شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس
 حسن لطفی

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( در گوشه ای شکسته ز آوار بی کسی ) * حسن لطفی

2855
2

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( در گوشه ای شکسته ز آوار بی کسی ) در گوشه ای شکسته ز آوار بی کسی
تنها اسیر و خسته و بی آشنا منم
یلدا ترین شب است شب این سیاه چال
پیر و نحیف و بی کس و بی همصدا منم
با خشت های سنگی و با میله های خویش
زندان به حال و روز دلم گریه می کند
خون می چکد زِ حلقه و می سوزم از تبم
زنجیر هم به سوز تبم گریه می کند
پوسیده پیکرم که در این چهارده بهار
در تنگنای سرد و نموری افتاده ام
از بار حلقه های ستم خرد گشته ام
دور از شعاع کوچک نوری فتاده ام
چشمم هنوز خیره به در باز مانده است
خونابه بر لبم پی هر آه آمده
گویی فرشته است که در باز می کند
اما نه باز قاتلم از راه آمده
اینبار هم به ناله من خنده می زند
دستی به زخم تازه ای زنجیر می كشد
با هر نفس به

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 امیر عظیمی

شعر امام موسی کاظم(ع)-مدح و شهادت -( ای دستگیر خلق خدا دستهایتان ) * امیر عظیمی

3115
3

شعر امام موسی کاظم(ع)-مدح و شهادت -( ای دستگیر خلق خدا دستهایتان ) ای دستگیر خلق خدا دستهایتان
زیباترین جواب دعا دستهایتان
گفتم در این مسیر گدایی تان کنم
شاید رسد به دست گدا دستهایتان
دستانتان دو دست خداوند طاهر است
دست پُر از گناه کجا، دستهایتان
از این گناهکاری دستان من چقدر
افتاده است فاصله تا دستهایتان
باور نمی کنم فقط از کثرت گناه
نگرفته اند دست مرا دستهایتان
باشد! به خاک پای شما سجده می کنم
خورده به گیوه های شما دستهایتان
وقتی به خاک پای شما بوسه می زنم
دارم به دست های شما بوسه می زنم
اسلام راستین، مسلمان درست کن
با یک نگاه حضرت سلمان درست کن
از کیمیای دیده ی خود خرج ما نما
این سنگ را تو لوءلوء و مرجان درست کن
مولا بیا به خاک کف گیوه های خود
دست محبتی بک

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت موسی بن جعفر (ع) -( بندِ دلم پاره شده با طعنه های دشمنا ) *

2996
2

زمینه شهادت حضرت موسی بن جعفر  (ع) -( بندِ دلم پاره شده با طعنه های دشمنا ) بندِ دلم پاره شده
با طعنه های دشمنا
به پیش چشمای ترم
دشنام می دن ب مرتضا
کاری بکن جونِ مرا
بگیر خدای مهربون
دیگه که من خسته شدم
ار طعنه های بی امون
خدا دلم از دنیا سیره
ببین پاهام گیر زنجیره
خدا
دیگه نمی خوام زنده بمونم
منوُ
ببر به نزدِ مادرِ جوونم(2)
( یا موسی بن جعفر3)
....
...
ازجای زنجیر گران
خون می چکه روی زمین
بهر تسلا،پسرم
بیا دمی پیشم نشین
دیگه دلم تاب نداره
دختر من خواب نداره
فدای گریه هاش بشم
از دیده هاش خون می باره
خدا دلم ازدنیا سیره

شاعر: موسوی

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:29
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

شعر امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت -( چشم هایش همه را یاد خدا می انداخت ) * محسن حنیفی

2900
3

شعر امام موسی بن جعفر(ع)-شهادت -( چشم هایش همه را یاد خدا می انداخت ) چشم هایش همه را یاد خدا می انداخت
لرزه بر جان و دل تک تک ما می انداخت
پا برهنه همه بر بُشر شدن محتاجیم
نظری کاش که بر ما، گذرا می انداخت
دست بسته فقط او بود که شد دست به خیر
سکّه نه، ماه به کشکول گدا می انداخت
آن همه زخم به روی بدنش بود ولی
زَهر هم بر جگرش چنگ، جدا می انداخت
چشم خود بست ولی دختر او چشم به راه
روی شانه پسرش شال عزا می انداخت
او پر از درد شد امّا به خداوند او را
روضه ی کوچه و گودال ز پا می انداخت
پیکرش زخم شد امّا سر او دست نخورد
شد خراشیده ولی حنجر او دست نخورد

شاعر : محسن حنیفی

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

رباعی شهادت امام موسی بن جعفر(ع9 -( آرامش محض، روح آشفته‌ی توست ) * سید مهدی حسینی

2622
2

رباعی شهادت امام موسی بن جعفر(ع9 -(    آرامش محض، روح آشفته‌ی توست  ) آرامش محض، روح آشفته‌ی توست
مبهوت، زمان زِ رنج ناگفته‌ی توست
تو صابری و صبر، شکیب از تو گرفت
تو کاظمی و خشم، فرو خفته‌ی توست

شاعر : سید مهدی حسینی

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( طبعش بلند است و ظفرهایش بلند است ) *

2320
2

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -(  طبعش بلند است و ظفرهایش بلند است ) طبعش بلند است و ظفرهایش بلند است
مرد تقرب ، دردسرهایش بلند است
دنبال خلوت می رود زندان به زندان
رکن عبادت می شود زندان به زندان
جام بلا نوشید و گفت الحمدلله
خون دلش جوشید و گفت الحمدلله
اصلا چرا باید همه ش آواره باشد
شمع سحر باید به فکر چاره باشد
پیر مناجاتی شب موسی ابن جعفر
تنها ملاقاتی شب موسی بن جعفر
موسای آل الله دور از طور مانده
جانم فدایش از مدینه دور مانده
دلتنگ می شد بی صدا فریاد می کرد
معصومه را تنگ غروبی یاد می کرد
جوشن کبیری ساخت از کهنه عبایش
جوشن صغیری خواند با سوز صدایش
حتی نگهبان از دعایش فیض می بُرد
بدکاره هم از سجده هایش فیض می بُرد
زنجیرها خاکسترش را می کِشیدند
غل های سنگین پ

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( کاش از موی پریشان خودت صحبت کنی ) * امیر عظیمی

3134
1

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( کاش از موی پریشان خودت صحبت کنی ) کاش از موی پریشان خودت صحبت کنی
از دل تنگ غزلخوان خودت صحبت کنی
از بهشت آستان و گنبد و گلدسته ات
از صفای صحن و ایوان خودت صحبت کنی
کاش از تنهایی آن سال های غربتت
اندکی از وضع زندان خودت صحبت کنی
چارده سالی که طی شد در سیه چالی نمور
از دلیل اشک پنهان خودت صحبت کنی
کاش از دلتنگی معصومه می گفتی به ما
از دل شاه خراسان خودت صحبت کنی
حتم دارم با زلیخای دلم یعقوب وار
می توان از ماه کنعان خودت صحبت کنی
از فراق سال ها دور از رضا بودن که نه
باید از هجرانِ از جان خودت صحبت کنی
از شکنجه، روضه ی آزار غُلّ و جامعه
می شود با دوستداران خودت صحبت کنی

تازیانه رفت بالاتر، دلم را برد تا...
لاله ام شد رنگ نیلوفر

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( کاری بجز گریه برای ما نمانده ) * علی قدیمی

3171
1

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( کاری بجز گریه برای ما نمانده ) کاری بجز گریه برای ما نمانده
وقتی به آقا رحم در دنیا نمانده
زندان دل زندان دل زندان سیه چال
فرقی میان روز و شب اینجا نمانده
با تازیانه روزه ها را باز کرده
انگار در دست کسی خرما نمانده
باب الحوائج روز و شب آزار دیده
رقاصه هم بهر اذیت جا نمانده
هر روز لاغر تر شد از روز گذشته
غیر از عبا چیزی که از آقا نمانده
ساق شکسته دست بسته چشم گریان
در پیکر آقا گمانم نا نمانده
بر روی تخته پاره جسمش گرچه رفته
روی تنش اما ردی از پا نمانده
جسمش اگرچه با غلامان گشته تشییع
تدفین که اسمش بر دهاتی ها نمانده
سر روی پیکر داشته الحمدولله
رأسش دم دروازه ها بالا نمانده
با اینکه در زندان غم تنها ترین بود
در بین نامحرم زنش

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد مبشری

نوحه شهادت مظلومانه آقا موسی بن جعفر از محمد مبشری -( کنج زندان غم - بین زنجیر کینه ام ) * محمد مبشری

3208
3

نوحه شهادت مظلومانه آقا موسی بن جعفر از محمد مبشری -( کنج زندان غم - بین زنجیر کینه ام  ) کنج زندان غم - بین زنجیر کینه ام
جان به لب آمد و - یاد شهر مدینه ام
بر سرای دلم زده
شعله ی زهر بی حیا
آخرین دم کنار من
ای عزیزم رضا بیا
واغریبا واویلتا
گرچه گردد روا -هر چه حاجت ز اسم من
تازیانه شده -مرهم زخم جسم من
ای خداوند در رحم
رازق طفل بی پناه
در نگاهم شده یکی
روز روشن شب سیاه
واغریبا واویلتا
صبر دین مرا -دشمنم میزند محک
بی حیا می زند -روی زخم دلم نمک
بر سر چوب تخته ای
می رود جسم لاغرم
گوشه ی شهر کاظمین
ای خدا گشته بسترم
واغریبا واویلتا

شاعر : محمد مبشری

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:39
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( زندان گرفته / حتی صدای مرد زندان‌بان گرفته ) * مجید لشگری

4607
5

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( زندان گرفته / حتی صدای مرد زندان‌بان گرفته ) زندان گرفته / حتی صدای مرد زندان‌بان گرفته
حتی زنی بد / از ساحتش بوی خوش ایمان گرفته
زنجیر و پابند / از استخوان‌هایش توان و جان گرفته
مثل مدینه / مولای ما انگشت بر دندان گرفته
هر تازیانه / با کینه از پهلوی او تاوان گرفته
از سفره‌ی او / دشمن سه روزی هست آب و نان گرفته
اما به‌جایش / هر نیمه‌شب روی سرش قرآن گرفته
ذهنم دوباره / حال و هوای روضه‌ای عطشان گرفته
آتش کشیدند / آتش بمیرم معجر و دامان گرفته
شام غریبان / گوشه به گوشه بارش باران گرفته
رقّاص شامی / آسایش از یک کاروان مهمان گرفته
عمامه‌ای را / خاکستری پر شعله و‌ سوزان گرفته
نی غرق نور است / انگار خولی نیزه‌ای تابان گرفته
بابا کجایی؟؟ / با نام

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مرثیه امام موسی کاظم(ع) -( صدای تق‌تق زنجیر و پیرمردی که ) * مصطفی هاشمی نسب

3008
3

شعر مرثیه امام موسی کاظم(ع) -( صدای تق‌تق زنجیر و پیرمردی که ) صدای تق‌تق زنجیر و پیرمردی که
میان محبس اهریمنان گرفتار است
اگر چه بسته به غل پا و گردنش دشمن
ولی هنوز هم او حجتی ز دادار است
***
برای روح بلندش قفس که مانع نیست
تمام ارض و سماوات تحت قدرت اوست
تمـام شهر نه ، بلکه تمــام دنیـا هم
رهین دست عطا بخش پر کرامت اوست
***
میان بند هم او باب حاجت است،آری
بیـا بخـواه از او هر چه در نظـر داری
اگر گره به دلت خورده یا به زندگی‌ات
چه بهتر آنکه به سوی گره گشا آری
***
کلیم و خضر و مسیح آمده به سائلی‌‌اش
بیا ببین که در خانه‌اش چه غوغایی است
محل آمـد و رفت ملائـکه شـده است
در استلام حجر دیدنش تماشایی است
***
تحیّــری است برایش ســرودن و خواندن
چه گویم از غم او

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمینه شهادت موسی بن جعفر از بهمن عظیمی -( اى هفتمين نورولايت ) * بهمن عظیمی

2897
0

زمینه شهادت موسی بن جعفر از بهمن عظیمی -( اى هفتمين نورولايت ) اى هفتمين نورولايت
ميسوزم ازسوزونوايت
عالم فداى گريه هايت
آسمان و زمين درپناه تو آقا
خون شده قلبم ازسوزوآه توآقا
كنج زندان شده قتلگاه تو آقا
پيش چشمان مادرت
شداهانت به محضرت
لعنت حق به آنكه زد
تازيانه به پيكرت

مددمدد،مظلوم عالمين
مددمدد،خورشيدكاظمين
****
بغض غريبى در گلویت
اى واى ازآندم كه عدويت
ازكينه زد سيلى به رويت
عمر پاک تودراوج غربت به سرشد
زهركين خوردى و پیکرت شعله ورشد
مهدى فاطمه ازغمت خون جگر شد
راه حق رانشان دهى
حاجت اين وآن دهى
همچو جدغريب خود
بالب تشنه جان دهى

مددمدد،مظلوم عالمين
مددمدد،خورشيدكاظمين
****
زنجیر غم بر دست و پایت
همدم نداری جز خدایت
سوزد دل غم هم برایت
قلب پر خون تو

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:45
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( همیان بدوش اگر بشوند آفتاب ها ) * سید پوریا هاشمی

2720
2

شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -( همیان بدوش اگر بشوند آفتاب ها ) همیان بدوش اگر بشوند آفتاب ها
سرریز میشوند زساغر شراب ها
از خوشه های گندم روی کریمشان
چرخش گرفت باز زنو آسیاب ها
میخواستم که شرح دهم معجزات تو..
یک فصه ی شطیطه ی تو شد کتاب ها..
ما فی الضمیر خلق برای تو آشکار
پامنبری خطبه ات عالیجناب ها..
بر قطره های اشک مناجات هر شبت
لبریز حسرت اند تمامی آب ها
شب تا به صبح کار تو راز و نیاز بود
داغ دو چشم باز تو بر قلب خواب ها
شوق شقیق و ناجی یقطین ز مهلکه
ذکر خلاصی از همه ی اضطراب ها..
ای روضه ی همیشگی مادران ما
هستی تو از قدیم دلیل ثواب ها..
جمع بشر ز توبه ی بشرت به حیرت اند
تواب ساز شد ز لب تو عتاب ها
در راه بود تا برساند به تو سوال
دادی میان راه به قاصد ج

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

دانلود سبک نوحه شهادت امام موسیکاظم(ع) -( نور خدا شده ، در ظلمت اسیر ) * میثم مومنی نژاد

3159
0

دانلود سبک نوحه شهادت امام موسیکاظم(ع) -( نور خدا شده ، در ظلمت اسیر ) نوحه
(به سبك صلی الله ُعلیک)
نور خدا شده ، در ظلمت اسیر
بر زخم پای او ، خون گرید زنجیر
ارثش شهادت ، شد همچو مادر
صل الله ُ علی ، موسی بن جعفر
******
زندان بان قاتل و ، زندان قتلگاه
یوسف اهل بیت ، محبوس در چاه
خلصنی یارب ، گوید مکرر
صل الله ُ علی ، موسی بن جعفر
******
زهرا بیا سوی ، زندان بغداد
فرزندت با دست ، بسته شد آزاد
تابوت اوشد ، از تخته ی در
صل الله ُ علی ، موسی بن جعفر

شاعر : میثم مومنی نژاد

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 مهدی نظری

دانلود سبک واحد امام کاظم(ع) -( صدای یا ربنا میاد از تو دل سیه چال ) * مهدی نظری

3649
3

دانلود سبک واحد امام کاظم(ع) -(  صدای یا ربنا میاد   از تو دل سیه چال ) صدای یا ربنا میاد از تو دل سیه چال
یه آوای آشنا میاد از تو دل سیه چال
یه پیرمردی که توغربت، روزای آخریشه
توی گریه مردنش رواز، خدا میخواد همیشه
میخوادپاشه کنده ی زنجیر،نمیزاره نميشه
وای، توی پنجه ی غم گرفتاره، چشاش ابر بارونه میباره
اسیری چقدردردسرداره
وای، یه دلداره که غرق اندوهه، روی شونه هاش باره یک کوهه
این آقایی که برتر از نوحه
3غریب آقا ای غریب اقا
فرشته ای زخمای روی شونه هامو شمرده
سنگینی حلقه ی زنجیر امون من رو برده
نمیشه این سندی شاحک، راضی به هیچ صراطی
ببین با تازیونه ها، جور کرده چه بساطی
ذکر منم مثل مادرم ،شده عجل وفاتی
وای، نمی سوزه قلبی برای من،خدایا بعیده شفای من
پر از تاوله شونه

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد مبشری

نوحه سنگین و محزون شهادت حضرت موسی بن جعفر -( آروم آروم بدنم رو روی تخته بزارید ) * محمد مبشری

3764
6

نوحه سنگین و محزون شهادت حضرت موسی بن جعفر -( آروم آروم بدنم رو روی تخته بزارید ) آروم آروم بدنم رو روی تخته بزارید
زنجیرای ساق وپامُ خیلی اروم بر دارید
بخدا زخم تنم
گریه داره پیرهنم
آه ٌ واویلا واویلا(3)
....
نکنه پوست تنم دوباره باز کَنده بشه
باز دوباره جواب نالهء من خنده بشه

انقده شکنجه ها بر تن من کاری شده
بعد هر ضربهْ خون از، زخم تنم جاری شده

آنقده شکنجه داده بخدا دشمن من
ردِ تازیونه ها جا مونده بر این تن من

تن من گشته کبود
این جواب من نبود
......
دخترم تو مدینه منتظره تا که بیام
بخدا حرف نگفتنی داره خیلی برام

من فدای گریه هاش
می کُشه اشک چشاش
.....
چه شبا تا به سحرعقده گلومُ می گرفت
هر چی گریه کردمُ این دلم آروم نگرفت

بدلم آتیش زدن
طعنه ها ُ نیش زدن
آه ُ واویلا و

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 04:58
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

دانلود سبکزمینه امام کاظم(ع) -( زمزم میجوشه ازدلم، عالم میریزه بازبه هم، قلبم تاکه ازتومیخونه ) * اکبر خلیفه

3168
3

دانلود سبکزمینه امام کاظم(ع) -( زمزم میجوشه ازدلم، عالم میریزه بازبه هم، قلبم تاکه ازتومیخونه ) زمزم میجوشه ازدلم، عالم میریزه بازبه هم، قلبم تاکه ازتومیخونه
اشکام هردم زیادوکم، وقتی جم میشه روی هم، نم نم میریزه روی گونه
آقاجون دوس دارمت/ میخونم تاحرمت/ بشرحافی اومده/ به امیدکرمت 2
میخونم بااین دیده ی تر دستموبگیرموسی بن جعفر
گوشه چشمی یاکه یه نظر دستموبگیرموسی بن جعفر
یا باب الحوائج یا موسی بن جعفر4
محزون میشه باروضتون، دلخون میشه با نوحتون، آقا اونیکه تو عزاته
مهمون میشه به سفرتون، اونکه کردی شما نشون، اجرش بخدا با رضاته
هرکی باجون ودلش/ واسه توسینه زدش/ معصومه دخترتو/ عاقبت میخردش2
شده یکسرکل عالمین غرق ماتمت موسی بن جعفر
مشهدوقم مثل کاظمین غرق ماتمت موسی بن جعفر
یا باب الحوائج یا موس

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 05:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

دانلود سبک نوحه امام کاظم(ع) -( دل تو شکسته اسیری و خسته ) * رضا تاجیک

3318
3

دانلود سبک نوحه امام کاظم(ع) -( دل تو شکسته اسیری و خسته ) دل تو شکسته اسیری و خسته
همه پنجره ها به سوی تو بسته
وای تو یک روز خوش هم ندیدی
عجب طعنه هایی شنیدی
غريبانه او پر کشیدی
وارث داغ مادر
مولا موسی بن جعفر
ز بس کند و.زنجیر به جسمش فرو رفت
ز روی قشنگش دگر رنگ و.رو رفت
وای نظر کن بر این حجم پیکر
شده ناتوان زار و لاغر
به یاد آورد داغ مادر
اشک از چشمانش می سفت
خلصنی یا رب می گفت
وارث داغ مادر
مولا موسی بن جعفر
نگهبان زندان عجب بد دهان است
غضبهای این مرد به وقت اذان است
وای لگد می زند سمت پهلو
گهی تازیانه به بازو
شکسته دگر زیر زانو
مرد یهودی زاده
به جان او افتاده
وارث داغ مادر
مولا موسی بن جعفر

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 06:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

غزلی از مهدی رحیمی در باب شهادت حضرت موسی الکاظم علیه السلام -( تافرض شود در شب زندان چه کشیدی ) * مهدی رحیمی زمستان

3743
5

غزلی از مهدی رحیمی در باب شهادت حضرت موسی الکاظم علیه السلام -( تافرض شود در شب زندان چه کشیدی ) تافرض شود در شب زندان چه کشیدی
تبدیل شده موی سیاهی به سفیدی
دنیا شده زندان بلا تاکه بفهمم
من حال تورا گرچه توماضی بعیدی
ازنور وجود تو واز طرز کلامت
هرروز زدر آمده مامور جدیدی
ازغصه بمیریم چه شبها که پیاپی
درخواب ،" رضا" دیدی واز خواب پریدی
عمرت سپری گشت دراین غصه که آخر
معصومه ی خود را به خدا سیر ندیدی
موسی شده زندانی و دنیا شده برعکس
هارون ضعیفی شده هارون رشیدی

شاعر : مهدی رحیمی

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 15:45
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

رباعی شهادت حضرت موسی بن جعفر -( هرچند پر از لإله شد از خون چمن تو ) * یاسر رحمانی

2742
5

رباعی شهادت حضرت موسی بن جعفر -( هرچند پر از لإله شد از خون چمن تو ) هرچند پر از لإله شد از خون چمن تو
شد رنگ بنفشه ز جفا ياسمن تو
صد شكر كه در معركه زير سم مركب
غارت نشد انگشتري و پيرهن تو

شاعر : یاسر رحمانی

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 20:23
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

رباعی شهادت امام کاظم (ع) با گریز به کربلا -( هرچند خزان كرد عدو برگ و برت را ) * یاسر رحمانی

3753
5

رباعی شهادت امام کاظم (ع) با گریز به کربلا -( هرچند خزان كرد عدو برگ و برت را ) هرچند خزان كرد عدو برگ و برت را
چون شام سيه كرد به زندان سحرت را
با اينهمه صد شكر كه در لحظه آخر
لب تشنه و از پشت نبُرّيد سرت را

شاعر : یاسر رحمانی

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 20:24
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

رباعی شهادت امام کاظم از یاسر رحمانی -( هرچند نمانده اثري از اثر تو ) * یاسر رحمانی

4411
6

رباعی شهادت امام کاظم از یاسر رحمانی -(  هرچند نمانده اثري از اثر تو ) هرچند نمانده اثري از اثر تو
همسايه زنجير شده بال و پر تو
صد شكر خدا را كه نديدست يتيمت
بر پيكر تو نيزه و بر نيزه سر تو

شاعر : یاسر رحمانی

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 20:31
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمد مبشری

زمینه شهادت حضرت موسی بن جعفر -( تو سیاهچالی اسیره ) * محمد مبشری

3340
3

زمینه شهادت حضرت موسی بن جعفر -( تو سیاهچالی اسیره ) تو سیاهچالی اسیره
آروم آروم پر میگیره
داره موسی بن جعفر میمیره
میون هلهله نواش گمشده
تو بغض گریه هاش صداش گمشده
چارچوب پیکر نحیف آقا
تو سجده ها زیر عباش گمشده
آه ، در دلِ شب میونِ دعا
مرد یهودی زند بی هوا
آه من کجا؟ ضربهء سِندی و...
آه از حسین،زینب و کربلا...
...
یا موسی بن جعفر
...
نه شنیدی ، نه... ، نبودی
من و این مرد یهودی..
رو تنم پُر میشه هر شب کبودی
نمیرسه خدا ناله های من
از ردپا پُره بر عبای من
یاد مدینه و پدر ، مادرم
خورد شده استخونای پای من
چند روزِ دردِسرِ ، دردِ سرْ
قوس کمانیِ روی کمر
تیر میکشه گونهء پاره ام
ارثیهء مادرِ بر پسر
...
یا موسی بن جعفر
...
دَمِ عصرِ یا غروبِ
کی میگه حال

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 21:18
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مهدی نظری

غزلی زیبا در شهادت مظلومانه امام موسی الکاظم از مهدی نظری -( کاش از او خبری را به پسر می بردند ) * مهدی نظری

3100
4

غزلی زیبا در شهادت مظلومانه امام موسی الکاظم از مهدی نظری -( کاش از او خبری را به پسر می بردند ) کاش از او خبری را به پسر می بردند
که برای پدرش خون جگرمی بردند
همه از غصه زندان بلا بی خبرند
لااقل کاش به معصومه خبر می بردند
کاشکی عطر سلام سحر دختر را
بانسیم سحری سوی پدر می بردند
پیرمردی که خدارا به نظر می آورد
سجده برخاک درش اهل نظر می بردند
گریه اش بوی مناجات علی را می داد
فیض از گریه او شام و سحرمی بردند
آسمانهاوزمین چشمه و ابر و دریا
روزی خویش از این دیده ترمی بردند
ساق پایش ترکی داشت که هی وا می شد
بازهم حمله به او داس وتبر می بردند
بعضی اوقات لگدها همه باهم محکم
حمله ای را سوی پهلو وکمر می بردند
تامناجات سحرگاهی او قطع شود
با زن فاحشه ای حوصله سر می بردند
بازشد چون درزندان همه باهم دی

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 21:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

واحد شهادت امام کاظم از بهمن عظیمی -( میان زندان زار و مضطر ) * بهمن عظیمی

3653
3

واحد شهادت امام کاظم از بهمن عظیمی -( میان زندان زار و مضطر ) میان زندان زار و مضطر
غریبانه، بی یار و یاور
دلم سوزد با یاد مادر
یازهرا.س. ۲
در این شبهای سخت و دلگیر
ندارم همدم غیر زنجیر
شدم دیگر از زندگی سیر
یازهرا.س. ۲
تنها و غریبانه جان میدهم در زندان
لب تشنه با دیده هایی گریان،به یادت حسین جان
میسوزد عالم از سوز و آه من
کسی نداند جرم و گناه من
گوشه زندان شد قتلگاه من

باب الحوائج،مظلوم عالمین۳

بدون عذر و بی بهانه
ز دشمن خوردم تازیانه
به جسمم دارم صد نشانه
واویلا۲
پر از خون شد چشم تر من
غل و زنجیر و پیکر من
جسارت شد بر مادر من
واویلا۲
چشمانم به در مانده در غربت و تنهایی
پر از خون شد این دیده دریایی،رضا جان کجایی
رمق نمانده بر پای این اسیر
شدم دگر من ا

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 21:34
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شهادت امام موسی کاظم شعر بلندی از علیرضا خاکساری -( به لطف حضرت حق حس معنوی دارم ) * علیرضا خاکساری

2915
2

شهادت امام موسی کاظم شعر بلندی از علیرضا خاکساری -( به لطف حضرت حق حس معنوی دارم ) به لطف حضرت حق حس معنوی دارم
به شوق خواندن مرثیه مثنوی دارم
شب شهادت و من یاد کاظمین کردم
و اشک مادر سادات را در آوردم
دلا بسوز که معصومه زار و محزون است
دلا بسوز امام زمان دلش خون است
دلا بسوز که در سینه غم شرربار است
دلا بسوز امام رئوف عزادار است
دلا بسوز به سوز دل امام رضا
به روضه ای که شده قاتل امام رضا
یکی دو جرعه غزل مرثیه بنوشید و...
به دخترش همگی تسلیت بگویید و...
چه خوب تک تک تان اهل فیض و بارانید
به نام نامی آقا به روضه مهمانید
تمام غربت عالم به او حواله شده
اسیر خسته ی کنج سیاهچاله شده
بنای دشمن او ظلم و جور و بیداد است
سیاهچاله نگو قتلگاه بغداد است
به ناله محبس خود را اگر حرم کرده

  • یکشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 21:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

تقديم به امام موسي ابن جعفر عليه السلام -( شانه هاى آسمان لرزيد از بار غمت ) * اصغر چرمی

2259
4

تقديم به امام موسي ابن جعفر عليه السلام -( شانه هاى آسمان لرزيد از بار غمت ) شانه هاى آسمان لرزيد از بار غمت
ديده ى افلاكيان شد ابر خونبار غمت

عرش حق زد ناله و افتاد بر روى زمين
خرد شد اركان آن در زير آوار غمت

پيكرت تشيع شد بر دوش زخمى نسيم
شد مشام عرش پر از عطر سرشار غمت

عرش حق شد كاظميه نوحه خوان شد جبرئيل
تا طنين انداز شد امروز اخبار غمت

آسمانها زير تابوتت كمر خم كرده اند
ريختند افلاكيان در پاى ديوار غمت

حنجر مرثيه ام زخمى داغ روضه ات
پيكر شعرم اسير درد بسيار غمت

مي توان ديوان نوشت از جوهر اشك شما
صد غزل مرثيه شد در بين آثار غمت

رشته ى عشق تو را بين كلافى بسته ام
تا كه باشم موجب گرمى بازار غمت

مدخل باب المرادت پنجره فولاد ماست
تذكره مي خواهد امشب اين گرفتار

  • جمعه
  • 1
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 06:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

غزلي تقديم به امام موسي ابن جعفر عليه السلام -( چون خدا درب جنان را از حريمت باز كرد ) * اصغر چرمی

2470
1

غزلي تقديم به امام موسي ابن جعفر عليه السلام -( چون خدا درب جنان را از حريمت باز كرد ) چون خدا درب جنان را از حريمت باز كرد
مي توان بين حرم با يك غزل پرواز كرد

مي توان مرثيه را با اذن زهرا مادرت
با گريز روضه هاى كربلا آغاز كرد

مي توان سر را فرود آورد پاى مدحتان
عشق را بر خاندان عترتت ابراز كرد

مي توان با يك اشاره بر شكوه مرقدت
بر بهشت و اهل آن تا صبح محشر ناز كرد

دل كه شد غمخانه ى موسي ابن جعفر زنده شد
گر گرفت و عالمي را غرق سوز و ساز كرد

عاشق باب المرادش كرد ما را آنكه گفت
حضرت موسي ابن جعفر در حرم اعجاز كرد

با برات كاظمينش بنده ى آلوده را
از همان آغاز با اهل ولا همراز كرد

شاعر : اصغر چرمی

  • جمعه
  • 1
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 06:42
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

زندانی هارون -( سالها زندانی زندان هارون بود او ) * اسماعیل تقوایی

2598
4

زندانی هارون -( سالها زندانی زندان هارون بود او ) سالها زندانی زندان هارون بود او
راه دشواری برای حفظ دین پیمود او

هر که از عباسیان آمد ورا آزار داد
یا به زندان بود یا در خانه اش محدود او

سندی شاهک در آخر گشت زندانبان او
دشمنی غدار بر موسای کاظم(ع) بود او

در همان زندان بشد مسموم زهر کینه ها
بعد عمری رنج وزندان عاقبت آسود او

ابن صادق،عبد صالح،باب حاجت های ما
هفتمین ماه امامت دل زما بربود او

تسلیت باد این مصیبت بر رضا(ع) هشتم امام
سالها در حسرت دیدار بابا بود او

سر سلامت گوبه مولامان امام آخرین
حضرت صاحب که خصم دین کند نابوداو

هرچه خواهی شیعه از باب الحوائج کن طلب
چون که باشد مظهر لطف وامیر جود او

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1394
  • ساعت
  • 11:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

شهات حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -( ما خاک پای دوستان اهل بیتیم ) * امیر عظیمی

4029
9

شهات حضرت موسی بن جعفر علیه السلام -( ما خاک پای دوستان اهل بیتیم ) ما خاک پای دوستان اهلبیتیم
خصم تمام دشمنان اهلبیتیم

ریزه خورِ هر روزِ خوان اهل بیتیم
اولاد حیدر را همیشه دوست داریم

موسی بن جعفر را همیشه دوست داریم
یارب چرا خورشیدمان رو به غروب است؟

دنیای ما، زندان آدم های خوب است
در این میان هر کس که محبوب القلوب است

باید که در زندان غم در بند باشد
یک عمر دور از همسر و فرزند باشد

آقای ما، موسی بن جعفر بین زنجیر
دارد دگر زندان به زندان می شود پیر

این روزهای آخر آقا شد زمینگیر
مابین غلّ و جامعه پایش خمیده

پایش فقط نه، کل اعضایش خمیده
این مرغ افلاکی دور از آشیانه

آزرده از زخم زبان های زمانه
آن قدر خورده از یهودی تازیانه

دل در از بر روضه هایش گریه می ک

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1394
  • ساعت
  • 08:06
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد