شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

اشعار مناجات با امام زمان(عج) -( حضور تو تنها نفس می دهد ) * محمد علی بیابانی

2568
1

اشعار مناجات با امام زمان(عج) -( حضور تو تنها نفس می دهد  ) به حق خدای شب قدرها
بیا ای دعای شب قدرها

حضور تو تنها نفس می دهد
به حال و هوای شب قدرها

پر از التماس است و آقا بیاست
در عمق صدای شب قدرها

الهی نگاهی کن از روی لطف
به آقا بیای شب قدرها

برای تمنای روز ظهور
می افتم به پای شب قدرها

کمی نقد عشق و عنایت بریز
به دست گدای شب قدرها

مریض فراقیم یابن الحسن
تو هستی دوای شب قدرها

به حق علی و به حق الحسین
به این ناله های شب قدرها

مرا یک سحر کاش مهمان کنی
نجف کربلای شب قدرها

شاعر : محمد علی بیابانی

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:15
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار مناجات با امام زمان(عج) -( یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است ) * محمد بیابانی

1239

اشعار مناجات با امام زمان(عج)  -( یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است ) یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است
یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است

احیا گرفته ام که تو احیا کنی مرا
قدرم اگر که با تو مقدر شود بس است

خیری ندیده ام من از عمری که بی تو رفت
عمرم اگر به دیدنت آخر شود بس است

اندازه چکیدن یک قطره اشک هم
محض فراق، چشمم اگر تر شود بس است

نه من که روزه های همه روزگار با
یک روز، روزه ی تو برابر شود بس است

امشب مرا بخاطر جدت علی ببخش
آقا که راضی از دل نوکر شود بس است

شاعر : محمد بیابانی

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:37
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار مناجات با امام زمان(عج) -( وقتی تو میخندی همه دنیا ) *

990

اشعار مناجات با امام زمان(عج) -( وقتی تو میخندی همه دنیا ) زیباتر از همیّشه ای وقتی
لبهات، مشغولِ مناجاته
چشمای خیست قبله میسازه
از صورتی که قصدِ حاجاته

وقتی تو میخندی همه دنیا
آروم میشن، آروم تر میشن
صدها فرشته پای منبرهات
از غیبِ عالم باخبر میشن

ای روزه دارِ واقعی، اینجا
دستام به دامانت گره داره
حسّم بهم میگه، دوسم داری
وقتی چشام پر بغض میباره

من اعتقاد محکمی دارم
تا آخرش پای تو می مونم
جمعه به جمعه، صبح، با گریه
خسته نمیشم ندبه می خونم

تنها امیدِ هر گدا اینه
همراهشی، تمومِ دنیاشی
قابل بدونی چی میشه یک شب
افطار مهمون دلم باشی....

محمد قاجار

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:38
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان (عج) سروده از محمدجواد شیرازی -( آبرویم را سرِ این نفس، آسان می برم ) * محمد جواد شیرازی

873
1

مناجات با امام زمان (عج) سروده از محمدجواد شیرازی -( آبرویم را سرِ این نفس، آسان می برم ) آبرویم را سرِ این نفس، آسان می برم

مرگ را از خاطرم هنگام عصیان می برم

تشنه ی معرفتم، این سو و آن سو می روم

بهره ای اصلا از این دریای قرآن می برم؟!

بنده ای حیرانم و جای کلام صاحبم

از کلام دیگران بی فکر، فرمان می برم

لوح دل، بی آب دیده از گنه عاری نشد

اشک را با غفلتم از کوی مژگان می برم

بعد از این حالا که یوسف هم خریدارم نشد

چون زلیخا، خون جگر، سر در گریبان می برم

من نمی بینم، نمی دانم، نمی فهمم ولی

بهره ها از او در این دوران هجران می برم

گرچه در هفته فقط یک جمعه یادش می کنم

از دعایش روز و شب سود فراوان می برم

بی پناهم، هر کجا رفتم جوابم کرده اند

پس پناهم را به دربار خراسان می برم

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 07:21
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

رباعی امام زمان(عج) -(جمعه‌های دلتنگی) * مرتضی محمودپور

682
1

رباعی امام زمان(عج) -(جمعه‌های دلتنگی) جمعه‌ی غم‌انگیز

در آینه‌ی نگاه تو مات شدم

تکرار به عشق تو در اوقات شدم

آه من از این پس ز پی آینه‌هاست

با دست دعا روح مناجات شدم

  • جمعه
  • 7
  • اردیبهشت
  • 1397
  • ساعت
  • 10:11
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

بیا -( در این خزان بی کسی ای یار ما بیا ) * اسماعیل تقوایی

951

بیا -( در این خزان بی کسی ای یار ما بیا  ) در این خزان بی کسی ای یار ما بیا
بی تو فتاده بس گره در کار ما بیا

با نقد جان خویش خریدار می شویم
ای یوسفا دمی سر بازار ما بیا

چشمان ما به راه ظهورت بمانده است
ای غایب از نظر توبه انظار مابیا

درد فراق تو دل ما را به خون کشید
بهر شفای این دل بیمار ما بیا

دلدادگان تو همه محروم از رخت
رحمی نما شها وبه دیدار ما بیا

مستضعفان کل زمین همنوا شدند
آماده است سپاه تو سردار ما بیا

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • سه شنبه
  • 17
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:19
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

السلام علیک یا صاحب الزمان(عج) -( امسال را بدون تو آغاز می کنیم ) *

848

السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)  -( امسال را بدون تو آغاز می کنیم ) امسال را بدون تو آغاز می کنیم
ای مهربان ما پدر ما بهار ما
قرآن و شمع و آینه و سبزه حاضر است
جای تو خالی ست ولی در کنار ما...

  • چهارشنبه
  • 18
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 06:00
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج) -( گمان کنم ز خراسان به دل نسیمی زد ) * ناصر شهریاری

1550
-1

اشعار امام زمان(عج)  -( گمان کنم ز خراسان به دل نسیمی زد ) دوباره فاصله افتاد بین ما آقا
دوباره لطف تو و خواهش گدا آقا

ببین که از نفس افتاده ام ز بار گناه
بگیر دست گدای همیشه را آقا

حلال کن که بجز دردسر نبودم من
عطا نمودی و دیدی ز من خطا آقا

سلام من به قنوت نماز نیمه شبت
مرا میان قنوتت دعا نما آقا

بگو شبی تو میان قنوت نافله ات
به جای ما نفسی ذکر ربنا آقا

خودت برای ظهورت بیا دعایی کن
اثر نداشت ز ما ناله ی بیا آقا

رسید سال نو و چشم ما نشد روشن
بر آن جمال پر از جلوه ی خدا آقا

ببین دو چشم مرا یا مقلب الابصار
که تا ببینمت ای یار آشنا آقا

بهار کن دل ما را محول الاحوال
که بی تو رنگ خزان است سینه ها آقا

بیا و درد دل بیقرار و شیدا را
دوباره کن به نگاه

  • چهارشنبه
  • 18
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 06:24
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 قاسم صرافان

اشعار امام زمان(عج) -( مقلّبانه به قلبم، هوای تازه بنوشان ) * قاسم صرافان

1782

اشعار امام زمان(عج)  -( مقلّبانه به قلبم، هوای تازه بنوشان ) در این هوای بهاری شدم دوباره هوایی
بهار می رسد اما بهار من! تو کجایی؟

چه برکتی، چه نویدی، چه سبزه ای و چه عیدی؟
به سال نو چه امیدی؟ اگر دوباره نیایی

مقلّبانه به قلبم، هوای تازه بنوشان
محوّلانه به حالم اشاره کن به دعایی

مقدرست به فالم مدبّرانه بتابی
خوش است لیل و نهارم اگر نظر بنمایی

اگر قرار چنین شد، تو را بهار نبیند
چنین نکو ز چه رویی؟ چنین خجسته چرایی؟

اگر چه حُسن فروشان به جلوه آمده باشند
تو آبروی جهانی، تو روی ماه خدایی

دل از امیر سواران گرفته است بشارت
از آسمان خراسان شنیده است ندایی

خودت مگر که به زهرا توسلی کنی امشب
نمی رسد گل نرگس! دعای ما که به جایی

شاعر : قاسم صرافان

  • چهارشنبه
  • 18
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 06:25
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

امام زمان(عج) -( ديگه امشب همه همسايه ها راحت می خوابن ) * رضا تاجیک

1195

امام زمان(عج) -( ديگه امشب همه همسايه ها راحت می خوابن ) منت قدمهای تو رو با اشكام می كشم
اگه تو بيای خاک پاتو به چشمام می كشم

كی ميای كه با صدای تو من آروم بگيرم
آرزومه كه آقا پای ركابت بميرم

دلم آقا خسته از اين عشقای زمينيه
خيال ديدنتم يه حسرت شيرينيه

پشت اين پنجره ها به انتظارت می شينم
جای خاليتو ميون دل تنگم می بينم

سه ماهه تو روضه های مادرت در به درم
دو ماهه آرزومه دست بكشی روی سرم

خوب می دونم كه من از نگاه تو سينه زنم
يه عنايتی بوده كه غصه دار حسنم

بيا امشب ما رو هم ببر مدينه آقاجون
رو دلم غم اميرالمومنينه آقاجون

ديگه امشب همه همسايه ها راحت می خوابن
اما بچه های فاطمه به زحمت می خوابن

زينب امشب يه گوشه كز ميكنه غريبونه
مجتبی تو خواب می

  • چهارشنبه
  • 18
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 07:46
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج) -( لعنت به کسی که وسط کوچه تو را زد ) * محمد جواد شیرازی

1569
2

اشعار امام زمان(عج)  -( لعنت به کسی که وسط کوچه تو را زد ) دردی که گلستان مرا ریخته بر هم
آسایش دوران مرا ریخته بر هم

هجران رخ یوسف زهراست که این طور
آبادی کنعان مرا ریخته برهم

بیچارگی و درد فراقی که چشیدم
یک عمر، گریبان مرا ریخته برهم

دلگرمی من چشم ترم بود، گناهم
دلگرمی چشمان مرا ریخته بر هم

خسته شدم از این همه تاریکی نفسم
آن قدر که بنیان مرا ریخته بر هم

درهم شده نان همه با هم، چقدر حیف
این فاجعه ایمان مرا ریخته بر هم

مدیون گل فاطمه هستم که دعایش
پرونده عصیان مرا ریخته بر هم

داغ غم جانسوز علی و غم زهرا
آرامش مژگان مرا ریخته بر هم

فرمود علی فاطمه جان، حوریه ی من
اوضاع تو ارکان مرا ریخته بر هم

مبهم شدنت، جان علی بیشتر از قبل
احوال پریشان مرا ر

  • چهارشنبه
  • 18
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:15
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

اشعار امام زمان(عج) -( آهى بكش تا روز و شب آتش بگيرم ) * رضا تاجیک

986
1

اشعار امام زمان(عج) -( آهى بكش تا روز و شب آتش بگيرم ) مثل دل تو در تمام فاطميه
ما بى قراريم اى امام فاطميه

شكر خدا كه نام من را هم نوشتند
با يک نگاه تو غلام فاطميه

عالم سيه پوشيده چون شال سياهت
اين روزها به احترام فاطميه

من نوكرم جز اين كه تكليفى ندارم
بايد به پا سازم قيام فاطميه

كار شبانه روز ما اشک است، شايد
اين است آقاجان پيام فاطميه

بايد بسوزيم و بسوزانيم شايد
گردد ادا حق مقام فاطميه

چشمان ما را باز كن با تو ببينيم
روز فرج حسن ختام فاطميه

آهى بكش تا روز و شب آتش بگيرم
اى غصه دار صبح و شام فاطميه

امشب فقط ذكر حسن گويم چرا كه
نامش گره خورده به نام فاطميه

آقا! هنوز از كوچه فريادش بلند است
تا كه بگيرى انتقام فاطميه

شاعر : رضا تاجیک

  • چهارشنبه
  • 18
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:16
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج) -( صبور شهر را چرا به دست بسته می برید ) * محمد جواد شیرازی

925
1

اشعار امام زمان(عج)  -( صبور شهر را چرا به دست بسته می برید ) دل شکسته ی مرا صدا کنید، کافی است
نظر بر این سرای بی بها کنید، کافی است

قبول... لایقِ زیارت شما نبوده ام
فقط کمی برای من دعا کنید کافی است

کسی که تحبس الدعا شود، غریب می شود
کمی به این غریبه اعتنا کنید کافی است

بس است در به در شدن، بس است خون جگر شدن
به روی من در انابه وا کنید... کافی است...

دوا نخواستم، همین هم از سرم زیادی است
مرا فقط همین که مبتلا کنید، کافی است

به دستْ پخت نان فاطمه عزیز می شود
حقیر را دخیل این سرا کنید، کافی است

قسم به ربنای فاطمه به این شکسته دل
کمی حلاوت دعا عطا کنید، کافی است

فدای مادری که با دل شکسته ناله زد
بس است حیدر مرا رها کنید‌... کافی است...

صبور شهر را

  • چهارشنبه
  • 18
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:17
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج) -( درد پهلو که کسی دارد نمازش مشکل است ) *

998
1

اشعار امام زمان(عج) -(  درد پهلو که کسی دارد نمازش مشکل است ) نزد خالق هر کسی باشد فرودش بیشتر
در مسیر بندگی باشد صعودش بیشتر

اهل صوم و صمت باش و دل به پرحرفان مبند
مزبله وقتی بسوزد هست دودش بیشتر

خواست لیلا تا که مجنون را مقربتر کند
کاسه ی او را شکست و آزمودش بیشتر

بهره ها دارد دل ویرانه می دانم ولی
دل که می گیرد شود با گریه سودش بیشتر

وادی عشق است کیش ما، شکسته تر شود
هرکسی باشد در این وادی ورودش بیشتر

عاشقی که دل نبست اصلا به دنیا، می شود
با امام عصر خود گفت و شنودش بیشتر

بیشتر اصلا خودم دل را سپردم دست او
یا نه اصلا با محبت ها ربودش بیشتر

این همه دست تمنا از سر دلگرمی است
گر که لطفش خواهان جودش بیشتر

رحمت و خیری که از سوز دعایش می رسد
در زمان

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:23
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج) -( بی سبب مادرمان دست به پهلو نگرفت ) * حبیب نیازی

1538
1

اشعار امام زمان(عج)  -( بی سبب مادرمان دست به پهلو نگرفت ) دل به دریا زدن عشق سفر میخواهد
جاده و پیچ و خمش اهل خطر میخواهد
سر در آوردن از این معرکه سر میخواهد
قدم اول این راه ، جگر میخواهد

هنر این است بسوزی ، هنرش سوختن است
کمترش ساختن و بیشترش سوختن است

مثلِ پروانه ی پر سوخته بودن خوب است
عاشق محضِ جگر سوخته بودن خوب است
پس چه بهتر به نظر سوخته بودن خوب است
یار میخواهد اگر سوخته بودن خوب است

بَد ندیدیم ، از این ساختنش سوختنش
بَد ندیدیم ، از این دیده به در دوختنش

دل سپردیم به دلدار و گرفتار شدیم
حرفِ یوسف شد اگر راهی بازار شدیم
سر روی دست خریدار سر دار شدیم
نظری از کرم انداخت بدهکار شدیم

در طوافیم به دور و بر زهرا و علی
بی قرار پسر آخر زهرا و علی

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:24
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج) -( گمان کنم به سختی آخرش به خانه می رسد ) * محمد جواد شیرازی

1038
1

اشعار امام زمان(عج)  -( گمان کنم به سختی آخرش به خانه می رسد ) گدای اهل بیت تا به آستانه می رسد
عطا و لطف هل اتی ز هر کرانه می رسد

چرا دو دست ما به سوی دشمنان دراز شد؟!
مگر که رزق و روزی از سوی سما نمی رسد؟

ولیِ عصر هر کجا همیشه شد گره گشا
به سوی ما عنایتش به هر بهانه می رسد

اگرچه بی لیاقتم، برای یار زحمتم
خوشم سلام هر سحر به آن یگانه می رسد

به خاک غم نشسته ام، چراکه پر شکسته ام
مگر پرنده این چنین به آشیانه می رسد؟!

شده امید من همه، نوای یابن فاطمه
به داد من همین نوای عاشقانه می رسد

رسیده وقت پا شدن، به هوش باش سینه زن
به شهر ما دوباره خیر مادرانه می رسد

فقط نه بیت هل اتی، به شعله سوخت از جفا
تمام نار دوزخ از همین زبانه می رسد

بس است بهرِ گل همین،

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج) فاطمیه -( روضه های مادر و میخ در و چندبی حیا ) *

3340
3

اشعار امام زمان(عج)   فاطمیه  -( روضه های مادر و میخ در و چندبی حیا ) حال و احوال دلم بدجورطوفانی شده
غیبت جان کاه تو آقا چه طولانی شده

می رسد فصل بهار و ای بهار من بیا
از غم دوری تو این دیده بارانی شده

این گدای روزهای جمعه ات یا بن الحسن
خانه ی امیدهایش رو به ویرانی شده

مرحمت کن رخ نـما تـا که نمُردم آقا
ناله هایم مثل یک سیل خروشانی شده

فاطمیه می رسد بانگ عزا سر می دهند
نوکرت را یک نگاهی کن پریشانی شده

روضه های مادر و میخ در و چندبی حیا
حال و احوال دلم بدجور طوفانی شده

سید امیر میثم مرتضوی

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:30
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

hشعار امام زمان(عج) فاطمیه -( زخم شد چشم ترت گریه نکن... میمیریم ) * مجتبی روشن روان

1038

hشعار امام زمان(عج)   فاطمیه  -( زخم شد چشم ترت گریه نکن... میمیریم  ) دست ما نیست اگر دست به دامان توییم
فاطمه خواسته که... بی سر و سامان توییم

تا ببینیم کمی از وجنات نبوی...
تشنه ی دیدن رخسار درخشان توییم

به نگاهی،" به دعایی دل ما را دریاب!"
که اسیر کرم و شیوه ی احسان توییم

مادر تو اگر امروز مدد فرماید...
تا ابد ماه علی! بر سر پیمان توییم

از دم شعله ورت محفل ما شور گرفت
همگی سینه زن ذکر حسن جان توییم

ما شبیه دل زهرای شهیده هرشب...
بی قرار و نگرانِ دل سوزان توییم

زخم شد چشم ترت گریه نکن... میمیریم
دیده گریان غم دیده ی گریان توییم

هرشب جمعه برو کرببلا با مادر
یاد کن از فقرایت پسر پیغمبر

شاعر : مجتبی روشن روان

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:43
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار امام زمان(عج) فاطمیه -( چشمان دنیا راه را گم کرده مادرجان ) * حبیب نیازی

1644

اشعار امام زمان(عج)   فاطمیه -( چشمان دنیا راه را گم کرده مادرجان ) بهتر نیاز قطره تا دریا فقط باشد
روزی ما ، از عالم بالا فقط باشد

از مال دنیا هیچ چیزش را نمیخواهم
روی سر من سایه ی آقا فقط باشد

دور و بر خانه گدا، جایی نمیگیرد
من خواستم اینجا برایم جا فقط باشد

در نامه ی اعمال من، نامِ ابالفضل است
کافیست با دست شما امضا فقط باشد

داغ حرم دارم ، کرم کن تا نمُردم من
در عمر من یک کربلا تنها فقط باشد

مجنونم و بر دستهایم یک سری دارم
تا خاک راه خانه ی لیلا فقط باشد

جارو از این زُلفِ پریشان در نمی آید
تا گردگیر مقدم زهرا فقط باشد

این روزها ، ماها اگر افتاده ایم از پا
نگذاشتند آن روز علی ، مولا فقط باشد

در با فشارش ، مادر ما را گرفت از ما
تا دربه در بودن، برای م

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مام زمان(عج)مناجات -( چنان که مرغ دل من شود کبوتر دوست ) * محمد جواد شیرازی

1110
3

مام زمان(عج)مناجات -( چنان که مرغ دل من شود کبوتر دوست ) چنان که مرغ دل من شود کبوتر دوست
تمام عمر نشیند کنار معبر دوست
بخواند از غم هجران روی انور دوست:
"صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
بیار نفحه‌ای از گیسوی معنبر دوست"

بدون یار، سراپا زیان و خسرانم
نشسته ام سر سجاده ندبه می خوانم
فراق، حق من بی وفاست می دانم
"به جان او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست"

بگو برای نگار از ارادت بسیار
سلام ما برسان سوی خیمه ی دلدار
بگیر پیرهنی بهر دیده ی خون بار
"و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار*
برای دیده بیاور غباری از در دوست"

من و صدا زدنِ یار، بی وضو هیهات
رسیده باده بر این خشکی گلو هیهات
از اضطرار زنم بر غریبه رو هیهات
"من گدا و

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 08:37
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

امام زمان(عج)مناجات شب قدر -( میگن که هر هفته شب جمعه ها ) * محمد بیابانی

1159
1

امام زمان(عج)مناجات شب قدر -( میگن که هر هفته شب جمعه ها ) بگیر تُو دستت سر و سامونم و
رها نکن حال پریشونم و
فدات بشم فقط یه بار نگام کن
منم وسط می ذارم این جونم و

من نمیخام وصله ناجور بشم
با کارام از تو انقدر دور بشم
اگه قراره که روت و نبینم
بهتره از همین الان کور بشم

نذار که تا ابد خجل بمونم
با پای لنگم توی گل بمونم
بذار سرم رو زیر پات بذارم
نذار که آرزو به دل بمونم

درد داریم بده دوای مارو
بیا و کم کن شر دشمنارو
میگن درای حرما رو بستن
دوباره وا کن راه کربلارو

برام همینکه روضه خونم بسه
همینکه گریه کن بمونم بسه
همینکه یک بار تا میگم حسین جان
مادرت از عرش بگه جونم بسه

میگن که هر هفته شب جمعه ها
روضه به پا میکنه تو کربلا
تو قتلگاه میگه غریب مادر
بم

  • یکشنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:34
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

امام زمان(عج)مناجات شب قدر -( گوشه چشمي به ما امام زمان ) * علی صالحی

1669

امام زمان(عج)مناجات شب قدر -( گوشه چشمي به ما امام زمان  ) سفره دار خدا امام زمان
دگر امشب بيا امام زمان

شب قدر است هر كجا هستي
التماسِ دعا امام زمان

منكه امشب به يادِ تو هستم
ياد كن پس مرا امام زمان

دست بر دامنت اگر نرنم
بروم پس كجا؟ امام زمان

آمدم آشتي دهي من را
باخودت، با خدا امام زمان

كاش قرآن به سر بگيرم من
يك شبِ قدر با امام زمان

جاي دوري نمي رود كه كني
گوشه چشمي به ما امام زمان

خوب شد در شبِ عزاي علي
با تو هم هم صدا امام زمان

شبِ تقديرِ من بيا بنويس
يك سفر كربلا امام زمان

شاعر : علی صالحی

  • یکشنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:36
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار مناجات با امام زمان(عج) -( گرچه می‎گویم که دنیای منی یابن الحسن ) *

9965
19

اشعار مناجات با امام زمان(عج) -( گرچه می‎گویم که دنیای منی یابن الحسن ) شکوه دارم از خودم بر بخت خود پا می‎زنم
سال‎ها روضه می‎آیم و باز درجا می‎زنم

گریه‎ات را با گناهانم درآوردم، ولی
می‎نشینم ناله‎ی الغوث آقا می‎زنم

گرچه می‎گویم که دنیای منی یابن الحسن
در عوض قید شما را پای دنیا می‎زنم

از دورویی خسته‎ام از دست دارم می‎روم
با همین اعمال زشتم حرف زیبا می‎زنم

من بدم اما دعایم کن، تو بابای منی
طفل بازیگوش هستم رو به بابا می‎زنم

خیمه‎ات خلوت که باشد درد دل راحت‎تر است
پس می‎آیم حرف‎هایم را سحرها می‎زنم

طاقت من طاق شد پس کی براتم می‎رسد
یا ببر تا کربلا یا که خودم را می‎زنم

باز هم از طوس دارد برگ دعوت می‎رسد
برگه‎ی حاجات خود را در حرم تا می‎زنم

  • یکشنبه
  • 29
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 04:28
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

ابر رحمت -( کور شد بس دیده ها در انتظار دیدنت ) * اسماعیل تقوایی

1123
1

ابر رحمت  -( کور شد بس دیده ها در انتظار دیدنت  ) ابر رحمت
کور شد بس دیده ها در انتظار دیدنت
چاره باشد از طریق پیرهن بوییدنت

ابر رحمت، کی بباری بردل تقتیده ام
دل کویری خشک شد در حسرت باریدنت

آخرین شمس ولا دنیا شده ظلمت سرا
روشنی برما ببخشا با دمی تابیدنت

غم فراوان بر دل هر منتظر بنشسته است
رخ نما وغم ببر با لحظه ای خندیدنت

مفتخرکن ای شها ما را به سربازی خود
میوه ی جانها شده آماده بهر چیدنت

عمرها در حسرت دیدار رویت شد بسر
رونمایی کن که جان بازیم در جنگیدنت

سالها باشد که داغی مانده بر دلهایمان
قبر مادر رانما ظاهر به ظاهر بودنت

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • جمعه
  • 3
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 16:09
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

امام زمان(عج)مناجات -( صراط مستقیمش را، حرامش را، حلالش را ) * محمد جواد شیرازی

1260

امام زمان(عج)مناجات -( صراط مستقیمش را، حرامش را، حلالش را ) کسی که از امام عصر خود خواهد وصالش را
کسی که آرزو دارد نظاره بر جمالش را

ندارد چاره ای جز این که بشناسد در این دنیا
صراط مستقیمش را، حرامش را، حلالش را

خیالِ معصیت، معصیت است و منتظر باید
نگه دارد از اوهام خطا فکر و خیالش را

تعجب می کنم از عاشقی که بهر یک لذت
به آتش می کشد سرمایه ی هفتاد سالش را

چگونه ادعای بنده بودن می کند، آن که
نمی پردازد از مازاد مالش، خمس مالش را

چه حیف است اشک آقا خرج رسوایی ما گردد
روان می سازد این اعمال ما اشک زلالش را

محب آل حیدر لحظه هایش مملو از ذکر است
همیشه مغتنم می داند از دنیا مجالش را

شهید از کل دنیایش برید و در ازای آن
از این ترک تعلق یافته راه کمالش را

  • شنبه
  • 4
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 آرمان صائمی

مناجات امام زمان -( درياچه‌ى چشمم شده درياىِ نمكزار ) * آرمان صائمی

981

مناجات امام زمان  -( درياچه‌ى چشمم شده درياىِ نمكزار ) اى كاش كه اُفتد به تو يكبار مسيرم
در حسرتِ ديدارِ تو كم مانده بميرم

درياچه‌ى چشمم شده درياىِ نمكزار
خشكيده‌ام و زردم و انگار كويرم

با باد صبا من گِله از زلفِ تو كردم
گفتم برساند به تو پيغام اسيرم

بس نيست پِى ات در به درى خانه خرابى؟
ماندم كه كجا از كه سراغ از تو بگيرم؟

شعرِ منِ بيچاره پُر از حرفِ دروغ است
در حسرت ديدار تو كم مانده بميرم

آرمان صائمی

  • چهارشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 07:46
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مناجات امام زمان -( گذشت روز و ماه و سال و عید شد،نیامدی ) *

4208
4

مناجات امام زمان  -( گذشت روز و ماه و سال و عید شد،نیامدی ) گذشت روز و ماه و سال و عید شد،نیامدی
دوباره شوق دیدنت ، بعید شد نیامدی

زمین و آسمان به تن ، لباسِ تازه می کند
و زخم کهنه ی غمت ، جدید شد نیامدی

به آسمان سپرده ام ، به جای من بگرید او
ببین که اشک آسمان ، شدید شد نیامدی

شکوفه ای به شوق تو ، به روی شاخه می دمد
و معنیش : سر درخت سپید شد نیامدی

محمد کابلی

  • چهارشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 08:37
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مناجات امام زمان -( لطفی نما غلام به لب جان رسیده را ) * مجتبی روشن روان

1528
2

مناجات امام زمان  -( لطفی نما غلام به لب جان رسیده را ) لطفی نما غلام به لب جان رسیده را
بشنو فغان این دل در خون تپیده را

چشمی دگر بده صنما تا كه بنگرم
آن خال گوشۀ لب تو آرمیده را

روح لطیف تو نفس پاك و حق تو
در بند خود كشیده صفای سپیده را

صف بسته اند سرو و صنوبر به راه تو
تا خم كنند پیش تو قد كشیده را

امشب بیا كه سینه پراز شور عشق توست
تا فرش پای تو بنمایم دو دیده را

جانا... دلم هوای تو كرده تفضّلی
وقف تو كرده ام دل از غم رمیده را

پرده بكش ز چهره ببینم دمی تو را
بر من نشان بده وجنات ندیده را

شد فاطمیه و دل ما مست فاطمه است
بر ما عیان نما حرم آن شهیده را

اشك مرا بگیر و ببر نزد فاطمه
مرهم گذار زخم تن قد خمیده را

ما را ببر به علقمه یا اینكه خ

  • چهارشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:03
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

امام زمان(عج)مناجات -( ریزه خور احسان خودت کن ما را ) * سید مجتبی شجاع

1570
1

امام زمان(عج)مناجات -( ریزه خور احسان خودت کن ما را ) مست از می عرفان خودت کن ما را
ریزه خور احسان خودت کن ما را

حالا که رسیده عید قربان...مولا
برگرد و به قربان خودت کن ما را

شاعر : سید مجتبی شجاع

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 07:48
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محمد مبشری

امام زمان(عج)مناجات -( صبحست و دعای ندبه اما خوابم ) * محمد مبشری

2386
2

امام زمان(عج)مناجات -( صبحست و دعای ندبه اما خوابم  ) صبحست و دعای ندبه اما خوابم
ظهرست و نماز و خطبه اما خوابم

مغرب شده تازه یادم آمد که هنوز
ای وای قرار جمعه ...اما خوابم

شاعر : محمد مبشری

  • پنج شنبه
  • 23
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 07:54
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد