ای آن که زحق خویشتن محرومی
این نیست عجب اگر که تومظلومی
سوگند به خاک غربت سامره ات
تو وارث علم یازده معصومی
- سه شنبه
- 13
- اسفند
- 1398
- ساعت
- 09:45
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
ای آن که زحق خویشتن محرومی
این نیست عجب اگر که تومظلومی
سوگند به خاک غربت سامره ات
تو وارث علم یازده معصومی
دهمین امامم و خون جگرم
کس نداند که چه آمد به سرم
بخدا از طعنه ها راحت شدم
گرچه سوخت از زهر کینه پیکرم
چی بگم چه درد و رنجی کشیدم
چی بگم چه صحنه هایی رو دیدم
بدتر از همه اینا بگم چی بود
حرفای ناروایی رو شنیدم
یکسره دشمن منو داده عذاب
دیده ام پر خون و سینه ام کباب
نیمه شب با دستای بسته خدا
منو بردن توی مجلس شراب
بجز از این مجلس می خوارگی
قامت من از غمی تا نشده
شکر حق اینجا دیگه با کعب نی
پای زن تو مجلسش وا نشده
یاد عمه زینبم افتادم و
یاد اون ساعت که سخت از پا نشست
بخدا قسم ازش نمی گذرم
اونی که غرور عمّه مو شکست
با کف دست بی بی های کوچولو
صورتاشونو پوشونده بودنو
به نقاب و پوشیه نیاز نبود
آخه
بند اول
ای دومین ابن الرضا،هادی امام سامرا
ای کشته ی زهر جفا،هادی امام سامرا
ای معدن جود و سخا،هادی امام سامرا
ای بر درت حاتم گدا،هادی امام سامرا
حرم سامرایت
قبله گاهه دل ما
با نگاهه رئوفت
حل شود مشکل ما
سیدی مولا مدد
ایها الهادی النقی
بند دوم
ای قبله ی حاجات ما،هادی امام سامرا
بر شیعیان نور هدا،هادی امام سامرا
ای درگهت دارالشفا،هادی امام سامرا
ای ذکر تو مشکل گشا،هادی امام سامرا
به فدای تو آقا
جان ناقابل ما
در عزای تو خونه
دل شده حاصل ما
سیدی مولا مدد
ایها الهادی النقی
بند سوم
ای که شدی پاره جگر،مظلوم امام سامرا
چون مادرت بشکسته پر،مظلوم امام سامرا
با یاد جدت چشم تر،بودی امام سامرا
لب
بند اول
مظلوم امام هادی
مسموم امام هادی
آتیش گرفته جگرم
میسوزه از پا تا سرم
بالا نمیاد نفسم
میسوزه چشمای ترم
آتیش گرفته بدنم
میریزه خون از دهنم
بالا نمیاد نفسم
روضه خون بی کفنم
قلبم و پاره،کرده زهر جفا
زمینگیرم کرد،دشمن بی حیا
برای من شد،سامرا کربلا
(مظلوم امام هادی
مسموم امام هادی)
بند دوم
اومده مادر به برم
میکِشه دست روی سرم
طاقت ندارم ببینم
قد خمیده ی مادرم
اومده با قد کمون
اومده با اشک روون
طاقت ندارم ببینم
رو صورتش داره نشون
قلب منو خون،کرده زهر جفا
دارم میسوزم،از غم کوچه ها
برای من شد،سامرا کربلا
(مظلوم امام هادی
مسموم امام هادی)
بند سوم
تا بردنم بزم شراب
دادن منو خیلی عذاب
ب
ای کعبه ی اهل تولّا سامرایت
چارم علی،جان همه عالم فدایت
جن و بشر،حتی ملک باشد گدایت
عالم بود پر از کرامات و عطایت
با اینهمه قدر تو را نشناخت دشمن
با دشمنی از پا تو را انداخت دشمن
از سوز زهر کین ترک خورده لبانت
بدجور تا کردند با تو دشمنانت
این کارشان سوزانده مغز استخوانت
قبر تو را کندند پیش دیدگانت
دل سوخت و خونابه از چشم تر افتاد
دلها به یاد نبش قبر اصغر افتاد
آقا دلت را از ستم بی تاب کردند
بر تو تعارف تا شراب کردند
قلب تو را مانند جسمت آب کردند
خیلی اهانت بی حساب کردند
ای گل تو را گلچین به طعنه پرپرت کرد
آن بی ادب توهین به نام مادرت کرد
جای شما در مجلس می خوارگان نیست
هرچند دیگر در تنت جز
◾نوحه ی شهادت امام هادی
◾سبک واویلا واویلا
◾بنداول
مقتل هادی دین شده سامرا
سینه زن زین عزا گشته اهل ولا
واویلا واویلا واویلا واویلا (۲)
◾بنددوم
کشته ی زهر کین شد ز جور و جفا
تشنه لب از عطش میزند دست و پا
زین عزا سامرا گشته کرببلا
واویلا واویلا واویلا واویلا(۲)
◾بندسوم
سینه آتش گرفت تا تو خوردی زمین
نوحه خوان زین عزا خاتم المرسلین
شد سیه پوش تو جبرئیل در سما
واویلا واویلا واویلا واویلا (۲)
آمدعزای دهّمیـن حجت داور
درماتم هادی شده شیعیان مضطر
درجنان مادرش زهــرا
سر دهد بانگ واویلا
غمسراگشته از ماتمش دنیا
آه و واویلا زین غم عظمی
مهدی شدامشب بانی مجلس ماتم
برطاق عرش حق ملائک زده پرچم
عسکری درغمش نالان
گشته درماتمش گریان
هادی دین شده برعلی مهمان
آه و واویلا زین غم عظمی
اززهرکینه شد سینه اش سوزان
میسوزد ازداغ غمش عالم امکان
سامراغرق ماتم شــد
قامت آسمان خم شد
غربتش مایهٔ درد عالم شد
آه وواویلا زین غم عظمی
بسمالله الرحمن الرحیم
#شهادت_حضرت_امام_علی_النقی_الهادی_علیه_السلام
هزار شُکر که بُردیم نامِ هادی را
هزار شُکر که داریم امامِ هادی را
هزار شُکر که دارد در این هیاهوها
لباسِ مشکیِ ما احترامِ هادی را
سلامِ ما برسانید ای کبوترها
که بشنویم علیک السلامِ هادی را
چقدر جلوه به جبریل میرسد وقتی
خطاب می کند: آقا ، غلامِ هادی را
بیا رویم که جز سامرا پناهی نیست
نیاز نیست به فطرس بیا که راهی نیست
بر آستان تو مژگانِ ما که عادت کرد
به خاک بوسی ما آسمان حسادت کرد
کسی که روضه برایت گرفت بالا رفت
کسی که رفت به این روضهها عبادت کرد
همینکه زائرت از جامعه زیارت خواند
سبوی خویش پُر از چشمهی سعادت کرد
برای عمه سادات در قفس رفتی
و شیر عرض اردت به این سیادت کرد*
پسر فراقِ پدر را چگونه چاره کند
روا بود که گریبان امام پاره کند*
تو را زِ خانهی خود با عذاب آوردند
تو را به گوشه ای اما خراب آوردند
به روی خاک نشستی و شام را دیدی
که عمه های تو را با طناب آوردند
یتیمهای گرسنه به بند زنجیر و
رسید وقتِ طعام و کباب آوردند
من از امام زمان شرم دارم از این خط
که پیشِ چشمِ شما هم شراب آوردند
شراب بود ولی بر سرت سنان نزدند
به زخمهای لبت چوبِ خیزران نزدند
*اشاره به روایت داخل قفس شیرها رفتن امامهادی(علیهالسلام)
*اشاره به گریبان چاک زدن امامحسنعسکری(علیهالسلام)در فراق پدر
چشمهایت فرات دلتنگی
اشکهایت تلاطم غم هاست
حال و روز دلِ شکستۀ تو
از نگاهِ غریب تو پیداست
*بیشتر عمرشُ تو یه پادگان ... بیشتر عمرشو محصور تو خونه .. حق این و نداشت یه دوست یه رفیق بیاد کنارش بشینه، یه دوکلمه حرف بزنه ...* آقای من؛
ای غریبِ مدینه دوم
مردِ خلوت نشین سامرا
التماسِ همیشه باران
حضرتِ عشق التماس دعا
*یعنی میشه آقا شما مارو دعا کنی ، دستتو بلند کنی ، آقا من بی ادبی میکنما پیش خودم بگم چه خواهشی دارم، همین و از خدا برام بخواید، به خدا عرض کن امام هادی، (خاک به دهان من که من دارم به شما میگم) به خداعرض کن خدایا اینا غرق حسین بشن .. لحظه ای از حسین جدا نشن .. بی حسین نفس نکشن ..
چی شد، چرا اسم امام حسین میاد...*
"حسین جانم .. حسین جانم ..
حسین جانم جانم جانم ....
« وَما اَهلی اَسمائَکُم .. چقد شیرینه نام شما .. »
آه ؛ آقا تو خوب می دانی
که دلِ بیقرار یعنی چه ..
*نمیدونم بین شماها هست کسی کربلا نرفته باشه،هست واقعا؟ هرکی کربلا نرفته دستشو بگیره بالا!! نمیدونم واقعاً بگم خوش بحالتون ، یابگم آخ بمیرم براتون ، ولی بمیرم براتون که کربلارو ندیدین ...*
امشب بیاکربلای هممون وامضا کن...
پشت دروازه های شهر ستم
آن همه انتظار یعنی چه
چه به روز دل تو آوردند
رمقِ ناله در صدایت نیست
بند اول
(می سوزه جون وتنم از زهر کین
قلب زارم میکشه حسرت چنین
توی حجره دست و پا تا میزنم
مثل مادر میخورم روی زمین )
(میخونم با سوز و ناله
عمر من رو به زواله
بعد ازین زهر هلاهل
زنده موندنم محاله )
غریبم من غریبم
بند دوم
(یادم اومدغرق درد واضطراب
بین یک قوم خبیث و نا ثواب
پابرهنه دست بسته بردنم
با دله خون مجلس بزم شراب)
(یادم اومد شهر شام و
شلوغی و ازدحام و
زینب و بزم شراب و
سه ساله میگفت بابام و)
غریبم من غریبم
کبوترم کبوترِ خسته ی یک گنبد نوساز آقاجون
یه زائرم با ذکر تو سَفَرم میشه آغاز آقاجون
یه عاشقم یه عاشقی که رونده شده از همه جا
یه قاصدک که شده امشب مُحرِم صحن سامرا
ای ساکن سامرا اَنا الدخیل یا حضرت ابن الرضا
تو شاهی و منم گدا اَنا الدخیل یا حضرت ابن الرضا
من ریگ صحرا تو شاه و مولا
منم سراب و تو مثِ دریا
منم غُباره پشت قدم هات
عبد توام ای عزیز زهرا
مولا امام هادی(ع)...
باز میرسه بوی شبای صفرو شبای روضه و عزا
دلم گرفت میخوام بخونم باز براتون روضه ی مجلس شراب
سرش به زیر میون یک مشت حرومزاده ی پَست
آقا ببخش قلم شاعر باز بغضش شکست
تو اون وضعیت حجاب تو چی کشیدی میون مجلس شراب
ای ناموسِ ابوتراب تو چی کشیدی میون مجلس شراب
پیش نگاهت سر برادر
سوخته بمیرم چادر و معجر
خنده ی شوم مرد یهودی
الله اکبر الله اکبر
یا اَبَا الْحَسَنِ
یا عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ
اَیُّهَا الْهادِى النَّقِىُ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
سامرا در هاله ای از ماتم است
وَز جدایی نالد و غَرق غم است
بار رفتن بسته چون اِبن الرّضا
قامت دین در فِراقِ اوخَم است
شمع عمر هادیِ امَّت خموش
این خموشی درد او را مَرهم است
باز هم از دست این نامردمان
زَهرکین و زَهر غُربت باهم است
فاطمه دارد نوای وا وَلَد
بارِشِ دُرّ دو دیده نَم نَم است
هم زمین هم آسمان نالد زغم
گوئیا نظم کَواکِب دَرهم است
(نادرا) امشب بخوان جامِع کَبیر
این دعا بر شیعیانش پرچم است
بند اول
فدای تو،جون ناقابلم
به دام تو،اسیره این دلم
با یه نگات،حل میشه مشکلم
شیش گوشه تون،قبلهٔ قلب منه
سامراتون،واسهٔ من وطنه
گرد حرم،دل من پر میزنه
پر میزنه پر میزنه
کنار اون صحن و سرات
جون میدم آخر من برات
تا کی کنم آقا صدات
(ابالحسن یا امام هادی)
بند دوم
دخیلتم،تویی باب المراد
ابن الرضا،ای عزیز جواد
با تو میشه،خونهٔ دل آباد
بر تو سلام،ای امام همام
از ره دور،میکنم احترام
فخرم اینه،گدای سامرام
گدای سامراّم
چی میشه که بدی پناه
یه بار میشه کنی نگاه
به این گدایِ سرِ راه
(ابالحسن یا امام هادی)
بند سوم
غریبی و،دل برا تو خونه
وفا نکرد،بهت این زمونه
کی گفته جات،گوشهٔ زندونه
دردوبلا،تو به جون میگیرم
خورده گره،با غمت تقدیرم
سامراتو،نبینم میمیرم
میمیرم میمیرم
باید میشد عالم خراب
خیلی کشیدی تو عذاب
آوردنت بزم شراب
(ابالحسن یا امام هادی)
بند اول
امامِ سامرایم گل خیر النسایم
به شهر خود غریب و به غم ها مبتلایم
به خود میپیچمو سوزد تمام تارو پودم
عطش آتش زده بر پیکر و کل وجودم
به غربت میدهم جان
به یاد شاه عطشان
(غریبم وا اماما
شهیدم وا اماما)
بند دوم
ز زهر کینهٔ دون شده حالم دگرگون
ز شرح حال و روزم بگرید چرخ گردون
کجایی ای تمام آرزویم ای حسن جان
که گیری این دم آخر سرم را روی دامان
شوم مهمان دلبر
برم بنشسته مادر
(غریبم وا اماما
شهیدم وا اماما)
بند سوم
در آن بزم شرابم ولی در التهابم
عدو با طعنه هایش دهد دائم عذابم
خدا داند که آمد جانم آنجا بر روی لب
در آن مجلس شدم من روضه خوان عمه زینب
غمش در دل نهان است
قدِ عمه کمان است
(غریبم وا اماما
شهیدم وا اماما)
بند اول
تو هوای مرقد تو،کبوتره،این دل من
گرد گنبد طلای تو،هی میپره،این دل من
جای دیگه نمیره تا،حاجتشو،بهش بدی
یه نگاه کن ببین آقا،پشت دره،این دل من
دل وامونده ی من،به تو مولا اسیره
امشب آخر براته،سامرا رو میگیره
ای نور دهم جد امام زنده ی ما
ای زاده ی زهرا مددی هادی یا مولا
مولا مددی امام هادی
بند دوم
منه بیچاره رو ببین،گدای این،در خونم
تا که جون دارم آقاجون،فدای این،در خونم
اگه صد بارم برونیم،میام بازم،در خونت
با نگاه مهربونت،آقای این،در خونم
در خونت گدارو،میکنه پادشاه و
و میبخشه خدا این،بنده ی پر گناه و
دریای کرم تویی و من قطره ی ناچیز
چون برگ خزانم و شبیه فصل پاییز
ای نور دهم جد امام زنده ی ما
ای زاده ی زهرا مددی هادی یا مولا
مولا مددی امام هادی
بند سوم
شده دارالعزای تو،شها ببین،سینه ی من
تو چشامه اشک غمت،و آتشین،سینه ی من
تو رو کشتن با زهر کین،الهی من،فدای تو
میسوزه از غمت آقا،شده حزین،سینه ی من
سینه ام بیقرار و،برای تو کبابه
بمیرم جای تو کی،بزم عیش و شرابه
اونجا برای عمه جونت گریه ها کردی
روضه خون شدی یاد غم کربلا کردی
ای نور دهم جد امام زنده ی ما
ای زاده ی زهرا مددی هادی یا مولا
مولا مددی امام هادی
◾بهمناسبت شهادت
◾امام هادی(ع)
هادیالمذنبین پناه منی
تو فروزان چراغ راه منی
سامرایی شدم به عشق شما
در شب تیره همچو ماه منی
من به سویت اگر که آمدهام
دست بر دامن شما زدهام
دادهای آبرو به این عاصی
تا ابد خاکسار میکدهام
می توحید در کفت داری
همچو ابر بهار می باری
رحمت کاملی به ماه رجب
تو شکفته گلی به گلزاری
روضه میخوانم از برای شما
زائر سامرا گدای شما
تو کجا مجلس شراب کجا
آشنای توام فدای شما
رسد این اشک تا به فریادم
خویش را دست روضهها دادم
زینب و شام و خیزران ای وای
یاد بزم شراب افتادم
بین نامحرمان کنار شهید
قد علم کرد دختر خورشید
خطبهایخواند باصدای رسا
ریخت بر هم تمام کاخ یزید
#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza
راهم بده راهی عرش اعظمت باشم
در من بِدَم، خوب است مدیون دمت باشم
از کل قرآن فیض "کلب باسط" کافیست
تاراه را پیدا کنم تا آدمت باشم
بد را بخر با خوب ها! بد نیز دل دارد
شاید که من هم بین جنس درهمت باشم
هرچند خیلی ها نمی آیند سامرا
کاری بکن من جزو زوار کمت باشم
از شیرهای برکه این را خوب فهمیدم
باید همیشه خاکسار مقدمت باشم
آموزگار جامعه دستم به دامانت!
اذنی بده تا سوگوار ماتمت باشم
ای منتهای حلم ای رکن بلاد ما
یا حضرت هادی سلام الله علیک آقا
در پادگانی غصه تبعید را داری
اندازه یک عمر درد بی دوا داری
سربازها خیلی به تو بی حرمتی کردند
قدی خم و چشمی تر از آن طعنه ها داری
قبر خودت را دیدی و آرام باریدی
آقای خوبم غربتی بی انتها داری
وقتی به تو ظرف شرابی را تعارف کرد
معلوم شد که دشمنانی بی حیا داری
خیلی به یاد عمه زینب سوختی آنجا
خیلی به دل زخم عمیق از کربلا داری
شکرخدا چشمی به ناموست نیوفتاده
شکرخدا اهل و عیالی درخفا داری
شکرخدا غارت نمیشد پیکرت هرگز
عمامه داری پیرهن داری عبا داری
نه هیچ کس نیزه به پهلویت فرو کرده
نه با تن زخمی ته گودال جا داری
نه بی کفن ماندی نه عریان بین صحرایی
نه کار با کهنه حصیر روستا داری..
باز دل پر شد از غم ِ عالم
در عزایت گرفته ام ماتم
سامرا شد سیاهپوش و شده ست
داغدار غمت عرب وَ عجم
خواندمت هادی الأمم اما
نیست بر داغ تو کمی مرهم
به نماز ایستاده ای و شده
قامتت از رکوعِ دائم خم
نیمه شب خانه ات محاصره شد
میزند روی «در» کسی محکم
آمد و بیهوا زمینت زد
موی و عمامه ات شده درهم
دهمین روضه خوانِ فاطمه(س) را
نکِشیدش به روی خاکِ ستم
وای! بزم شراب و رقاصه
ریخت در جام، کینه را کم کم
در دلت گفتی عمه جان زینب(س)
دیده ام مثل تو بلا من هم
این مصائب کجا، غم تو کجا؟
گرچه میسوزد این جگر از سم
لحظۂ آخرِ من است اما
یادم افتاده غربت جدّم
با لب تشنه قاتلش سر را
می بُرید از تنش چرا نم نم!؟
پیکرش تکه تکه غارت شد
بر زمین خوره بود چونکه علَم
نگران غرق خون نفس میزد
خیره شد سمت خیمه گاه و حرم!
#ألسلام_علیک_یاسیدي_یاهادی_النقي
#آجرک_الله_یاصاحب_الزمان_عج
#جامعه_جامعه_جامعه
#عادتکم_الإحسان
◾شهادت امام هادی (ع)
در ماه رجب
◾گریز روضه کربلا
به نیت فرج امام زمان(عج)
یا هادی المضلین درد مرا دوا کن
من را مقیم کوی سرداب سامرا کن
یا هادی المضلین درمانده و فقیرم
از لطف و از کرامت حاجات من روا کن
یا هادی المضلین سینه زن حسینم
من را به یک اشاره راهی کربلا کن
یا هادی المضلین ماه رجب رسیده
مس وجود من را از لطف کیمیا کن
هر صبح جمعه از شوق ندبه ز سر گرفتم
یا هادی المضلین بهر فرج دعا کن
زهر جفا چه کرده با پیکر ضعیفت
آقا به کام عطشان کمتر تو التجا کن
مانع نباشد آقا با کام تشنه از زهر
نور دو دیده ات را خواهی اگر صدا کن
وقت گریز روضه آمد دوباره یادم
گفتا که شمرخولی، سرها به نیزه ها کن
یکسو سر حسین و یک سو سر علمدار
راس علی اصغر از پیکرش جدا کن
در بین راه دیدم با خنده گفت خولی
اخنس بیا ز روی نیزه سری سوا کن
ذکر لب سکینه در بین راه این بود
بابا بیا ز پایم زنجیر را تو وا کن
جان ایمان و روح تقوا
هادی دین برفت از دنیا
شد شهید کینه ی اعدا
واویلا واویلا واویلا۲
نور حق امام دهمین
خونجگر گشته از ظلم و کین
خون نموده دلش را اعدا
واویلا واویلا واویلا۲
بداده دشمنش عذابش
ببرده به بزم شرابش
فتد یاد زینب کبری
واویلا واویلا واویلا۲
امام پاک و بی قرینه
شد شهید ستم و کینه
سامره گشته ماتمسرا
واویلا واویلا واویلا۲
آمده حسن در کنارش
پسرش گشته بی قرارش
سامره از غمش شد غوغا
واویلا واویلا واویلا۲
خونجگر از غمش حسن شد
به دست او پدر کفن شد
بزم ماتم شد امشب برپا
واویلا واویلا واویلا۲
امام دهمین شد خاموش
حسن از غمش شد سیه پوش
خونجگر در جنان شد زهرا
واویلا واویلا واویلا۲
یا هادی المضلین درد مرا دوا کن
من را مقیم کوی سرداب سامرا کن
یا هادی المضلین درمانده و فقیرم
از لطف و از کرامت حاجات من روا کن
یا هادی المضلین سینه زن حسینم
من را به یک اشاره راهی کربلا کن
یا هادی المضلین ماه رجب رسیده
مس وجود من را از لطف کیمیا کن
هر صبح جمعه از شوق ندبه ز سر گرفتم
یا هادی المضلین بهر فرج دعا کن
زهر جفا چه کرده با پیکر ضعیفت
آقا به کام عطشان کمتر تو التجا کن
مانع نباشد آقا با کام تشنه از زهر
نور دو دیده ات را خواهی اگر صدا کن
وقت گریز روضه آمد دوباره یادم
گفتا که شمرخولی، سرها به نیزه ها کن
یکسو سر حسین و یک سو سر علمدار
راس علی اصغر از پیکرش جدا کن
در بین راه دیدم با خنده گفت خولی
اخنس بیا ز روی نیزه سری سوا کن
ذکر لب سکینه در بین راه این بود
بابا بیا ز پایم زنجیر را تو وا کن
وای
امام دهمین
به دست مشرکین
گشته مسموم کین
آه و واویلتا۲
وای
این امام مظلوم
شد از حقش محروم
هادی گشته مسموم
آه و واویلتا۲
وای
کس چو او غم ندید
رنج و محنت کشید
عاقبت شد شهید
آه و واویلتا۲
وای
معتز بی حیا
کرده بر او جفا
رفته سوی خدا
آه و واویلتا۲
وای
هر دلی شد کباب
دشمن کرده شتاب
برده بزم شراب
آه و واویلتا۲
وای
سامره در خروش
هادی گشته خموش
پیکرش کفن پوش
آه و واویلتا۲
وای
آن شمع انجمن
به دستان حسن
پیکرش شد کفن
آه و واویلتا۲
وای
از غمش عاشوراست
هر دلی کربلاست
در ماتم سامراست
آه و واویلتا۲
سبک واحد سنگین امام هادی(ع)
بند اول?
میاد بوی غربت تو روضت
تا که میخونم از تو آقا
اگه هیچ کسی هم نباشه
میخونم برات روضه تنها
به یاد غریبی و داغت
چقد آه توی سینه داری
بمیرم برای تو آقا
که حتی نداری یه یاری
تو رو مثل حیدر/غریبونه بردند
جلوی تو آقا/شراب هی میخوردند
(واویلا،از این غربت۳)
بند دوم??
تو مقتل نوشته یه عده
که ریختن تو خونه از رو دیوار
دعا داشتی میکردی که هیچ
کسی کشته نشه با مسمار
الهی بمیرم که آقا
دلت رو به غم ها سپردی
جسارت شد آقا ولی که
لگد پشت اون در نخوردی
الهی بمیرم/زدی داد و فریاد
در خونه دیگه/به رو تو نیوفتاد
(واویلا،از این غربت۳)
بند سوم???
درسته که دیدی تو بزم و
ندیدی تو تشت باز سری رو
ندیدی طنابی که باشه
به رو دستای خواهری رو
بمیرم برا اون سری که
همش بود نگاش سمت زینب
با گریه میگفت خواهری که
نزن خیزران رو به اون لب
گناهی نداره/تنش سر نداره
گناهش همینه/که مادر نداره
(واویلا،از این غربت۳)
غرق ماتم شد،سامرا امشب
عسکری دارد،گریه ها امشب
آه و واویلا۴
دهمین مولی،رفته از دنیا
بعد بابایش،شد حسن تنها
آه و واویلا۴
در جان امشب،خون دل زهراست
بزم داغش در،سامره برپاست
آه و واویلا۴
رهبر عالم،راحت از غم هاست
در جنان نزد،حضرت زهراست
آه و واویلا۴
عسکری امشب،دیده تر گشته
از غم بابا،خونجگر گشته
آه و واویلا۴
گل باغ دین،از ستم پرپر
عسکری زین غم،می زند بر سر
آه و واویلا۴
بهر بابایش،با دل سوزان
حسن دوم،می کند افغان
آه و واویلا۴
وای
امام دهمین
به دست مشرکین
گشته مسموم کین
آه و واویلتا۲
وای
این امام مظلوم
شد از حقش محروم
هادی گشته مسموم
آه و واویلتا۲
وای
کس چو او غم ندید
رنج و محنت کشید
عاقبت شد شهید
آه و واویلتا۲
وای
معتز بی حیا
بر او کرده جفا
رفته سوی خدا
آه و واویلتا۲
وای
هر دلی شد کباب
دشمن کرده شتاب
برده بزم شراب
آه و واویلتا۲
وای
سامره در خروش
هادی گشته خموش
پیکرش کفن پوش
آه و واویلتا۲
وای
آن شمع انجمن
به دستان حسن
پیکرش شد کفن
آه و واویلتا۲
وای
از غمش عاشوراست
هر دلی کربلاست
در ماتم سامراست
آه و واویلتا۲
دوباره شام غم از ره رسیده۲
بریزد شیعه اشک تر ز دیده
امام هادی دین
بگشته کشته ی کین
مصیبت وا مصیبت۲
وجود شیعیان را غم گرفته۲
ز داغش سامرا ماتم گرفته
پر از غم سامرا شد
چنان کرب و بلا شد
مصیبت وا مصیبت۲
ز ظلم معتر بی دین کافر۲
شده کشته ز کین فرزند حیدر
به گوش آید نوایش
جنان گردیده جایش
مصیبت وا مصیبت۲
امام عسکری ماتم گرفته۲
وجود حضرتش را غم گرفته
به لب دارد نوایی
پدر داد از جدایی
مصیبت وا مصیبت۲
ز داغ تو همه دل ها کباب است۲
ز چه جای شما بزم شراب است
بود داغت به سینه
گل پرپر ز کینه
مصیبت وا مصیبت۲
ای نور ولای دهمین حضرت هادی
ای رحمت حق روی زمین حضرت هادی
تو نور ولایی،تو شمس هدایی
در عالم هستی،تو امید مایی
یا حضرت هادی۴
ای آن که تو نور دل هر اهل ولایی
بنشسته ام امشب به درت همچو گدایی
مهر تو عجین با،آب و گل شیعه
لطف تو دمادم،شد شامل شیعه
یا حضرت هادی۴
از دار جهان قسمت تو گشته فقط غم
در سامره تو رنج و بلا دیده ای هر دم
نور دل حیدر،کشته شدی آخر
شیعه زند از غم،بر سینه و بر سر
یا حضرت هادی۴
ظلم و ستم دشمن دون کرده کبابت
برده است تو را دشمن دین بزم شرابت
ای یوسف زهرا،خون شد جگر تو
زد دشمن بی دین،بر دل شرر تو
یا حضرت هادی۴
آن دشمن بی دین خدا کرده دلت خون
از آن همه ظلم و ستمش گشته ای محزون
ای حیدری فطرت،ای فاطمه سیرت
از دشمن قرآن،دیده ای تو محنت
یا حضرت هادی۴
سوزد ز غم تو گل زهرا پسر تو
با گریه نشسته است گل تو به بر تو
سوزانده دل او،رنج و محن تو
زین داغ و مصیبت،گرید حسن تو
یا حضرت هادی۴
بر لب ز غم داغ شما جان حسن شد
با دست گلت پیکر تو غسل و کفن شد
از داغ تو مولی،خون شد دل عالم
سوزد حسن تو،زین غصه و ماتم
یا حضرت هادی۴
سهم من از مصیبت جدم حساب شد
پایم همینکه باز به بزم شراب شد
مردانه بود بزمُ دلم یاد عمه سوخت
دیدم چقدر عمه ام آنجا عذاب شد
بسیار گریه کردم از این غصه که چرا
ناموس کبریا به کنیزی خطاب شد
میخواند جد من به لبش آیه های نور
افسوس خیزران به لب او جواب شد
تشتِ زر و شراب و سر و کینه ی یزید
اینها دلیل رفتنِ تاب از رباب شد
با تو معنا میشود هم غصهها؛ هم شادیام
من پُر از دلدادگیهای امامِ هادیام
ای امامِ "جامعه"؛ ای "ذکرکم فیالذاکرین":
کاش یک جرعه از آن جامِ ولا میدادیام
بیتو این دل... دل که نه، ویرانسرای من شده
با نگاهت این خرابی میشود آبادیام
عشقِ من عشقیست ناب و ساده و با سابقه
منشأ این عشق هم دل بستنِ اجدادیام
روز و شب در وادیِ جرم و خطا غوطهورم
پس خودت تضمین کن از شَرِّ گنه، آزادیام
با نگاهت واژهها در شعر، تابان میشوند
ورنه من یک شاعرِ بیادعای عادیام
مولای من
تو از تباری احمدی مولی
علی بن محمدی مولی
بین همه سرآمدی مولی
یا امام هادی منم گدات
یا امام هادی جونم فدات
یا امام هادی از کرمت
دعوتم کن بیام به سامرات
یا امام هادی ابن جواد۴
مولای من
زیارت جامعه ات نور است
ریزه خور سفره ی تو حور است
حریم تو چو وادی طور است
حریم تو مولی بهشت ماست
مهرت تا محشر در سرشت ماست
از بس که خوب و با کرامتی
عجین حبت با سرنوشت ماست
یا امام هادی ابن جواد۴
مولای من
هادی دین امام معصومی
چو مادرت فاطمه مظلومی
از زهر معتمد تو مسمومی
معتمد تو را کرده خونجگر
زهر ستم بر تو کرده اثر
آتش کینه ی دشمن تو
بر جسم و جان تو زده شرر
یا امام هادی ابن جواد۴
مولای من
در سامره مولی شدی تنها
خون شد دلت از دست دشمن ها
سامره شد ز داغت عاشورا
جود و کرامت بوده عادتت
تا لحظه ی مرگ و شهادتت
از بس که غریبی به سامرا
کس نیامده عیادتت
یا امام هادی ابن جواد۴