شهادت امام موسی بن جعفر الکاظم

مرتب سازی براساس
 رسول میثمی

زمزمه ، نوحه ، واحد سنتی شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -( زندان شده نورانی از مـــــاه جمال تو) * رسول میثمی

611
2

زمزمه ، نوحه ، واحد  سنتی شهادت حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام -( زندان شده نورانی از مـــــاه جمال تو) زندان شده نورانی از مـــــاه جمال تو
‍ دشمن به غل و زنجیر بسته پروبــال تو

دلها از داغ تو گردیده مضطر
جانم فدایت یا موسی ابن جعفر

(( یاباب الحوائج موسی ابن جعفر ))

نور بصر زهــرا از چه شده زنـــــدانی
در بند غل و زنجیر آن جلوه ربانی

با بغض و کینه میزد بی بهانه
دشمن بر پیکر تو تازیـــــانه

(( یاباب الحوائج موسی ابن جعفر ))

این زهر ستم آخر آتش زده بر جانت
زهرا به جنان گرید برحال پریشــانت

برلب داری دم آخـــــر نوایی
ای رضا ای رضاجانم کجایی

(( یاباب الحوائج موسی ابن جعفر ))

لب تشنه دم آخر یاد شهدا بودی
باذکر حسین جانم در کرببلا بودی

در تشییع پیکرت شد جسارت
اما نرفتـــــه دخترت اســـارت

  • دوشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 15:27
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
نوحه های سنتی و زنجیر زنی محرم
 عباس میرخلف زاده

سبک شور شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به نفس جوا _مقدم ، حسین عینی فرد ، محمد حسین پویانفر -({ گنبد زیباتو عشقه ) * عباس میرخلف زاده

1205
3

سبک شور شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به نفس جوا _مقدم  ، حسین عینی فرد ، محمد حسین پویانفر  -({ گنبد زیباتو عشقه ) { گنبد زیباتو عشقه
یا موسی بن جعفر ۳

إیوون طلاتو عشقه
یا موسی بن جعفر ۳ } ۲

أباالرضائی
بیا و سوزی به چشمای ترم بده

أباالرضائی
آقا فطرس کوی توأم ، بال و پرم بده

أباالرضائی
بیا رزق همه نوکراتونو ، حرم بده

{ منم ... اونی که نوکره
توئی ... اون که تاج سره
دلم ...همیشه تا حرم می‌پره } ۲

( یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ) ۴

ای شه دنیا و عُقبا
یا موسی بن جعفر ۳

عشق علی ، عشق زهرا
یا موسی بن جعفر ۳

أباالرضائی
آقا روضه های تو همیشه یه همنفسه

أباالرضائی
تو دعایی کنی آقاجون بخدا دیگه برام بسه

أباالرضائی
کسی جز تو به داد دلم آقا نمی‌رسه

دلم ... با کرمت خوشه
هوایه ... حرمت خوشه
غمه ... دوری ت

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 10:52
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت حضرت امام کاظم علیه السلام -(بسوز ای دل پریشان شد پیمبر) * یوسف حق پرست

358

شهادت حضرت امام کاظم علیه السلام -(بسوز ای دل پریشان شد پیمبر) بسوز ای دل پریشان شد پیمبر
شده صاحب عزا زهرای اطهر
بیا از دیده خون جاری کن امشب
برای حضرت موسی ابن جعفر

امید ما امین ما
همه دنیا و دین ما
امام هفتمین ما

گل زهرا فدای دین و قرآن شد
دلش خون در میان کنج زندان شد

آه واویلا واویلا واویلا (2)

بگو تا حضرت معصومه آید
زدیده خون دل جاری نماید
خبر کن حضرت موسی الرضا را
که شعر ماتم بابا سراید

همه ارض و سما غم شد
عزاداری و ماتم شد
دو چشم شیعه زمزم شد

از این ماتم که خون قلب پیمبر شد
عزای حضرت موسی ابن جعفر شد

آه واویلا واویلا واویلا(2)

کجایی ای گل بابا، رضایم
غل و زنجیر من گرید برایم
اگر چه جان دهم در کنج زندان
ولی گریان شاه کربلایم

همه صحرا واویلا

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(در دل تاریک زندان مثل شمع روشنم) *استاد حاج غلامرضا سازگار

306

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(در دل تاریک زندان مثل شمع روشنم) در دل تاریک زندان مثل شمع روشنم
لحظه لحظه، ذره ذره، آب گردیده تنم

بس که لاغر گشته ام چون می گذارم سر به خاک
خصم پندارد که این من نیستم پیراهنم

در سیه چال بلا با دوست خلوت کرده ام
این نماز این حال خوش این اشک دامن دامنم

هر که زندانی شود باید ملاقاتش روند
این که ممنوع الملاقات است در زندان، منم

قاتل دل سنگ می خندد به اشک دیده ام
حلقهء زنجیر می گرید به زخم گردنم

بس که جسمم آب گشته مثل شمع سوخته
محو گشته جای نقش تازیانه بر تنم

روزه دارم، وقت افطار است و گویی قاتلم
کرده با خرمای زهر آلوده قصد کُشتنم

گاه گاه از ساقهای پای من خون می چکد
بس که پا ساییده گشته بین کند و آهنم

دوستان! از گریۀ من حبس هم آمد به تنگ
با وجود آنکه خندیدم به روی دشمنم

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:57
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 عادل لاله چینی

مرثیه امام کاظم علیه السّلام -( آقای من به گوشه ی زندان چه می کنی ) * عادل لاله چینی

677
2

مرثیه  امام کاظم علیه السّلام -( آقای من به گوشه ی زندان چه می کنی ) آقای من به گوشه ی زندان چه می کنی
عرش برین جای توست آنجاچه می کنی
دور از وطن جدا زعیال و زخانمان
تنها،غریب و خسته به آنجا چه می کنی
جرمت مگر چه بود که بال تو بسته اند؟
در زیر تازیانه ی دشمن چه می کنی
جسم توو شکنجه ی سندی به یک طرف
باکینه اش به حضرت زهرا چه می کنی
میزد تو را چنان که ز حق مرگ طلب کنی
با کِند پا و آن قُل گردن چه می کنی
معصومه ات نشان تو از هر کسی گرفت
با غصه ی فراق رضایت چه می کنی
هر دل، مثال (لاله) بود پرپر از غمت
با عاشقی که گشته اسیرت چه می کنی

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 21:25
  • نوشته شده توسط
  • عادل لاله چینی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

متن شعر نوحه امام کاظم علیه السلام -(ای نور چشمِ آل پیمبر) * امیر عباسی

438

متن شعر نوحه امام کاظم علیه السلام -(ای نور چشمِ آل پیمبر) ای نور چشمِ آل پیمبر
ای یادگارِ زهرا و حیدر
باب الحوائج موسی بن جعفر...

ای هَل اتیٰ و طاها و یاسین
ای حجت حق،روشنگر دین
باب الحوائج موسی بن جعفر...

عشق تو مولا شد سرنوشتم
ای کاظمینَت باغِ بهشتم
باب الحوائج موسی بن جعفر...

در قعر زندان در اوجِ غم ها
دشمن نموده بر تو ستم ها
باب الحوائج موسی بن جعفر...

سِندیِ ملعون زد بی بهانه
بر پیکرِ تو با تازیانه
باب الحوائج موسی بن جعفر...

زد تازیانه آن رَذلِ رُسوا
دوباره زنده شد داغ زهرا
آه و واویلا آه و واویلا...

گناهِ زهرا آخر چه بوده است
دست و بازویش از چه کبود است
آه و واویلا آه و واویلا...

  • دوشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 16:16
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت امام کاظم علیه السلام -(امشب شب شهادت موسی ابن جعفر است) * رضا ماه پری زنجانی

729
2

شهادت امام کاظم علیه السلام  -(امشب شب شهادت موسی ابن جعفر است) امشب شب شهادت موسی ابن جعفر است
یعنی شب زیارت موسی ابن جعفر است

در حیرتم ز غربت آن هفتمین امام
زندان گواه غربت موسی ابن جعفر است

از دامنش بگیر که باب الحوائج است
این منصب از جلالت موسی ابن جعفر است

یک چشم او به مشهد وچشم دگر به قم
اینجا دو تا امانت موسی ابن جعفر است

شب ها به کنج محبس و راز و نیاز او
اوج نشان عزت موسی ابن جعفر است

هرگز به شکوه لب نگشود از جفای دهر
این درس استقامت موسی ابن جعفر است

گفتم به دل کجا ببرم درد خود بگفت
انجا ببر که هیئت موسی ابن جعفر است

آنکه تو را کشانده به این محفل عزا
دارم یقین که دعوت موسی ابن جعفر است

گر (احمدیه)مامن عشاق باصفاست
آنهم ز لطف دولت موسی ابن

  • دوشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 17:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسین نوری

متن شعر و سبک زمینه امام کاظم (ع) -(دیگه نمیرسه به هیچ کجا صدام) * حسین نوری

398
3

متن شعر و سبک زمینه امام کاظم (ع) -(دیگه نمیرسه  به هیچ کجا صدام) بند1

دیگه نمیرسه به هیچ کجا صدام
میسوزه گونه های من با اشکای چشام
نگام‌ به راهه تا بیاد بالاسرم رضام

با دستای بسته توی زنجیر
به سوی خدا تو مناجاتم
دعای رو لبهامه خلصنی
با اینکه خودم باب حاجاتم

مجروحم ساق پام شکسته دیگه شدم از زمونه بیزار
روزارو روزه میگیرم تازیونه روزیم میشه هر افطار
شبهارو روضه میگیرم وای از این همه دردو رنج‌و آزار

خلصنی یارب بحق زینب

بند2

یا فاطمه میگم‌ تا میخورم زمین
مادر بیا و امشبو کنار من بشین
روصورتم شبیه دست قنفذو ببین

با سنگینیه هردوتا دستش
که بی هوا میزد منو سیلی
به یاد توو کوچه افتادم
همونجا که شد صورتت نیلی

ای مادر مثل تو شده پیکرم ضعیف و پراز کبودی
ای مادر

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 21:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
خرید انشگتر عقیق و اصل
 عباس میرخلف زاده

شعر زمينه شهادت حضرت موسي بن جعفر سلام الله عليهما -(پناهِ ما همه توي اين واهمه) * عباس میرخلف زاده

278
2

شعر زمينه شهادت حضرت موسي بن جعفر سلام الله عليهما -(پناهِ ما همه توي اين واهمه) پناهِ ما همه
توي اين واهمه
برس به دادمون
يوسف فاطمه

توي اين، روزگـار ، خيلي دل ، واپسم
هوامو ، داشته باش ، جون زهرا قسم

بوي بقيع گرفته
اين روزا حرمِ امام رضا
سخت ميگذره آقاجون
واسه دونه به دونه نوكرا
از همه جا مونده ايم
تو ديگه نروني مارو آقا

يابن الحسن ، آقا بيا

شالِ عزا و غم
رو دوشته آقا
واسه يتيميه
آقام امام رضا

بعد عمري فراق ، تا كه آوردنش
روي تخته دري ، بي رمق بردنش

آقاي ما رو كشتن
غريبونه تو دخمه عاقبت
روزا كه روزه بود و
شبا هم كه كتك ميخورد فقط
اين روزاي آخري
حرف مادر و ميكشيد وسط

واويلتا ، واويلتا

هرجووي شد آخر
كفن آوردن و
رو تابوت آقا
هِي گل ريختن و

خدا رو شكر نشد ، دخترش رُخ

  • یکشنبه
  • 14
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 11:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

سبک شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -(آهسته گذارید روی تخته تنش را...) * علی اکبر لطیفیان

171

سبک شعر شهادت امام موسی کاظم(ع) -(آهسته گذارید روی تخته تنش را...) آهسته گذارید روی تخته تنش را
تا میخ اذّیّت نکند پیرهنش را
اصلاً بگذارید رویِ خاک بماند
زشت است بیارند غلامان بدنش را
این ساق ِبهم ریخته کِتمان شدنی نیست
دیدند روی تخته ی در ، تا شدنش را
این مرد الهی مگر اولاد ندارد
بردند چرا مثل غریبان بدنش را
این مرد نگهبان که حیا هیچ ندارد
بد نیست بگیرد جلوی آن دهنش را
این هفت کفن روضه ی گودال حسین است
ای کاش نیارند برایش کفنش را
نه پیرهنی داشت حسین نه کفنی داشت
مدیون حصیرند مرتب شدنش را

صوت: استاد حاج احمد متولی طاهر

  • چهارشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 15:44
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سبک زمینه شهادت امام موسی کاظم -(میونه زندون، با دل خسته و زار...) * رضا نصابی

169

سبک زمینه شهادت امام موسی کاظم -(میونه زندون، با دل خسته و زار...) بنداول
میونه زندون با دل خسته و زار
میونه زندون ندارم صبر و قرار
میونه زندون باچشای تاره تار

میونه زندون با تنه غرقه به خون
میونه زندون کردی رو به اسمون
میونه زندون دعا کردی بی امون
میونه زندون

رنج و غم و درد و بلا بسه
ندیدن و هجر رضا بسه
راه گلومو بسته این قفس
مصیبتا برام خدا بسه
باب الحوائج موسی ابن جعفر(ع)

بنددوم
به روی لبهات داری ذکر ربنا
به روی سینت داری درد و غصه ها
به روی پهلوت داری جای رد پا
به روی پهلوت

بمیرم اقا که صدات شکسته شد
بمیرم اقا گریه هات شکسته شد
بمیرم اقا ساق پات شکسته شد
بمیرم اقا
برات بمیره اقا سینه زن
تو رو می زد یه مرد بد دهن
توون نمونده توی زانوهات
زمین می خردی وقت پا شدن
باب الحوائج موسی ابن جعفر(ع)

بندسوم
غریب وتنهام
تو سیاه چال بلا
فلک میشم با
ضرب تازیونه ها
نداره شرم این
یهودیه بی حیا

نزن ای نامرد
هی نمک به زخم من
نزن ای نامرد
سیلی هی نزن نزن
نزن ای نامرد
به تن نحیف من
نزن ای نامرد

رمق نداره تن لاغرم
شکسته دست و پا و پیکرم
هرچی می خوای بزن ولی دیگه
نگو تو ناسزا به مادرم
باب الحوائج موسی ابن جعفر(ع)

☑️بندچهارم گریز به کربلا
میسوزه از زهر همه ی بال و پرش
می سوزه از زهر پاره های جگرش
می سوزه از زهر یاد جد اطهرش
میسوزه از زهر

داره جون می ده یاد گودال بلا
داره جون می ده یاد رگ های جدا
داره جون می ده یاد شاه کربلا

تنها و بی کس توی اضطراب
افتادی ای غریب کاظمین
لحظه ی آخر داری رولبت
روضه ی داغ و غربت حسین(ع)
السلام علی سیدالشهدا

#کربلایی_مجید_مراد_زاده

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:54
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محمد حسن بیات لو

شعر شهادت امام موسی الکاظم علیه السلام -(افتاده است روی زمین درد میکشد ) * محمد حسن بیات لو

576
1

شعر شهادت امام موسی الکاظم علیه السلام -(افتاده است روی زمین درد میکشد ) افتاده است روی زمین درد میکشد
پایش شکسته زیر فشار شکنجه ها
با تازیانه روزه ی خود باز می کند
مردی که مانده بین حصار شکنجه ها

کنج سیاه چاله به این فکر می کند!
معصومه ام میان مدینه چه می کند؟
دارد مدام پهلوی او تیر می کشد
از بس که یاد فاطمه و کوچه می کند

لحظه به لحظه چهره ی او زرد میشود
جسمش به زیر بار بلا تیر می کشد
با دستهای بسته ی خود روی خاک ها
تصویر یک جراحت زنجیر می کشد

  • سه شنبه
  • 21
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 11:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

سبک_زمینه امام موسي بن جعفر سلام الله و صلواته عليه -(گريونه آقام ، لرزونه صداش) * عباس میرخلف زاده

323

سبک_زمینه امام موسي بن جعفر سلام الله و صلواته عليه -(گريونه آقام ، لرزونه صداش) گريونه آقام ، لرزونه صداش
تو كنج قفس ، درده تو نگاش
هِي آه ميكشه ، از ساقِ پاهاش

با چشاي خون ، ميگفت نزن
با قد كمون ، ميگفت نزن
با يه بُغضِ غم ، توي گلوش
قد آسمون ، ميگفت نزن

مادرم داره ، منو ميبينيه
اين حالِ زاره ، منو ميبينه
سيلي بِم نزن ، ميشكنه دلش
چشماي تاره ، منو ميبينه

امون امون امون از غريبي ٣

قلب آقا رو ، غصه ميسوزوند
دوري و فراق ، قلبش رو شكوند
عمري روضه ي ، گودال و ميخوند

تا صداميزد ، معصومشو
ياد كربلا ، ميكرد آقا
ياد دختري ، كه خيره شد
به چشم بابا ، پا نيزه ها

روضه ها ميخوند ، كنج قفس
تا جلوش ميديد ، يه ظرف آب
هِي ميگفت حسين ، از جگرش
گريه ها مي كرد ، برا رباب

امون امون امون

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

سبک شور هروله امام موسي بن جعفر سلام الله و صلواته عليه -(گداي ، موسي بن جعفرم) * عباس میرخلف زاده

319
1

سبک شور هروله امام موسي بن جعفر سلام الله و صلواته عليه -(گداي ، موسي بن جعفرم) گداي ، موسي بن جعفرم
فداي ، موسي بن جعفرم
ايشالا ، تا عمر دارم فقط
به پاي ، موسي بن جعفرم

شاه ، سلام الله ، عليك يا ، اباالسلطان
ما ، همه قطره ، تويي دريا ، اباالسلطان

اباالسطان ، يه سفارشي كن آقا
اباالسلطان ، به امام رضا برا ما
اباالسلطان ، تو رو به حضرت زهرا
اباالسطان....

اباالسلطان ، باب الحوائج
اباالسطان ، موسي بن جعفر

غلامِ ، موسي بن جعفرم
به نامِ ، موسي بن جعفرم
يه عمره ، من ريزه خواره اين
مرامِ ، موسي بن جعفرم

با ، تو آقاجون ، يه عمريه ، كه هم كيشم
تا ، سلام ميدم ، به سمتت زائرت ميشم

اباالسلطان ، اي خداي جود و احساس
اباالسطان ، هستي عافين عن الناس
اباالسطان ، ببرم تو صحن عباس

ابا

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 11:23
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 عباس میرخلف زاده

شعر هروله ، شور حضرت موسي بن جعفر سلام الله عليهما -(چه آقايي و چه گداهايي) * عباس میرخلف زاده

362
2

شعر هروله ، شور حضرت موسي بن جعفر سلام الله عليهما -(چه آقايي و چه گداهايي) چه آقايي و چه گداهايي
گداهات دارن با تو دنيايي
فداي تو صد موسىِ عمران
تو موسايي و عشق زهرايي

بذار تا عمر دارم زير پرچم باشم
بذار باشم حتي اگرم كم باشم
آخه اينقدْ جذبه ي نگاهت بالاس
بهشتي ميشم حتي جهنم باشم

ميرسي به دادم
آقا توي محشر
وقتيكه ميخونم
يا موسي بن جعفر

يا موسي بن جعفر (سلام الله عليهما)

ارادت دارن همه اجدادم
به گوهر هاتون يا اباالسلطان
يكي خاتون حضرت معصومه
يكي سلطانم صاحب ايران

من و عشقِ امام رضا يه عشقِ محضه
رفاقت با اين آقا چقَدَر مي ارزه
دلم ميخواد اون ساعتي كه ميميرم
باشم تو بغلِ امام رضا اون لحظه

دستامو ميگيره
سلطانه اين كشور
وقتيكه ميخونم
يا موسي بن جعفر

يا موسي بن جعفر

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 12:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
خرید انواع پرچم های مذهبی در جنس های مختلف
 میثم مومنی نژاد

شهادت موسی ابن جعفر علیه السلام نوحه به سبک : باغبانم من و باغ من آتش گرفته -(طائر قدسم و بسته در زنجیر بیداد) * میثم مومنی نژاد

260

شهادت موسی ابن جعفر علیه السلام  نوحه به سبک : باغبانم من و باغ من آتش گرفته -(طائر قدسم و بسته در زنجیر بیداد) طائر قدسم و بسته در زنجیر بیداد

سوره ی نورم و گوشه ی زندان بغداد

اشک چشمم ستاره ی شب من

ذکر خلصنی یارب بر لب من

سیدی سیدی موسی ابن جعفر

دیدنی شد نماز شبم با دست بسته

حلقه ی آهنین ساق پایم را شکسته

شاهد غربتم اشک شبانه

به ملاقاتم آمد تازیانه

سیدی.....

آه من زد شرر پیکر هفت آسمان را

من به جانم خریدم بلای شیعیان را

ای خدا رنگ لاله بدنم شد

جگرم پاره از زهر ستم شد

سیدی.......

  • شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت امام کاظم * عبدالحسین میرزایی

374
1

شهادت امام کاظم #امام_کاظم_شهادت
#حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت

بدنش را به روی در به کجا می بردند
چار حمال غریبانه چرا می بردند

پایش از یک طرف افتاده، سرش از طرفی
لااقل کاش تنش بین عبا می بردند

کاش معصومه خبردار نگردد، او را
باهمان سلسلهء بسته به پا می بردند

بدنش ماند روی خاک، ولی بعد سه روز
بر روی دست، چو قرآن و دعا می بردند

جسر بغداد، چو بازار گل و لاله شده
چقدر گل به هوایش به هوا می بردند

کاش آنها که بر او پنج کفن آوردند
یک کفن هم که شده کرببلا می بردند

کوفیان. بر تن صد چاک حسین ابن علی
عوض شاخهء گل سنگ جفا می بردند

بدنش روی زمین بود و به روی نیزه
سر او را به سوی شام بلا می بردند

یا اباالفضل: ببند بر سر

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 02:33
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب

شهادت امام کاظم * عبدالحسین میرزایی

497
1

شهادت امام کاظم #حضرت_موسی_بن_جعفر_شهادت
#امام_کاظم_شهادت

یا از قفس مرا ببرید و رها کنید
یا بر عزیز فاطمه کمتر جفا کنید

(پای شکسته را که توان فرار نیست)
از ساق پای من غل و زنجیر وا کنید

(دختر اگر یتیم شود پیر میشود)
فکر غم یتیمی معصومه را کنید

قعر سیاه چال نفس تنگ میشود
زنجیرها شما گلویم را رها کنید

دیگر امید نیست به آزادیم زحبس
با من برای مرگ من امشب دعا کنید

ای روزه دارها رمضان موقع اذان
یاد از من و رقیه به افطارها کنید

افطار من سیلی و شلاق سندی است
پنهان ولی ز دخترم این ماجرا کنید

با ناسزا به مادر من میزند مرا
من را خلاص از کف این بی حیا کنید

بعد از شهادت این تن مجروح و خسته را
در خاک با همین غل و

  • یکشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1398
  • ساعت
  • 05:05
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا حضرت کاظم (ع)_به گلزار امامت بار دیگر غنچه ای وا شد * اسماعیل تقوایی

310

یا حضرت کاظم (ع)_به گلزار امامت بار دیگر غنچه ای وا شد یا حضرت کاظم(ع)
به گلزار امامت بار دیگر غنچه ای وا شد
تبسم بر لبان حضرت صادق(ع)هویدا شد

ز دامان حمیده حق به مولامان پسر داده
به دنیا آمد او وبهترین مخلوق دنیا شد

میان مکه وشهر مدینه گلفشان گردید
ستاره پیش پایش ریخته از آسمانها شد

بیامد او که باب حاجت بیچارگان باشد
زمین وآسمان بر درگهش غرق تمنا شد

ملایک آمده بینند روی حضرت موسی
به لبهای همه گلواژه به به شکوفا شد

بگو تبریک برمولا رضا زیرا پدر آمد
به مشهد جشن میلادی نکو زین روی بر پا شد

سلام شیعیان بر حضرت کاظم که میلادش
سبب بر شادمانی دل اهل تولا شد

زند مرغ دل ما در هوای کاظمینش پر
زسوی شیعه این عیدی زمولایش تقاضا شد

شعر:اسماعیل تقوایی

  • پنج شنبه
  • 31
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 16:08
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 حسین نوری

متن شعر زمینه امام موسی کاظم (ع) -(با اینکه درک نمیکنم‌ روضه رو) * حسین نوری

570
1

متن شعر زمینه امام موسی کاظم (ع) -(با اینکه درک نمیکنم‌ روضه رو) بند1

با اینکه درک نمیکنم‌ روضه رو
به والله ترک نمیکنم روضه رو

حتی شده یک نفری
روضه خونی بر پا میشه
برکت همین گریه هاست
گِرِهی اگه وامیشه

واسه حل شدن مشکلامون
چیزی هست مگه از گریه بهتر
سفره سفره ی باب الحوائج
روضه روضه ی موسی بن جعفر

حاجتم شده این شبها یه چیز
اللّهم اشفِ کلَّ مریض

بند2

برای فاطمه صدام آشناس
دلیلش هم فقط همین گریه هاس

بابام بهم گفته از این
خونواده دست نکشم
از راه حرم اومدن
یه وقت پامو پس نکشم

انگار که توی دنیا تمومه
درها بسته به روم غیر از این در
سفره سفره باب الحوائج
روضه روضه ی موسی بن جعفر

حاجتم شده این شبها یه چیز
اللهم اشفِ کلَّ مریض

بند3

کی میگه اشک و روضه تعطیل

  • سه شنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 21:22
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیررضا فرجوند

متن شعر نوحه ی حضرت موسی بن جعفر (ع) -(داده جان موسی بن جعفر ) * امیررضا فرجوند

348

متن شعر نوحه ی حضرت موسی بن جعفر (ع) -(داده جان موسی بن جعفر ) داده جان موسی بن جعفر
از جفا با دیده ی تر
دارد از غم به پیکر نشانه
ضربت سیلی و تازیانه
وامصیبت ، مصیبت؛ مصیبت (۲)
*
روز و شب اندر مناجات
گشته ممنوع الملاقات
اشک چشم رضا گشته جاری
فاطمه می کند سوگواری
وامصیبت ، مصیبت، مصیبت(۲)
*
کاظمین گشته سیه پوش
صوت کاظم گشته خاموش
گشته معصومه زین غم عزادار
می زند سینه با حال افکار
وامصیبت ، مصیبت، مصیبت (۲)
*
جسم تو بر جسر بغداد
لعن حق بر دشمنت باد
قلب مهدی ازاین غم حزین شد
فاطمه در جنان دلغمین شد
وامصیبت ،مصیبت، مصیبت(۲)
*
پیکر تو روی دوش است
شیعه در جوش و خروش است
پیکر جد تو شاه عطشان
پاره پاره شد از سم اسبان
وامصیبت، مصیبت، مصیبت(۲)
***
من گدایم در سرایت

  • پنج شنبه
  • 29
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 14:40
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت امام موسی کاظم(ع) -( الدخیل ای حضرت باب الحوائج الدخیل) * ناشناس ؟؟؟

204

شهادت امام موسی کاظم(ع) -(  الدخیل ای حضرت باب الحوائج الدخیل) الدخیل ای حضرت باب الحوائج الدخیل
یابن جعفر ، یابن زهرا ، ای امام بی بدیل

هفتمین شمس ولایت ای ولی ذوالکرم
هر کسی شد نوکر درگاهتان ، شد محترم

معدن مهر و عطوفت ، عالم ناطق تویی
وارثِ برحقِّ علمِ باقر و صادق تویی

جمله فرزندان تو هستند در ایران ما
مایه ی فخر و غرور و عزّت و ایمان ما

السلام ای بر زمین و آسمان فرمانروا
السلام ای مظهری از رحمت و صبر خدا

السلام ای وارث خیرالانام ای بهترین
حضرت زهرا نسب ای مالک خلد برین

می کنم یاد شما در مشهد و قم ، بارها
ای که آسان می شود با ذکر تو دشوار ها

دل هوای مرقد و صحن و سرایت کرده است
کسب فیضی دیگر از خوان ولایت کرده است

عالمِ اعلم ! تو هستی مقتدای شیعیان
والد سلطان ایران سرپناه انس و جان

ذره ای در نزد خورشید درخشان تو ایم
تا ابد مدیون الطاف دو چندان تو ایم

حال و روز تازه می خواهد دل درمانده ام
کاظمین دیگری خواهد دل درمانده ام
شاعر:علی ساعتچی خورشید

  • یکشنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 15:48
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
معجزه ای برای رفع مشکلات حنجره
 محمدرضا محمدی (ناعم)

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(جان می سپارد در کنج زندان) * محمدرضا محمدی (ناعم)

123

شهادت حضرت موسی بن جعفر(ع) -(جان می سپارد در کنج زندان) جان میسپارد،درکنج زندان
باچشم گریان،موسی بن جعفر
ذرکریازهرا،برلبش جاری
میکندافغان،موسی بن جعفــر
باب الحوائج موسی بن جعفر۲

فرزندزهرا،ازغم گشته گشته پیر
مونسش باشد،کُنده وزنجیـــر
ازجوردشمن،گشته زندانی
جان دهدتنها،روح معانـــــــــی
باب الحوائج.....

درکنج زندان، آه ووادارد
شوق دیدار،کربلا دارد
ازفرط غمها،گردیده خسته
دیده بر راه،ِ زهرنشستــــــه
باقلب پرخون،درسجده گوید
یاحیّ ومنان،موسی بن جعفر
باب الحوائج.......

امشب ازداغ،موسی بن جعفر
درجنت زهرا،میزندبرسر
نوحه میخواند،شاه ولایت
گردیده محزون،ختم رسالت
گشته سیه پوش،عالم امکان
میسپاردجان،موسی بن جعفر
باب الحوائج......

  • شنبه
  • 9
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 11:45
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 امیر عباسی

واحد شهادت امام موسی کاظم(ع) -(از زهر خصم کافر...) * امیر عباسی

142
1

واحد شهادت امام موسی کاظم(ع) -(از زهر خصم کافر...) *از زهر خصم کافرم،می سوزه از پا تا سرم

داد از جدایی،رضا کجایی

در ذکر یا رب یا ربم،خَلّصنی یا رب بر لبم

ذکر صلاتم،بده نجاتم

از کینه ی این دشمن یهودی،مونده برام جراحت و کبودی

مَرهَم ِ دل ناله های یا زهرا

واغربتا واغربتا واویلا...

در بین زنجیر جفا،دلخون ِ ظلم ِ اشقیا

مضطر شدم من،پرپر شدم من

ماندم اسیر درد و غم،دشمن کند بر من ستم

چه بی کرانه، با تازیانه

بی حرمتی گر شد به محضر من،امّا نشد از تن جدا سر من

از غربت کرببلا واویلا...

واغربتا واغربتا واویلا...

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

روضه شهادت امام کاظم(ع) -(باب الحوائج هرکجا کار خودش را کرد...) * قاسم نعمتی

144

روضه شهادت امام کاظم(ع) -(باب الحوائج هرکجا کار خودش را کرد...) باب الحوائج هر کجا کار خودش را کرد

در پاسخ آه گدا کارخودش را کرد

با آنکه دستش بسته بود اما گره وا کرد

این حضرت مشکل گشا کار خودش را کرد

رقاصه ای را ناله هایش زیر و رو کرده

درسجده ها یا ربنا کار خودش را کرد

سادات روی مادر خود غیرتی هستند

اصلا کتک نه ، ناسزا کار خودش را کرد

وقت زمین خوردن به یاد مادرش افتاد

تاریک بود و بی حیا کار خودش را کرد

از چند جا رد کبودی بر گلویش بود

از پشت گردن حلقه ها کار خودش را کرد

سر دارد و او را کفن روی کفن کردند

آن نیمه شب هم بوریا کار خودش را کرد

هنگام دست و پا زدن زنجیر اذیت کرد

چون نیزه ها که کربلا کار خودش را کرد

خولی سنان اخنس همه تشویق میکردند

درآن میانه شمرتا کارخودش را کرد

  • چهارشنبه
  • 13
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 20:59
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

روضه وتوسل به باب الحوائج امام موسی بن جعفر(ع)، سیدمحمد جوادی -(عمری بر آن سرم که شوم خاک پای دوست....) *

229

روضه وتوسل به باب الحوائج امام موسی بن جعفر(ع)، سیدمحمد جوادی -(عمری بر آن سرم که شوم خاک پای دوست....) عمری بر آن سرم که شوم خاکِ پایِ دوست
تا هستی ام شود غبار در هوایِ تو

روزی هزار بار اگر جان دهم کم است
در شوق لحظه ای که بمیرم برایِ تو

کویِ تو را به ملک دو عالم نمی دهم
آری گدای توست همیشه گدایِ تو

تو برتری از آن که شوی آشنا به من
من کمترم از این که شوم آشنایِ تو

با این همه زِ کویِ تو جایی نمیروم
باشد سرم همیشه به خاکِ سرایِ تو

یک بار مرا به رَهِ خویش کن فدا
ای صد هزار مرتبه عالم فدایِ تو

ایام شهادتِ باب الحوائج آقا موسی ابن جعفر .. آی گرفتارا ، آی مریض دارا ، آی اونایی که گره به کارتون خورده ، بسم الله ..

خاکِ رَهِ زائرت اَعاظِم
جانِ دو جهان امام کاظم
ارباب کمال زیرِ دینت
چشم همه سمتِ کاظمینت
عیسی زِ دم تو دم گرفته
جود از کف تو کرم گرفته
موسی به امیدِ نخلِ نورت
نعلین براورد به طورت
زنجیرِ تو حلقۀ وصالت
تا عشرِ خداست اتصالت
آبِ وضویِ تو اشک هایت
خون است روان زِ ساقِ پایت

*چهارده سالِ از این زندان به آن زندان، اما زندانِ آخر با زندان هایِ دیگه فرق داشت، یه ملعونی به نام سندی ابن شاهک زندان بانِ حضرتِ .. بسیار شقی و بی ادبِ .. هر بار با تازیانه واردِ زندان میشد .. یا امام رضا دارم روضۀ باباتُ میخونم .. حیا میکنم بگم با این آقا چه میکرد اما هر وقت بر میگشت میدیدن تازیانه خون آلوده .. یا موسی ابن جعفر .. با این که عیال واره اما ملاقاتی نداره .. _(چرا؟) آخه ممنوع الملاقاتِ .. یه وقت صدا میزنه پسرم، یه وقتایی هم صدا میزنه دخترم معصومه دلم برات تنگ شده .. میگه این زندانِ آخری تاریک بود، نمور بود حضرت با علم امامت شب و روزُ تشخیص میداد .. ای غریب آقام ..

پشتِ در زندانِ بغداد جمع شدن ، گفتن چی شده؟.. گفتن هارون نامه نوشته گفته موسی ابن جعفر رو آزاد کنید .. شیعیان جمع شدن .. یکی گفت موسی ابن جعفرُ ببینم رو پاهاش می افتم .. یکی گفت دستاشُ میبوسم، صورتشُ میبوسم .. آخ بمیرم یه وقت دیدن درِ زندانِ بغداد باز شد (ان شالله کاظمین ..) دیدن چهار تا حمال یه بدنِ بی جانیُ رو تختۀ در دارن میارن ، هی صدا میزنن «هذا امام رفض» این بدنِ امام شیعیانِ .. ظاهراً بدن حجمی نداره اما بازم سنگینه .. (بگم حاجت دارا ، گرفتارا صدا ناله شون بلند شه؟..) عباشُ کنار زدن دیدن هنوز تو غل و زنجیرِ .. کاش غربت به همین جا ختم میشد .. یا صاحب الزمان .. آوردنش گذاشتن رو جسرِ بغداد رها کردن و رفتن .. آی آقام ..

سلیمان پنجرۀ قصرُ باز کرد دید یه بدن غریب افتاده .. گفت بدنِ کیه کسی کاری نداره؟!گفتن سلیمان این بدنِ موسی ابن جعفرِ .. دیدن از قصر دوان دوان داره میاد این بدنِ پسر فاطمه ست .. زیرِ این بدنُ بگیرید بلند کنید .. هذا طیب ابن طیب .. این بدنِ پاک پسرِ پاکِ، محترمانه کفن آوردن دفنش کردن، همۀ روضه ها باید ختم به کربلا بشه، بریم کربلا ..چی گذشت به زینبِ کبری وقتی ببینه بدنِ بی سرِ برادر رو خاکِ کربلا ..

دیگر چه زینبی چه عزیزی چه خواهری
وقتی نمانده است برایش برادری

من مانده ام چگونه تو را غسل میدهند
وقتی نمانده است برایِ تو پیکری

در زیرِ سم اسب چه ها میکنی حسین
با تو چه کرده اند در این روزِ آخری

بنی اسد اومدن دیدن اَبدان غارت شده بدون سر رو خاکِ گرم کربلا .. بدنی که سر نداره، بدنی که غارت زده ست قابل شناسایی نیست .. یااباعبدالله، خدایا چه کنند اینا که بدن ها رو نمیشناسند .. یه وقت دیدن یه سوارِ آمد از مرکب پیاده شد، بنی اسد دست نگه دارید من این بدن ها رو خوب میشناسم .. این بدنِ بریرِ، این بدنِ ظهیرِ، این بدنِ حبیبِ .. یک یک بدن ها رو معرفی میکنه .. به یه بدن رسید دیدن زانوهاش بی رمق شد رو خاکا افتاد .. اقا این بدنِ کیه؟! فرمود زود برید بوریا بیارید .. آی بمیرم حصیر آوردن .. بدن که ارباً ارباست، هم زخم خورده با شمشیر و نیزه و سنگ هم با اسب از این بدن رد شدن .. چیزی باقی نمانده ، حضرت حصیر رو از زیرِ بدنِ ارباًاربا رد کرد ، بدنُ تو خانه ی قبر گذاشت .. ما مسلمونا یه رسمی داریم گونه راستُ رو خاک میزاریم اما عزیز فاطمه سر در بدن نداره .. بنی اسدی ها دیدن زین العابدین از خونۀقبر بیرون نمیاد اومد جلو سر رو جلو آورد دید آقا خم شده لب ها رو به رگ های بریده .. هرجا نشستی صدا بزن حسین

  • پنج شنبه
  • 14
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:34
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

سبک زمینه شهادت باب الحوائج موسی بن جعفر(ع) -(گریونه آسمون...) * هاشم محمدی آرا

94

سبک زمینه شهادت باب الحوائج موسی بن جعفر(ع) -(گریونه آسمون...) گریونه آسمون
واسه احوال من
ای وای از غربت و
از این اقبال من

کنج زندانمو
بی تاب و مضطرم
کاشکی پیشم بیاد
معصومه دخترم

با قلب غصه دار و قدّ ِکمون
تو کنج این قفس شکسته پرم
تموم آرزوم همینه فقط
سرم باشه رو پاهای پسرم

از دنیا دلگیرم
نفسم نمیاد دیگه بالا
تو حسرت میمیرم
برسه به دادم کاشکی زهرا
خلّصنی رو لبهام
حال من داره آخه تماشا

واویلا واویلا امون ای دل امون ازین غم
...........

میسوزه پیکرم
خیلی بی طاقتم
زیر بار بلا
خم شده قامتم

وای از این غصه و
وای از این سلسله
زنده بودن دیگه
واسه من ‌مشکله

با ناسزاش امونم و بریده
جا ضرب تازیونشه رو تنم
با کینه میشکنه غرور منو
سیاه و غرق خون شده بدنم

روز من تاریکه
نفسی دیگه توی صدام نیس
چشمام تاره تاره
بخدا سویی توی چشام نیس
میفتم رو خاکا
رمقی دیگه توی پاهام نیس

واویلا واویلا امون ای دل امون ازین غم
...........

این شام آخری
در تاب و درتبم
تو فکر ِ غصه و
غم های زینبم

صحن چشمام تره
با یاد ِکربلا
از شام و کوفه و
چشمای بی حیا

به یاد تشنگی اهل حرم
به سینه میزنم برای حسین
به یاد دختری سه ساله َ مو
به یاد اشک بچه های حسین

میدید از روی تَل
میبُرن سر پاک برادر
با گریه رو خاکا
خواهری شده خسته و مضطر
افتاده تو گودال
دست و پا میزنه پیش مادر

واویلا واویلا امون ای دل امون ازین غم

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 16:41
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -(با دیدۀ گریان و با قلب مضطر..) * امیر عباسی

177

نوحه شهادت امام موسی کاظم(ع) -(با دیدۀ گریان و با قلب مضطر..) با دیده گریان و با قلب مضطر
ناله دارم در غم موسی بن جعفر

با غل و زنجیر از زندان بغداد
یوسف فاطمه گردیده آزاد

واویلا واویلا آه و واویلا...

میان زندان غم ناله ها میزد
با اشک دیده رضا را صدا میزد

زمزمه لبش با چشم گریان
پسرم پسرم ، رضا رضا جان

واویلا واویلا آه و واویلا...

روزه بود و یوسف حیدر کرّار
هر شب با رزق بلا می نمود افطار

روزش در تاریکی همچون شب تار
آزرده شد دلش از ظلم و آزار

واویلا واویلا آه و واویلا...

در کنج زندان شده جان او بر لب
گریه کند با یاد غربت زینب

او که یار و هوادار حسین است
کوفه و شام ، علمدار حسین است

واویلا واویلا آه و واویلا...

ای زندانی کوفه جانها فدایت
به قربان ناله های وا اخایت

یتیمان گرسنه دور و برت
از تن جدا شد سر برادرت

واویلا واویلا آه و واویلا...

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 17:18
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

واحد شهادت امام کاظم(ع)، حاج نریمان پناهی -(آقا بیا که روضۀ موسی بن جعفر است...) *

115

واحد شهادت امام کاظم(ع)، حاج نریمان پناهی -(آقا بیا که روضۀ موسی بن جعفر است...) قا بیا که روضه موسی بن جعفر است
چشمانمان ز داغ مصیباتشان تر است

جامه سیاه بر تن و بر جان شرار آه
دلها به یاد غصه او پر ز آذر است

افتاده است بی کس و تنها ، غریب وار
مردی که با تمامی خلقت برابر است

مرثیه خوان حضرت کاظم ، خود خداست
بانی روضه ،حضرت زهرای اطهر است

زندان نگو ، که گرم مناجات با خداست
غار حرای حضرت موسی بن جعفر است

مرغی که در قفس ، نفسش تنگ آمده
از وی به جای مانده فقط یک بغل پر است

از تازیانه خوردن حضرت نگو دگر
ارثیه ای رسیده به ایشان ز مادر است

باشد همیشه ورد زبانم به هر نفس
لعنت به آن یهودی بی دین که کافر است

ای من فدای شال عزای شما شوم
آقا بیا که روضه موسی بن جعفر است

  • جمعه
  • 15
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 17:30
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

زمینه امام کاظم(ع) -(گدای خونۀ آقا موسی بن جعفرم...) * حسین حاجی

408
1

زمینه امام کاظم(ع) -(گدای خونۀ آقا موسی بن جعفرم...) ?روضۀ خونگی?

گداى خونۀ آقا موسى‌بن‌جعفرم
دردم دوا می‌شه، تا كه اسمش رو مى‌برم
روضۀ خونگی، برکت خانوادمه
بیرق روضه‌مون، چادرسیاهِ مادرم

اى خاطرات شیرینِ زندگیم
مشکل‌گشای اجدادم از قدیم
بابُ الحوائجِ اِلی الله، ای کریم

یاد اشک روی گونه‌های مادر
توى مشكلاتم مى‌خونم با باور
«نَحنُ فِی اَمانِ موسى‌بن‌جعفر»

«نَحنُ فِی اَمانِ موسى‌بن‌جعفر»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو ابر رحمتى، تو آسمون قلب من
خورشید عزتى، هم ظاهراً هم باطناً
تو سر پناهمى، بهشت عالم حرمت
نور ولايتى، نور دل ابالحسن

اى خادم درگاه تو جبرئیل
آب سقاخونه‌ت آب سلسبیل
به ضریح نگاه تو بستم دخیل

آبرو به من می‌دی تو روز محشر
اى دعاى خیر تو پناه نوكر
«نَحنُ فِی اَمانِ موسى‌بن‌جعفر»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كبوتر دلم، پر زده سمت كاظمین
ره‌توشۀ منه، اشكاى جارى از دو عین
سلام اولم، اَلسلامُ عَلَى الرّضا
سلام آخرم، اَلسلامُ عَلَى الحُسین

«حَلیف السَّجدَةِ الطّویلة» اى غریب
ذكر حسین حسین رو لب اَمَّن یُجیب
زخم تنت روضه‌خونِ شیب‌الخضیب

بهشت منه روضۀ شاه بى‌سر
اعتقاد من بوده و هست تا آخر
«نَحنُ فِی اَمانِ اولاد حیدر»

  • یکشنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد