به نامِ نامی خدای حسن
خالقِ عاشقان و حیِّ ذوالمن
وضو بگیرم زِ مِیِ عاشقی
لب بگشایم و بگویم سخن
مدیحه گویم از سویدای دل
به عشقِ روی دلبرِ موتمن
اگر چه در ثنا و توصیف او
قاصرم و بوَد زبانم الکن
با مددِ علی و اِذنِ احمد
بگویم از حسن ، به هر انجمن
آمده زیبا پسری که عالم
زِ مقدم او شده باغ و گلشن
دود نمایید ، همه اسپند و عود
به کوری حسود و هر اَهرمن
فاطمه مادر و علی پدر شد
درودِ ما به زهرا و بوالحسن
وَه چه رخی ، وَه چه لبی ،چه مهی
یوسفِ کنعانی گل پیروهن
عسل چکد ، زِ لعلِ لبهای این
نگار نازنین سیمین بدن
بوسه رباید علیِّ مرتضی
از لب این کودک شیرین دهن
طعنه زند طلعتِ گلچهره اش
به سوسن و نست
- دوشنبه
- 8
- تیر
- 1394
- ساعت
- 10:13
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار














