حضرت علی اصغر (ع)

مرتب سازی براساس
سید ناصر ولائی زنجانی

زبانحال حضرت علی اصغر(ع) -(شیرخواره کودکم کمتر به مادر ناز کن) *سید ناصر ولائی زنجانی

1419

زبانحال حضرت علی اصغر(ع) -(شیرخواره کودکم کمتر به مادر ناز کن) شیرخواره کودکم کمتر به مادر ناز کن
من فدای چشم تو چشمان خود را باز کن

ای به قربان تو مادر مادرت را کن خطاب
این منم مادر،عزیزدل،کنیز تو رباب

خنده زن یا گریه کن ای نازنینم اصغرم
نوگل شش ماهه ی من ای گل نیلوفرم

گرنباشی در کنارم بی تو من پژمرده ام
یک شبی گر بی تو باشم قبل از آن شب مرده ام

لا،لالایی، لا،لالایی، لا،لالایی،لالالا
مادرت هرگز مبادا که شود از تو جدا

کودک شش ماهه ی من ای علیّ اصغرم
ترسم از اینکه نباشی لحظه ای را در برم

میرود عباس عمویت آورد آب از فرات
می دهدبا مشک آبش تشنه کامان را نجات

لا،لالایی، لا،لالایی، لا،لالایی،اصغرم
دل غمینم، ای امیدم،دلشکسته مادرم

ای تمام خاطراتم ای تو ای آیینه ام
نه تو در گهواره آرامی نه روی سینه ام

ای تو عطشان ای تو عطشان کی شوی سیراب آب
گریه کم کن جان مادر نازنین من بخواب

  • دوشنبه
  • 31
  • خرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 17:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 حسین خدایی زنجانی

احوالات حضرت علی اصغر(ع) -(آنجا که حسین گفت که ای قوم ستمگر) * حسین خدایی زنجانی

1446

احوالات حضرت علی اصغر(ع) -(آنجا که حسین گفت که ای قوم ستمگر) آنجا که حسین گفت که ای قوم ستمگر
رحمی بکنید ، اب دهید تشنه اس اصغر

بیچاره رباب چشم به راه پسرش است
دیگر نکنید ظلم بس است داغ برادر

قدری بدهید اب که بی تاب وصال است
پژمرده شده اهل جفا این گل پرپر

او تشنه ی آب است مگر بچه ندارید؟؟؟
انصاف نباشد که زنید ناوکه شش پر

گر طفل لبن خوار بدارید بدهید آب
دانید چه سخت است که بی تابیش آخر

لب های علی خشک شده نیست کمی آب
در سینه ی خود شیر ندارد ولی مادر

دنیا نرسد آخر اگر جرعه ی آبی
بر ما بدهید چون که علاج نیست در این بر

  • شنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 23:09
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه سینه زنی شب هفتم و هشتم محرم سبک حاج اکبر ناظم(سنتی ) * مرتضی محمودپور

2504
2

نوحه سینه زنی شب هفتم و هشتم محرم سبک حاج اکبر ناظم(سنتی ) ◾نوحه سینه زنی(سبک سنتی)
◾شب هفتم محرم
◾شب عطش
◾توسل به حضرت علی اصغر (ع)

◾بنداول
قحطی آب است به کرببلا
شرمنده رباب گشته سقا
دو چشم علمدار
بود بر شیرخوار
اهل حرم به آه و زاری
کند سکینه بیقراری
وایلتا آه و وایلا (۲)

◾بنددوم
ششماهه ی کرببلا اصغرست
باب الحوائج مثل آب آورست
هر که دارد حاجت
حاجت زیارت
گره گشای عالمین است
سرباز کوچک حسین است
واویلتا آه و واویلا (۲)

◾نوحه سینه زنی
◾سبک حاج اکبر ناظم(سنتی)
◾شب هشتم محرم
◾توسل به حضرت علی اکبر (ع)

◾بنداول
شور عزا دوباره برپا شده
پیکر اکبر اربا اربا شده
حیدر کربلا
به غم شد مبتلا
شبه رسول دوستان شد
موذن کرببلا شد
علی علی علی اکبر (۲)

◾بنددوم
در کربلا زینب به شور و شین است
سر علی به دامن حسین است
میزند به سینه
خواهرش سکینه
گوید برادر من فدایت
از چه نمی آید صدایت

  • شنبه
  • 23
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 11:35
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه سینه زنی شب هفتم و هشتم محرم(سبک حاج اکبر ناظم)سنتی * مرتضی محمودپور

1740
1

نوحه سینه زنی شب هفتم و هشتم محرم(سبک حاج اکبر ناظم)سنتی ◾نوحه سینه زنی(سبک سنتی)
◾شب هفتم محرم
◾شب عطش
◾توسل به حضرت علی اصغر (ع)

◾بنداول
قحطی آب است به کرببلا
شرمنده رباب گشته سقا
دو چشم علمدار
بود بر شیرخوار
اهل حرم به آه و زاری
کند سکینه بیقراری
وایلتا آه و وایلا (۲)

◾بنددوم
ششماهه ی کرببلا اصغرست
باب الحوائج مثل آب آورست
هر که دارد حاجت
حاجت زیارت
گره گشای عالمین است
سرباز کوچک حسین است
واویلتا آه و واویلا (۲)

◾نوحه سینه زنی
◾سبک حاج اکبر ناظم(سنتی)
◾شب هشتم محرم
◾توسل به حضرت علی اکبر (ع)

◾بنداول
شور عزا دوباره برپا شده
پیکر اکبر اربا اربا شده
حیدر کربلا
به غم شد مبتلا
شبه رسول دوستان شد
موذن کرببلا شد
علی علی علی اکبر (۲)

◾بنددوم
در کربلا زینب به شور و شین است
سر علی به دامن حسین است
میزند به سینه
خواهرش سکینه
گوید برادر من فدایت
از چه نمی آید صدایت

  • یکشنبه
  • 24
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 04:22
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( رفت و داغ دوریش دامان مادر را گرفت) * سید پوریا هاشمی

755
1

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( رفت و داغ دوریش دامان مادر را گرفت) رفت و داغ دوریش دامان مادر را گرفت
از دم خیمه سرو سامان لشگر را گرفت

تیر با چه سرعتی آمد بماند قصه اش
آنچنان آمد که آقا جای تن سر را گرفت

تیر با یک شعبه هم کار خودش را میکند
با سه شعبه جوری آمد کل حنجر را گرفت

خطبه اش با گریه بود افسوس لشگر خنده کرد
چند لحظه بعد آن خون کل منبر را گرفت

باغبان چه خون دلها خورد باغش سبز شد
با کمان امد کسی و سیب نوبر را گرفت

خون او گر بر زمین میریخت محشر میرسید
این چه خونی بود داغش کل محشر را گرفت

پشت خیمه نیزه ها رفتند پیدایش کنند
نیزه ای درخاک شد جسمی محقر را گرفت

آنقدر از این و از آن سیلی و شلاق خورد
تا رباب از حرمله قنداق اصغر را گرفت

  • یکشنبه
  • 24
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 09:54
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب

در مدح حضرت علی اصغر(ع) -(ای علی اصغر که نامت دل رباست) * سید حسن خوشزاد

2507

در مدح حضرت علی اصغر(ع) -(ای علی اصغر که نامت دل رباست) اِی علی اَصغر که نامت دِل رباست
پنجه های کُوچکت مُشکل گُشاست

اصغری امّا به مَعنا اَکبری
نُورِ چشمِ زاده پیغمبری

تو به پیران درسِ عزّت داده ای
درسِ عزّت را زِ غیرت داده ای

کودکِ سر مَست از کُوثر تویی
اِفتخارِ آلِ پیغمبر تویی

تو زبونتر کرده ای حُکّام را
تو بَقا بخشیده ای اِسلام را

عشق و ایمان را نَتایِج گشته ای
تا اَبَد باب الحَوائج گشته ای

شیعه را چون کار مُعضل می شود
مُشکلش با دستِ تو حَل می شود

اِی صَغیرِ بهتر از صدها کبیر
سیّد (خوشزاد) را دستی بگیر

  • سه شنبه
  • 30
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 21:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -(بازم اندر مهد دل طفل جنون) *مرحوم نورالله عمان سامانی اصفهانی

1029
2

حضرت علی اصغر(ع) -(بازم اندر مهد دل طفل جنون) بازم اندر مهد دل طفل جنون
دست از قنداقه می‌آرد برون

مادر طبع مرا از روی ذوق
خوش درآرد شیر، در پستان شوق

جمله اطفال قلوب از انبساط
وقت شد کآیند بیرون از قماط

عشرتی از آن هوای نو کنند
از طرب، نشو و نمای نو کنند

واگذارند امهات طبع را
باز آباء کرام سبع را

باز وقت کیسه پردازی بود
ای حریف این آخرین بازی بود

شش جهت در نرد عشق آن پری
می‌کند با مهره‌ی دل، ششدری

همتی می‌دارم از ساقی مراد
وز در میخانه می‌جویم گشاد

همچنین از کعبتین عشق داو
تا درین بازی نمایم کنجکاو

بازیی تا اندرین دفتر کنم
شرح شاه پاکبازان، سر کنم

لاجرم چون آن حریف پاک باز
در قمار عاشقی شد پاکباز

شد برون با کیسه‌ی پرداخته
مایه‌یی از جزو و از کل باخته

رقص رقصان، از نشاط باختن
منبسط، از کیسه را پرداختن

انقباضی دید در خود اندکی
در دل حق الیقین آمد شکی

کاین کسالت بعد حالت از چه زاد
حالت کل را کسالت از چه زاد؟

پس ز روی پاکبازی، جهد کرد
تا فشاند هست اگر در کیسه گرد

چون فشاند آن پاکبازان را، امیر
گوهری افتاد در دستش، صغیر

درة التاج گرامی گوهران
آن سبک در وزن و در قیمت گران

ارفع المقدار من کل الرفیع
الشفیع بن الشفیع بن الشفیع

گرمی آتش، هوای خاک ازو
آب کار انجم و افلاک ازو

کودکی در دامن مهرش بخواب
سه ولد با چارمام و هفت باب

مایه‌ی ایجاد، کز پر مایگی
کرده مهرش، طفل دین را دایگی

وه چه طفلی! ممکنات او راطفیل
دست یکسر کاینات او را به ذیل

گشته ارشاد از ره صدق و صفا
زیر دامان ولایش، اولیا

شمه‌یی، خلد از رخ زیبنده‌اش
آیتی، کوثر ز شکر خنده‌اش

اشرف اولاد آدم را، پسر
لیکن اندر رتبه آدم را پدر

از علی اکبر بصورت اصغرست
لیک در معنی علی اکبرست

ظاهراً از تشنگی بیتاب بود
باطناً سر چشمه‌ی هر آب بود

یافت کاندر بزم آن سلطان ناز
نیست لایق تر ازین گوهر، نیاز

خوش ره آوردی بداندر وقت برد
بر سر دستش به پیش شاه برد

کای شه این گوهر به استسقای تست
خواهش آبش ز خاک پای تست

لطف بر این گوهر نایاب کن
از قبول حضرتش سیراب کن

این گهر از جزع های تابناک
ای بسا گوهر فروریزد به خاک

این گهر از اشک‌های پر ز خون
می‌کند الماس ها را، لعلگون

آبی ای لب تشنه باز آری بجو
بو که آب رفته باز آری بجو

شرط این آبت، بزاری جستن‌ست
ورنداری، دست از وی شستن‌ست

  • یکشنبه
  • 7
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 23:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زبانحال حضرت رباب(س) -(ّبنالم ز داغ علی اصغرم) *حاج احمد پوررادی لطفی تبریزی

1226

زبانحال حضرت رباب(س) -(ّبنالم ز داغ علی اصغرم) ّبنالم ز داغ علی اصغرم
ز هجران آن غنچهء پرپرم
ره چاره بستند
دلم را شکستند
"علی اصغرم غنچهء پرپرم"

من و خاطرات به جا مانده اش
شنیدم به تیر جفا خنده اش
حدیث نهانی
بُوَد جاودانی

سپردم علی را به عشق اِله
خدا عالمی شد در آن خیمه گاه
حرم ناله ها زد
شرر بر سما زد

بیادیکه روزی چو گل وا شدی
چو گل وا شدی وه چه زیبا شدی
رباب و جوانی
بهار و خزانی

بدنبال راهت فتاده دلم
تو رفتی فزون شد همی مشگلم
به قربان راهت
به نیمه نگاهت

چو اهل حرم دید به تاب و تبم
به دادم رسید آن زمان زینبم
مرا شد همآغوش
بگفتا: سیه پوش

گهی با خودم گفتگو میکنم
بجانم ترا جستجو میکنم
نه آن صبر و تابم
اگرچه ربابم

دلم خود گواهی چه ها دیده است
ز نامردم کوفه رنجیده است
از آن تیر دلدوز
شدم من سیه روز

گلوی تو مثل دلم پاره شد
از آن دم رباب تو آواره شد
منم خسته زائر
غریبه مسافر

چو بلبل نواها ز سر کرده ام
به یادت چه شبها سحر کرده ام
گلم در برم نیست
خدا اصغرم نیست

تو و دلربایی رقم گشته است
حدیث من و تو الم گشته است
ترا سوز پیکان
مرا داغ هجران

ز بعد تو هیهات گلی بو کنم
نه یک دم به سیر چمن رو کنم
تویی سوز و سازم
جمالت بنازم

جهان از قیام دیار بلا
ندیده چنین عاشقی مبتلا
رباب اهل دل بود
عروسی خجل بود

مرا شرح هجران بسی مشگل است
نه انشاء شعر است که حرف دل است
ره چاره بستند
دلم را شکستند

  • پنج شنبه
  • 18
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 18:04
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( پدری آب شده تا پسری آب خورد) * امیر خورسند

533

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( پدری آب شده تا پسری آب خورد) پدری آب شده تا پسری آب خورد
ا"خون ز پیمانه ی خورشید جهانتاب خورد"

ماهی تنگ عطش راه به جایی نبرد
حنجرش آن قدری نیست به قلاب خورد

به لبش آب رسد یا نرسد می میرد
نوش دارو ست پس از مرگ که سهراب خورد

پلک بر پلک نهاده است در آغوش پدر
شاید او خواب ببیند که کمی آب خورد

لعنت حق به کسانی که گمان می کردند
که به نام پسرش کام پدر آب خورد

سرخی خون علی شانه به مغرب زده است
آسمان سرخی اش از جای دگر آب خورد

  • یکشنبه
  • 9
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 11:51
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( خون تو را پاشید تا به آسمانش ) * ناشناس ؟؟؟

1027

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( خون تو را پاشید تا به آسمانش ) خون تو را پاشید تا به آسمانش
آه از زمین درآمد و درندگانش

یک بار امروز این عبا ما را کمک کرد
حالا برایت کرده بابا سایبانش

آسان در آغوش پدر جان دادی اما
چه سخت شد بابای مظلوم امتحانش

تا گفت:"ان لم ترحمونی..."خنده کردند
نفرین من به کوفه و زخم زبانش

این اولین بار است که شاه دو عالم
دارد خجالت می کشد از خاندانش

مهریه ی مادر بزرگ توست این آب
سهم لبت حتی نشد یک استکانش

حتی به من گهواره ات را هم ندادند
دادم ولی بین خیالاتم تکانش

ناباورانه خیره ماندم به مزارت
جای تو را ناخواسته دادم نشانش

ای نانجیبان نیزه در قبرش نکوبید
...ای وای برمن استخوانش... استخوانش

شاعر:گروه یا مظلوم

  • پنج شنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 09:18
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( همون روز دهم بود توی قبرش ) * ناشناس ؟؟؟

2921
-1

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( همون روز دهم بود توی قبرش ) همون روز دهم بود توی قبرش
دلم رو لای دستاش خاک کردم
همونجا با همین چادر که سوخته
خون دست حسین رو پاک کردم

همون روز دهم بود یادمه خوب
همینکه خیمه هامونو سوزوندن
سر قبرش براش مجلس گرفتن
با نیزه فاتحه واسش میخوندن

شبام کابوس تیرو حلق بچس
نه جون مونده برام نه خواب راحت
ازون ساعت که تیر وا کرد گلوشو
گلوم تیر میکشه ساعت به ساعت

تمیزش میکنم، دستم بیادش
سرش خاکی و خونی و کبوده
ببینن مادرای شام چی میگن
نمیگن مادرش مادر نبوده؟!

بهم پیری زود رس داده داغش
همینجور سن روی سنم گذاشته
می پرسیدن زنای کوفه از هم
کدوم پیرِزنه شیرخواره داشته

بغل میخواد اگرداره میفته
دیدم بستند با معجر سرش رو
نمیذارن که نیزه ش رو بیارم
میترسم گم کنن آخر سرش رو

شب از نیمه گذشته دیروقته
نبودش تارو پودم رو سوزونده
غروبی روی نیزه بود، دیدم
نمیدونم الان دست کی مونده
شاعر:گروه یا مظلوم

  • پنج شنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 09:20
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( کوثر علی‌اصغر) * ناشناس ؟؟؟

687

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(  کوثر علی‌اصغر) کوثر علی‌اصغر
امشب به مستان می‌دهد ساغر علی‌اصغر
غوغا به پا کرده
آیینه‌ی کوچک‌تر حیدر علی‌اصغر
ارباب می‌خندد
بر سینه‌اش تا می‌گذارد سر علی‌اصغر
با سن‌و‌سال کم
در جنگ برپا می‌کند محشر علی‌اصغر
"هل من معین" آمد
طاقت ندارد در حرم دیگر علی‌اصغر
تیر سه‌پر خورده
پس شد علی‌اصغر، علی‌اصغر، علی‌اصغر

هم اکبر آورده
هم روی دستانش علیِ اصغر آورده
از باغ خود انگار
زیر عبا سیب گلاب نوبر آورده
در کربلا ارباب
یک‌ساقی و هفتاد و اندی ساغر آورده
بر روی دستانش
انگار حیدر را به روی منبر آورده
تیر سه‌شعبه، آه!
اشک مرا این جمله هردفعه در آورده
پیش عمو بر نی
شش‌ماهه حالا بین سرها سر درآورده

هربار جان می‌داد
تا روی نیزه اصغر خود را نشان می‌داد
تا دق کند مادر
هی حرمله گهواره‌ی او را تکان می‌داد
مثل علی‌اکبر
جنگاوری می‌شد اگر دنیا امان می‌‌داد
مثل عمو میشد
تیر سه‌شعبه چندسالی گر زمان می‌داد
آن وقت مادر هم
داماد خود را هی نشان این و آن می‌داد
باید رباب امروز
شش‌ماه درس عاشقی را امتحان می‌داد

دنیای شش‌ماهه
شد تیره تا خشکیده شد لب‌های شش‌ماهه
رو زد برای آب
" مُنّوا عَلَیَّ " بر لب بابای شش‌ماهه
اُف بر تو ای دنیا
خالی‌ست در آغوش مادر جای شش‌ماهه
حالا رباب است و
لالایی و گهواره و رویای شش‌ماهه
تنها امید ماست
کوچک‌ترین باب‌المراد، آقای شش‌ماهه
هرکس حسینی شد
پای براتش می‌خورد امضای شش‌ماهه

شاعر:یاقوت سرخ

  • پنج شنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 09:29
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نوحه زمزمه سینه زنی شب هفتم محرم(توسل به علی اصغر(ع) * مرتضی محمودپور

804
1

نوحه زمزمه سینه زنی شب هفتم محرم(توسل به علی اصغر(ع) ◾شب هفتم محرم
◾نوحه زمزمه سینه زنی

◾بنداول
میان خیمه عمو رباب چشم انتظار
ز علقمه ای عمو جرعه‌ی آبی بیار
به دامنش از عطش کودک ششماهه‌ای
اگر که ششماهه هست ولیک آزاده‌ای
لعل لبانش گشته کبود
پشت و پناهم جز تو نبود
ای عمو ای عموی رشید(۲)

◾بنددوم
ببین تلظی کند کودک دردانه‌ام
شکسته شد ای عمو ساغر و پیمانه‌ام
مشک ترا دیدم و رنگ ز رویم پرید
رقیه از تشنگی آه و فغان میکشید
چشم طفلان همه سوی تو
آب روان آبروی تو
ای عمو ای عموی رشید(۲)

◾بندسوم
از عطش کودکان بند دلم پاره شد
زاده‌ی ام‌البنین ز عضه آواره شد
اشک ز دیده روان مشک بدوشش عیان
راهی شط فرات به دیده‌ی خونفشان
شرمنده از روی کودکان
بهر یک جرعه آب روان
واویلا واویلا ای عمو(۲)

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • پنج شنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 14:16
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

اشعار شهادتی حضرت علی اصغر(ع) -(ولی بدان نزدم لب به آب بعد از تو) * ناشناس ؟؟؟

551

اشعار شهادتی حضرت علی اصغر(ع) -(ولی بدان نزدم لب به آب بعد از تو) ولی بدان نزدم لب به آب بعد از تو
در آن سپاه که شد انقلاب بعد از تو !

تمام دلخوشی ام دست دشمنان افتاد
گرفت بغض من و آفتاب بعد از تو

به روی دست پدر غنچه ی تو پر پر شد
و جمع شد کف دستش گلاب بعد از تو

قرار قلب دوعالم، هنوز هم مانده ست
دل رباب پر از اضطراب بعد از تو

به مشتهای گره کرده ات، چه ها کردی
که کاخ ظلم و ستم شد خراب بعد از تو

روا نبود بیوفتد رباب روی خاک
روا نبود بیوفتد حجاب بعد از تو

  • پنج شنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 18:21
  • نوشته شده توسط
  • احسان مشفق
ادامه مطلب

اشعار شهادتی حضرت علی اصغر(ع) -(از حرای ِ کوچک ِ قنداقه ات ، آغاز کن) * ناشناس ؟؟؟

736

اشعار شهادتی حضرت علی اصغر(ع) -(از  حرای  ِ کوچک  ِ  قنداقه ات ، آغاز  کن) از حرای ِ کوچک ِ قنداقه ات ، آغاز کن
فاش کن پیغمبری را جرعه ای اعجاز کن

فرصتی کوتاه مانده ، از بغل پائین نیا
هرچه میخواهی در این کوتاه فرصت ناز کن

آی اسماعیل ، هاجر خون جگر شد هو بکش
چشمه ی ِ آب ِ حیاتی ، زیر پایت باز کن

هفت شهر عشق را پیری انا الحقی بگو
مسند ِ لاهوتی ِ اشراق را ، احراز کن

خاکیان از سِرّ ِ وَجه اللهی تو عاجزند
رازهایـت را برای ِ عرشـیان ابـراز کـن

ما همه دلتنگ عطر و بوی حیدر گشته ایم
شیشه ی عطر حرم ! خوشبوترین ! سر باز کن

چون عمو فرصت نداری تا ببازی دست و چشم
وقت کوتاه است ، شور ِ عشق را ایجاز کن

کمتر از قاسم نمی باشی بیا بالی بزن
از سر ِ دست ِ پدر تا نیزه ها پرواز کن ...

* * * * * *

... بانگ هَل مِن در میان کهکشان پیچیده است
ای رباب ِ شیر زن ، شش ماهه را سرباز کن

  • پنج شنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 18:29
  • نوشته شده توسط
  • احسان مشفق
ادامه مطلب
 حسن کردی

مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( این هفتمین شب است که هیأت قیامت است) * حسن کردی

948

مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( این هفتمین شب است که هیأت قیامت است) این هفتمین شب است که هیأت قیامت است
امشب مسیر روضه به سمت خجالت است
داغ عطش گرفته رمق از گلویمان
امشب به آب گو رود از روبه رویمان
امشب تمام روضه شده آب آب آب
خون گریه میکنیم برای غم رباب
"کار جنون ما به تماشا کشیده است"
ای اهل روضه ها شب هفتم رسیده است
امشب برای تعذیه کودک بیاورید
تصویر تیر و حنجر کوچک بیاورید
تا بیشتر به قلب شما غم بیاورم
ناچارم اسم حرمله را هم بیاورم
امشب دخیل بسته ی یک گاهواره ایم
خون گریه های حنجره ای پاره پاره ایم
لطمه زنان مقتل یک شاهزاده ایم
انگار روبه روی حرم ایستاده ایم
وقتی که دید نیست دگر راه چاره ای
گل کرد روی دست پدر ماه پاره ای
فرمود این پسر نفسم نور دیده است
کار گلوی او به تلظی کشیده است
چشمان تنگ کوفه از این داغ تر نشد
مُنُّو عَلَیَّ گفت حسین و خبر نشد
مولا اشاره کرد به خشکیده روی او
برقی زد از سپیدی زیر گلوی او
دشمن مجال یک کلمه بیشتر نداد
جز با سه شعبه تیر جواب پدر نداد
خشکیده بود چونکه گلو زودتر شکست
قلب پدر شبیه گلوی پسر شکست
هر شعبه ای به یک طرف حنجرش نشست
انگار تیر بر جگر مادرش نشست
با چشم اشکبار و دل خون و نا امید
آهسته تیر از گلوی نازکش کشید

  • پنج شنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 18:30
  • نوشته شده توسط
  • احسان مشفق
ادامه مطلب
 حسن لطفی

اشعار شهادتی حضرت علی اصغر(ع) -(از چهره‌ی آفتاب عرق میریزد) * حسن لطفی

785

اشعار شهادتی حضرت علی اصغر(ع) -(از چهره‌ی آفتاب عرق میریزد) از چهره‌ی آفتاب عرق میریزد
از مشکِ بدونِ آب عرق میریزد
از رو زدنِ حسین شرمنده شده
از مقنعه‌ی رُباب عرق میریزد

  • پنج شنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1401
  • ساعت
  • 18:37
  • نوشته شده توسط
  • احسان مشفق
ادامه مطلب

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(شیرخواری در زمین کربلا ) * رضا ماه پری زنجانی

399

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(شیرخواری  در  زمین  کربلا ) شیرخواری در زمین کربلا
گوی سبقت میگرفت از انبیا

ظاهرأ او آخرین سرمایه بود
با علی اکبر ولی همپایه بود

نورحق در او تجلی کرده بود
عقل هوش از کل لشگر برده بود

چشمه ی جوشان حق بود سر ز پا
کرده بود آغوش مادر را رها

همچو ماهی در دل خورشید بود
محو نورش در سما ناهید بود

تشنه بود اما نه بر آب فرات
تشنه ی گفتار او بود کائنات

با اشاره با پدر میگفت سخن
غم مخور ای سرور دور از وطن

طفلم اما من خودم یک لشگرم
از حبیب و از زهیر هم من سرم

شیر خوارم من مدافع بر حرم
جان من قربان آن صاحب علم

شور احساس است وجود اقدسم
من در این میدان برای خود کسم

خون من تضمین دین مصطفاست
مدفن مردان حق در کربلا ست

دست من کوچک ولی مشکل گشاست
دست به دامانم تمام انبیاست

با همین‌ دستم گره وا میکنم
کار صد موسی و عیسی میکنم

در رگم خون حسینی جاری است
نیم نگاه من به دنیا کاری است

آه من در پیش حق دارد اثر
دشمنین نسلین منیم آهیم کسر

منده وار باب الحوائج منصبی
کیم آدیم سسلر روادور مطلبی

  • شنبه
  • 17
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 17:13
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی محسن پور جهانگیر

زمینه حضرت رباب سلام الله علیها -(یعنی برای تو نبود سهمی از این آب فرات ) *کربلایی محسن پور جهانگیر

1162

زمینه حضرت رباب سلام الله علیها -(یعنی برای تو نبود سهمی از این آب فرات ) بند اول ؛

یعنی برای تو نبود سهمی از این آب فرات
هنوز جلو چشم منه عزیز من خندیدنات

ای
رو نیزه دیدم گلم رو پرپر
چجوری آروم بگیرم منم یه مادر
نیزه کجا و این سر کوچیک
داغ تو آتشیم زده علی اصغر

حالا فقط لالایی میگم شاید روی نیزه بخوابی
به کی بگم که تورو کشتن بخاطر جرعه ی آبی

بند دوم ؛

هر کی تورو دیده میگه وای به حال مادرش
هر کی منو دیده میگه یعنی چی اومده سرش

ای
الهی که خیر نبینه دشمن
مخصوصا حرمله که داغ رو دله من
چقدر منو زد با اون کمونی
که تیر اون کرده جدا سرت رو ازتن

خیلی دلم رو زده آتیش هرکسی که خندیده مادر
حرمله با تیر سه شعبه میگن سرت رو چیده مادر

  • سه شنبه
  • 4
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:28
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(بیا گریون بشیم،تشنه تر از جون بشیم) * رسول چهارمحالی

429

شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(بیا گریون بشیم،تشنه تر از جون بشیم) سبک:بیا پریشون بشیم
..........................................
علی اصغرم،علی اصغرم،لایی لالایی(2)
.......................................
بیا گریون بشیم،تشنه تر از جون بشیم
مثل تیر از کمون،تو روضه گریون بشیم
بیا تا فدای،گلوی بی جون بشیم(2)
لالا بخونیم،برای طفل حسین
چون که سر از پیکرش،گشته جدا او
روی دست حسین،گشته سیراب و از
همۂ عالمین،فدا شده او
...............................
غنچۂ پرپرم،ای علی اصغرم
شب و روز از غمت،خاک عزا شد سرم
بی کس و بی پناه این من مادرم(2)
ای علی اصغرم،تشنۂ شش ماهه ام
تیر عدو بر گلوی،تو شد از جهل
شرم و شد بر رخ،حضرت ارباب حسین
موقع آوردنت،به خیمه ای یل
...........................................
روی دست پدر،پر زده ای ای پسر
مثل یاران او،به سوی داور
طفل محزون من،غنچۂ در خون من(2)
غرق ماتم شدم،اصغرم از داغ تو
همره زینب شده،گریه برایت
می خونم هر کجا،طفل رضیع مرا
دشمن دین خدا،کرده فدایت
.....................................
پشت خیمه پدر،نعش تو را ای پسر
غسل پیکر نمود،با اشک دیده
روی دست پدر،می روی در سفر(2)
بیا بر سر زنون،با همه سینه زنون
برای طفل حزین،حضرت عشق
بیا با شور و شین،همره باباش حسین
برای اصغر بگیم،لالایی عشق
..................................
علی اصغرم ،علی اصغرم،لایی لالایی(2)

  • دوشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه لری حضرت علی اصغر(ع) -(روله نازارم علی ،گُل بی خارم علی) * رسول چهارمحالی

3515
12

نوحه لری حضرت علی اصغر(ع) -(روله نازارم علی ،گُل بی خارم علی) نوحه سینه زنی و زنجیر زنی
-----------------------------
روله نازارم علی ،گُل بی خارم علی(2)
---------------------------
تو کُرِ حِیدر کراری علی ،ذوالفِقار مِنِ بی یاری علی،وارث خینِ علمداری علی،لِشگر دیده ی خینْ باری علی،تو وِ گَهوآره سبک بالی علی،پاسدار مِنی غمخواری علی،بعد عباس کَسْ و کاری علی
-----------------------------------
وا لو تِشنه شَهیدی ، تو سی مو نور اُمیدی،تو که شِش ماهه نویدی،تو علمدار رِشیدی،مُونِ بی لِشگر بدیدی،خوتِه سُویِ مُو کِشیدی،سَرِ مو وِ نِی نَدیدی ، وِ ری دَسامْ پَرْ کشیدی
---------------------------------
آسمون اِ آسمون،خَررَهْ بِی وِ سَرِمون،روله نازآرم علی ؛ پَرْ کِشی اِز ای جَهونْ،وا یِه تَنِ نیمه جُونْ،اِ اَمونُ و صَدْ اَمون ،رَتْ علی زِ وَرِمُونْ،سیش بیا روضه بَخونْ
---------------------------------
تَنِ پاکِ تُوْ وِ خاک ، روله روله گُلِ پاک،بی رُباب سِی تُو هِلاک ، زِ ری دَسام پَر کِشید؛خینِ تو تا اَفلاک ، سینه مونَ چاک چاک ، تونِ هیشتِم مینِ خاک
---------------------------------------
روله نازآرم علی ،گُلِ بی خارم علی(2)

  • دوشنبه
  • 26
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:22
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(توو خیمه ها منتظرن - تو رو برگردونم علی) * داود قاضی

506

زمینه شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(توو خیمه ها منتظرن - تو رو برگردونم علی) توو خیمه ها منتظرن - تو رو برگردونم علی
می‌خوام برم سمت حرم - ولی نمی‌تونم علی
چجوری بگم به مویی بَنده سر تو
چه بلایی اومده سرِ حنجر تو
چجوری بگم شیش ماهه‌مو چرا زدن
مثه مادرم تو رو چه بی هوا زدن ۲
کاشکی امیدِ / هیچ مَردی ناامید نشه
توو بغل باباش / هیچ پسری شهید نشه ۲

چشات هنوز بازه علی - منو تماشا میکنی
انگاری با خنده داری - دردتو حاشا میکنی
چجوری تو رو به مادرت نشون بدم
چجوری بپوشونم نبینه گلوتو
چجوری دلش اومد که اینکارو کنه
تو رو بزنه با تیری که زد عموتو ۲
با دست خودم / خاک میریزم روی تنت
واسه تو بمیرم / قنداقه میشه کفنت ۲

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -(شد چُو خَرگاهِ اِمامَت چون صَدف) *حجة الاسلام نیر تبریزی

491

حضرت علی اصغر(ع) -(شد چُو خَرگاهِ اِمامَت چون صَدف) شد چُو خَرگاهِ اِمامَت چون صَدف
خالی از دَرهای دَریای شَرَف

شاهِ دِین را گُوهری بَهرِ نِثار
جُز دُرَّ غَلطان نَماند اَندَر کِنار

شیر خوارِه شیر غابِ پُر دِلی
نَعت او عَبدالله و نامَش علی

دَر طِفُولیّت مَسیحِ عَهدِ عِشق
اِنی عَبدالله گُو دَر مَهد عِشق

بَهرِ تَلقینِ شَهادَت تِشنِه کَام
از دَمِ رُوح القُدُس دَر بَطنِ مام

ماهیّ بَحرِ لَدّنی دَر شَرَف
ناوک نمرود امت را هدف

دادِه یادَش مامِ عِصمَت جای شیر
دَر اَزَل خُون خُوردِن از پِستانِ تیر
کُودَکی دَر عَهد مَهد اُستادِ عِشق
دادِه پیرانِ کُهَن را یادِ عِشق

طِفلِ خُرد اَمّا بِمَعنی بَس سِتُرگ
کَز بُلندی خُرد بِنمایَد بُزُرگ

خود کَبیر اَست اَر چِه بِنمایَد صَغیر
دَر میانِ سَعبَة سیارِه تیر

عِشق را چُون نُوبَتِ طُغیان رِسید
شد سُوی خِیمه رَوان شاهِ شَهید

دِید اَصغَر خُفتِه دَر حُجرِ رُباب
چُون هِلالی دَر کِنارِ آفتاب

چِهرة کُودَک چُو دُردی بَرگِ بید
شیر دَر پِستانِ مادَر ناپَدید،

با زبانِحال آن طِفلِ صَغیر
گُفت با شَه کِی اَمیرِ شیر گِیر

جُملَه را دادی شَراب از جامِ عِشق
جُز مَرا کَمتَر نَشد زان کَامِ عِشق

گر چِه وَقتِ جانفشانی دِیر شد
مُهلَتی بایِست تا خُون شیر شد

زان مِئی کَز وِی چو قاسِم نُوش کرد
نُو عَروسِ بَخت دَر آغُوش کرد

زان مِئی کاَکبَر چُو رَفت از وِی زِ پا
با سَر آمد سُوی مِیدانِ وَفا

شَه گِرفت آن طِفلِ مَه اَندَر کِنار
یافت در وِی در دِلِ دَریا قَرار

آری آری مَه که شد دُورَش تَمام
دَر کِنارِ خُور بُوَد او را مَقام

بُرد آن مَه را بِسُوی رَزمگَاه
کرد رُو با شامِیانِ رُو سیاه

گُفت کِای کافَر دِلانِ بَد سُگال
که بِرُویم بَسته­ اَید آبِ زُلال

گر شُما را مَن گُنهکارَم به پیش
طِفل را نَبُوَد گُنه دَر هِیچ کیش

آب نا پِیدا و کُودَک نا صَبُور
شیر از پِستانِ مادَر گَشتِه دور

زِین فَراتی که بُوَد مِهرِ بَتُول
جُرعه­ ای بَخشید بَر سِبطِ رَسول

شاه دَر گُفتار و کُودَک گرمِ خواب
که زِ نُوک ناوُکش دادَند آب

دَر کَمان بِنهاد تیری حَرمَلِه
اوُفتاد اَندر مَلائک غُل غُلِه

رَست چُون تیر از کَمانِ شُومِ او
پَر زَنان بِنشَست بَر حُلقُومِ او

چون دَرید آن حَلق تیرِ جانگُداز
سَر زِ بازُوی یَدالله کَرد باز

تا کَمان زِه خوردِه چَرخِ پیر را
کَس نَدیدِه دو نشان یک تیر را

تیر کَز بازوی آن سَروَر گُذَشت
بَر دِلِ مَجروحِ پِیغَمبَر گُذَشت

نُوکِ تیر و حَلقِ طِفلِ ناتَوان
آسمانا واژگُون بادَت کَمان

شَه کِشید آن تیر و گُفت اِی داوَرَم
داوَری خواه از گُروهِ کَافرَم

نِیست اِین نُو باوة پِیغَمبَرت
از فَصیل ناقِه کَمتَر دَر بَرَت

شَه ببالا می­فِشانَد آن خونِ پاک
قَطره­ اِی زان بَر نَگشتی سُوی خاک

بِنگَرید آن مُرغِ دَست آمُوزِ عَرش
که چِسان دَر خون هَمی غَلطد بِفَرش

این نِگارین خون که دارد بُوی طِیب
تُحفه­ اِی سُوی حَبیب است از جَحیب

دَر رُبائید این نِگارِ پاک را
پَردِه گُلناری کُنید اَفلاک را

دَر رُبائید اِین گُهرهای ثَمین
که نَیاید دانِه­ اِی زان بَر زَمین

قَطره­ اِی زِین خون اَگر رِیزد بِخاک
گَردَد عالَم گیرِ طوفانِ هَلاک

تیر خُوردِه شاهبازِ دَستِ شاه
کرد بَر روی شَه آسیمِه نِگاه

غُنچهء لَب بَر تَبَسُم باز کَرد
دَر کِنارِ باب خوابِ ناز کَرد

وان گُشودَن لَب بِلَب خَند از چِه بود
وان نِثارِ شُکّر و قَند از چِه بود

پَس نِدا آمَد بِدو کِای شَهریار
اِین رَضیعِ خویش را بَر ما گُذار

تا دَهیمَش شیر از پِستانِ حُور
خوش بِخوابانیمَش اَندَر مَهدِ نُور

پَس شَه آن دُرَّ ثَمین دَر خاک کرد
خاکِ غَم بَر تارِکِ اَفلاک کَرد

آری آری عاشقانِ روی دُوست
اِینچِنین قُربانی آرد سُوی دُوست

اَندَر آن کِشوَر که جای دّلبَر است
نَه حَدِیثِ اَکبر و نَه اَصغر است

  • شنبه
  • 14
  • مرداد
  • 1402
  • ساعت
  • 22:11
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

زمزمه شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(انقد عطش زیاده / یه قطره اشک ندارم) * بهمن عظیمی

635
1

زمزمه شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(انقد عطش زیاده / یه قطره اشک ندارم) انقد عطش زیاده / یه قطره اشک ندارم
که رو کویر لبهات / یه کم اثر بذارم
مثل یه ماهی - بیرونِ از آب
جلو چشام از تشنگی میزنی پرپر
انقد تلظی - کردی که دیگه
آب بخوری یا نخوری می‌میری مادر
لالایی اصغر ۴

بیا دعا کنیم تا / با آب بیاد عمو جون
به خاطر دل تو / شاید بباره بارون
منم مث تو - صدام گرفته
از بس کشیدم از غم و غصه فقط آه
گرمای خورشید - شد دو برابر
نه بارون اومد نه عمو رسیدش از راه
لالایی اصغر ۴

دلت می‌خواد که باشی / امروز و یار بابا
آب و بهونه کردی / بِری کنار بابا
حالا که می‌خوای - بری عزیزم
برو علی دست خدا باشه به همرات
هرجوری باشه - طاقت میارم
برو نذار بگن چقد غریبه بابات
حسینِ مظلوم ۴

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 21:42
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

علی اصغر ع -(داری می سوزی از تب، چشات بارونی طفلِ نخورده شیرم، چه نیمه جوونی) *

412

علی اصغر ع -(داری می سوزی از تب، چشات بارونی طفلِ نخورده شیرم، چه نیمه جوونی) ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍
#واحد_سنگین
#شب_هفتم_حضرت_علی_اصغر_ع
#فقط_از_روی_سبک_بند_اول
#نوشته_شده

◾️بند اول
داری می سوزی از تب، چشات بارونی
طفلِ نخورده شیرم، چه نیمه جوونی

آتیش نزن به جونِ مادر
ای غنچه ی خزونِ مادر
بس که برات لالایی خوندم_
بند اومده زبونِ مادر

لالا ، لالا ای شمعِ بی قرار
لالا ، همه خوابند و ما بیدار
لالا ، برام تو اشکِ خون نبار

◾️بند دوم
سه روز و شب توو خیمه، نباشه آبی
سه روز و شب از عطش، اصلاً نخوابی

بخواب ای میوه ی دلم
بخواب تمومِ حاصلم
ای کامِ زخمی عاقبت_
دردِ تو میشه قاتلم

لالا ، لالا ای شمعِ بی قرار
لالا ، همه خوابند و ما بیدار
لالا ، برام تو اشکِ خون نبار

◾️بند سوم
دیگه نداری طاقت ، مادر بمیره
ناخن نکش به صورت، مادر بمیره

به آسمون هی میشه خیره
کاشکی امشب بارون بگیره
چیکار کنم توو آغوشِ غم_
غنچه ی من داره می میره

لالا ، لالا ای شمعِ بی قرار
لالا ، همه خوابند و ما بیدار
لالا ، برام تو اشکِ خون نبار

◾️بند چهارم
نمونده راهِ چاره ت. با حلق پاره ت
بعدِ تو دعوا میشه، سرِ گهواره ت

لالا، تیرِ سه شعبه تو گلوت
لالا ، یه قطره آب شد آرزوت
لالا ، ای عنچه ی نشکفته ام
لالا ، امون از دشنه ی عدوت

لالا ، لالا ای شمعِ بی قرار
لالا ، همه خوابند و ما بیدار
لالا ، برام تو اشکِ خون نبار

◾️بند پنجم
طفلِ رضیع ام اصغر، نخورده شیرم
داغِ تو جانِ مادر، چه کرده پیرم

علی شیرین زبونِ من
علی آرام جونِ من
بمیرم ای غنچه فقط_
یه امشبی مهمونِ من

لالا ، لالا ای شمعِ بی قرار
لالا ، همه خوابند و ما بیدار
لالا ، برام تو اشکِ خون نبار

#هستی_محرابی
#عصر_یکشنبه_۲_مرداد_۱۴۰۲

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 10:16
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

واحد سنتی شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(على لاى لاى ، روى دستم بخواب مادر) * علی صالحی

517

واحد سنتی شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(على لاى لاى ، روى دستم بخواب مادر) على لاى لاى ، روى دستم بخواب مادر ۲
على لاى لاى ، مى بينى خواب آب مادر ۲
گريه نكن اى پسرم / آبى نمونده توو حرم
علىِ اصغر علىِ اصغر

منو كشته ، صداى گريه هاى تو ۲
منو كشته ، ترکِ رو لباى تو ۲
هيچ كسى نيس آب بياره / ابرى نمياد بباره
علىِ اصغر علىِ اصغر

گل نازم ، پريده رنگِ روى تو ۲
گل نازم ، چرا سرخه گلوى تو ۲
شير ندارم نورِ چِشَم / خيلى خجالت ميكشم
علىِ اصغر علىِ اصغر

نمى دونم ، چرا چشماتو بستى تو ۲
نمى دونم ، كه هنوز زنده هستى تو ۲
كاشكى بازم جون بگيرى / از خدا مى خوام نَميرى
علىِ اصغر علىِ اصغر

برو مادر ، شدى واسه خودت مردى ۲
برو مادر ، بى قرارم تا برگردى ۲
چشماى زيباتو نبند / پيش بابا رفتى بخند
علىِ اصغر علىِ اصغر

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 22:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(اى آسمان امروز ، چرا نمى بارى) * علی صالحی

565

نوحه شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(اى آسمان امروز ، چرا نمى بارى) اى آسمان امروز ، چرا نمى بارى ۲
ز حال طفل من ، تو كه خبر دارى ۲
گلم تماشا دارد - تَرَک به لبها دارد ۲
(على على لالايى) ۲

ميان گهواره ، نحيف و بى جانى ۲
دگر نمى دانم ، كه زنده مى مانى ۲
نمانده آب اى مادر - كمى بخواب اى مادر ۲
(على على لالايى) ۲

از اول عمرت ، هميشه در راهى ۲
ز خستگى دارى ، تلظى اِى ماهى ۲
ز شرم تو مى ميرم - ببخش اگر بى شيرم ۲
(على على لالايى) ۲

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:02
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

سبک شور حضرت علی اصغر(ع) -(طفل رضیع کرب و بلا، یا علی اصغر) * طاها تحقیقی

1076

سبک شور حضرت علی اصغر(ع) -(طفل رضیع کرب و بلا، یا علی اصغر) ?بند اول:

طفل رضیع کرب و بلا، یا علی اصغر
نداری تو بدل و همتا، یا علی اصغر
دومین شهید شش ماهه، در آل علی
آیه ی غربت عاشورا، یا علی اصغر

بُود نامت اصغر، ولی روحت اکبر
میان گهواره، شدی همچون حیدر
تو جان دادی تا که، شود رسوا دشمن
نبوده عزم تو، کم از فتح خیبر

ای یارِ ارباب
دلدارِ ارباب
کوچک ترین سپاه و هوادار ارباب

ای جان ارباب
جانان ارباب
آخر شدی تو جزء شهیدان ارباب

علی اصغر مدد علی اصغر

?بند دوم:

ای کلید همه ی ابواب یا علی اصغر
ای قرار هر دل بی تاب، یا علی اصغر
در قیام کربلا بودی، روی دست شاه
آخرین دلاوره ارباب یا علی اصغر

تو هستی نوه ی، امیرالمؤمنین
نخ قنداقه ات، شده حبل المتین
ره صدساله را، تو یک روزه رفتی
شدی در کربلا، حماسه آفرین

تو دُرّ نابی
ماه ربابی
باب الحوائجِ پسر بوترابی

نور الأنامی
ابن الامامی
با سن کم، تو صاحب اوج مقامی

علی اصغر مدد علی اصغر(ع)

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 18:23
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(از آسمون آتيش مى باره / كسى نمونده آب بياره) * علی صالحی

598
2

زمینه شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(از آسمون آتيش مى باره / كسى نمونده آب بياره) از آسمون آتيش مى باره / كسى نمونده آب بياره ۲
گل رباب ، يه كم بخواب / خدا خودش هواتو داره ۲
جون نداره دست و پاى تو
بى رمق شده صداى تو
مادرت نَتونه شير بده
پس چى كار كنه براى تو
(واى رباب٣)

توو صورتم زدم دو دستى / چشاتو باز دوباره بستى ۲
به روى من ، ناخن بزن / بگو هنوز كه زنده هستى ۲
كاش يه كم پایين بياد تبت
سرخ سرخه زير غبغبت
ماهىِ كوچيکِ من على
سوختم از تلظّى لبت
(واى رباب٣)

تو بى قرارى من بريدم / سه روزه خندَتو نديدم ۲
آروم نگير ، فقط نَمير / آخه تويى همه اميدم ۲
شرم از اين حرم نمى كنن
نعره هارو كم نمى كنن
اين جماعتى كه من ديدم
رحم به بچه هم نمى كنن
(واى رباب٣)

  • پنج شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 23:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمزمه واحد حضرت علی اصغر(ع) -(گریه نکن بابا حالت میشه بدتر) * محمدجواد ابوتراب زاده

617

زمزمه واحد حضرت علی اصغر(ع) -(گریه نکن بابا حالت میشه بدتر) ?بند اول:

گریه نکن بابا حالت میشه بدتر
خیسه چشات خشکه لبات ای آیه‌ی کوثر
الآن برات میگیرم آب نخواب علی اصغر

الآن دیگه میرسیم میدون طاقت بیار
شایدم که بباره بارون طاقت بیار
چند قدمِ دیگه بابا جون طاقت بیار

اینا با تو کاری ندارن
شاید برا تو آب بیارن
مرهم روی دلم بزارن

?بند دوم:

فکرش برام سخته که جای آب دادن
رو دست من گریه هاتو با تیر جواب دادن
پرپر زدی خندیدن و منو عذاب دادن

با این حنجر پاره پاره چیکار کنم
نمونده واسم راه چاره چیکار کنم
فکرت راحتم نمیذاره چیکار کنم

از داغ این گلوی پُر خون
حیرون شدم تو این بیابون
خیلی پریشونم پریشون

?بند سوم:

هر جوری بود بابا جسمتو پوشوندم
با دست و پای بی رمق واست نماز خوندم
قبر کوچیک داغ بزرگ بدجوری سوزوندم

خوابیدی چه خواب شیرینی بخواب علی
دیگه خواب بد نمی‌بینی بخواب علی
تو قلبمه داغ سنگینی بخواب علی

چه خون دلهایی که خوردم
تا که تورو به خاک سپردم
کاشکی منم باهات میمردم

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 18:26
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد