شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس
 حسن لطفی

شب‌پنجم‌محرم امام‌زمان‌عجل‌الله -( اشکهای ما به دامان کریمی می‌سد ) * حسن لطفی

1815

شب‌پنجم‌محرم امام‌زمان‌عجل‌الله -( اشکهای ما به دامان کریمی می‌سد ) اشکهای ما به دامان کریمی می‌سد
نامه‌ی حاجات ما با یاکریمی می‌رسد

هرکه در این روضه می‌آید برای معرفت
پایش آخر بر صراطِ مستقیمی می‌رسد

هرچه از منبر جدا بودم ضرر دیدم ضرر
خوش به آنکه محضرِ عبدالعظیمی می‌رسد

پرده‌ها اُفتاد تا چیزی نفهمیم از غمت
ما نمی‌میریم چون لطفِ عظیمی می‌رسد

بوی تربت می‌رسد از آن محاسن از حرم
هر کجایی بویِ سیبت با نسیمی می‌رسد

رحمتت در این مجالس خوب و بد را جمع کرد
حتم دارم بر سرم دستِ رحیمی می‌رسد

این دو شب این گریه‌ها بوی یتیمی میدهد
این دو شب با مادری مردِ کریمی می‌رسد

شاعر : حسن لطفی

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 حسن لطفی

شب‌چهارم‌محرم امام‌زمان‌عجل‌الله -( عمری گریستی و غمت ناشنیده ماند ) * حسن لطفی

1635
1

شب‌چهارم‌محرم امام‌زمان‌عجل‌الله -( عمری گریستی و غمت ناشنیده ماند ) عمری گریستی و غمت ناشنیده ماند
در سینه‌ات صدایِ تو ای نورِدیده ماند

هیات تمام شد همه رفتند شام قبل
اما هنوز مادر قامت خمیده ماند

از گریه چشم خون شد و مویت سفید شد
از ناله سینه آتش و رنگت پریده ماند

اینجا همه شبیه تو مشکی است رَخت ما
همرنگ تو شدیم و عبایت ندیده ماند

کاری برای عصر ظهورت نکرده‌ایم
اینجا چقدر میوه‌ی کالِ نچیده ماند

احساس ما به آمدن تو چه فایده
وقتی کلام سیدِ ما ناشنیده ماند

ظرفیت شنیدن یک روضه را بده
عمری گذشت و مقتل آن سر بُریده ماند

حق می‌دهم اگر به سر و سینه می‌زنی
بر روی عمه‌های تو جایِ کشیده ماند

قربان آن دو چشم که گریان زینب است
ای وای از غمت شبِ طفلان زینب آست

شاعر

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:20
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شب‌سوم‌محرم امام‌زمان‌عجل‌الله -( تا کجا سامان نیابیم و پریشانی کشیم ) * حسن لطفی

1932

شب‌سوم‌محرم امام‌زمان‌عجل‌الله -( تا کجا سامان نیابیم و پریشانی کشیم ) تا کجا سامان نیابیم و پریشانی کشیم
تا به کِی تلخیِ این شبهایِ طولانی کشیم

نوبتِ ما می‌شود آیا ؟ به ما هم سر زنی
رد شو از اینجا که بر راه تو پیشانی کشیم

ما نفهمیدیم کِی ما را صدا زد فاطمه
مِنَتِ این لطف را با چشمِ بارانی کشیم

شرط یاری تو را فهمیده‌ام قبل از خودت
باید اول بارِ این یارِ خراسانی کشیم

می‌شود در وقت جان دادن رضا را دید و مُرد
دست از غیرش اگر چون مَرد سلمانی کشیم

دستِ ما را رو نکردی دست رد کار تو نیست
دستگیری کن که دست از هرچه می‌دانی کشیم

وای بر ما ما نمردیم و شنیدیم از غمت
زخم این شرمندگی داغِ گرانجانی کشیم

مادرت غش کرد وقتی وا حسینت را شنید
باید امشب داد زد تا دردِ ویرانی ک

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 13:27
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شب‌اول‌محرم امام‌زمان‌عجل‌الله -( امشب بنشین لحظه‌ی آتش زدنم را ) * حسن لطفی

1703
2

شب‌اول‌محرم امام‌زمان‌عجل‌الله -( امشب بنشین لحظه‌ی آتش زدنم را ) امشب بنشین لحظه‌ی آتش زدنم را
بنشین و ببین بارِ دگر سوختنم را

یکسال برای غمتان لحظه شمردیم
یک آه بکش چاک زنم پیرهنم را

این شالِ عزا را چه کسی گردنم انداخت
ممنون توام حالِ پریشان شدنم را

پیراهنِ مشکیِ مرا مادرت آورد
جانی بده بر تَن کنم امشب کفنم را

بر قلبِ من آوار شده وای ربابت
یک داغ خراشیده عقیق یمنم را

ما سجده نمودیم و خدا کرببلا داد
ای اشک ببین برکت خاک وطنم را

من آمده بودم به حسین تو بگریم
زهرا به لبم داد حسن واحسنم را

می‌گفت : میا منتظر آمدن توست
این سنگ که اینگونه شکسته دهنم را

شاعر : حسن لطفی

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 13:35
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( حالا که پشیمان شده این عبد حقیرت ) * محمد جواد شیرازی

1307
2

مناجات امام زمان(عج) -( حالا که پشیمان شده این عبد حقیرت  ) ای حجت حق
قربان تو و محکمه ی عذر پذیرت

قربان تو و لطف و مَبرات کثیرت

ای حجت حق، درگذر از بنده ی زارت

حالا که پشیمان شده این عبد حقیرت

خالی شده پیمانه ی ما `أوْفِ لَنَا الْکَیْل”

ای یوسف زهرا نظری کن به فقیرت

هر لحظه ی ما پر شده از عطر دعایت

الحق که تو هستی همه دَم، فاطمه سیرت

هر جا که رسیدیم فقط مدح تو گفتیم

بگذار بمانیم همان معرکه گیرت

`هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم”

دلخوش به توایم و همه هستیم اسیرت

گفتیم بیا روضه ی عباس گرفتیم

شاید که سوی خیمه ی ما خورد مسیرت

ای مادر عباس اجازه بده یک بیت

ما روضه بخوانیم از آن کوه بصیرت

بی دست و پُر از تیر ز بالای بلندی

افتاد زمین ام

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 14:17
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار مناجات با امام زمان(عج) -( تا کی منِ قحطی زده بین بیابان ) * محمد جواد شیرازی

1259
1

اشعار مناجات با امام زمان(عج) -( تا کی منِ قحطی زده بین بیابان  ) تا کی غریبانه در این کنعان بمانم؟!

در انتظار دیدنت گریان بمانم

تا کی منِ قحطی زده بین بیابان

محروم از باریدن باران بمانم؟!

خیلی زیان دیدم از این دوران هجران

نگذار بیش از پیش در خسران بمانم

وقتی دلت را با گناهانم شکستم

حق من است آواره و حیران بمانم

ای وای اگر بی درد هجرانت بمیرم

ای وای اگر در جهل خود پنهان بمانم

بالاتر از بی دردی اصلا محنتی نیست

من دوست دارم بی سر و سامان بمانم

مُشتم همین که باز شد آواره گشتم

باید همیشه دست بر دامان بمانم

ریزه خورت هستم، به من نفرین اگر که

خیره به دست لطف این و آن بمانم

بین حسینیه فقط جریان گرفتم

تا آخرش بگذار در جریان بمانم

خواب و خوراکم درد

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 14:57
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان -( روزگاران همه را در شب یلدا ماندیم ) * جواد هاشمی

7844
11

مناجات با امام زمان  -( روزگاران همه را در شب یلدا ماندیم ) روزگاران همه را در شب یلدا ماندیم
در تب حسرت و در تاب تمنّا ماندیم

تا شنیدیم تویی منجی و خواهی آمد
به مناجات نشستیم و به نجوا ماندیم

بر سر جادّه ، سجّاده‌ی صبر افکندیم
چشم بر کعبه ‌ی موعود به صحرا ماندیم

با دعا بر تو همه روزه نمازی داریم
روی بر قبله‌ی رویت به مصلّا ماندیم

" رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد
ما به قربان تو رفتیم و همان جا ماندیم "

تو همانی که همه نور و حضوریّ و ظهور
ما همانیم که در غیبت کبری ماندیم

عجب این نیست شکیبایی‌ مان را ببرد
عجب این است به هجر تو شکیبا ماندیم

در فراق تو دریغا ! که غزل کم گفتیم
وَ اگر هم که سرودیم ، در آن وا ماندیم

واژه‌ ها در صف توصیف شما مانده و ما

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:47
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

مناجات با امام زمان -( منی که غیر تو بر هر غریبه دل دادم ) * سید پوریا هاشمی

1977
0

مناجات با امام زمان -( منی که غیر تو بر هر غریبه دل دادم ) منی که غیر تو بر هر غریبه دل دادم
دلم شکست و نیامد کسی به امدادم

سرم به کار خودم بود دعوتم کردی
ز یاد بردمت اما نبردی از یادم

بغل بگیر مرا نوکرت پریشان است
توجهی بکن آخر به داد و فریادم

گذشتم آنقدر از خیمه ات که جلد شدم
اگر به بند تو باشم همیشه آزادم

چقدر فاصله دارم که محرمت بشوم
نه قنبرت شده ام نه کمیل و مقدادم

گدایی از تو به من نسل پشت نسل رسید
گدای دست تو بودند کل اجدادم

من از تو یاد گرفتم که خوب گریه کنم
برای گریه به جدت شدی تو استادم

به یمن گریه برای حسین خوب شدم
به یمن گریه برای حسین آبادم

همه برای تن بی کفن عزادارند
ز نوح و یوسف و عیسی گرفته تا آدم

شاعر : سید پوریا هاشمی

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:59
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

مناجات با امام زمان -( شرمنده ام شرمنده از شب های هجرانی ) * سید پوریا هاشمی

2520
2

مناجات  با امام زمان -( شرمنده ام شرمنده از شب های هجرانی ) شرمنده ام شرمنده از شب های هجرانی
حق می دهم من را دگر از خود نمی دانی

فکر تو کم بودم تو خیلی فکر من بودی
خیرت رسیده به گدا پیدا و پنهانی

موی سپید نوکرانت هم نمایان شد
پس کی به پایان می رسد این راه طولانی

شهری که جای تو نباشد جای باران نیست
تو نیستی در شهر ما و نیست بارانی

امروز و فردا کردنم برد آبرویم را
دیگر نمانده وقت توبه وقت جبرانی

هرقدر می خواهی بزن حرفی ندارم من
اما فقط قولی بده رو برنگردانی

در را به روی میهمان بستیم و خندیدیم
آه ای مسلمانان چه شد رسم مسلمانی

ای کربلایی ! زیر قبه یاد کن ما را
محتاج محتاجیم ، ماییم و پریشانی

شیخ الائمه کوچه کوچه بر زمین افتاد
یاد زمین افتادنش امرو

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 16:04
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

امام زمان(عج) مناجات -( آرامش حقیقی چشم انتظارها ) * رضا تاجیک

1484
2

امام زمان(عج) مناجات -( آرامش حقیقی چشم انتظارها   ) آرامش حقیقی چشم انتظارها

صبری بده به سینه ی ما بی قرارها

این جمعه هم نیامدی آقا سر قرار

پایان نمی دهی به قرار و مدارها

این امتحان ماست كه با سختی فراق

سنجیده می شوند تمام عیارها

ما دل شكسته ایم و دلت را شكسته ایم

شرمنده ایم از غم این انكسارها

یک ماه و نیم مانده كه آماده ام كنی

ای مقتدای هرشب شب زنده دارها

دنیای ما پر است از آمال و آرزو

آقا نجاتمان بده از این حصارها

اما سرشت ما همه از خاک كربلاست

آقا عنایتی به حسینی تبارها

امشب دوباره در طلب زینبیه ایم

پروازمان بده به سوی همجوارها

(از ما مدافعان حرم انتخاب كن)

ما را بده لیاقت آن سر به دارها

شاعر : رضا تاجیک

  • دوشنبه
  • 10
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:43
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان یا صدای حاج منصور ارضی -( گفته بودم که دل یار شکسته نشود از دستم ) *

3465
0

مناجات با امام زمان یا صدای حاج منصور ارضی -( گفته بودم که دل یار شکسته نشود از دستم ) گفته بودم که دل یار شکسته نشود از دستم
غفلتم باعث این شد که غریبانه دلش بشکستم
امشب از خودم ناراحتم ، دعا می کنم از زمین برم داره،نمیشه،بهش گفتم ببخش منو،ببر منو، نخر ...
هرچه کردم نشوم علت رنجیدن او باز نشد
بارها من دل زهرایی او را زگناهم خستم
یابن الحسن ...
گفتم این بار،که بر نامه ی من می نگرد خوشحال است
لیک اشکش به دلم گفت که من رو سیه ام،من پستم ...
آی .... آی ... این صداتو آزاد کن ،وقتی همه داد میزنن ، یه عده روشون میشه داد بزنن ، آی ...
قدر یک دوست نشد ، حرمت او حفظ شود میدانم
بی خودی آمدم و بر در او توبه و پیمان بستم
کاشکی نمیومدم ، خیلی بد شد ...
هر کجا مد نظر داشت نبودم که کنم یاری او

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:17
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

غزل مهدوی.شعر مهدوی.شعر امام زمان -( اشک، ندبه، انتظارت در غم پاییز نور ) * جواد اسماعیلی تلخاب

1915
1

غزل مهدوی.شعر مهدوی.شعر امام زمان -( اشک، ندبه، انتظارت در غم پاییز نور ) اشک، ندبه، انتظارت در غم پاییز نور
برگ ریزان غزل در بارش یک ریز نور

آفتاب عصر جمعه معدن سرخ عقیق
انعکاس نعره ی کوه است رستاخیز نور

گنبد فیروزه در انگشتر هفت آسمان
جمکران در جمکران است آشنا لبریز نور

کافه، عصر جمعه، فال قهوه، شوق انتظار
نقش صبر افتاده در فنجان روی میز نور

شاعر : جواد اسماعیلی تلخاب

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:24
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان ع با صدای میثم مطیعی -( چرا آواره ی کوه و بیابانم نمی دانم ) *

3793
13

مناجات با امام زمان ع با صدای میثم مطیعی -( چرا آواره ی کوه و بیابانم نمی دانم ) چرا آواره ی کوه و بیابانم نمی دانم
چه میخواهدغم عشق توازجانم نمی دانم
یابن الحسن .....
آقا
چرا آواره ی کوه و بیابانم ،نمی دانم
من که آوارت نیستم ، من که کاری باهات ندارم،خوش به حال اونایی که به تو فکر می کنن ،آقا .... خوش بحال اونایی که باهات آشتی کردن ،خوش بحال اونایی که زندگیشون بوی امام زمان میده ،خوش بحال اونایی که دلت رو خون نمی کنن،آقا .....ایام غم و محنت مادرت زهرای اطهره به خاطر مادرت یه نگاهی به ما بکن
به سمت آسمان رو میکنم هر جمعه می پرسم
کجایی ماه پشت ابر پنهانم نمی دانم
یا ابن الزهرا 3
آقا ، مولا
(توکه هر هفته امضا می کنی پرونده مارا)2
نمی دانم چرا بر عهد و پیمانم...نمی دانم
دراین

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:41
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان ع با صدای حاج محمود کریمی -( الا كه صاحب عزای تمام غم هایی ) *

1858
1

مناجات با امام زمان ع با صدای حاج محمود کریمی -( الا كه صاحب عزای تمام غم هایی ) الا كه صاحب عزای ِ تمام غم هایی
دوباره فاطمیه آمده، نمی آیی؟
به ما نگاه كن ای ساحل ِ نجات بشر
تو را طلب كند این دیده های ِ دریایی
كجا سیاه به تن كرده ای غریبانه
كجا به سینه ی خود می زنی به تنهایی
كجا شبیه ِ علی سر به چاه ِ غم بردی
كجا شبیه ِ علی روضه ِ خوان ِ زهرایی
برای گریه به غم های مادرت آقا
نه اینكه فكر كنم، مطمئنم اینجایی
شنیده ایم كه گفتید روضه خوان باشید
به روی چشم هر آنچه شما به فرمایی
فرمود:برای مادر ما آه بكشید، آه
شنیده ایم زمین خورده است مادرتان
در آن دمی كه به در خورد ضربه ی پایی
هزار بار شکستند رکن ِ مولا را
یکی نگفت چرا می‌زنید زهرا را
همین که فاطمه‌اش بر روی زمین افتاد
سیاه دی

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:10
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان ع با صدای حاج محمود کریمی -( ای زخم تو مرهم من،تنها ترین محرم من ) *

6251
9

مناجات با امام زمان ع با صدای حاج محمود کریمی -( ای زخم تو مرهم من،تنها ترین محرم من ) ای زخم تو مرهم من،تنها ترین محرم من
تصنیف بانگ دم من ، ای دلبر من
یا صاحب الزمان
مهر توافسانه ی ما،لبریزم از چشمه ی آه
می آیی ازره توناگاه ،ای دلبر من
یوسف ترین حسن عالم،درانتظار تو خاتم
می بارد این بغض نم نم،ای دلبر من
بازآی ای عشق آخر،چشمی که شدوقف مادر
می سوزد از آتش در ، ای دلبر من
بی تاب یک آیه از تو،بیدار یک سایه از تو
ای شعروآرایه ازتو ، ای دلبر من
آقاجان
حسن ختام غزل ها،رمز دوام غزل ها
ای تو تمام غزل ها ، ای دلبر من
عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم کار یکی خوبیه.....
ای شیوه ات مهربانی،کارتو ناگفته خوانی
ای آفتاب نهانی ، ای دلبر من
آقا ....
یک شام دیگر سحرشد،این هفته هم بی توسرشد
تقصیر رس

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:47
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان ع با صدای حاج محمود کریمی -( وای كه بی قرارم ) *

1434
1

مناجات با امام زمان ع با صدای حاج محمود کریمی -( وای كه بی قرارم ) وای كه بی قرارم
وای به حال زارم
وای كه از تو دورم
وای به روزگارم
وای صاحب عزایی تو
آقای ِ مایی تو
آخه كجایی تو
وای از این مصیبت
وای از این همه درد
وای عزیز ِ زهرا
وای بیا و برگرد
وای ببین عزادارم
گریه شده كارم
جز تو كی و دارم
وای دلم گرفته
وای برای مادر
وای رسیده فصل ِ
وای عزای ِ مادر
وای گریونتم مادر
مدیونتم مادر
مجنونتم مادر
وای،وای،وای....

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:13
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان ع با صدای حاج محمود کریمی -( تویی که صاحب زمانی و این شب ها شب مناجات تو ) *

5073
1

مناجات با امام زمان ع با صدای حاج محمود کریمی -( تویی که صاحب زمانی و این شب ها شب مناجات تو ) (تویی که صاحب زمانی و
این شب ها شب مناجات تو)2
خوشا به حال اوناییکه
این شب ها میان ملاقات تو
(دلتنگ بهار توام ، امشب رو کنار توام)2
امشب شب قدره که من
این قدر بی قرار توام
فقط تویی اون که میتونه
وقتی گم شدم نجاتم بده
فقط تویی اون که میتونه
از دست خودم نجاتم بده
(امشب یه قدم اومدم
با پای خودم اومدم)2
(گفتی هر چه هستی بیا
من خیلی بدم اومدم)2
پیش تو هستم ولی
زیر این بار گناه شکسته شدم
میخوام دوباره پاشم از جام
دستم رو بگیر که خسته شدم
(با روی سیاه اومدم ، با بار گناه اومدم)2
دستم رو رها نکنی
حالا که به راه اومدم
یا صاحب الزمان ....
باز کن در که گدای سحرت برگشته
عبد عصیان زده و در به درت برگشته
بن

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:18
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان ع با صدای میثم مطیعی -( وقتی شبیه فاطمه لبخند می زنی ) *

1287

مناجات با امام زمان ع با صدای میثم مطیعی -( وقتی شبیه فاطمه لبخند می زنی ) (وقتی شبیه فاطمه لبخند می زنی
بر چینی ِ شکسته ی دل بند می زنی)2
من غرق خوابم و تو برای ظهور خویش
هر صبح جمعه ، رو به خداوند می زنی 2
کی پرچم مقدس دار الخلافه را
بر قله ی رفیع دماوند میزنی
آقای من ،مولای من.....
بعد از زیارت نجف و طوس و کربلا
حتما سری به فکه و اروند میزنی
به امید اون روزی که بیای زائر راهیان نور بشی،همه بگن صاحب الزمان رفته زیارت شهدای در رکاب و راه خودش...
بعد از زیارت نجف و طوس و کربلا
حتما سری به فکه و اروند میزنی
با اشک دیده ،آب به قبر مطهره
آنان که کشتگان فراق اند میزنی

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:51
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

مناجات با امام زما ع با صدای حاج محمد رضا طاهری -( حجله ی ناله بسته ام تا بیایی ) *

2664
1

مناجات با امام زما ع با صدای حاج محمد رضا طاهری -( حجله ی ناله بسته ام تا بیایی ) حجله ی ناله بسته ام تا بیایی
ازهمه دل گسسته ام تا بیایی
گل نرگس گدای راه توام
سر راهت نشسته ام تا بیایی
دل ِ تنگم بهونه ی تو داره
کوچه گرد ِ شبای انتظاره
آسمون ِ چشای ِ ابری من
از غم تو بارون بارون می باره
چی میشه در بروم نبندی آقا
با بدی هام به من بخندی آقا
تو بگی می سوزم ، بگی می میرم
هر جوری که تو می پسندی آقا
غروب جمعه ها دلم می گیره
به کمند فراق تو اسیره
دل حسرت کشیده ام آقا جون
بی تو روزی هزار دفعه می میره

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:03
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان ع با صدای میثم مطیعی -( مرا خلاص کن از سال های غیبت خود ) *

3124
4

مناجات با امام زمان ع با صدای میثم مطیعی -( مرا خلاص کن از سال های غیبت خود ) (مرا خلاص کن از سال های غیبت خود
مگر تحمل من مثل صبر ایوب است )2
اگر چه روی سیاهم ،به کار می آیم
برای طی زمستان زغال هم خوب است
یابن الحسن .....4
همسایه ی قدیمی دل های ما سلام 2
ای عابر غریبه ی این کوچه ها سلام
تو هم مثل جد غریبت امیرالمومنین که در کوچه های بنی هاشم غریب بود کسی جواب سلامش رو نمیداد،بین ما غریب افتادی، آقا راستی سرت سلامت ، شنیدم مادرت مریضه ؟!! شنیدم این روزا مریض خونه ی علی بستر نشین شده .....
همسایه ی قدیمی دل های ما سلام
ای عابر غریبه ی این کوچه ها سلام
انتظار ندارم جواب سلاممو بدی، من کی باشم که تو جواب منو بدی،اما این سلام ناقص رو از ما قبول کن آقا ،منم اومدم ادای خوبا ر

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:23
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

امام زمان -( عمر گران من سر غفلت حراج شد ) * محمد جواد شیرازی

1103
2

امام زمان  -( عمر گران من سر غفلت حراج شد ) عمر گران من سر غفلت حراج شد
بازار گرم بندگی ام بی رواج شد

آتش زدم به دار و ندار و جوانی ام
چون حاکمی که مست ز وصل خراج شد

بیماری دلم، سرِ تکرار معصیت
از حد گذشت آخر و صَعبُ العلاج شد

چیزی ندارم و سر خوان امام عصر
دلگرمی ام همین صفت احتیاج شد

شکر خدا که از نفسش گریه کن شدم
گریه برای ظلمت قلبم سراج شد

تقصیر قاتل است اگر دختر علی
در قتلگاه بی رمق و هاج و واج شد

شاعر : محمد جواد شیرازی

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 03:59
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

مناجات با امام زمان -( عزیز فاطمه من تشنه‌ی سبوی توام ) * مرتضی محمودپور

1090

 مناجات با امام زمان  -( عزیز فاطمه من تشنه‌ی سبوی توام ) عزیز فاطمه من تشنه‌ی سبوی توام
خدا گواهست نگارا که خاک کوی توام

نگار فاطمه کی میشود که باز آیی
به هر طرف که‌روم باز من به سوی توام

به اسم اعظم زهرا فقط دعایم کن
نیازمند توام گر به گفتگوی توام

ز چاه یوسف زهرا برون نمیآیی؟
نسیم میوزد اینجا که مست بوی توام

فدای اشک دو چشمت،مدام گریه مکن
میان روضه‌ی سقا به جستجوی توام

به تل زینبیه روضه‌ی وداع خواندم
میان روضه همیشه در آرزوی توام

محرم با امام زمان(عج)

عزیز فاطمه من تشنه‌ی سبوی توام
خدا گواهست نگارا که خاک کوی توام

نگار فاطمه کی میشود که باز آیی
به هر طرف که‌روم باز من به سوی توام

به اسم اعظم زهرا فقط دعایم کن
نیازمند توام گر به گفتگوی توام

  • یکشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 10:56
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 حسین رئوفی

مناجات با امام زمان (عج) -( تو اصلحی و تو مصلح تو اصل صلح و صفایی ) * حسین رئوفی

1007
1

مناجات با امام زمان (عج) -( تو اصلحی  و تو مصلح تو اصل صلح و صفایی ) تو اصلحی و تو مصلح تو اصل صلح و صفایی
تو والیِ دلی و شهریار ملک ولایی

تو رأی اول من انتخاب آخر قلبم
تویی رئیس دلم تا خدای راست خدایی

همیشه سایه ی جنگ است بی تو بر سر عالم
که آب و آتشِ بی فیضِ چشم توست بلائی

در ازدحام مساجد صفوفِ رأیِ مدارس
ندیدمت بگو آخر خدای را به کجایی

چگونه مردم این شهرِ پر فریب ندیدند
سرور سینه ی دلخستگان شهر ، شمایی

هر آنکه رنگ شما ببش داشت رأی من او شد
که اکملی تو و کامل ترین ولی خدایی

ز رأی اولی و رأی آخری همه گویند
خدا کند که بیائی خدا کند که بیائی

برای آمدنت روز و شب شبیه «رئوفی»
رسد ز شام و عراق و یمن به گریه دعائی

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:49
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسین رئوفی

امام زمان (عج) -( بر صورت و بر صولت مهدی صلوات ) * حسین رئوفی

896

امام زمان (عج) -( بر صورت و بر صولت مهدی صلوات ) بر صورت و بر صولت مهدی صلوات
بر هر لب هم صحبت مهدی صلوات

او جمع رسولان و امامان خداست
بر هیئت و بر هیبت مهدی صلوات

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:55
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسین رئوفی

امام زمان (عج) -( سر و سامان دل از بی سر و سامانیِ توست ) * حسین رئوفی

1023
1

امام زمان (عج) -( سر و سامان دل از بی سر و سامانیِ توست ) سر و سامان دل از بی سر و سامانیِ توست
خُرّم این زندگی از دیده ی بارانیِ توست

همچو یعقوبی و اشکت ز گناهان من است
وای اگر همچو منی یوسف کنعانی توست

باز هم منتظری جانب تو برگردم
نکند رحلت من روز پشیمانیِ توست

دلم آرام نگیرد که دلارامم نیست
دیده دریا شد و سرگرم دُرافشانی توست

کس ندیدم که نباشد به جهان مدیونت
میزبانی تو و عالم همه مهمانی توست

هر چه زیبائی و زیباست به چشمان بشر
همه از سیرت و از صورت انسانیِ توست

موسم جشن و سرور است بزن لبخندی
که پریشان دلِ عالم ز پریشانیِ توست

به جهان جانی و با اذن خدای دو جهان
جز ربوبیت رب جملگی ارزانیِ توست

تار شد چشم و دل آهنگ تو را دارد و بس
به «رئوفی» ن

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:02
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسین رئوفی

مناجات با امام زمان (عج) -( بزن خود را گهی بر خواب چون دادار بیدار است ) * حسین رئوفی

1112
1

مناجات با امام زمان (عج) -( بزن خود را گهی بر خواب چون دادار بیدار است ) بزن خود را گهی بر خواب چون دادار بیدار است
مرنجان و مرنج ای دل که چشم یار بیدار است

اگر خاری گرفته دامن و داغی به دل آمد
مخور غم باغبان در کارِ این گلزار بیدار است

شهید عشق را هرگز نباشد آخر راهی
سری کز عشقِ جانان رفت روی دار بیدار است

خوشا آن عاشقی کز یک پیام از سوی معشوقش
ز فرط اضطراب وعده ی دیدار بیدار است

چگونه خواب می مانی سحرهای طلایی را
برای نسخه ای تا صبح ، یک بیمار بیدار است

چگونه شامِ سیر و خوابِ سیر و لختی آن سو تر
کسی محتاج قرصی نان ، گرسنه ، زار ، بیدار است

به گریه گفت زینب زیر لب پنهانی از مادر
که بابا تا سحر بین در و دیوار بیدار است

میان خواب رفتم صورتِ نیلیِ او دیدم
شده

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:37
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسین رئوفی

غزل امام زمان و گریز به اسارت حضرت زینب (س) -( شبها نمی گردد سحر وقتی نباشی ) * حسین رئوفی

17344
13

غزل امام زمان و گریز به اسارت حضرت زینب (س) -( شبها نمی گردد سحر وقتی نباشی ) شبها نمی گردد سحر وقتی نباشی
روز است از شب تیره تر وقتی نباشی

از عالم و آدم وَ حتی از دل خود
بهتر که باشم بی خبر وقتی نباشی

من شُهره ی عشقِ توام بهتر که باشم
مجنون و مفقودالاثر وقتی نباشی

دنیا که جای خود ، کنم از سایه ام هم
هر لحظه احساس خطر وقتی نباشی

صحرانشین گشتی و من هم خانه بر دوش
باید شوم آواره تر وقتی نباشی

خون گریه کرد عباس چون گردید زینب
با قاتلانت همسفر وقتی نباشی

زینب علمداری کند تا کوفه و شام
با خون دل با زخم سر وقتی نباشی

چشم «رئوفی» میشود خشک و دعایش
گردد چه سرد و بی اثر وقتی نباشی

شاعر : حسین رئوفی

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:21
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسین رئوفی

نجوا با امام زمان عج و گریز به حضرت زینب(س) -( من آن پروانه ام کز یک تلنگر زود میمیرم ) * حسین رئوفی

1686

نجوا با امام زمان عج و گریز به حضرت زینب(س) -( من آن پروانه ام کز یک تلنگر زود میمیرم ) من آن پروانه ام کز یک تلنگر زود میمیرم
به پای شمع ، خاکستر ولی خشنود میمیرم

شده عشقت عجین با زهرِ هجرانت و من راحت
شبی یک بار از این عشقِ زهر آلود میمیرم

رسد روزی که بعد از این همه پستی بلندی ها
به دریایِ نگاهت میرسم چون رود میمیرم

اگر مرگ است شرطِ آزمونِ عشقِ تو ای جان
شهیدم کن وگرنه میشوم مردود ، میمیرم

زِ هر مظلوم آید در سکوتی محض ، این فریاد
خدایا گر نیاید منجیِ موعود میمیرم

نبینم گر بجز زیبایی از فرط مصیبت ها
شبیه عمه ی سادات ، بنت الجود میمیرم

«رئوفی» ، شعله ور گردیده می گرید و می گوید
به شوقِ وصلِ تو ای آسمان چون دود میمیرم

شاعر : حسین رئوفی

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:24
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسین رئوفی

غزل امام زمان عج -( به حکم حب تو حبس ابد شد این دل من ) * حسین رئوفی

1076

غزل امام زمان عج  -( به حکم حب تو حبس ابد شد این دل من ) به حکم حب تو حبس ابد شد این دل من
به حبس مفتخرم گر تویی موکل من

عجیب جرم بزرگی ندیده دیده تو را
که بوده ظلمتِ غفلت همیشه حائل من

به روز حشر بهشت و جهنم است یکی
ز منزل تو شود دور اگر که منزل من

گُلی که آب ز مهر تو خورده خوش گِل شد
اگر چه زشتم با تو سرشته شد گِل من

تویی امیر زمین و تویی امام زمان
چه کرد با دل پر درد تو رذائل من

فدای جد غریبت که روز عاشورا
بگفت در ره معشوق سوخت حاصل من

نمیکنم گله از حق به راهش ار پسرم
به خون خویش زند دست و پا مقابل من

بریز اشک «رئوفی» به اشک آن پدری
که گفت داغ علی اکبر است قاتل من

شاعر : حسین رئوفی

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:39
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسین رئوفی

عرفات بدون شیعه -( «کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود» ) * حسین رئوفی

3628
6

عرفات بدون شیعه -( «کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود» ) «کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود»
راه دل تا به خدا بسته به مردم نشود

وارث غربت زهرا پسر زهرایی
ای امیر عرفه در عرفه تنهایی

ای امیر عرفه جان و دلت را خستند
به روی شیعه ره امن حرم را بستند

شیعه مصداق نجات است خدا میداند
شیعه روح عرفات است خدا میداند

شیعیان در همه عالم به خدا مظلومند
دوستان علی از زادگهش محرومند

به فدای تو و آن قلب صبورت آقا
جای هر شیعه دعا کن به ظهورت آقا

کعبه در قبضه ی حکام یهودی تا کی
شرِ شیطانیِ اشرار سعودی تا کی

به خدا آمدنِ حجتِ حج نزدیک است
صبر کن صبر «رئوفی» که فرج نزدیک است

شاعر : حسین رئوفی

  • دوشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:59
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد