شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس
 جواد کلهر

فراق حضرت مهدی (عج) -( عصر دلگیری است عصر جمعه ها ) * جواد کلهر

1354

فراق حضرت مهدی (عج) -( عصر دلگیری است عصر جمعه ها ) عصر دلگیری است عصر جمعه ها
برجگر تیری است عصر جمعه ها
بی خبر ماندن ز دلداری غریب
این چه تقدیری است عصر جمعه ها
صوت قرآنش اگر آید گوش
خوش چه تقریری است عصر جمعه ها
این کلاف درهم پر پیچ و تاب
مثل زنجیری است عصر جمعه ها
نامه ای ناید به دستم از حبیب
این چه تاخیری است عصر جمعه ها
کیمیاگر در سرش فکر طلاست
همچو اکسیری است عصر جمعه ها
آب پاشیدن در خانه چه سود
این چه تدبیری است عصر جمعه ها
کوی ما نامش ولی عصر بود
کوچه هم خالی است عصر جمعه ها
انتظار و انتظار و انتظار
این چه تقصیری است عصر جمعه ها
تا غروب جمعه فرصت باقی است
عصر دلگیری است عصر جمعه ها

شاعر : جواد کلهر

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 20:21
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 جواد کلهر

امام زمان (عج) -( تا که پیوسته به دنبال گناهیم و حرام ) * جواد کلهر

1142

امام زمان (عج) -( تا که پیوسته به دنبال گناهیم و حرام ) تا که پیوسته به دنبال گناهیم و حرام
طلب دیدن رویت هوسی باطل و خام
هر مجرد که ز دنیا برود ناکام است
یا کسی که نگرفته است ز صهبای تو کام
با وجودی که من از فرط گنه روسیهم
کی توان گفت به مولا که منم بر تو غلام
باید از وعده شیطان به خدا برد پناه
گر چه بسیار بود در کف او دانه و دام
نیست راهی به خیام و حرم اقدس او
تا زمانی که بود در طلبش لرزه به گام
ظلم در عالم و مظلوم به چنگال بلاست
گر چه بنیاد ستم را به جهان نیست دوام
خون مظلوم روان گشت و تو در پرده غیب
ذوالفقارت چه زمانی جهد از بند نیام
چه کسی بهر فرج همچو شما مشتاق است
ذکر تعجیل فرج بر لبتان هست مدام
باید از شیشه عطر و ِگل عطار گذشت
بوی عطر گل نر

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 20:29
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 جواد کلهر

درد هجران -( پا کشیدم به روی خاک دگر نایی نیست ) * جواد کلهر

2024
1

درد هجران -( پا کشیدم به روی خاک دگر نایی نیست ) پا کشیدم به روی خاک دگر نایی نیست
چون گل روی تو ای ماه دل آرایی نیست

یا بگو سخت مگیر و ره خود گیر و برو
یا نظر کن به دلم بین که تسلایی نیست

من بدون تو چه سازم به جهان ای جانا
روزها در نظرم چون شب تنهایی نیست

هر طرف می نگرم جای تو خالیست بدان
غیر دیدار رخت هیچ تمنایی نیست

سر بر آور تو ز صحرا و ببین حالم را
گوشه خلوت من گرچه تماشایی نیست

دم عیسایی تو علت درمانم بود
درد باقی ست ولی بی تو مسیحایی نیست

جز وصالی که خودت وعده آن را دادی
از کرم خانه تو هیچ تقاضایی نیست

باغ بی روی تو دیگر ندهد برگ و بری
فصل پاییز دگر فصل شکوفایی نیست

خبر کوچ از این پیله پیچده به تن
شد همه دلخوشی ام ور نه مدارای

  • جمعه
  • 26
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 21:07
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان (عج) -( سلام صاحب الزمان، سلام بر حریم تان ) * محمد جواد شیرازی

4071
6

مناجات با امام زمان (عج) -( سلام صاحب الزمان، سلام بر حریم تان ) سلام صاحب الزمان، سلام بر حریم تان
به صد امید هر سحر سلام می دهیم تان

بهار می شود دل خزان برگ ریزمان
صبا اگر بیاورد به شهر مان شمیم تان

خودت به فکر ما همیشه از قدیم بوده ای
دلم خوش است بر همین کرامت قدیم تان

مرا که بین ظلمت زمانه غرق گشته ام
به جبر هم شده ببر به راه مستقیم تان

همیشه همنشین این دل شکسته ام شدی
اگرچه کوچکم برای منصب ندیم تان

اگر تو را قسم دهم مرا قبول می کنی؟!
به اضطراب زینب و به مادر کریم تان...

به جای روضه یک سؤال می کنم فقط همین
سؤال می کنم از آن مصیبت عظیم تان

میان این همه صحابه ی نبی چرا کسی
جلو نیامد و نشد مدافع حریم تان؟!

شاعر : محمد جواد شیرازی

  • شنبه
  • 4
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:36
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا مهدی -( جمعه به جمعه منتظر مانده دودیده ترم ) * اسماعیل تقوایی

1116

یا مهدی  -( جمعه به جمعه منتظر مانده دودیده ترم  ) یا مهدی(عج)

جمعه به جمعه منتظر مانده دودیده ترم

تا برسی ز ره شود دوره ی هجر آخرم

حسرت دیدن رخت مانده به دل نگار من

کی شود آن جمال تو جلوه کند برابرم

تا که نرفته جان زتن از غم هجرت ای شها

پر زشراب وصل کن از ره لطف ساغرم

گرکه گناهکارم وسد ظهور گشته ام

سر به کفم نهاده ام تا که دهی تو کیفرم

همچو منست عالمی منتظر ظهور تو

پرده بزن کنار تا روی چو ماه بنگرم

فصل خزان ظلم راختم کن ای بهارمن

نوبت عدل آمده،دلبر عدل گسترم

بوی فراق می کشد جمله ی عاشقان تو

عطر حضور را بزن تازه گل معطرم

منتظراست کعبه تابشنود آن ندای تو

کاش که باشم وشود نوکریت مقدرم

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • جمعه
  • 10
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 17:12
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

متن شعر حضرت مهدی(عج) -( دل، دلِ من مست و گرفتارِ توست ) * هستی محرابی

842

متن شعر حضرت مهدی(عج) -( دل، دلِ من مست و گرفتارِ توست ) دل، دلِ من مست و گرفتارِ توست
یکسره در حسرتِ دیدارِ

شب که به یادِ تو سحر می کنم
با غمِ هجرانِ تو سر می کنم

خلوتِ سجاده ببینم تو را
دست گشودی به قنوت و دعا

بر لبِ ما ندبه ی جانسوزها
تا بشود امرِ ظهورت روا

من به فدای لبِ شیرینِ تو
منتظرم بشنوم آمینِ تو

سفره ے قلبم ترکِ ساحل است
پرده ای بینِ منو تو حائل است

کی شود این پرده ز رخ بر کنی؟
دیده ی ما را تو منّور کُنی

مردم از این فاصله و انتظار
کی شود ای ماه! رخت آشکار

این من و این خلوتِ تنهائیم
نیست دگر تابِ شکیبائیم

ای گلِ نرگس نظرے کن به ما
این همه چشمیم به راهت بیا

شاعر : هستی محرابی

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:51
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر حضرت مهدی(عج) -( ای تو سر آغازِ همه روشنی ) * هستی محرابی

878

متن شعر حضرت مهدی(عج) -( ای تو سر آغازِ همه روشنی ) ای تو سر آغازِ همه روشنی
در شبِ تردید چراغ منی
باز کن آن پنجره را سوی ما
دیده فکن باز تو بر روی ما

از قدح عشق بنوشان مرا
جامه ی دیدار بپوشان مرا
شمّه ی حسِ تو مرا باور است
باورِ حسِ تو مرا آخر است

روزی اگر قربِ تو نائل شوم
فارغ از این سرزنشِ دل شوم
هر که تو را داشت دگر غم نداشت
هیچ در آن زندگی اش کم نداشت

کیست که از آمدنت خوش نداشت
از لبِ آن چشمه تراووش نداشت
ای نفست پاک و نگاهت چمن
گوشه ی چشمی نظری کن به من

ای همه ی روح مناجاتِ ما
زمزمه ی جاری حاجات ما
مشکل ما مشکلِ هجران توست
هر شب ما شامِ غریبان توست

یوسفِ دلخسته کجایی بیا
قفل درِ بسته کجایی بیا
این همه تاخیر فرج بهر چیست؟
دیده ی ما در

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:06
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر حضرت مهدی -( زدی دستِ عطش بر لب ولی از آن ننوشیدی ) * هستی محرابی

882

متن شعر حضرت مهدی -( زدی دستِ عطش بر لب ولی از آن ننوشیدی ) زدی دستِ عطش بر لب ولی از آن ننوشیدی
خدا داند فقط در آن چها بود و چها دیدی

گلوی پاره اش دیدی، و یا گهواره اش دیدی
که اینگونه حیا کردی بساطِ سفره را چیدی

کدامین عشق از این بهتر که در قاموسِ دریایی
شرارِ العطش در جان ولی تو فکرِ صحرایی

چو تو اندر حجابِ آفرینش نیست موجودی
کدامین وصل بِه از این که تو فرزندِ زهرایی

چرا راضی شدی خالی کنی از پنجه باران را؟
چرا حیفت نیامد تا دمی راضی کنی جان را

برای آنکه بخشیدی تمامِ هستی خود را
نبیند با وفائی ات غمِ جانسوزِ طفلان را!

شاعر : هستی محرابی

شاعر : هستی محرابی

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:14
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر حضرت مهدی -( ای گلِ پنهان شده ی فاطمه ) * هستی محرابی

1348
-2

متن شعر حضرت مهدی  -( ای گلِ پنهان شده ی فاطمه ) ای گلِ پنهان شده ی فاطمه
پُر ز تولّای تو جانِ همه

گو که کجایی و کجا جویمت
در چمنستانِ ولا جویمت

جمعه منو رازِ نسیمِ بهار
جمعه منو زمزمه ی انتظار

در رُخِ خورشید بجویم تو را
در چمنِ عشق ببویم تو را

گل همه جا بوی تو را می دهد
عنبرِ گیسویِ تو را می دهد

ای دلت آیینه ی رازِ خدا
بر سرِ ما چترِ ولایت گُشا

عالمِ هستی همه در هستِ توست
پرچمِ سبزِ علوی دستِ توست

آمدنِ جمعه ی تو دیر شد
بی تو جهان چون شبِ دلگیر شد

وعده ی قرآنِ کریمی بیا
جلوه ای از ذاتِ رحیمی بیا

نغمه ی شیرینِ مصلّایِ ما
رازِ اذانِ تو تسلّایِ ما

آمدنت باورِ دیرینِ ماست
از تو سرودن همه آئینِ ماست

ای مَهِ پنهان شده یِ هشت و چار
کی ش

  • شنبه
  • 11
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:21
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر حضرت مهدی (عج) -( شادم از آنکه تو نگارِ منی ) * هستی محرابی

1006

متن شعر حضرت مهدی (عج) -( شادم از آنکه تو نگارِ منی ) شادم از آنکه تو نگارِ منی
سبزترین باغِ بهارِ منی

خسته دلان را تو فقط یاوری
غمزدگان را تو فقط باوری

بی تو نصیبم همه ویرانی است
روز و شبم نذرِ غزل خوانی است

دل ز غمِ عشق تو سرشار شد
شعر ببین بر لبم آوار شد

این که دلم هست به دنبالِ تو
عشق منی هست دلم مالِ تو

ای گلِ آدینه جوابم بده
حاجتِ این قلبِ خرابم بده

صبح گلِ باغِ دلم خنده کرد
یاد تو را در نفسم زنده کرد

کاش دلِ خویش به نامت کنم
با لبِ بی تاب سلامت کنم

خوش به سلامی که رسد کوی تو
آوَرد از جانبِ تو بوی تو

دوش تو را غرقِ نگاه دیده ام
عکس تو را در رُخِ ماه دیده ام

محو جمال رُخِ ماهت شدم
آیینه پردازِ نگاهت شدم

ای که رُخت نقش جمالِ خدا
من

  • یکشنبه
  • 12
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:33
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شعر حضرت مهدی (عج) -( خداوندا در این عالم به حقِّ حرمتِ زهرا ) * هستی محرابی

1005

شعر حضرت مهدی (عج) -(   خداوندا در این عالم به حقِّ حرمتِ زهرا ) خداوندا در این عالم به حقِّ حرمتِ زهرا
به این بی دست و پای گم عطا کن عفٌتِ زهرا

بتاب ای مَه شبانگاهان به یادِ صورتِ نیلی
دلِ عالم به درد آید ز حزن و غربتِ زهرا

الها! چشم ما را پُر کن از انوارِ شیدایی
دلِ ما را فروزان کن به نورِ عترتِ زهرا

دلی دارد پُر از خون از غمِ تنهاییِ مولا
نمیداند بجز مولا کسی از محنتِ زهرا

به بستر می نشیند او ولی با چادرِ خونین
دلِ پیغمبر ما هم کبود از صورتِ زهرا!

شاعر : هستی محرابی

  • یکشنبه
  • 12
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:41
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر حضرت مهدی (عج) -( مهدیا! بوی ظهورت بر دل و جان می رسد ) * هستی محرابی

1121

متن شعر حضرت مهدی (عج) -( مهدیا! بوی ظهورت بر دل و جان می رسد          ) مهدیا! بوی ظهورت بر دل و جان می رسد
انتظارِ سینه سوزت کی به پایان می رسد؟

کوچه های شهر را با اشک می شویم هنوز
چشم در راهم، که آن جانانه جانان می رسد

کوچه های شهرِ ما بوی غریبی می دهد
کی گلِ زیبای نرگس از گلستان می رسد

گر چه می سوزد صدایم در شرارِ بی کسی
بر شب دلگیر ما آن نور تابان می رسد

گر چه ماییم و غبارِ سال و ماهِ انتظار
بر کویر سینه ی ما بوی باران می رسد

سینه ای داریم از سوزِ فراقش سوخته
آن چراغ آرزو ماهِ شبستان می رسد

می رسد آن کو دلش آینه ی رازِ خداست
با لبی سرشار از آواز قرآن می رسد

صبرِ ما آخر رسد یا نورِ ابنِ العَسکری
انتظارِ غم کدامین جمعه پایان می رسد؟

شاعر : هستی محرابی

  • یکشنبه
  • 12
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:49
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر حضرت مهدی(عج) -( باز غمی در دلِ من جا گرفت ) * هستی محرابی

1195

متن شعر حضرت مهدی(عج) -( باز غمی در دلِ من جا گرفت ) باز غمی در دلِ من جا گرفت
بس که سراغِ گلِ زهرا گرفت

منتظرِ روی توأم ماهِ نو
مردم از این هجرتِ جانکاهِ تو

کی شود این فاصله پایان رسد
عِطرِ وجودت به دل و جان رسد

باز پُر از شور و هوای توأم
دست به دامانِ خدای توأم

آه! خدایا گلِ ما غایب است
عالمِ ما عالم ِبی صاحب است

در دلِ ما هست روان این دعا
خامنه ای نائبِ مولای ما

هر که ولای علوی طالب است
امرِ اطاعت ز ولی واجب است

باز دلم محوِ تماشا شده
غنچه ی لبخند شکوفا شده

رایحه ی عِطر ِولایت دمید
مهرِ علی در دلِ یاران وزید

گشت عیان وعده ی روزِ الست
نورِ ولایت به دلِ ما نشست

کاش تجلی بکنی ماهِ عشق
تاز تو روشن بشود راهِ عشق

شاعر : هستی محرابی

  • یکشنبه
  • 12
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 07:59
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر حضرت مهدی(عج) -( مهربانا! ای نشاطِ جانِ من ) * هستی محرابی

974

متن شعر  حضرت مهدی(عج) -( مهربانا! ای نشاطِ جانِ من ) مهربانا! ای نشاطِ جانِ من
ای فروزان گوهرِ تابانِ من

آسمانِ من پُر از آوازِ توست
ای غمِ تو شعرِ من، دیوانِ من

شاعر : هستی محرابی

  • یکشنبه
  • 12
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:00
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر مناجات یا خدا -( هر که خواهد بشنود آوارِ نی ) * هستی محرابی

937

متن شعر مناجات یا خدا -( هر که خواهد بشنود آوارِ نی ) هر که خواهد بشنود آوارِ نی
سینه را محرم کند با رازِ نی

می نشیند با غمِ دیرینه اش
آشنا باشد به سوز و سازِ نی

پس بیا در محفلِ راز و غزل
یک دمی با سینه شو دمسازِ نی

با صدای عاشقان هم ناله شو
تا شَوی پُر از صدایِ نازِ نی

روح از زندان تن آسوده کن
چون که باشد دیدنی پروازِ نی

آنچه دیدم قصه ی جانسوز بود
آتش دل بود از آغازِ نی

نی همان نا گفتنی هایِ دل است
سوزِ دل می ریزد از آوازِ نی !

شاعر : هستی محرابی

  • یکشنبه
  • 12
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:03
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شعر حضرت مهدی (عج) -( تو ای رازِ نهان کی خواهی آمد؟ ) * هستی محرابی

1689
1

شعر حضرت مهدی (عج) -( تو ای رازِ نهان کی خواهی آمد؟ ) تو ای رازِ نهان کی خواهی آمد؟
عزیزِ شیعیان کی خواهی آمد

به حقِ ناله های دردمندان
تو ای صاحب زمان کی خواهی آمد

بیا که دیده ها تاریک و تار است
فروغِ دیدگان کی خواهی آمد

فغان و ناله ها در سینه داریم
عزیز و مهربان کی خواهی آمد

بیا در انتظارت بی قراریم
صفای روح و جان کی خواهی آمد

غبارِ تیرگی بر دل نشسته
بهاران شد خزان کی خواهی آمد

شب بی حاصل ما را سحر کن
مراد عاشقان کی خواهی آمد

کجایی ای گل زیبای نرگس
رهایی بر جهان! کی خواهی آمد

به درگاهِ خدا پیوسته گویم
امام بی کسان! کی خواهی آمد؟

نشانت گر چه می بینم به هر سو
امامِ بی نشان! کی خواهی آمد؟

شاعر : هستی محرابی

  • دوشنبه
  • 13
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 10:12
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شعر حضرت مهدی (عج) -( چه می شود که عزیزم ز پشتِ ابر در آیی ) * هستی محرابی

2215

شعر حضرت مهدی (عج) -( چه می شود که عزیزم ز پشتِ ابر در آیی ) چه می شود که عزیزم ز پشتِ ابر در آیی
کجایی یوسف زهرا خدا کند که بیایی

به سوز سینه ی عاشق که پر زند ز هوایت
که این فغان به سر آید امان ز دست جدایی

چه دیدگانی که دائم به وعده ی تو نشستند
تو آن نویدِ خدایی تو سایه ی سرِ مایی

بگو به کوی طریقت مرا وصالِ حقیقت
به آهِ سینه گواهی به من بگو تو کجایی؟

تو ای همای سعادت، نشانِ تاجِ کرامت
تو عطرِ باغِ صفایی تو از نسیم خدایی

قسم به نامِ بلندت به گیسوانِ کمندت
فدای چهره ی ماهت سرودِ عهد و وفایی

تو آیه های منیر و لطیفِ پاکِ خدایی
رسد که وقتِ رهایی ز پرده رخ بنمایی

به ناله های ترنّم ز سوزِ سینه بخوانم
به حقَّ ذاتِ الهی بده نویدِ رهایی

به هیبت تو بنازم

  • دوشنبه
  • 13
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 10:13
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شعر حضرت مهدی (عج) -( خوشا در چشم های ما درخشد ) * هستی محرابی

888
1

شعر حضرت مهدی (عج) -( خوشا در چشم های ما درخشد ) خوشا در چشم های ما درخشد
جمالِ یوسفِ زهرا درخشد

بیا ای رازِ شور انگیزِ هستی
دو چشمِ نرگس ات بر ما درخشد

غزل خوانانِ کویت بی قرارند
که قرآن بر سرِ معنا درخشد

به شور آید جهان از شوقِ نامت
که ماهت در شبِ دلها درخشد

گلستان پُر شود از بوی لبخند
اگر روزی گل طه درخشد!

شاعر : هستی محرابی

  • سه شنبه
  • 14
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:23
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شعر حضرت مهدی (عج) -( شبی که غرقِ رویای تو بودم ) * هستی محرابی

836

شعر حضرت مهدی (عج) -( شبی که غرقِ رویای تو بودم ) شبی که غرقِ رویای تو بودم
پُر از شور و تماشای تو بودم

تو را دیدم در آن دنیای آبی
به حیرت محوِ دنیای تو بودم

من امّا با صدای عاشقانه
غزل خوانِ سراپای تو بودم

به سیرِ باغِ سبزِ ارغوانی
شمیمِ عطرِ گلهای تو بودم

به دنبالِ تو می آمد دلِ من
چنان سرگشته شیدای تو بودم

صفای عشقِ تو بود و نگاهم
که محوِ قدّ رعنای تو بودم

مرا از جان ندا آمد که ای کاش!
فقط یک لحظه ای جای تو بودم!

شاعر : هستی محرابی

  • سه شنبه
  • 14
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شع شهدأ -( ساقیا لبریز کن جامِ مرا ) * هستی محرابی

1335
1

شع شهدأ -( ساقیا لبریز کن جامِ مرا ) ساقیا لبریز کن جامِ مرا
تا کنی شیرین لب و کامِ مرا

کاشکی امشب پُر از نوشم کنی
بی قرار و مست و مدهوشم کنی

تا زنم پَر در حریمِ کوی عشق
تا ببینم جلوه ای از روی عشق

تا کنم در خرمنِ نورت طواف
بعدِ آن گردم سفیرِ کوی قاف

ساقیا پیمانه ات جان را بس است
هر که نوشد تا ابد آن را بس است

دعوتم کن تا که از خوبان شوم
در حریمِ قربِ تو مهمان شوم

سر گذارم بر درِ پیمانِ تو
از تو گویم جان کنم قربانِ تو!

شاعر : هستی محرابی

  • سه شنبه
  • 14
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:32
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

مدح حضرت مهدی(عج) -( چون که خدا خلقتِ دنیا نمود ) * هستی محرابی

1099
1

مدح حضرت مهدی(عج) -( چون که خدا خلقتِ دنیا نمود ) چون که خدا خلقتِ دنیا نمود
چشمِ جهان غرقِ تماشا نمود

نورِ محمد(ص) به جهان شد پدید
پرتوِ آن زهره ی زهرا (س)نمود

تا بکند بهرِ نبی مادری
فاطمه را امّ ابیها نمود

شیرِ خدا حیدرِ کرار را
همدمِ پیغمبرِ اعلا نمود

پنجره ای سمتِ ولایت گشود
جامه ی عزت به تنِ ما نمود

نورِ امامت به جهان تافته
طلعتِ این نور هویدا نمود

فخرِ دو عالم حسنِ عسگری
مهدیِ او آیتِ عظمی نمود

ما همه مشتاقِ امامِ زمان
خاکِ درش قبله ی جانها نمود!

شاعر : هستی محرابی

  • سه شنبه
  • 14
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:35
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن شعر مدح حضرت مهدی(عج) -( کی شود جلوه کند چهره ی ماهت ) * هستی محرابی

1166

متن شعر مدح حضرت مهدی(عج) -( کی شود جلوه کند چهره ی ماهت ) کی شود جلوه کند چهره ی ماهت
مثلِ آیینه شوم غرقِ نگاهت

دلم از شورِ جنونت شده لبریز
چشم‌ِ من مانده غریبانه به راهت

زنده ام از مددِ لطف و عطایت
من به قربانِ همه عشق و صفایت

روز و شب زمزمه ام ذکرِ دعایت
کاشکی پَر بگشایم به هوایت

کاشکی در شبِ من رخ بنمایی
دلِ دیوانه ی من را بربایی

بی تو دلتنگ تر از ابرِ بهارم
بی تو دارم دلی از درد هوایی!

شاعر : هستی محرابی

  • سه شنبه
  • 14
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:48
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شعر حضرت مهدی (عج) -( صبحگاهان لاله ای مسرور و شاد ) * هستی محرابی

1070

شعر حضرت مهدی (عج) -( صبحگاهان لاله ای مسرور و شاد ) صبحگاهان لاله ای مسرور و شاد
تا قدم بر پهنه ی گیتی نهاد

لاله ای بود از چمن زارانِ پاک
نورِ او رخشنده بود و تابناک

پرتوش چون از تباری پاکِ پاک
روشنی بخشید او بر جانِ خاک

از قدومش قدسیان در هلهله
از صدای او جهان در هلهله

عرش می پیچد چه شور و همهمه
می نوازند نامِ او را فاطمه

فاطمه مشتقِّ اسمِ فاطر است
هم خدا این میزبانی حاضر است

عرش و فرش بینی سرا پا بی قرار
سر به تعظیم آمدند با افتخار

باغبانی از تبارِ انبیاء
باغبانی می نمود این لاله را

آری آن باغِ شقایق بوده است
در طراوت پاک و صادق بوده است

در صلابت، در کرامت، در صفا
جلوه ا ی از آیتِ روی خدا

با دو صد بستان بهارِ معرفت
می درخشد نامِ او

  • سه شنبه
  • 14
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 06:01
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

رباعی در وصف حضرت مهدی(عج) -( گر که تأخیرِ ظهور از سرِ حکمت باشد ) * هستی محرابی

1373
1

رباعی در وصف حضرت مهدی(عج) -( گر که تأخیرِ ظهور از سرِ حکمت باشد ) گر که تأخیرِ ظهور از سرِ حکمت باشد
هر کجا هست عزیزم، به سلامت باشد

حال گر مصلحت از سمتِ خدا هست خوش است
غیبتِ عشق از آن سمت حلاوت باشد

شاعر : هستی محرابی

  • پنج شنبه
  • 16
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:20
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شعر حضرت مهدی(عج( -(جمعه جمعه رفت و من پای قرارت بیقرار) * هستی محرابی

969

شعر حضرت مهدی(عج( -(جمعه جمعه رفت و من پای قرارت بیقرار) #امام_زمان_عج
#مناجات

جمعه جمعه رفت و من پای قرارت بیقرار
مانده‌ام پای قرارت چشمِ من در انتظار

ای جهاندار و جهان‌ بخش زمان مولای من
بی تو دل دارد به لب سازِ پرستوی بهار

کی دهی آن مژده ی وصلت به این سرگشته‌ را
در میانِ باغ بینم روی مجذوبِ نگار

باز دلتنگی تو ما را به هر جا می کشد
گاه در کرب و بلا و سامرا سردابِ یار

عصرِ جمعه گریه بر شاهِ شهیدان میکنی
همچو بارانِ بهاری بر کویرِ شوره زار

کی رسد بوی بهارت ای گلِ زهرا بیا
تا جهان خرّم شود تحتِ لوای شهریار

#هستی_محرابی

  • یکشنبه
  • 19
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:10
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شعر حضرت مهدی (عج) -( خواهد که بنوشد قلمم مے ز مرکب ) * هستی محرابی

1359

شعر حضرت مهدی (عج) -( خواهد که بنوشد قلمم مے ز مرکب  ) خواهد که بنوشد قلمم مے ز مرکب
تا مست شود یکسره زیبا بنویسد

تا سیر کند در چمن باغ حقایق
از آمدنِ یوسف زهرا بنویسد

روزے شود اے صاحبِ عالم تو بیایی
این شعرِ تو را بر رخِ دنیا بنویسد

شاعر : هستی محرابی

  • یکشنبه
  • 19
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:37
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

بازآ -( ز پس پرده ی غیبت بدر آ ) * اسماعیل تقوایی

2573
1

بازآ -( ز پس پرده ی غیبت بدر آ  ) بازآ
ز پس پرده ی غیبت بدر آ
رخ خود را بنما یا مولا

دیده منتظران مانده براه
ای که نوری تو به چشمان، باز آ

بس بود هجر تو ای جان جهان
وصل را قسمت عشاق نما

یوسف فاطمه کن مرحمتی
سوی کنعان دل ما تو بیا

ماهمه عاشق دیدار توایم
کی شودوقت ظهورت آقا

جمعه ها می رود ومی آید
سهم ما نیست دمی سیر لقا

تا نمردیم زهجران رخت
پس بزن پرده غیبت جانا

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • شنبه
  • 25
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:12
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حمیدرضا محسنات

امام زمان(عج)-مناجات -(نمیخواهم شبیه قبل آهم را نگه دارم ) * حمیدرضا محسنات

2225
3

امام زمان(عج)-مناجات -(نمیخواهم شبیه قبل آهم را نگه دارم ) نمیخواهم شبیه قبل آهم را نگه دارم

به تو رو میزنم تا تکیه گاهم را نگه دارم

نمیخواهم ببینم هیچ چیزی را بغیر از تو

برای دیدنت باید نگاهم را نگه دارم

دو پلکم را چو سدّی میکنم بر راه چشمانم

که هرجوری شده سیل گناهم را نگه دارم

پلنگی میشوم تا قُله می آیم که قبل از فجر

به هر قیمت شده بر قُله ماهم را نگه دارم

نگاهت نور خورشید است و من یک ماهِ تاریکم

کمک کن وجهه ی روی سیاهم را نگه دارم

چه بادی میوزد در عالم امیال طوفانی

مگر با دست های تو کلاهم را نگه دارم

  • جمعه
  • 15
  • دی
  • 1396
  • ساعت
  • 22:07
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

امام زمان(عج)-مناجات -(افسوس که ابر آمد و باران نگرفت) * امیر عظیمی

1075

امام زمان(عج)-مناجات -(افسوس که ابر آمد و باران نگرفت) افسوس که ابر آمد و باران نگرفت

آبی به لب خشک بیابان نگرفت

هر جمعه دعای ندبه خواندیم و دریغ

ارباب نیامد و دعامان نگرفت

  • شنبه
  • 16
  • دی
  • 1396
  • ساعت
  • 01:05
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

شعر امام زمان(عج)-مناجات -(می رسد روزی که می آید سواری از سفر) * اسماعیل شبرنگ

1882
0

شعر امام زمان(عج)-مناجات -(می رسد روزی که می آید سواری از سفر) می رسد روزی که می آید سواری از سفر

این شب هجران به پایان می رسد وقت سحر

بهترین تصویر اهل آسمانی ها تویی

آخرین امّید قلب جمکرانی ها تویی

جمعه ها جمعیّتی گریانِ سوز ندبه ها

با خبر هستی تو هم از حال و روز ندبه ها

کاش می شد که ببینم روی زیبای تو را

حسّ کنم یا لااقلّ گرمای رویای تو را

بی قرارم بی پناهم انتظاری خسته ام

عاشقم عاشق ترینم من به تو دلبسته ام

فاطمه در انتظارت ای پر و بال علی

ای قیام تو قیامت قائم آل علی

در کویر آرزوها العَجَل‌باران شدم

در غروب ابری جمعه غزل‌باران شدم

می توان این روزهای بی کسی را ترک کرد

می توان با بودن تو کربلا را درک کرد

می رسی عطر خدا تا خانه ی دین می ر

  • شنبه
  • 16
  • دی
  • 1396
  • ساعت
  • 01:52
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد