هرآنچه غیرِ تو، از دل تکاندهام، مهدی!
فقط به سینه غمت را نشاندهام، مهدی!
برای دیدنِ رویت، به هرکجا، هر کو،
تنِ نحیفِ خودم را کشاندهام، مهدی!
اگرچه شعر سرودم؛ به عاشقی سوگند،
به جز برای نگاهت، نخواندهام، مهدی!
به جمعِ منتظرانت همیشه و همهجا،
به صد امید، خودم را رساندهام، مهدی!
میانِ رنج و بلا، خواندهام تو را هربار،
غریب و خسته و تنها نماندهام، مهدی!
همیشه در زدهام خانهی اجابت را
و ناامید از این در نراندهام مهدی
- پنج شنبه
- 21
- فروردین
- 1399
- ساعت
- 21:31
- نوشته شده توسط
- محدثه محمدی


حقا جلوات احسن الحال تویی

سياهي را زِدل اي دوست بيرون ميكنم امشب
هزاران چشمِ سر بیهوده وصلت را طلب دارند
با یاد تو چشمان تر را دوست دارم
من با قلم اشک نوشتم که بخوانی
نفس بریده ازین انتظار جانفرسا


