آسمان خیمهها را دود آه غم گرفت
ماه رخسار صغیران، هالۀ ماتم گرفت
العطش از تشنهکامان، صحنۀ عالم گرفت
ساقی تشنهکامان عمو جان
****
ما بیپناهیم عمو جان در سوز و آهیم عمو جان
آب از تو خواهیم عمو جان
****
ای عمو آتش فشان قلب ما خاموش کن
آب آب تشنه کامان حرم را گوش کن
مشک خشک از آب را آویزۀ آغوش کن
ساقی تشنهکامان عمو جان
****
سالار زینب عمو جان با ذکر یا رب عمو جان
میسوزم از تب عمو جان
گر ببینی حال طفلان را تو لرزان میشوی
گر ببوسی لعل عطشان را تو عطشان میشوی
گردن کج را اگر بینی پریشان میشوی
ساقی تشنهکامان عمو جان
****
کودک ششماهه من از عطش پر میزند
نالۀ بیآه او بر سینه
- شنبه
- 11
- شهریور
- 1391
- ساعت
- 13:47
- نوشته شده توسط
- جواد




