علی مرتضی در غم نشسته
ز داغ همسر پهلو شکسته
علی کنار قبر تو نشسته
به یاد تو دخیل گریه بسته
کنار قبرت علی بی تاب شد
زسوز داغ غم تو آب شد
ای مونس و حبیبم
بعد از تو من غریبم
شهر مدینه شده کرب وبلا
گشته عزادار غمت مرتضی
خون به دل حیدر کرار شد
ز داغ فاطمه عزادار شد
حیدر زغم جان بر لب است
گریان مادر زینب است
شال عزا به گردن حیدر است
ذکر حسین و حسنش مادر است
کجا گیرم سراغت
حسین سوزدزداغت
خم شده بی تو کمرم فاطمه
خون شده از غم جگرم فاطمه
فاطمه جان ای مه تابان من
داغ تو آتش زده بر جان من
علی کنار بدنت پیر شد
ز سوز داغ تو زمین گیر شد
صبر علی بی تو دگر کم شده
بنگر به حالم کمرم خم شده
صبر علی
- شنبه
- 5
- بهمن
- 1398
- ساعت
- 11:01
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور




◾دو دمههای سینهزنی
تا روی پیکر تو سنگ لحد را چیدم





