حضرت علی اصغر (ع)

مرتب سازی براساس

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(دیشب خواب آغوش فاطمه دیدم)به همراه سبک سنتی *

3313
2

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(دیشب خواب آغوش فاطمه دیدم)به همراه سبک سنتی دیشب خواب آغوش فاطمه دیدم
او مرا بوسید و من او را بوسیدم
مادر به رویم خنده کرد از خود مرا شرمنده کرد
گفتا که تو مهمان من باشی به فردا

آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»

بر حنجر نازکم زهرا نگه دوخت
دیدم کند گریه از بسکه دلش سوخت
گفتا به من خوش آمدی همبازی مُحسن شدی
باشد در اینجا شیر و آب تو مُهیا
آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»

دیدارش باعث سرافرازی ام شد
شش ماهه ی مادرت همبازی ام شد
می آمد از او بوی تو گفتا منم عموی تو
جای دو شش ماهه بود آغوش زهرا
آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»

دانلود سبک

منبع:سایت مدایح

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:10
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر برای شب هفتم محرم -(وقتش رسیده است که پر در بیاوری) *

4184
2

شعر برای شب هفتم محرم -(وقتش رسیده است که پر در بیاوری) وقتش رسیده است که پر در بیاوری

از راز خنده همه سر در بیاوری

وقتش رسیده است که با روضه های خشک

اشکی زچشم چند نفر در بیاوری

وقتش رسیده است که موسی شوی و باز

از نیل تا فرات جگر در بیاوری

خون را به روی تیغ کشاندی که جنگلی

از زیر دست های تبر در بیاوری

تو یک تنه حریف همه می شوی و بس

از این قماط دستی اگر در بیاوری

تو از نوادگان مسیحی بعید نیست

از خاک مشک تازه و تر در بیاوری

در این کویر خار گل انداخت گونه ات

گفتی کمی ادای پدر در بیاوری

لب می زنی به هم که بخوانی ترانه ای

اشکی به این بهانه مگر در بیاوری

شاعر : رضا جعفری

  • جمعه
  • 11
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 14:31
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(من یاوری جز این پسر ندارم)به همراه سبک سنتی *

3874
8

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(من یاوری جز این پسر ندارم)به همراه سبک سنتی من یاوری جز این پسر ندارم
در باغ خود یک گل دگر ندارم
این یاس گلزار من است
غنچة بی خار من است

ای اهل عالم – ای اهل عالم «تکرار»

دانید تیر حرمله چه ها کرد
آمد به باغ و لب غنچه وا کرد
او بر رخ من خنده کرد
از خود مرا شرمنده کرد
ای اهل عالم – ای اهل عالم «تکرار»

این گل به مشکین موی او شکن هاست
در چشم نیمه باز او سخن هاست
آئینه ی وجودم اوست
هم غیب و هم شهودم اوست
ای اهل عالم – ای اهل عالم «تکرار»

دانلود سبک

منیع:سایت مدایح

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:22
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

گهواره خالی-(بخواب آروم علی جان، که مادرت بیداره) *

19485
109

گهواره خالی-(بخواب آروم علی جان، که مادرت بیداره) نجوای رباب با علی اصغر :

بخواب آروم علی جان، که مادرت بیداره

رفته عمو ابالفضل ، واسه تو آب بیاره

الهی که تا زنده ام ، به داغ تو نشینم

نشه یه وقت رو نیزه ، سر تو رو نبینم

شرمنده ام علی جان ، اگه که شیر ندارم

ناخون نزن به سینم ، ایشالله آب میارم

" از گریه های اصغر، دلم داره می گیره

یه قطره آب بیارید ، بچّه ام داره می میره "

سه شعبه رو آوردن ، به جای قطره ی آب

آتیش زدن دوباره ، به جون و قلب ارباب

به یاد تو تا زنده ام ، اشکای غم میریزم

گهواره ی خالیتو ، تکون می دم عزیزم

داغ یه سالگیت موند ، روی دل شکستم

شش ماه بیشتر نداشتی ، به ماتمت نشستم

دل گفته ای از : وحید محمدی

آدرس وبلاگ :

h

  • یکشنبه
  • 13
  • آذر
  • 1390
  • ساعت
  • 07:42
  • نوشته شده توسط
  • vahid
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

دانلود متن و سبک زمینه شهادت حضرت علی اصغر -( نزن آتيش به دل غنچه پرپر بابا ) * بهمن عظیمی

4601
3

دانلود متن و سبک زمینه شهادت حضرت علی اصغر  -( نزن آتيش به دل غنچه پرپر بابا ) نزن آتيش به دل
غنچه پرپر بابا
نور چشم تربابا
على اصغربابا
دست و پاميزنى
آتيش ميگيره جيگرم
قلبم ميسوزه پسرم
ميخندن به چشم ترم
واى،خنده هات قلب،منو از جا كند
میکُشه آخر،منواين لبخند
خنجرى خورده،به دل خستم
سرت آويزون،شده رو دستم
ميبينه مادرت،ازخيمه حالتم
چيكاركنم بااين،خجالتم

لالاى على على ۳
********
از تيرحرمله
پاشيده حنجرت على
خونيه پيكرت على
بيچاره مادرت على
تركاى لبت
غرق به خون شده على
دل بى سامون شده على
اشكام بارون شده على
واى،غرق درخونِ،بدنم اصغر
لرزه افتاده،به تنم اصغر
خداميدونه،که دلم خونه
شبیهِ ذلفِ،تو پریشونه
مضطرشده دلم،سخته نفس برام
ميخنده لشكرى،به گريه هام

لاى لاى على على ۳
******

  • جمعه
  • 11
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 09:38
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(چرا ای قرص ماه من، شده رنگ تو مهتابی)به همراه دانلود سبک سنتی *

3335
6

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(چرا ای قرص ماه من، شده رنگ تو مهتابی)به همراه دانلود سبک سنتی چرا ای قرص ماه من، شده رنگ تو مهتابی
نمی بینی شکوفایی، که باشد فصل بی آبی
واویلا، آه و واویلا «تکرار»

زدی بر روی من خنده، شدم زین خنده شرمنده
به یک لبخند پُرمعنی، شدم همه کُشته هم زنده
واویلا، آه و واویلا «تکرار»

سردست پدر بودی، شدی چون مرغ پر کنده
ز لبخندت بود پیدا، که قبرت را پدر کنده
واویلا، آه و واویلا «تکرار»

دانلود سبک

منبع:سایت مدایح

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

روضه مرحوم کافی,روضه حضرت علی اصغر(ع),(منهال می گوید: آمدم مکه، محضر مقدس امام چهارم،) *

7315
24

روضه مرحوم کافی,روضه حضرت علی اصغر(ع),(منهال می گوید: آمدم مکه، محضر مقدس امام چهارم،) منهال می گوید: آمدم مکه، محضر مقدس امام چهارم، زین العابدین(ع) شرفیاب شدم. فرمود: منهال! از حرمله چه خبر داری؟ عرض کردم : آری آقا جان! حرمله در کوفه، زنده است. ولی مختار دستور داده که مأمورانش تعقیبش کرده و پیدایش کنند. می خواست او را بکشد. من می گویم: آقا جان! چرا

میان این همه افراد شما فقط از حرمله می پرسید؟ میدانی چرا؟ آخه بچه ی شیر خواره که گناه ندارد؟ برای یک شربت آب حسین(ع) قنداقه بچه اش را روی دست گرفت و مقابل آن مردم بی حیا آورد. مرحوم حاج شیخ جعفر شوشتری نقل می کند: وقتی علی (ع) را به دست امام حسین (ع) دادند آقا نگاه کرد دید بچه دارد از تشنگی جان می دهد. آقایان نمی دانم تا حالا بچه ک

  • یکشنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 07:04
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

روضه مرحوم کافی,روضه حضرت علی اصغر(ع),(السَّلام علیک یا أبا عبدالله و علی الأرواح المقدَّسة الَّتی) *

3422
4

روضه مرحوم کافی,روضه حضرت علی اصغر(ع),(السَّلام علیک یا أبا عبدالله و علی الأرواح المقدَّسة الَّتی) السَّلام علیک یا أبا عبدالله و علی الأرواح المقدَّسة الَّتی حلّت بفنائک علیک منی سلام الله أبداً ما بقیتُ و بقی اللیل و نهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتک السلام علی الحسین و علی علیَّ بنِ الحسین و علی أولاد الحسین و علی أصحاب الحسین

امشب می خواهم شما را به یک جای خوبی ببرم. می خواهم همه شما را به خیمه های ابی عبدالله (ع) ببرم. مگر در خیمه های ابی عبدالله(ع) چه خبر است؟ بچه ی شیر خواره ام را بیاورید،می خواهم ببینمش. قنداقه علی(ع) را آوردند و به آقا امام حسین(ع) دادند. خدا! وقتی نگاه کرد دید بچه، چشمهایش به کاسه سر فرو رفته، رنگ بچه زرد شده، از شدت عطش زبانش را دور دهان می گرداند، لبهای

  • یکشنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 07:10
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(باغ من تشنه است و فصل بی آبی ست)به همراه دانلود سبک سنتی *

4097
2

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(باغ من تشنه است و فصل بی آبی ست)به همراه دانلود سبک سنتی باغ من تشنه است و فصل بی آبی ست
روی هر ماه من چون شب مهتابی ست
ای گل ناز من – جان و جانباز من
اصغر من، اصغر من «تکرار»

من ندارم ز صد لشگر دشمن هَراس
اگر آبی طلب کنم مَبین التماس
ای گل ناز من – جان و جانباز من
اصغر من، اصغر من «تکرار»

غنچة ناز من به باغبانت بخند
گرچه پرپر شدی به دشمنانت بخند
ای گل ناز من – جان و جانباز من
اصغر من، اصغر من «تکرار»

پسرم وا کنم بند قماط تو را
تا روی دست بابا بزنی دست و پا
ای گل ناز من – جان و جانباز من
اصغر من، اصغر من «تکرار»

دانلودسبک

منبع:سایت مدایح

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:45
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

روضه حضرت علی اصغر(ع),(مشب شب عطشه فردا راه را می بندند) *

3235
5

روضه حضرت علی اصغر(ع),(مشب شب عطشه فردا راه را می بندند) امشب شب عطشه فردا راه را می بندند امشب حرم آل علی آب ندارد

به آدم فرمود طوری عطش بالا می گیرد بزرگتر ها جلوی چشما شون را مثل دود می بینند

بر مرکب پیغمبر اعظم سوار شد عمامه بست رو به سوی کار زار شد

زیر عبا گرفت علی عزیزه را با شیر خواره جانب آن قوم خوار شد

گفتند امده است به قران قسم دهد پس همهم گرفت و قشون بی قرار شد

پس دست برد و طفلک از حال رفته را بیرون کشید و خاتم شه آشکار شد

لب باز کرد تا سخن انشا کند حسین پس روبرو به مکتب داد و هوار شد

چندی سخن ز ماهی و آب فرات کرد پس با علی سخن از سر التفات کرد

چشم سیاه تو چقدر آب می خورد اصلا شب سیاه مگر آب می خورد

شمر و سنان و اخنس و خولی بها ن

  • یکشنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 07:16
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(باغبانان گل من سوخته در پای چمن)به همراه دانلود سبک سنتی *

3180
5

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(باغبانان گل من سوخته در پای چمن)به همراه دانلود سبک سنتی باغبانان گل من سوخته در پای چمن
دگر امشب ندهید آب به گل های چمن
که گلستان علی بی آب است
دل اطفال علی در تاب است

وای از تشنه لبی
کوفیان آینه عاطفه را بشکستند
راه بر راهبران بشریّت بستند
با حسین بن بد کردند
راه چاره بَرِ او سد کردند
وای از تشنه لبی
نه همین آب بر اولاد علی می بندند
بر شرار عطش تشنه لبان می خندند
مشک بر دست و عمو می طلبند
همگی آب از او می طلبند
وای از تشنه لبی
تشنگی خیمه زده بر لب دریای فرات
پسر فاطمه و تشنه لبی، وایِ فرات
لب اطفال ز بس خشکیده است
همچنان غنچه آتش دیده است
وای از تشنه لبی

دانلود سبک

منبع:سایت مدایح

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:33
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

کاش اصغر به روی دست نبود * محمد مهدی عبدالهی

1961
3

کاش اصغر به روی دست نبود السلام علی الطفل الرضیع

کاش روضه، این همه سخت نبود

کاش اصغر، به روی دست تبود

تیر آمد، ذُبِحَ العَطشان شد

خون تازه ز گلو ،لَخت نبود

شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • جمعه
  • 10
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 19:04
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

متن روضه حضرت علی اصغر(ع),(ای اکبر کرده همدوشی علی برده سر در جیب خاموش علی) *

3774
4

متن روضه  حضرت علی اصغر(ع),(ای اکبر کرده همدوشی علی                                              برده سر در جیب خاموش علی) ای اکبر کرده همدوشی علی برده سر در جیب خاموش علی

تو مسیح عترتی وز مرتبت کرده با قرآن هم آغوشی علی

اصغرم قنداقه ات شد غرق خون زود بودت این کفن پوشی علی

چون تو سربازی دگر نائل نگشت بر سر دوشم بسر دوشی علی

خواستم از گریه خاموشت کنم من که تا سر حد بیهوشی علی

منهال بن عمرو می گوید: خدمت امام سجاد رسیدم ، به امام سجاد گفتم : مختار در حال انتقام گرفتن قاتلان پدرت می باشد .

امام سجاد (ع)فرمودند : آیا حرمله را هم گرفته اند یا نه ؟ حرمله در چه حالی است ؟

عرض کردم : هنگامی که از کوفه بیرون آمدم حرمله زنده بود . منهال می گوید : دیدم امام سجاد دستانش را به سوی آسمان بلند کرد فرمود :« اللّهُمَّ اَذِق

  • یکشنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 07:38
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

جز علی اصغر،کسی بهتر ندید * محمد مهدی عبدالهی

1885
3

جز علی اصغر،کسی بهتر ندید السلام علی الرضیع الصغیر

حرمله، تیر تو قلبم را بُرید

جز علی اصغر،کسی بهتر ندید

تا علی ، لب را به لب هایش فشرد

آمد و حلقوم کوچک را درید

شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • جمعه
  • 10
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 19:39
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(خون خورم در غم آن طفل كه جای لبنش) *

2585
1

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(خون خورم در غم آن طفل كه جای لبنش) خون خورم در غم آن طفل كه جای لبنش

ریخت دست ستم حرمله خون در دهنش

كودكی كآب ز سرچشمۀ وحدت می خورد

گشت از سوز عطش، آب، روان در بدنش

گر تن نوگل لیلا نبود لالۀ سرخ

از چه آغشته به خون گشت چنین پیرهنش

غنچه‌ای از چمن زادۀ زهرا بشكفت

كه شد از زخم سنان، چون گل صد برگ، تنش

گلشنی ساخته در دشت بلا گشت، كه بود

غنچه‌اش، اصغر و گل، قاسم و اكبر سمنش

تشنه لب كشته شد آن شاه، كه با خنجر و تیر

گشت ببریده و شد دوخته بر تن، كفنش

آن كه باشد نظرش داروی هر درد «سنا»

چشم دارم كه فتد گوشه چشمی به منش

شاعر:سنا

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:45
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 جابر عابدی

اشعار زمینه برای حضرت علی اصغر(ع) -( لبات ترک خورده نیمه جونم علی ) * جابر عابدی

42

اشعار زمینه برای حضرت علی اصغر(ع) -( لبات ترک خورده نیمه جونم  علی   ) لبات ترک خورده نیمه جونم علی
رمق نداری ای مهربونم علی
اینقدر بی تابی نکن رو دستام علی
ببین بهارم به پات خزونم علی
گریه نکن، عمو رفته بیاره آب
مادرت رو نده عباب ی برا چند لحظهای بخواب
برا گلوت بمیرم زخم زخمیه
سهم اشکات بی رحمیه ی از فراتم بی سهمیه
علی جون، خشک لبهات ی نداره اشکی چشمات
بمیرم نبینم دردات 2
وای علی علی
غمت شده بغض ناگریزم علی
تموم هستیمو به پات میریزم علی
من آرزومه ببینمت که علی
رو پا خودت راه میری عزیزم علی
مادر چی شد دست و پات سردِ سرد شده
رنگوروتزردزرد شده ی تشنگیتضعف ودردشده
کاری بکن چرا بی حسّ و آه شدی
چرا خیره نگاه شدی ی لب کبود و سیاه شدی
علیجون، یه نیگام کن ی باگریت باز صد

  • شنبه
  • 5
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 15:15
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع)،(همیشه جای رقیه ست پای گهواره) *

4614
6

اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع)،(همیشه جای رقیه ست پای گهواره) همیشه جای رقیه ست پای گهواره

و طفل را به بغل گاه جای گهواره ...

شروع میشود اینسان صدای گهواره :

بیاورید علی را برای گهواره

خدا برای همیشه نوشت : شش ماهست

و تا عروج تمام بهشت شش ماه است

رباب گفت چه دنیا برای من زیباست

دو بال حیدریش وقت پر زدن زیباست

علی نشست بگوید که واقعا زیباست

رقیه گفت : شبیه عمو حسن زیباست

چقدر فاطمه جایش میانشان خالیست

که بنگرد ثمرات مدینه اش عالیست

ز حیث چهره در این خانه دست بالا دست

اگر نبود حوائج زیاد ، حالا هست!

برای عرض عریضه ست قلبمان پیوست

شدیم محض غلامیش نوکرش دربست

خصوصیات گداییست : جستجو دارد

می یابد آنکه بجوید ، اگر وضو دارد

زیاد نیست ابالفضل م

  • پنج شنبه
  • 26
  • مرداد
  • 1391
  • ساعت
  • 12:19
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب) *

3380
10

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب) طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب

لالا گلم ، عزیز دلم ، اصغرم بخواب

شرمنده ام که شیر ندارم ...به سینه ام

ناخن مکش تو خاک مکن بر سرم بخواب

آرام که نمی شوی ای میوه ی دلم

خیمه به خیمه هرچه تو را می برم ، بخواب

نزدیک به سه روز و سه شب می شود علی

پلکم به هم نیامده مادر ، برم بخواب

لالا گلم ، ببین که شبیه تو تشنه ام

آتش مزن به جان من ای مادرم ، بخواب

من خواب دیده ام که سرت روی نیزه بود

خواب و خیال بود نشد باورم ، بخواب

شاعر : رضا رسول زاده

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(اولین روز است که بی گهواره می گردی علی) *

3218
13

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(اولین روز است که بی گهواره می گردی  علی) اولین روز است که بی گهواره می گردی علی

یک شبه مادر برای خود شدی مردی علی

آخرین باری که بستم بند این قنداق را

بر دلم افتاد که دیگر بر نمی گردی علی

بیشتر شرمنده می سازی پدر را گریه کن

بس کن این لبخند تو اشکم در آورد ی علی

زانویت را جمع کردی بس که پر دردی علی

باز کن از ساقه ی تیر انگشتان خود

نیست هم بازی تو بیپاره ام کردی علی

بی تعادل هستی ، ماتم چگونه با سرت

حجم تیر حرمله را تاب آوردی علی

می زنی لبخند پیدا می شود سر های تیر

عاقبت دندان شیری هم در آوردی علی

شاعر:سراج

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:24
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(ای ذبیح کوچکم، ای شهید آخرم)به همراه سبک سنتی *

5102
8

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(ای ذبیح کوچکم، ای شهید آخرم)به همراه سبک سنتی ای ذبیح کوچکم، ای شهید آخرم
پر زدی از دوش من، روی دست مادرم
پیش پیکان حنجر خود را سپر کردی
خون به جای لاله تقدیم پدر کردی

غنچه ی پرپر، ای علی اصغر

غنچه ی بی آب من چون گل از هم واشدی
مُهر طومار حسین، روز عاشورا شدی
تو تمامِ هستیِ فرزند زهرایی
تو مدال شانه ی خونین بابایی
غنچه ی پرپر، ای علی اصغر

بلبل خاموش من، مقتلت آغوش من
هم نشان غربت و هم مدال دوش من
پیش چشمم با لب عطشان تو را کشتند
کودکم را بر سر دستم چرا کشتند
غنچه ی پرپر، ای علی اصغر

خون سرخ حنجرت، آبروی من شده
هم خضاب من شده، هم وضوی من شده
صید خونین بال من، آهسته جان دادی
عاقبت با دست و پای بسته، جان دادی
غنچه ی پرپر، ای علی اصغر

با

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 06:06
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(ای طوطی پر بشکسته ای نرگس چشمت بسته)به همراه سبک سنتی *

3425
4

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(ای طوطی پر بشکسته ای نرگس چشمت بسته)به همراه سبک سنتی ای طوطی پر بشکسته ای نرگس چشمت بسته
در موسم طفلی گشتی از عمر عزیزت خسته
تو دسته گل ایثار منی با خون گلویت یارمنی
غمخوار منی، غمخوار منی دلدار منی، دلدار منی

طفلِ معصومِ خونین جامه ی من
مُهرِ پای شهادت نامه ی من
ای علی جان، علی جانم، علی جان

شیرین دهن بی شیرم رزمنده ی بی شمشیرم
هم زخم تو را می بوسم، هم در بغلت می گیرم
زخم گلویت پیمانه ی من، لبخند لبت گلخانه ی من
برسر دست بابا خنده کردی
هم مرا کشتی و هم زنده کردی
ای علی جان علی جانم علی جان

لب تشنه فدایت کردم تقدیم خدایت کردم
تو خنده زدی بررویم، من گریه برایت کردم
گلگون شده رخسارچو مهت، شد شانه ی بابا قتلگهت
کافران بغض خود را چاره کردند
قرآن

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 07:49
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(غنچه اگر خم شده‌ست و تاب ندارد) *

2342
1

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(غنچه اگر خم شده‌ست و تاب ندارد) غنچه اگر خم شده‌ست و تاب ندارد

از سر شاخه نچين ، گلاب ندارد

ماهي من لب به روي لب زَنَد امّا

قدرت آنكه بگويد آب ندارد

دين شما چيست..؟...از كدام قُماشيد..؟

آب به بچه دهي ، ثواب ندارد؟!

تير سه شعبه براي كشتن شير است

نازُكيِ اين گلو كه تاب ندارد

هلهله‌هاتان براي چيست جماعت؟

مَردِ خجالت زده عذاب ندارد

كاش بميرم ولي به خيمه نيايم

دلهُره‌ي مادرش جواب ندارد

كاش دگر بر فراز نيزه نخندد

طاقت اين وضع را رباب ندارد

شاعر:علی صالحی

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 15:21
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(دامان آسمان را در خون کشیدم)به همراه سبک سنتی *

6281
13

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(دامان آسمان را در خون کشیدم)به همراه سبک سنتی دامان آسمان را در خون کشیدم
تیر از گلوی اصغر بیرون کشیدم
امیدم، امیدم، شهیدم، شهیدم
بابا علی جان بابا علی جان

هستی من فدا شد با خون اصغر
طومار من امضا شد با خون اصغر
طفل بی گناهم، تمام سپاهم
بابا علی جان بابا علی جان
طوطی روحت اوج از قفس گرفته
تیر سه شعبه راه نفس گرفته
تا تو دیده بستی، دلم را شکستی
بابا علی جان بابا علی جان
ای مرغ سر بریده بر روی دستم
وقتی تو خنده کردی، من دیده بستم
با گلوی پاره، خنده کن دوباره
بابا علی جان بابا علی جان
دیشب به گاهواره احیا گرفتی
تا بر شهادت خود امضا گرفتی
امشب با زهرایی، در خاک صحرایی
بابا علی جان بابا علی جان
درد فراق اصغر آخر دوا شد
شش ماهة شهیدم حاجت روا

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 12:48
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد) *

3616
11

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد) تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد

هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد

پدرش چیز زیادی که نمی خواست فرات

یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد

با دو انگشت همین حنجره می شد پاره

چه نیازی به سه شعبه است که تا پر برسد

خوب شد عرش همه نور گلو را برداشت

حیفه خون نیست برین خاکه ستمگر برسد

دفن شد تا بدنش نعل نبیند

اما دست یک نیزه بر آن حلق مطهر برسد

شعله ور می شود این داغ دوباره وقتی

شیر در سینه ی بی کودک مادر برسد

زیر خورشید، نشسته به خودش می گوید

تیر نگذاشت که آن جمله به آخر برسد

شاعر:سراج

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(امشب دل فاطمه را شکستند)به همراه سبک سنتی *

4222
13

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(امشب دل فاطمه را شکستند)به همراه سبک سنتی امشب دل فاطمه را شکستند
بر روی آل الله آب بستند
اطفال ثار الله تشنه هستند
یا اباالفضل ، یا اباالفضل (4 تکرار)

سقا خجل از لب خشک اصغر
اصغر به گاهواره می زند پر
دائم زند ناخن به قلب مادر
یا اباالفضل ، یا اباالفضل (4 تکرار)
در خیمه ها صدای آب آب است
دریا روان از دیدة رباب است
قلب سه ساله از عطش کباب است
یا اباالفضل ، یا اباالفضل (4 تکرار)
سوز عطش در جگر حسین است
این آب، مهر مادر حسین است
خشکیده کام دختر حسین است
یا اباالفضل ، یا اباالفضل (4 تکرار)
فریاد از این همه ظلم و کینه
پریده رنگ بلبل مدینه
جاری است اشک دیدة سکینه
یا اباالفضل ، یا اباالفضل (4 تکرار)
تشنگی سکینه احساس شد
پژمرده از عطش گل یاس

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:00
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(لایی لایی لایی لایی اصغرم) *

10326
37

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(لایی لایی لایی لایی اصغرم) لایی لایی لایی لایی اصغرم

به علی بسته شده راه نجات

موج كمتر بزن ای آب فرات

گل نازم لایی لایی پسرم

با نگات آتیش نزن بر جگرم

لایی لایی لایی لایی اصغرم

ای كه از سوز عطش سوخته لبات

سینه مو زخمی نكن با پنجه هات

هرچقدر چنگ بزنی شیر نمی آد

دیگه بعد از عمو آب گیر نمی آد

اونی كه تشنه ها رو آب می داده

حالا دستاش توی صحرا افتاده

عمو جون ما كه دیگه آب نمی خوایم

عموجون خودت بیا تو رو می خوایم
لایی لایی لایی لایی اصغرم

شاعر:سراج

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 15:37
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(امشب به صف کرب و بلا قحطی آب است)به همراه سبک سنتی *

9931
12

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(امشب به صف کرب و بلا قحطی آب است)به همراه سبک سنتی امشب به صف کرب و بلا قحطی آب است
از گریة اصغر جگر آب، کباب است
ای ساقی بی آب عباس اباالفضل
اصغر شده بی تاب عباس اباالفضل

افسوس که پژمرده گل یاس حسین است
دریا خجل از خجلت عباس حسین است
ای ساقی بی آب عباس اباالفضل
اصغر شده بی تاب عباس اباالفضل
آب آور لب تشنة گل های مدینه
آبی برسان بر لب عطشان سکینه
ای ساقی بی آب عباس اباالفضل
اصغر شده بی تاب عباس اباالفضل
این آب فرات است که مهریة زهراست
لب تشنه چرا دختر او زینب کبراست
ای ساقی بی آب عباس اباالفضل
اصغر شده بی تاب عباس اباالفضل
بشتاب که خون در دل دریاست اباالفضل
خشکیده لب یوسف زهراست اباالفضل
ای ساقی بی آب عباس اباالفضل
اصغر شده بی تاب عباس اباالف

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:05
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(تو تشنه می روی و زمان سفر شده) *

2353
2

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(تو تشنه می روی و زمان سفر شده) تو تشنه می روی و زمان سفر شده

یا روزهای تیره تر از شب سحر شده

گرم بیان خواهش خشک لبت شدم

دیدم لبت ز خون گلوی تو تر شده

شاید که تیر سینه من را هدف گرفت

از چه گلوی تو به سه شعبه سپر شده؟

این ساقه ی لطیف که با بوسه می شکست

حالا دو نیم از لب تیز تبر شده

یک دشت غرق هلهله و خنده به رو به روست

دریایی از تلاطم غم پشت سر شده

دور از نگاه منتظر مادرت، علی

تشییع و کفن و دفن تنت دردسر شده

آهسته زخمِ باز تو را بسته ام ولی

حس می کنم که فاصله اش بیشتر شده

شاعر:محمد امین سبکیار

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 15:41
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(ز این همه باغ گل که در برم بود)به همراه دانلود سبک سنتی *

3024
2

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع),(ز این همه باغ گل که در برم بود)به همراه دانلود سبک سنتی ز این همه باغ گل که در برم بود
غنچه ای ماند و آن هم اصغرم بود
دست گلچین، غنچه ام چید در برم وای
اصغرم وای، اصغرم وای، اصغرم وای

سپر جانم آن یاس گلو شد
مُهر مظلومی ام به خون او شد
پر کشید آن مرغ قدسی از سرم وای
اصغرم وای، اصغرم وای، اصغرم وای
گل یاسم کجا و داس دشمن
خون او می کَند اساس دشمن
رفته جانم بلکه از جان بهترم وای
اصغرم وای، اصغرم وای، اصغرم وای
تا که قنداق او غرقه خون شد
آبروی قیام من فزون شد
داغ محسن، تازه شد در خاطرم وای
اصغرم وای، اصغرم وای، اصغرم وای
او که دسته گل مدینه ام بود
او که دلگرمی سکینه ام بود
رفت و دل خون شد ز داغش دخترم وای
اصغرم وای، اصغرم وای، اصغرم وای
از لب تشنه طفل

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده است) *

2302
0

اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع)،(قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده است) قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده است

سرباز آخر را خودش میدان فرستاده است

از موج آغوش پدر تا اوج خواهد رفت

از نسل ماهی های دریاهای آزاد است

نه ضربت شمشیر می خواهد نه نعل اسب

شش ماهه خیلی ارباً اربا کردن اش ساده است

تیر سه شعبه کار خنجر می کند این جا

سر، با همین یک تیر روی شانه افتاده است

از رنگ سرخ آسمان پیداست این جا هم

سالار زینب امتحان را خوب پس داده است

که روی نیزه هفتاد و دو سر دیده است

در کودکی تشییع مفقود الاثر دیده است

شاعر:بشری موحد

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 15:47
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد