغصت الحیاه یا مولایی
خدایا! مرگ مرا زود مقرر فرما؛ زیرا زندگی دنیا بر من تیره و تاریک شده است.[2]
[1] - نهج الحیاه، محمد دشتی، ص 204.
[2] -همان، ص 197.
منبع: كتاب آتش در حرم

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه سهادت حضرت زهرا(س)(هنگامیکه وفات رسول خدا(ص) نزدیک شد) *

3127
1

متن روضه سهادت حضرت زهرا(س)(هنگامیکه    وفات رسول خدا(ص) نزدیک شد) هنگامی که وفات رسول خدا(ص) نزدیک شد، آن حضرت به قدری گریست که اشک چشمانش، محاسن شریفش را تر کرد.
پرسیدند: ای رسول خدا! سبب گریه چیست؟
فرمود: «گریه می کنم برای فرزندانم، و آنچه نسبت به ایشان بعد از من توسط اشرار امتم انجام می گیرد. پویا دخترم فاطمه را می بینم که بعد از من بر او ستم می کنند و او ندا می کند: یا ابتاه! و هیچ کس از امتم او را کمک و یاری نمی کند.»[1]
امام علی(ع) می فرماید: من و فاطمه و حسن و حسین نزد رسول خدا(ص) بودیم، آن حضرت رو به ما کرد و گریست!
من گفتم: ای رسول خدا! چرا گریه می کنید؟
فرمود: برای آنچه که بعد از من با شما می کنند گریه می کنم.
گفتم: چه چیزی؟
فرمود: گریه می کنم از ض

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)(یتیم نوازی)( رسول خدا (ص) فرمودند) *

3004

متن روضه حضرت زهرا(س)(یتیم نوازی)(  رسول خدا (ص) فرمودند) رسول خدا (ص) فرمودند: ملائکه در سه جا از روی ترحم گریه می کنند:
اول: هر گاه کسی برای تحصیل علم بیرون رود و در غربت بمیرد.
دوم: وقتی پیرمرد و پیرزنی از خدا فرزندی را تمنا کنند، پس خدا به آنها عطا کند و آنان خوشحال باشند به وجود او که ما را خدمت می کند، در این آخر عمر و تشییع جنازه ی ما می کند، پس آن فرزند پیش از پدر و مادر بمیرد، ملائکه بیش از پدر و مادر آن فرزند گریه می کنند.
سوم: وقتی طفل یتیم از خواب بیدار می شود و شروع می کند به گریه کردن که مادرش بیاید بالای سرش و یادش نباشد که مادرش مرده، دایه فریاد می زند ما هذا البکاء؟
چه خبر است، چرا گریه می کنی؟ تازه یادش می افتد که مادرش از دنیا رفته

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)(امام باقر وامام صادق(ع)فرمودند) *

3987
3

متن روضه حضرت زهرا(س)(امام باقر وامام صادق(ع)فرمودند) امام باقر وامام صادق(ع)فرمودند
«پیامبراکرم(ص) نمی خوابید مگر پس از ان که صورت فاطمه را می بوسید، صورت خود را روی سینه فاطمه می گذاشت و برای او دعا می کرد.»
و در روایتی دیگر چنین آمده است:
«تا این که تمام صفحه پیشانی فاطمه و یا میان سینه او را می بوسید»[1]
در این گونه رفتار و انتخاب موضوع بوسة حضرت رسول خدا(ص) انسان دچار حیرت و سرگردانی می شود که این چه رفتاری است که یک پدر با دختر خود و یک پدر با نوه خود دارد.
گاهی بین سینه فاطمه و گاهی پهنه صورت او را، گاهی لب های حسین و گاهی زیر گلوی او را می بوسید.
آیا این رفتار را از انسانی که آینده را همچون آینه ای در پیش روی خود می بیند اشاره به موضوع ور

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی حضرت زهرا(شب تاریكه) *

3768
2

متن روضه خوانی حضرت زهرا(شب تاریكه) شب تاریكه،دستور اینه كه عزیزان من،صداتون به گریه بلند نشه،عزیزان من هیچ همهمه و زمزمه نداشته باشید،از بقیع برگشتند آقا امیر المؤمنین علیه السلام،جنازه ی اصلی توی اون تابوتی است كه خود خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها دستور دادند،توی حجره، قبر فاطمه زهرا آماده،جنازه رو بغل كردند امیر المؤمنین علیه السلام،فقدسترجعة الودیعه،رفتن پایین،گذاشتن تو قبر،همه ی این ها حرف داره سخن داره،فقط یك كلامه،وقتی آقا امیرالمؤمنین علیه السلام خواستند از قبر بیاند بالا،زانوهای حضرت لرزید دیگه توان نداره،همه ی زمین خورده های عالم یا علی می گن،حركت می كنند،علی علیه السلام اونجا زمین خورد،هیچ كی نبود،یه نگاهی كرد به بچ

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهرا(س)( انا لله و انا الیه راجعون) *

5645
3

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهرا(س)(    انا لله و انا الیه راجعون) انا لله و انا الیه راجعون
در مقاتل ابن عطیه آمده است: «عمر بر در خانه فاطمه(ع) هیزم گرد آورده و خانة حضرت را به آتش کشید. هنگامی که فاطمه(ع) پشت در آمد تا انان را دور سازد، عمر فاطمه را پشت در چنان فشاری داد که کودکی را که در رحم داشت سقط کردو میخ در به سینه اش فرو رفت و به دنبال آن تا هنگام رحلت بیمار و ناتوان به بستر افتاد.»[1]
و تو ای عزیز! دیگر مپرس که میخ در نیم سوخته با ضربه ای که به در نواخته شده با سینة حضرت زهرا چه کرد؟!
خون ریخت زسینه اش، زمسمار بپرس بازوش کبود شد، زاغیار بپرس
دو شاهد صادق ار زمن می طلبی برخیز و برو از در و دیوار بپرس!
گریزی به کربلا
اگر چه در کربلا هیچ زنی میان در و

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی حضرت زهرا(س)(آروم آروم دیگه آقا، فکر میکنم میخوای بیایی) *

5169
6

متن روضه خوانی حضرت زهرا(س)(آروم آروم دیگه آقا، فکر میکنم میخوای بیایی) آروم آروم دیگه آقا، فکر میکنم میخوای بیایی
به دلم اُفتاده ارباب، که همین روزا میایی
جمعه های بیشماری، اُومد و آقام نیومد
یابن الزهرا کی می آیی، عمر من دیگه سر اُومد
اونیکه غربت چشماش، وسعتش قد دو دنیاست
اونیکه دیدنش واسه من، خیلی سخته مثل رویاست
اونیکه وقت ظهورش ،همرهش شمشیر مولاست
اولین روضه ای که اون میخونه روضه ی
كوچه و سیلی و صورت نیلی زهراست
رد دست یه قناری مونده رو دیوار خونه
هنوزم خونه رو پهلوش ،مونده رو مسمار خونه
با صورتت قناری، سیلی ه کوچه چه کرده
میکشه دست روی خاکا ،دنبال جوجه اش میگرده
همه جا رسم که میگن ،حرف حق سند نمیخواد
آخه کافرای بی دین، گل چیدن لگد نمیخواد
آقا جان یا بقیه الل

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی حضرت زهرا(س)( پیامبراکرم(ص) از دنیا رفت) *

2621
1

متن روضه خوانی حضرت زهرا(س)(  پیامبراکرم(ص) از دنیا رفت) پیامبراکرم(ص) از دنیا رفت، هنوز حضرت را در قبرش نگذاشته بودند که مردم عهد را شکستند و بر مخالفت با امیرالمومنین علی(ع) اتفاق کردند!
آن حضرت به امور پیامبر(ص) مشغول شد تا آن که از غسل و کفن و حنوط آن حضرت فارغ شد و او را دفن نمود. سپس مشغول جمع قرآن شد، و به جای مشغول شدن به فتنه های مردم، به وصیت پیامبر(ص) پرداخت.
وقتی مردم دچار فتنه ابوبکر و عمر شدند وکار بیعت پایان یافت، آن دو دیدند که همه بیعت کردند جز علی و بنی هاشم و ابوذر و مقداد و سلمان و عده معدود دیگر.
عمر به ابوبکر گفت: «اکنون به سراغ علی بفرست.»
و ابوبکر پسر عموی عمر را که به او «قنفذ» گفته می شد سراغ حضرت فرستاد و به او گفت: ای قنف

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 15:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی حضرت زهرا(س)(روزی ام سلمه به عیادت فاطمه(ع) آمد و عرض کرد) *

5008
4

متن روضه خوانی حضرت زهرا(س)(روزی ام سلمه به عیادت فاطمه(ع) آمد و عرض کرد) روزی ام سلمه به عیادت فاطمه(ع) آمد و عرض کرد: ای دختر رسول خدا(ص) شب رسول خدا(ص) با این بیماری چگونه به صبح آوردی؟
فاطمه(ع) فرمود: صبح کردم در حالی که خود را بین دو اندوه جانکاه می نگرم:
1- جگرم از داغ فراق پدر یک پارچه خون شده است.
2- دلم بر ظلمی که به وصی رسول خدا(ص) شده، شعله ور گردیده است، خلافت شوهرم غضب شده و بر خلاف دستور خدا و رسول، امامت را از او گرفتند؛ زیرا از علی(ع) کینه داشتند، چرا که او پدرانشان را در جنگ های بدر و احد کشته و به درک واصل کرده بود.[1]
گریزی به کربلا
اما «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله» مصیبت تو چنان عظیم بود که زمین و آسمان، جن و فرشتگان و ماه و خورشید و پرندگان گریه

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهرا(س)( در آن مرضی که پیامبر اکرم از دار دنیا رحلت کرد ) *

2305
1

متن روضه خوانی شهادت حضرت زهرا(س)( در  آن مرضی که پیامبر اکرم از دار دنیا رحلت کرد ) در آن مرضی که پیامبر اکرم از دار دنیا رحلت کرد حضرت فاطمه به حضور پیامبر آمد و پیامبر مطلبی در گوش او فرمود که خندان شد عایشه می گوید من از علت تبسم فاطمه سوال کردم آن حضرت فرمود الان صلاح نیست وقتی که پیامبر خدا از دنیا رحلت کرد من راجع به تبسم از او پرسیدم حضرت فاطمه فرمود وقتی پیامبر خدا خبر وفاتش را به من داد من گریان شدم چون فرمود تو اولین کسی هستی از اهل بیتم که به من ملحق میشود خندان شدم و از این عباس روایت شده است که پیامبر اکرم (ص)زمان مرگ صدیقه طاهره را هم تعین کرده و به دخترش فاطمه زهرا فرمود فاطمه گریه نکن بعد از من هفتاد و دو روز بیشتر عمر نمیکنی تا به من ملحق شوی و از این خبر زهر

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا( امام علی(ع) می فرماید *

4379
2

متن روضه حضرت زهرا(  امام علی(ع) می فرماید امام علی(ع) می فرماید: من پیغمبر(ص) را از زیر پیراهن غسل دادم. یک روز فاطمه(ع) گفتند: میل دادم پیراهن پدرم را ببینم. وقتی پیراهن را به او دادم، بویید و بوسید و گریست و بی اختیار از فراق پدر غش کرد و افتاد. وقتی چنین دیدم پیراهن را از او مخفی نمودم.[1]
گریزی به کربلا
گاهی حتی یک پیراهن هم یادآور خاطره های یک شخصیت عزیز و محبوب می گردد. چنان که فاطمه(ع) با بوییدن لباس پیامبر(ص) به یاد غش می کند. این ماجرا، شیعیان دلسوخته را به یاد کهنه پیراهن ابی عبدالله می اندازد.
یزید به امام زین العابدین(ع) گفت: سه حاجت بگو تا برآورم. حضرت فرمود: اول این که اجازه بدهی برای آخرین بار صورت سید و مولا و پدر خود

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه خوانی حضرت زهرا(س)(آقا جان ممنونم که باز امشب من روسیاه رو به مجلس روضه ی مادرت راه دادی) *

2889
4

متن روضه خوانی حضرت زهرا(س)(آقا جان ممنونم که باز امشب من روسیاه رو به مجلس روضه ی مادرت راه دادی) آقا جان ممنونم که باز امشب من روسیاه رو به مجلس روضه ی مادرت راه دادی، ممنونم با این بار گناه که هیچ کجا راهم نمیدن شما منو به مجلس عزای مادرت، برای اینکه پاکم کنی راهم دادی ،آقا جان تو این ایام فاطمیه شما کجا برای برای مادر پهلو شکسته ات مجلس عزا بر پا کردی ؟اقا جان امشب بیا با هم سری بزنیم به مدینه ،مدینه بعد از رحلت یه خبرایی هست !توی ایامی که امیر المومنین در پی مراسم کفن و دفن بدن رسول اکرم است یه عده نامرد توی سقیفه جمع شدن و برای غضب خلافت برنامه ریزی کردن، آقا جان سرت سلامت یا صاحب الزمان !آجرک الله فی مصیبت امک فاطمه الزهرا سیده نساءالعالمین...

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(بعد از شکایت مردم مدینه) *

4871
0

متن روضه حضرت زهرا(بعد از شکایت مردم مدینه) بعد از شکایت مردم مدینه از گریه های فاطمه(ع) امیرالمومنین(ع) خانه و سایبانی دور از مدینه برای ایشان ساخت که آن را «بیت الاحزان» نامیدند، و حضرت فاطمه زهرا(ع) هر روز که صبح آغاز می گشت حضرت حسن و حسین علیه السلام را در جلوی خویش می انداخت و گریه کنان به سوی بیت الاحزان در بقیع می رفت در حالی که پیوسته در میان قبرها گریه می کرد و اشک می ریخت، و وقتی شب می شد امیرالمومنین (ع) به سراغ ایشان رفته و آنها را پیش انداخته و به سوی منزل می بردند.
آری حضرت امیرالمومنین(ع) بیت الاحزان را بیرون مدینه ساخت تا ایشان در آن جا رفته و به گریه بپردازند، تا این که کسانی که به خاطر گریه های حضرت صدیقه طاهره به نار

  • چهارشنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد