ای دامنه ی تابش تو عالمگیر
دنیا همه در بند نگاه تو اسیر
فی القعر السجون بودی وگریان بودند
بر حال تو گاهی غل وگاهی زنجیر
- سه شنبه
- 19
- اسفند
- 1399
- ساعت
- 13:29
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
ای دامنه ی تابش تو عالمگیر
دنیا همه در بند نگاه تو اسیر
فی القعر السجون بودی وگریان بودند
بر حال تو گاهی غل وگاهی زنجیر
《وَ الکاظمینَ الغَیظ》 ، خشمت را که خوردی
کوهی ز درد و رنج را با خویش بُردی
شلاق میزد سندی و تو در همان حال
بر روضه های مادرت دل می سپردی
با حال روزه صبح ها را شام کردی
افطار جای نان فقط شلاق خوردی
هر وقت هتک حرمت زهرا شنیدی
روی جگر دندان خود را می فشردی
□□□
هر روز میدیدی هزاران هَتک حُرمت
تا شد نگهبان شما فردی یهودی
یا در نماز و یا که در حال مناجات
از بی خدایان نیز حتی دل ربودی
از بس که زد سِندی تو را با تازیانه
پر گشت جسمت از سیاهی و کبودی
کرده اثر در یک زنِ بی دین دعایت
با یک نگاهت قلبش از عصیان زُدودی
بند اول
یاموسی بن جعفر،ولیه خدایی
یاموسی بن جعفر،کهف الورایی
یاموسی بن جعفر،تو اباالرضایی
امام هفتم،یا باب الحوائج
بر غم و دردام،گشته ای معالج
امشب اشکام جاریه
جام تو صحنت خالیه
مولا موسی بن جعفر
بند دوم
یاموسی بن جعفر،مشگل گشایی
یاموسی بن جعفر،نور هدایی
یاموسی بن جعفر،باب دعایی
آقا بهشتم،شد صحن و سرایت
شاملمه جود و مهر و عطایت
من که در شور و شینم
مشتاقه کاظمینم
مولا موسی بن جعفر
بند سوم
یاموسی بن جعفر،شافع جزایی
یاموسی بن جعفر،آقای مایی
یاموسی بن جعفر،معدنه سخایی
جد غریبه صاحب الزمانی
جلوه ی لطف و عشق بی کرانی
نذره اشکه مادرم
عبده ابن الجعفرم
مولا موسی بن جعفر
بند اول
افتادم دیگه از نفس ، یارب در کنج این قفس
خسته ام از این بی کسی،خدایا به دادم برس
له شد استخون تنم ، چیزی نموند از بدنم
از سنگینیه زنجیرا، خرد شده کتف و گردنم
وای
تمومه پیکرم پُر از جراحت
ولی اَمان از این غم اهانت
به مادرم هی میکنه جسارت
(واویلتا2واویلا)
بند دوم
میسوزه پا تا به سرم،اما تو فکره مادرم
به یاده غربت علی،مسمار ودیوار و درم
مغیره نامرده لعین ، مادرمو زد به زمین
چهل حرومی با طناب،بُردَن امیرالمؤمنین
وای
به دوره فاطمه یه عده پستن
دستای مرتضی علی رو بستن
بازوی مادره منو شکستن
(واویلتا2واویلا)
بند سوم
گوشه ی زندون بلا،میسوزم از جور و جفا
گریه میکنم از غمه ، عمه زینب و کربلا
همه حسین رو میزدن ، با تیغ و نیزه و عصا
در پیشه چشم مادرش ، بریدن سر رو از غفا
آه
جده غریبه من میونه گودال
به خاک و خون افتاده توی جنجال
جلوی خواهرش میزد پَر و بال
(واویلتا2واویلا)
بنداول
میونه زندون با دل خسته و زار
میونه زندون ندارم صبر و قرار
میونه زندون باچشای تاره تار
میونه زندون با تنه غرقه به خون
میونه زندون کردی رو به اسمون
میونه زندون دعا کردی بی امون
میونه زندون
رنج و غم و درد و بلا بسه
ندیدن و هجر رضا بسه
راه گلومو بسته این قفس
مصیبتا برام خدا بسه
باب الحوائج موسی ابن جعفر(ع)
بنددوم
به روی لبهات داری ذکر ربنا
به روی سینت داری درد و غصه ها
به روی پهلوت داری جای رد پا
به روی پهلوت
بمیرم اقا که صدات شکسته شد
بمیرم اقا گریه هات شکسته شد
بمیرم اقا ساق پات شکسته شد
بمیرم اقا
برات بمیره اقا سینه زن
تو رو می زد یه مرد بد دهن
توون نمونده توی زانوهات
زمین می خردی وقت پا شدن
باب الحوائج موسی ابن جعفر(ع)
بندسوم
غریب وتنهام
تو سیاه چال بلا
فلک میشم با
ضرب تازیونه ها
نداره شرم این
یهودیه بی حیا
نزن ای نامرد
هی نمک به زخم من
نزن ای نامرد
سیلی هی نزن نزن
نزن ای نامرد
به تن نحیف من
نزن ای نامرد
رمق نداره تن لاغرم
شکسته دست و پا و پیکرم
هرچی می خوای بزن ولی دیگه
نگو تو ناسزا به مادرم
باب الحوائج موسی ابن جعفر(ع)
بندچهارم گریز به کربلا
میسوزه از زهر همه ی بال و پرش
می سوزه از زهر پاره های جگرش
می سوزه از زهر یاد جد اطهرش
میسوزه از زهر
داره جون می ده یاد گودال بلا
داره جون می ده یاد رگ های جدا
داره جون می ده یاد شاه کربلا
تنها و بی کس توی اضطراب
افتادی ای غریب کاظمین
لحظه ی آخر داری رولبت
روضه ی داغ و غربت حسین(ع)
السلام علی سیدالشهدا
چارده بار، چارده پاییز، میچکید از بهار و خون میشد
چارده سال از حضور کسی، آسمان داشت نیلگون میشد
پای زنجیر زخم بر میداشت، طاق میشد تحمل زندان
داشت دلتنگ میهمان خودش، داشت دلواپس جنون میشد
«مرگ» آمد شبیه خرما شد، تازیانه تعارفاتی کرد
روح مثل پرندهای زیبا، از حدود قفس برون میشد
گرگ و میش سحر، پرستویی تا همیشه به خواب تن میداد
بغضهای شکسته باران روی تابوت سرنگون میشد
مرگ خرما نه...، مرگ ریحان نه...، مرگ مادر شد و بغل وا کرد
تا در آغوش تنگ بفشارد، سینهای را که داشت خون میشد
ببار ای دیدگان امشب بسوگ موسی جعفر
که مینالد بدین ماتم امیرالمومنین حیدر
اسیر محبس هارون ،رهاشد از غل و زنجیر
شده صاحب عزا در این عزا صدیقه ی اطهر
روا باشد مگر آزار به مرغ بال وپر بسته
زند هم تازیانه هم زند زخم زبان کافر
شده آزاد از محبس غریبی چون غریبانه
بحالش گوئیا گرید زمین و آسمان یکسر
دگر سلب قرار از او نموده سندی شاهک
رود دلخسته از دنیا کند تا خاک را بستر
عزیز فاطمه امشب رود مهمانی جانان
که وی را تخته تابوتی برد تا منزل آخر
در این خانه را (نادر) مکن اسباب دنیایت
غلام حضرتش حاشا بود بنده به سیم و زر
در دل زندان غم طوری ز پا افتاده ام
گوییا مرغی شدم که از نوا افتاده ام
در سیه چالی که تاریک و نمور ست و مخوف
سالهای سال.. با حال بکا افتاده ام
روزها را روزه می گیرم به عشق یک نفر
بارها.... یاد شهید کربلا افتاده ام..
با لب تشنه کتک ها خورده ام مثل حسین
پیرمردی خسته ام که بی عصا افتاده ام
حرف بد بر مادرم زد یک یهودی.. زان سبب
مضطرب روی زمین از ناسزا افتاده ام
تازیانه خورده است بر پهلویم آه ای خدا
من.. به یاد مادرم خیر النسا افتاده ام..
خورده سیلی بارها بر صورتم در بین حبس
من به یاد چشم های مجتبا افتاده ام
##محسن راحت حق
◾توسل به
◾باب الحوائج
◾حضرت موسیبنجعفر (ع)
کنج زندان بلا نالهی شبگیر شدم
بسکهمننالهزدم زعمرگرانسیرشدم
روز و شبکنجقفسطائر بیبالوپرم
من ز هجران رضا آه نفسگیر شدم
مردکپستیهودیچقدر بد دهن است
ناسزا گفته به منکنج قفس پیر شدم
تازیانه،لگد و سیلی کین افطارم
میزد اما به ره دین خدا شیر شدم
قصهی صورتمادر همهدم در نظرم
سالها کنج قفس بودم و تکفیر شدم
ذکر روز و شب من نالهی مادر مادر
چندسالیستکهمنمونسزنجیرشدم
#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza
◾نوحه سیه زنی
◾شهادت موسی بن جعفر(ع)
◾سبک سنتی
◾مرحوم اکبر ناظم
◾بنداول
من وارث زهرای بی مزارم
داغ مدینه را به سینه دارم
صورتم کبودست
جرم این نبودست
منتظر روی رضایم
یاد شهید کربلایم
واویلتا آه و واویلا(۲)
◾بنددوم
کنج قفس ببین ز پا فتادم
بروی خاک تیره سر نهادم
رضا جان کجایی
مردم از جدایی
بیا به حالم کن نظاره
قلبم ز کین شده پاره پاره
واویلتا آه و واویلا(۲)
◾بندسوم
غریبم و دور از وطن اسیرم
در کنج این زندان غم بمیرم
اشک غمبار من
گشته افطارمن
بسته شده پایم به زنجیر
روزی من شد آه شبگیر
واویلتا آه و واویلا(۲)
#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza
ای که هستی هفتمین نور خدا
نوربخش عالمی شمس هدی
در وجود عاشقان اهل بیت
مهر و حبت همچو دُرِّ پر بها
در جهان باب الحوائج نام توست
چون تویی سرمنشاء جود و سخا
از کرامات خداوند مبین
در همه عالم تویی مشکل گشا
می شود از لطف حی سرمدی
دردهای ما به دست تو دوا
ای کریم بن کریم بن کریم
ذکر نامت بر لب اهل ولا
حضرت موسی بن جعفر تا به حشر
مرقد پاکت حریم کبریا
گوشه ی زندان عبادتگاه توست
جان تقوایی تو و روح دعا
از صبوری تو در راه خدا
گشته شرمنده ز تو صبر و رضا
از چه شد زندان سندی جای تو
ای گرفتار غم و رنج و بلا
سوختی در کنج زندان بلا
ای شهید کینه و ظلم و جفا
از شکنجههای سندی لعین
جان تو در راه دین گشته فدا
برده روی جسر بغداد از ستم
پیکرت بگذاشته خصم دغا
سوزد و گرید به یاد غربتت
میوه ی قلبت علی موسی الرضا
در عزای تو بریزد دم به دم
اشک چشم شیعیان مرتضی
در شب حزن و ملال و ماتمت
بر لب شیعه بود واویلتا
از غم داغ تو ای هفتم امام
در همه عالم شده غوغا به پا
بس که جانسوز است داغت در جهان
عالم امکان شده ماتمسرا
ای شهید راه داور از غمت
شیعه ی حیدر نشسته در عزا
ای گل زهرا ز سوز داغ تو
کاظمین امشب شده کرب و بلا
یاد اشک و ناله ها و غربتت
سوزد و گرید به یاد تو (رضا)
از زمان کودکی مولای من
شد دمادم شاملم لطف شما
خواهش این عبد درگاهت بود
دستگیری کن ز من روز جزا
وای
ای گل گلخانه
ای زهرا نشانه
امام یگانه
یا موسی ابن جعفر۲
وای
نجل پیغمبری
موسی ابن جعفری
تو گل پرپری
یا موسی ابن جعفر۲
وای
عمری کنج زندان
با جگر سوزان
روی سوی جنان
یا موسی ابن جعفر۲
وای
سندی ظالمانه
بر او بی بهانه
می زد تازیانه
یا موسی ابن جعفر۲
وای
زهر کین اثر زد
بر جانت شرر زد
آتش بر جگر زد
یا موسی ابن جعفر۲
وای
امان از این بیداد
کنج قفس افتاد
از زهر کین جان داد
یا موسی ابن جعفر۲
وای
از نفس افتادی
در غربت جان دادی
کشته ی بیدادی
یا موسی ابن جعفر۲
وای
ماه عالمینی
نور کاظمینی
گریان حسینی
یا موسی ابن جعفر۲
وای
ای امان ای فریاد
زندانی بغداد
شد از قفس آزاد
یا موسی ابن جعفر۲
وای
خورشید مدینه
بدنت از کینه
بر روی زمینه
یا موسی ابن جعفر۲
وای
از ظلم استبداد
پیکر تو افتاد
روی پل بغداد
یا موسی ابن جعفر۲
وای
کاظمین در عزاست
از داغت کربلاست
غرق شور و نواست
یا موسی ابن جعفر۲
هفتمین نور خدا و از تبار مصطفایی
در کرامت فاطمی و خلق و خویت مرتضایی
نجل پیغمبر تویی تو،موسی جعفر تویی تو
باب حاجات جهانی،در کرم محشر تویی تو
حضرت موسی بن جعفر۴
ای صفابخش دو عالم باب حاجات جهانی
نور چشم آل عصمت شیعه را آرام جانی
کاظمینت جنت ماست،مهر و حبت عزت ماست
بر غریبی تو مولی،دیده گریان امت ماست
حضرت موسی بن جعفر۴
از ستم های عدویت بوده ای در کنج زندان
کنج محبس در مناجات قلب سوزان دیده گریان
بوده ای هر روز روزه،از ستم موقع افطار
از یهودی ستمگر،دیده ای آزار بسیار
حضرت موسی بن جعفر۴
بی حیا سندی شاهک زد شرر بر جسم و جانت
کرد اثر آن زهر کینه کم شده صبر و توانت
گوشه ی زندان بغداد،از نفس افتاده ای تو
در غریبی یابن زهرا،غرق غم جان داده ای تو
حضرت موسی بن جعفر۴
زان همه ظلم و جنایت گشته ای از کینه خاموش
ای امید اهل عالم پیکر تو شد کفن پوش
گشته ای شهید بیداد،شدی از بند غم آزاد
پیکر پاک تو مولی،ماند سه روز بر جسر بغداد
حضرت موسی بن جعفر۴
بار دیگر یابن زهرا داغ احمد گشته تازه
تو به روی دست امت شدی تشییع جنازه
گشته تشییع جنازه،پیکرت بر دوش یاران
پیکر جد غریبت،پایمال سم اسبان
حضرت موسی بن جعفر۴
شهید راه دین،شده هفتم امام
ز جور اشقیا،شده عمرش تمام
گل باغ ولا
به زندان بلا
شده جانش فدا
آه و واویلتا۳
دلش خون گشته بود،از این جور و ستم
دگر راحت شود،ز درد و رنج و غم
امام مهربان
گل زهرا نشان
رود سوی جنان
آه و واویلتا۳
شهید کینه شد،امام بی قرین
ز داغ او رضا،بگشته دلغمین
امام مسلمین
شده مسموم کین
ز جور مشرکین
آه و واویلتا۳
ز جور دشمنان،به زندان جای اوست
به یاد ذات حق،همه شب های اوست
شده غم قسمتش
بود این غربتش
شکسته حرمتش
آه و واویلتا۳
بخواهد مرگ خود،ز حی داورش
ز غم راحت شود،چو زهرا مادرش
شده او خونجگر
نموده زهر اثر
به جانش زد شرر
آه و واویلتا۳
شده در محبسش،دعایش مستجاب
ز داغ او بود،همه دل ها کباب
به دوشش غم کشید
چه از دشمن شنید
به زندان شد شهید
آه و واویلتا۳
صفابخش جهان،امام انس و جان
ز ظلم دشمنان،بهارش شد خزان
همه دل ها غمین
ز ظلم و جور و کین
تنش روی زمین
آه و واویلتا۳
شد کاظمین پر از غم(امشب ز داغ موسی)۲
دل های ما بسوزد(از سوز داغ مولی)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲
زین همه ظلم و کینه(راحت شده ز غم ها)۲
از محبس عدویش(رود به سوی زهرا)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲
می کرد در غریبی(هر صبح و شب عبادت)۲
گردیده کنج زندان(قتلگه شهادت)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲
از جور این زمانه(او را چه ظالمانه)۲
می زد ز ظلم و کینه(سندی به تازیانه)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲
نور دو چشم زهرا(هفتم امام مظلوم)۲
گردیده کنج زندان(از زهر کینه مسموم)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲
با زهر کینه کشتند(هفتم امام ما را)۲
شهید کینه کردند(امام و مقتدا را)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲
شیعه از این مصیبت(روزش چو شام تاره)۲
جسم نحیف مولی(بر روی تخته پاره)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲
خون شد قلوب شیعه(زین همه ظلم و بیداد)۲
مانده سه روز تن او(بر پل شهر بغداد)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲
تشییع شد تن او(بر روی دوش یاران)۲
پیکر پاک جدش(در زیر سم اسبان)۲
شهید ظلم اعدا
امام هفتم ما
واویلتا واویلا۲
از روز اول عمر،سایل این درم من
ریزه خور سرای،موسی بن جعفرم من
واویلتا واویلا۴
ای عاشقان دوباره،امشب به شور و شینم
با این دل شکسته،مهمان کاظمینم
واویلتا واویلا۴
بودی همیشه شادان،از لطف خاص یزدان
از کینه های هارون،بودی به کنج زندان
واویلتا واویلا۴
تو را به وقت افطار،چه ظالمانه می زد
بر بدن نحیفت،با تازیانه می زد
واویلتا واویلا۴
در کنج حبس دشمن،روی تو گشته نیلی
چون فاطمه کبود است،رخت ز ضرب سیلی
واویلتا واویلا۴
درد و محن ز دشمن،درون سینه داری
سوزی به روی دل از،داغ مدینه داری
واویلتا واویلا۴
سندی به زهر کینه،آتش زده به جانت
سوزانده قلب و سینه،تا مغز استخوانت
واویلتا واویلا۴
جانت ز ظلم دشمن،رسیده بر لب تو
بر جان رسد نوای،خلصنی یا رب تو
واویلتا واویلا۴
این غم به قلب زارم،آتش زده دوباره
جسم عزیز زهرا،بر روی تخته پاره
واویلتا واویلا۴
شهید ظلم اعدا،راحت شدی ز غم ها
رفتی ز دار دنیا،مهمان شدی به زهرا
واویلتا واویلا۴
زنم همیشه فریاد،زین همه ظلم و بیداد
مانده سه روز جسمت،بر روی جسر بغداد
واویلتا واویلا۴
کاظمین در عزایت،شد همچو روز عاشور
در کربلا به مقتل،پیچیده نفخه ی صور
واویلتا واویلا۴
جدت به کربلا شد،غلتان به خون تپیده
زینب کنار جسمش،گریان و قد خمیده
واویلتا واویلا۴
آقا پس از شهادت،جدا نشد سر تو
کسی نزد پس از تو،سیلی به خواهر تو
واویلتا واویلا۴
امشب گل باغ علی و زهرا
واویلا واویلا
راحت شود از درد و رنج و غم ها
واویلا واویلا
در کاظمین شوری دگر به پا شد
واویلا واویلا
از داغ کاظم در غم و عزا شد
واویلا واویلا
هفتم امام آن ماه بی قرینه
واویلا واویلا
شد از ستم مسموم زهر کینه
واویلا واویلا
آن کس که بودی نور چشم امت
واویلا واویلا
جان داده از زهر ستم به غربت
واویلا واویلا
سندی زده آتش به جسم و جانش
واویلا واویلا
سوزانده زهر تا مغز استخوانش
واویلا واویلا
هفتم امام از کینه گشته خاموش
واویلا واویلا
گردیده از داغش رضا سیه پوش
واویلا واویلا
کاظم شده شهید ظلم و بیداد
واویلا واویلا
جسمش سه روز مانده به جسر بغداد
واویلا واویلا
شکر خدا نبوده دختر تو
واویلا واویلا
نقش زمین ندیده پیکر تو
واویلا واویلا
امشب ز غم گریان کاظمینیم
واویلا واویلا
یاد امام کاظم و حسینیم
واویلا واویلا
تشییع جنازه گشته پیکر تو
واویلا واویلا
اما نشد از تن جدا سر تو
واویلا واویلا
جسم شریفت روی دوش یاران
واویلا واویلا
جسم حسین شد پایمال اسبان
واویلا واویلا
امام هفتمین در زندان
شده از رنج و غم پریشان
بود در غریبی او گریان
بریزد اشک غم چون دریا
واویلا واویلا واویلا۳
بر او گشته ظلم و کین افزون
از ستم ها و جور هارون
شده زین مصیبت ها دلخون
به دوشش بود کوه غم ها
واویلا واویلا واویلا۳
سندی از کینه ظالمانه
بزد بر پیکرش نشانه
که مانده جای تازیانه
نموده با خدایش نجوا
واویلا واویلا واویلا۳
خون دل ها شده غذایش
به زندان شده این دعایش
بخواهد مرگش از خدایش
به عجل وفاتی سریعا
واویلا واویلا واویلا۳
بین عالم بود او مظلوم
که از حق خود گشته محروم
به زهر کینه گشته مسموم
بود در کنج زندان تنها
واویلا واویلا واویلا۳
شهید زهر کین گردیده
فدای راه دین گردیده
شیعه اش دلغمین گردیده
رفته هفتم امام از دنیا
واویلا واویلا واویلا۳
شهید راه قرآن گشته
بر او ظلم فراوان گشته
رضا از غم پریشان گشته
بسوزد از این داغ بابا
واویلا واویلا واویلا۳
کجا می رود روح ایمان
پیکرش روی دوش یاران
رضا گشته ز داغش گریان
عزایش به هر جا شد برپا
واویلا واویلا واویلا۳
◾نوحه سینه زنی
◾شهادت امام کاظم(ع)
◾سبک همه جا کربلا
◾بنداول
کنج زندان منم چشم براه رضا
بهر دیدار من ای رضا جان بیا
تازیانه شده شام افطار من
در شکنجه بود جسم بیمار من
ای رضا جان بیا(۲)
◾بنددوم
مرگ خود میکنم از خدا من طلب
کنج زندان شده چون یکی روز و شب
من به یاد تو و گریههای توام
گر چه در غربتم پا به پای توام
ای رضا جان بیا(۲)
◾بندسوم
یاد لعل لب خشک اصغر کنم
گریه بر خشکی تیر و حنجر کنم
مهر مظلومی شاه کرببلا
بهر دیدار من ای رضا جان بیا
ای رضا جان بیا(۲)
#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza
?بند 1
میدونی خیلی دوستدارم
روضتون بهشتمه آقا
نوکری کردنه واسه تو
توی سرنوشتمه آقا
چه خوبه سینه بزنم تو حرمت
نوشتم از لطف و عطا و کرمت
خورده دوباره به دل حیرونم
آقای با وفا نسیم پرچمت
مولای غریب مولا
?بند 2
تو خودت حالمو میدونی
نفسم گرفته از این غم
همه دنیای من ای مولا
شده غرق ناله و ماتم
ببین که از غم تو میباره دلم
به درد غصه هات گرفتاره دلم
بزار بمونم نوکرت حضرت شاه
یه کربلا بده بین زاره دلم
مولای غریب مولا
?بند 3
تو شهید شدی غریبونه
ولی آقا نشدی بی سر
زیر نیزه با لب تشنه
نبودی و نزدی پرپر
خونه دلم برای شاه سر جدا
که رفت غریبونه به زیر دستو پا
صدای غربتش رسید از گودال
تنش روی خاک و سرش به نیزه ها
مولای غریب ارباب
? بند ۱
ای کسی که کنج زندون بودی
دلت از غصه دنیا میسوخت
تنها بودی و نداشتی هم دم
قلبت از هجوم غمها میسوخت
نفسات شده شمرده دیگه
دنیاخیلی بد باتو تا کرده
وقتی پرکشیدی گفتن آقا
غیر ممکنه دیگه بر گرده
پیرهن مشکیمو
باز کردم به تنم
واسه غربت تو
آقا سینه میزنم
السلام علیک یا غریب المظلوم
? بند ۲
باورش سخته ازاینکه آقا
قل و زنجیر به پای تو بستس
انقدی که تو رو اذیت کردن
جسم وروحت قد دریا خستس
بارونیه آسمون چشمات
دلت از زمونه خیلی سیره
دیگه واسه رفتنت بی تابی
آقا جونت داره از دست میره
دل دریایی تو
دشمنا خون کردن
قلبتو بی رحما
خیلی داغون کردن
السلام علیک یا غریب المظلوم
☑️ بند اول
ای یادگار حیدر ای وارث پیغمبر
مولانا. مولانا آقا موسی بن جعفر
تو سرور دلهایی ارباب با وفایی
مولانا. مولانا تو عزیز الزهرایی
من از عشق تو مجنونم
هر شب از شما میخونم
من اون نوکر دیوونم
یا موسی بن جعفر
آقا صحن و حرمی زیبا داری
توی قلب سینه زنها جا داری
مولا مولا سرور جنتی
مولا مولا حُبُّکَ نعمتی
?سیدی یا موسی بن جعفر
☑️ بند دوم
گوشم بر فرمان تو زندگیم از آن تو
حیرونم حیرونم دستم بر دامان تو
قلبم در شور و شینه اسم تو نور عینه
مرغ روحم امشب راهی کاظمینه
ای که دادی بال و پرم
نذر تو پدر مادرم
مولا قسمتم کن حرم
یا موسی بن جعفر
آقا یک عالمه تو مجنون داری
توی دنیا چقدر حیرون داری
مولا مولا کلب ناقابلم
مولا مولا سائلم سائلم
?سیدی یا موسی بن جعفر
☑️ بند سوم
مست جامتم آقا جلد بامتم آقا
شاه عالم باشم باز غلامتم آقا
حال قلبم معلومه یک حرم آرزومه
کربلایی ام کن تو رو جون معصومه
مولا ای عشق دیرینم
عشقت رویای شیرینم
هر شب میزنم به سینم
یا موسی بن جعفر
ورد لبهای من امشب جان آقا
جانیم اولسون آدیوا قربان آقا
دوستت دارم ای تب و تاب من
دوستت دارم تویی ارباب من
?سیدی یا موسی بن جعفر(ع)
بدون عشق تو / عمرو هدر دادم
تا کاظمین امشب / دلم رو پر دادم
باب الحوائج هستی و حلال مشکلاتی
بابای سلطانی؛ تویی که معنی حیاتی
تو علت آرامشم روی پل صراطی
من حاجتامو آقا * میگیرم از همین در
توو سختیا میخونم * یا موسی بن جعفر
یا باب الحوائج * یا موسی بن جعفر ۲
با حالتی مضطر / کنج سیاچالم
از ضربه ی دشمن / شکسته شد بالم
خلصنی یا رب رو لبم اشکام شده روونه
وقتی که میگه ناسزا قلبم رو میسوزونه
تنهای تنهام جز خدا کی حالمو میدونه
از تازیونه جونم * دیگه به لب رسیده
زهر جفا اثر کرد * شد قدم خمیده
یا باب الحوائج * یا موسی بن جعفر ۲
روزا و شبهامو / با غصه سر کردم
به یاد معصومه / چشمامو تر کردم
کاشکی یکی از دخترم واسم خبر بیاره
دوری برا دختر یه درده؛ غم رو دل میذاره
گریم گرفت واسه رقیه که بابا نداره
دردم به پا رقیه * اصلا حساب نمیشه
از داغ عمه زینب * گریونم همیشه
واویلا واویلا واویلا واویلا ۲
روضه ی باب الحوائج - دوای درد دلامون
روضه ی باب الحوائج - راهِ حلِ مشکلامون
ساحل آرامش و / کرامت شیعه هاس
انیس بیچاره ها / پدر امام رضاس
میخونم امشب * با قلب مضطر
باب الحوائج * موسی بن جعفر ۳
روضه ی باب الحوائج - پناهِ بی سر پناهاس
روضه ی باب الحوائج - گواهِ ایمان ماهاس
پدرشه حیدر و / مادرشه فاطمه
تجلی کظم غیض / ملقب به کاظمه
هستم فقیر و * میگم مکرر
باب الحوائج * موسی بن جعفر ۳
روضه ی باب الحوائج - میبره دلو کاظمین
روضه ی باب الحوائج - عشقِ عاشقای حسین
شبیه این آقا رو / یکی بگه کی دیده؟
کربلای نوکرو / با یه اشاره میده
رزق حرم رو * میدی تو آخر
باب الحوائج * موسی بن جعفر ۳
آسمان روی زمین جایی به جز زندان نداشت
غربتش را، آشنایی غیر زندانبان نداشت
بیملاقاتیترین زندانی قعر زمین
وقت تنهایی به جز از آسمان مهمان نداشت
ارثِ مَحبس بود، از زندان به زندان میرسید
عمرِ زندان سر میآمد؛ حبس او پایان نداشت
«ربِّ خَلِّصنی» پرِ پرواز از دیوار بود
جان برای پر کشیدن از تن او جان نداشت
روزهایش شب، شبش شب، کورسویی هم نبود
صفحهی تقویمِ عمرش جز شب هجران نداشت
اشکهایش سیلی و شلاق را مغلوب کرد
آسمان در چلهاش چیزی به جز باران نداشت
نور در زنجیرِ ظلمت هم پر از تنویر بود
آفتابی که فرار از نور او امکان نداشت
در عبایش داشت چترِ «اَلَّذینَ آمَنوا»
میگشود آن را برای هر کسی ایمان نداشت
«لَنترَانی» پاسخِ موسای آلالله نیست
نورِ مطلق چیزی از آیینهاش پنهان نداشت
از غمت - گریه کرده غل و زنجیر
گوشه ی - این زندون شدی زمین گیر
با طناب - بستن راه نفست رو
وای من - از این زندگی شدی سیر ۲
پهلوت که تیر می کشه ، صدا می زنی (مادر ۳)
زبونم لال آقا یه وقت ، نخوری زمین (با سر۳) ۲
گوشه ی سیاه چال / شده قتلگاهت
چی به سرت آوردن مگه / چی بوده گناهت
وای از این غریبی ۴
وای من - از بی رحمی زمونه
روزه هات - وا می شد با تازیونه
رو تنت - جای زنجیر و طنابه
حالتو - کی غیر از خدا می دونه ۲
با دستایی که بسته ست، صدا می زنی (زینب۳)
برا غریبی حسین ، گریه می کنی (هر شب۳) ۲
کی مث تو اینقدر / ناسزا شنیده
باز خدا رو شکر خواهر تو / بزم می ندیده
وای از این غریبی ۴
ميون سياه چال / داره ميره از حال
روى شونه هاش زخم - سرش زخميه
تمومى بال و - پرش زخميه
گناهش چى بوده / كه چشماش كبوده
يهودى به پهلوش - لگد مى زنه
شبيه مغيره - چه بد مى زنه
اين روضه داره
از روضه ى فاطميه سر در مياره
اين تن چرا حجمى به روى خاک نداره
دل غصه داره
پهلوش شكسته
هم ساق پاى آقا هم بازوش شكسته
خورده زمين پس گوشه ى ابروش شكسته
پهلوش شكسته
ای وای من ای وای من ۳
دلم غصه داره / روى تخته پاره
تن آقامونه - بميرم براش
كه دل مى سوزونه - بميرم براش
اگرچه كه تنهاس / رو دوش غلاماس
ديگه تخته كه از - حصير بهتره
به ياد تنى كه - بدون سره
گفتن نداره
بسوز برا آقايى كه كفن نداره
ميون قتلگاهه، پيرُهن نداره
گفتن نداره
با سم مركب
رزازى كردن بدن سالار زينب
اين روضه جون زينبو رسونده بر لب
با سم مركب
ای وای من ای وای من ۳
توو سخت ترین لحظه ها
توی گرفتاریا
تا به تو رو میزنم - باب المراد
آروم میگیرم آقا
هرکس یه دفعه / پیش تو مهمون میشه
دردایی که داره / همگی درمون میشه
با لطف نگات / امام رضایی میشه
از توو حرمت / راهی خراسون میشه
(من ازت دوا گرفتم
من ازت شفا گرفتم
حاجاتامو ازت ، بارها گرفتم) ۲
یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ۲
این بغض توی گلوم
حالا شده آرزوم
ببینم آقا منم - با لطف تو
ضریحتو رو به روم
پر کشید دلم / تا حرم کاظمین
پر زد توی صحنت / ای پناه عالمین
بنویس تو برام / لحظه ی تحویل سال
خونوادگی / صحن و سرای حسین
(گره هام توو روضه وا شد
همه حاجتام روا شد
ذکر قلبم فقط ، غرق این نوا شد) ۲
یا باب الحوائج ، یا موسی بن جعفر ۲
تَه سیاچال اسیرم خدا
احاطهم کردن غم و غصّه ها
دلم خیلی تنگه واسه رضا - بیا بابا
توو این غربت
مونسی نیست/همدمی نیست/همدمی جز این زنجیر
صُب(ح)شکنجه/شب شکنجه/چه کنم با این تقدیر؟
مثل زهرا/دیگه من هم/شدم از زندگی سیر
مِن سجنِ هارون خَلِّصنی یارب یارب ۳
نذاشته شلاق رَمَقی برام
با تَه مونده ی جوهر صدام
روضه خون قِصّه ی کربلام - غریب آقام
من با دردِ
ساقِ پایی/که شکسته/هر جوری هست میسازم
هر دفعه تیر/میکشه پام/یادِ گودال میندازم
یاد چکمه/یاد سینه/به یادِ نعل تازم
مِن سجنِ هارون خَلِّصنی یارب یارب ۳
پچه دنیای سختی بود
دنیای بدون تو
تو آغوشمه حالا
یه تیکه نشون تو
هنوز غمت سنگینه
چشمای من کربلاتو میبینه
غمای تو یادم هست
تشنگی لبای تو یادم هست
با داغ تو، منم شدم شهیده
من زینبم، زینب قد خمیده
---
رفتی و قرارم رفت
تو بودی قرار من
باغ گل که میبینم
گریه میشه کار من
گلای من پرپر شد
پیش نگام برادرم بی سر شد
دل نگرون بودم من
وقتی که حرف غارت پیکر شد
با بودنت، تو حرم احترام بود
کی صحبت از، آتیش و ازدحام بود
با داغ تو منم شدم شهیده...
---
گرفتم توو آغوشم
سردش شد و می لرزید
شبا که بدونِ تو
رقیه(س) نمی خوابید
محل نمیداد انگار
دخترِ شامی با لباس ِگلدار
جاری شد اشکِ چشمام
میگفت برام عیدی خریده بابام
دلتنگِ تو، رقیه(س) رفت حسین(ع)جان
داغش نرفت، از دلِ من به قرآن
با داغ تو منم شدم شهیده...
ملودی و بند۱و۲:
#مجتبی_کریمی
شعربند۳: #مرضیه_عاطفی
➖➖➖
منبع جواز نوکری
1️⃣ لینک کانال تلگرام
? t.me/javazenokari