شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس
 رسول میثمی

زمزمه ، نوحه ، واحد سنتی شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -( زندان شده نورانی از مـــــاه جمال تو) * رسول میثمی

291
1

زمزمه ، نوحه ، واحد  سنتی شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -( زندان شده نورانی از مـــــاه جمال تو) زندان شده نورانی از مـــــاه جمال تو
‍ دشمن به غل و زنجیر بسته پروبــال تو

دلها از داغ تو گردیده مضطر
جانم فدایت یا موسی ابن جعفر

(( یاباب الحوائج موسی ابن جعفر ))

نور بصر زهــرا از چه شده زنـــــدانی
در بند غل و زنجیر آن جلوه ربانی

با بغض و کینه میزد بی بهانه
دشمن بر پیکر تو تازیـــــانه

(( یاباب الحوائج موسی ابن جعفر ))

این زهر ستم آخر آتش زده بر جانت
زهرا به جنان گرید برحال پریشــانت

برلب داری دم آخـــــر نوایی
ای رضا ای رضاجانم کجایی

(( یاباب الحوائج موسی ابن جعفر ))

لب تشنه دم آخر یاد شهدا بودی
باذکر حسین جانم در کرببلا بودی

در تشییع پیکرت شد جسارت
اما نرفتـــــه دخترت اســـارت

  • دوشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 15:27
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
نوحه های سنتی و زنجیر زنی محرم
 عادل لاله چینی

مرثیه امام کاظم علیه السّلام -( آقای من به گوشه ی زندان چه می کنی ) * عادل لاله چینی

457
2

مرثیه  امام کاظم علیه السّلام -( آقای من به گوشه ی زندان چه می کنی ) آقای من به گوشه ی زندان چه می کنی
عرش برین جای توست آنجاچه می کنی
دور از وطن جدا زعیال و زخانمان
تنها،غریب و خسته به آنجا چه می کنی
جرمت مگر چه بود که بال تو بسته اند؟
در زیر تازیانه ی دشمن چه می کنی
جسم توو شکنجه ی سندی به یک طرف
باکینه اش به حضرت زهرا چه می کنی
میزد تو را چنان که ز حق مرگ طلب کنی
با کِند پا و آن قُل گردن چه می کنی
معصومه ات نشان تو از هر کسی گرفت
با غصه ی فراق رضایت چه می کنی
هر دل، مثال (لاله) بود پرپر از غمت
با عاشقی که گشته اسیرت چه می کنی

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 21:25
  • نوشته شده توسط
  • عادل لاله چینی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

متن شعر نوحه امام کاظم علیه السلام -(ای نور چشمِ آل پیمبر) * امیر عباسی

232

متن شعر نوحه امام کاظم علیه السلام -(ای نور چشمِ آل پیمبر) ای نور چشمِ آل پیمبر
ای یادگارِ زهرا و حیدر
باب الحوائج موسی بن جعفر...

ای هَل اتیٰ و طاها و یاسین
ای حجت حق،روشنگر دین
باب الحوائج موسی بن جعفر...

عشق تو مولا شد سرنوشتم
ای کاظمینَت باغِ بهشتم
باب الحوائج موسی بن جعفر...

در قعر زندان در اوجِ غم ها
دشمن نموده بر تو ستم ها
باب الحوائج موسی بن جعفر...

سِندیِ ملعون زد بی بهانه
بر پیکرِ تو با تازیانه
باب الحوائج موسی بن جعفر...

زد تازیانه آن رَذلِ رُسوا
دوباره زنده شد داغ زهرا
آه و واویلا آه و واویلا...

گناهِ زهرا آخر چه بوده است
دست و بازویش از چه کبود است
آه و واویلا آه و واویلا...

  • دوشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 16:16
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد حسن بیات لو

شعر شهادت امام موسی الکاظم علیه السلام -(افتاده است روی زمین درد میکشد ) * محمد حسن بیات لو

395
1

شعر شهادت امام موسی الکاظم علیه السلام -(افتاده است روی زمین درد میکشد ) افتاده است روی زمین درد میکشد
پایش شکسته زیر فشار شکنجه ها
با تازیانه روزه ی خود باز می کند
مردی که مانده بین حصار شکنجه ها

کنج سیاه چاله به این فکر می کند!
معصومه ام میان مدینه چه می کند؟
دارد مدام پهلوی او تیر می کشد
از بس که یاد فاطمه و کوچه می کند

لحظه به لحظه چهره ی او زرد میشود
جسمش به زیر بار بلا تیر می کشد
با دستهای بسته ی خود روی خاک ها
تصویر یک جراحت زنجیر می کشد

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 11:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شهادت امام کاظم علیه السلام -(امشب شب شهادت موسی ابن جعفر است) * رضا ماه پری زنجانی

448
2

شهادت امام کاظم علیه السلام  -(امشب شب شهادت موسی ابن جعفر است) امشب شب شهادت موسی ابن جعفر است
یعنی شب زیارت موسی ابن جعفر است

در حیرتم ز غربت آن هفتمین امام
زندان گواه غربت موسی ابن جعفر است

از دامنش بگیر که باب الحوائج است
این منصب از جلالت موسی ابن جعفر است

یک چشم او به مشهد وچشم دگر به قم
اینجا دو تا امانت موسی ابن جعفر است

شب ها به کنج محبس و راز و نیاز او
اوج نشان عزت موسی ابن جعفر است

هرگز به شکوه لب نگشود از جفای دهر
این درس استقامت موسی ابن جعفر است

گفتم به دل کجا ببرم درد خود بگفت
انجا ببر که هیئت موسی ابن جعفر است

آنکه تو را کشانده به این محفل عزا
دارم یقین که دعوت موسی ابن جعفر است

گر (احمدیه)مامن عشاق باصفاست
آنهم ز لطف دولت موسی ابن

  • دوشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 17:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا حضرت کاظم (ع)_به گلزار امامت بار دیگر غنچه ای وا شد * اسماعیل تقوایی

203

یا حضرت کاظم (ع)_به گلزار امامت بار دیگر غنچه ای وا شد یا حضرت کاظم(ع)
به گلزار امامت بار دیگر غنچه ای وا شد
تبسم بر لبان حضرت صادق(ع)هویدا شد

ز دامان حمیده حق به مولامان پسر داده
به دنیا آمد او وبهترین مخلوق دنیا شد

میان مکه وشهر مدینه گلفشان گردید
ستاره پیش پایش ریخته از آسمانها شد

بیامد او که باب حاجت بیچارگان باشد
زمین وآسمان بر درگهش غرق تمنا شد

ملایک آمده بینند روی حضرت موسی
به لبهای همه گلواژه به به شکوفا شد

بگو تبریک برمولا رضا زیرا پدر آمد
به مشهد جشن میلادی نکو زین روی بر پا شد

سلام شیعیان بر حضرت کاظم که میلادش
سبب بر شادمانی دل اهل تولا شد

زند مرغ دل ما در هوای کاظمینش پر
زسوی شیعه این عیدی زمولایش تقاضا شد

شعر:اسماعیل تقوایی

  • پنج شنبه
  • 31
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 16:08
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر مدح حضرت موسی بن جعفر(ع) -( اين دلِ ما، سينه ي ما، عرش ما، حتی بهشت ) * علی اکبر لطیفیان

1913
2

شعر مدح حضرت موسی بن جعفر(ع) -( اين دلِ ما، سينه ي ما، عرش ما، حتی بهشت   ) هر كه يك دفعه سر اين سفره مهمان مي شود
مور هم باشد اگر روزي سليمان مي شود
سر به زير انداختن ذاتش توسل كردن است
دردها در اين حرم ناگفته درمان مي شود
اين كريمان لطفشان هر چند آماده ست، ليك
نام مادر كه وسط باشد دو چندان مي شود
ما پدر را خواستيم و از پسر خيرش رسيد
در رجب ها كاظمين ما خراسان مي شود
نیستی پیغمبر اما ظاهراً پیغمبری
هر كه مي بيند تو را، از نو مسلمان مي شود
نسل موسايي تو طبع مسيحا داشتند
يك نفر از آن همه پير جماران مي شود
اين دلِ ما، سينه ي ما، عرش ما، حتی بهشت
هر كجا موسي بن جعفر نيست زندان مي شود
نيستم آهو ولي سگ هم به دردي مي خورد
لااقل يك گوشه از صحنت نگهبان مي شود

شاعر : استاد عل

  • چهارشنبه
  • 30
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 07:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد حسن بیات لو

اشعار شهادت حضرت امام موسی بن جعفر(ع) -( با دستهای بسته ی خود روی خاک ها ) * محمد حسن بیات لو

451

اشعار شهادت حضرت امام موسی بن جعفر(ع)  -( با دستهای بسته ی خود روی خاک ها ) افتاده است روی زمین درد میکشد
پایش شکسته زیر فشار شکنجه ها
با تازیانه روزه ی خود باز می کند
مردی که مانده بین حصار شکنجه ها

کنج سیاه چاله به این فکر می کند
معصومه ام میان مدینه چه می کند؟
دردی شدید سوی دو پهلوش می رود
وقتی که یاد فاطمه و کوچه می کند

لحظه به لحظه چهره ی او زرد میشود
جسمش به زیر بار بلا تیر می کشد
با دستهای بسته ی خود روی خاک ها
تصویر یک جراحت زنجیر می کشد

گر چه میان مَحبس تاریک مانده بود
اما چه خوب شد که کنارش کسی نبود
با یاد عمه زینب خود زار می زند
وقتی که دست بسته کنارش سکینه بود

شاعر : محمد حسن بیاتلو

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:48
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
خرید انواع پرچم های مذهبی در جنس های مختلف
 رضا باقریان

شعر شهادت امام موسی بن جعفر(ع) -(هرجا گرفتار است حتماً باب حاجت هست) * رضا باقریان

314

شعر شهادت امام موسی بن جعفر(ع) -(هرجا گرفتار است حتماً باب حاجت هست) هرجا گرفتار است حتماً باب حاجت هست
قبله که باشد هر طرف عرض ارادت هست
مرغ دل ما را اگر شوق زیارت هست
در سینه‌ها روحیه و میل شهادت هست
ما ساکن عشقیم باب‌القبله می‌خواهیم
چشم تری گاهی شبیه دجله می‌خواهیم

این خانواده میثم تمار می‌خواهند
در تنگنای حادثه عمار می‌خواهند
مثل زُراره چند صد تا یار می‌خواهند
چون بوذر و مقدادها بسیار می‌خواهند
هر لحظه می‌پرسند احوال فقیران را
حتی خبر دارند حال مستمندان را

لطف کریمان در عطا شاید نخواهد شد
اینجا کسی که آمد اصلا رد نخواهد شد
در این حرم‌ها استخاره بد نخواهد شد
وقت شهادت هیچ‌کس اَسوَد نخواهد شد
باب‌الحوائج هرکجا باشد کرم دارد
از دستشان او جود و کرم بسیار می‌

  • شنبه
  • 19
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 10:58
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

شهادت امام موسى ابن جعفر عليه السلام -(شانه های آسمان لرزید از بار غمت) * اصغر چرمی

156
1

شهادت امام موسى ابن جعفر عليه السلام -(شانه های آسمان لرزید از بار غمت) شانه های آسمان لرزید از بار غمت
دیده ی افلاکیان شد ابر خونبار غمت

عرش حق زد ناله و افتاد بر روی زمین
خرد شد ارکان آن در زیر آوار غمت

پیکرت تشیع شد بر دوش زخمی نسیم
شد مشام عرش پر از عطر سرشار غمت

عرش حق شد کاظمیه ، نوحه خوان شد جبرئیل
تا طنین انداز شد امروز اخبار غمت

آسمانها زیر تابوتت کمر خم کرده اند
ریختند افلاکیان در پای دیوار غمت

حنجر مرثیه ام زخمی داغ روضه ات
پیکر شعرم اسیر درد بسیار غمت

می توان دیوان نوشت از جوهر اشک شما
صد غزل مرثیه شد در بین آثار غمت

رشته ی عشق تو را بین کلافی بسته ام
تا که باشم موجب گرمی بازار غمت

مدخل باب المرادت پنجره فولاد ماست
تذکره می خواهد امشب این گرفتا

  • پنج شنبه
  • 8
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 15:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زبانحال حضرت امام کاظم علیه السلام -(اندر این محبس که جانم بر لب است) * حاج افشین بابک

224

زبانحال حضرت امام کاظم علیه السلام -(اندر این محبس که جانم بر لب است) اندر این محبس که جانم بر لب است
ذکر من یا حی و یارب یارب است

بی کس و تنها در این زندان تار
بیقرار و غمزده دور از دیار

غصه ها شمع شب تارِ من است
کنده و زنجیر غمخوارِ من است

بر خدای خود توکل میکنم
گاه بر زینب توّسل میکنم

عمه ام درمانده را مشگل گشاست
نام او بر درد بی درمان دواست

دوش این ناله سپردم بر صبا
جان به لب آمد کجایی ای رضا

پیش من ای نور چشمانم بمان
روضه ای از مادرم زهرا بخوان

روضۀ رخسارۀ نیلی بخوان
از رخ نیلی و از سیلی بخوان

شاید از یُمنش دلی آباد شد
شاید این پر بسته هم آزاد شد

  • پنج شنبه
  • 8
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 16:46
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت موسی ابن جعفر * عبدالحسین میرزایی

112

شهادت موسی ابن جعفر #حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#دوبیتی

دم مغرب مرا آزار می داد
به من دشنام او بسیار می داد

الهی صورتش آتش بگیرد
که با سیلی به من افطار می داد
__

#عبدالحسین

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 05:30
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب

شهدت موسی ابن جعفر * عبدالحسین میرزایی

236
1

شهدت موسی ابن جعفر #امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

گوشه زندان که جای موسی جعفر نبود
گوئیا او یوسف صدیقه اطهر نبود

روزهایش چون شب و شبهاش از شب تیره تر
جز غل و زنجیر او را مونس و یاور نبود

هر پسر از مادرش ارثی برد اما مگر
غیر سیلی خوردن او را ارثی از مادر نبود

من نمی دانم که زنجیر جفا با او چه کرد
آنقدر گویم رمق بر پیکرش دیگر نبود

عاقبت زیر غل و زنجیر او جان می سپرد
احتیاج قاتلی چون سندی کافر نبود

تا نبیند جسم بابا روی تخته پاره ای
خوب شد پشت در زندان دگر دختر نبود

وای بر حال سکینه دید بین قتلگاه
بر تن بابای مظلوم و غریبش سر نبود

خواست بوسد دست بابا را به هنگام وداع
دید در دست پدر انگشت و انگشتر

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 05:34
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

سبک شور شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به نفس جوا _مقدم ، حسین عینی فرد ، محمد حسین پویانفر -({ گنبد زیباتو عشقه ) * عباس میرخلف زاده

544
1

سبک شور شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به نفس جوا _مقدم  ، حسین عینی فرد ، محمد حسین پویانفر  -({ گنبد زیباتو عشقه ) { گنبد زیباتو عشقه
یا موسی بن جعفر ۳

إیوون طلاتو عشقه
یا موسی بن جعفر ۳ } ۲

أباالرضائی
بیا و سوزی به چشمای ترم بده

أباالرضائی
آقا فطرس کوی توأم ، بال و پرم بده

أباالرضائی
بیا رزق همه نوکراتونو ، حرم بده

{ منم ... اونی که نوکره
توئی ... اون که تاج سره
دلم ...همیشه تا حرم می‌پره } ۲

( یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ) ۴

ای شه دنیا و عُقبا
یا موسی بن جعفر ۳

عشق علی ، عشق زهرا
یا موسی بن جعفر ۳

أباالرضائی
آقا روضه های تو همیشه یه همنفسه

أباالرضائی
تو دعایی کنی آقاجون بخدا دیگه برام بسه

أباالرضائی
کسی جز تو به داد دلم آقا نمی‌رسه

دلم ... با کرمت خوشه
هوایه ... حرمت خوشه
غمه ... دوری ت

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 10:52
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 میثم مومنی نژاد

شهادت موسی ابن جعفر علیه السلام نوحه به سبک : باغبانم من و باغ من آتش گرفته -(طائر قدسم و بسته در زنجیر بیداد) * میثم مومنی نژاد

118

شهادت موسی ابن جعفر علیه السلام  نوحه به سبک : باغبانم من و باغ من آتش گرفته -(طائر قدسم و بسته در زنجیر بیداد) طائر قدسم و بسته در زنجیر بیداد

سوره ی نورم و گوشه ی زندان بغداد

اشک چشمم ستاره ی شب من

ذکر خلصنی یارب بر لب من

سیدی سیدی موسی ابن جعفر

دیدنی شد نماز شبم با دست بسته

حلقه ی آهنین ساق پایم را شکسته

شاهد غربتم اشک شبانه

به ملاقاتم آمد تازیانه

سیدی.....

آه من زد شرر پیکر هفت آسمان را

من به جانم خریدم بلای شیعیان را

ای خدا رنگ لاله بدنم شد

جگرم پاره از زهر ستم شد

سیدی.......

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
خرید انشگتر عقیق و اصل
 محمود اسدی

(زمزمه)بابا بیا ببین افتاده ام ز پا * محمود اسدی

226

(زمزمه)بابا بیا ببین افتاده ام ز پا بابا بیا ببین افتاده ام ز پا
تنهایم و غریب بی یار و آشنا
بیا ببین که مضطرم بابا جان
سوزد سراپا پیکرم بابا جان
ای دل امون امون امون از این غم

خون می چکد اگر از دست و گردنم
پیوسته سلسله زد بوسه بر تنم
پاشیده شد از سلسله اعضایم
رفته فرو به استخوانِ پایم
ای دل امون امون امون از این غم

سندی بی حیا گه حرف بد زند
چون مادرم به من گاهی لگد زند
گر چه من از غصه لبالب هستم
اما به یاد عمه زینب هستم
ای دل امون امون امون از این غم

گریم شبانه روز نی از برای خود
بر سر زنم ولی نی در عزای خود
من از غم کرب و بلا بشکستم
به یاد نعل اسب و سینه هستم
ای دل امون امون امون از این غم
*****
شائق

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 22:26
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب

شهادت امام کاظم * عبدالحسین میرزایی

190
1

شهادت امام کاظم #امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

بدنش را به روی در به کجا می بردند
چار حمال غریبانه چرا می بردند

پایش از یک طرف افتاده، سرش از طرفی
لااقل کاش تنش بین عبا می بردند

کاش معصومه خبردار نگردد، او را
باهمان سلسلهء بسته به پا می بردند

بدنش ماند روی خاک، ولی بعد سه روز
بر روی دست، چو قرآن و دعا می بردند

جسر بغداد، چو بازار گل و لاله شده
چقدر گل به هوایش به هوا می بردند

کاش آنها که بر او پنج کفن آوردند
یک کفن هم که شده کرببلا می بردند

کوفیان. بر تن صد چاک حسین ابن علی
عوض شاخهء گل سنگ جفا می بردند

بدنش روی زمین بود و به روی نیزه
سر او را به سوی شام بلا می بردند

یا اباالفضل: ببند بر سر

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 02:33
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب

شهادت امام کاظم * عبدالحسین میرزایی

266

شهادت امام کاظم #حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت

یا از قفس مرا ببرید و رها کنید
یا بر عزیز فاطمه کمتر جفا کنید

(پای شکسته را که توان فرار نیست)
از ساق پای من غل و زنجیر وا کنید

(دختر اگر یتیم شود پیر میشود)
فکر غم یتیمی معصومه را کنید

قعر سیاه چال نفس تنگ میشود
زنجیرها شما گلویم را رها کنید

دیگر امید نیست به آزادیم زحبس
با من برای مرگ من امشب دعا کنید

ای روزه دارها رمضان موقع اذان
یاد از من و رقیه به افطارها کنید

افطار من سیلی و شلاق سندی است
پنهان ولی ز دخترم این ماجرا کنید

با ناسزا به مادر من میزند مرا
من را خلاص از کف این بی حیا کنید

بعد از شهادت این تن مجروح و خسته را
در خاک با همین غل و

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 05:05
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

متن شعر نوحه امام کاظم علیه السلام -(گرچه تو بر شجرِ ظلم و سِتَم تیشه ای) * امیر عباسی

168

متن شعر نوحه امام کاظم علیه السلام -(گرچه تو بر شجرِ ظلم و سِتَم تیشه ای) گرچه تو بر شجرِ ظلم و سِتَم تیشه ای
زندانیِ ظُلم هارونِ سِتَم پیشه ای
خیمهٔ دین را تو قائم
نور چشمِ بني هاشم
ای غریبِ شهرِ بغداد
سَیّدي امامِ کاظم
سَیّدي امامِ کاظم...

بر لب تو یا مُخَلِّصَ الشَّجَر هر زمان
به عرش حق فاطمه از غم تو نوحه خوان
سِندی ملعونِ بی دین
داشت ظلمی بی کرانه
یاد مادر اوفتادی
چون تو را زد تازیانه
سَیّدي امامِ کاظم...

زهر جفا گرده پرپر گل جان تو را
ولی نشد تشنه لب از تن تو سر جدا
میسِزد آتش بگیرد
دل به یاد داغ گودال
از غم رأسِ به نیزه
وانِ تَنِ گردیده پامال
یا حسین غریبِ مادر...

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 10:23
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت حضرت امام کاظم علیه السلام -(بسوز ای دل پریشان شد پیمبر) * یوسف حق پرست

183

شهادت حضرت امام کاظم علیه السلام -(بسوز ای دل پریشان شد پیمبر) بسوز ای دل پریشان شد پیمبر
شده صاحب عزا زهرای اطهر
بیا از دیده خون جاری کن امشب
برای حضرت موسی ابن جعفر

امید ما امین ما
همه دنیا و دین ما
امام هفتمین ما

گل زهرا فدای دین و قرآن شد
دلش خون در میان کنج زندان شد

آه واویلا واویلا واویلا (2)

بگو تا حضرت معصومه آید
زدیده خون دل جاری نماید
خبر کن حضرت موسی الرضا را
که شعر ماتم بابا سراید

همه ارض و سما غم شد
عزاداری و ماتم شد
دو چشم شیعه زمزم شد

از این ماتم که خون قلب پیمبر شد
عزای حضرت موسی ابن جعفر شد

آه واویلا واویلا واویلا(2)

کجایی ای گل بابا، رضایم
غل و زنجیر من گرید برایم
اگر چه جان دهم در کنج زندان
ولی گریان شاه کربلایم

همه صحرا واویلا

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 میلاد  حسنی

زمینه امام کاظم علیه السلام -(تازيونه به هم ميزنه) * میلاد حسنی

345
1

زمینه امام کاظم علیه السلام -(تازيونه به هم ميزنه) بند اول

تازيونه به هم ميزنه
شب راز و نياز منو
چند سالي ميشه كه نديده
آسمون هم نماز منو

رو اين خاك سرد، هر شب تب دارم
شامم شلاقه، سيلي افطارم

باد صبا ببر، پيغام آخرم
تنگه دلم برا، معصومه دخترم

مظلوم کاظمین

بند دوم

حتی در واشه باز نمیشه
پرمو از قفس بکشم
غل و زنجیر نمیزاره من
تا که راحت نفس بکشم

مادر بیا شد، دردم سینه سوز
فی قعرالسجون، ذی الساق المرضوض

شد بسته دست من، تا بین ریسمان
شد ذکر روضه ام، ای وای عمه جان

مظلوم کاظمین

بند سوم

سخته روزام ولی بخدا
هیچ روزی کربلا نمیشه
هر چی هم باشه تازیونه
دیگه سنگ و عصا نمیشه

با خونم هر شب، میکارم لاله
زندون اما کی، مثله گوداله

کی میره از نظر،

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 16:20
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 بابک امامی

زمینه‌شهادت‌امام‌کاظم‌سلام‌الله‌علیه -(سلسله‌وزنجیرروی‌دست‌وپاته) * بابک امامی

196

زمینه‌شهادت‌امام‌کاظم‌سلام‌الله‌علیه -(سلسله‌وزنجیرروی‌دست‌وپاته) سلسله‌وزنجیرروی‌دست‌وپاته
ذکر رب‌ یا رب‌ جوهر صداته
هریه‌خشت‌این بندعمریه‌که‌آقا
همدم‌ و انیس‌سفره‌ی‌ دعاته

بمیرم‌توی‌دنیا....بوده‌ سهم‌ توزندون
بارونه‌ابرچشمات....دلتم‌کاسه‌ی‌خون

واویلتا....آقام‌آقام۲....حجت‌فی‌قعرالسجون
________________
روضه‌ی‌من‌امشب‌باشه‌این‌عبارت
حجت‌ خدا و یک‌ زن‌ و جسارت
داغ‌ تو دوباره‌ زنده‌ کرده‌ داغ
عمه‌ ها ی‌ سادات‌ و غم اسارت

بمیرم که زدی پر....میون چنگ دجال
شدی غمگین و دلخون....که داری میری ازحال

واویلتا....آقام‌آقام۲....حجت‌فی‌قعرالسجون
________________

  • دوشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 15:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
معجزه ای برای رفع مشکلات حنجره
 رسول میثمی

واحد ، نوحه شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -(بسکه در کنج زندان بلا پر بسته ای) * رسول میثمی

208

واحد ، نوحه شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -(بسکه در کنج زندان بلا پر بسته ای) بسکه در کنج زندان بلا پر بسته ای
ای پرستو دگر از زنده بودن خسته ای

غصه و ماتم کشیدی/از غم و محنت خمیدی
همچو زهرا مادر خود/از زمانه دل بریدی

(یاباب الحوائج یاموسی ابن جعفر)

در سیه چال غم آن نور چشم فاطمه
ذکر نام حسین شد بر لبانش زمزمه

کشته زهر جفایی /همدم رنج وبلایی
در هجوم تازیانه /روضه خوان کربلایی

(یاباب الحوائج یاموسی ابن جعفر)

باب حاجاتی وباب المراد عالمین
قسمتم کن شبی صحن وسرای کاظمین

یاد تودرمحفل ما/ازغمت خون شد دل ما
ای امام بی قرینه/حل کن امشب مشکل ما

(یاباب الحوائج یاموسی ابن جعفر)

  • دوشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 15:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(زمزمه)مادر بیا به دیدنم امشب * محمود اسدی

392
1

(زمزمه)مادر بیا به دیدنم امشب مادر بیا به دیدنم امشب
بیا ببین هستم به تاب وتب
رسیده جان من دگر بر لب
مادر کجایی
مادر بیا بهر تماشایم
از سلسله تمام اعضایم
سائيده گردیده چنان پایم
مادر کجایی
مانند تو ای لاله پژمردم
منم شبیه تو لگد خوردم
برات بمیرم مادر ای مادر

ببین چه کرده دشمنم مادر
خون می چکد از گردنم مادر
چیزی نمانده از تنم مادر
آه و واویلا
هر دم که قاتل دیدنم آمد
بر گونه ام سیلی محکم زد
آن بد دهن چقدره می زد بد
آه و واويلا
چون دومی دستاش چه سنگینه
به مثل تو چشمام نمی بینه
برات بمیرم مادر ای مادر

سر تا به پای من پر از درده
پلک دو چشم من ورم کرده
سندی خدایی خیلی نامرده
مادر کجایی
مادر منم مانند تو دالم
ببین که در کنج سیه

  • سه شنبه
  • 13
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 05:17
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا موسی بن جعفر (ع) _سالها گوشه ی زندان عدو جایش بود * اسماعیل تقوایی

124

یا موسی بن جعفر (ع) _سالها گوشه ی زندان عدو جایش بود یا موسی بن جعفر(ع)
سالها گوشه ی زندان عدو جایش بود
خاک مرطوب زمین منزل ومأوایش بود

او غریب الغربا بود وبدور از شهرش
تحت ظلم وستم دشمن رسوایش بود

دور بود از همه ی اهل وعیالش مولا
دیدن روی رضایش همه رؤیایش بود

محبس سندی شاهک چه براو سخت گذشت
با خدایش همه گه ناله ونجوایش بود

باب حاجات همه حضرت کاظم هر روز
همچو زهرا(ع) زخدا مرگ تمنایش بود

حاجتش گشت روا با مدد زهر جفا
جگرش پاره وخون بر دل تنهایش بود

درد بر پیکرش افتاد وبخود می پیچید
ذکر یا فاطمه با اشک به لب‌هایش بود

همچو اسلاف خودش شهد شهادت نوشید
هفتمین ماه ولا شوق به عقبایش بود

بدنش ماند چنان جد غریبش برخاک
گوییا این زخداوند تقاضایش بود

  • یکشنبه
  • 25
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 امیررضا فرجوند

متن شعر نوحه ی حضرت موسی بن جعفر (ع) -(داده جان موسی بن جعفر ) * امیررضا فرجوند

157

متن شعر نوحه ی حضرت موسی بن جعفر (ع) -(داده جان موسی بن جعفر ) داده جان موسی بن جعفر
از جفا با دیده ی تر
دارد از غم به پیکر نشانه
ضربت سیلی و تازیانه
وامصیبت ، مصیبت؛ مصیبت (۲)
*
روز و شب اندر مناجات
گشته ممنوع الملاقات
اشک چشم رضا گشته جاری
فاطمه می کند سوگواری
وامصیبت ، مصیبت، مصیبت(۲)
*
کاظمین گشته سیه پوش
صوت کاظم گشته خاموش
گشته معصومه زین غم عزادار
می زند سینه با حال افکار
وامصیبت ، مصیبت، مصیبت (۲)
*
جسم تو بر جسر بغداد
لعن حق بر دشمنت باد
قلب مهدی ازاین غم حزین شد
فاطمه در جنان دلغمین شد
وامصیبت ،مصیبت، مصیبت(۲)
*
پیکر تو روی دوش است
شیعه در جوش و خروش است
پیکر جد تو شاه عطشان
پاره پاره شد از سم اسبان
وامصیبت، مصیبت، مصیبت(۲)
***
من گدایم در سرایت

  • پنج شنبه
  • 29
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
مرحوم محمد حسن فرحبخشیان - ژولیده نیشابوری

اشعار شهادت امام کاظم (ع) (من در این زندان به جرم عشق یار افتاده ام) *مرحوم محمد حسن فرحبخشیان - ژولیده نیشابوری

1942

اشعار شهادت امام کاظم (ع) (من در این زندان به جرم عشق یار افتاده ام) من در این زندان به جرم عشق یار افتاده ام
بهر حفظ دین و کسب و افتخار افتاده ام
در مقام سر نوشتم چاره جز تسلیم نیست
بر گ زردم در مسیر جویبار افتاده ام
یوسفی هستم که از جور و جفای ظالمان
کنج زندان با دو چشم اشکبار افتاده ام
من حسینی مذهبم که از بهر ارشاد بشر
گوشه محبس حزین وبی قرار افتاده ام
من امام هفتمینم کز پی ترویچ دین
بی کس و تنها در این زندان تار افتاده ام
من گلی از گلشن آل رسولم کز ستم
بارخ پژمرده ای درپای خار افتاده ام
محرم رازم به غیر از کنده و زنجیر نیست
کاین چنین بی مونس و بی غمگسار افتاده ام
مرغ بی بال و پری هستم که از جور عدو
اندر این کنج قفس دور از دیار افتاده ام
شد دل شوریده از این

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 05:11
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

اشعار شهادت امام کاظم (ع) (گرچه سوز همه از آتش هجران تو بود ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1712

اشعار شهادت امام کاظم (ع) (گرچه سوز همه از آتش هجران تو بود ) گرچه سوز همه از آتش هجران تو بود
رمز آزادی توحید به زندان تو بود
دوستان اشک فشاندند به یاد تو ولی
خنده زن خصم گر از دیده گریان تو بود
آه پنهان تو از محبس در بسته گذشت
که جهان را سخن از ناله و افغان تو بود
دامن خاک کجا روی نکوی تو کجا
ای که هر عرش نشین دست به دامان تو بود
تا گریبان افق با نفس صبح شکافت
مرغ شب آه کشان سر به گریبان تو بود
داد فرمان ز چه بر قتل تو هارون در حبس
ای که آزادی سر در خط فرمان تو بود
از چه در برق مناجات تو افلاک نسوخت؟
ای که سوز همه از سینه سوزان تو بود
شب تاریک که هر خانه چراغی دارد
شعله آتش دل شمع شبستان تو بود
تو که بر پیکر بی جان جهان جان بودی
از چه بر تخته در پیکر ب

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 05:37
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

اشعار شهادت امام کاظم (ع) ( حبیب با حبیب خود به خلوتی صفا کند ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

1856

اشعار شهادت امام کاظم (ع) ( حبیب با حبیب خود به خلوتی صفا کند  ) حبیب با حبیب خود به خلوتی صفا کند
ندانم از چه بی گنه عدو به او جفا کند
سرشک غربتش روان نوا زند زنای جان
نهان زچشم دشمنان بدوستان دعا کند
به پیکرش نشانه ها به سینه اش ترانه ها
که زیر تازیانه ها رضا رضا رضا کند
به دست ها سلاسلش زغصه سوخت حاصلش
چه می شود که قاتلش ز فاطمه حیا کند
فتاده در ملالها به عشق و شور و حالها
در آن سیاه چالها خدا خدا خدا کند
فتاده دیگر از نوا برو به دیدنش صبا
بپرس مرغ کشته را کی از قفس رها کند
به خاک بی کسی سرش کسی نبود در برش
کجاست تا که دخترش اقامه عزا کند
اثر نمانده از تنش دلا برو به دیدنش
بگئ عدو ز گردنش غلی که بسته وا کند
به هر دلیست ماتمش شکسته کوه را غمش
عجب مدار (می

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 05:51
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
استاد سید رضا موید

اشعار شهادت امام کاظم (ع)-( ناله ای سوخته از سینه سوزان آید ) *استاد سید رضا موید

2004

اشعار شهادت امام کاظم (ع)-( ناله ای سوخته از سینه سوزان آید  ) ناله ای سوخته از سینه سوزان آید
وین نوائیست که از گوشه زندان آید
آن چه زندان که سیه چال بود از دهشت
شبو روزش به نظر تیره و یکسان اید
های هارون که گرفتار تو شد موسی عصر
شب و روز تو و او هر دو به پایان اید
سالها این پسر فاطمه مهمان تو هست
هیچ گفتی که چه ها بر سر مهمان آید
همدم آن پدر پیر زچندین اولاد
طفل اشکی است که از دیده به دامان آید
امشب از غربت او سلسله هم می نالد
که آن جگر سوخته را عمر به پایان اید
کندو زنجیر از آ« جان بزندان مأنوس
نکشد دست اگر بر لب او جان آید
گرچه این زمزمه خاموش شود تا به ابد
بانگ مظلومیش از سینه باران اید
سید رضا مؤید

  • یکشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 06:07
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد