اشعار ورود کاروان به کربلا

مرتب سازی براساس

زمینه ورود به کربلا -(زمان ابتلا رسيده / بلاءُ لِلْوِلا رسيده) * علی صالحی

512

زمینه ورود به کربلا -(زمان ابتلا رسيده / بلاءُ لِلْوِلا رسيده) زمان ابتلا رسيده / بلاءُ لِلْوِلا رسيده ۲
فرياد وا ، محمدا / حسين به كربلا رسيده ۲
شاه دين اومد با خواهرش
موكبش اومد با لشكرش
قربون مسافراش برم
شيش ماهه توو راهه اصغرش
(آى امان٣)

به حرمت حياى زينب / سرا پایين به پاى زينب ۲
شير عرب ، چه با ادب / ركاب گِرِف براى زينب ۲
مَحرما مقابلش ميان
دور تا دورِ محملش ميان
واى از اون روزى كه خولى و
لشكر اراذلش ميان
(آى امان٣)

مياد نسيم نينوايى / با بوى غربت و جدايى ۲
تو اين غبار ، پُر از وقار / به پا شده چه خيمه هايى ۲
اينجا شاديا عزا ميشن
تک تکِ سرا جدا ميشن
اينجا بچه هاى فاطمه
راهى بيابونا ميشن
(آى امان٣)

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شور شب دوم محرم -(بوی غریبی میرسه بند اومده باز نفسم) * مجید آقاجانی

318

شور شب دوم محرم -(بوی غریبی میرسه بند اومده باز نفسم) بند ۱

بوی غریبی میرسه بند اومده باز نفسم
بگو کجا میریم داداش من خیلی دلواپسم

هر لحظه بیشترمیشه این دلشوره های من
اسم اینجا رو بگو میلرزه دستای من

خداکنه این سرزمین کرببلا نباشه
یادگاراینجا داداش دستو سرجداشه
خداکنه که بمیرم زینبت از خداشه

داداش حسین داداش حسین
______________________________
بند ۲

صدام دیگه درنمیاد بغضی توی گلومه
کاش نبینم آیندرو بمیرم آرزومه

قدم که برمیدارمو پاهام نداره جونی
قول بده ای برادرم که پیش من میمونی

چیزی بگو داداش حسین دلم داره شورمیزنه
چرا تو ساکتی ببین دردی تو سینه ی منه
نگو که کربلاییم و وگرنه قلبم میشکنه

داداش حسین داداش حسین
______________________________
بند ۳

پس جایی که مااومدیم بهش میگن کرببلا
همونجا که منتظرن شمشیرو تیغ و نیزه ها

یادم میاد بابا میگفت بلایی میاد به سرت
توسرزمینی که میشه جدا سر برادرت

اشکای چشمام بی امون میریزه روی گونه هام
نمیتونم کاری کنم وانمیشه دیگه چشام
باور نمیکنم که من الان توی کرببلام

داداش حسین داداش حسین(ع)

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 20:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمینه ورود به کربلا -(پیچیده بوی جدایی اینجا) * بهمن عظیمی

1354

زمینه ورود به کربلا -(پیچیده بوی جدایی اینجا) پیچیده بوی جدایی اینجا
می مونی آخر غریب و تنها
بوی خون میاد از تمام این سرزمین درد و ماتم
کاش بیای بریم به مدینه باز که خرابه خیلی حالم ۲
حسین ، وای

آشوبه قلبم دلم می لرزه
امان از این آدمای هرزه!
لحظه ای جدا از تو من نباشم برادرِ من ای کاش
وای اگر تن بی سرت توی قتلگاه بمونه داداش ۲
حسین ، وای

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 17:41
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

ورود به کربلا زمینه -(دل پر از واهمه ست ، این نوای فاطمه است) * حسین رحمانی

417

ورود به کربلا زمینه -(دل پر از واهمه ست ، این نوای فاطمه است) دل پر از واهمه ست ، این نوای فاطمه است
فریاد وامحمدا
دلشوره داره خواهرت ، از آخر این سفرت
خیمه نزن به کربلا

خیمه نزن ،که هرچی می بینم ، بیابونه
خیمه نزن ، ببین چقدر حالم ، پریشونه
خیمه نزن ، فلک نداره با ، دلم سازش
خیمه نزن ، که دارم ای داداش از ت خواهش

می ترسم ، بشم ، آواره
از داغ تو آقا ، بشم بیچاره
می ترسم ، من از این گودال
تو مقتل ببینم ، که رفتی از حال

فدات بشه زینب حسین حسین حسین

اشکاتو می بینم ، به خاک ماتم می شینم
فریاد وامحمدا
دلشوره داره خواهرت ، برا علی اصغرت
خیمه نزن به کربلا

خیمه نزن ، که همرامون دختر ، داریم آخه
خیمه نزن ، که غصه ی معجر ، داریم آخه
خیمه نزن ، ایشالا از قاسم ، بلا دوره
خیمه نزن ، که چشمای کوفی ، همه شوره

می ترسم ، برای سقا
می ترسم که اکبر ، بیفته از پا
می ترسم من از این صحرا
می شنوی میرسه ، صدای زهرا(س)

  • چهارشنبه
  • 19
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمزمه ورود به کربلا -(تو گفتی با چشای بارونی / دعوت شدیم به کوفه مهمونی) * عبدالله باقری

352

زمزمه ورود به کربلا -(تو گفتی با چشای بارونی / دعوت شدیم به کوفه مهمونی) تو گفتی با چشای بارونی / دعوت شدیم به کوفه مهمونی
اینجا کجا است چرا پریشونی؟
اینجا بیابونه - شبیه کوفه نیست
خار مغیلان هست - ولی شکوفه نیست
کوفه رو یادمه - که با دل خسته‌م
سر بابامو با - معجر خودم بستم
دلشوره دارم // از تو چه پنهون
چرا بوی جدایی میده این بیابون

چه کار کنم این چشمای تر و / آروم کُنش این قلب مضطر و
حرفی بزن دق دادی خواهر و
خواهر نبینه کاش - غم فراقت و
زودتر بمیره تا - نبینه داغت و
این لشکرِ کثیر - سپاهِ کفّارن
از تو برام چیزی - باقی نمیذارن
الهی توو این // کویر نیُفتی
میونِ گودالْ تک و تنها گیر نیُفتی

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

ورود به کربلا -(دله همه اهله حرم مضطر) * مرتضی سراوانی گرگانی

356

ورود به کربلا -(دله همه اهله حرم مضطر) دله همه اهله حرم مضطر
مضطربه چشای آب آور
برای بچه ها برا خواهر
حسین رسید به منزل آخر

اناالیه راجعون
به لب های حسین میشینه

غمای بعدی رو داره
تو خاکه این زمین میبینه

زینب و تنها شدن و
یه دشت پربلا و کینه

داره میبینه که میشه
میوونه دشت قحطی آب
یه روزی روی نی میره
حتی سره طفله رباب

دعوامیشه حتی سره
سرای روی نی شده
زینبو داره میبینه
وارد بزم می شده ...

#بند_دوم

بوی جدایی میده این تربت
گرفته قلبمو غمو غربت
چرا پریده رنگه رخسارت
با خواهرت بکن کمی صحبت

زینب من آماده باش
که میرسم به پایان راه

طولانیه راهه سفر
ولی عمره حسینه کوتاه

برای دیدنم یه روز
سراسیمه میای قربانگاه

میدَوی قاتل میدوه
به سمت قتلگاه من
به گودیه نگاه تو
به حرمه نگاهه من

وقتی که خنجر میره به
سمته گلوگاهه من
به حنجره نگاه تو
به معجره نگاهه من...

اعوذُ من کرببلا

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:04
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

ورود به کربلا -(منم دریایی دلخون برام ساحل باش) * عبدالله باقری

600

ورود به کربلا -(منم دریایی دلخون برام ساحل باش) منم دریایی دلخون برام ساحل باش
تلاطم دارم کاری برام کن داداش
دلشوره ی جدایی اینجا // موج میزنه میون سينم
دارم توی سکوت اینجا // بلا می‌بینم
سِنّی گذشته دیگه از این خواهر
جز تو کسی رو داره زینب اگر
بگو برادر
خیره شدی به گودی بیابون!
خیره شده به خاتمت ساربون
غریب مادر

به منزلگاه آخر رسیدیم داداش
اگر میتونی بیشتر جلو چشمام باش
جمع کردی بچه هات و دورت // جمع کردی اهل کاروونو
چشمِ خیست ازم گرفته // سر و سامونو
دلواپس نگاهتم به اکبر
خیره شدی به معجر هر دختر
عزیز خواهر
به حلق اصغر و چش آب آور
یه جور چرا می‌ریزی اشک برادر؟!
عزیز خواهر

  • جمعه
  • 10
  • آذر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور شب اول محرم -(ای آغاز و پایانم تو روحی و ریحانم) * مرتضی سراوانی گرگانی

388

شور شب اول محرم -(ای آغاز و پایانم تو روحی و ریحانم) بند اول

ای آغاز و پایانم
تو روحی و ریحانم
امسالم سر خوان
تو مهمانم (حسین جانم ۲ )
عالم غرق ماتم شد
مشکی رنگ پرچم شد
رزق گریه واسه تو
فراهم شد (محرم شد ۲ )

ببین یکسالِ که مُردم
بیا و قلب خاموشمو احیا کن

بگیر دست منو آقا
برای روضه ها منو مهیا کن

با یک گوشه نگاهت این
چشای خشکمو شبیه دریا کن

حسین جانم حسین جانم
حسین ای شرف و عزت و ایمانم ۸

بند دوم

ای میراث نوکرها
مِهرِ شیر مادر ها
تسکین دلِ زاره
مکدر ها (حسین جانم ۲)

ای ماه شب تارم
به عشقت گرفتارم
میگم از ته قلبم
که سالارم (دوست دارم ۲)

خداروشکر گره خورده
به پرچمای روضه تو تقدیرم
تو این دنیا تو اون دنیا
سراغ روضه های تو رو میگیرم
سفید بختم زمانی که
با پیرهن سیاه روضه میمیرم

حسین جانم حسین جانم
حسین ای شرف و عزت و ایمانم ۸

بند ۳

ای اسمت دوای من
ای سوز صدای من
آقاجون حرم بنویس
برای من (حسین جانم ۲)

میبینی ندارم تاب
یا مسبب الاسباب
واسه اربعین امسال
منو دریاب (غریب ارباب ۲ )

صبوری میکنم اما
مگه زنده میمونه ماهی تو صحرا

دوباره چله میگیرم
با اشک و خوندن زیارت عاشورا

میدونم که جوابم رو
نمیده کسی غیر مادرت زهرا(س)

حسین جانم ۲
حسین ای شرف و عزت و ایمانم

  • یکشنبه
  • 23
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:15
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

ورود به کربلا -(طور سینا بوده گویا سینه ی این سرزمین) * محسن حنیفی

503

ورود به کربلا -(طور سینا بوده گویا سینه ی این سرزمین) طور سینا بوده گویا سینه ی این سرزمین
ساکن این خاک بوده مدتی عرش برین

هفت پرده خَرق شد از سجده بر این آستان
بارگاه قدس بر این خاک می‌ساید جبین

کعبه مشغول طواف خیمه گاه اقدسش
با نوای "ادخلوها بسلام آمنین"

فخر بفروشد زمین کربلا بر آسمان
چون که با خون حسین بن علی گشته عجین

نام هایش غاضِریه، عَقر یا کرببلا
هر کدام از نام‌ها با مقتلی گشته قرین

آیه ‌های قدر می‌آیند با هم کربلا
کاروان آیه‌های نور قرآن مبین

یک به یک حوریه‌ها مستوره و بین حجاب
پرده‌دار محمل آنها یل ام البنین

شد مطاف نُه فلک قنداقه شش ماهه‌اش
حاجی گهواره‌ ی او آسمان هفتمین

آمده زهرای مرضیه به استقبالشان
پیشواز کاروان آمد امیرالمومنین

پای بگذارد به روی خاک چون ناموس دهر
بال بگشاید به زیر پای او روح الامین

خیمه زد غم در دل زینب به هنگام نزول
آسمان‌ها نیز از اندوه او اندوهگین

گفت بانو این زمین بوی جدایی می‌دهد
میرسد بر گوش جان از این زمین آهی حزین

مریم و آسیه و هاجر عزادارت شدند
نوحه خوانی می‌کند زهرا برایت این چنین

گیسوانت را به دست باد دادی عاقبت
حنجرت را داده‌ای بر خنجر شمر لعین

خاک بر رخساره "خدّ التریب" من نشست
آه ای "شَیبُ الخَضیبم" آه "مقطوع الوَتین"

آه از وقتی که دست سفلگان افتاده بود
خیمه و عمامه و انگشتری شاه دین

"یا غیاث المستغیثینِ" لب تو چکمه خورد
نیزه ها خوردی به وقت گفتن "هل من معین"

خاک بر سر ریخته کرببلا وقتی شنید
رو بگیرد زینب پرده‌نشین با آستین

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 10:27
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه ورود به کربلا -(دلخوشی دنیا - رفته ز یاد ما - محرمت مانده) * حسین خدایاری

472

نوحه ورود به کربلا -(دلخوشی دنیا - رفته ز یاد ما - محرمت مانده) سربند:
دلخوشی دنیا - رفته ز یاد ما - محرمت مانده
ز ماجرای تو - میگذرد آقا - ولی غمت مانده
تویی ای احسن حالم / که با تو خوبه احوالم
حسین باب النجات عالم
الهی در شب هجران / لثارات الحسین گویان
بیاید صاحب دلهامان
بیا یابن الحسن مولا ۲ بیا یابن الحسن آقا جان

به منزل آخر - عزیز پیغمبر - رسیده بسم الله
علی اکبر با - ساقی آب آور - رسیده بسم الله
ز سوز سینه بی تابم / شده خون چشم پر آبم
برای روضه ی اربابم
همه عالم گدای تو / ز پا افتاده های تو
سپاه سینه زنهای تو
سلام الله علی العطشان۳ حسین

به دیده ی طفلان - شد این همه لشکر - سراب نخلستان
خیمه نزن ای شاه - عدو به سر نیزه - زند سر قرآن
ببین دلهای مضطر را / ببین احوال خواهر را
صدای گریه ی مادر را
دلم از گریه ات پر خون / تو لیلایی و من مجنون
مخوان "انا الیه راجعون"
سلام الله علی العطشان۳ حسین(ع)

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 10:45
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمزمه ورود به کربلا -(قدت رو قربون محبت و صفای بی‌حدت رو قربون) * عبدالله باقری

525

زمزمه ورود به کربلا -(قدت رو قربون محبت و صفای بی‌حدت رو قربون) خطاب به حضرت اباالفضل علیه‌السلام?

قدت رو قربون
محبت و صفای بی‌حدت رو قربون
این ادب و شرم زبون‌زدت رو قربون
قدت رو قربون
چرا همیشه سربزیری پیشم آخه
نمیگی من دلتنگ چشمات میشم آخه
تو باشی یک نگاه چپ به ما نمیشه
کاش دور ناقه‌ام تا ابد (بودی همیشه) ۳

خطاب به حضرت ابی‌عبدالله علیه‌السلام ?

دلگیره اینجا
خواهرت و ببر داره می‌میره اینجا
قراره کی تو رو ازم بگیره اینجا
دلگیره اینجا
نگو که این روزا است همون روزای آخر
نذا بشه زمان بوسیدن حنجر
بوی جدایی میبره زینبو از حال
دلشوره میندازه منو (اون شیب گودال) ۳

دور نشو از من
شمر و سنان و حرمله گرم نگاهَن
برای کشتنت چقدر اومده دشمن
دور نشو از من
منو بَرَم گردون از این مسیر دشوار
نذار سر و کارم بیفته سر بازار
اینجا بمونم آخرش به من میخندن
دستای خواهرت رو با (طناب میبندن) ۳

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 17:08
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

دهه اول محرم. امام حسین ع -(الا اهلِ بکاه امشب دو عالم غرقِ ماتم شد) * هستی محرابی

642

دهه اول محرم. امام حسین ع -(الا اهلِ بکاه امشب دو عالم غرقِ ماتم شد) ◾شب اول محرم
#محرم_۱۴۰۳
#از_ازل_ما_را_نوشتند_از_محبان_حسین

الا اهلِ بکاه امشب دو عالم غرقِ ماتم شد
ندا آمد ز عرشِ حق کنون ماهِ محرم شد

ملائک ندبه خوان آیند بر روی زمین امشب
کنارِ حضرتِ زهرا سیه پوش حیدر از غم شد

عزای زاده‌ی زهرا شهید نیزه و خنجر
به لعلِ خشک و عطشانش مهیا آبِ زمزم شد

بگوشم می رسد هر دم که واویلا حسین جانم
نوای قدسیان امشب شنو این نوحه و دم شد

زمینِ کربلا گشته سیه پوشِ غمِ اکبر
بمیرم ظهرِ عاشورا قدی از ماتمی خم شد!

#محرم_۱۴۰۳
#هستی_محرابی

(اللهم اجعل وفاتی فی روضهً الحسین ع)

  • چهارشنبه
  • 13
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:25
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمینه ورود به کربلا -(ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک) * بهمن عظیمی

394

زمینه ورود به کربلا -(ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک) سربند:
ای منتقمِ خونِ ، ثارالله لَکَ لَبِّیک
آجَرَکَ الله مولا ، فِی مُصیبَتِ جَدِّک
گریه می کنی توو روضه ها از غمِ حسین
هر شبانه روز رو دوشِته پرچمِ حسین
هستی بانیِ عزای مُحَرَّمِ حسین
گریه از اشک زینب / واسه اون جسم عریان
گریه واسه خُشکیِ / لبهای شاهِ عطشان
یا حسین یا ثارالله ۴

بوی خون میده اینجا ، می ترسم از این وادی
از الان می بینم که ، توو مقتل گیر افتادی
حال من بَده به ارواح مادرم قسم
خوب خبر داری تو که نباشی چه بی کَسَم
می دونم دارم به آخرِ قصه می رِسم
بعد از تو کی تسکینِ / قلب بی تابم باشه
می ترسم که این صحرا / تعبیرِ خوابم باشه!
سالار زینب حسین ۴

می بینی از دلشوره ، پاهام داره می لرزه
زینبت رو می کُشه ، اون سَرِ روی نیزه
حق مادری گردن تو داره خواهرت
فکرِ من نباش تنهاییِ من فدا سرت
وای اگه یه خار بِرِه توی پای دخترت
مگه چقد درد و غم / توو قلبِ من جا میشه؟
حِسَّم میگه این صحرا / از خونت دریا میشه
سالار زینب حسین ۴

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:08
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شعر ماه محرم - دادا بیلوردی -(ماه محرم آمد و فصل بهار عشق) * ابوالفضل عظیمی بیلوردی(دادا بیلوردی)

547

شعر ماه محرم - دادا بیلوردی  -(ماه محرم آمد و فصل بهار عشق) ماه محرّم آمد

مـاه محـرّم آمـد و فصـل بهـــار عشق

عـالم معطّر از گـل يـاسي كنار عشق

ماه محرّم آمـــــد و بـر خيـل عـاشقان

بارد شميم نـرگس عــالي تبــار عشق

باغي به نام كرب و بلا بين ! غريق نور

كـز يمن آن ، ثرا و ثـريّـا خمار عـــشق

سروي كشيده قـد بــه بلنداي آسمان

كآرد به ياد زنـده ي آزاده ، دار عشق

آغــوش لاله خفتـه يكي نـو شكفته اي

قلبـش پـر از ستاره و خود افتخار عشق

از نـه فلك بـراي تـماشا نشستـــه اند

بر جلوه هاي عـاطفه در گلعـذار عشق

عـالم نـديـده است بـدينسان تـحقّــقي

در عرض يك غروب گلستان به يار عشق

***

هر جا سخن ز گلشن حيثيّـت و بقاست

عنوان ، بهار سرخ دل آويــــــز كربلاست

دادا بیلوردی

  • سه شنبه
  • 26
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 13:22
  • نوشته شده توسط
  • دادا بیلوردی
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

زمزمه ورود به کربلا -(گرفته جونمو - آشوب اين زمين ) * رضا تاجیک

608

زمزمه ورود به کربلا -(گرفته جونمو - آشوب اين زمين ) گرفته جونمو - آشوب اين زمين
اينجا كجاس داداش - دلشورمو ببين
اينجا كجاس كه از - وقتى كه اومديم
مى لرزه دست و پام - اگه ميشه بريم
از اين مى ترسيدم كه / راهى كربلاشم
با چشماى پر از اشک / حسين ازت جداشم
ببين دل ربابو / شكسته مثل شيشه
اگه بمونى اصغر / شيش ماش تموم نميشه
حسين غريب مادر ۴

ترسو ببيين حسين - توو چشم بچه هات
الهى كه غبار - نشينه رو موهات
نگو به من از اين - راز نگفتنى
به نيزه ى غريبى تكيه مى زنى
نمى تونم ببينم / رو خاكا پيكرت رو
خولى بى مروت / به كوفه برد سرت رو
تو كه خودت مى دونى / بيچاره ميشه زينب
ببينه رو تن تو / پا ميذارن با مركب
حسين غريب مادر ۴

بدون تو حسين - يه روزه پير ميشم
من با تو اومدم - بى تو اسير ميشم
بى تو كجا برم - بى تو چيكار كنم
بچه هاتو چطور - بايد سوار كنم
بى تو بايد با شمر و / حرمله همسفرشم
جلوى تازيونه / واسه رباب سپرشم
دست منو مى بندن / پيش چش علمدار
از روى نی مى بينى / منو تو كوچه بازار
حسين غريب مادر ۴

  • چهارشنبه
  • 24
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 18:32
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه ورود کربلا -(اومده شبای عزا راهیه دل عاشقا) *

7

زمینه ورود کربلا -(اومده شبای عزا راهیه دل عاشقا) اومده شبای عزا
راهیه دل عاشقا
این شبا سوی کربلا
کربلا کربلا کربلا

کربلا
چه قیامتیه به‌پا
قافلهٔ خون خدا
رسیده به دیار بلا
کربلا

عطر غریبی
داره خدایا این تربت
داره می‌رسه
بوی جدایی و غربت

«ای وای، از کرب‌وبلا»

محشری تو دلا به‌پاست
دلهره سهم بچه‌هاست
می‌گن این سرزمین کجاست
که پره ناله پر از نواست

حزن و غم
اینجا داره تو هر قدم
بی‌قرارن اهل حرم
کیه که داره می‌گیره دم
وای دلم

بی‌تابه رباب
برای لب‌های اصغر
اما قافله
داره هنوزم آب‌آور

«ای وای، از کرب‌وبلا»

شاعر: جمعی_از_شاعران
نغمه‌پرداز: سیدعلی‌اکبر_حسین‌پور

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:24
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

منزل مبارک -(شاه دین در کربلا منزل مبارک) * محمدرضا سروری

2300
5

منزل مبارک -(شاه دین در کربلا منزل مبارک) منزل مبارک

(شاه دین در کربلا منزل مبارک)
خیمه بستن بر لب ساحل مبارک
امتداد حجّ ناکامل مبارک
بزمِ هفتاد و دُو صاحب دل مبارک
******
در محرّم بشنو از اعماق دل
از سرایِ سینه از آفاق دل
آمدی خوش آمدی ای شاه دین
کربلایت بوده استحقاق دل

خیرِمقدم شاه بی یاور به خاک کربلا
با دل خوش برگزیدی خاک پاک کربلا
این زمین را نام زیبای تو بَرکت می دهد
کرده ای با یا حسین ما را هلاک کربلا

(شاه دین در کربلا منزل مبارک)
******
ای سرُور سینة خیرالنسا
پنجمین خورشید اصحاب کسا
از قدومت روشنی بخشیده ای
بر گِلِ ناقابل دشت بلا

کودک شش ماهه داری در میان کاروان
اکبر و قاسم نمادِ قُدسیان کاروان
کُن جدا انگشتر از انگشتِ خود ای مهربان
خنجری آورده با خود ساربان کاروان

(شاه دین در کربلا منزل مبارک)
******
اول ماهَست و مَه پیدا نما
خیمه را با دست او برپا نما
تا رقیّه مشق آب آبش رسد
زادة اُم البنین سقا نما

با خود آوردی هلال ماه نو در علقمه
فاطمه زادی که باشد دوستدار فاطمه
دورتا دور حرم زیر نگاه تیز اوست
خاطرِ جمع حسین و خاطرِ جمع همه

(شاه دین در کربلا منزل مبارک)
******
یاورانی تشنه رُو داری حسین
زیرِ نورت ماه نُو داری حسین
کوفه را دیگر امیدی نیست نیست
لشکر هفتاد و دُو داری حسین

کوفه را دیدی چگونه عهدِ خود از یاد برد
آن چه را در نامه آوردند کمَینه باد برد
سروری با عشق عباس تو انشا می کند
(بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد)

(شاه دین در کربلا منزل مبارک)
******

  • یکشنبه
  • 17
  • تیر
  • 1403
  • ساعت
  • 21:58
  • نوشته شده توسط
  • محمدرضا سروری
ادامه مطلب

ورود کاروان کربلا -(داره می‌رسه کاروونی) *

4

ورود کاروان کربلا -(داره می‌رسه کاروونی) داره می‌رسه کاروونی
کاروونی همه آسمونی
داره عطر عشق و محبت
داره عطر خوش مهربونی
یه مادر لالایی می‌خونه، واسه طفلش
برا یه سه‌ساله شده وقت شیرین‌زبونی

دارن به همراه، سردار و لشکر
دارن علمدار و سپاه
دارن عمویی مرد و دلاور
دارن پناه و تکیه‌گاه
الحمدلله

«شده کاروان، کربلایی»

رسیدن به دشت عجیبی
دشتی لبریز بوی غریبی
تو این دشت پرغصه داره
هر دل از حزن و ماتم نصیبی
خدا می‌دونه که چی دیده، زینب اینجا
همه‌ش زیر لب داره می‌خونه أمَّن یُجیبی

شاید می‌بینه، ده روز دیگه
مونده غریب و بی‌پناه
شاید می‌بینه که یاس و لاله‌ش
پرپر می‌شن تو قتلگاه
أعُوذُ بِالله

«امان از فراق و جدایی»

شاعر: جمعی_از_شاعران

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:45
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

سبک واحد شب دوم محرم ورودیه -(سینه زنا، ادا کنید حق نمک) * ابوذر رئیس میرزایی

390

سبک واحد شب دوم محرم ورودیه -(سینه زنا، ادا کنید حق نمک) سینه زنا، ادا کنید حق نمک
به کاروون بدید کمک
خسته ی راهه

زیر لبش، میخونه شاه کاروون
انا الیه راجعون
چه بی پناهه

وقتی که مبدأ کرببلاس
وقتی که هدف صبر و وفاس
مقصدش آخر عرش خداس

آه
از آسمون ندا رسید
حسین به کربلا رسید

ای وای من
داره میاد صدای جنگ
کوفی میاد با تیر و سنگ
ای وای من

آه و واویلا حسین حسین
___
آروم و ناز، توو آغوش گرم رباب
رفته علی اصغر به خواب
سیراب سیراب

دیگه رباب، توی دلش نداره غم
اومده ساقی حرم
بامشک پرآب

وای از روزی که بی پسره
وای از روزی که خون جگره
بی علمدار و در به دره

آه
چشاش میشه یه کاسه خون
از غصه و غم میده جون

ای وای من
از دست میره ستاره ای
خالی میشه گهواره ای
ای وای من

آه و واویلا حسین حسین
➖➖➖

انتشار با لینک کانال جواز نوکری و نام شاعر مجاز می باشد.

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • چهارشنبه
  • 21
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 19:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه ورود به کربلا -(می‌آید از ره کاروانی) * حامد اهور

5

نوحه ورود به کربلا -(می‌آید از ره کاروانی) می‌آید از ره کاروانی
از زندگی دارد نشانی
برخیز و با او هم‌سفر شو
نزدیک آقا باش، تا می‌توانی

باش، با کاروان همراه
تا آسمان تا ماه
در راه ثارالله

«لبیکَ ثارالله»

مولای مشتاقان رسیده
آیاتی از قرآن رسیده
کن آب و جارو کوچه‌ها را
کوفه بیا! از راه، مهمان رسیده

آه، ای شهر اشک و آه
ناگه نبندی راه
بر روی ثارالله

«ای شهر اشک و آه»

این دشت غم دارد نوایی
دم می‌زند از بی‌وفایی
دلشوره دارد عمه زینب
می‌آید از صحرا، بوی جدایی

آه، فردا در این صحرا
او می‌دود تنها
دنبال دخترها

«صد آه و واویلا»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر ورودیه محرم -(ای نیم قرن فاطمه ی خانواده ام..) * سید پوریا هاشمی

330

متن شعر ورودیه محرم -(ای نیم قرن فاطمه ی خانواده ام..) ای نیم قرن فاطمه ی خانواده ام..
خورده گره اراده ی تو بر اراده ام
تو لشکر سواره ای و من پیاده ام!
من پیش تو کنار خدا ایستاده ام

زینب خدای صبر مسیحای هر بلا!
بانو قدم بزن روی چشمان کربلا!

والا مقام! حضرت خورشید قافله!
ای انبیا گدای تو در وقت نافله
بین تو و امام شدن نیست فاصله
لرزید از وقار تو دستان حرمله

تیغ حجاب تو به سر شمر خورده است
خولی ز ترس نام تو صدبار مرده است

در کربلا امام تو..پیغمبرت منم
آن سایه ای که هست بروی سرت منم
بانوی من !محافظ دور و برت منم
امری اگر که هست بگو! نوکرت منم!

آل علی رکاب.. دراینجا نگین تویی
چون مالک حقیقی این سرزمین تویی

پایین بیا که زانوی من تکیه گاه توست
تو در پناه من دو جهان در پناه توست
راه حسین عاقبتش شاهراه توست
خواهر چرا به زیر گلویم نگاه توست؟!

یادت که هست عالم ذر ماجرای من؟!
یادت که هست قصه ی قالوا بلای من؟!

اینجا قرارگاه قیام تو و من است
این دشت خشک و داغ بهشت است گلشن است
آرام باش آخر این راه روشن است
اینجا قرار ما سوی گودال رفتن است!

شمشیر و نیزه خوردن من را نگاه کن
با گریه هات عزم شکست سپاه کن

چادر کمر ببند که این راه مشکل است
پشت سر تو زجر و سنان در مقابل است
افسار ناقه ی تو بدستان قاتل است!
جای نقاب پوشیه ات مشتی از گِل است

بی من عزیز کوچه نشینم چه میکنی؟!
پرچم به دست توست ببینم چه میکنی!

  • پنج شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر در عزای شب دوم محرم الحرام نذر_امام_حسین_ع_و_انصار_پاکشان -(آمدند از عرش حق؛ دور و برت محشر شده) * مرضیه عاطفی

320

متن شعر در عزای شب دوم محرم الحرام نذر_امام_حسین_ع_و_انصار_پاکشان  -(آمدند از عرش حق؛ دور و برت محشر شده) آمدند از عرش حق؛ دور و برت محشر شده
خیمه برپا کرده ای و خواهرت مضطر شده

قلبش از جا کنده شد وقتی رسیدی کربلا
قلبش از دلواپسی پیوسه شعله ور شده

خواهر است و درد را میخوانَد از چشمان تو
دردِ غربت داری و چشمانِ خواهر "تر" شده

دوست میدارد برادرزاده هایش را عجیب
جانش از دلشوره، درگیرِ غمی دیگر شده

بیقرارِ این صدای دلنشین است و مدام
سخت بیتابِ اذان هایِ علی اکبر(ع) شده

لحظه لحظه مَشک را لبریز می‌بیند از آب
حالِ سقّای حرم از هر زمان بهتر شده

مادرانه بوسه زد...آرامش جانِ رباب(س)-
دستهای کوچک و گرم علی اصغر(ع) شده

میرود خندان رقیه(س)‌جان در آغوش حسین(ع)
عمه زینب(س) خیره سمتِ این پدر-دختر شده

عمه زینب(س) خاک را برداشت استشمام کرد
بوی خون میداد و آغازِ غم حیدر(ص) شده

گفت برگردیم ای جانِ برادر...جانِ من!
بیقرارم!... بیقرارِ پیکرت مادر شده
*
خواب دیدم زخمی و با تشنگی جان میدهی
خواب دیدم حنجرت مجروح با خنجر شده

پیکرت که بود روزی زینتِ دوش نبی(ص)
خواب دیدم روی خاک افتاده و بی سر شده!

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 18:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه ورود کاروان به کربلا -(شب هجرت است، به سوی حسین) *

8

نوحه ورود کاروان به کربلا -(شب هجرت است، به سوی حسین) شب هجرت است، به سوی حسین
بیا همسفر، به کوی حسین

«صدای کرب‌وبلای حسین می‌آید
بیا بیا که صدای حسین می‌آید»

راه این کاروان، راه صبر و وفاست
مبدأ کرب‌وبلا، مقصد عرش خداست

«لبیک یا حسین»

بیا همسفر، بیا جا نمان
که چشم همه‌ست، به این کاروان

«بیا که می‌رسد از راه کاروان حسین
که هست در همه جای جهان، نشان حسین»

باید در راه او، شد چون جون و حبیب
برخیز ای همسفر، مولا مانده غریب

«لبیک یا حسین»

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

متن شعر عزای شب دوم ماه محرم زبانحال_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها -(سرزمینِ کربلا غم در دلم انداخته) * مرضیه عاطفی

423

متن شعر عزای شب دوم ماه محرم زبانحال_حضرت_زینب_سلام_الله_علیها -(سرزمینِ کربلا غم در دلم انداخته) سرزمینِ کربلا غم در دلم انداخته
آسمانش کوهِ ماتم در دلم انداخته

ای عزیزِ مادرم با خواهرت چیزی بگو
خاکِ اینجا...درد؛ هر دم در دلم انداخته

هر چه می بینم تو را دلشوره میگیرم حسین(ع)
حنجرت داغِ دمادم در دلم انداخته

صحبتِ آهسته ات با خاکِ اینجا نیمه شب
غصه هایِ هر دو عالم در دلم انداخته

بر رقیه(س)-جان،نوازش هایِ بیش از حدّ تو
غربتی پیوسته، کم کم در دلم انداخته

حرف هایت با علی-اکبر(ع)، عجب بیتابیِ
إرباً إربا...نامنظم در دلم انداخته

بوسه هایت بر گلویِ نازکِ طفلِ رباب(س)
حسّ بغض و اشکِ نم نم در دلم انداخته

زل زدی بیتاب بر عباس(ع) و این طرزِ نگاه
بیقراری هایِ مبهم در دلم انداخته

این نگاهِ ممتد و پنهانی ات بر معجرم
لحظه لحظه حالِ دَرهم در دلم انداخته

در سرم افتاده روز و شب فقط فکرِ وداع
بسکه نام کربلا؛ غم در دلم انداخته!

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:41
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

واحد ورود کاروان به کربلا -(محرمه محرمه، سینه زنا بیاید کمک) * رضا یزدانی

10

واحد ورود کاروان به کربلا -(محرمه محرمه، سینه زنا بیاید کمک) محرمه محرمه، سینه زنا بیاید کمک
که کاروون کربلا خستۀ راهه
روی لب این کاروون، انا الیه راجعون
سینه‌زنا حسینتون چه بی‌پناهه

تُو دست کوفیا ببین به جای گُل، نیزه و سنگ
یکی بلند شه یا علی بگه که شد زمون جنگ

نماز کربلاییا، به قبلۀ روی حسین
نداره کوفه شرمی از، سفیدی موی حسین

تا علی اکبرو داریم، نه ترسی از نیزه‌ها هست
نه کسی از لشکر دشمن داره بیمی
تا که بلنده این علم، بی‌اذن ساقیِ حرم
به سمت خیمه نمیاد حتی نسیمی

الهی که تو هیچ دلی یه لحظه هم غم نشینه
الهی چشم عمو رو هیچ‌وقت کسی دور نبینه

خدا برای این حرم، نگهداره عمومونو
به حق زهرا نبینیم، غروب این کاروونو

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:57
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه ورود کاروان به کربلا -(نسیم آمده آورده خبرها) * علی پورزمان

8

زمینه ورود کاروان به کربلا -(نسیم آمده آورده خبرها) نسیم آمده آورده خبرها
که این قافله دارد چه سفرها
سر سبط پیمبر به سلامت
ز چشم و نظر و رنج و خطرها

رد پا بین صحرا، کاروان غرق غم‌ها
بیابان به بیابان
خواهری زیر لب زمزمه دارد ای حسین‌جان:

«نگرانم نگرانم نگرانم نگران
سر و جانم به فدایت، به فدایت سر و جان»

سایه‌ات به سرم، هستی خواهر
جان من به فدای تو برادر
دل‌آشوبم و دلشوره گرفتم
شده صحرا چقدر دلهره‌آور

ببین حال دلم را، بیا برگرد از اینجا
نگران تو هستم
تویی جان من و من سپر جان تو هستم

«نگرانم نگرانم نگرانم نگران
سر و جانم به فدایت، به فدایت سر و جان»

دارد اینجا شمیم بی‌وفایی
می‌وزد همه‌جا بوی جدایی
صدای خطبه‌ات را که شنیدم
شده حال دلم کرب‌وبلایی

جان من به فدایت، زدی حرف شهادت
ای عزیز پیمبر
چه شده دم زدی از قصۀ یحیای بی‌سر؟

«نگرانم نگرانم نگرانم نگران
سر و جانم به فدایت، به فدایت سر و جان»

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:41
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

ورود کاروان به کربلا -(قافله ای با آه و با شور و نوا) * امیرحسین سلطانی

11

ورود کاروان به کربلا -(قافله ای با آه و با شور و نوا) بند اول

قافله ای با آه و با شور و نوا
قافله ای با سوز و اشک و ناله ها
قافله ای از گل یاس و ارغوان
قدم میذارن روی خاک کربلا

کرب و بلا/نینوا و ماریه
کرب و بلا/اشک چشما جاریه
کرب و بلا/وقت مهمون داریه

لاله ها میرسن به صحرای خزون
به تربتی که میده غربتو نشون
همونجایی که میشه قامتا کمون

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الکرب و بلا

بند دوم

گرفته قلب زینبو اینجا هراس
چشم امیدش به حسین و جووناس
امون نمیده بهش اشک ناتموم
تا میشنوه اینجا زمین کربلاس

تا میرسه/میشه بیقراره یار
تا میرسه/میشینه گرد و غبار
رو صورتش/ای امون از این دیار

همین جا میشه از برادرش جدا
میبینه هجده تا سرو رو نیزه ها
و پیکری رو زیر سُمّ مرکبا

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الکرب و بلا

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:32
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه ورود کاروان به کربلا -(میدونم که قسمت ما آخر جدایی هستش) * امیر رضایی

4

زمزمه ورود کاروان به کربلا -(میدونم که قسمت ما آخر جدایی هستش) میدونم که قسمت ما
آخر جدایی هستش
انگار توی این سرزمین
یه خبرایی هستش

حس میکنم اینجا داداش
ته مسیرمونه
الهی که زینب تو
از تو جدا نمونه

این خاک همونیه ، که گفته مادرم
رنج و‌ غم و مصیبتا ، اینجا میاد سرم
گودال و میبینم ، ای وای از این تنت
یعنی میخوان داداش حسین ، ازم بگیرنت

بیا بریم حسین

بیا داداش حسین میخوام
نگات کنم دل سیر
چرا دم غروب میشه
هوای اینجا دلگیر

خدا نکنه که بشه
خواب من اینجا تعبیر
الهی که سهم تنت
نشه نیزه و شمشیر

ای کاش توی دلم ، آتیش به پا نشه
پای سنان و شمر دیگه ، به خیمه وا نشه
این ساربون دورت ، هی پرسه می‌زنه
این تازه اول غمه ، دل شوره منه

برگرد بریم حسین

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:24
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

ورود کاروان به کربلا -(اینجا کربلاس اینجا آخرین مسیره بین ما دو تاس) * رضا نصابی

4

ورود کاروان به کربلا -(اینجا کربلاس  اینجا آخرین مسیره بین ما دو تاس) اینجا کربلاس
اینجا آخرین مسیره بین ما دو تاس
اینجا راهمون از هم دیگه حسین جداس
چند روزه دیگه سرت به روی نیزه هاس

اینجا کربلاس

دلشوره دارم
جز تو کسی و من توی دنیا ندارم
حتی از خودم بیشتر داداش دوست دارم
بعد تو کجاها می دونی پا می زارم

دلشوره دارم

بعد از
تو من
میرم تو مجلس و بزم حرامی

بعد از
تو من
می بینم از همه بی احترامی

بعد از
تو من
می رم تو کوچه و بازاره شامی

ای وای ای وای. ای وای حسین عزیزه زهرا

زارو مضطرم

ای کاش نبینم سره تورو برابرم
نبینم روی خاکا افتادی برابرم
کم نشه اللهی سایت از روی سرم

زارو مضطرم

غمگینم حسین

آوار شده غصه ها روی سینم حسین
آخر کناره تنه تو می شبنم حسین
آخر سرتو رو نیزه می بینم حسین

غمگینم حسین

بعد از
تو من
بگو چیکار کنم با نیزه دارا

بعد از
تومن
چیکار کنم با این بی بند و بارا

بعد از
تو من
چیکار کن. با این شراب خارا

ای وای ای وای ای وای حسین عزیزه زهرا

بگو به من اخا

چجوری ببینم افتادی زیره دست و پا
چجوری ببینم مادر و می زنی صدا
چجوری ببینم تورو میونه نیزه ها

بگو به من اخا

غرق خون میشی

غرق خون مقابلم تو نیمه جون میشی
غرق خون عزیزم با تنه عریون میشی
غرق خون زیره نیزه ها تو پنهون میشی

غرق خون میشی

من رو
داداش
زخم اون لبات‌ می کشه آخر

من رو
داداش
داغه اون رگات می کشه آخر

من رو
دادا ش
غمه تو ی چشات می کشه آخر

ای وای. ای وای ای وای حسین عزیزه زهرا

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:28
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد