اشعار حضرت ابوالفضل العباس (ع)

مرتب سازی براساس

شعر شهادت حضرت عباس(سردار سر شکستهٔ در خون شناورم!) *

1351
1

شعر شهادت حضرت عباس(سردار سر شکستهٔ در خون شناورم!) سردار سر شکستهٔ در خون شناورم!
بعد از تو وای بر دل من... وای بر حرم
حالا، پس از گذشتن چندین و چند سال
باور نداشتم که بخوانی برادرم
با این نگاه زخم مکن التماس من
باشد برای خیمه تنت را نمی برم
تا جا به جا نگشته، سرت را تکان مده
باید که تیر را ز نگاهت درآورم
تا که صدای تو به در خیمه ها رسید
آن جا شکست پشت من و پشت خواهرم
دیگر رباب طفل خودش را تکان نداد
خشکید ابر گریۀ چشمان اصغرم
طفلی دوید بین خیام و به گریه گفت
وای از عدو... وای عمو... وای معجرم
حالا که راحت است خیالاتشان ببین
دشمن رسیده تا بغل گوش دخترم
شاعر:محمد بیابانی

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 قاسم نعمتی

شعر حضرت ام البنین(ع) و حضرت عباس(ع)( ای جبرئیلم تا خدایت پرکشیدی) * قاسم نعمتی

2155
2

شعر حضرت ام البنین(ع) و حضرت عباس(ع)(   ای جبرئیلم تا خدایت پرکشیدی) ای جبرئیلم تا خدایت پرکشیدی
از مادر چشم انتظارت دل بریدی
جز ام لیلا کس نمی فهمد غمم را
من پیر گشتم تا چنین تو قد کشیدی
تنها نه دل گرمی مادر بوده ای تو
بر خاندان فاطمه روح امیدی
بر گردنم انداختی با دستهایت
زیبا مدال عزت «اُمّ الشهیدی»
زینب کنار گوش من آهسته می گفت :
هرگز مپرس از دخترت از چه خمیدی
از خواری بعد از تو گفت و گفت دیگر
بر پیکر ما نیست جایی از سپیدی
این تکه مشک پاره را تا داد دستم
فهمیدم ای بالا بلند من چه دیدی
از مشک معلوم است با جسمت چه کردند
وای از زمین افتادن، وای از نا امیدی
باور نخواهم کرد تا روز قیامت
بی دست افتادی به خاک و خون طپیدی
در سینه پنهان می کنم یک عمر رازم
پس شکل قبرت

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(با هر نفس پر میزنم) *

2336
3

شعر حضرت عباس(با هر نفس پر میزنم) با هر نفس پر میزنم
دور سر ابالفضل
تا به ابد دلداده ام
به مادر ابالفضل
هر جا برات گریه کنم
بهشته یا ابالفضل
زهرا به روی قلب من
نوشته یا ابالفضل
تموم افتخارم اینه
مادر تو منو می بینه
داد میزنم به روز محشر
شفیع من ام البنینه
از مادرت ام البنین
هر چی میخوام می گیرم
هر شب اینو میخوام ازش
یه روز برات بمیرم
آقام آقام آقام آقام آقام آقام ابالفضل
ذکر شما دوای دردهاست
اسم شما شبیه زهراست
تپش تپش دلم میخونه
سیدتی یا ام عباس
از عشق عباست بی بی
دلم آروم نمیشه
مولاتنا ام البنین
ذکر لبم همیشه
تو آسمون پر ستاره
ابر چشام همش می باره
دلم دست مادر تو
شبیه مشک پاره پاره
در بین طوفان بلا
دست تو تکیه گاهم
وقتی که ی

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر تاسوعا حضرت عباس(ع)(ماهم چرا در این شب یلدا گرفته ای *

2357
1

شعر تاسوعا حضرت عباس(ع)(ماهم چرا در این شب یلدا گرفته ای ماهم چرا در این شب یلدا گرفته ای
پشتم شکسته ای و به خون جا گرفته ای
هارون من که تکیه گهم شانه های توست
جانی که مانده در تن موسی گرفته ای
بیهوده نیست دست تو اعجاز می کند
عمریست پای درس ادب پا گرفته ای
در پای من نفس زده ای و اجر خویش را
از ریشه های چادر زهرا گرفته ای
سروم رشید بودی و حالا رشید تر
ای پاره پاره وسعت صحرا گرفته ای
لب را به هم مزن جگرم چاک تر مکن
پا بر زمین مکش نفسم را گرفته ای
خبر تو خیمه ها پخش شده دست عمو بریده
رنگ عمه پریده واویلا واویلا
قد بابا خمیده واویلا واویلا
کجا بودی ای عمو جان
قاتلت با من همسفر شد
کجا بودی ای عمو جان
قصه ی سیلی تازه تر شد
کجا بودی ای عمو جان
عشقت از روی

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(چو کبوتر می زنم پر) *

1615
1

شعر حضرت عباس(چو کبوتر می زنم پر) چو کبوتر می زنم پر
همه شب دیوونه وار
تا علقمه با شور و احساس
وقتی دارم با نگارم
قلادم بسته باشه
تا قیامت کف العباس
قبله گاهم مهر و ماهم
روی زیبای یل کرب وبلاست
آقامو عشقه
چشم شهلاش
روی زیباش
عقلمو داده به باد
آی عاقلا مولامو عشقه
پهلوون مهربونه
عموی رقیه و
باغبون گلهای یاسه
قرص ماهه
جون پناهه
دل برای حرمش تا به ابد
در التماسه
نازنینم بهترینم
به فدات هر چه دل دیوونه و عاشق و مسته
مهربونم جون جونم
خدا رشته دلو برسر زلفون تو بسته
ای نمازم ای نیازم
اینمه فخرم به همه
که نوکر کوی تو هستم
ای علمدار
یار دلدار
فدای مست چشات که عالمو میخونه کرده
توی شاها
توی ماها
تو یکی یه دونه ای
قسم به جون هر چی مرده

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(آن طرف ها اما) *

2067
1

شعر حضرت عباس(آن طرف ها اما) آن طرف ها اما
بین نخلستان ها
علمی خون آلود
تشنه ای روی زمین
تشنه ای چاک ترین
پاره های مشکی
روی خاک است عمو
دست هایش پس کو
بدن مبهمی از یک سردار
هاله ای از قد و بالای رشید
چقدر زخم به پیکر دارد
تیرها با همه قامت
به تنش جا شده اند
چقدر پیکر او پر دارد
ولی انگار که یک تیر
در آنها پیداست
ولی انگار که یک تیر تفاوت دارد
با سه شعبه چه مهیب
نیزه ای کوچک بود
بین مژگان خورده
اثری نیست ز چشمی زیبا
باز بر پا شده از خیل عدو هلهله ها
یا که چشمی که ببیند جایی
دید از دور صدا می آید
گوش وا کرد و شنید
که صدای قدمی آرام است
غرق خونابه تقلایی کرد
گفت ای مرد بایست
اندکی صبر نما
تا بیاید به برم
از حرم اربابم
بعد از

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(قابل نبوده ام که کند دعوتم کسی) *

2766
3

شعر حضرت عباس(قابل نبوده ام که کند دعوتم کسی) قابل نبوده ام که کند دعوتم کسی
مولا کریم بود که بی دعوت آمدم
هر کس گرفت دست توسل به دامنی
من دست خود به دامن آل عبا زدم
با این همه صفات نمک ناشناسیم
عمری کنار سفره ی آل محمدم
اینان مرا که جز تنی آلوده نیستم
تبدیل می کنند به روح مجردم
دریا حریف نیست که پاکم کند مگر
مولا به خاک کوی خود از لطف شویدم
کریم آقا،کریم آقا،کریم آقا
کریم آقا،کریم آقا،کریم آقا
مست مستم از،جام اباالفضل
عشق من باشد،نام اباالفضل
یا ابوفاضل،یا ابوفاضل
یا ابوفاضل،یا ابوفاضل
خورده ام جام ولای عباس
بر لبم باشد ثنای عباس
مرغ دل شد آشنای عباس
می نشیند بر بام اباالفضل
منو با عشق تو آفریدند
به تنم از روح تو دمیدند
روی قلبم عکس تو ک

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(سلام من برساحت حضرت قمر بنی هاشم) *

8768
14

شعر حضرت عباس(سلام من برساحت حضرت قمر بنی هاشم) سلام من برساحت حضرت قمر بنی هاشم
می گیره آخر جونمو، غربت قمر بنی هاشم
زآن كه شدم من ساخته با،تربت قمربنی هاشم
تا آخر عمر می كشم ،منت قمربنی هاشم
قمربنی هاشم، قمربنی هاشم
به تو شدم پناهنده ،زشر بدی
می شم آواره اگه یه شب راهم ندی
من ازت دست برنمی دارم بخدا
ام البنین تا به من نگه ولدی
به تو اسیرم نگی نیا كجا برم
بی تو میمیرم ،نگی نیا كجا برم
ازسر سفره تو بخدا،یه عمره كه
روزی میگیرم نگی نیا كجا برم
فاطمیم فاطمیم قمر بنی هاشمیم
سنگ صبور غصه هامه .گریه هامه قمربنی هاشم
محرم رازه،این دل مبتلا،قمربنی هاشم
قمربنی هاشم، قمربنی هاشم
از كودكی بر در تو زنجیر شدم
تا بخودم اُمدم نمك گیر شدم
كاشكی یه روز مثل

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(خدایا سقا،غریب و تنها) *

10507
69

شعر حضرت عباس(خدایا سقا،غریب و تنها) خدایا سقا،غریب و تنها
توچشماش داره موج می زنه،غروب دریا
اباالفضل، چی اُمده سر پیكر تو
رسیده لحظه ی آخر تو
خالیه جای مادر تو
علمدار، خدانگهدار
چه خشكه لبهات
رو خاكه دستات
دیدم با تیر حرمله شد،پر از خون چشمات
اباالفضل، برادر تو تنهای تنهاست
می رسه عطر و بوی گل یاس
اُمده زهرا، كف العباس

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(زیباترینی پاک و متینی) *

2021
4

شعر حضرت عباس(زیباترینی پاک و متینی) زیباترینی پاک و متینی
ای که یل فاطمه و ام البنینی
میگن که تنگه
چشما بزرگا
اما تو خورشیدی و ذره ر هم می بینی
عشقت تو قلبمه
که بی مقدمه
ذکر تو روحمو می بره علقمه
آقام ابالفضل آقام ابالفضل
آقام آقام آقام آقام آقام ابالفضل
دل بی تو آهه
خدا گواهه
راه تو راهه
ما بقی همه بیراهه
اشک تو دجله است
چشم تو قبله است
یوسف کجاست ببینه اربابم چه ماهه
حالت محوله
عشقت مسجله
هر کی عباسی نشد ول معطله
آقام ابالفضل آقام ابالفضل
آقام آقام آقام آقام آقام ابالفضل
نام تو زیباست
ذکر لب ماست
ولی نمی شناختیم درست
دست چپ و راست
گرچه رو خاکی
با مشک چاکی
پیش حسین همیشه پرچم تو بالاست
ذکر تو حال میده
بوی وصال میده
زهرا به سینه

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:45
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(جان آقام آقام عباس جان آقام آقام عباس) *

1774
1

شعر حضرت عباس(جان آقام آقام عباس جان آقام آقام عباس) جان آقام آقام عباس جان آقام آقام عباس
شده ام به نوکریش نائب
ای فداش این جون نا قابل
تو نبرد بهش میگن حیدر
توی علقمه ابوفاضل
یه سپاه کل وعرب داره
وقتی می جنگه غضب داره
همیشه غلام زینب بود
آقامون خیلی ادب داره
جان آقام آقام عباس جان آقام آقام عباس
رب عشق خالق احساسه
به نگاش یه دنیا حساسه
همه عالم با حسین مستن
مستی حسین با عباسه
اونکه خاطر خواه زیاده
هیچ کس رو تنها نمیذاره
توی عالم حتی ارباب هم
زیر پرچم علمداره
توی زندگی من اصله
به محبتش دلم بسته
حک بشه به روی قبر من
عشق من فقط ابالفضله

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(ساقی حرم آقام ابالفضل) *

2875
1

شعر حضرت عباس(ساقی حرم آقام ابالفضل) ساقی حرم آقام ابالفضل
قربونت برم آقام ابالفضل
با صفا امیر عشق و احساس
با وفا سلطان قلبم عباس
عالمی اسیر چشم مستت
آسمون روزی خور دو دستت
ساقی حرم آقام ابالفضل
قربونت برم آقام ابالفضل
تک یل ام البنینی عباس
به خدا تو بهترینی عباس
میدونم آقا هوامو داری
به خدا زیباترین نگاری
ساقی حرم آقام ابالفضل
قربونت برم آقام ابالفضل
وای وای وای وای وای
تشنه لب حسین غریب مادر
قبله ی تموم عاشقایی
تپش دل سینه زنایی
شعله ور دلم به عشقت ارباب
آقا جون امشب دلم رو دریاب
کربلا ازت میخوام ابالفضل
یه روزی پیشت میام ابالفضل
حرمت بهشت آرزومه
زندگی بی تو برام حرومه
وای وای وای وای وای وای

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(این دل دیوونه کرده) *

1516
5

شعر حضرت عباس(این دل دیوونه کرده) این دل دیوونه کرده
هوای حرم ابوفاضل
در عشق شه عالم
عباس و بود پیرم
از دست کس دیگر
پیمانه نمی گیرم
این دل دیوونه کرده
هوای حرم ابوفاضل
چشم من دل خسته بر
دست ابالفضل است
از صبح ازل قلبم
پا بست ابالفضل است
مهدی به علمداری
مانند ابالفضل است
در وقت فرج او را
سر بند ابالفضل است

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر وصف حضرت عباس(عباس عباس بی تو قلبم می گیره) *

2143
0

شعر وصف حضرت عباس(عباس عباس بی تو قلبم می گیره) عباس عباس بی تو قلبم می گیره
عباس عباس حسین داره می میره
تو که داداش با وفایی
تو رشادت انگشت نمایی
واسه برگشتنت رقیه
چشم براهه تا تو بیایی
رقیه از دنیا سیره
تو نیای بی تو می میره
داداشم بلند شو از جا
خیمه هامون خون بگیره
اونایی که نمی گریزند
با تیرای سمی و تیزن
به حال دستای بریدت
بازوهات اشک خون می ریزن
ابروی کشیده ی تو
فرق خون دیده تو
دلمو آتیش کشیده
دستای بریده تو
می گیرم تاب و توون از تو
ریخته خون بی امون از تو
اگه تیر از چشات در آرم
فواره می زنه خون از تو
جرم عاشقی همینه
خون فرقت رو زمینه
تو را من نبردمت که
زینبم تو را نبینه

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(ای به خاک افتاده ای سقای من) *

5478
15

شعر حضرت عباس(ای به خاک افتاده  ای سقای من) ای به خاک افتاده ای سقای من
ای علمداربلند بالای من
تا تو بودی صحبت از غارت نبود
بعد تو وای از حرم ای وای من
بر گو چرا پشت یلم به خاک است
جسم تو چاک چاک است اصغر من هلاک است
واویلتا وایلتا واویلا واویلتا واویلا واویلتا واویلا
تا عمود کین ز سر هوشت گرفت
تیغ و نیزه گوش تا گوشت گرفت
علقمه بوی مدینه می دهد
گو مگر زهرا در آغوشت گرفت
برخیزو بین گردم چه ازدهام است
بر هر لبی کلام است کار حیسن تمام است
واویلتا وایلتا واویلا واویلتا واویلا واویلتا واویلا
گفته بودن در سپاه من تکی
ره ندارد در وجودت کوچکی
نیست هرگز باورم عباس من
تو علمدار منی یا کودکی
زین منظره، افتاده ام به گریه
لعن علی ابّیه وای از دل رقی

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(ابو فاضل ز جا برخیز و بهرم کن علمداری) *

5561
15

شعر حضرت عباس(ابو فاضل ز جا برخیز و بهرم کن علمداری) ابو فاضل ز جا برخیز و بهرم کن علمداری
که بهرم غیر تو ساقی نمانده یاور و یاری
الا ای ساقی طفلان ببین بی آب و طفلان را
الا ای یار همچون جان ببین اطفال نالان را
ز نهر علقمه دیگر صدای تو نمی آید
ز فرط تشنگی ساقی دگر اصغر نمی خوابد
من که نه دستی نه آبی نه علمدارم
دیگر چگونه توان رو به حرم آرم
امان ز بی دستی امان ز بی آبی
امیر هاشمی من، فدای تو همه جانها
الا ای ساقی ما هم، فدایت کل انسانها
رقیه در خیم چشمش به ره تا که تو برگردی
سکینه ترس از این دارد که آیا باز می گردی
الا ای ماه مهرویم مرا غیر تو یاری نیست
بدان ای نازنین دلبر ز هجر تو قراری نیست
شکسته پشت من زین غم،سیه گردیده بازویم
بیا پیشم بمان سا

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(خداوندا علمدارم نیامد) *

13416
61

شعر حضرت عباس(خداوندا علمدارم نیامد) خداوندا علمدارم نیامد
یگانه یاور و یارم نیامد
کنار علقمه بابا چه دیدی
عمود خیمه را از چه کشیدی
عمو گوشوارم و کرده غارت عدو
به قربون لبا ترک خورده عمو
عمو جان العطش (2)
دلاور اشجع الناسی اباالفضل
شجاعت را تو مقیاسی اباالفضل
تو ساقی گلستان حسینی
تو یک دریا گل یاسی اباالفضل
ندیده آفرینش آنچه مردی
امید یکه تاز هر نبردی
به چشمت کهکشان عشق و ناز است
ببین با قلب عشاقت چه کردی
یه پهلوون فقط اونه روی زمین
می دونه کی بوده یل ام البنین
ابو فاضل مدد(2)
تو ماه هاشمیونی اباالفضل
امید فاطمیونی اباالفضل
پناه میری و یار حسینی
تو عشق زینبیونی ابالفضل
تو بر دربار عشق صاحب مقامی
حسینی مذهب و حیدر مرامی
اگر چه پاد

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(ای امید یوسف زهرا ابا الفضل هم تو سردار، هم تو سقا یا ابا الفضل) *

5252
14

شعر حضرت عباس(ای امید یوسف زهرا ابا الفضل      هم تو سردار، هم تو سقا یا ابا الفضل) ای امید یوسف زهرا ابا الفضل هم تو سردار، هم تو سقا یا ابا الفضل
یا اباالفضل، یا ابا الفضل، یا ابا الفضل
ای فرات از تو خجل تو از سکینه ای امید دسته گلهای مدینه
یا اباالفضل، یا ابا الفضل، یا ابا الفضل
مهربان تر از تو آقا کس ندیده تشنه لب تر از تو سقا کس ندیده
یا اباالفضل، یا ابا الفضل، یا ابا الفضل
دختران فاطمه چشم انتظارند دل به روی خاک خیمه می گذارند
یا اباالفضل، یا ابا الفضل، یا ابا الفضل
تا کنار علقمه در خون نشستی از غمت پشت برادر را شکستی
یا اباالفضل، یا ابا الفضل، یا ابا الفضل

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(لبریزم امشب از همه یاد اباالفضل) *

2393
2

شعر حضرت عباس(لبریزم امشب از همه یاد اباالفضل) لبریزم امشب از همه یاد اباالفضل
چون می رود تا عشق آباد اباالفضل
فتوای دل از عشق این باشد ای عزیزان
جایز بود ناد علی ناد اباالفضل
من یک نفس سر می کشم جام جنون را
نعره زنان بر می کشم داد اباالفضل
دیوانه کرده نگاهش شکر لله
هستم گدای بین راهش شکر لله
علمدار حسین یل کرب و بلا
گر ز پا افتاده ای یار است عباس علمدار حسین
ام یجیب هر گرفتار است عباس علمدار حسین
حلاج شد از عشق او رسوای عالم علمدار حسین
ذکر لب منصور بر دار است عباس علمدار حسین
کل شهیدان بر مقامش غبطه دارند علمدار حسین
چون تک سوار ملک ایثار است عباس علمدار حسین
بر روی بازوی بریده حق نوشته
در روز محشر هم علمدار است عباس
روز قیامت را قیامت م

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(بر زمین افتاد، لالۀ یاسم شد جدا از تن، دست عباسم) *

6592
14

شعر حضرت عباس(بر زمین افتاد، لالۀ یاسم      شد جدا از تن، دست عباسم) بر زمین افتاد، لالۀ یاسم شد جدا از تن، دست عباسم
یا ابوفاضل، یا ابو فاضل (2
رفتی و بی تو، شد نصیب من گریۀ زینب، خندۀ دشمن
یا ابوفاضل، یا ابو فاضل (2
جام خالی در، دست طفلان است چشمشان بر تو، سوی میدان است
یا ابوفاضل، یا ابو فاضل (2
تا به خون خُفتی، در دل صحرا زائرت گردید مادرم زهرا
یا ابوفاضل، یا ابو فاضل (2
با کدامین دل، ای علمدارم بی تو رو، سویِ خیمه ها آرم
یا ابوفاضل، یا ابو فاضل (2
با کدامین دست، ای سراپا خون آورم تیر از، دیده ات بیرون
یا ابوفاضل، یا ابو فاضل (2

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(دل به یاد تو گرفته زمزمه)( دل به یاد تو گرفته زمزمه) *

3840
7

شعر حضرت عباس(دل به یاد تو گرفته زمزمه)(  دل به یاد تو گرفته زمزمه) دل به یاد تو گرفته زمزمه
پر زده تا کربلا و علقمه
توی دنیا با کسی کار ندارم
غم ندارم که خریدار ندارم
شب ناامیدی مهتاب منی
دلخوشیم اینه که ارباب منی
دل به یاد تو گرفته زمزمه
پر زده تا کربلا و علقمه
شب ناامیدی مهتاب منی
دلخوشیم اینه که ارباب منی
دست تو کار به خدایی میکنه
منو امشب کربلایی میکنه
نفسش بوی گل یاس میگیره
هر کسی که ، شور عباس میگیره
گوش کنید یا ایها الناس یه چیزی میگم با احساس
می تپه دلم همیشه برای حضرت عباس
هر موقع اسمشو بردم یا قسم اینجوری خوردم
یه باره تنم می لرزه که چرا اسمشو بردم
مه لقا با مه جبینش دلربا و دلنشینش
پسر شیر خدا و گلی از ام البنینه
پسر شیر خدا و تک یل ام البنینه
مهر

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(امیر لشکر خدا، یا ابـــــــوفاضل، یا ابوفاضل) *

1781
3

شعر حضرت عباس(امیر لشکر خدا، یا ابـــــــوفاضل، یا ابوفاضل) امیر لشکر خدا، یا ابـــــــوفاضل، یا ابوفاضل
دستت شده از تن جدا یا ابوفاضل، یا ابوفاضل
ای ساقی طفلان کـــه خود لب تشنه جان دادی
از صدر زیـــــــن روی زمین صد پاره افتادی
رخسارِ از خون شسته را بر خـــــــاک بنهادی
گشتی به راه دین فدا، یا ابوفـاضل، یا ابوفاضل
ای آمده خلق جهــــــــــــــــــان بر درگهت بنده
رسم وفـــــــــــــــــا تا صبح محشر از تو پاینده
آب فــــــــــــــرات از حنجر خشک تو شرمنده
جان در رهت بادا فدا، یا ابوفاضل، یا ابوفاضل
در ســـــــــــــوگ تو فرزند ختم المرسلین گرید
چشــــــــــم خـــــــــــــدا بین امیرالمومنین گرید
زهــــــــــــرا بجـــــــــای مادرت ام البنین گرید
زین

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(دست ابا الفضل از تن جدا شد (2) پاینده از او، دین خدا شد (2) *

2580
4

شعر حضرت عباس(دست ابا الفضل از تن جدا شد (2)    پاینده از او، دین خدا شد (2) دست ابا الفضل از تن جدا شد (2) پاینده از او، دین خدا شد (2
میان علقمه، دریای خون شد جسم بی دست سقا لاله گون شد
اباالفضل، اباالفضل، جانم اباالفضل (2)
بگذشته از جان، در راه جانان لب تشنه جان داد، سقای طفلان (2)
شد دو تا، فرقش از عمود آهن چشم او شد سپر از تیر دشمن
اباالفضل، اباالفضل، جانم اباالفضل (2)
نقشِ لب او، اَدرِک اخا بود در انتظار خون خدا بود
تا که آید گُل گلزار زهرا شُویَد از اشک دیده روی او را
باالفضل، اباالفضل، جانم اباالفضل (2)

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(مـــــن گـــــــدایم گدای ابوالفضل مـــی کنم جـــان فدای ابوالفضل) *

11026
30

شعر حضرت عباس(مـــــن گـــــــدایم گدای ابوالفضل         مـــی کنم جـــان فدای ابوالفضل) مـــــن گـــــــدایم گدای ابوالفضل مـــی کنم جـــان فدای ابوالفضل
مِهــــــر او در دلــــــــم جا گرفته زنـــــــــده ام با ولای ابوالفضل
فخـــــــرم این بس که هستم بعالم خــــــــادمی در سرای ابوالفضل
روز و شب اشک ریزم به دامان در غم و در عـــــزای ابوالفضل
بســـــکه جـــــانسوز باشد غم او جان بقربان فرق دوتای ابوالفضل
بود سقـــــــا و لب تشنه جان داد ای بنـــــــــــــازم وفای ابوالفضل
گشت قـــــــــــــــربانی راه داور علقمـــــــــــــه شد منای ابوالفضل
شد جــــــــــدا از بدن بهر اسلام نـــــــــــــازنین دستهای ابوالفضل
بــــــــــــاز باشد به روی خلایق بـــــــــــــاب دارالشفای ابوالفض

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(ع) و حضرت زینب(یا ابالفضل تویی تاج سر ام بنین) *

1961
3

شعر حضرت عباس(ع) و حضرت زینب(یا ابالفضل تویی تاج سر ام بنین) یا ابالفضل تویی تاج سر ام بنین
پسر فاطمه هستی پسر ام بنین
تو علم دارترین صاحب پرچم هستی
تو به اسرار دل فاطمه محرم هستی
تا تو بودی نگرانی به دل خیمه نبود
ا تو رفتی همه ی خیمه شده رنگ کبود
گر چه گفتی تو غلامی به من اما عباس
تو شدی آبروی حضرت زهرا عباس
منِ زینب چه کنم بی تو در این دشت بلا
من و یک خیمه ی پر کودک و زن در صحرا
دست تو قطع شد و دست مرا می بندند
چشم تو پاره و بر گریه ی من می خندند
جگر من شده چون چشم تو پاره پاره
دختر شیر خدا بعد تو شد آواره
از شکافی که به فرق سر تو افتاده
معجر از روی سر خواهر تو افتاده
به همان محکمی ضربت نامرد عمود
خورده ام سیلی و رخساره ی من گشته کبود
تو سر نیزه و من

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(ای عـــــــــــلمدار در خون خُفتۀ من خیــــــــــــز و کن یاریَم، در بین دشمن) *

2924
0

شعر حضرت عباس(ای عـــــــــــلمدار در خون خُفتۀ من       خیــــــــــــز و کن یاریَم، در بین دشمن) ای عـــــــــــلمدار در خون خُفتۀ من خیــــــــــــز و کن یاریَم، در بین دشمن
بر روی من، دیده بگشا یا ابا الفضل یا ابا الفضل، یا ابا الفضل، یا ابا الفضل
قد رعنــــــــــای تو، در خون نشسته کمــــــــــــــــــرم از غم، داغت شکسته
بی تو گشتم، یــــکه و تنها ابا الفضل یا ابا الفضل، یا ابا الفضل، یا ابا الفضل
کـــــــــودکان گفته اند عموی ما کو؟ نخــــــــــل امـــــــید و آرزوی مــا کو؟
خیـــزو رو سویِ حَرَم بنما ابا الفضل یا ابا الفضل، یا ابا الفضل، یا ابا الفضل
ای کــــــــــــه هستی تو ماه بی قرینه ســـــــــــاقی دسته گلهــــای مدینه
از عطش پــژمرده اند گلها ابا الفضل یا ابا الفضل، یا ابا ال

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس-(آبی برای رفع عطش، در گلو نریخت) * اکبر دخیلی

2496
0

شعر حضرت عباس-(آبی برای رفع عطش، در گلو نریخت) آبی برای رفع عطش، در گلو نریخت
جان داد تشنه کام و به خاک آبرو نریخت
دستش ز دست رفت و به دندان گرفت مشک
کاخ بلند همت خود را فرو نریخت
چون مهر، خفت در دل خون شفق و لیک
اشکی به پیش دشمن خفاش خو نریخت
غیرت نگر، که آب به کف کرد و همتش
اما به جام کام، می از این سبو نریخت
چون رشته امید بریدش ز آب گفت
خاکی چو من کسی به سر آرزو نریخت
شاعر:اکبر دخیلی

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(جمال حق ز ســــــر تا پاست عباس به یکتــــــایی قَسم یکتاست عباس) *

8574
10

شعر حضرت عباس(جمال حق ز ســــــر تا پاست عباس        به یکتــــــایی قَسم یکتاست عباس) جمال حق ز ســــــر تا پاست عباس به یکتــــــایی قَسم یکتاست عباس
شب عُشــــــــــاق را تا صبح محشر چــــــــراغ روشن دلهاست عباس
اگــــــــــــــر چه زاده ام البنین است ولیـــکن مادرش زهراست عباس
عَلم در دسـت و مشک آب بر دوش که هم سردار و هم سقاست عباس
بنـــــــــــازم غیت و عشق و وفا را که عطشان بر لب دریاست عباس
هنوز از تشنه کامان شرمگین است از آن در عـــــلقمه تنهاست عباس
نـــــــــــــه در دنیا بُوَد بابا الحوائج شفیع خلـــــــق در عقباست عباس
چه بـاک از شعله های خشم دوزخ که در محشر پنـــــاه ماست عباس
سراسر صحنـــــــه های کربلا را به هر سو بنگری پـــیداست عباس
شفیعان چون به مـحشر روی آرن

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 06:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(از چشمه سارت آبرو پرکرد موسی) *

1476

شعر حضرت عباس(از چشمه سارت آبرو پرکرد موسی) از چشمه سارت آبرو پرکرد موسی
‏عیسی رکابت را گرفت و رفت بالا
‏پشت زمین خوابید و سقف آسمان ریخت
‏وقتی ستون عمر تو افتاد از پا
‏بو صفحه پیشانی خیمه نشست
‏چین و چروک واضحی از داغ سقا
‏آب حیات بچه­ها خشکیده برگرد
‏تیغی بیاور قطع کن دست عطش را
‏دارد گلوی بغض­ها را می فشارد
‏داغ صدای خشکه طفل مادر ما
‏بی تو لباس علقمه پوسید بر تن
‏برگشت از نهر لبت شرمنده اما
‏دیدم عمودی روضه بالای سر خواند
‏از چشم خیس تیرها می ریخت، دریا
‏پای ضریح دستهایت زار می زد
‏در مجلس ترحیم آب مشک، زهرا
شاعر:روح الله عیوضی

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر حضرت عباس(ای که آوره چشمان تو دریا می­شد) *

1758
2

شعر حضرت عباس(ای که آوره چشمان تو دریا می­شد) ای که آوره چشمان تو دریا می­شد
‏غرق در نیل غمت حضرت موسی می شد
می­رسی دست نداری وکسی از پس نخل
‏با عمودی، به سر راه تو پیدا می شد
همه دیدند به روی بدن تو هر تیر
‏با چه زوری بغل تیر دگر جا می­شد
رفتی و باد سیاهی طرف معجر رفت
‏اول بی کسی زینب کبری می­شد
رفتی و با همه غربت خود حس کردم
‏بی تو ای پشت و پناهم کمرم تا می شد
مادرم آمد و عطر نفس علقمه ات
‏پر طرفدارترین روضه دنیا می شد

  • شنبه
  • 17
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 07:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد