حضرت علی علیه السلام

مرتب سازی براساس

غزل حضرت علی(ع) -( دمید انگار در جسمش خدا روح مسیحا را ) * طاهره تختی

2022
1

غزل حضرت علی(ع) -( دمید انگار در جسمش خدا روح مسیحا را ) دمید انگار در جسمش خدا روح مسیحا را
برای بار دیگر آفرید آن دست بیضا را
خدا آراست جانش را به صبر ناب ایوبش
به نور عشق، روشن کرد آن رخسار مهسا را
غزل گوهای موزون ساز و شاعرهای شعر آیین
فدای مقدمش کردند شه بیت غزل ها را
علی مانند بنیامین یوسف شد، شب رفتن
شبیه باور هارون که ثابت کرد موسی را
غم سنگین مولایم که روی سینه ام افتاد
تداعی کرد در باغ دلم داغ زلیخا را
علی جان چند سال از دست مردم خون دل خوردی
که با غسل شهادت پاک کردی رنج دنیا را
مسیر عاشقی ها را تو بودی یادمان دادی
تو رفتی راه ما گم شد، بگیری خاطر ما را
اگر رودی سرازیری نرفت از روی مغروری
اگرچه پاک می ماند، نخواهد دید دریا را
"نسیم" ساده د

  • دوشنبه
  • 28
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 08:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 قاسم صرافان

شعر مثنوی حضرت علی(ع) -( اشک می بارید از چشمان سلمان مثل ابر ) * قاسم صرافان

4009

شعر مثنوی حضرت علی(ع) -( اشک می بارید از چشمان سلمان مثل ابر ) اشک می بارید از چشمان سلمان مثل ابر
گفت من یک قطره ام پیش تو ای دریای صبر!
ای خوشا «اللهُ نور»ی که توئی پروانه اش
خوش به حالش که تو دنیا آمدی در خانه اش
همچنان از طرح آن روزم پشیمانم هنوز
آن همه خندق چرا کندیم؟ حیرانم هنوز
در سپاه ما مگر آن روز شیر حق نبود
حاجتی دیگر به حفر آن همه خندق نبود
خویش را در کام شیر انداخت او با پای خود
تا پرید این سو و جولان داد «عمرو عبدِوُد»
هی رجز می‌خوانَد و هی بی قراری می کنی
وای از آن ساعت که تو قصد شکاری می کنی
«لا فتی»! پیش آمدی «لا سیف» در دستان تو
گفت احمد: نه، ولی نه از هراس جان تو
گفت نه، تا دیگری با «عمرو» رو در رو شود
گفت نه، تا دست آن پر ادّعاها رو شو

  • دوشنبه
  • 28
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 06:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد جواد خراشادی زاده

غزل حضرت علی(ع) -( نیمه شب بین شهر می رفت و، لحظه ها مثل خواب و رؤیا بود ) * محمد جواد خراشادی زاده

1986

غزل حضرت علی(ع) -( نیمه شب بین شهر می رفت و، لحظه ها مثل خواب و رؤیا بود ) نیمه شب بین شهر می رفت و، لحظه ها مثل خواب و رؤیا بود

چه غریبانه راه می آمد، بی حریم و چقدر تنها بود

بین آن های و هوی ساکت شهر، نفسش بند آمد و ناگاه

«بین دیوار و در به هوش آمد»، توی کوچه چقدر غوغا بود

یاد آن ساعتی که با ناله، می شنید از زبان آهوها

شیر در بند گرگ ها بود و، همه ی شهر در تماشا بود

واژه های غریب در شعرش، واژه هایی غریب در ناله

تازیانه، طناب، مسمار و... واژه هایش فقط همین ها بود

بعد آن ساعتی که در ذهنش، همه ی ماجرا مجسّم شد

درد دل های چاه دیدن داشت، گفتگویش چقدر شیوا بود

با تمام غمی که در سر داشت، با تمام مصیبت دیروز

فکر یک ماجرا عذابش داد، فکر فردا و داغ فردا بود

دم آخ

  • دوشنبه
  • 28
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 07:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( مگر اندوه شب های علی را چاه می فهمد؟ ) * علی اصغر شیری

2166
0

غزل حضرت علی(ع) -( مگر اندوه شب های علی را چاه می فهمد؟ ) مگر اندوه شب های علی را چاه می فهمد؟
کجا درد دل آئینه ها را آه می فهمد؟
شب تاریک کوفه کوچه ها در خواب خاموشی
فقط حال یتیمان را نگاه ماه می فهمد
به دام خویش افتادند بوجهلان صفینی
فریب کفر را کی لشکر گمراه می فهمد؟
خوارج چیزی از پند علی هرگز نفهمیدند
کجا آفاق را اندیشه ی کوتاه می فهمد؟
مسیر کهکشان ها با نگاهش می شود روشن
ولی این قوم آیا راه را از چاه می فهمد؟
علی درد دلی انبوه دارد، بغض دارد، آه...
مگر درد دل آئینه ها را آه می فهمد؟

شاعر : علی اصغر شیری

  • دوشنبه
  • 28
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 12:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( نشان آمدنت، روی کعبه حک شده بود ) * امیر حنایی

2317

غزل حضرت علی(ع) -( نشان آمدنت، روی کعبه حک شده بود ) نشان آمدنت، روی کعبه حک شده بود
وَ صبر کعبه که لبریز از ترک شده بود
دوباره کعبه ترک خورد یا سر تو شکافت؟
از این پدیده، زمان هم دچار شک شده بود
شکاف کعبه، فدای سرت، چه سِرّی داشت؟
نشان مرگ و تولد، که مشترک شده بود!
در شکسته، لگد، گریه های در کوچه
غمی بزرگ، به اندازه ی فدک شده بود

شاعر : امیر حنایی

  • دوشنبه
  • 28
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 16:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
حاج حسن یعقوبی تبریزی

غزل حضرت علی(ع) -( باران گرفت، بغض خداوند وا نشد ) *حاج حسن یعقوبی تبریزی

2331

غزل حضرت علی(ع) -( باران گرفت، بغض خداوند وا نشد ) باران گرفت، بغض خداوند وا نشد
کعبه هنوز از غم سوگت رها نشد
ای مهر محض، آینه ی خشم ایزدی
کس جز تو اهل موهبت لافتی نشد
دنیا دچار حسرت و بهتی همیشگی ست
زیرا به او ز سوی تو هیچ اعتنا نشد
دریایی و چقدر تماشایی و وسیع
دریا که در پیاله ی این دهر جا نشد
هر جا گره به کار جهان خورد، بی گمان
جز نام مهربان تو مشکل گشا نشد
این واژه های خسته و شرمنده را ببخش
می دانم این غزل، سخنی آشنا نشد
«هرکس که دید روی تو بوسید چشم من»
هرکس که گفت نام تو را بی نوا نشد

شاعر : حسن یعقوبی

  • چهارشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 05:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( تو را از پینه های دست هایت می شناسم من ) *

2324

غزل حضرت علی(ع) -( تو را از پینه های دست هایت می شناسم من ) تو را از پینه های دست هایت می شناسم من
منم در این حوالی، پینه بسته، قَدِّ یک اَرزَن
تو را حک کرده ام در ذهن خود، تا باورم باشی
در این دنیای ناباور، در این هنگامه ی آهن
بزرگی، استواری، بی کرانی، بی نهایت تر
تو اعجاز خداوندی، هزارانی ولی یک تن
همیشه در شب قدر آن قَدَر در ماه می چرخم
ببینی این منم، حتّی اگر اندازه ی سوزن
وَ پشت در بیایی نان بیاری با کمی خرما
نه نان و دانه ی خرما نه، یک لبخند، یک روزن
در اینجا آدمک ها بذر شیطان را نگهبانند
همیشه دام می کارند در ایمان مرد و زن
شبی ای کاش می خوردند تیغ ذوالفقارت را
همین هایی که می چرخند پیرامون اهریمن
تو را از عدل، از نهج البلاغه، از غدیری دور
تو را

  • چهارشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 07:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( دست دل را می فشارم چون که پابند علی ست ) * جواد زهتاب

2720

غزل حضرت علی(ع) -( دست دل را می فشارم چون که پابند علی ست ) دست دل را می فشارم چون که پابند علی ست
من خدا را دوست دارم چون خداوند علی ست
پیش ما حرص بهشت و غصّه ی دوزخ یکی ست
پرده بردارید این دل آرزومند علی ست
گل نمی خندد اگر بی بهره باشد از بهار
تا دل من وا شود محتاج لبخند علی ست
ناله از نی چون بر آید می شود از نی جدا
نیست در بند رهایی آن که در بند علی ست
از علی پرسیدم و گفتند: مانند خداست
از خدا پرسیدم و گفتند: مانند علی ست
عاشق کوی علی را ترس رسوایی کجاست
بیم ننگش نیست هرکس آبرومند علی ست
آب اگر آب حیات ست و اگر شط فرات
تا ابد شرمنده ی لب های فرزند علی ست

شاعر : جواد زهتاب

  • چهارشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 07:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام علی(ع) -( دارم به سر هواي زيارت اباالحسن ) * فرزاد نظافتی

2389
2

شعر مدح امام علی(ع) -( دارم به سر هواي زيارت اباالحسن ) دارم به سر هواي زيارت اباالحسن
اي در جنون كشيده نگاهت اباالحسن
مستي من ز شرب مدام شراب توست
با من چه كرده ذكر مدامت اباالحسن
ما جملگي به دام تو افتاده ، تا ابد
مستي كنيم به دام اسارت اباالحسن
گرديده خال هاشميت قبلگاه من
سجده به تو ، به خاطر خالت ابا الحسن
روي زمين تو جاي خدا تكيه كرده اي
از من دعا و از تو اجابت اباالحسن
عشقت چه كرده با من از جنس سنگ علي
عاشق كشي به چشم خمارت ابا الحسن
صد بار اگر ز عشق تو جان در دَهَم علي
جار ميزنم كه جان به فدايت ابا الحسن

شاعر : فرزاد نظافتی

  • پنج شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مثنوی حضرت علی(ع) -( آقا سلام. اذن زیارت که می دهی؟ ) * فاطمه وثوقی

2754
1

مثنوی حضرت علی(ع) -( آقا سلام. اذن زیارت که می دهی؟ ) آقا سلام. اذن زیارت که می دهی؟
از دور هم اجازه ی صحبت که می دهی؟
شاعر به دست های کریمت امید بست
باواژه هاش عرض ارادت نموده است
این روزها زمین پر از احساس تازه ای ست
این روزها تبلورِ احساس تازه ای ست
حتی ملائکه همگی صف کشیده اند
با این حضور، شور مضاعف کشیده اند
شوری شگفت دردل پیغمبر خداست
جبریل غرق معنی دیوان لا فتاست
دیگر سکوت، همهمه ها را به هم زده
یک حرف ناب، ثانیه ها را رقم زده
بَلِّغ به هر چه خلق رسول مبین ما
ما اُنزِلَ اِلَیک شده ختم دین ما
نقش دو دست رو به سماوات جای وحی
دیگر نترس واژه بیاور برای وحی
ولای من که جان پیمبر فقط تویی
تنها امیرِ اول و آخر فقط تویی
چاهی که دردهای تو درسینه داش

  • چهارشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 08:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام علی(ع) -( بی مَثَل باشد،علی،با او خزانم چون بهار ) * مهدیه خزایی

2567
3

شعر مدح امام علی(ع) -( بی مَثَل باشد،علی،با او خزانم چون بهار ) بی مَثَل باشد،علی،با او خزانم چون بهار
لافتَی اِلّا عَلی،لاسَیفَ اِلّا ذوالفَقار
قفل مشکل را کلید است اسم اعلای علی
رمز بهبود مریضی،خوش شود،این حال زار
سمت ایوانش رَوَم در خواب خود با اشک و آه
ای صبا،آور شمیمی از نجف،از کوی یار
در خوشی ها دور از اویم،در گرفتاری ولی
رو به سویش می کنم بی آنکه باشد ننگ و عار
سرنوشتم!خواهشا با دست خود طرحی بزن
روی قلبم نام حیدر، آن شه دلدل سوار
من دگر خواهم فقط،از خاک عشقت در دلم
یاعلی!حالا شما هم بذر ایمان را بکار

شاعر : مهدیه خزایی

  • شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 12:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام علی(ع) -( تا جگر ِ من به سوز و آه نيفتد ) *

2425
1

شعر مدح امام علی(ع) -( تا جگر ِ من به سوز و آه نيفتد ) تا جگر ِ من به سوز و آه نيفتد
بَهر ِ علاجم كسي به راه نيفتد
با گُنَهَم چاه درست كردم و گفتم
يوسفِ من در تهِ اين چاه نيفتد
خَلقاً و خُلقاً شبيهِ ذاتِ رسولي
كوفه محال است به اشتباه نيفتد
آه عقاب ِ علي مراقب ِ او باش
راكب ِ تو در دلِ سپاه نيفتد
حداقل كاش علي اكبر ِ ليلا
رويِ زمين پيش ِ چشم ِ شاه نيفتد
زود بلند شو پسر ِ ارشدِ بابا
تا به رويِ عمه ات نگاه نيفتد
زود بلند شو كه اِبن سعد نخندد
بر پدر ِ تو از اين به بعد نخندد...

  • شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 12:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام علی(ع) -( اگر نبود بنا من شوم بریر شما ) *

2582

شعر مدح امام علی(ع) -( اگر نبود بنا من شوم بریر شما ) اگر نبود بنا من شوم بریر شما
خدا کند نشوم درجمل زبیر شما
گناه کارم و امید من کرامت تو
بگیر دست مرا تا شوم زهیر شما
شبانه روز شدم معتکف به کنج لبت
گذر نموده ام از مسجدم به دیر شما
شنیده ام ز پدر مادرم که خندان است
کسی که غصه ی او شد غم شبیر شما
چقدر پست و حقیر و ذلیل و بدبخت است
کسی که رو بزند بر کسی به غیر شما
کسی که اشک نریزد میان محفل تو
یقین کنم نشود عاقبت به خیر شما
فتاد سیر کمالی من به کوی وفا
خوش است فضل و کمالم ولی به سیر شما

  • یکشنبه
  • 4
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( ای صورت تو ماه تر از ماه شب قدر ) * امنه دولت ابادی

2562

غزل حضرت علی(ع) -( ای صورت تو ماه تر از ماه شب قدر ) ای صورت تو ماه تر از ماه شب قدر
ماه تک و تنها شده با چاه شب قدر!
تو سوره ی قدری و من از قدر شناسان
با بغض، تو را خوانده ام ای شاه شب قدر
من آدمی از جنس جنون جنس گناهم
آورده مرا عشق تو در راه شب قدر
بین من و تو هست جناسی و تضادی
تو کوه شب قدری و من کاه شب قدر
تا باز شود یک گره از کار خرابم
تا صبح زدم مشت به درگاه شب قدر
باید که شبانگاه در خانه گشایی
بر قافله ی مردم خود خواه شب قدر
تو کار جهان ساختی از آه دل من
من قافیه ها ساختم از آه شب قدر
می ترسم از آن که بشود صبح و ببینم
تو رفته ای از شهر به همراه شب قدر

شاعر : امنه دولت ابادی

  • چهارشنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر فرخنده

شعر مدح امیرالمومنین(ع) -( تفسیر آیه آیه قرآن علی بود ) * امیر فرخنده

2815
7

شعر مدح امیرالمومنین(ع) -( تفسیر آیه آیه قرآن علی بود  ) تفسیر آیه آیه قرآن علی بود
اسلام و دین و پایه ایمان علی بود
غیر از علی دگر به جهان نیست سروری
تنها امیر عالم امکان علی بود
در بزم جنگ لشگر دشمن سیاهی است
آن کس که برتر است به میدان علی بود
صد مرده زنده میشود از ذکر یاعلی
آن کس که داد بر تن ما جان علی بود
مولا علی به کل جهان سروری کند
شاه جهان و حضرت سلطان علی بود..

شاعر : امیر فرخنده

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 04:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

دو بیتی امام علی(ع) -( مهر علي را هر كسي دنبال دارد ) * سید احسان طباطبایی

2317
2

دو بیتی امام علی(ع) -( مهر علي را هر كسي دنبال دارد ) مهر علي را هر كسي دنبال دارد
كي در دلش ترسي ز قيل و قال دارد
مقبولي حب علي بر هر كه سخت است
آري يقينا نطقه اش اشكال دارد

شاعر : سید احسان طباطبایی

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 04:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( پر شده از مي پياله هاي نگاهم ) * محمد بختیاری

2084

غزل حضرت علی(ع) -( پر شده از مي پياله هاي نگاهم ) پر شده از مي پياله هاي نگاهم
جوش و خروش آمده به چاه سياهم
ذرّه نوازي كند وگرنه بعيدست
ماه سري آورد به ظلمت چاهم
مثل كسي نيست دست هاي كريمش
مثل كسي نيست بينوايي ما هم
در حرم عشق اختيار ندارم
بر لب دريا رسيده قامت كاهم
منتظرم تا شراب ساقي كوثر
آتش اشكي زند به دشت گناهم
زنده شده عالم از نگاه رحيمش
كمترم از سنگ فرش هاي حريمش

شاعر : محمد بختیاری

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 وحید قاسمی

غزل حضرت علی(ع) -( مولا اگر نبود ولايت نداشتيم ) * وحید قاسمی

2548
5

غزل حضرت علی(ع) -( مولا اگر نبود ولايت نداشتيم ) مولا اگر نبود ولايت نداشتيم
روز حساب، باب شفاعت نداشتيم
عاشق نمي شديم اگر مرتضي نبود
نسبت به اهل بيت ارادت نداشتيم
عشق علي كه قسمت هركس نمي شود
سلمان اگر نبود، سعادت نداشتيم
مولا اگر نبود، عجم سرشكسته بود
ما غير از او اميد حمايت نداشتيم
اسلام ما نتيجه ي لبخند مرتضي ست
با زور تيغ، ميلِ هدايت نداشتيم
مولا اگر نبود، ري از دست رفته بود
تاريخ هشت سال رشادت نداشتيم
اين انقلاب بي مددش پا نمي گرفت
شور قيام و شوق شهادت نداشتيم
ما از دعاي خيرِ علي رزق مي خوريم
اين طور اگر نبود، روايت نداشتيم
رونق نداشت حجره ي انصاف هايمان
بركت به كار و كسب تجارت نداشتيم
شب هاي جمعه گريه ی مان ارث مرتضي ست
ما بي كُميل حا

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدح مولا علی (ع) از حسین معصومی -( ما ریزه خوار سفره ی احسان حیدریم ) * حسین معصومی

3844
9

مدح مولا علی (ع) از حسین معصومی -( ما ریزه خوار سفره ی احسان حیدریم ) ما ریزه خوار سفره ی احسان حیدریم
دل بیقرار گوشه ی چشمان حیدریم
ما جملگی ز میکده بیمار آمدیم
در انتظار جلوه ی درمان حیدریم
گرچه فلک ز ظلم به ما کم نمی نهد
اما خوشیم که دست به دامان حیدریم
آشوب در دلیم به نجوای نیمه شب
ما شیعیان همیشه پریشان حیدریم
آمد نسـیم و گفت که یا ایها العزیز
جئنا که جمع، جمله گدایان حیدریم

شاعر : حسین معصومی

  • سه شنبه
  • 24
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 12:37
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( بر آسمان شهر شما مردم! این سایه مستدام نخواهد ماند ) * احمد حسین پور علوی

2711
3

غزل حضرت علی(ع) -( بر آسمان شهر شما مردم! این سایه مستدام نخواهد ماند ) بر آسمان شهر شما مردم! این سایه مستدام نخواهد ماند
این مِی كه در غدیر خُم آماده‌ ست، در جامتان مدام نخواهد ماند
چون برگه های باطله خواهد سوخت، در گیر و دار زلزله خواهد مرد
شعری كه از امام نخواهد گفت، شهری كه با امام نخواهد ماند
مردی كه جبرئیل به پابوسش، لبریز السّلامُ علیكم بود
در بین راه خانه و نخلستان، در حسرت سلام نخواهد ماند
سرمست حاكمیت تان بودید، او داغدار این حَكَمیت بود
آن‌جا كه حرف، حرف ابوموساست، از دین به غیر نام نخواهد ماند
وقتی نماز حربه ی دشمن شد، مانند روز بر همه دشمن شد
حتی نشانه های مسلمانی، در مسجدالحرام نخواهد ماند
طوفان شقشقیه به راه افتاد، تا آن نگاه خسته به ماه افتاد
دانس

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( جانم فدای فرق سر و زخم کاری ات ) * سید مهدی نژاد هاشمی

2538
2

غزل حضرت علی(ع) -( جانم فدای فرق سر و زخم کاری ات ) جانم فدای فرق سر و زخم کاری ات
ای آبروی هر دوجهان برد باری ات
همواره در مدار تو می گردد آسمان...
ای مایه ی شکوه زمین، تک سواری ات
آوازه ات رسیده به گوش هزاره ها...
شهره شده ست صاعقه ی ذوالفقاری ات
کعبه گرفته است در آغوش خود تو را...
پیچیده است در نفسش عطر جاری ات
جاری شده ست در نفس کوچه باغ ها...
عطر و گلاب معجزه های بهاری ات
جانم فدای غربت چشمان تو علی...
می بارد از زمین و زمان بی قراری ات
فریادِ استغاثه ی هفت آسمان رسید
وقتی کسی نبود بیاید به یاری ات
سینه دریده اند تمام انار ها...
در امتداد بال و پر رستگاری ات
امشب نگاه آینه ها مات می شود...
در لابه لای درد و غم سوگواری ات

شاعر : سید مهدی ن

  • سه شنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 14:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( نشست نخل كه در سوگ يار گريه كند ) * سید مهدی موسوی

3215

غزل حضرت علی(ع) -( نشست نخل كه در سوگ يار گريه كند ) نشست نخل كه در سوگ يار گريه كند
زصبر بي حد پروردگار گريه كند
دويد ابر كه در غربت هميشه ی مرگ
تمام سال به نام بهار گريه كند
كجاست مونس زهرا و قبر گم نامش
علي كجاست كه بر اين مزار گريه كند
براي پُر شدن جاي خالي يار
جهان چگونه وَ يا چند بار گريه كند؟
كدام كوچه بنالد به ياد آن شب گرد
كدام خانه ی اميدوار گريه كند
كدام حادثه ی شوم درمسير شب ست
كلاغ آمده تا قارقار گريه كند
اگر كه كفر نباشد خدا نشسته هنوز -
شبيه يك پدر داغ دار گريه كند
گذشته ست شب از نيمه و كنار چاه
كسي نيامده تا زار زار گريه كند
علي به پاي خودش آمده سر محراب
عجيب نيست اگر اختيار گريه كند
شكسته ماند نماز علي و خواست زمين
براين زمانه ی

  • چهارشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( در کسوت آیات مزامیری داوود ) * مهدی جهاندار

2506

غزل حضرت علی(ع) -( در کسوت آیات مزامیری داوود ) در کسوت آیات مزامیری داوود
در شوکت ابیات حماسی و غم آلود
هم اوّل و هم آخر و هم باطن و ظاهر
هم حاضر و هم ناظر و هم شاهد و مشهود
در دست کلیمُ الله و در باور فرعون
در جان خلیل الله و در آتش نمرود
اغراق اگر نیست أنا العبد أنا الهیچ
یا کفر اگر هست هو العابد و معبود
تو در "دل حوّایی" و ابلیس چه خوش گفت: -
من برترم از آب و گل آدم مسجود
ای مژده ی أکملتُ لکم دینکم ای عشق
جبریل پر و بال زنان آمد و فرمود: -
مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا
تا هست علی باشد و تا بود علی بود

شاعر : مهدی جهاندار

  • چهارشنبه
  • 6
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 15:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( یک کوچه غیرت ای قلندر تا علی مانده ست ) * مهدی جهاندار

4335

غزل حضرت علی(ع) -( یک کوچه غیرت ای قلندر تا علی مانده ست ) یک کوچه غیرت ای قلندر تا علی مانده ست
شمشیر بر دارد هر آن کس با علی مانده ست
دیشب تمام کوچه های کوفه را گشتم
تنها علی، تنها علی، تنها علی مانده ست
ای ماهتاب آهسته تر اینجا قدم بگذار!
در جزر و مد چاه، یک دریا علی مانده ست
از خیل مردانی که می گفتند می مانیم
انگار تنها ابن ملجم با علی مانده ست
ای مرد! بر تیغت مبادا خاک بنشیند
برخیز! تا برخاستن یک «یاعلی» مانده ست

شاعر : مهدی جهاندار

  • پنج شنبه
  • 7
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 06:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محسن عرب خالقی

غزل حضرت علی(ع) -( این چشم ها به راه تو بیدارمانده است ) * محسن عرب خالقی

2055

غزل حضرت علی(ع) -( این چشم ها به راه تو بیدارمانده است ) این چشم ها به راه تو بیدارمانده است
چشم انتظارت از دم افطار مانده است
برخیز و کوله بار محبّت به دوش گیر
سرهای بی نوازش بسیار مانده است
با تو چه کرده ضربه ی آن تیغ زهردار
مانند فاطمه تنت از کارمانده است
آن قدر زخم ضربه ی دشمن عمیق هست
زینب برای بستن آن زار مانده است
آرام تر نفس بکش آرام تر بگو -
چندین نفس به لحظه ی دیدارمانده است
ازآن زمان که شاخه ی یاست شکسته شد
چشمت هنوز بر در و دیوارمانده است
سی سال رفته است ولی جای آن طناب -
بر روی دست و گردنت انگارمانده است
می دانی اِی شکسته سر آل هاشمی
تاریخ زنده در پی تکرارمانده است
از بغض دشمنان، به تو یک ضربه سهم توست
باقی آن برای علمدار مانده است

شاع

  • پنج شنبه
  • 7
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

قصیده حضرت علی(ع) -( پوست می بُرّد و هم پوسته ی قوس و کمان ) * کاظم رستمی

2523

قصیده حضرت علی(ع) -( پوست می بُرّد و هم پوسته ی قوس و کمان ) پوست می بُرّد و هم پوسته ی قوس و کمان
وهم می چرخد و هم همهمه تیر و سنان
همگان در همگان حرف و همه در کلمه
وَ همه یک کلمه در صفحاتی سیلان
حرف بر رگ رگ برگ است و همه روح رها
گله از درد خود و گلّه ی آشفته شبان
جوهر ذات تحرّک، همه در کلک کلام
وَ همه همهمه ی ساکن شن های روان
کلمه بر کلمه ساحل دریای کلام
موج های کلمه، پیرهن سِرّ نهان
کلمه سر وجودست و وجود از کلمه
کلمه کثرت کشف الف چرخ زنان
ذات گویای جهان، همهمه ی خاموشان
که خدای کلمات آمده در دیر مغان
نور واجب، به تنش پیرهنی از کلمه
به سجود آمده کثرت به سجودش به عیان
كلمه ی كلك محبّت به تن آتش قُدس
كلمه، عين ردا كو به تن حضرت آن
لام تفسيري لا را تو ب

  • پنج شنبه
  • 7
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی(ع) -( به تو آموخت از اول، خدا رسم اميري را ) * حسنا محمدزاده

2149

غزل حضرت علی(ع) -( به تو آموخت از اول، خدا رسم اميري را ) به تو آموخت از اول، خدا رسم اميري را
شجاعت را، سخاوت را، حيا و سر به زيري را
غدير از چشم هاي تو خجالت مي كشيد امّا -
برايت حكم مي كردند عمري گوشه گيري را
هميشه بوي نان و عشق مي آيد از اين كوچه
كه با خود مي برد از خانه ها بوي فقيري را
زمينِ خسته با چشم خودش هر روز مي بيند
به زير پاي مرد آسمان، فرش حصيري را
تو را با چاه هاي كوفه تنها مي گذارم تا -
بريزي در دل اين واژه ها حسي كويري را
بدون تو زمين در انجماد سينه ها يخ زد
به دندانش گرفت آيينه ی بغضي ز مهري را
خدا در شيره ی‌ جانت چكانده بود دريا را
عدالت را، قناعت را، حيا و سر به زيري را

شاعر : حسنا محمدزاده

  • پنج شنبه
  • 7
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 14:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر فرخنده

شعر مدح ولادت امام علی(ع) -( عالم دهر دگر باره پریشان علی(ع) ) * امیر فرخنده

2097
4

شعر مدح ولادت امام علی(ع) -( عالم دهر دگر باره پریشان علی(ع) ) عالم دهر دگر باره پریشان علی(ع)
مه و خورشید و فلک آینه گردان علی(ع)
آدمی گر به تشریف شرف مشرف شد
قدم اول او طفل دبستان علی(ع)
شمس و ماه و گوهر و چشمه نور ازلی
همه دیباچه نوری ز گریبان علی(ع)
چه چه بلبل مستانه به قلبم گل کاشت
همگی کار خدا بود ز بستان علی(ع)
عارفی گر که ز جان نور ولا دیده بدان :
همگی جلوه ای از قدرت ایمان علی(ع)
تا که گردد علم دست علی بر سر ما
حق یزدان همه جا شمع گلستان علی(ع)
حرف "فرخنده" همین است به عشاق جهان
شده ام در طلب عشق مسلمان علی(ع)

شاعر : امیر فرخنده

  • دوشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 12:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام علی(ع) -( عمری است حلقهٔ در میخانه‌ایم ما ) *

1888
1

شعر مدح امام علی(ع) -( عمری است حلقهٔ در میخانه‌ایم ما ) عمری است حلقهٔ در میخانه‌ایم ما
در حلقهٔ تصرف پیمانه‌ایم ما
از نورسیدگان خرابات نیستیم
چون خشت، پا شکستهٔ میخانه‌ایم ما
مقصود ما ز خوردن می نیست بی غمی
از تشنگان گریهٔ مستانه‌ایم ما
در مشورت اگر چه گشاد جهان ز ماست
سرگشته‌تر ز سبحهٔ صد دانه‌ایم ما
گر از ستاره سوختگان عمارتیم
چون جغد، خال گوشهٔ ویرانه‌ایم ما
از ما زبان خامهٔ تکلیف کوته است
این شکر چون کنیم که دیوانه‌ایم ما؟
چون خواب اگر چه رخت اقامت فکنده‌ایم
تا چشم می‌زنی به هم، افسانه‌ایم ما
مهر علی در آب و گل ما سرشته‌اند
صائب خمیرمایهٔ میخانه ایم ما

  • دوشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح امام علی(ع) -( یا ایها الشراب و خــُم و ساغر و سبو ) *

3162
10

شعر مدح امام علی(ع) -( یا ایها الشراب و خــُم و ساغر و سبو ) یا ایها الشراب و خــُم و ساغر و سبو
نام تو در صحیفۀ مستی به نام “هو”
ذکر لب ملائکه گردیده از ازل
یعنی شراب نام تو “احلی من العسل”
نام تو نزد حقّ ، “اسد الله غالب” است
یعنی که نام ِ نامی تو ، نام ِ واجب است
از شأن و فضل رتبۀ غیب الغیوبیت
حقّ مفتخر شده به صفاتِ ربوبیـَـت
ذاتی که ذات او چو خداوندِ اکبر است
الله اکبر است و ملقـّـب به حیدر است
دائـِـر مدار دایرۀ گنبد وزین !
تعریفِ ذات تو شده با کبریا قرین
چون ضرب ِ “هو” به “هو” کـُـنی آن “یا علی” بوَد
یعنی خدا خدای تو هم با علی بوَد
پرسیده مصطفی ز علی در بیان وحی
با من سخن بگو نفسی از زبان وحی
گفتا ز پشت پردۀ غیبی به من رسَد
نائی نوای ِ ناطق ِ حقّ

  • دوشنبه
  • 18
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 14:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد