شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 مهدی رحیمی زمستان

مدح و شهادت حضرت زهرا(س)(آن رتبه را كه هیچ كسی از ازل نداشت) * مهدی رحیمی زمستان

2872

مدح و شهادت حضرت زهرا(س)(آن رتبه را كه هیچ كسی از ازل نداشت) آن رتبه را كه هیچ كسی از ازل نداشت
زهرا هماره داشت كه چون خود مَثل نداشت
از این جهت شبیه به پروردگار بود
كه اصلِ اصل بوده و اصلاً بدل نداشت
حتی اذانِ حیّ علَی الغربت علی
بی ذكر نام فاطمه خیرالعمل نداشت
شیعه دلش چنین ز غمِ در نمی شكست
مانند مرتضی اگر این خانه یل نداشت
هر چند سومین پسرش را بدون شك
در اوج عرش داشت ولی در بغل نداشت
سوگند می خورم به خود نام فاطمه
زهرا اگر شهید نمی شد اجل نداشت
شاعر:مهدی رحیمی

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 14:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

روضه حضرت زهرا(س)(اسما بنت عمیس از آن خانمهای با وفا بوده است) *

5023
6

روضه حضرت زهرا(س)(اسما بنت عمیس از آن خانمهای با وفا بوده است) اسما بنت عمیس از آن خانمهای با وفا بوده است. كنار بستر خدیجه بود، شب زفاف فاطمه (ع) بود آن شبی هم كه علی (ع) بدن زهرا (ع) را غسل می داد حضور داشت. آن شب اسما بنت عمیس آب می ریخت و علی(ع) بدن فاطمه (س) را می شست. من امشب فقط یك چیز می خواهم بگویم، می خواهم بگویم: رفقایی كه مكه و مدینه رفته اید، بقیع رفته اید ، امشب بروید بقیع. آی مردم علاقمند به اهل بیت (ع) آی مردمی كه برای آل محمد (ص) می میرید،به شماها می گویم گوش كنید تا بگویم. من می خواهم صحنه را جلوی چشمتان مجسم كنم، خودتان عوض گریه داد می زنید. گوش كن بگویم، امیر المومنین(ع) میان صحن خانه یك مغتسل درست كرد. بدن فاطمه اش را روی مغتسل گذاشت.

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(س)(در مـدح تـو ای کوثـر طاها چه بگویم؟) *

3051
3

شعر حضرت زهرا(س)(در مـدح تـو ای کوثـر طاها چه بگویم؟) در مـدح تـو ای کوثـر طاها چه بگویم؟
جایی که نبی گفت «فداها» چه بگویم؟
مـن کمتـرم از قطــرۀ افتـادۀ به دریا
در وصف تو ای مـادر دریا چـه بگویم؟
جایـی کـه علـی شـد ز جلالت متحیر
من کیستم ای هستی مولا؟ چه بگویم؟
مـدح تـو نـه گفتـن، نه نگفتن، نتوانم
مانـدم متحیـر بـه خـدا، تا چه بگویم؟
مـن بنـدۀ بــی‌قدرم و تـو لیلۀ قدری
ای قدر تو از قـدر من اولا، چه بگویم؟
دست و قلـم و منطقـم از کـار فتادند
یـارب تـو بگـو بـار خدایـا چه بگویم؟
در شأن تو جز سورۀ کوثر چه بخوانم؟
غیـر از سخـن حـیّ تعالی چه بگویم؟
تعریـف تـو را عالـم و آدم نتـوانند
جز آنکه فقط کوثر و تطهیر بخوانند

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(ما زجان بنده ایم مهدی جان لیک شرمنده ایم مهدی جان) *

4162
8

روضه حضرت زهرا(س)(ما زجان بنده ایم مهدی جان                           لیک شرمنده ایم مهدی جان) ما زجان بنده ایم مهدی جان لیک شرمنده ایم مهدی جان
درس عشقت کتاب منتظریم سالها خواند ایم مهدی جان
از تو و از صحیفه اعمال ما سر افکنده ایم مهدی جان
بشّار می گوید: به خانه امام صادق(ع) رفتم، دیدم حضرت دارد رطب تازه می خورد فرمود: بشّار! بیا بخور! گفتم: آقا نمی خواهم. فرمود: میل کن! گفتم: آقا! بغض گلویم را گرفته است. ناراحتم نمی توانم بخورم. در یکی از بازارهای کوفه داشتم می رفتم. دیدم یکی از این پیرزنهای شیعه دارد می رود، یک دفعه پایش لیز خورد و بر زمین افتاد. تا به زمین خوردظالمین زهرا(س) را لعنت كرد. نوكرهای حكومتی شنیدند، او را گرفتند و بردند. خیلی دلم سوخت. تا جریان را گفتم، آقا منقلب شد. فرمو

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(س)(آیینــۀ رســـول خــدا روی فاطمه) *

2713
2

شعر حضرت زهرا(س)(آیینــۀ رســـول خــدا روی فاطمه) آیینــۀ رســـول خــدا روی فاطمه
جان وجود، بسته به یک موی فاطمه
با آنکــه نیست از حـرم مخفی‌اش نشان
شهر مدینه گم شده در کوی فاطمه
بـوی بـهشت اگـر چـه محمّد از او شنید
بالله قسـم بهشت دهـد بـوی فاطمه
ختم رسل گرفت به پهلو دو دست خویش
از آن لگد که خورد به پهلوی فاطمه
طوبی دمید و سدره فتاد و شجر شکست
وقتـی خمیـد قامـت دلجوی فاطمه
چـون بـاب وحـی سوخت پر و بال جبرییل
نزدیک شد چو شعله به گیسوی فاطمه
انگــار رفـت طاقـت دســت خـدا ز دست
زآن ضربتی که خورد به بازوی فاطمه
آیـات نــور و پــردۀ ظلمـت؟! خدای من!
دسـت پلیــد دیــو کجـا روی فاطمه
!از یک طرف خجل شده از فاطمه، علی
از یک طرف نگاه حسن، سوی فاطمه
«م

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(در دل هوس مدینه دارم زهرا کانجا به بقیع سر گذارم) *

3983
2

روضه حضرت زهرا(س)(در دل هوس مدینه دارم زهرا                                  کانجا به بقیع سر گذارم) در دل هوس مدینه دارم زهرا کانجا به بقیع سر گذارم
تو مایه ی امید منی در همه حال من که هر چه دارم از تو دارم زهرا
وقتی آیه ی ( لا تَجعَلوا دُعاءَ اًلرَّسولِ بَینَکُم کَدُعاءِ بَعضِکُم بَعضآً )1نازل شد هنگامی که پیامبر را صدا می زنید با ادب و احترام صدا بزنید ، رسول خدا را به نام محمّد صدا نزنید بگوئید : یا رسول الله ، یا نبی الله ،وقتی مردم حضرت را می دیدند می گفتند : السلام علیک یا رسول الله ،آمد در خانه ی فاطمه ، فاطمه تا چشمش به بابا افتاد صدا زد : السلام علیک یا رسول الله ، یک وقت پیامبر خم شد دست فاطمه اش را بوسید فرمود : فاطمه جان این آیه درباره ی تو و خانواده ی تو و نسل تو نازل نشده ، تو

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(س)(افسـوس که امـت ز خداونـد بریدند) *

2208

شعر حضرت زهرا(س)(افسـوس که امـت ز خداونـد بریدند) افسـوس که امـت ز خداونـد بریدند
جـای علی و آل، به شیطان گرویدند
بـا شعلـۀ آتـش درِ بیـت تو گشودند
هیزم عوض گل به سرِ دوش کشیدند
نامـوس خــدا دختـر پیغمبر مـا را
مردم همه پشت درِ آتش‌زده دیدنـد
تنها نه فقط اهل مدینـه، همه عالـم
فریـاد تـو بیـن در و دیـوار شنیدنـد
گردید چو در سنّ جوانی کمرت خم
حوران بهشتی همه از غصه خمیدند
دنبـال علـی بـا بـدن خسته دویدی
همـراه تـو اطفـال تو با گریه دویدند
سوگند به قرآن که به شمشیر سقیفه
سر از تن صد چاک حسین تو بریدند
بـر دامـن تاریـخ بــوَد ننــگ سقیفه
بشکست حسینت سرش از سنگ سقیفه

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(در جهان تا زنده ام گویم ثنای فاطمه دست حاجت می برم سوی خدای فاطمه) *

9014
11

روضه حضرت زهرا(س)(در جهان تا زنده ام گویم ثنای فاطمه                         دست حاجت می برم سوی خدای فاطمه) در جهان تا زنده ام گویم ثنای فاطمه دست حاجت می برم سوی خدای فاطمه
گر برای درد بی درمان مداوا طالبی رایگان مداوا کند دارالشفای فاطمه
مردی از کوچه رد می شد، شنید صدای امام باقرتا کوچه می آید ، دید حضرت باقر مرتّب ، پشت سر هم می فرماید : یا فاطمةالزهرا ،آمد در زد ، یک نفرآمد دم در ، گفت : می خواهم امام باقر را ببینم ، گفت : امام باقر مریض است در بستر افتاده ، می گوید : رفتم کنار بستر امام باقر ، آقا جان در کوچه شنیدم مرتب می فرمودی : یا فاطمة الزهرا .
فرمود : ما ائمه ، هر وقت دچار مشکل می شویم متوسل به مادر مان فاطمه می شویم . زهرا جان امروز این عاشقان هم شما را واسطه در خانه ی خدا قرار داده اند

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(س)(پرنده در قفس افتاده بود و چاره نداشت) *

1560
1

شعر حضرت زهرا(س)(پرنده در قفس افتاده بود و چاره نداشت) پرنده در قفس افتاده بود و چاره نداشت
که دفترِ در و دیوار، استخاره نداشت
شکسته بود و نگفتند آن نهال غریب
به خاک، طاقتِ افتادنِ دوباره نداشت
قلم شکست و به آتش سپرد دفتر را
فرشته نیز دگر طاقتِ نظاره نداشت.
خدا به دامنِ هفتِ آسمانِ خود، زهرا
به جز تو در خور زهرا شدن ستاره نداشت
بهشت، صاحبِ زیباترین جواهر بود
ولی بدونِ دو طفلت دو گوشواره نداشت
تو ای عزیزترین! در کتابِ قلب رسول
کدام آیه به یکتایی‌ات اشاره نداشت؟
زیارت تو به اشک است و حضرتِ تو نیاز
به زائر و حرم و نائب الزیاره نداشت

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(حالا می خواهیم چه کسی را واسطه قرار بدهید در خانه خدا) *

4908
5

روضه حضرت زهرا(س)(حالا می خواهیم چه کسی را واسطه قرار بدهید در خانه خدا) حالا می خواهیم چه کسی را واسطه قرار بدهید در خانه خدا، همان خانمی که هر وقت پیامبر وارد می شد رسول خدا تمام قد جلوی پایش می ایستاد ، استقبالش می کرد ، خم می شد دستش را می بوسید می فرمود : فَداها اَبوها (بابات به قربانت ) همان خانمی که وقتی شهیده شد کمر علی شکسته شد، همان خانمی که از دنیا رفت نیمه های شب امیر المؤمنین می آمد وصورت به قبرش می گذاشت و ناله می زد .
ای مرهم غم های من ای نو گل رعنای من
زهرای من – زهرای من
خیز و ببین غوغا شده دیگر علی تنها شده
من مانده ام و غم های من زهرای من ، زهرای من
در بین آن دیوار و در دادی تو شش ماهه پسر
بین دیده ی گریان من زهرای من ، زهرای من
گاهی حسینت نیمه ش

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(مگـر نـه کوثر و یاسین و هل‌اتی ماییم؟ ) *

2686
0

شعر حضرت زهرا(مگـر نـه کوثر و یاسین و هل‌اتی ماییم؟ ) مگـر نـه کوثر و یاسین و هل‌اتی ماییم؟
به طا و ها قسم ای قوم کاف و ها ماییم!
اگــر بــه داغ فـراق نبی عزا دارید
نه اهلِ بیت نبی، صاحب عزا ماییم؟
وگر که اهل دعایید، عرضِ حاجت را
نـه استجـابتِ محتـومِ هر دعا ماییم؟
به روز حشر که بی‌اذن حق شفاعت نیست
نه خــود بــه اذن خـدا شافع شما ماییم؟
'چنانکه موسی و هارون علی است با احمد
الا کــه شبّر و شبیّــر و ایلیــا مــاییم
نه خود به منزلِ احمد شد «اِصطفی» نازل؟
نــه اهــل بیت گرانقــدر مصطفی ماییم؟
کلیـم را یــد بیضا و نورِ او از ما؛
مسیح را به شفا، چشمۀ شفا ماییم
(شاعر: محمد سعید میرزایی)

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:22
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(ای مادر یازده امام معصوم ای غربتت از قبر نهانت معلوم) *

4618
1

روضه حضرت زهرا(س)(ای مادر یازده امام معصوم                            ای غربتت از قبر نهانت معلوم) ای مادر یازده امام معصوم ای غربتت از قبر نهانت معلوم
در کوچه میان خیل دشمن تنها کردی تو حمایت از علی مظلوم
کسی آمد محضر امام صادق علیه السلام فرمود ، چرا غمگینی ؟ عرض کرد : یا بن رسول الله خدا به من دختری عطا کرده ، امام صادق علیه السلام فرمود 1:نامش را چه گذاشتی ؟ گفت نامش را فاطممه گذاشتم ، قطرات اشک از چشمان مبارک امام صادق سرازیر شد هی می فرمود : فاطمه فاطمه .
یک وقت امام رو کرد به این مرد فرمود : حالا که نام دخترت را فاطمه گذاشتی مبادا دلش را بسوزانی ، مبادا سیلی به صورتش بزنی ، حالا که نام دخترت را فاطمه گذاشتی نامش را با تجلیل و تکریم ببر .
حالا من از شما عاشقان فاطمه سئوال می کنم با ای

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:22
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زهرا(بیمار چندین روزۀ این خانه دارد) *

2856
1

شعر شهادت حضرت زهرا(بیمار چندین روزۀ این خانه دارد) بیمار چندین روزۀ این خانه دارد
در پیش چشمان ترم جان می سپارد
هر شب کنار بستر او یک فرشته
می آید و زخم تنش را می شمارد
پهلو به پهلو می شود وقتی به بستر
امکان ندارد لالۀ سرخی نکارد
پرواز مجروح صدایش بی سبب نیست
یک فاصله در استخوانِ سینه دارد
می گیرد از دستم لباس زخمی اش را
پیراهنی کهنه به جایش می گذارد
خاکسر پروانه ها بر دامن او
شام غریبان را برایم می نگارد
شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(شب شهادت اُمّ الائمه زهرای اطهر است) *

5590
4

روضه حضرت زهرا(س)(شب شهادت اُمّ الائمه زهرای اطهر است) شب شهادت اُمّ الائمه زهرای اطهر است ، عجب شب جانگدازی برای بچه های علی است ، امشب چراغ عمر فاطمه خاموش می شود ، دیگر مظلومیت علی شروع می شود ، دیگر تنهایی علی آغاز می شود ، سر فاطمه روی زانوی علی ، علی نگاه به چشم گریان فاطمه می کند ، زهرا نگاه به چشم گریان علی می کند ، علی از فاطمه مظلوم تر ، فاطمه از علی مظلوم تر ،( رحمت خدا به این گریه ها ، انشاء الله برویم مدینه برای غربت علی و فاطمه گریه کنیم ،( یاد همه ی شهداء ، امام ، اموات ) . یک دفعه امیر المؤمنین دید زهرا بلند گریه می کند ، فرمود : فاطمه جان
حیات جان ، امید دل علی بود ز تو خجل
که با کبودی بدن ز تازیانه می روی
چهار طفل خون جگر زنند از

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(چشم زمان از بهر دفنت، آب می ریخت) *

2330
0

شعر حضرت زهرا(چشم زمان از بهر دفنت، آب می ریخت) چشم زمان از بهر دفنت، آب می ریخت
آن شب که پنهانی زچشم خلق، مولا
جسم شریفت را نهان در خاک می کرد
از بهر همدردی به مولا، اشک خونین
جاری به دامان شفق، افلاک می کرد
چشم زمان از بهر دفنت آب می ریخت
مهد زمین از غم گریبان چاک می کرد
آهسته آهسته علی از جور امت
شکوه حضور سید للاک می کرد
طفلت حسن، با آنکه خود با بیقراری
غوغای غم، از آه آتشناک می کرد
هردم به رخسار حسینت بوسه می زد
پیوسته اشک زینب را پاک می کرد
زهرا، در آن شب حجم اندوه علی را
غیر از خدا دیگر چه کس ادراک می کرد؟
زهرا تو خود دیدی علی را وقت دفنت
دریای چشم او زخون کولاک می کرد
زهرا تو خود دیدی که (صاعد) بند بندش
در این مصیبت گریه همچون تاک م

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(علی از دست داده کوثرش را شکسته سنگ کین بال و پرش را) *

5507
3

روضه حضرت زهرا(س)(علی از دست داده کوثرش را                                  شکسته سنگ کین بال و پرش را) علی از دست داده کوثرش را شکسته سنگ کین بال و پرش را
درون خانه بی زهرا نشسته به روی خود در کاشانه بسته
بسان ماه ، از غم هاله دارد عزای یار هجده ساله دارد
به آه و ناله و غم ، خو گرفته به زاری در بغل زانو گرفته
ابن عباس می گوید : سر زده وارد خانه امیر المؤ منین شدم یک منظره ای دیدم که خیلی دلم برای غربت و تنهائی علی سوخت ، دیدم مولا علی نشسته اند همه دارند مادر مادر می گویند . علی زهرا زهرا می گوید ، گریه می کند . ابن عباس می گوید : دیدم عوض اینکه علی اشک بچه ها را پاک کند دخترش زینب ، با همان دستهای کوچکش اشک بابا را پاک می کرد هی صدا می زد بابای غریبم ، بابای مظلومم ، بابای تنهایم ، بابای بی کس

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(س)(تا چند کشم هر سو این قد کمانی را) *

2428
1

شعر حضرت زهرا(س)(تا چند کشم هر سو این قد کمانی را) تا چند کشم هر سو این قد کمانی را
ای مرگ بگیر از من یکباره جوانی را
جان می رود از دستم خون خوردم و لب بستم
باید ببرم در گور غم های نهانی را
در آرزوی مرگم افتاده برو برگم
دارم ز جهان تنها این باغ خزانی را
یاد از پسرم آمد خون از بصرم آمد
دیدم بملاقاتم تا قاتل جانی را
مظلوم تر از من کیست گر هست بگویم کیست؟
آنکس که نهد در گور این قد کمانی را
در مسجد و در کوچه دیدیم من و حیدر
او غاصب اول را من سیلی ثانی را
بس راز بهم گفتیم تا هر دو پذیرفتیم
او خونجگر خوردن من اشک فشانی را
(میثم) چه نوا خواندی زین زمزمه سوزاندی
هم اسفل و اعلا را هم عالی و دانی را
حاج غلامرضا سازگار (میثم)

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 16:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(ای ماه متاب امشب بر انجمن خوبان چون ماه علی امشب در خاک شود پنهان) *

4148
1

روضه حضرت زهرا(س)(ای ماه متاب امشب بر انجمن خوبان                           چون ماه علی امشب در خاک شود پنهان) ای ماه متاب امشب بر انجمن خوبان چون ماه علی امشب در خاک شود پنهان
ای ماه به هجر شمس همواره گرفتاری از درد دلم ای ماه امشب تو خبر داری
از دور نگاهی کن بر حال پریشانم بر خانۀ تاریک و بر خیل یتیمانم
ای ماه تما شا کن بر وجه هلال من شد منخسف از سیلی کن گریه به حال من
این طایر عرشی را بین بال و پرش بسته وین دختر احمد را پهلوش چو بشکسته
این بلبل لا هوتی خاموش شد از گفتار
از بس که فشار او دید از چرخ و در و دیوا ر
پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله یک روز در جمع اصحاب نشسته بود فرمود : ( و امّا اِبنَتی فاطمةُ فاِ نّها سیِّدة نساءالعالمین مِنَ الاولین و الا خرینِ : آی مردم اگر بخواهید از دختر من مطلع شوید .

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(عاشقان زهرا دسته جمعی برویم تشییع جنازۀ زهرا ) *

4888
6

روضه حضرت زهرا(س)(عاشقان زهرا دسته جمعی برویم تشییع جنازۀ زهرا ) عاشقان زهرا دسته جمعی برویم تشییع جنازۀ زهرا ، همراه سلمان و ابوذر و مقداد ،علی را یاری کنیم ، زیر تابوت زهرا را بگیریم ، آخر دیگر زانو های علی توان ندارد .
چهار تن دارند تابوتی به دوش دیده گریان سینه سوزان لب خموش
در دل تابوت جان حیدر است هستی و تاب و توان حیدر است
گوئی آن شب مخفی از چشم همه هم علی تشییع شد هم فاطمه
شهر پیغمبر محیط غم شده زانوی سردار خیبر خم شده
کم کم از دستش زمام صبررفت با دو زانو تا کنار قبر رفت
خاک گل می شد زاشک جاریش تا کند دستی ز رحمت یاریش
ناگهان از آن مزار بی نشان گشت بیرون دستهای باغبان
باغبانم هست و بودم را بده یا علی ، یا س کبودم را بده
این بیابان گل زاشک جاریت آفری

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(س)(رنج‌هايى كه در مسير زمان) *

2392

شعر حضرت زهرا(س)(رنج‌هايى كه در مسير زمان) رنج‌هايى كه در مسير زمان
روح سخت زمين به او مى‏داد
در عوض ميوه‏اى بهشتى را
نخل امّ‏البنين به او مى‏داد
كودكى كه كنار رود فرات
عشق از او حساب خواهد برد
بوسه مى‏زد نگاه آه على
روى دستى كه آب خواهد برد
تا در خیمه‌های خاطره‌ساز
رود را چون طناب خواهد برد
یا به یاد لب برادر خود
تشنه از آب عذاب خواهد برد
بی پر و ‌بال می‌پرد تا اوج
آبرو از عقاب خواهد برد
از دل تشنگان ساغر عشق
اضطراب عِقاب خواهد برد
دستشان را گرفته تا کوثر
بی سؤال و جواب خواهد برد

  • دوشنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(بنال ای دل که اینجا ناله دارد درون سینه داغ لاله دارد) *

7992
21

روضه حضرت زهرا(س)(بنال ای دل که اینجا ناله دارد                                  درون سینه داغ لاله دارد) بنال ای دل که اینجا ناله دارد درون سینه داغ لاله دارد
به ماه آسمان برگو متابد که اینجا ماه هجده ساله دارد
امشب شب شهادت بی بی دو عالم زهراست ، بمیرم برای بچه ها ی بی مادر زهرا ، امشب غریبانه غسل مادر را نظاره می کنند ، اشک می ریزند . اگر با چشم دل نظاره کنی می بینی امام حسن یک طرف ، امام حسین یک طرف ، زینب و ام کلثوم یک طرف دیگر نشسته اند گریه می کنند . یک وقت علی کنار بدن فاطمه فرمود : عزیزانم بیائید یک بار دیگر مادرتان راببینید یک وقت بچه ها روی بدن مادر افتادند ، یک دسته به گردن حسین ، یک وقت منادی ندا کرد یا علی بردار بچه ها را از روی سینه زهرا ، ملائکه ها ی آسمان بی طاقن شدند .
علی جان کا

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(شوق عراق و شور حجاز است در دلم‌) *

3156

شعر حضرت زهرا(شوق عراق و شور حجاز است در دلم‌) شوق عراق و شور حجاز است در دلم‌
جامه دران و سوز و گداز است در دلم
پل می زنم به خویش مگو از کدام راه
راهی که رو به آینه باز است در دلم
قد قامت الصلاه من از جای دیگر است
قد قامت کدام نماز است در دلم
شب را چراغ گم شدن روز کرده ام
ذکرت چراغ راز و نیاز است در دلم
تشبیه نارساست ، حقیقت کلام توست
ابهام و استعاره ، مجاز است در دلم
مجموعه ی نیاز تویی ای نماز ناب
دیگر چه حاجتی به نیاز است در دلم
یاس کبود پیش تو خار است فاطمه (س
نامت گل همیشه بهار است فاطمه( س
شب را خدا ز شرم نگاه تو آفرید
خورشید را ز شعله ی آه تو آفرید
شمسی تر از نگاه تو منظومه ای نبود
صد کهکشان ز ابر نگاه تو آفرید
آه ای شهیده ای که شها

  • دوشنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(امرور همه دلها را روانه ی مدینه کنیم ) *

3717
3

روضه حضرت زهرا(س)(امرور همه دلها را روانه ی مدینه کنیم ) امروز همه دلها را روانه ی مدینه کنیم ، برای زهرا و علی گریه کنید ، مولا علی میان مسجد بود خبر آوردند زود به خانه بیا ،ممکن فاطمه را زنده نبینی به خانه آمد صدا زد فاطمه جان جواب نشنید ،دخت پیغمبر ، مادر حسن و حسین ، جوابی نشنید صدا زد فاطمه جان من پسر عمت علی هستم با من حرف بزن
فاطمه چشمان خود را باز کرد با نگه روی علی را ناز کرد
دست مولا گرفت آن نازنین گفت ای مولا امیر المؤمنین
هر چه گوئی من اطاعت می کنم غمخور خود با تو بیعت می کنم
فاطمه گردد بلا گردان تو هستی زهرا فدای جان تو
ای انیس خلوت شبهای من گوش کن بر این وصیتهای من
یا علی شب بر سر قبرم بمان هل اَتی بر کوثرت یاسین بخوان
گفت وگفت ودیده ر

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر سوگ حضرت زهرای طوبی(س)(از آتش غم، سوخت تنم، حضرت زهرا) *

2889

شعر سوگ حضرت زهرای طوبی(س)(از آتش غم، سوخت تنم، حضرت زهرا) از آتش غم، سوخت تنم، حضرت زهرا
مشتاق همین سوختنم، حضرت زهرا!
بگذار به یاد دل پاک تو بسوزد
در کوره‌ی این تب، بدنم، حضرت زهرا!
آن‌جا که برای تو بسوزند، بهشت است
عشق است گواه سخنم، حضرت زهرا!
از قافله‌ي شام غریبان عزایت
امروز، یکی نیز منم حضرت زهرا!
با یاد تو هر باغ گلی را که ببینم،
خون می‌چکد از پیرهنم حضرت زهرا!
فردای قیامت که سر از خاک بر آرم،
نام تو بود بر کفنم، حضرت زهرا!
بگذار که چون ابر شفق، یاد تو باشم
از داغ تو خون گریه کنم، حضرت زهرا

  • دوشنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زهرا(س)(ای شیعه غم ودرد چرا ، فاطمه داریم در مهلکه و موج بلا فاطمه داریم) *

7068
11

شعر روضه حضرت زهرا(س)(ای شیعه غم ودرد چرا ، فاطمه داریم                       در مهلکه و موج بلا فاطمه داریم) ای شیعه غم ودرد چرا ، فاطمه داریم در مهلکه و موج بلا فاطمه داریم
آن روز که پرونده ی اعمال بخوانند ما چشم به در یای سخا فاطمه داریم
از عم هراسی به دل خسته ما نیست امّید به امّ الشهدا فاطمه داریم
در اوج گرفتاری و غم بیم نداریم در سینه ی خود روح دعا فاطمه داریم
تاآمدن منتقم سیلی مادر ما سینه زنان ناله ی یا فاطمه داریم
اسماء نقا می کند 1 : لحظات آخر عمر مبارک فاطمه زهرا بود ، دختر پیغمبر غسل کرد ، لباسهای را تغییر داد . مشغول راز و نیاز با خدا شد . اسما ء می گوید : جلو رفتم دیدم فاطمه رو به قبله نشسته ، دستها را به سوی آسمان بلند کرده می فرماید : خدایا به حق پیامبرانی که آنها را برگزیدی ،به گریه ه

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 08:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(چه می‌کند با مرد، زمانه‌ی نامرد) *

2765
1

شعر حضرت زهرا(چه می‌کند با مرد، زمانه‌ی نامرد) چه می‌کند با مرد، زمانه‌ی نامرد
جهان شده آباد، از ابتدا با مرد
کنار هر کوهی، اگر که شهری هست
بدون شک بوده، مقیم آنجا مرد
در اوج امواج، حجيم طوفان‌ها
نیاز هر کشتی‌ست، ميان دریا مرد
مثال مشهور ميان پیران است
که ای جوان پر می‌کند دهان را مرد
ورق زدم عمری، کتاب دنیا را
ولی نبود آن‌جا، شبیه مولا مرد
زمان جانبازی ، برای پیغمبر
به جای او خوابید، شبانه تنها مرد
ستاره‌ها شاهد ،که تا سحر می‌برد
به دوش خود با کیسه نان و خرما مرد
شبانه اشک خاطرات خود مي ‌ریخت
به چاه نخلستان، به یاد زهرا مرد
از آن شبي که ذوالفقار و ماهش رفت
در آسمان غیب، شده معمّا مرد
جهان پر از خون شد، زمانه محزون شد
چرا نمی‌آید، چرا خدای

  • دوشنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

روضه حضرت زهرا(س)(به روی قبر زهرای مطهر بگفتا مرتضی با دیده ی تر) *

3522
1

روضه حضرت زهرا(س)(به روی قبر زهرای مطهر                                               بگفتا مرتضی با دیده ی تر) به روی قبر زهرای مطهر بگفتا مرتضی با دیده ی تر
عزیزم از چه گردیدی تو خاموش چرا کردی علی را تو فراموش
چو در نزد پدر گشتی روانه نشانش ده تو جای تازیانه
بگو عهد ترا اُمّت گسستند ز کینه پهلوی زارم شکستند
قضایا را به نزدش کن حکایت ولی هرگز مکن از من شکایت
علی با دست خود خشت لحد چید بساط ماتم خود تا ابد چید
امام باقرعلیه السلام فرمودند : از روزی که پیامبر بزرگ اسلام دیده از جهان فرو بستند ، هیچکس فاطمه را خندان ندید ، تا آنکه از دنیا رفت1
قربان اشکهای چشم تو بروم فاطمه ، مردم مدینه خدمت مولا علی آمدند ، یا علی پیغام مارا به زهرا برسان بگو یا شب گریه کند روز آرام باشد یا روز گریه کند شب آرام باشد2 خد

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت زهرا(س)(بهار آمده اما هنوز در راهی) *

2618

شعر حضرت زهرا(س)(بهار آمده اما هنوز در راهی) بهار آمده اما هنوز در راهی
چه انتظارِغریبی چه دردِ جانکاهی
تویی که می رسی از جاده های مه زده و
منی که گم شده ام با دو دست کوتاهی
که هیچوقت به دستان گرم تو نرسید
نگو که بیعت این دست را نمی خواهی
نگو لیاقت این عشق را ندارم من
منی که یادِ توام لا اقل هرزگاهی
دعای عهد مرا لا اقل ستاره بزن
تویی که از سحرِ انتظارم آگاهی
اگر هنوز کنار تو لکّه ای ننگم
قبول کن که همیشه برات دلتنگم
هزار چهره اگر چه مرا شناخته ای
ولی ببین که در آیینه ی تو یکرنگم
به سازِ مستیِ شیطان ، همیشه می رقصم
گناه می کنم و با تو نا هماهنگم
تویی که لحظه ی تردیدِ من یقین داری
میان معرکه با شرط ِصلح، می جنگم
خدا دو بال فرج داده تا دعا

  • دوشنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

متن روضه حضرت زهرا(س)(افسوس پس از وفات احمد از جور و جفا و ظلم بی حد) *

3553
4

متن روضه حضرت زهرا(س)(افسوس پس از وفات احمد                                   از جور و جفا و ظلم بی حد) افسوس پس از وفات احمد از جور و جفا و ظلم بی حد
پهلوش ز ضرب بر شکستند بازوش ز تازیانه خستند
برروی چو ماه انوار او برگ گل و روی اطهر او
از کینه عدو نواخت سیلی وز سیلی کین بگشت نیلی
چه کردند با فاطمه زهرا ، که تا زنده بود گریه می کرد ؛ زنهای مدینه دیدند چند روز است زهرا بیرون نمی آید ، صدای گریه اش را نمی شنوند دیگر بقیع نمی آید ،چرا فاطمه نمی آید ، زنهای مهاجر و انصار آمدند خانه ی بی بی برای دیدن زهرا ، امّا چه زهرایی ( ذابَ لَحمَها وَجٍَثَّ جَلدَها عَلی عَظمَها ) ، گوشت بدن آب شده ، پوست روی استخوان چسبیده ،گفتند : ( یا بنت رسول الله ، کیف اصبحت ؟) فرمود : ( اصبحت والله آئسته لدنیاک ) . صبح کرد

  • شنبه
  • 24
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 12:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فاطمیه(س)(آئینه‌ي تجلی اسماء ایزد است) *

2504

شعر فاطمیه(س)(آئینه‌ي تجلی اسماء ایزد است) آئینه‌ي تجلی اسماء ایزد است
اين بانويي که روي لبش ذکر أشهد است
صبرش سرآمده دگر از دست این دیار
با آنکه در ثبات و صبوری زبانزد است
با تازیانه ها به تسلایش آمدند
دوران رنج و غربت آل محمد است
جان می‌دهد برای غریبی مرتضی
اندوه و بی‌کسی خودش گرچه بی‌حد است
این پهلوی شکسته چه آورده بر سرش
با هر نفس زدن نفسش بند آمده ست
شوق زيارت پدر و غربت علي
حالا ميان رفتن و ماندن مردد است
شاعر:یوسف رحیمی

  • دوشنبه
  • 26
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 04:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد