توی دستام جونی نمونده ، کسی نمیدونه چه حالی دارم
توی رگهام خونی نمونده ، کسی نمیدونه چه حالی دارم
میسوزه زخم بازو زخم سینه ، گله دارم من از شهر مدینه
برای موندنم چاره ندارم
کسی نمیدونه چه حالی دارم
روزای من شبیه شام تاره ، علی بدون من بی کس و یاره
سر مو روی شونه هات میذارم
کسی نمیدونه چه حالی دارم
توکوچه بی پناه شدم ، بپای تو فدا شدم
******
واسه زینب تو بیقرارم ، کسی نمیدونه چه حالی دارم
دیگه غصه و غم شده یارم ، کسی نمیدونه چه حالی دارم
چرا چشات علی جون نگرونه ، روزگارم که این جور نمیمونه
برای غربتت آروم ندارم
کسی نمیدونه چه حالی دارم
شبای رفتنم دیگه رسیده ، ز غم و غصه ها قدم خمیده
بیا بمون تو
- یکشنبه
- 12
- مهر
- 1394
- ساعت
- 13:07
- نوشته شده توسط
- حمید













