شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس
 عبادی طارمی

درد انتظار -(چشمم به راه مانده داد از فراق و غیبت) * عبادی طارمی

412

درد انتظار -(چشمم به راه مانده داد از فراق و غیبت) چشمم به راه مانده داد از فراق و غیبت
تا کی از این زمانه جانا کنم شکایت

تسلیم راه عشقم اما نمانده صبری
رحمی نما نگارا بر این اسیر حسرت

می سوزم از جدایی چون شمع نازنینم
با نیمه نگاهی در دل کنی قیامت

بیماری ام ندارد در این جهان طبیبی
آن جلوه ی جمالت بر من کند شفاعت

یعقوب اگر به راه یوسف نشست یارا
با یوسف دل خود با گریه کرد صحبت

من یأس را به سینه هرگز نداده ام راه
سوز و غم دلم را دانم ز یار نعمت

یارا در انتظارت عمری اگر بگریم
با حال گریه بینم خود را درون جنت

  • شنبه
  • 17
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 20:35
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

امام زمان(عج) -(انتقام خون مظلومان عالم کار توست ) * رسول چهارمحالی

387

امام زمان(عج) -(انتقام  خون  مظلومان عالم کار توست ) انتقام خون مظلومان عالم کار توست
بر تن زخمی و بر هر درد ، مرهم کار توست

دستگیر و مستجیری ای پناه خستگان
خنده برلب های غرق ماتم وغم کارتوست

یوسف اهل حجاز ای معدن حلم و سخا
اعتلای نام حق پیوسته هر دم کار توست

آخرین منجی عالم، وارث خیر النبی
بردهان کافران هم مشت محکم کارتوست

حب تو حب خدا و دشمن تو مشرک است
ازدو چشمم بارش باران نم نم کار توست

می شود روزی بیایی ای گل گلزار عشق
صبحگاهان قطره های ناز شبنم کار توست

جمعه ها در انتظار دیدنت طی می شود
انتقام اشک مظلومان دمادم کار توست

  • دوشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:30
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

انتظار فرج -(تک سوارجاده های سوت و کور) * رسول چهارمحالی

324

انتظار فرج -(تک سوارجاده های سوت و کور) تک سوارجاده های سوت و کور
بودنت داده به ما حس غرور

سالها در غیبت و چشم انتظار
تا رسد از حکم حق وقت ظهور

تکیه بر کعبه رجز خوانی کنی
عالمی گردد سراسر غرق نور

شیعه را دیگر نبینی دیده زار
شیعه گردد غرق در شور وسرور

در مدینه آن زمان چندین حرم
می کنی بر پای در وادیِ طور

قبر مخفی را نمایان می کنی
روضه ها را می نمایی تو مرور

عطر نرگس باز آ ید بر مشام
با حضورت می شود وقت ظهور

ای گل زهرا بیا از جاده ها
جاده هایی دور تر از راه دور

روی لب عجل فرج گویم همی
تا شود چشم حسودان تو کور

تک سوار روضه های شهر شام
می شود از ما تو ننمایی عبور

سالها چشم انتظاری کرده ایم
اشک چشمانم بریزد چون بُلور

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 11:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

منتظران یار -(خواب دیدم که شبی محضر دلبر بودم) * رسول چهارمحالی

368

منتظران یار -(خواب دیدم که شبی محضر دلبر بودم) خواب دیدم که شبی محضر دلبر بودم
محضر منجی عالم گل حیدر بودم
در کنارش شعف و شور نصیب من شد
یا حبیبی به لبم ام یجیب من شد
من که عمری به لبم ذکر فرج زمزمه بود
حال مهمان من امشب پسر فاطمه بود
خواستم تا ببرم خانه دل من لرزید
مال من پاک بود تا به آن شبهه ندید
لقمه نانی که بود در خور نام مهدی
پاک وبی شبهه و سالم به کام مهدی
خانه ام جای گنه یا پسر فاطمه بود
دیدم آشوب شده توی دلم همهمه بود
عرق شرم وجود من عاصی بگرفت
لکنت افتاد زبان حال معاصی بگرفت
مانده بودم به چه رویی سر خود راست کنم
شیره ی جان خودم از کرمش ماست کنم
گفته بودم که منم شیعه ی اثنی عشری
حیف از منتظران نیست درونم اثری
دیدگانم پُرِ از شبنم و بارانی شد
این دل منتظرم شاکی و طوفانی شد
ناگهان جای تو خالی شد و مهمانم رفت
برکت زندگی و روضه ی رضوانم رفت
آنچنان بود کریم شرم مرا تاب نداشت
دید این چاه بود خالی و هیچ آب نداشت
رفت و من ماندم و یک خواب که تعبیر نشد
در وجود من عاصی که تغییر نشد
کاش ما لایق درک تو شویم در عالم
نُدبه خوانیم هر آدینه به اشک نم نم
کاش آوای خوشت گوش مرا پر سازد
کاش مهدی به وجود همه ی ما نازد
العجل ای پسر فاطمه دل بی تاب است
ساقی ات تشنه ی دیدار رُخ ارباب است

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 11:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

امام زمان(عج) -(دل من در هوایت شاه خوبان) * رسول چهارمحالی

397

امام زمان(عج) -(دل من در هوایت شاه خوبان) دل من در هوایت شاه خوبان
به هر جا بنگرد رویت ببیند

دعای ندبه می خوانم غم انگیز
چه می گردد بیایی ای نگارم

بیا درمان دردم یابن الزهرا
بیا دورت بگردم یابن الزهرا

بیا غیبت بس است ای شاه عالم
بیا بنگر که شیعه یکه تنهاست

الا مولا به قربون نگاهت
شود بینم رخت یا آن نگارت

روم در جمکران شاید که آقا
ببینم آن جمالت مه لقایت

بیا مولا ببینم (ساقی )حزین است
نبیند روی تو مولا غمین است

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:07
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت مهدی(عج) -( اِی هُر دو کُون بَستَه به یک تارِ مُوی تُو) * سید محمد حسن میر جهانی

1341

حضرت مهدی(عج) -( اِی هُر دو کُون بَستَه به یک تارِ مُوی تُو) اِی هُر دو کُون بَستَه به یک تارِ مُوی تُو
وِی آفتاب و ماهِ فُروغی زِ روی تُو

اَفلاک و آسمان و زَمین از تُو بَرقَرار
زینَت گِرفته عَرش زِ نامِ نِکُوی تُو

اِمروز از تُو فِیضِ خدا می رَسد به خَلق
گردَد مَشامِ کُونِ مُعطر زِ بُوی تُو

شاها تُو بَرگُزیدهء حَقی که از نَخُست
اَفزُون نِمُودِه ذاتِ خدا آبروی تُو

لَب تَشنگانِ عُذبِ وِصالَت به صُبح و شام
آیا شَود که مَست شَوند از سَبوی تُو

تا کی به سُوز و ساز بِسازَند و رُو کنند
گریان به کُوه و دَشت پیّ جُستجُوی تُو

شاها لَوای نَصر بِپا کُن که عاشقان
از جان و دِل دوَند سَراسَر به سُوی تُو

آبی بَر آتَشِ دِلِ اَفسردِگان بِزَن
#حیران فَدای جان تُو و خُلقُ و خُوی تُو

  • سه شنبه
  • 7
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 23:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه مناجات با امام زمان(عج) -(بیا آقـــا تا گــــره وابــــشه از کــارمـــون) * مجید آقاجانی

285

زمینه مناجات با امام زمان(عج) -(بیا آقـــا تا گــــره وابــــشه از کــارمـــون) ⬇️ بند ۱

بیا آقـــا تا گــــره وابــــشه از کــارمـــون
مونده تو دلهای ما فصل بی روح خزون

بتاب ای نور امید
به دل تاریـک ما
آرزومونه تموم
بشه این غیـبت آقا

غروب جمــــعه که وقتی مــیرسه
بیشتر احســاس میکنم تنهایی رو
روزو شب دارم به این فکر میکنم
با تــــو آقا دنـــــیایی رویــایی رو

?بیا آقای غریب?

⬇️ بند ۲

برای امــــر فــرج میــگــیرم قــــــرآن به سر
از غریبیت بس که نیس سیصدو سیزده نفر

منتظر هستیم که
فصل نویی آغاز کنی
درای احسانو تو
به روی ما باز کنی

بدون تو بدتر از این هم مـیـشه
میشه اوضـــاع همه پیـچیده تر
سرمون بند شد به دنیا و دیدیم
عمرمون با غفلت آقا رفت هــدر

?بیا آقای غریب?

⬇️ بند ۳

ذکر یا مهدی مـــدد نمیوفته از لبام
بیشتر اوقات آقا بارونیه این چشام

دیگه بسه انتظار
منجی عالم بیا
نزار بیوفتیم آقا
توی طوفان بلا

به امید روزی که با چشم تر
ببینم روی تورو یبن الحسن
آرزومه که بزای وقــت مرگ
قدماتو آقا رو چـــشمای من

?بیا آقای غریب?

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 22:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه امام زمان(عج) -(کاش از این طوفان غم) * مجید آقاجانی

524

زمینه امام زمان(عج) -(کاش از این طوفان غم) ⬇️ بند ۱

کاش از این طوفان غم
منو میدادی نجات
نمیشه سر کرد آقا
با تموم مشکلات
نکنه این جمعه هم
بیاد و آقا نیای
همه درد و غما
حل میشه بایک نگات

آقای من بسه دیگه انتظار
آقای من خسته شدم از روزگار
آقای من ابر غمو بزن کنار

مددی یا ابا صالح

⬇️بند ۲

اشک چشمام جاری شد
از غمت یابن الحسن ع
خیلی تو دلخون شدی
آقا از رفتار من
شاهدی تو روزو شب
گریه کردم بی امون
روی برگ نوکریم
مهر تأییدی بزن

یابن الحسن چشم به راه تو هستم
یابن الحسن خالیه بازم دستم
یابن الحسن به کرمت دلبستم

مددی یا ابا صالح

  • یکشنبه
  • 12
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 23:23
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد سنگین امام زمان(عج) -(تو روزگاری که بجز غصه و غم نیست) * مجید آقاجانی

343

واحد سنگین امام زمان(عج) -(تو روزگاری که بجز غصه و غم نیست) ⬇️ بند ۱

تو روزگاری که بجز غصه و غم نیست
باور کن این درد فراقت آقا کم نیست
چشم انتظار نشستم ای یوسف زهرا
ذکری بجز ذکر تو روی این لبم نیست

چی بگم از این دلی که شده پریشون
اشک چشام میباره باز نم نم بارون
جلا بده این دلمو مثل یه آینه
با یه نگات حل میشه مشکلاتم آسون

نزار آقا تموم این
دل منو غم بگیره
چه خوبه نوکری یه روز
زیر پای تو بمیره
وقتشه که دیگه بیایی
مطمئنم خیلی دیره

آقا بیا آقا بیا

⬇️بند ۲

دلم با تو هر دقیقه میکنه نجوا
خیلی میترسم آقا از بازی دنیا
بدون تو لحظه هم نمیشه سرکرد
کجایی پس منتقم حضرت زهرا

نمیدونم کی میرسه لحظه دیدار
خستم ازاین روزایی که هی میشه تکرار
یه لحظه از فکر تو من بیرون نرفتم
هستم آقا یه عمریه به تو بدهکار

راه فراری نیست آقا
ازاین همه دردو عذاب
بیا و پا بزار بشه
آبادی این دل خراب
الهی که دعای من
بشه یه روزی مستجاب

آقا بیا آقا بیا

⬇️ بند ۳

منتظراتو آقاجون بکن شفاعت
خداکنه داشته باشی ازم رضایت
با اینکه خیلی دلتو آقا سوزوندم
همیشه هرجاتو منو کردی حمایت

برای دلخوشی تو کاری نکردم
شرمندم از روی تو ای دوای دردم
جز تو برای من کسی غصه نخورده
خودم میدونم اینو که خیلی نامردم

اگه نشد ببینمت
بالای قبر من بیا
خداروشکر عمریه
زیرسایه توائم آقا
خدانیاره روزی رو
که من بشم ازت جدا

آقا بیا آقا بیا

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 02:19
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد سنگین امام زمان(عج) -(یه عمریه که منتظر نشستم ؛ کجایی آقا) * مجید آقاجانی

330

واحد سنگین امام زمان(عج) -(یه عمریه که منتظر نشستم ؛ کجایی آقا) ⬇️ بند ۱

یه عمریه که منتظر نشستم ؛ کجایی آقا
از روزایی که بی تو میره خستم ؛کجایی آقا

دارم میون غصه ها
دستو پامیزنم آقا
ای عزیز زهرا بیا برس به دادم

دنیا بی تو جهنمه
پر از عذابو ماتمه
حرفایی که با تو زدم نمیره یادم

شدم زمینگیر/ آرزومه بشم رها
با اشک چشمام / تورو صدا زدم آقا
خیلی میترسم از روزی که نبینمت
همیشه گفتم / نوکرتم بی ادعا

آقای من آقای من

⬇️ بند ۲

پیش تو دیگه آبرو ندارم / ای سرورمن
بیا تولحظه های آخر کنارم / ای سرور من

میگم بیا حقیقته
زندگی بی تو ذلته
کاشکی میشد یکی ازت خبر بیاره

نگاهتو ازم نگیر
خواسته نوکر حقیر
اینه آقا روی چشام قدم بزاره

کاری نکردم / حتی کمی برای تو
با گناه من / بارونی شد چشای تو
چشم پوشی کردی تو از خطای من آقا
هرچی که دارم / عزیز من فدای تو

آقای من آقای من

⬇️ بند ۳

برای جمکران تو تنگه دلم / خرابه حالم
حل میشه بایه نیم نگاهت مشکلم/خرابه حالم

دستی بکش روی سرم
با اشکای مختصرم
میخونم از تو همیشه یوسف زهرا

از غم تو دلم شکست
آقا هنوز امیدی هست
زندگی که بدون تو نداره معنا

دعای من هم / یه روزی میشه مستجاب
ممنونم از تو / که منو کردی انتخاب
تنها چیزی که تو میخوای از من عمله
میکنم از هر / چی که گناهه اجتناب

آقای من آقای من

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 02:22
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه امام زمان(عج) -(کجایی ببینی که مولا) * مجید آقاجانی

357

زمینه امام زمان(عج) -(کجایی ببینی که مولا) ⬇️بند ۱

کجایی ببینی که مولا
چقدر درد و غصه تو دلهاس
بیا دیگه طاقت نداریم
بیش از موقع شیعه تنهاس

ببین از غم دوریه تو
زده حلقه اشک تو چشامون
دیدی یوسف زهرا خیلی
با سختی گذشت جمعه هامون

هر صبح جمعه با بی قراری
همراه با دعای ندبه گریه کردم

کاش بودی آقا بی تو شبیه
برگ خزون و خیلی بی روح و زردم

با غم گذشته روز و شب من
هر روز داره اضافه میشه به دردم

لبیک مهدی صاحب زمان

⬇️بند ۲

درسته که نامردی کردیم
به فکرت نبودیم آقاجون
گناه کار هر روزمون شد
شکستیم دلت روچه آسون

حالو روزمونو میبینی
بیا دیگه چشم انتظاریم
خطر دورو اطراف زیاده
ما جز تو پناهی نداریم

باید بیای و آقا بگیری
انتقام اونی رو که سیلی زد به زهرا

هروقت که آقا از تو میخونم
چشمای خشک من میشه شبیه دریا

تو باشی ظلمت معنی نداره
دیگه یه جون تازه ای میگیره دنیا

لبیک مهدی صاحب زمان

⬇️بند ۳

میشه با قدمهای سبزت
تموم دلامون بهاری
همه منتظریم آقاجون
روی چشمامون پابزاری

نفس های آخر رسیده
چطور میشه از غم گذر کرد
مگه میشه صاحب زمان با
غم و درد این دنیا سر کرد

ای کاش که مرگم باشه شهادت
زیر پاهای تو جون بدم ای آقای من

تنهام نزاری تواین زمونه
میخوام ازت دعا کنی زیاد برای من

بی تابو خستم حالم خرابه
بارون میباره بازم ازاین چشای من

لبیک مهدی صاحب زمان

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 02:57
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان(عج) -(دوباره بی قرارمو امون ندارم) * مجید آقاجانی

420

مناجات با امام زمان(عج) -(دوباره بی قرارمو امون ندارم) دوباره بی قرارمو امون ندارم
یه عمری میشه من به توخیلی بدهکارم

هرهفته من خون میکنم دل غریبتوآقا
بگذر تو از خطای من ای مهربون یارم

اینکه میگم آقا بیا خودت میدونی بهونس
باید ازاین فراق تو سربه بیابون بزارم

هرهفته من سه شنبه ها میام به مسجد محل
من دعای توسل و میخونم این شده کارم

تا که به تو رو میزنم تو دست رد نمیزنی
خیلی بزرگواری آقا میخوام بگم دوستدارم

نا امیدی و ترس مدام توی دلم موج میزنه
مولا برس به داد من ببین چقدر گرفتارم

توصاحب سفره ایی و من ریزه خوارتم همین
من روزیمو از سفره ی احسان تو برمیدارم

نوکر خوبی نیستم و اما دلم گیر توئه
تووضع نامطلوب دل شدی توصبرو قرارم

خداکنه که چشم من روی ماهت رو ببینه
وقتی که دارم میمیرم سرروی پاهات بزارم

  • چهارشنبه
  • 15
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 20:55
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شعر زیبای مناجات با ولی عصر صاحب الزمان (عج) 《شور》_غروب جمعه -(دلم گرفته ؛ چرا ندیدمت آقا) * مجید آقاجانی

765

شعر زیبای مناجات با ولی عصر صاحب الزمان (عج) 《شور》_غروب جمعه -(دلم گرفته ؛ چرا ندیدمت آقا) دلم گرفته ؛ چرا ندیدمت آقا
دعا میخونم برای دیدن شما

نگاه کن آقا ؛ تواین دل شکستمو
با گریه میگم زدوریه تو خستمو

آقای خوبم ؛ من ازاین دنیا خستم
چشمامو آقا به هرچی جز تو بستم

یاد تو مولا ؛ آروم قلب و جونم
فدات بشم من برای تو میخونم

غروب جمعس ؛ دلم هواتو کرده
خودت میدونی ندیدنت چه درده

کجایی آقا ؛ سیاهه روزگارم
بی توآقاجون غمگین و بیقرارم

دعا میخونم ؛ میگم به حق زهرا (س)
بیا امامم ؛ خیلی دوست داریم ما

هواتو کردم ؛ آقا جونم کجایی
عزیز زهرا ؛ بیا امید مایی

دلم میخوادش که دستاتو بگیرم
الهی آقا ؛ به زیر پات بمیرم

  • یکشنبه
  • 19
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 12:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت مهدی(عج) -(آید، با ذوالفقار خود از راه) *

639

شور حضرت مهدی(عج) -(آید، با ذوالفقار خود از راه) بند اول

آید، با ذوالفقار خود از راه
نابود، میشود قطعا مَن عاداه*
تکیه، بر دیوار کعبه زند
گوید، که انا بقیه الله

ای بهترین رفیقم مهدی
برکت هر دقیقم مهدی
برا نوکری توی راهت
بیا بده توفیقم مهدی

رشادت مهدی ،با شهامت مهدی
طلایه دار در عدالت مهدی
جهانی پر از عشق و محبت را
دهد بر یک عالم بشارت مهدی

*مَن عاداه:هر کس دشمن اوست

⚡️?⚡️?⚡️ ?

بند دوم

مهدی، العجل بحق زهرا
بیا ، که نوکرت افتاد از پا
منو ، لایق دیدارت بکن
شب ، تارم و سحر کن آقا

آرامش دو دنیا مهدی
تضمینه زندگیم با مهدی
پیش کسی نشد تا بحال
گردن خم کنم الا مهدی

متانت مهدی ، استقامت مهدی
صدها نظام و دولت فدایت مهدی
با تو خیر دنیا و آخرت
رزق سالمو بکن عنایت مهدی

⚡️?⚡️?⚡️?

بقلم خادم العباس علیه علیه السلام :
#حسن_چوپانی‌

  • سه شنبه
  • 4
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:13
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

حضرت مهدی(عج) -(دوباره آمدم تا جان بگیرم ) * حسین رحمانی

488

حضرت مهدی(عج) -(دوباره آمدم تا جان بگیرم ) دوباره آمدم تا جان بگیرم
سراغ از حضرت جانان بگیرم

کشیدم دست از دنیا دویدم
که اینجا گوشه ی دامان بگیرم

بکش دستی سرم یارحمه الله
به سر باید چنین قرآن بگیرم

قیامت محضر عدل الهی
تقاص از دوری و هجران بگیرم

بدون اذن تو ابری نبارد
نگاهم کن کمی باران بگیرم

ترحم دارد این حال خرابم
به شانه کوله ی عصیان بگیرم

شهیدان محو دیدار تو هستند
نشانی تو از یاران بگیرم

به قلبم وعده دادم دامنت را
نجف یک گوشه ی ایوان بگیرم

دم مرگم علی آید کنارم
به یمن مقدم او جان بگیرم

گره ها وا شود با نام زهرا
چنین حاجات خود آسان بگیرم

رسیده روزی از ذکر حسن جان
مدام از دست لطفش نان بگیرم

پریشان حسینم ، حمدُ لله
نمی خواهم سر و سامان بگیرم

بخوانم روضه های عمه جانت
شرر از داغ بی پایان بگیرم

صدا میزد: چگونه بین گودال
نشان از پیکر عریان بگیرم ؟

عزیز من کجا بردن سرت را ؟
سراغش را از این و آن بگیرم

بُوَد سختم که من با آستینم
حجاب از چشم نامردان بگیرم

  • سه شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:18
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

حضرت مهدی(عج) -(ما حالمان خراب است حال شما چطور است ) * حسین رحمانی

556

حضرت مهدی(عج) -(ما حالمان خراب است حال شما چطور است ) ما حالمان خراب است حال شما چطور است
غم بی حد و حساب است ، حال شما چطور است؟

پا سوز زندگی و ، دنیا و کسب و کاریم
دنیای ما سراب است ، حال شما چطور است ؟

با اینهمه گناه و ، عجب و غرور و غیبت ...
ما حقمان عذاب است ، حال شما چطور است ؟

با لقمه های شبهه ، شد بی اثر دعاها
اذکار بی جواب است ، حال شما چطور است ؟

داری خبر تو اما ، جویای حال ما باش
پرسیدنش ثواب است ، حال شما چطور است ؟

کو رزق اشک و ناله ؟ شب های بی عبادت
بی اشک و بی انابه است ، حال شما چطور است ؟

ای خوش به حال آنکه ، الان تویی کنارش...
بخت گدا به خواب است ، حال شما چطور است ؟

درمان اینهمه غم ، این حال برزخ ما
دست ابوتراب است ، حال شما چطور است ؟

بی شک بهشت دنیا ، در مرقد رضا و
در صحن انقلاب است ، حال شما چطور است ؟

ما روضه را شنیده ، اینگونه بی قراریم
عالم در اضطراب است ، حال شما چطور است ؟

خون گریه دارد این غم ، که کاروان ارباب
در مجلس شراب است ، حال شما چطور است ؟

  • سه شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:42
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

حضرت مهدی(عج) -(افسوس که دلداده ی دلبر نشدم من) * حسین رحمانی

1193

حضرت مهدی(عج) -(افسوس که دلداده ی دلبر نشدم من) افسوس که دلداده ی دلبر نشدم من
آنچه که تو می خواستی آخر نشدم من

اخلاص نباشد عملم نور ندارد
چون ظلمت محضم که منور نشدم من

پرونده ی اعمال مرا دیده نگاهت ...
بدتر شده ام وای که بهتر نشدم من

من از همه دل کنده ام و دل به تو بستم
نومید از این خانه و این در نشدم من

با گریه ی در روضه بشویم دل خود را
جز گریه به هیچ آب مطهر نشدم من

جز روضه و در لحظه ی بارانِ دو چشمم
یک ثانیه هم با تو برابر نشدم من

من خاک کف پای غلامان تو هستم
هم رتبه ی با حضرت قنبر نشدم من

یک عمر علی گفته ام و باز بگویم
دلخسته از این قند مکرر نشدم من

***

من گریه کن مجلس پر فیض حسینم
هرچند که از عشق معطر نشدم من

هرگز نخورم غصه دنیای دنی را
جز پای غم شاه مُکَدَّر نشدم من

فریاد زد ارباب دو عالم : ولدی آه
با گریه حریف غم اکبر نشدم من

  • سه شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:55
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

یا صاحب الزمان(عج) -(نشسته ام به راه تو ، امیر تکسوار من ) * حسین رحمانی

681
1

یا صاحب الزمان(عج) -(نشسته ام به راه تو ، امیر تکسوار من ) نشسته ام به راه تو ، امیر تکسوار من
بیا که واقعی شود ، به مقدمت بهار من

شکسته قلب ندبه و ، سمات جمعه های ما
به صبح و شام پر غمت ، سلام گریه دارمن

نه کارِ خیر بی ریا ، نه قلب صاف با صفا
تو واقفی همیشه بر ، گناه بی شمار من

رسانده روزی مرا ، دو چشم رازق شما
همان دو چشم گریه کن ، برای حال زار من

به هر که دل سپرده ام ، به درد تو نخورده ام
کشیده ایی به شانه ات ، همیشه جور و بار من

نگاهی از کرم نما ، به این گدای مبتلا
که گوشه چشم تو بود ، امید روزگار من

نوشته بین دفترم ، فقط حرم فقط حرم
حرم بود قرارِ این ، سینه ی بی قرار من

همین دوقطره اشک و این ، دل شکسته و حزین
میان روضه ها شده ، تمام اعتبار من

****

بخوان تو از مصیبتِ غریبی و اسارتِ ...
...سه ساله ایی که ناله زد: عزیزِ نی سوارمن ...

...مسافرم خوش آمدی ، عجب به ما سری زدی
قدم گذاشتی پدر ، به این دو چشم تارمن

ببین شده غذای هر ، سه وعده ام فقط کتک
شکسته کل پیکرِ ، شبیه لاله زارِ من

نگو خبر نداری از ، جسارت عدو به من ...
...کشیده معجر مرا ... کشیده گوشوار من

درآرزوی بوسه و ، نوازش توام پدر
بدون پیکر و لبت ، رسیده ایی کنار من ؟!

  • سه شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:59
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

حضرت مهدی(عج) -(حضرت قبله ی محراب ، ندیدیم تو را ) * حسین رحمانی

633

حضرت مهدی(عج) -(حضرت قبله ی محراب ، ندیدیم تو را ) حضرت قبله ی محراب ، ندیدیم تو را
سایه ات بر سر احباب ندیدیم تو را

اشکِ از دوری تو مایه تطهیر دل است
آبرو بخش گُل و آب ندیدیم تورا

رود جاری خداوند! کجایی ؟ بی تو
دل ما ها شده مرداب ، ندیدیم تورا

لاله با یاد رخت خونجگر صحراهاست
آرزوی دل بی تاب ندیدیم تورا

خوشبحال دل آنها که تو را می بینند
بین بیداری و در خواب ندیدیم تورا

چشم و دل سیرم ازین مردم دنیا ، تنها
شده این غصه به دل قاب : ندیدیم تورا

ما ندیده شده دلبسته ی چشمت ... از بس
عشق دلخواهی و نایاب ندیدیم تورا

سامرا وقت غروبش که رسیدیم آنجا
آمده تا خود سرداب ندیدیم تو را

کربلا بود و دوباره شب جمعه ، افسوس
دور شش گوشه ی ارباب ندیدیم تورا

  • سه شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:59
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

امام زمان(عج) -(فصل بهار و سبزه و سنبل رسیده ) * حسین رحمانی

603

امام زمان(عج) -(فصل بهار و سبزه و سنبل  رسیده ) فصل بهار و سبزه و سنبل رسیده
بر شاخسار عاطفه صد گل رسیده
از بین بستان نغمه ی بلبل رسیده
آری قیامت را کنون سَمبُل رسیده
جاری شده شور قیامت بین عالم
شوری به دل دارم بهاری گشته حالم

اصل بهار آمد نگار آمد بیایید
بر سینه ی خسته قرار آمد بیایید
ای عاشقان آن تکسوار آمد بیایید
حیدر رسیده ذوالفقار آمد بیایید
رویش نبی خویش علی زهرا خصایل
باشد تمام خوبی و جمع فضایل

او می رسد درد بشر درمان بگیرد
این غربت و این غصه ها پایان بگیرد
ویرانی کل جهان سامان بگیرد
دین خدا از یک دم او جان بگیرد
شکر خدا ما وارثان عاشقانیم
چشم انتظار دولت صاحب زمانیم

بر تشنگان معرفت دریای آب است
او بر ستمکاران این عالم عذاب است
لطفش به مظلومان دنیا بی حساب است
این الحسن ، این الحسینم را جواب است
لیلای شب‌های بلند بی قراری
از حال مجنونت خبر داری ، نداری؟

باران رحمت بر بیابان خواهد آمد
بر پیکر بی جان ما جان خواهد آمد
سامان دلهای پریشان خواهد آمد
مرد خدا منجی انسان خواهد آمد
عطر بهار این زمستان خواهد آمد
( او با سپاهی از شهیدان خواهد آمد )

گفتم شهیدان آه سینه شعله ور شد
هرچند آهم از گناهم بی اثر شد
سهم دل جامانده ام خون جگر شد
حسرت برایم آرزوی یک سفر شد
آری سفر در موج خون اینگونه خوب است
همزاد و همراه جنون اینگونه خوب است

ای خوش به احوال فدایی های راهش
دلداده های کعبه ی خال سیاهش
آن کشته های سر بدار بی گناهش
یاران یار و پارکابان سپاهش
یاد خمینی و شهیدان و رفیقان
یاد سلیمانی کنم در این بهاران

رفتند یاران تا که ما برجا بمانیم
باید وصیت نامه هاشان را بخوانیم
حالا که تبیین است جهاد ما ، برآنیم
این جمله را بر گوش عالم می رسانیم :
این انقلاب آخر رسد بر صاحب آن
بر مهدی صاحب زمان مولای دوران

میدان جنگ ما دگر در بین خانه است
حالا سلاح دشمنان ما رسانه است
تحریم بدخواهان تماماً یک بهانه است
کار و تلاش اقتصادی ... عارفانه است
دشمن نشانه رفته دین و نانمان را
از ما نگیرد غیرت و ایمانمان را

لعنت به آمریکا و بر آل سعودش
بر صهیونیست و بر وجود بی وجودش
بر آنکه جز شر و تباهی نیست سودش؟
ننگ است و نیرنگ است کل تار و پودش
با قاتل سردار ما سازش نه هرگز
دشمن ببیند روی آرامش نه هرگز

ما با ولایت تا شهادت بی‌قراریم
ما مردمان با وفای این دیاریم
در اوج سختی ها همیشه سفره داریم
هرچه که پیش آید کماکان پای کاریم
از هفت سین سفره نوروزی ما
سین سعادت با ولایت گشته معنا

ما را حواله داده زهرا بر رضایش
این آخری سالی دلم دارد هوایش
دارم هوای گریه در صحن و سرایش
زانو زدن در محضر گنبد طلایش
صحن رضا بر عالمین دارالشفا هست
آنجا برایم هم نجف هم کربلا هست

باید بخوانم شیعتی مهما شربتم
گریه امان میگیرد از حرف و تکلم
پیش نگاه خواهری غمدیده مردم
در زیر نیزه می شود جسم حسین گم
اینکه تنش مانده به زیر پا حسین است
ذکر لب زهرا و زینب وا حسین است

  • چهارشنبه
  • 19
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 13:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت امام زمان(عج) -(بِه بارگاهِ نِگاهَت بَهار می بِینَم) * محمد حسین شهریار

680

حضرت امام زمان(عج) -(بِه بارگاهِ نِگاهَت بَهار می بِینَم) بِه بارگاهِ نِگاهَت بَهار می بِینَم
بَهار را به دَرَت جان نِثار می بِینَم

به بالِ عِشقِ تُو بِتوان بَر اُوج‌ ها پُرِ زَد
فَلک بِه نامِ تُو اَندَر مَدار می بِینَم

نَواِی نای دِلِ کَعبِه جُز وِلای تُو نِیست
طَوافِ کُوی تُو را اِفتخار می بِینَم

جَمالِ کَعبه زِِ خالِ تُو آبرُومَند اَست
و گَر نَه سَنگ و گِلِ بی عَیار می بینَم

چُو سَعی بی تُو یِکی پَسته‌ اِیست دور از مَغز
نَماز بی تُو بَسی شَرمسار می بِینَم

مُحَمّد و عَلی و فاطمه، حَسن و حُسین
زِ چِهرِ پاکِ تُو مَهدی، نِگار می بِینَم

مَقام و حُجر و حَجَر ناوِدان و زَمزَمِ مِهر
چو مُستَجارِ دَرت، خاکسار می بینَم

بِه عِشقِ رُوی تُو بُوسَند حاجیان عَرَفات
تُو را فُروغِ سَماواتِ یار می بِینَم

بِه ‌دورِ شَمعِ گِرانَت وِقُوف و بیتُوتَه اَست
بِه سُوی خَصمِ تُو رَمّی جَمار می بینَم

رُخِ تُو چِشمهء خُورشید، و دِیدِه‌ اَم خُفّاش
زِ گَرد و خاکِ مَعاصی است تار
می بینَم

تُو آفتابِ گِران سَنگِ عَرصهء اُمّید
جَهان بِه ‌راهِ تُو چِشم اِنتظار می بینم

رُخِ کریمِ تُو از کَعبِه میدَمَد فَردای
ازین سَرای گُلِ روزگَار می بِینَم

بِتاب شَمسِ پَسِ اَبرِ غِیب، اِی مُوعُود
زَمانه دَر کَفِ قُومِ شَرار می بِینم

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:25
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 رضا قاسمی

امام زمان(ع) -(آسمان رنگِ تازه‌ای دارد) * رضا قاسمی

525

امام زمان(ع) -(آسمان رنگِ تازه‌ای دارد) آسمان رنگِ تازه‌ای دارد
مثل سابق غروب، غمگین نیست
دیگر از اشک‌های دلتنگی
آستین‌های خاک سنگین نیست

بعدِ بن‌بست‌های تنهایی
کوچه‌ها غلغله‌ست از دیدار
بین آغوشِ باز پنجره‌ها
هیچ دستی نمی‌کشد دیوار

همه جمع‌اند دور یک سفره
سفره‌ای که به وسعت دنیاست
همه سیرند در عدالتِ نان
کنج عزلت گرسنگی تنهاست

در جهانِ بدون شاه و گدا
هیچ‌کس کدخدای مردم نیست
سهمِ دارا هزارها خروار
سهم بی‌چیز، بوی گندم نیست!

جنگ‌ها رفته‌اند در تاریخ
و همان‌جا هنوز می‌جنگند
مدتی می‌شود به اذنِ خدا
شیشه‌ها هم ‌رفیق با سنگ‌اند

همه‌جا هر دو روی سکه یکی‌ست
از دورویی خبر نمی‌گیرند
همه مؤمن به دینِ یک‌رنگی
همه کافر به کیش تزویر‌ند

کارِ محرابِ مسجد کوفه
اقتدا بر امامتِ قبله‌ست
در و دیوار مسجد سهله
مفتخر از اقامت قبله‌ست

مدتی می‌شود مؤذن‌ها
از مناره نمی‌پرند به چاه
می‌شوند از کبوتران نجف
با دو بالِ علی‌ولی‌الله

مدتی می‌شود که قاتل‌ها
آن دو ملعون که خون فروخته‌اند
با همان هیزمی که می‌دانیم
در همان کوچه‌ای که...؛ سوخته‌اند

مدتی می‌شود که فاش شده
سِرُّالاسرارِ دیرباز خدا
عرشیان و زمینیان جمع‌اند
سرِ آرامگاهِ رازِ خدا

چند وقت است هر شب جمعه
کربلا در مدینه مهمان است
گنبدی هم‌قواره‌ی خورشید
سایه‌سارِ مزار پنهان است

روزگارِ چکیده از قلمم
قطره‌ای بود، از جهانِ ظهور
باقی این ترانه‌باران را
می‌نویسیم در زمان ظهور

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:01
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

غزل انتظار یا_صاحب_الزمان -(برایم کمی از فلسطین بگو) *

327

غزل انتظار یا_صاحب_الزمان -(برایم کمی از فلسطین بگو) فاطمه معصومه شریف

➖➖➖
#منتشر_نشده
#یا_صاحب_الزمان

برایم کمی از فلسطین بگو
از اندوه نسل نخستین بگو

برای من از تلخی زندگی
برای من از مرگ شیرین بگو

از آن طفل و تابوت خیلی سبک‌
از این بغض و این داغ سنگین بگو

از آن نوعروس پر از آرزو
و جشنی که با خون شد آذین بگو

تو بهتر خبر داری از ماجرا
از آن مادر سخت غمگین بگو

از اندوه بی حد برایم بخوان
کمی از حکایات دیرین بگو

برای من از آل نحس یهود
برای من از آل یس بگو

بخوان آیه ی یطعمون الطعام
از ایتام، اسیران ،مساکین بگو

جهان شد فقیر و اسیر و یتیم
از آبادی و صلح و تسکین بگو

برای ظهورت دعا می کنم
دعا می کنم من تو آمین بگو

#فاطمه_معصومه_شریف
➖➖➖
منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • سه شنبه
  • 3
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وَ گرامیداشت یاد و خاطره ی شهدای مظلوم غزه، لبنان و طبس -(آه، از هجرانِ آن فریاد رَس) * امیر عباسی

545
1

مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وَ گرامیداشت یاد و خاطره ی شهدای مظلوم غزه، لبنان و طبس -(آه، از هجرانِ آن فریاد رَس) آه، از هجرانِ آن فریاد رَس
غیرِ مهدی نیست ما را هیچ کس

غیبتش تیری ست بر قلبِ زمان
اَلعَجَل باید به لب، در هر نفس

بهرِ سربازیِ در عصرِ ظهور
میرسد بر گوش جان بانگِ جرس

داغ ما دیگر فزون از حد شده
چون گلی در یک بیابان خار و خس

بر کدامین مرثیه گریه کنیم؟
غزّه، لبنان، یا شهیدانِ طبس

ای عزیز فاطمه، مهدی بیا
ما فقط آقا تو را داریم و بس

هر رهی جز راه عشق تو رَویم
هست آن راهِ تباهی و عبث

ای رهاییِ همه در دست تو
کن دگر آزاد ما را زین قفس

  • پنج شنبه
  • 5
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 08:19
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر فرج -(ایتامِ غریبِ چهارده معصوم اند) * مجتبی شکریان

368

شعر فرج -(ایتامِ غریبِ چهارده معصوم اند) ایتامِ غریبِ چهارده معصوم اند
از دیدن صاحب الزمان محروم اند

عجل لولیک الفرج باید خواند
تا وقت ظهور شیعیان مظلوم اند

  • یکشنبه
  • 8
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:08
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر فِی القُدس -(یکروز تهی میشود از باطل...قدس) * مرضیه عاطفی

251

متن شعر فِی القُدس -(یکروز تهی میشود از باطل...قدس) یکروز تهی میشود از باطل...قدس
پُر میشود از صوتِ اذان کامل...قدس
همراهِ شهیدان همه إن شاألله
با حضرت مهدی(عج)سَنُصَلّي فِی القُدس!

  • شنبه
  • 21
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 13:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

متن شعر مناجات_با_امام_زمان_عج -(چشم من را غرق بارانش کنید ) * حسین رحمانی

569

متن شعر مناجات_با_امام_زمان_عج -(چشم من را غرق بارانش کنید ) چشم من را غرق بارانش کنید
جرعه جرعه روضه مهمانش کنید

این دل دنیایی وا مانده را
در غم هجران پریشانش کنید

نیست مقبولش اگر این حال من
آنچه یارم خواسته آنش کنید

نوکرش را در پی دیدار او
راهی کوه و بیابانش کنید

درد عشقش را به جانم می خرم
نیست لازم اینکه درمانش کنید

وصله ی ناجورم اما آمدم
کاش من را خار دامانش کنید

گریه بر هر درد بی درمان دواست
رزق اشکم را فراوانش کنید

اسم و رسمم را بگیرید و بجاش
خادم شاه خراسانش کنید

فاطمه ما را دعا کرده یقین
جان ما را روضه گردانش کنید

روضه های فاطمه نا گفتنی ست
با کنایه گفته... آسانش کنید:

یاس باغ مرتضی پژمرده شد
ساقه اش با میخ در آزرده شد

۱۴۰۳/۰۷/۲۳

  • دوشنبه
  • 23
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 19:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر امام_زمان_مناجات -(قرار بود زمستان شود بهار چه شد) *

420

متن شعر امام_زمان_مناجات -(قرار بود زمستان شود بهار چه شد) قرار بود زمستان شود بهار چه شد
قرار بود به سر آید انتظار چه شد

مدینه منتظر فارس الحجاز بُوَد
قرار بود رسد از ره آن سوار چه شد

قرار بود که یک صبح جمعه بوسه زند
به مقدمش حجر و رکن و مستجار چه شد

قرار بود تنِ قاتلان زهرا را
کند ز خاک برون و کشد به دار چه شد

به دربِ سوخته چشمی هنوز دوخته است
نشسته آمدنت را به انتظار.. چه شد

اگر چنین گله از ما کنی، روا باشد:
که ادعا بگذارید، اضطرار چه شد؟

بیا تو روضه بخوان و بگو در آن «روزی
که شد به نیزه سرِ آن بزرگوار» چه شد

به چشمِ زینب کبری، غبار، پرده فکند
بیا بگو که چو بنشست آن غبار چه شد

بیا «هَوَيْتَ إِلَى الْأَرْض» را تو معنا کن
تنی که بود در آن، تیرِ بیشمار چه شد؟

کسی به خیمه نیاورد نعش عبدالله
میان معرکه در اوج گیر و دار چه شد

همه شنیده، تو دیدی ـ فدای چشم ترت ـ
که ده سوار چه کردند و شهسوار چه شد

جماعتی که بُوَد فرششان پرِ جبریل
چو پابرهنه دویدند روی خار چه شد

طنین العطش از قتلگاه می‌آمد
به خیمه‌گاه رسید آب خوشگوار.. چه شد

برای جایزه چون شد جدا سر شهدا
در آن میانه تو دانی که شیرخوار چه شد

چو کرد قافله آهنگ کوفه - واویلا -
چو خواست عصمت صغری شود سوار چه شد

به سمت راست، جسد را نهند در دل قبر
بگو تنی که نمی‌ماند برقرار چه شد

شنیده‌ام دخلت زینبٌ علی ابن زیاد
به طعنه گفت که آن عزت و وقار چه شد

چو دید شه ز روی نی: ز بی کسی با شمر
کند تکلم ناموس کردگار چه شد

کنار تربت شه چون رسید خواهر زار
چو خواست آب بریزد بر آن مزار چه شد

سؤال آخر خود با اشاره می پرسم
میان قتلگه احکامِ احتضار چه شد

رحیق

  • شنبه
  • 5
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:32
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر امام_زمان_مناجات -(ای ناله ی یار دلغمین مهدی جان) * ابوذر رئیس میرزایی

385

متن شعر امام_زمان_مناجات -(ای ناله ی یار دلغمین مهدی جان) ای ناله ی یار دلغمین مهدی جان
آرامش دلهای حزین مهدی جان

در هر سحرجمعه تو را می خوانیم
یابن النجباءالاکرمین مهدی جان

  • شنبه
  • 5
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:33
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

یلدای_مهدوی -(تا برنگردی آقا؛ اینجا صفا ندارد) * مرضیه عاطفی

283

یلدای_مهدوی -(تا برنگردی آقا؛ اینجا صفا ندارد) تا برنگردی آقا؛ اینجا صفا ندارد
لبریزِ اضطراب است دنیا صفا ندارد

ایکاش همنشینت بودیم چونکه بی تو
دنیا وفا ندارد، عقبی صفا ندارد

تقویم چند قرن است فریاد می‌زند که:
امروز اگر نیایی فردا صفا ندارد

این زندگی به والله؛ عمریست با فراقِ
فرزندِ آخرینِ زهرا(س) صفا ندارد

بودیم امشب ایکاش مهمانِ خیمه گاهت
آغازِ این زمستان، تنها صفا ندارد

برگرد! چون عزیزم بی تو دوباره امسال
چلّه نشینیِ ما جانا صفا ندارد

هستند در کنارت، بحرالعلوم و بهجت
عصیانگریم و عالَم با ما صفا ندارد

ایکاش که می آمد کوتاه؛ انتظارت
وقتی شبِ بلندِ یلدا صفا ندارد!

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 17:18
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد